منوی اصلی

برخورد با علي(ع) پس از سقیفه

برخورد با علي(ع) پس از سقیفه

ابوبکر جوهري نقل کرده است :

علي(ع)، در آن هنگام که ناخواسته به مسجد برده مي شد تا ابوبکر بيعت کند مي فرمود:اَنَا عَبْدُاللهِ وَ اَخُو رَسُولِ الله(ص)[1] يعني: من بنده خدا و برادر پيامبرم. سرانجام آن حضرت را به نزد ابوبکر بردند و به او پيشنهاد کردند که با وي بيعت کند. آن حضرت در پاسخشان فرمود:من به حکومت و فرمانروايي از شما سزاوارترم. پس، با شما بيعت نمي کنم؛ اين شماييد که بايد با من بيعت کنيد. شما اين حکومت را، به استناد خويشاونديتان با پيامبر، از انصار گرفتيد؛ آنان هم زمام حکومت را، به آن دليل، در اختيار شما نهادند. من نيز همان دليل شما در برابر انصار را براي خودتان مي آورم. پس، اگر از هواي نفستان پيروي نمي کنيد و از خدا مي ترسيد، درباره ما [اهل بيت] به انصاف رفتار کنيد و حقّ ما را در حکومت و زمامداري همان طور که انصار به شما حق دادند به رسميت بشناسيد؛ و اگر نه، و بال اين ستم، که دانسته بر ما روا داشته ايد، گريبانگيرتان خواهد شد.عمر گفت: آزاد نمي شوي مگر اين که بيعت کني. علي(ع) پاسخ داد: اي عمر، شيري را مي دوشي که نيمي از آن سهم تو خواهد بود. اساس حکومت او [= ابوبکر] را امروز محکم گردان تا فردابه تو بسپارد. به خدا قسم، نه سخن تو را مي پذيرم نه از او پيروي مي کنم.

ابوبکر نيز گفت: اگر با من بيعت نکني، تو را به آن مجبور نمي کنم.

ابوعبيده جرّاح نيز چنين ادامه داد: اي ابوالحسن، تو جواني و اينان پيرمرداني از خويشاوندان قريشي تو! تو، نه تجربه ايشان را داري و نه آشنايي و تسلّط آنان را بر امور. من ابوبکر را، براي به عهده گرفتن امري چنين مهمّ، از تو تواناتر و بردبارتر و واردتر مي بينم. پس، تو هم با او موافقت کن و کار حکومت را به او واگذار، که اگر بماني و عمري دراز يابي، براي احراز اين مقام، هم از نظر فضل و هم از لحاظ خويشاونديت با رسول خدا(ص) و هم از جهت پيشقدمي ات در اسلام و کوشش هايت در راه استواري دين، از همگان شايسته تر خواهي بود.

علي(ع) گفت:

اي گروه مهاجران، خداي را در نظر گيريد و حکومت و فرمانروايي را از خانه محمّد(ص) به خانه ها و قبيله هاي خود مَبريد و خانواده اش را از مقام و منزلتي که در ميان مردم دارند بر کنار مداريد و حقّش را پايمال مي کنيد. به خدا سوگند اي مهاجران، ما اهل بيت پيامبر(ص) - مادام که در ميان ما خواننده قرآن و دانا به امور دين و آشنا به سِنّت پيامبر و آگاه به امور رعيت وجود داشته باشد - براي به دست گرفتن زمام امور اين امّت از شما سزاوارتريم. به خدا سوگند که همه اين نشانه ها در ما جمع است. پس، از هواي نفستان پيروي مي کنيد که قدم به قدم از مسير حق دورتر خواهيد شد.

بشير بن سعد، با شنيدن سخنان امام(ع)، رو به آن حضرت کرد و گفت:

اگر انصار، پيش از آنکه با ابوبکر بيعت کنند، اين سخنان را از تو شنيده بودند، در پذيرش حکومت و فرمانروايي تو، حتي دو نفرشان هم با يکديگر اختلاف نمي کردند؛ اما چه مي توان کرد که آنان با ابوبکر بيعت کرده اند و کار از کار گذشته است!

باري، علي(ع) در آن وقت بيعت نکرد و به خانه خود بازگشت[2] .

همچنين ابوبکر جوهري نقل کرده است:

چون فاطمه(س) ديد که با علي(ع) و زبير چه کردند، بر درِ حجره خود ايستاد[3] و رو به ابوبکر کرد و گفت: اي ابوبکر، چه زود در مقام نيرنگ با خانواده پيامبر خدا(ص) برآمديد! به خدا قسم که تا زنده ام با عُمَر سخن نخواهم گفت.

در روايت ديگر آمده است:

فاطمه(س)، در حالي که به شّدت مي گريست، از خانه بيرون آمده، مردم را پس مي زد و از خانه دورشان مي کرد[4] .

يعقوبي نيز، در تاريخ خود، مي نويسد:

فاطمه(س) از خانه اش بيرون آمد و، خطاب به مهاجماني که آن را اشغال کرده بودند، گفت: از خانه ام بيرون مي رويد، يا که، به خدا قسم، سرم را برهنه مي کنم و به خدا شکايت مي برم. با شنيدن اين تهديد، مهاجمان و ديگراني که در خانه بودند بيرون رفتند و آنجا را ترک کردند[5] .

مسعودي نيز، در تاريخ خود مي نويسد:

چون کار بيعت با ابوبکر در سقيفه به پايان رسيد و روز سه شنبه، در مسجد، با وي تجديد بيعت شد، علي(ع) از خانه بيرون آمد و رو به ابوبکر کرد و گفت: کارهاي ما مسلمانان را تباه کردي و هيچ مشورتي نکردي و حقّ ما را ناديده گرفتي. ابوبکر پاسخ داد: آري، درست است، اما من از بروز فتنه و آشوب مي ترسيدم[6] .

آنچه در مورد سقیفه باید بدانید
منبع: سقیفه، علامه عسکری (ره)

[1] ابن ابي الحديد، 6: 285، به نقل از سقيفه جوهري؛ و العقدالفريد، به تحقيق و تعليق علي شيري4: 248 (بيروت، داراحياء التراث العربي)؛ صبح الاعشي، 1: 128.
[2] شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، 6: 285، به نقل از سقيفه جوهري.
[3] درب خانه حضرت زهرا (ع) به مسجد باز مي شد، همان، 2: 134 و 6: 284.
[4] همان.
[5] تاريخ يعقوبي، 2: 105.
[6] مروج الذهب، 1: 414 و الامامه و السَياسه، 1: 12 - 14، با کمي اختلاف عبد اللَّه بن سبأ 1 : 136.


منبع: کتاب سقیفه علامه عسکری

افزودن دیدگاه جدید