منوی اصلی

شرح مختصر نامه اميرالمومنين عليه السلام به مالک اشتر

شرح مختصر نامه اميرالمومنين عليه السلام به مالک اشتر

بخش اول: بررسي نامه علي (علیه اسلام) به مالک اشتر

مالک بن حارث اشتر نخعي از ياران باوفاي اميرالمومنين عليه السلام و از کساني بود که در اعتراض به حاکم کوفه به وسيله ي عثمان به شام تبعيد شد. وي مردي شجاع، زيرک، هوشمند، رشيد و از مخلصان و بندگان صالح خدا بود.
بهترين تعبير درباره وي سخن پيشواي او اميرالمومنين است که فرمود:
خداوند مالک را رحمت کند، او براي من چنان بود که من براي رسول خدا بودم.
علامه حلي مي گويد: مالک مردي جليل القدر و داراي منزلتي بزرگ بود.پيوند او با علي عليه السلام روشن تر از آن است که مخفي بماند. ابن داوود با اشاره به سخن اميرالمومنين مي گويد: همين سخن علي عليه السلام براي شرافت مالک کافي است.
ابن ابي الحديد درباره ي مالک گويد: مالک اشتر مردي جنگجو و شجاع بود و جزو بزرگان و روساي شيعه و از دوست داران شديد اميرالمومنين عليه السلام و ياري دهندگان او بود. اگر انساني قسم بخورد که خداوند در ميان عرب و عجم فردي شجاع تر  از او جز استادش اميرالمومنين نيافريده، من گمان نمي کنم که گناه کرده باشد.
مالک اشتر آن گاه که متوجه شد عايشه آهنگ بصره کرده نامه اي به وي نوشت و او را از جنگ نهي کرد ود ر جنگ جمل فعالانه شرکت داشت و در صفين جزو فرماندهان بنام علي عليه السلام بود و گروه پيشقراولان سپاه علي عليه السلام را نيز فرماندهي مي کرد.
علي عليه السلام پس از استقرار در کوفه در رجب سال36، مالک اشتر را به عنوان استاندار جزيره برگزيد و حکومت شهرهاي موصل، نصيبين، دارا، سنجار، آمد هيت و عانات را به وي واگذارد.

اعزام مالک به مصر

علي عليه السلام پس از آشفته شدن اوضاع مصر، مالک را به کوفه فراخواند. مالک اشتر، شبيب بن عامر ازدي را جانشين خود در نصيبين نموده، نزد علي عليه السلام آمد. اميرالمومنين او را به مصر اعزام کرد و براي وي دو نامه نوشت:
1- نامه اي به مردم مصر که در آن مالک را معرفي کرده بود. در بخشي از اين نامه آمده است:
اما بعد، بي ترديد به جانب شما بنده اي از بندگان خدا را اعزام کردم که در روزهاي ترسناک نمي خوابد و در اوقات بيم و هراس از دشمنان رو بر نمي تابد. بر بدکاران از آتش سوزان سخت تر است؛ او مالک پسر حارث، برادر مَذحِج است. سخنش را بشنويد و فرمانش را در آنچه مطابق حق است مطيع و پيرو باشيد؛ زيرا او شمشيري از شمشيرهاي خداست که تيزي آن به کندي نمي گرايد و ضربه ي آن بي ثمر نمي گذارد.
2- عهدنامه مشهوري که در آن دستورهاي حکومتي و اجتماعي مطرح شده و اين مقاله در آن باره است.
مالک به جانب مصر حرکت کرد، اما در عريش، به وسيله ي معاويه مسموم شد. شهادت وي در سال 38 قمري شادي معاويه و مردم شام را در پي داشت و باعث تاسف و اندوه فراوان علي عليه السلام و مردم کوفه گرديد.

سخنان علی عليه السلام در شهادت مالک

اميرالمومنين در فقدان مالک فرمود:
خداوند مالک را جزاي خير دهد، اگر از کوه بود، از پايه هاي بزرگ آن به شمار مي رفت و اگر از سنگ بود، سنگي سخت و استوار بود. آگاه باشيد! به خدا سوگند که مرگ تو عالمي را ويران مي کند، بر مردي که مانند مالک بايد گريه کنندگان بگريند.
سپس فرمود:
ما از خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم و ستايش و حمد براي خداوندي است که پروردگار جهانيان است. خداوندا! اجر صبر بر مصيبت مالک نزد تو است زيرا مرگ او از مصيبت هاي روزگار است. خدا مالک را بيامرزد که به عهد خود وفا کرد و مدتش را به پايان رسانيد و پروردگار خود را ملاقات کرد. با اين که ما با خود تعهد کرديم که پس از مصيبت رسول خدا بر هر مصيبتي شکيبا باشيم، زيرا آن بزرگ ترين مصيبت بود؛ ولي مصيبت فقدان مالک ما را ناراحت و غمگين کرد. و اين گونه علي عليه السلام يکي از بهترين ياران خود را از دست داد، رحمت خدا بر او باد. (ذاکري، 1380: 15-18)

بخش دوم: ضرورت خودسازی

دين عامل بسيار مهم مهار قدرت و جلوگيرى از فساد سياسى - اجتماعى است.اين از آن روست که عمل به احکام اسلام موجب سعادت دنيا و آخرت انسان است. اگر زمامدار و رئيس کشور، مؤمن و متديّن به آيين اسلام باشد، ايمان و تديّن او مانع استبداد مى گردد. اسلام بر تربيت اخلاقى، تقوا و خودسازى زمامداران و مديران جامعه تأکيد بسيار دارد؛ چون ابزارهاى قدرت و فرمان روايى بيش تر در اختيار حاکمان قرار دارد و از اين رو، نياز آنها به تربيت اخلاقى و سياسى نيز افزون تر است. (احساني، 1389)

1- ياد خدا

خدا محورى آثار متعددى همچون اخلاص در عمل، دورى از گناه و قرب الى اللّه دارد که هر يک به لحاظ تربيتى بسيار مهم است؛ زيرا هدف عالى در تربيت اسلامى رسيدن به مقام قرب الهى مى باشد. علاوه بر اين، اگر مديران و سياست گذاران جامعه بر اساس خداباورى و حق مدارى حرکت کنند و در راه خدا قدم بردارند، خداوند محبت آنها را در دل مردم جاى مى دهد. على (عليه السلام) نيز به اين امر اشاره دارد:
«هر که آنچه را بين او و بين خداست اصلاح کند، خداوند آنچه را بين او و بين مردم است به صلاح مى آورد.»
ياد خدا و توجه به او نيرويى است که همواره انسان را در لغزشگاهها و خطرات حفظ مى کند. حضرت على (عليه السلام) بدين دليل، در دستور العمل خود به مالک اشتر فرمان مى دهد:
«خداوند سبحان را با قلب و دست و زبان يارى نما؛ زيرا خداى بزرگ يارى و عزّت کسى را که يارى اش کند و عزيزش بدارد تضمين کرده است».
«و مبادا خود را براي جنگ با خدا آماده‌سازي که تو را توانايي خشم او نبوده از بخشش و مهربانيش بي‌نياز نيستي.»

2 ـ فروتنی در برابر خدا

«پس براي خدايي که تو را آفريده، فروتني کن.»

3- پيروی از الگوهای ارزشمند پيامبر اسلام و ائمه(ع)

«و برگزيدن فرمان او و پيروي از آنچه در کتاب خود به آن امر فرموده از واجبات و مستحبات که کسي نيکبخت نمي‌شود مگر به پيروي از آنها و بدبخت نمي‌گردد جز به زير بار نرفتن و تباه ساختن آنها».
«پس اگر در حکمي اختلاف پيدا کنيد به خدا و رسولش رجوع نماييد، پس رجوع به خدا فرا گرفتن محکم از کتاب او مي‌باشد و رجوع به رسول فراگرفتن سنت او است.»

