منوی اصلی

چرا در نظر شیعه عدل از اصول دین به شمار می رود؟

چرا در نظر شیعه عدل از اصول دین به شمار می رود؟

مگر نه اینکه عدل از صفات خداوند و زیر مجموعه توحید است؟ پس چرا در تفکر شیعی عدل از اصول دین محسوب می شود؟

1. معنای عدل:

عدل به معنای نفی هرگونه ظلم از ساحت مقدس خداوند است.
امام علی علیه السلام در معنای عدل چنین می فرماید: «العدل یضعُ الامور مواضعها»؛(1)
یعنی قرار دادن اشیاء و افراد در جای خود. یعنی به وسیله عدل هر چیزی در جای خود می نشیند.
امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند:
عدل یعنی آنکه به خداوند نسبت ندهی آنچه را که تو را بر انجام آن ملامت کرده.(2)
و در جای دیگر فرمودند:
عدل یعنی اینکه خدای خود را مورد تهمت قرار ندهی.(3)

2 . اهمیت بحث عدل

نبی اکرم صلی الله علیه و آله در باره عدل می فرمایند: «بالعدل قامت السموات والارض»؛ به وسیله عدل است که آسمان و زمین پابرجاست.(4)
طبق این فرمایش اصل عدل در تمام نظام تکوین و تشریع قرار می گیرد.
یعنی در نظام تکوین و خلقت هر موجودی در جایگاه خودش قرار گرفته است. مثلا خورشید در همین جایی که هست طبق عدل باید باشد. جالب است که نظر منجمین و اختر شناسان نیز چنین است که چنانچه خورشید نزدیک تر و یا دورتر از این مکان خود قرار گیرد باعث سوزش و یا یخ زدن همه مخلوقات روی زمین می گردد.
در نظام تشریع و قانون گذاری نیز هر چیزی طبق عدالت الهی در جایگاه خویش قرار گرفته است. مثلا احکام الهی در باره هر یک از مسائل مورد نیاز انسان با رعایت حدود و ثغور آن بیان شده است و هر حکم الهی تابع مصالح و مفاسد است و چیزی اضافه و یا کم بیان نشده.

خداوند در آیات بسیاری انسانها را از ظلم در حق یکدیگر منع می کند، حال چگونه ممکن است که خود او را به ظلم متهم کرد؟ پس می توان گفت عدم اعتقاد به عدل نوعی تهمت به خداوند است.

همچنین در بیان اهمیت مبحث عدل می توان به این موارد اشاره نمود:
- عدل بعنوان یکی از صفات خداوند که از مراتب توحید است می باشد.
- خداوند در آیات بسیاری انسانها را از ظلم در حق یکدیگر منع می کند، حال چگونه است که انسانها همان ظلم را به او نسبت می دهند، پس می توان گفت عدم اعتقاد به عدل نوعی تهمت به خداوند است.
- عدل در موضوع معاد بسیار حائز اهمیت است و از این دید قابل بررسی است.
- عدل از یکسو به بحث اختیار و از سوی یگر به تکلیف و امر و نهی و ثواب وعقاب مربوط است و از این نظر موجب پیدایش فرقه ها و مذاهب مختلفی شده! (جبر- تفویض و ...)
- در قرآن پیرامون این مساله حدود 55 آیه و در احادیث حدود 630 حدیث (تنها با توجه به جلد 5 و 6 بحار الانوار) مربوط به این مساله است که نشان از اهمیت این قضیه دارد .

- مسأله دیگر اینکه اصل عدل با استدلال عقلی نیز قابل اثبات است و از آنجا که اصول دین و مذهب باید عقل گریز(غیرعقلانی) نباشد، در مورد عدل می بینیم به وسیله حسن وقبح عقلی به راحتی قابل اثبات است. در حالیکه فروعات احکام به دلیل نقلی (آیات و روایات) قابل اثبات است.
- نکته دیگر اینکه یکی از صفاتی که در طول تاریخ اسلام بسیار بحث برانگیز بوده و همین امر باعث تشکیل فرق کلامی مختلف شده است، بحث عدل الهی است. که حتی فرقه عدلیه تشکیل شد که در مقابل آن غیر عدلیه که همان اشاعره هستند در برابرشان موضع گرفتند.
- نکته مهم دیگر اینکه چنانچه به عدل الهی قائل باشیم، بحث معاد و به تبع آن بهشت و جهنم معنا و مفهوم پیدا می کند. چرا که شخص عادل بین محسن و مُسیء فرق می گذارد و محسن را پاداش و مُسیء را عقاب می کند. یعنی با توجه به عدل است که اصل معاد نیز معنا دار می شود و قابل اثبات است.
بنابراین با توجه به نکات فوق می توان اهمیت عدل را نسبت به سایر صفات الهی متذکر شد و همین مطلب است که عدل به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه مطرح می شود.
___________________________
پی نوشت:

1. نهج البلاغه، حکمت 437.
2. بحارالانوار، ج 5، ص 17.
3. همان، ص 58.
4. اصول عقاید، آیة الله مکارم شیرازی.

منبع: مرکز پاسخگویی به سؤالات دینی

افزودن دیدگاه جدید