منوی اصلی

پیرامون عدل الهی

پیرامون عدل الهی

 

معناى لغوی عدل‏

معناى لغوى عدل، جاى گرفتن هر چيز در جاى شايسته و بايسته خود است. اين معنا در كلّ جهان آفرينش حكم فرماست. حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بر اين معنا اشارت دارد كه فرموده است: «بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَالْأَرْضُ» «1» به عدالت، آسمان‏ها و زمين بر پاست. به ‏عنوان مثال، اگر تعادل نيروى جاذبه و گريز از مركز كره زمين، از ميان رَوَد و يكى بر ديگرى چيره شود، زمين به‏سوى خورشيد جذب و نابود مى‏شود يا از مدار خود بيرون مى‏رود و در فضاى بيكران، سرگردان و نابود مى‏گردد.

معنای اصطلاحی عدل 

معناى اصطلاحى عدل، مراعات حقوق ديگران است كه نقطه برابر آن، ظلم است؛ يعنى حق ديگران را پايمال كردن. در رعايت عدل بايد استحقاق‏ها و اولويّت‏ها در نظر گرفته شود و هر صاحب حقى به آنچه حق و شايسته اوست، برسد. اگر استحقاقها و اولويتها مساوى باشند، مراعات عدالت به اين است كه پاداش آنها مساوى باشد و اگر استحقاقها و اولويتها متفاوت باشند، عدالت با پاداش متفاوت آنها حاصل مى‏شود. براى مثال، رعايت عدالت ميان دانش‏آموزان يك كلاس به اين نيست كه در آزمون به همه آنان نمره‏اى مساوى داده شود، عدالت ميان دو نفر كارگر به اين نيست كه به هر دو مزدى مساوى پرداخت شود، بلكه عدالت به اين است كه به هر دانش‏آموزى به اندازه معلوماتش، نمره و به هر كارگرى به مقدار كار و زحمتش، مزد داده شود.
عدالت خداوند در سه مرحله «تكوين»، «تشريع» و «جزا» جريان دارد. خداوند، هم در تكوين و آفرينش اشيا، استحقاق و ظرفيت آن‏ها را مراعات نموده، هم در تشريع و قانونگذارى، تاب و توان افراد را لحاظ مى‏كند و هم در جزا، آنچه را سزاى نيك و بد عمل افراد است به آنان مى‏دهد.

عدل در تكوين‏

خداوند، هر موجودى را در جاى شايسته و بايسته‏اش قرار داده و آن درجه از وجود و كمال را كه استحقاق دريافتش را داشته، به او عطا كرده است. در آياتى از قرآن مجيد به آفرينش جهان، براساس عدل اشاره شده است. از آن جمله است آيه زير: «وَالسَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْميزانَ»  و آسمان را برافراشت و ميزان را قرار داد.
ميان آفرينش اشيا و خلقتِ ويژه آن‏ها، انفكاكى نيست و هر چيزى خلقت و آفرينشى ويژه دارد كه خداوند، همان خلقت را به آن عطا كرده است: «رَبُّنَا الَّذى‏ اعْطى كُلَّ شَىْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» «1» پروردگار ما كسى است كه به هر چيزى آفرينش ويژه همان را داده و سپس آن را هدايت نموده است. خداوند در آيه‏اى ديگر، در تمثيلى بر اين حقيقت اشاره كرده و فرموده است: «انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ اوْدِيَةٌ بِقَدَرِها» «2» از آسمان آبى فرود آورد و رودخانه‏هايى به قدر ظرفيتشان جارى شدند.
بنابراين، خداوند در مرحله تكوين، هر موجودى را به اندازه ظرفيت و استعدادش، از بركت «وجود» برخوردار كرده است. رحمت الهى و فيض وجود از ناحيه او سرازير است و هر موجودى با توجه به ظرفيت خود از آن بهره مى‏گيرد.
 

عدل در تشريع‏

خداوند در قانونگذارى و اوامر و نواهى خويش نيز، عدالت را ارج نهاده و بيش از تاب و توان افراد بر آنان تكليفى ننهاده است؛ «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً الَّا وُسْعَها» «3»
خدا بر هيچ كس مگر به قدر توانايى او تكليف نمى‏كند. در زير، شمارى از نمودهاى عدالت الهى در تشريع را برشمرده‏ ايم:
1- خداوند تكليف را از نابالغان و ديوانگان برداشته است؛ زيرا آنان توان بدنى يا عقلانى انجام تكاليف را ندارند.
2- برخى چيزهاى حرام را در حالت اضطرار و ناچارى، روا شمرده است؛ چنان كه در حديثى از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل است: «رُفِعَ عَنْ امَّتى‏ تِسْعَةٌ ... وَ مَا اضْطُرُّوا الَيْهِ» «1» از امّت من نُه چيز برداشته شده است ... و [يكى از آن‏ها] چيزهايى است كه بدان اضطرار يابند.
يعنى خداوند، مكلّفان را براى برخى كارهاى حرام، كه از روى اضطرار انجام گيرد، كيفر نمى‏ دهد.
3- خداوند، تكليفى بيش از توان مكلّفان وضع نكرده است؛ مثلًا وجوب روزه را از بيمار، غسل و وضو را از كسى كه آب برايش زيان دارد، نماز ايستاده را از كسى كه توان انجام آن را ندارد، برداشته است: «وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ» «2» و در دين كارى سخت بر شما ننهاده است. به عبارت ديگر، خداوند، همه افراد را به تكليفى در حدّ توانشان موظف نموده و بر كسى كه توان بيشترى داشته، تكليف بيشترى قرار داده است. اگر تفاوتى در بخشى از تكاليف، ميان افراد مشاهده مى‏شود، به دليل مراعات توان، موقعيّت و شرايط خاص مكلّفان است؛ براى نمونه، افراد مستطيع و توانمند را به انجام حج، اداى خمس و زكات و انفاق مكلف كرده و اين تكاليف را از ديگران برداشته است.
                     