4 ـ تسلط بر هوای نفس

حضرت مسأله مخالفت حاکم با هواي نفس و تحت کنترل داشتن آن را به مالک اشتر چنين تأکيد مي فرمايد: «پس نيکوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد. هواي نفس را در اختيار گير و از آنچه حلال نيست بپرهيز؛ زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش، آن است که در آنچه دوست دارد يا براي او خوشايند است، راه انصاف پيمايي.»
«و او را امر مي‌فرمايد که نفس خود را هنگام شهوات و خواهش‌ها فرونشاند و هنگام سرکشي‌ها آن را باز دارد».
«و بر هوا و خواهش خود مسلط باش و به نفس خويش از آنچه برايت حلال و روا نيست بخل بورز زيرا بخل به نفس، انصاف و عدل است از او در آنچه او را خوش آيد يا ناخوش سازد.»
تقواي مورد نظر علي عليه السلام عبارت است از اين که انسان در روح خود حالت و قوتي ايجاد کند که مصونيت يابد به گونه اي که اگر وسايل و موجبات گناه و لغزش براي او فراهم شد آن حالت و ملکه روحي، او را حفظ کند و مانع شود که آلودگي پيدا کند.

5- توجه به نماز، مرگ، معاد و محاسبه

از ديگر مصاديق ويژگي تقواي امام، توجه مدام حاکم به مسأله اقامه نماز و انجام واجبات شرعي اوست، حاکم با تمرين عملي عبادي خود ويژگي تقوا را در خود تقويت نموده در اداره امور کشور از آن بهره گيرد. در اين مورد در نامه اي به مالک اشتر چنين مي گويد: «نيکوترين وقت ها و بهترين ساعات شب و روزت را براي خود و خداي خود انتخاب کن اگر چه همه وقت براي خداست، اگر نيت درست و رعيت در آسايش قرار داشته باشد. از کارهايي که به خدا اختصاص دارد و بايد با اخلاص انجام دهي، انجام واجباتي است که ويژه پروردگار است پس در بخشي از شب و روز، وجود خود را به پرستش خدا اختصاص ده و آن چه تو را به خدا نزديک مي کند بي عيب و نقصان انجام ده، اگر چه دچار خستگي جسم شوي.» (بصيري، 1389)
بدين روى، سياستمداران نظام اسلامى بايد به گونه اى تربيت شوند که ويژگى خداباورى در قلب و روح آنان رسوخ کند تا تمام کارهايشان جهتى الهى به خود بگيرد.

بخش سوم: اخلاق رهبری

در اين بخش با توجه به محتواي نامه، اخلاق رهبري را به سه قسمت تقسيم مي کنيم:

الف- اخلاق اختصاصی رهبری:

