منوی اصلی

داستان های پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): اولین شعار

داستانهای پیامبر اکرم (ص): اولین شعار

زمزمه هایی كه گاه به گاه از مكه در میان قبیله ی بنی غفار به گوش می رسید، طبیعت كنجكاو و متجسس ابوذر را به خود متوجه كرده بود. او خیلی میل داشت .........

نرم افزار کتاب اجرایی چهل داستان و چهل حدیث پیامبر اکرم(ص)

نرم افزار کتاب اجرایی چهل داستان و چهل حدیث پیامبر اکرم(ص)

نرم افزار کتاب اجرایی چهل داستان و چهل حدیث پیامبر اکرم(ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): ارزش احترام به مومن

داستانهای پیامبر اکرم (ص): ارزش احترام به مومن

ارزش احترام به مومن از دیدگاه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

داستانهای پیامبر اکرم (ص): سخاوت

داستانهای پیامبر اکرم (ص): سخاوت

فقيرى تصميم گرفت نزد عبيد اللّه بن عباس بيايد، ولى اشتباه كرد و به حضور پيامبر (ص) آمد به خيال اينكه او عبيد اللّه است و گفت

داستانهای پیامبر اکرم (ص): دعای پیامبر در جنگ احد

داستانهای پیامبر اکرم (ص): دعای پیامبر پس از مجروح شدن در جنگ احد

در جنگ احد بعد از اینکه پیامبر جراحتهایی را از صورت و دهان برداشت، چنین دعا کردند:

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نوجوان دانا

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نوجوان دانا

برای آنکه بیش تر خدا را دوست داشته باشیم یکی از راه هایش این است که درباره نیکی ها و نعمت های او بیشتر فکر کنیم، نوجوانی نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و...

داستانهای پیامبر اکرم (ص): شغل اهل بهشت

داستانهای پیامبر اکرم (ص): شغل اهل بهشت

مردى خدمت پيامبر (ص) آمد عرض كرد: يا رسول الله! شغل اهل بهشت چيست؟

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): اویس قرنی و اطاعت مادر

گويند اويس شتربانى مى كرد و از اجرت آن مخارج مادر خود را مى داد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نجات جوان با رضایت مادر

روزي به رسول گرامي اسلام صلّي اللّه عليه و آله، خبر دادند که فلان جوان مسلمان، مدّتي است در سکرات مرگ و جان دادن به سر مي برد ونمي ميرد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): خوشا به حال شیعیان علی

روزى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) بسيار شاد و خرم وارد ....

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): سفانه دختر حاتم

هنگامى كه اسيران بنى طى (قبيله حاتم طائى) را به مدينه آوردند و آنها را وارد خدمت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) كردند از جمله آنها سفانه دختر حاتم بود.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): شرط برای ضمانت بهشت

حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: عده اى از انصار خدمت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) آمده پس از سلام عرض كردند يا رسول الله حاجتى داريم.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): فقیر یا ثروتمند

مردى از پيروان حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) بنام سعد بسيار مستمند بود و جزء اصحاب صفه محسوب مى شد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): جواب پیامبر به پیک مستمندان

انس بن مالك گفت مستمندان مردى را به عنوان پيك خدمت حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) فرستادند.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر (ص): کدامیک بهترند؟

حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) در بيابان به شتربانى گذشتند.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): نهایت از خود گذشتگی

مردى پيش ‍رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) آمد و از گرسنگى شكايت كرد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای ائمه: امام صادق (ع): حقوق برادران دینی

معلى بن خنيس از حضرت صادق (عليه السلام) پرسید مسلمان چه حقى بر برادر مسلمان خود دارد؟

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): مثالی برای روز قیامت

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) روزى به سلمان و اباذر هر كدام درهمى داد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): مستمند و بینوا کیست؟

روزى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) به اصحاب خود فرمودند فقير و بينوا كيست؟

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): پیامبر چه کسانی را احترام می کند؟

پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) خواهرى رضاعى داشت روزى همان خواهر بر ايشان وارد شد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): جبهه جنگ یا خدمت به پدر و مادر

مردى خدمت پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض كرد يا رسول الله من خيلى مايل به جهاد هستم.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر (ص): دعا و نفرین امام علی (ع)

هنگامى كه جنازه براء بن معرور را آوردند تا حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم) بر او نماز بخواند

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): مستمند و ثروتمند

رسول اكرم صلی اللّه علیه و آله طبق معمول در مجلس خود نشسته بود. یاران گرداگرد حضرتش حلقه زده او را مانند نگین انگشتر در میان گرفته بودند و.......

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): شتر دوانی

مسلمانان به مسابقات اسب دوانی و شتردوانی و تیراندازی و امثال اینها خیلی علاقه نشان می دادند،

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): گواهی ام اعلاء

مسلمانان در مدینه مجموعا دو گروه بودند: گروه ساكنین اصلی، و گروه كسانی كه به مناسبت هجرت رسول اكرم به مدینه، از خارج به مدینه آمده بودند.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): حتی برده فروش

ماجرای علاقه مندی و عشق سوزان مردی كه كارش فروختن روغن زیتون بود نسبت به رسول اكرم، معروف خاص و عام بود.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): محضر عالم

مردی از انصار نزد رسول اكرم آمد و سؤالی مطرح کرد در صورت همزمانی دو جلسه (تشیع جنازه و شرکت در جلسه علمی) کدامیک برتر است؟

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): فرار از بستر

پیغمبر اكرم پنجاه و پنج سال از عمرش می گذشت كه با دختری به نام «عایشه» ازدواج كرد.

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): مردی که کمک می خواست

به گذشته ی پرمشقت خویش می اندیشید، به یادش می افتاد كه چه روزهای تلخ و پرمرارتی را پشت سر گذاشته، و...

داستانهای پیامبر اکرم (ص)

داستانهای پیامبر اکرم (ص): دعای مستجاب

خدایا مرا به خاندانم برنگردان! این جمله ای بود كه هند، زن عمرو بن الجموح، پس از آنكه شوهرش مسلح شد و برای شركت در جنگ احد راه افتاد، از زبان شوهرش شنید. این اولین بار بود كه ...

صفحه‌ها