عدل در جزا

خداوند در روز قيامت با رسيدگى به كردار بندگان، افراد شايسته را پاداش نيك مى‏دهد و گنهكاران را به كيفر مى‏رساند و در اين پاداش و كيفر نيز ظلمى نيست؛ زيرا هر چه بدانان مى‏رسد، بازتاب كار خود آنان است و سزاوار آن بوده‏اند؛ ستم آن‏جاست كه كسى كيفرى ببيند كه سزاى او نيست. اگر خداوند، مؤمنى را بيهوده به دوزخ ببرد، ستم است، درحالى كه او مى‏فرمايد: «افَنَجْعَلُ الْمُسْلِمينَ كَالُمجرِمينَ» «1» آيا مؤمنان را همچون مجرمان قرار مى‏دهيم؟! همچنين مى‏فرمايد: «امْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كَالْفُجَّارِ» «2»آيا [مى‏پندارى‏] پرهيزگاران را همچون بدكاران قرار خواهيم داد؟!
پاداش هر كس به اندازه عمل و اخلاص اوست و كيفر هر كس به اندازه نافرمانى اوست. قرآن درباره تفاوت مجاهدان و ديگر كسان مى‏ فرمايد: «لا يَسْتَوِى الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيرُ اولِى الضَّرَرِ وَالُمجاهِدُونَ فى‏ سَبيلِ اللَّهِ‏بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ، فَضَّلَ اللَّهُ الُمجاهِدينَ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً» «3»مؤمنان خانه‏نشين- كه زيان ديده نيستند- با آن مجاهدانى كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‏كنند، يكسان نيستند. خداوند كسانى را كه با مال و جانشان جهاد مى‏كنند، به درجه‏اى بر خانه نشينان برترى بخشيده است. همچنين، درباره تفاوت كسانى كه در غربت اسلام و كمى تعداد مسلمانان به يارى‏ اسلام برخاسته و جهاد و انفاق كرده‏اند و كسانى كه در حال غلبه و قدرت اسلام، به جهاد و انفاق پرداخته‏اند، مى‏فرمايد: «لا يَسْتَوى‏ مِنْكُمْ مَنْ انْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ اولئِكَ اعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ انْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا» «1» كسانى‏ از شما كه پيش‏از فتح [مكّه‏] انفاق و جهاد كرده‏اند، [با ديگران‏] يكسان نيستند. آنان از حيث درجه بزرگتر از كسانى‏اند كه پس [از فتح‏] به جهاد و انفاق پرداخته‏ اند.
قرآن بطور كلى مى‏ فرمايد: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ» «2» پس، هر كس هموزن ذرّه‏اى، نيكى كرده باشد [پاداش‏] آن را خواهد ديد و هر كس هموزن ذره‏اى، بدى كرده باشد [كيفر] آن را خواهد ديد.
بنابراين، در مقام جزاى اعمال، خداوند به بندگان ستمى روا نمى‏دارد و آنچه به‏عنوان پاداش و كيفر در نظر گرفته، عدل است، بلكه بالاتر از اين، به نيكان بيش از آنچه سزاى آن‏هاست پاداش مى‏دهد و اين بالاتر از عدل- يعنى فضل- است: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها» «3» هر كس كار نيكى كند، براى او ده برابر پاداش است.
و كيفر زشتكاران را به اندازه گناهشان قرار داده و فرموده است: «وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى‏ الاّ مِثْلَها» «4» و هر كس گناهى انجام دهد، تنها همانند آن جزا داده مى‏شود.
افزون بر اين، خداوند نسبت به زشتكاران نيز با لطف و مرحمت رفتار مى‏كند و عذاب آنان را كمتر از كيفر عادلانه قرار مى‏دهد: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبما كَسَبَتْ ايْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ» «1» هرگاه مصيبتى به شما رسد، به دليل اعمالى است كه انجام داده‏ايد، و بسيارى را نيز مى‏بخشايد.
در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: «وَ ما يَعْفُوا اللَّهُ أَكْثَرُ مِمَّا يُؤاخِذُ بِهِ» «2» آنچه خداوند از آن مى‏گذرد، بيش از آن است كه مؤاخذه مى‏كند.

منبع: مبدء و معاد, جمعی از نویسندگان, از مجموعه آثار پژوهشکده تحقیقات اسلامی(زمزم 5)            
                     

1 دیدگاه‌ها

ناشناس در چهارشنبه, ۰۸ بهمن, ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۲:۳۲
با سلام و تشکر از مطلب ارائه شده در مقاله شما ارجاعات درون متن آیات شما به ترتیب نیست و در انتهای مقاله مشخص نشده که هر ارجاعی به کدام سوره و آیه و یا روایت بر می گردد

افزودن دیدگاه جدید