1- توانايي و سياست
يکي از مهمترين ملاکهاى انتخاب کارگزاران در حکومت اسلامى به نظر امام على (عليه السلام) افزون بر ويژگيهاى فردى و کمالات نفسانى، داشتن تخصص و مهارت لازم در انجام وظيفه مربوطه است. يعنى کارگزار بر اثر برخوردارى از علم و دانش مورد نياز در حوزه کارى خود، بتواند مأموريت محوله را به بهترين وجه به سرانجام برساند. (احساني، 1389) امام على (عليه السلام) در توصيه هايش به مالک مى فرمايد:
«اى مالک! از افراد با تجربه و با حيا از خانواده هاى پاک و شايسته و با سابقه در اسلام براى اداره کشور استفاده کنى.»
از مصاديق زيرکي حاکم، تشخيص زمان انجام هر کاري است؛ او بايد از شتابزدگي و سستي اجتناب نمايد. چه در تصميم گيري و چه در اجراي امور؛ يعني پيش از فراهم شدن اسباب لازم، شتاب نورزد و به هنگام امکان عملي امور فرصت را از دست ندهد. امام عليه السلام در اين زمينه به مالک اشتر مي فرمايد: «بپرهيز از کارهايي که وقت انجام دادنشان نرسيده است و از اهمال گري کارهايي که وقت انجام دادنشان فرا رسيده است، از لجاجت کردن در اموري که مبهم است و از سستي نمودن در کارها آن هنگام که راه عمل روشن شده است. پس هر امري را در جاي خويش قرار ده و هر کاري را به موقع خود به انجام رسان.»
2- شناخت مردم
يکي ديگر از ويژگي هاي حاکم، شناخت دقيق مردم و حفظ اسرار و پوشاندن عيوب و کاهش دشمني و اختلافات آن ها مي باشد که حاکم با سياست بايد افراد سخن چين و عيب جو را از ديگر افراد تشخيص دهد و در اين وادي گرفتار نشود. در اين مورد نيز امام عليه السلام به مالک اشتر مي نويسد: «از رعيت آنان را که عيب جوترند از خود دور کن، زيرا مردم عيوبي دارند که رهبر امت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا آن چه بر تو پنهان است آشکار گرداني و آن چه هويداست بپوشاني که داوري در مورد آن چه از تو پنهان است با خداي جهان است پس چندان که مي تواني زشتي ها را بپوشان تا آن را که دوست داري بر رعيت پوشيده ماند، خدا بر تو بپوشاند. گره هر کينه اي را در مردم بگشاي و رشته هر نوع دشمني را قطع کن و از آن چه که در نظر روشن نيست کناره بگير. در تصديق سخن چين شتاب مکن، زيرا سخن چين گر چه در لباس اندرز دهنده ظاهر مي شود اما خيانتکار است.» پس از مصاديق زيرکي و کياست حاکم پرهيز از سستي، رازدار مردم بودن و شناخت مردم مي باشد.
3- علم و دانش
در احاديث اسلامي همواره تأکيد شده است که در انتخاب افراد به صلاحيت علمي و توانايي آنها دقت و توجه بيشتري شود و هرگز کساني را که از نظر علمي ضعيفند و آگاهيهاي لازم را ندارند بر کاري نگمارند زيرا که چنين کاري بزرگترين خيانت به جامعه اسلامي است. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه، خطبه  مي فرمايند: «اي مردم همانا سزاوارترين مردم به اين امر (خلافت و زمامداري) کسي است که تواناترين آنها بر اجراي امور و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد»
4- تجربه کاري
يکي از مؤثرترين عوامل موفقيت کارگزار و مدير در تشکيلات و سازمان، تجربه و سابقه کاري وي مي باشد. مدير و مسئول باتجربه، بسياري از نابساماني هاي سازمان خود را سامان مي دهد و بالعکس مدير و مسئول بي تجربه و بدون سابقه، تشکيلات سازمان يافته را متلاشي و پراکنده خواهد نمود. امام علي(ع) در نامه به مالک اشتر مي فرمايد: «افراد با تجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما».
5- شايستگي و کفايت
در آئين اسلام مسند مديريت شايسته کسي است که قدرت استفاده از ايمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. اميرالمؤمنين در نامه به مالک اشتر، يکي از شرايط واگذاري مسئوليت ها را «کفايت» مي داند و مي فرمايد:
«اي مالک در به کارگيري کارمندان و کارگزاراني که بايد زير نظر تو کار کنند هيچ گونه واسطه و شفاعتي را نپذير مگر شفاعت «کفايت» و امانت را».
6- داشتن پشتکار و دوري از تنبلي
سستي در انجام دادن امور موجب زير پا گذاشتن حق و عدم اجراي به موقع کارها و تضييع حقوق مردمان است. کندي در کارها فرصت هاي خير و غير قابل بازگشت را از بين مي برد و به هيچ وجه نبايد در گردش امور سستي و کندي و کاهلي راه يابد و اين امر بايد با دقت هاي لازم عجين و همراه شود. اميرالمومنين علي(ع) چنين سفارش کرده اند: «در کارهاي خود بر افراد سست و تنبل تکيه مکن».
7- تند ذهني و داشتن حافظه قوي
مدير و مسئول بايد داراي حافظه قوي و ذهني توانمند باشد تا پرداختن به يک مسئله او را از ساير مسائل غافل نکند و پيچيدگي و حجم کارها، او را به فراموشي و اشتباه نياندازد. حضرت علي ( ع) در نامه به مالک اشتر چنين فرموده است: «کسي را برگزين که در رساندن نامه کارگزارانت به تو يا رساندن پاسخ هاي تو به آنان کوتاهي نکند و در آنچه براي تو مي ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي دهد، فراموشکار نباشد».
8- داشتن قدرت تشخيص و تجزيه و تحليل
امام علي(ع) در انتخاب مديران کشور، به مهارت ادراکي و تشخيص و تجزيه و تحليل مسائل آنان توجه کامل داشت و مديراني را بر مي گزيد که در بحران هاي پيش آمده خود راه حل مناسب را بيابند. لذا در معرفي مالک اشتر به ديگر فرماندهان نظامي به مهارت ادراکي و تشخيص و تجربه و تحليل مسائل توسط مالک اشتر، اشاره مي فرمايد: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهياني که تحت امر شما هستند فرماندهي دادم، گفته او را بشنويد و از فرمان او اطاعت کنيد او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزينيد زيرا که مالک نه سستي به خرج داده و نه دچار لغزش مي شود، نه در آنجايي که شتاب لازم است کندي دارد و نه آنجا که کندي پسنديده است، شتاب مي گيرد».
9- بلندي همت
هر چه انسان از همت والاتري برخوردار باشد، فعاليت و کارهاي بيشتر و چشمگيرتري انجام مي دهد و کار گزار بلند همت در کارها و مسئوليت هايي که بر عهده گرفته است، بسيار موفقتر از دون همتّان مي باشد و اصولاً ارزش انسان بسته به همت اوست. حضرت علي(ع) در نامه خطاب به مالک اشتر مي فرمايند: «با بلند همتان بپيوند».
10- استقامت در برابر مشکلات
مدير و مسئول مشاغل کليدي بايد در برابر فشار کار و دشواري ها و فراز و نشيب هاي شغلي و تلخي ها و سختي هاي آن چون کوه استوار و با استقامت و داراي عزم و اراده پولادين باشد. حضرت علي(ع) در اين مورد در نامه  مالک اشتر فرموده اند: «پس براي مشاغل کليدي از سپاهيان و لشگريان خود کسي را انتخاب و مسئول بنما که در برابر دشواري ها و پيش آمدهاي سخت و تلخ استوار باشد و مصيبت هاي بزرگ وي را از پا ننشاند. فردي باشد که هنگام ناتواني و ضعف ديگران بر او ضعف و ناتواني غالب نشود و بر اثر بي خيالي ديگران بي تفاوت نگردد».
11- قاطعيت
قاطعيت و پرهيز از شک و ترديد از لوازم و شرايط اصلي موفقيت مدير است و پس از بررسي جوانب مختلف قضيه و مشورت با صاحب نظران، قاطعيت در اجراي تصميم و اجراي آن ضرورت دارد. دو دلي و عدم قاطعيت مدير باعث مي شود که ترديد و ابهام و سردرگمي در همه بدنه سازمان سرايت کرده و کارها در زمان مناسب به انجام نرسد و سازمان به اهداف مورد نظر نرسد. امام علي (ع)، از شک و ترديد بي مورد نهي کرده و مي فرمايد: «علم خود را به جهل و يقين خويش را به شک تبديل نکنيد، وقتي دانستيد عمل کنيد و زماني که يقين کرديد، اقدام نماييد».
13- شجاعت
شجاعت يکي از صفات مهم براي مديران مي باشد تا بتوانند از حق دفاع نمايند و عليه خلاف و ناحقي مبارزه نمايند. حضرت علي(ع) در نامه به مالک اشتر، به او مي فرمايد که به اهل شجاعت بپيوندد و آنها را به عنوان کارگزار انتخاب نمايد: ثُمَّ اَلصِق بِذَوي... الشّجاعَه.
14- پرهيز از خشم و غضب
از ديگر ويژگي هاي حاکم، اعتدال او در رفتار با مردم است؛ يعني کنترل خشم و غضب و دست و زبان خود و اين که به خاطر قدرت حاکميت، به ديگران تعدي و تجاوز نکند. در اين مورد در نامه خود به حارث همداني مي گويد: «خشم را فرو نشان و به هنگام قدرت ببخش و به هنگام خشم فروتن باش و در حکومت مدارا کن تا آينده خوبي داشته باشي» در همين زمينه در نامه به مالک اشتر مي فرمايد: «باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت و تندي زبانت را در اختيار خودگير و با پرهيز از شتابزدگي و فرو خوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم تو فرو نشيند و اختيار نفس در دست تو باشد، و تو بر نفس مسلط نخواهي شد مگر با ياد فراوان قيامت و بازگشت به سوي خدا» پس کنترل حاکم بر صفات شيطاني نفس، از جمله خشم و غضب، يکي ديگر از ويژگي هاي او مي باشد.
15- مخالف ظلم و حامي عدل و انصاف بودن
