منوی اصلی

دلایل عصمت پیامبران در قرآن کریم

دلایل عصمت پیامبران در قرآن کریم

آیا در قرآن کریم می توان برای عصمت پیامبران دلیل یا دلایلی ارائه نمود؟ این نوشتار به بیان مهمترین دلایل عصمت انبیای الهی که قرآن کریم به آن اشاره نموده است می پردازد.

معنای عصمت

«عصمت» در لغت به معنای باز داشتن و حفظ کردن است و در اصطلاح، لطفی الهی به بندگان خاص است که به واسطه آن، بنده با اختیار خود از فعل قبیح خودداری می کند. مسأله مصونیّت انبیاء از گناه و خطا بطور اجمال مورد قبول همه مسلمین بلکه هم صاحبان ادیان و ملل می باشد، هرچند در اقسام و خصوصیات آن اختلافاتی وجود دارد. 
عصمت دارای درجاتی است که می توان آنرا در چهار سطح قرار داد: ۱۔ عصمت در عقاید،۲۔ عصمت در امر تبلیغ، ۳۔ عصمت در بیان احکام و۴۔ عصمت در افعال وامور عادی.[1]
 

دلایل عصمت پیامبران در قرآن

آیات دالّ بر عصمت انبیاء را می توان در سه دسته‌ی کلی مورد مطالعه قرار داد:
 

آیات دسته‌ اوّل:

آیاتی که مستقیماً به عصمت انبیاء دلالت می کنند و عصیان و حتّی خطا و اشتباه آنها را منتفی می دانند و می توان گفت این آیات در حقیقت نصّ بر عصمت آنها هستند.
خود این آیات را نیز می توان به سه گروه تقسیم کرد :
 
1- آن سری از آیاتی که شخصیت انبیاء علیهم السلام را برای ما معرفی می کنند و مشخص می سازند که انبیاء علیهم السلام برگزیدگان خداوند و بندگان مخلص او هستند و خداوند ایشان را به عنوان نمونه والگوی حقیقی بین مردم قرار داده است.
از جمله آیه:
«قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ سَلامٌ عَلي عِبادِهِ الَّذينَ اصْطَفي آللّهُ خَيْرٌ أَمّا يُشْرِكُونَ» بگو: «سپاس براى خداست، و درود بر آن بندگانش كه [آنان را] برگزيده است.» آيا خدا بهتر است يا آنچه [با او] شريك مى‏گردانند؟[2]
این سنخ آیات شریفه نصّ در این مطلب هستند که انبیاء علیهم السلام به هیچ وجه دست به معصیت الهی نمی زنند و هیچ کار قبیحی را انجام نمی دهند چراکه کسی که برگزیده الهی باشد امکان ندارد، دست به معصیت خداوند بزند، چون برگزیده شدن تابع شایستگی هاست و بی معیار و ملاک نیست.
 
2- آیاتی که حاوی واژه «خلص» و مشتقّات آنها هستند،
مثلا درباره حضرت یوسف می فرماید: «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصينَ» او از بندگان مخلص ما بود. [3]
این آیات شریف وقتی انبیاء علیهم را مخلص معرفی می کنند معلوم می شود که آنها از هرگونه آلودگی و گناه پاک و منزه هستند و لذا خود دلیلی بر عصمت آنها می باشد.
 
3- آن سری آیات که انبیاء علیهم السلام را به عنوان یک نمونه والگوی واقعی معرفی می کنند.
از جمله آنها می توان به آیه زیر اشاره کرد:
- «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللّهَ وَ الْيَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللّهَ كَثيرًا» قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نيكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند. [4]
برای الگو قرار گرفتن، صلاحیت لازم است وانبیاء علیهم السلام نه فقط صلاحیّت الگو بودن را دارند، بلکه خداوند خودش آنها را به عنوان الگو و نمونه مطرح می کند وکسی که خداوند آنها را به عنوان الگو واقعی مطرح بکند، آن وقت تصور اینکه او می تواند مرتکب عصیان شود، تصوّر دور از ذهن و غیر معقولی است.
 

آیات دسته دوم:

آیاتی که بیانگر رابطه ای هستند که بین انبیاء علیهم السلام و مردم وجود دارد.
 
