منوی اصلی

داستان های امام حسن (ع)

داستان های امام حسن علیه السلام

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): مهمان نوازی

عربى بدشكل و بسيار زشت رو، ميهمان حضرت مجتبى (عليه السلام ) گرديد و بر سر سفره نشست...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سازش يا نجات خود و اسلام

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سازش يا نجات خود و اسلام

پس از آن كه امام رضا (ع) وارد شهر خراسان گرديد، تحت مراقبت شَديد مامون و مامورانش قرار گرفت و مرتّب شكنجه هاى گوناگون روحى و فكرى بر حضرتش وارد مى گشت.

داستان ائمه: امام حسن (ع): پنج درس ارزنده و آموزنده

داستان ائمه: امام حسن (ع): پنج درس ارزنده و آموزنده

پنج درس ارزنده و آموزنده از زندگانی امام دوم شیعیان، امام حسن مجتبی علیه السلام

داستان ائمه: امام حسن (ع): پيش بينى خطر در تشييع جنازه

داستان ائمه: امام حسن (ع): پيش بينى خطر در تشييع جنازه

برادرم، حسين! تو را به چند نكته مهمّ سفارش و توصيه مى كنم؛ و از تو مى خواهم كه به آن ها اهميّت دهى.

داستان ائمه: امام حسن (ع): در آخرين لحظات، در فكر هدايت

داستان ائمه: امام حسن (ع): در آخرين لحظات، در فكر هدايت

روزى من به همراه يكى از دوستانم جهت عيادت آن حضرت به محضر شريف ايشان شرفياب گشتيم ...

داستان ائمه: امام حسن (ع): دو قصر سبز و قرمز در بهشت

داستان ائمه: امام حسن (ع): دو قصر سبز و قرمز در بهشت

چون امام حسن مجتبى (ع) روزهاى آخر عمر خويش را سپرى مى نمود و زهر، تمام وجودش را فرا گرفته بود و چهره مباركش به رنگ سبز متمايل گشته بود...

داستان ائمه: امام حسن (ع): نصايحى سعادت بخش در لحظاتى حسّاس

داستان ائمه: امام حسن (ع): نصايحى سعادت بخش در لحظاتى حسّاس

هنگامى كه حضرت را مسموم كرده بودند، در آخرين لحظات عمر شريفش، به حضور ايشان شرفياب شدم، ديدم جلوى آن حضرت طشتى نهاده بودند،...

داستان ائمه: امام حسن (ع): مجازات زن بدكاره با كنيز

داستان ائمه: امام حسن (ع): مجازات زن بدكاره با كنيز

روزى امام حسن (ع) در منزل پدرش اميرالمؤمنين علىّ (ع) نشسته بود كه عدّه اى وارد شدند و گفتند: ما اميرالمؤمنين را مى خواهيم.

داستان ائمه:امام حسن (ع): جواب شش موضوع مبهم

داستان ائمه: امام حسن (ع): جواب شش موضوع مبهم

روزى يك نفر از بلاد روم خدمت امام علىّ عليه السلام وارد شد و اظهار داشت: من يك نفر از رعيّت تو و از اهالى اين شهر هستم.

داستان ائمه: امام حسن (ع): جنّ حامى گمشدگان با خدا

داستان ائمه: امام حسن (ع): جنّ حامى گمشدگان با خدا

حضرت رسول (ص) مختصر ناراحتى جسمى بر او عارض شد، فاطمه زهراء به همراه امام حسن و حسين عليهم السلام به ديدار آن حضرت آمدند؛ و...

داستان ائمه: امام حسن(ع): فایده گذشت و ملاطفت

داستان ائمه: امام حسن (ع): فایده گذشت و ملاطفت

روزى جمعى از بنى اميّه در محلّى نشسته بودند و در جمع ايشان يك نفر از اهالى شام نيز حضور داشت .

داستان ائمه: امام حسن(ع): ايثار پيرزن و عكس العمل امام

داستان ائمه: امام حسن(ع): ايثار پيرزن و عكس العمل امام

روزى امام حسن و برادرش حسين عليهمالسلام به همراهى شوهر خواهرشان -عبداللّه بن جعفر- به قصد مكّه و انجام مراسم حجّ از شهر مدينه خارج شدند.

داستان ائمه: امام حسن(ع): ترس از مرگ به جهت تخريب خانه

داستان ائمه: امام حسن(ع): ترس از مرگ به جهت تخريب خانه

امام حسن (ع) دوستى شوخ طبع داشت كه مرتّب به ملاقات و ديدار آن حضرت مى آمد، تا آن كه مدّتى گذشت؛ و هيچ خبرى از اين شخص نشد.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): جواب تسليت يا هوشدار باش

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): جواب تسليت

يكى از دختران امام حسن مجتبى (ع) وفات يافت؛ و عدّه اى از دوستان و علاقه مندان آن حضرت، نامه تسليتى براى آن بزرگوار ارسال داشتند....