 امام علي عليه السلام معتقد است حاکم بايد طرفدار حق و انصاف و مخالف ظلم و تعدي باشد در اين مورد مي فرمايد: «مالک بهترين امور در نزد تو بايد متوسط ترين آن ها در حق (ميانه روي در حق) و فراگيرترين آن ها در عدالت و جامع ترين آن ها در رضايت مردم باشد» و يا در جاي ديگر مي فرمايد: «حق را براي هر کس که شايسته است از نزديکان و بيگانگان اجرا کن و در انجام تکليف، بردبار و شکيبا باش.» در پرهيز از ظلم توصيه مي نمايد، از خونريزي به ناحق پروا داشته باش که اگر مراعات نگردد باعث نابودي و زوال حکومت مي شود. در نامه خود به مالک اشتر مي نويسد: «از خونريزي بپرهيز و از خون ناحق پروا کن که هيچ چيز همانند خون ناحق، کيفر الهي را نزديک و مجازات را بزرگ نمي کند و نابودي نعمت ها را سرعت نمي بخشد و زوال حکومت را نزديک نمي گرداند.»
حضرت در جاي ديگري از فرمان تاريخي خود به مالک اشتر مي فرمايد: «انصاف برقرار کن ميان خدا و مردم، و خويشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعيت که رغبتي به او داري و اگر چنين انصافي را برقرار نکني، مرتکب ظلم گشته اي و کسي که به بندگان خدا ظلم بورزد خصم او خداست از طرف بندگانش و هر کسي که خدا با او خصومتي داشته باشد دليلش را باطل سازد و او با خدا در حال محاربه است».
16- انجام اعمال نيک
يکي ديگر از مصاديق حسن شهرت حاکم و زمامدار، استمرار وي به انجام عمل نيک است و از جمله مصاديق آن کمک به مستمندان، فقرا و نيازمندان جامعه مي باشد که امام عليه السلام، آن را از وظايف مستقيم حاکم مي داند و در اين مورد به مالک مي فرمايد: «اي مالک در بعضي کارها بايد مستقيما خودت دخالت کني؛ آن کارهايي که بدون واسطه بايد خودت آن ها را انجام دهي يکي رسيدن به امور مستضعفان است. در گوشه و کنار اين کشور اسلام، افرادي هستند معلول، يتيماني هستند که پدرشان در جبهه کشته شده، بيوه زناني هستند که بي سرپرست مانده اند و افرادي هستند که از کار افتاده اند.»
17- تقسيم پست ها بر اساس لياقت و شايستگي
يکي از اهداف اساسي اسلام، برقرار کردن عدل و قسط در جامعه اسلامي است. در حكومت اسلامي، پُست‌ها بايد بر اساس شايستگي تقسيم شود و كارگزاران حكومت اسلامي از ميان شايسته‌ترين و خدمتگزارترين افراد انتخاب شوند، كساني كه داراي فضائل و كمالات انساني بوده و تخلق به "اخلاق الله" را آويزه گوش خود قرار دهند، افرادي كه دانا، انديشمند، امين، كاردان، توانا، با دقت و ابتكار و متواضع باشند، نيكان را دوست بدارند و از ستمگران بيزار باشند. اميرالمومنين علي عليه السلام در نامه خود به مالك توصيه مي‌كند كه شناخت خود از افراد را ملاك انتخاب آنان براي مناصب حكومتي قرار ندهد و اين نكته را در نظر داشته باشد كساني كه در مصدر امور قرار مي‌گيرند غالبا دوستان زيادي دارند كه اين دوستان گاهي به لباس زهد در مي‌آيند و خود را برخوردار از اخلاق حسنه جلوه مي‌دهند و به همين دليل نيز امام عليه السلام به مالك توصيه مي‌كند كه بر اساس خوش‌بيني و اطمينان خود، معاونان خويش را انتخاب نكند. (هاديان)
حضرت علي(ع) در اين خصوص خطاب به مالک مي‌فرمايند:
«پس در کارهاي عمال و کارگردانانت نظر و انديشه کن و چون آنان را تجربه و آزمايش نمودي به کار وادار و آنها را به ميل خود و کمک به ايشان و سرخود به کاري نفرست، زيرا به ميل و سرخود کسي را به کاري گماشتن گرد آمده ايست از شاخه‌هاي ستم و نادرستي و ايشان را از آزمايش شدگان و شرم داران از خاندان‌هاي نجيب و شايسته و پيش قدم در اسلام بخواه و طمع‌هاي کمتر و انديشه در پايان کارها را رساتر هستند.»
«آنگاه نيکوترين آنها را که بين مردم آشکار و درستکاتر آنها را که روشناس و در زبان‌هاشان باشد برگزين»
«و نامه‌هايت که در آنها تدبيرها و رازها بيان مي‌کني، تخصيص ده به کسي که در همه خوهاي پسنديده از نويسندگان ديگر جامع‌تر باشد.»
«و براي هر کاري از کارهايت رئيس و کارگرداني از نويسندگان قرار ده که بزرگي کارها او را مغلوب و ناتوان نکند و بسياري آنها او را پريشان نسازد.»
18- حسن سابقه
علي(ع) معاويه را به خاطر سوء سابقه‏اش مورد سرزنش قرار داده فرمود تو لياقت‏رهبري را نداري: «و متي کنتم يا معاويه ساسه الرعيه و ولاه امر الامه بغير قدم‏سابق و لا شرف باسق‏» با توجه به ويژگي فوق است، که علي(ع) مالک‏اشتر را مخاطب‏قرار داده فرمود: «ان شر وزرائک من کان للاشرار قبلک وزيرا و من شرکهم في الاثام‏فلا يکونن لک بطانه فانهم اعوان الاثمه و اخوان الظلمه و انت واجد منهم خير خلف‏ممن له مثل آرائهم و نفاذهم و ليس عليه مثل آصارهم و اوزارهم، و آثامهم ... اولئک اخف عليک مونه و احسن لک معونه ...» بدترين وزراي تو کساني هستند که‏براي جنايتکاران پيشين وزارت نموده و يا شريک جناياتشان بوده‏اند، پس نبايداينان از ياران نزديک تو باشند، آنها همکاران گنهکاران و برادران ستمکارانند،در حالي که تو مي‏تواني جانشينان خوبي براي آنها بيابي، از کساني که از نظر فکرو نفوذ کمتر از آنان نيستند، اما بار گناهان آنها را به دوش نمي‏کشند، هزينه اين‏افراد بر تو سبکتر و همکاريشان با تو بهتر است.
19- پاکي و صلاحيت خانوادگي
پاکي و اصالت و صلاحيت خانوادگي از جمله امور کلي است که حضرت علي(ع) در گزينش و انتخاب بر آن تأکيد فرموده و آن را به عنوان ميزاني در کنار ساير موازين مطرح نموده است. آن حضرت به مالک اشتر توصيه مي نمايد: «و از آنان که گوهري نيک دارند و از خانداني پارسا و صالحند و از سابقه اي نيکو برخوردارند، فرماندهان را برگزين»
20- امانتداري
هر کس در هر جايگاه و مرتبه مديريتي، امانتدار مردمان است و بايد اموال و حيثيت و شرافت ايشان را پاسداري کند. امام علي(ع) به مالک اشتر در اين باره سفارش مي کند که درباره اشخاصي که مي خواهد برگزيند بدين امر توجه نمايد و با بررسي سوابق و عملکرد گذشته شان ببيند آيا اهل امانتداري بوده اند يا خير.
امير مؤمنان على (عليه السلام) در اين زمينه به مالک دستور مى دهد:
«از اين که به مردم وعده دهى و به انجام کارى متعهد شوى و سپس تخلّف کنى، بپرهيز، چون خُلف وعده و پيمان شکنى موجب خشم خدا و خلق است»
21- مشورت
از ديدگاه علي(ع) نيز مشورت و بهره‏گيري از تجربيات ديگران از اهميت ويژه‏اي‏برخوردار است. چنانکه آن حضرت از تجربه به عنوان علم جديد ياد کرده است و ازمشورت به عنوان مهم‏ترين پشتيبان «و في التجارب علم مستانف‏»: «لا ظهيرکالمشاوره‏» با توجه به اهميت مشورت است که علي(ع) يکي از وظايف مالک‏اشتر رامشورت بيان کرده است. چنانچه آن حضرت مالک‏اشتر را به همنشيني و مذاکره با علماو حکيمان اسلامي امر مي‏کند: «... و اکثر مدارسه العلماء و مناقشه الحکماء في‏تثبيت ما صلح عليه امر بلادک، و اقامه ما استقام به الناس قبلک‏» با دانشمندان وحکيمان، زياد به بحث و مذاکره‏نشين، تا مصالح کشور را تثبيت کني و اصول پايداري‏يک ملت را قوام بخشي.
نکته قابل ذکر آن است که از ديدگاه علي(ع) کارگزاران با هر کسي نبايد مشورت‏ کنند; به دليل اينکه مشورت با برخي افراد در مسايل حکومتي نه تنها مفيد نيست، بلکه زيان‏آور است. از اين‏رو است که علي(ع) به مالک‏اشتر دستور مي‏دهد که با علماو حکيمان متعهد مشورت کرده و از مشورت با برخي از افراد پرهيز کند. چنانکه آن‏حضرت فرمود: «و لا تدخلن في مشورتک بخيلا يعدل بک عن الفضل و يعدک الفقر و لاجبانا يضعفک عن الامور و لا حرصا يزين لک الشره بالجور ...» با بخيل مشورت نکن‏زيرا از بخشش و کمک به ديگران باز مي‏دارند و از فقر مي‏ترسانند. همچنين با افرادترسو مشورت نکن زيرا آنها تو را از انجام کارهاي مهم باز مي‏دارند. و نيز باافراد حريص مشورت نکن که آنها براي جمع‏آوري ثروت و يا کسب مقام ستمگري را درنظر تو نيک جلوه مي‏دهند.
22- پرهيز از شتاب در امور
از ويژگي هاي مهم مسئولان و مديران سعه صدر است، که حضرت امير در اين زمينه نيز به ملک چنين  مي فرمايند:
«و در تصديق و باور داشتن بدگو و سخن چين شتاب منما.»
23- طرد چاپلوس و سخن چين
يکي از مواردي که باعث لغزش مديران مي شود، سخن چيني و بدگويي سخن چينان مي باشد و اگر مديري به اين سخن چيني ها اهميت دهد و بدون توجه به صحت و سقم آنها، اقدام به تصميم گيري نمايد، ممکن است عواقب جبران ناپذيري داشته باشد. حضرت علي(ع) در اين مورد مي فرمايند:
«در قبول سخن بدگويان شتاب مکن که سخن چين فريبنده است گرچه در جامه خير خواهان درآيد».
حضرت علي(ع) در نامه خطاب به مالک اشتر مي فرمايند: «بپرهيزيد از خودپسندي و از شگفتي در خويش و درباره صفتي از اوصاف خود که خوشايند توست. و بپرهيز از اين که دلبسته آن باشي که در ستايش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترين فرصت شيطان در اين احوال است تا نيکوکاري نيکوکاران را بر باد دهد». همچنين آن حضرت در جاي ديگري از همان نامه فرموده اند: « و بايد کساني نزد تو برگزيده تر باشند که بيش از همه در روي تو سخن تلخ بر زبان آورند و تو را در آنچه خداي بر دوستان خود نپسندد، کمتر ياري کنند. به اهل پرهيز و راستي پيوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستايش تو از اندازه نگذرند و به باطل تو را در کاري بزرگ که به تو نسبت دهند و تو آن کار را نکرده باشي، دلشاد نسازند، چه زياده روي در ستايش، در دل خود بيني پرورد و آدمي را به تکّبر در آورد».
24- گذشت و پرهيز از انتقام جويي
«از مردم گره هر کينه را بگشا و از خود رشته هر انتقام و بازخواستي را جدا کن.»        