آیات متعلق به این گروه را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
 
1- بعضی از آنها تصریح می کنند که رابطه بین مردم و انبیاء علیهم السلام رابطه تساوی و برابری نیست، بلکه رابطه حاکم و محکوم و تابع و متبوع است و اطاعت آنها بر تمام انسانها واجب است
مانند:
- «وَ أَطيعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» خدا و رسول را فرمان بريد، باشد كه مشمول رحمت قرار گيريد. [5]
- «إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُوني وَ أَطيعُوا أَمْري» پروردگار شما [خداى‏] رحمان است، پس مرا پيروى كنيد و فرمان مرا پذيرا باشيد.[6]
 
2- دسته ای از آیات بیانگر این نکته می باشند که کسانی که مطیع انبیاء باشند و از آنها به طور کامل اطاعت کنند پاداش خوبی را خواهند داشت.
از جمله‌ی آنها آیات زیر می باشد:
-تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ يدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ اينها احكام الهى است، و هر كس از خدا و پيامبر او اطاعت كند، وى را به باغهايى درآورد كه از زير [درختان‏] آن نهرها روان است. در آن جاودانه‏اند، و اين همان كاميابى بزرگ است. [7]
از مثل این آیات نتیجه می گیریم که انبیاء علیهم السلام به طور مطلق و در دین و دنیا معصوم هستند زیرا قرآن کریم به طور مطلق امر به اطاعت آنها کرده و زمانیکه مأمور به اطاعت به طور مطلق شدیم نتیجه می شود که اعمال و گفتار آنها همگی صحیح و مطابق با موازین شرع است، چرا که در غیر اینصورت خداوند ما را انجام معاصی امر کرده است.
3- دسته ای دیگر از آیات شریفه بیانگر این مطلب هستند که اگر کسی از رسول اطاعت نکند و عصیان کند چه ضرری متوجه او خواهد شد.
از جمله:
- «وَ مَنْ يَعْصِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يدْخِلْهُ نارًا خالِدًا فيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهين» و هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند و از حدود مقرر او تجاوز نمايد، وى را در آتشى درآورد كه همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‏آور است. [8]
 

آیات دسته‌ سوّم:

دسته‌ی سوّم آیات مستقیماً به عصمت انبیاء ارتباط ندارند، بلکه یک حکم عام را بیان می کنند، اما تحت این حکم عام، عصمت انبیاء را هم می توان داخل کرد. 
1- اگرانبیاء علیهم السلام معصیت کار و گنهکار باشند لازم می آید که مستحق عقوبت باشند و داخل جهنّم شوند (معاذ الله)
چون قرآن کریم می فرماید : «ومن یعص الله ورسوله ویتعدّ حدوده یدخله ناراً خالداً فیها وله عذاب مهین» [9]
در حالی که امر مذکور باطل است چون انبیاء علیهم السلام بدون هیچ تردیدی عقاب نمی شوند؛ پس چاره ای نیست جز اینکه بگوئیم انبیاء معصوم هستند.
 
2- مرتکب گناه، عاصی و فاسق است وکسی که فاسق باشد شهادت او قطعاً مردود است
چون در قرآن آمده «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أنْ تُصيبُوا قَوْمًا بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلي ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ» اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، نيك وارسى كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد» [10]
 
حال اگر بنا باشد که انبیاء معصوم نباشند، لازم می آید که شهادت آنها مردود باشد، در حالیکه انبیاء علیهم السلام نه فقط در دنیا شهادتشان مورد قبول است، بلکه در روز قیامت هم آنها شاهد بر کلّ بشریّت خواهند بود، همانگونه که قرآن می فرماید: « وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَي النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيدًا» و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم، تا بر مردم گواه باشيد؛ و پيامبر بر شما گواه باشد [11]
 
پس کسی که در دنیا و جهان مادی شهادتش قبول نباشد چطور ممکن است که در آخرت و در جهان معنوی شهادت او قبول باشد. بنابراین نتیجه می گیریم که انبیاء علیهم السلام از هر گناه معصوم هستند.
 
 
پی نوشت:
1. مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۱، ص ۸۹
2. نمل/ ۵۹
3. یوسف/ ۲۴
4. ممتحنه/ ۶
5. آل عمران/۱۳۲
6. طه/ ۹
7. نساء/۱۳
8. نساء/14
9. نساء/ ۱۴
10. حجرات/۶
11. بقره/ ۱۴۳
 
منابع: 
 
مقاله «نگاهی به عصمت پیامبران در قرآن کریم»، ايليا بتول

 

افزودن دیدگاه جدید