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): ترور توسّط جيره خواران مزدور

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): ترور توسّط جيره خواران مزدور

معاويه براى ولايت عهدى فرزندش يزيد؛ و گرفتن بيعت از مردم، امام حسن مجتبى (ع) را در برابر سياست شوم خود، همچون سدّى محكم مى دانست.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): پذيرائى از هفتاد ميهمان و سخن آهو

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): پذيرائى از هفتاد ميهمان و سخن آهو

يكى از راويان حديث و از اصحاب امام حسن (ع) حكايت كند: روزى به همراه عدّه اى از دوستان در خارج از شهر مدينه، كنار آن حضرت نشسته و مشغول صحبت بوديم.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع):  برخورد سازنده در قبال استهزاء جاهل

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): برخورد سازنده در قبال استهزاء جاهل

روزى آن حضرت وارد مسجد النّبى شد، عدّه اى از بنى اميّه را ديد كه هر كدام به گونه اى به آن حضرت زخم زبان مى زنند و او را مورد استهزاء قرار داده اند.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): عكس العمل در قبال توهين و استهزاء

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): عكس العمل در قبال توهين و استهزاء

روزی، شخصی به امام حسن علیه السلام چنین گفت: سلام بر تو كه مؤمنين را ذليل و خوار گرداندى.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): پاداش هديه و علم آموزى

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): پاداش هديه و علم آموزى

روزى شخصى از دوستان امام حسن مجتبى عليه السلام هديه اى به محضر آن حضرت تقديم كرد.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): زنده نمودن دو مرده گنهكار

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): زنده نمودن دو مرده گنهكار

چه چيزى حضرت موسى عليه السلام را در مقابل حضرت خضر عليه السلام عاجز و ناتوان كرد؟

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): تقاضاى فرزند به جاى قيمت روغن

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): تقاضاى فرزند به جاى قيمت روغن

امام مجتبى عليه السلام از مدينه با پاى پياده ، عازم مكّه معظّمه گرديد؛ و چون با پاى برهنه راه را مى پيمود، پاهايش آسيب ديده و متورّم شد،...

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): نصيحت فرزند جهت يارى برادر

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): نصيحت فرزند جهت يارى برادر

در واقعه کربلا، حضرت قاسم -فرزند امام حسن (ع)- نيز حضور داشت و چندين مرتبه از عموى خود تقاضاى رزم كرد؛ ولى حضرت نپذيرفت.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): رسوائى توطئه گر

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): رسوائى توطئه گر

روزى عَمرو بن عاص نزد معاويه آمد؛ و پس از بدگوئى بسيار از امام حسن مجتبى (ع)، گفت:

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): خبر دادن از غيب در كودكى

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): خبر دادن از غيب در كودكى

در همين بين يك نفر اعرابى (بيابان نشين) وارد شد و بدون آن كه سلام كند، از حاضران پرسيد: محمّد (ص) كدام يك از شما است؟

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): زن شدن مردى در قبال توهين

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): زن شدن مردى در قبال توهين

يابن رسول اللّه! شما كه اين قدر قدرت داريد و مى توانيد با دعا معاويه را نابود كنيد و ...، چرا اين همه ظلم هاى معاويه را تحمّل كرده و سكوت مى نماييد؟!

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): روئيدن رطب بر نخل خشكيده

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): روئيدن رطب بر نخل خشكيده

... در آن مكان درخت خرماى خشكيده اى وجود داشت كه در اثر بى آبى و تشنگى خشك شده بود.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): معجزه پسر همچون پدر

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): معجزه پسر همچون پدر

روزى عدّه اى از مردم حضور امام حسن مجتبى عليه السلام آمده و به حضرت گفتند: ...

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): كدام بهترند، دشمنان يا دوستان؟

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): كدام بهترند، دشمنان يا دوستان؟

پس از جريان صلح امام حسن مجتبى عليه السلام با معاويه، آن حضرت مورد ضربت شمشير قرار گرفت.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): فلسفه صلح يا عهدنامه و ظهور حجّت

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): فلسفه صلح يا عهدنامه و ظهور حجّت

قسم به خداوند، كارى كه من انجام دادم، براى شيعه از هر عملى و از هر برنامه اى بهتر و سودمندتر بود، آيا نمى دانيد كه من امام و رهبر واجب الاطاعه شما مى باشم.

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): آزمايش امّت و مظلوميّت رهبر

داستانهای ائمه: امام حسن (ع): آزمايش امّت و مظلوميّت رهبر

پس از شهادت جانسوز امام علىّ (ع)، عدّه اى از مردم به حضور امام حسن (ع) آمده واظهار داشتند:

صفحه‌ها