ب- روش برخورد با مردم

1- مهرباني با مردم
حضرت در نامه به مالک اشتر مي فرمايند: «مهرباني و خوش رفتاري و نيکويي با رعيت را در دل خود جاي ده و مبادا نسبت به ايشان جانور درنده بوده خوردنشان را غنيمت داني که آنان دو دسته اند: يا با تو برادر ديني اند و يا در آفرينش مانند تو هستند».
«و هرگز از بخشش و گذشت پشيمان و به کيفر شاد مباش»
«و رسيدگي کن به يتيمان و پيران سالخورده که چاره‌اي ندارند.»
«پس از خدا بترس، از خدا بترس درباره دسته زير دستان درمانده و بيچاره و بي‌چيز و نيازمند و گرفتار در سختي و رنجوري و ناتواني».
و در جاي ديگر به مالک مي فرمايند: «پر و بالت را براي رعيت بگستران، با مردم گشاده روي فروتن باش ...»
2- سخاوت و بخشش‌گري
«و هرگز از بخشش و گذشت پشيمان و به کيفر شاد مباش»
اين نكته نيز حائز اهميت است كه مردم به مقتضاي طبع بشري و آمال و آرزوهايشان، هرگاه به آنچه كه مي‌خواهند نائل نشوند، معمولا مجريان حكومت را مسئول محروميت‌ها و ناكامي‌هاي خود مي‌پندارند و آنان را مقصر مي‌شناسند و گمان مي‌كنند وظيفه حكومت است كه همه خواست‌هاي آنان را جامه عمل بپوشاند و برآورده سازد و هنگامي كه با برآورده نشدن تمام خواسته‌هايشان مواجه مي‌شوند، نسبت به حكومت و مجريان آن عداوت و كينه و دشمني پيدا مي‌كنند و بدين وسيله پايه‌هاي حكومت تضعيف مي‌شود. و در اينجا وظيفه حاكم است كه اگر چه نمي‌تواند به همه خواست‌هاي مردم جامه عمل بپوشاند اما با گره‌گشايي و پيروي از اخلاق اسلامي، مردم را با كمبودها آشنا سازد و در صدد جلب رضايت مردم برآيد. و با همين حكمت و فلسفه، امام عليه السلام از مالك مي‌خواهد كه با مردم رابطه برقرار كند و از آنها فاصله نگيرد، و احتجاب حاكم از مردم را باعث گمراهي و بي‌اطلاعي او از حقايق جامعه و ايجاد شك و ترديد و بي‌اعتمادي در جامعه مي‌داند و مي‌فرمايد: «مبادا مدت طولاني از مردم فاصله بگيري، زيرا احتجاب حكام از مردم خود نوعي تنگنا و باعث بي‌اطلاعي از حقايق است و باعث بي‌اطلاعي مردم از واقعيت جريان كارها مي‌شود، و اين حالت عدم آگاهي موجب تلبيس حق و باطل و درشت و كوچك جلوه يافتن امور بزرگ، و بزرگ جلوه‌گر شدن مطالب ناچيز و كوچك مي‌گردد.»
«و آنچه مي‌بخشي به خوشرويي ببخش.»
3- خوش بيني نسبت به ديگران
خوش بيني نسبت به مردم باعث مي شود تا مديران با مهر و سعه صدر بيشتر با مردم رفتار نمايند و سخت گيري بي مورد ننمايد. امام علي(ع) در نامه 53 به جناب مالک اشتر مي فرمايد: «هيچ عاملي بهتر و قوي تر از نيکي به رعيت و سبک ساختن هزينه هاي آنان و ترک تحميل بر دوش آنان نيست پس بايد در اين باب کار کني که خوش بيني به رعيت را بدست آوري». سپس در ادامه مي فرمايد: «زيرا خوش بيني رنج بسيار را از تو دور مي سازد».
4- عيب پوشي و پرهيز از عيب جويي
امام علي( ع) در نامه به مالک اشتر مي فرمايند: «و بايد که دورترين افراد رعيت از تو و دشمن ترين آنان در نزد تو، کسي باشد که بيش از ديگران عيبجوي مردم است. زيرا در مردم عيب هايي است و والي از هر کس ديگر به پوشيدن آنها سزاوارتر است. از عيب هاي مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زيرا آنچه بر عهده توست، پاکيزه ساختن چيزهايي است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشيده است، داوري کند. تا تواني عيب هاي ديگران را بپوشان، تا خداوند عيب هاي تو را که خواهي از رعيت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کينه اي را بگشاي و از دل بيرون کن و رشته هر عداوت را بگسل». 
5- پرهيز از منّت گذاري و امتياز بر مردم
«و بپرهيز از اينکه بر رعيتت به نيکي که مي‌کني منّت‌گذاري يا کاري که انجام مي‌دهي بيش از آنچه هست در نظر آري، زيرا منّت نهادن احسان را بي نتيجه مي‌گرداند و کار را بيش از آنچه هست پنداشتن، نور حق را مي‌زدايد.»
«و بايد نيکويي که درباره آنان نموده و آنها را به آن توانا ساخته‌اي نزد تو بزرگ نيايد.»
«و بپرهيز از آنکه چيزي را به خود مخصوص داري که بهره همه مردم در آن يکسان است.»
6- محبت و دلسوزي نسبت به فقرا
امام على (عليه السلام)، هم خود يار و مددکار فقرا و محرومان بود و هم افرادى را با اين ويژگى پرورش داد. دستورات آن حضرت به مجريان و مديران ارشد حکومت در آن روز، حاکى از اهتمام ايشان به فقرستيزى و تأمين اجتماعى است؛ چنان که خطاب به مالک مى فرمايد:
«اى مالک! درباره طبقه پايين از مردم جامعه، که چاره اى ندارند و در فقر و تنگ دستى زندگى مى کنند، خدا را فراموش نکن. آنها عبارتند از: بينوايان، نيازمندان، گرفتاران و زمين گير شدگان. آنچه را که خداوند از حق خود درباره ايشان دستور داده رعايت کن و براى آنان قسمتى از بيت المال و سهمى از غنايم خالص اسلامى هر شهر در نظر بگير.»
از اين توصيه على (عليه السلام) به مالک نسبت به فقرزدايى از جامعه بر مى آيد که حمايت از فقرا و نيازمندان به عنوان يک اصل در حکومت اسلامى مطرح است و براى تحقق آن، بايد تلاش کرد: زيرا فقر و کمبود اقتصادى عامل بروز بسيارى از مشکلات، از جمله فساد اخلاقى و ناامنى در جامعه است.
7- فروتني و تواضع حاکم نسبت به مردم
حاکم اسلامي در ديد امام علي عليه السلام بايد نسبت به مقامش حالت امانت دار، و در برابر مردم فروتني و تواضع داشته باشد. در اين مورد به مالک اشتر مي فرمايد: «بپرهيز که خود را در بزرگي همانند خداوند پنداري و در شکوه خداوندي همانند او داني زيرا خداوند هر سرکشي را خوار مي سازد...» در جاي ديگر به مالک مي نويسد: «اگر با مقام و قدرتي که داري، دچار تکبر يا خودبزرگ بيني شدي به بزرگي حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر که تو را از سرکشي نجات مي دهد...».
8- صداقت با مردم و قانون مداري با آن ها
امام علي عليه السلام در سيره عملي و نظري خود تأکيد داشتند حاکم بايد با صراحت و صداقت با مردم برخورد نمايد و براساس همين اخلاق سياسي بود که چون آن حضرت زمام امور را در دست گرفت در نخستين خطبه حکومتي خود به مردم فرمود: «پيمان من بدانچه مي گويم در گرو است و به درستي گفتارم متعهد و متکلفم»
در نامه خود به مالک اشتر مي فرمايد: «و هر گاه رعيت بر تو بدگمان گردد، عذر خويش را آشکارا با آنان در ميان بگذار و با اين کار از بدگماني نجاتشان ده، که اين کار رياضتي براي خودسازي تو و مهرباني کردن نسبت به رعيت است و اين پوزش خواهي تو آنان را به حق وا مي دارد».
9- پرهيز از فاصله گرفتن از مردم و تشريفات
«و پاره‌اي از وقت خود را براي نيازمندان از خود قرارده که در آن وقت خويشتن را براي ايشان آماده ساخته، در مجلس عمومي بنشيني.»
همچنين امام علي(ع) مي‌فرمايند‌:
«مبادا غيبت تو در ميان مردم زياد شود.»
شريف رضي آورده است:
«و چون دهقانان انبار هنگام رفتن امام علي(ع) به شام او را ديدند براي وي پياده شدند و پيشاپيش دويدند، فرمود اين چه کار بود که کرديد، گفتند عادتي است که داريم و بدان اميران خود را بزرگ مي‌شماريم. فرمود به خدا که اميران شما از اين کار سودي نبردند و شما در دنيايتان خود را بدان به رنج مي‌افکنيد و در آخرتتان بدبخت مي‌شويد و چه زيانبار است رنجي که کيفر در پي آن است و چه سودمند است آسايشي که با آن از آتش در امان است .»
10 ـ گذشت و پرهيز از انتقام جويي
«از مردم گره هر کينه را بگشا و از خود رشته هر انتقام و بازخواستي را جدا کن.»
11- دير خشم بودن
کساني که داراي مقام و منصب هستند هر لحظه ممکنست که نيروي خشمشان طغيان کند و آنان را از حالت طبيعي و اعتدال خارج نمايد و با کارکنان با حالت خشم و غضب برخورد کنند و پيش آمدهاي ناگواري رخ دهد که هم براي فرد و هم براي سازمان و جامعه مضر باشد. لذا لازمست که صاحبان مقام و منصب و مديران داراي قدرت تسلط بر خشم و کظم غيظ باشند. اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشگريان نما که از همه در علم و بردباري بالاتر باشد و از کساني باشد که خشم او را فرا نگيرد و به زودي از جاي خود بدر نرود».
«هنگام افروختگي خشم و تيزي سرکشي و حمله با دست و تندي و زشتگويي زبانت، برخود مسلط باش.»
«و به خشمي که مي‌تـواني مرتکب نشوي شتاب منما، مگو من مأمورم و امر مي‌کنم پس بايد فرمان مرا بپذيرند و اين روش سبب فساد و خرابي‌دل و ضعف و سستي دين و تغيير و زوال نعمت‌ها گردد.»
12- مبارزه با مظاهر فساد در جامعه                  
اميرالمومنين علي عليه السلام، در جمله «فَاِنَّما عَليكَ تَطهِيرُ مَا ظَهَرَ لَكَ»؛ مالك را به مبارزه با مظاهر فساد و آلودگي و جلوگيري از فحشا و منكرات در جامعه فرامي‌خواند، دشمن همواره مي‌خواهد با از بين بردن عفت و پاكدامني و اشاعه فساد در جوامع اعم از اسلامي و حتي غيراسلامي، ملت‌هاي مستضعف را از روح پاكي و معنويت جدا ساخته و آنان را چنان آلوده كند و به "از خود بيگانگي" و فساد بكشاند تا سرانجام در عمق منجلاب دست‌هاي آلوده استعمار فرو روند.

ج- روش برخورد با خويشاوندان

متاسفانه يکي از مشکلاتي که در سيستم هاي اداري شاهد آن هستيم ناشي از يکسري ارتباطات خانوادگي است که در بسياري موارد موجب ضايع شدن حقوق ديگران يا محروم شدن آنها از يکسري امور مي شود. آنچه که ما در سيستم اداري از آن به عنوان «پارتي بازي» ياد مي کنيم و متاسفانه موج شديدي از نارضايتي ها را با خود هميشه به دنبال دارد. حضرت علي عليه السلام با نهايت دقت و ضرافت به اين موضوع نيز توجه فرموده و در اين زمينه نيز، در اين نامه در مورد نزديکان و خويشاوندان به مالک مي فرمايند: «همانا زمامداران را خواص و نزديکاني است که خودخواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند. ريشه ي ستمکاريشان را با بريدن اسباب آن بخشکان، و به هيچ کدام از اطرافيان و خويشاوندانت زمين را واگذار مکن و به گونه اي با آنان رفتار کن که قراردادي به سودشان منعقد نگردد که به مردم زيان رساند ... حق را به صاحب حق، هر کس که باشد، نزديک يا دور بپرداز و در اين کار شکيبا باش و اين شکيبايي را به حساب خدا بگذار، گرچه اجراي حق مشکلاتي براي نزديکانت فراهم آورد، تحمل سنگيني آن را با ياد قيامت بر خود هموار ساز، زيرا تحمل آن پسنديده است.»

بخش چهارم: شناخت اقشار گوناگون اجتماعی

از ديگر مصاديق علم حاکم را بايد شناخت جامع او از دنياي زمان خود و مسائل آن و تخصص هاي مختلفي دانست که در اقشار جامعه نياز مي باشد؛ تخصص هايي که مردم آن ها را آموزش مي بينند و بايد براي بهتر اداره کردن حکومت، به طور متعادل و مناسب از آن ها استفاده گردد. در اين مورد امام عليه السلام به مالک اشتر مي فرمايد: «اي مالک بدان که مردم از گروه هاي گوناگوني مي باشند که اصلاح هر يک جز با ديگري امکان ندارد و هيچ يک از گروه ها از گروه ديگر بي نياز نيست. از آن قشرها، لشکريان خدا و نويسندگان عمومي و خصوصي، قضات دادگستري، کارگزاران عدل و نظم اجتماعي، جزيه دهندگان، پرداخت کنندگان ماليات، تجار و بازرگانان، صاحبان صنعت و پيشه وران و نيز طبقه پايين جامعه يعني نيازمندان و مستمندان مي باشند که خداوند براي هر يک سهمي مقرر داشته و مقدار واجب آن را در قرآن و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم تعيين کرده که پيماني از طرف خداست و نگهداري آن بر ما لازم است.
پس سپاهيان به فرمان خدا پناهگاه استوار رعيت و زينت و وقار زمامداران، شکوه دين و راه هاي امنيت کشورند. امر مردم جز با سپاهيان استوار نگردد و پايداري سپاهيان جز با خراج و ماليات رعيت انجام نمي شود... سپس سپاهيان و مردم جز با گروه سوم نمي توانند پايدار باشند و آن قضات و کارگزاران دولت و نويسندگان حکومتند که قراردادها و معاملات را استوار مي کنند و آن چه را که به سود مسلمانان است فراهم مي آوردند و در کارهاي عمومي و خصوصي مورد اعتمادند و گروه هاي ياد شده بدون بازرگانان و صاحبان صنايع نمي توانند دوام بياورند زيرا آنان وسايل زندگي را فراهم مي آورند و در بازار عرضه مي کنند و بسياري از وسايل زندگي را با دست خود مي سازند که از توان ديگران خارج است. قشر ديگر، طبقه پايين نيازمندان و مستمندانند که بايد به آن ها بخشش و ياري کرد.»
از عبارات فوق لزوم شناخت و توجه حاکم به تمام تخصص ها، شناخت کارايي آن ها و به کارگيري آن ها مستفاد مي گردد که مي توان جزو بخشي از علم حاکم تلقي نمود. (بصيري، 1389)
حضرت در مورد نظاميان اين چنين به مالک سفارش مي فرمايند که: « براي فرماندهي سپاه کسي را برگزين که خيرخواهي او براي خدا و امام تو بيشتر، و دامن او پاکتر، شکيبايي او برتر باشد. از کساني که دير به خشم مي آيد و عذر پذيرتر باشد و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان با قدرت برخورد کند، درشتي او را به تجاوز نکشاند، و ناتواني او را از حرکت باز ندارد. سپس در نظاميان با خانواده هاي ريشه دار، داراي شخصيت حساب شده، خانداني پارسا، داراي سوابق نيکو و درخشان که دلاور و سلحشور و بلند نظرند، روابط نزديک برقرار کن ... پس آرزوهاي سپاهيان را برآور و همواره از آنان ستايش کن و کارهاي مهمي که انجام داده اند برشمار، زيرا يادآوري کارهاي ارزشمند آنان، شجاعان را بر مي انگيزاند و ترسوها را به تلاش وا مي دارد.»
از آن جا که رهبر نمي تواند همه کارهاي حکومت را شخصا انجام دهد به افراد مورد اعتماد، که به عنوان واسطه کارها را انجام دهند نياز دارد و او بايد بر آن ها نظارت مستمر داشته باشد. اين افراد بايد مؤمن و متقي کامل و داراي خصوصيات تخصصي اجرايي نيز باشند. امام عليه السلام در اين رابطه به مالک اشتر مي گويد: «... براي هر يک از کارهايت سرپرستي که بزرگي کار بر او چيرگي نيابد و فراواني کار او را درمانده نسازد، بگمار و بدان که هر گاه در کار نويسندگان و منشيان تو کمبودي وجود داشته باشد که تو بي خبر باشي خطرات آن دامنگير تو خواهد بود.»
امام عليه السلام در مورد انتخاب قاضي نيز چنين توصيه مي نمايند: «... سپس از ميان مردم، برترين فرد نزد خود را براي قضاوت انتخاب کن کساني که مراجعه فراوان، آن ها را به ستوه نياورد و برخورد مخالفان با يکديگر او را خشمناک نسازد، در اشتباهاتش پافشاري نکند و بازگشت به حق پس از آگاهي براي او دشوار نباشد...»
 امام عليه السلام براي انتخاب کارمندان و منشيان توصيه هاي مشابه و کنترل و نظارت آشکار و پنهان حاکم بر آن ها را مطرح مي نمايند و مي فرمايند: «سپس در امور کارمندانت بينديش و پس از آزمايش به کارشان بگمار و باميل شخصي و بدون مشورت با ديگران آنان را به کارهاي مختلف وادار نکن، زيرا نوعي ستمگري و خيانت است. کارگزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه و با حيا از خاندان هاي پاکيزه و با تقوا که در مسلماني سابقه درخشاني دارند، انتخاب کن. زيرا اخلاق آنان گرامي تر و آبرويشان محفوظ تر و طمع ورزيشان کمتر و آينده نگري آنان بيشتر است...سپس رفتار کارگزاران را بررسي کن و جاسوساني راستگو و وفاپيشه بر آنان بگمار که مراقبت و بازرسي پنهاني تو از کار آنان، سبب امانتداري و مهرباني با رعيت خواهد شد.»
و در مورد نويسندگان مي فرمايد: «سپس در امور نويسندگان و منشيان به درستي بينديش و کارهايت را به بهترين آنان واگذار کن و نامه هاي محرمانه را، که در بردارنده سياست ها و اسرار تو است، از ميان نويسندگان به کسي واگذار که صالح تر از ديگران باشد کسي که گرامي داشتن او را به تجاوز و سرکشي نکشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت کند و در رساندن نامه کاگزارانت به تو و رساندن پاسخ هاي تو به آنان کوتاهي نکند ...».
حضرت در مورد رسيدگي به محرومان و مستضعفان نيز به مالک اين چنين سفارش مي فرمايند: «سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه که هيچ چاره اي ندارند ... پس براي خدا پاسدار حقي باش که خداوند براي اين طبقه معين فرموده است ... مبادا سرمستي حکومت تو را از رسيدگي به آنان باز داردکه هرگز انجام کارهاي فراوان و مهم عذري براي ترک مسووليت هاي  کوچکتر نخواهد بود. همواره در فکر مشکلات آنان باش و از آنان روي بر مگردان، به ويژه امور کساني را از آنان بيشتر رسيدگي کن که از کوچکي به چشم نمي آيند و ديگران آنان را کوچک مي شمارند و کمتر به تو دسترسي دارند ...».
از سوي ديگر حضرت در مورد ماليات دهندگان نيز مي فرمايند: ««ماليات و بيت المال را به گونه اي وارسي کن که به صلاح ماليات دهندگان باشد، زيرا بهبودي (امور) ماليات و ماليات دهندگان، عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه است و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود کار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند. بايد تلاش تو در آباداني زمين، بيشتر از جمع آوري خراج باشد که خراج جز با آباداني فراهم نمي گردد و آن کسي که بخواهد خراج را بدون آباداني مزارع به دست آورد شهرها را خراب و بندگان را نابود مي سازد و حکومتش جز اندک مدتي دوام نمي آورد»
بنابراين از ديدگاه امام عليه السلام يک حاکم لازم است بهترين کارگزاران سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و... را برگزيند و نظارت مستقيم و غيرمستقيم بر آنان و ارزيابي دائم از عملکرد آن ها داشته باشد تا موفق گردد.

بخش پنجم: اصول روابط اجتماعی مديران

حضرت علي عليه السلام در اين زمينه نيز سفارشات ارزشمندي را به مالک اشتر دارند از جمله:
« تا مي تواني با پرهيزکاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده که تو را فراوان نستايند و تو را بر اعمال زشتي که انجام نداده اي، تشويق نکنند. هرگز نيکوکار و بدکار در نظرت يکسان نباشند زيرا نيکوکاران در نيکوکاري بي رغبت و بدکاران در بدکاري تشويق مي شوند.»
«هيچ وسيله اي براي جلب اعتماد والي به رعيت بهتر از نيکوکاري به مردم و تخفيف ماليات و عدم اجبار مردم به کاري که دوست ندارند نمي باشد».
«آداب پسنديده اي را که بزرگان اين امت به آن عمل کرده و ملت اسلام با آن پيوند خورده و رعيت با آن اصلاح شده بر هم مزن، و آدابي که به سنت هاي خوب گذشته زيان وارد مي کند پديد نياور».
«با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکيمان فراوان بحث کن که مايه ي آباداني و اصلاح شهرها و برقراري نظم و قانوني است که در گذشته نيز وجود داشته است».

بخش ششم: ويژگی های مديران به عنوان تصميم گيرندگان از ديدگاه حضرت علی(ع)

امام علي(ع) در نامه 53 خود به مالک به نقل از فيض الاسلام موارد زير را براي ويژگي‌هاي مديران به عنوان تصميم‌گيرندگان بيان کرده‌اند: 
1ـ شناسايي وضع و شرايط موجود
در اين مرحله مدير بايد از وضعيت و موقعيت سازمان تحت امر خود دائماً اطلاع داشته باشد و آنچه که اهميت دارد را مشخص سازد. آنچه که امام علي(ع) در اين مرحله به آن توجه دارند، نقش خود مدير در کسب اطلاعات از وضعيت موجود و مسئله‌يابي مي‌باشد. يعني با استفاده از تجربه خود از راههاي غير رسمي و نه رسمي به بررسي وضع سازمان بپردازد و به وجود مسئله‌اي پي ببرد. حضرت علي(ع) درباره انجام دادن هر کاري در زمان خود مي‌فرمايند:
«پس هر چيز را به جاي خود بگذار و هر کاري را در وقت آن انجام ده»
2ـ ارائه راه‌ حل‌هاي مختلف
بعد از اينکه مدير در قسمت نخست با تعيين هدف‌ها و بررسي وضع موجود، مشکل و مسئله‌اي را مورد شناسايي قرار داد و پي به وجود شرايط نامطلوب سازمان برد، وظيفه او ايجاب مي‌کند تا در حل آن مشکل بکوشد. از ابعاد مختلف ممکن است راهکارهايي را مشخص سازد يا به تنهايي به آن دسترسي پيدا کند، يا با مشورت مشاوران و اعضاي سيستم جهت حل اين مسئله به آن برسد. حضرت علي(ع) در اين مرحله به مشورت با دانايان اشاره مي‌کنند و مي‌فرمايند:
«و دربارة استوار ساختن آنچه کار شهرهاي تو را منظم مي‌گرداند و بر پا داشتن آنچه مردم پيش از تو برپا داشته بودند، بسيار با دانشمندان مذاکره و با راستگويان و درست کرداران گفتگو کن.»
سفارش حضرت علي(ع) به هم نشيني با حکما به خاطر افزون دامنة علم و حکمت مدير است تا در مواقع حساس تصميم‌گيري از اطلاعات و دانش بيشتري برخوردار باشد.
3ـ ارزيابي راه‌حل‌ها و گزينش بهترين‌ها
در اين مرحله مدير موظف است از بين انبوه راهکارهاي ارائه شده جهت حل مسئله يکي را انتخاب کند، اما اينکه با چه ملاکي دست به چنين انتخابي بزند به عوامل متعددي بستگي دارد. در اين مرحله امام علي(ع) خطاب به مالک به بيان معيار جهت انتخاب يک گزينه پرداخته‌اند و با توجه به نظام ارزشي اسلام که مبتني بر خدا محوري و حق طلبي است مي‌فرمايند که بايد توجه مدير به حق محوري و حق‌مداري باشد و در نامة 53 خطاب به مالک اشاره مي‌کنند که بايد توجه تو به گسترش عدالت و حق مداري باشد.
4ـ اجرا و پيگيري
بعد از اينکه با ملاک‌هاي مشخص شده يک گزينه انتخاب شد، نوبت به اجراي آن مي‌رسد. نکاتي که مدير بايد در اين مرحله مورد توجه قرار دهد عبارت است از:
الف ـ اجرا فوري باشد.
حضرت علي(ع) در اين مورد مي‌فرمايند:
«و بترس از شتابزدگي به کارها پيش از رسيدن هنگام آنها يا دنبال‌گيري و سخت‌کوشي در آنها هنگام دسترسي به آنها يا از ستيزگي در آنها وقتي که سررشته ناپيدا باشد يا از سستي در آنها چون در دسترس آيد.»
ب ـ مجريان خوبي انتخاب کند.
امام علي(ع) خطاب به مالک مي‌فرمايند:
«پس از آن در حال نويسندگانت بنگر و بهترين ايشان را به کارهايت بگمار»
ج ـ نظارت همه جانبه داشته باشد تا بتواند پاداش دقيق و مناسب بدهد.
«پس در کارهايشان کاوش و رسيدگي کن»
«و در کار خراج به صلاح خراج دهندگان کنجکاوي کن.»
د ـ جهت نظارت و ارزيابي کار مجريان، نمايندگان ويژه داشته باشد.
امام علي(ع) در اين خصوص مي‌فرمايند:
«پس در کارهايشان کاوش و رسيدگي کن و بازرس‌هاي راستکار و وفادار بر آنان بگمار.»
ه ـ مجازات فرد خاطي و خيانتکار
حضرت امير(ع) در اين خصوص مي‌فرمايند:
«و خود را از ياران دور دار و اگر يکي از ايشان به خيانت و نادرستي دستش را بيالايد و خبرهاي باز رسانت به خيانت او گرو آيد به گواهي همان خبرها اکتفا کن، پس بايد او را کيفر بدني بدهي و او را به کردارش بگيري.»
و-  اگر تصميم غلطي گرفته بود بايد از مردم عذر خواهي کند.
حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:
«و اگر رعيت به تو گمان ستمگري را بردند، عذر و دليلت را براي ايشان آشکار کن و گمان‌هاي آنها را با آشکار کردنت از خويشتن دور نما.» (سيادت، 1385)
نتيجه:
در نهايت با مطالعه اين نامه نتيجه مي گيريم که حضرت علي عليه السلام در اين نامه تمام شرايط لازم را براي کارگزار يک جامعه اسلامي مطرح نموده اند که بهترين معيارها براي گزينش کارگزاران در زمان حال خواهد بود. هر چند بهترين حاکم امام معصوم عليه السلام است که ويژگي هاي او از طريق خدا براي او پديد آمده و با ارتباط دائم با آن منبع، به بهترين وجه مي تواند به اداره حکومت اقدام نمايد، ولي در زمان غيبت امام عليه السلام فردي مي تواند جانشين او در اين منصب گردد که بيش ترين ويژگي هاي معصوم در او تجلي عملي يافته باشد. مجموع ويژگي هاي مطرح شده در اين نامه، از ديد امام علي عليه السلام عمده ترين صفات براي حاکم است گرچه شايد بتوان ويژگي هاي ديگري از ميان مجموعه مباحث و عملکرد ايشان به آن ها افزود. پس ما با در دست داشتن منابع اين چنين ارزشمند مي توانيم با نهايت قدرت در راه اصلاح سيستم گزينش افراد در جامعه گام برداريم و تمام تلاش خود را براي ساختن ايران اسلامي فراهم آوريم.
«امروز آشكارترين و روشن‌ترين حقايق اسلامي به وسيله بخشي از مدعيان اسلام در كشورهاي اسلامي ناديده گرفته مي‌شود. امروز همان روز است كه شعارهاي يكسان است، اما جهت گيري‌ها به شدت مغاير يكديگر است. امروز شرايطي مشابه شرايط دوران حكومت اميرالمومنين عليه السلام است. پس روزگار نهج البلاغه است. امروز مي‌شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمومنين عليه السلام به واقعيت‌هاي جهان و جامعه نگاه كرد و بسياري از حقايق را ديد و شناخت و علاج آن را پيدا كرد. لذا امروز از هميشه به نهج البلاغه محتاج تريم. زيرا ما امروز در همان شرايط قرار داريم.» (بيانات مقام معظم رهبري، ص23-25)
اميد است علما و انديشمندان مسلمان و نيز رسانه‌هاي گروهي جامعه اسلامي، در اين شرايط حساس زماني كه بيش از هر زمان، عطش پذيرش معارف اسلامي، در همه كشورها مشهود است، به تلاش بيشتري پرداخته و نهج البلاغه را با توجه به مسائل و مشكلات و نيازهاي جامعه امروز مطالعه و بررسي كرده، راه عمل و درمان دردها را از اين كتاب شفابخش بيابند و ابعاد معارف آن را براي جوانان مطرح نمايند تا نسل آينده بيش از پيش به جامعه مطلوب حضرت امير عليه السلام نزديك شوند.
منابع:
کتب:
1-      دلشاد تهراني؛ مصطفي، دولت آفتاب، انديشه سياسي و سيره حکومتي امام علي(ع)، تهران، انتشارات دريا، 1379
2-      ذاکري؛ علي اکبر، مديريت و سياست، مرکز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، 1380
3-      فاضل لنکراني؛ محمد، آيين کشورداري از ديدگاه امام علي عليه السلام، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ هفتم، 1379
4-      نهج البلاغه؛ ترجمه محمد دشتي، موسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمومنين، تابستان 1384، نامه53
5-      نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص996-995
مقالات:
1-     بصيري؛ محمدعلي، ويژگي هاي حاکم در سيره نظري و عملي امام علي(ع)، مجله هنري ديني، شماره9، 1389
2-     رحماني؛ محمد، ملاک هاي گزينش کارگزاران در حکومت علوي، مجله حکومت اسلامي، 18، 214:1379
3-     سيادت؛ سيد علي، بررسي ويژگي هاي مديران و مهمترين راهکارهاي اجرايي در ايجاد انگيزه و کارايي در کارکنان از ديدگاه امام علي(ع)، دانشکده علوم انساني، سال 14، شماره60، 1385
4-     قسمتي از بيانات مقام معظم رهبري؛ مباحث و مقالات کنگره بين المللي نهج البلاغه، بنياد نهج البلاغه، 1368
5-     نصيري؛ علي، سيره سياسي امام علي عليه السلام، مجله حکومت اسلامي، 31، 157:1384
سايت ها:
1-      آقاجاني؛ آرش، تبيين ويژگي هاي مديران از ديدگاه حضرت علي(ع)
2-      احساني؛ محمد، معيارهاي انتخاب کارگزاران در سيره ي امام علي(ع)
3-      جعفري؛ محمدتقي، سياست و علي(ع)
4-      ذاکري؛ علي اکبر، اصلاح ساختار اداري در حکومت علوي
5-      هاديان؛ الهه، اصول و شيوه هاي حکومت اسلامي در آينه کلام امام علي(ع)
6-      ويکي اهل بيت
 
منبع: پایگاه تبیان
 

1 دیدگاه‌ها

افزودن دیدگاه جدید