منوی اصلی

شرح زیارت امین الله؛ « صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلاَئِكَ‏ »؛ مراتب بلا و نتیجه نزول آن

شرح زیارت امین الله؛ « صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلاَئِكَ‏ »؛ مراتب بلا و نتیجه نزول آن

همان طور که بیان شد وجود بلا از لوازم وجودی این عالم است و علت اصلی آن هم، متوجه کردن انسان است به عجز و نقص وجودی خود تا به طرف غنی مطلق و کمال نامحدود رو آورد .

با این بیان معلوم می شود که نزول بلا اقسام و مراتبی دارد.

 برای کفار و انسانهای بی اعتقاد به حق تعالی 

تا هنگام گرفتاریها سر عقل آمده و به او ایمان آورند .

قرآن کریم(1) برای این افراد مسئله وقوع در کشتی و جریان طوفان را مثال می زند که وقتی که در امواج قهرآمیز دریا قرار گرفتند و ظاهراً پناهی نیافتند در حال غرق شدن  فطرت توحیدیشان  آنها را متوجه حق تعالی کرده و او را مخلصانه می خوانند که اگر ما را نجات دهد حتماً از شکرگزاران خواهیم بود . لکن وقتی نجات می یابند مشغول سرگرمی های این عالم شده از ارتباطشان با عالم غیب و کمک آن عالم، غافل شده و به همان اعتقادات باطل برمی گردند.

برای عموم مؤمنین

با توجه به مطالب گذشته معلوم می شود که ابتلاء به بلاها منحصر برای کفار و امثال آنها نیست . بلکه برای انسانهای مؤمن نیز می باشد . زیرا طبیعت این عالم  به علت سرگرمی هایش غفلت زاست و مؤمنین نیز در زندگانی عملی مبتلا به غفلت شده و حضور حق تعالی را در شئون هستی نادیده می گیرند  .

در حالی که خود فرموده است :

یسأله من فی السموات و الارض کل یوم هو فی شأن : آنچه در آسمان و زمین هستند از خداوند سؤال می کنند . هر روز او در شأن و کاری است . (2)

از این جهت ابتلاء به بلاها برای نوع مؤمنین برای آن است که متذکر خداوند شده و به مقتضای ایمانشان حرکت کنند و اگر خطا یا گناهی کرده اند توبه کنند .

در این رابطه امام صادق علیه السلام می فرماید:

المؤمن لایمضی علیه اربعون لیلة الا عرض له امر یحزنه یذکر به :

مؤمن بر او چهل شب نمی گذرد مگر اینکه امری بر او عارض می شود که اندوهناکش کند تا به واسطه آن متذکر شود .(3)

همچنین امام علی علیه السلام  می فرماید:

از گناهان بپرهیزید. پس هیچ بلا و کمبود در رزق نیست مگر اینکه به علت گناهی است . حتی جراحت در اعضاء و با صورت به زمین خوردن و وقوع مصیبتها.

خداوند عز و جل می فرماید:

آنچه را که از مصیبتها به شما می رسد به علت آن چیزی است که انجام می دهید و خداوند از بیشتر آنها چشم پوشی می کند .

حضرت فرمودند:

کسی که بخواهد در توبه برایش باز است . پس به سوی خدا توبه نصوح کنید . شاید پروردگارتان بدیهای شما را بپوشاند و وفای به عهد کنید وقتی پیمان بستید  . پس هیچ نعمتی زایل نمی شود و هیچ خوشی مکدر نمی شود مگر به واسطه گناهانی است که انسان مرتکب می شود . زیرا خداوند به بندگان ظلم نمی کند و اگر ایشان در آن حال با دعا و رجوع به خداوند مواجه می شدند بلاها نازل نمی شد و اگر هنگامی که بلا نازل می شد یا نعمت از ایشان زایل می شد با صدق نیت به طرف خداوند عز و جل تضرع می کردند و باز نمی ایستادند و اسراف نمی کردند حتماً خداوند هر فسادی را برایشان اصلاح کرده و هر صلاحی را برایشان برمی گرداند .

حضرت فرمودند:

هیچ شیعه ای نیست که چیزی را که از او نهی کردیم مرتکب شود تا بمیرد مگر اینکه خداوند او را به بلایی مبتلا می کند یا در مال و یا در فرزند و یا در خودش تا گناهانش را پاک کند تا وقتی که با خداوند عز و جل ملاقات کند گناهی نداشته باشد و گاهی چیزی از گناهانش باقی می ماند .  پس خداوند بر او هنگام مرگش سخت می گیرد...(4)

از این روایت و روایات بسیار دیگر استفاده می شود که نوع مؤمنین که مبتلا به لغزش یا گناه هستند ابتلائاتشان برای کفاره گناهانشان می باشد تا به طرف خداوند بروند و او را بخوانند . لذا خداوند صدای این چنین افرادی را هنگام تضرع و توبه دوست دارد .

البته در روایات ارتباط هر گناهی با بلای خاص وارد شده است که به عنوان نمونه و تذکر به یکی از آنها اشاره می شود .

امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:

گناهانی که نعمتها را تغییر می دهد: ظلم بر مردم و دست برداشتن از عادت خوب و عمل شایسته ای که داشته و کفران نعمتهای پروردگار و شکر نکردن است .خداوند عز و جل می فرماید:همانا خداوند در قومی تغییر ایجاد نمی کند مگر اینکه ایشان آنچه را در درونشان است تغییر بدهند و گناهانی که موجب پشیمانی می شود: کشتن انسانی است که خداوند آن را حرام کرده است . خداوند متعال در قصه قابیل وقتی برادرش هابیل را کشت پس از آنکه از دفنش عاجز ماند می فرماید: از پشیمان شدگان گردید و کمک نکردن به خویشاوندان تا اینکه خودشان بی نیاز بشوند و نماز نخواندن تا اینکه وقتش بگذرد و وصیت نکردن و رد نکردن مظالم و زکات ندادن تا اینکه مرگ برسد و زبان بسته شود و گناهانی که عقوبت را نازل می کند: عصیان کردن کسی که آشنا به دستورات الهی است به واسطه تجاوز به حقوق دیگران و تکبر بر مردم و مسخره کردن ایشان و گناهانی که قسمتها و رزقها را دفع می کند: اظهار نیازمندی و خوابیدن در ثلث اول شب و خوابیدن بعد از نماز صبح و کوچک شمردن نعمتها و شکایت کردن از خداوند عز و جل است و گناهانی که پرده ها را پاره می کند: شرب خمر، و قماربازی و کارهایی که مردم را بخنداند از لغویات و مزاح کردن - کسی که کارش این باشد که نوعاً مبتلا به آبروریزی می شوند - و یاد کردن عیب مردم و با اهل شک همنشینی کردن و گناهانی که موجب نزول بلا می شود: فریادرسی نکردن از شخص اند و هناک و کمک نکردن به مظلوم و ضایع کردن امر بمعروف و نهی از منکر و گناهانی که دشمنان را بر انسان مسلط می کند: تظاهر به ظلم و آشکار کردن ستم و مباح دانستن امور ممنوعه و نافرمانی خوبان و اطاعت از اشرار و گناهانی که موجب نابودی سریع می شود: قطع رحم و قسم دروغ و دروغ گفتن و زنا کردن و بستن راه مسلمانها و ادعای امامت به نا حق و گناهانی که امید را قطع می کند: مأیوس شدن از عنایت خداوند و ناامیدی از رحمت الهی و اطمینان به غیر او و تکذیب وعده های خداوند عز و جل و گناهانی که هوا را تاریک می کند: سحر و جادوگری و ایمان به علم نجوم - اعتقاد به تأثیر استقلال گونه اوضاع کیهانی در زمین - و تکذیب تقدیرات الهی - یعنی مرتبط ندانستن امور به مشیت الهی - و عاق پدر و مادر و گناهانی که پرده ها را برمی دارد: قرض گرفتن بدون نیت اداء کردن آن و اسراف در خرج کردن در باطل و بخل ورزیدن بر اهل و فرزند و خویشاوندان و بداخلاقی و کم صبر داشتن و بی حالی و تنبلی کردن در امور و سبک شمردن اهل دین و گناهانی که دعا را رد می کند: نیت بد و باطن زشت داشتن و به صورت نفاق با برادران ایمانی برخورد کردن و دعوت آنها را نپذیرفتن و تأخیر نمازهای واجب تا اینکه وقتشان بگذرد و نزدیکی نجستن به خداوند عز و جل با نیکی کردن و صدقه دادن و ناسزا و فحش دادن و گناهانی که از آمدن باران ممانعت می کند: ستم حاکمان در حکم کردن و شهادت باطل دادن و کتمان شهادت و زکات و قرض ندادن و سختی دل بر فقرا و نیازمندان و ظلم کردن به یتیمها و بیوه زنان و رد کردن سائل در شب(5). 

برای انبیا و اوصیاء و اولیاء

باید توجه داشت که گاهی ابتلاء به بلاها برای برطرف شدن گناهان نیست  . زیرا انسان مبتلا گناهکار نمی باشد . بلکه ابتلای او برای ترفیع مقام و درجه ایمان یا ظهور مقام قرب او بر خود و دیگران می باشد .

از این جهت امام صادق علیه السلام می فرماید:

همانا مؤمن به منزله کفه ترازوست. هر مقدار ایمانش زیاد شود بلایش زیاد می شود . (6)

در حقیقت این ابتلائات برای تمامی افراد خیر است . لکن برای این دسته در ترفیع درجات ایمانی و آخرتی آنها تأثیر مهم دارد و این از لوازم ایمان می شود .

همان طور که امام صادق علیه السلام می فرماید:

ان فی کتاب علی علیه السلام، ان اشد الناس بلاء النبیون ثم الوصیون ثم الامثل فلامثل و انما یبتلی المؤمن علی قدر اعماله الحسنة فمن صح دینه و حسن عمله اشتد بلائه و ذلک ان الله عز و جل لم یجعل الدنیا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لکافر، و من سخف دینه و ضعف عمله قل بلائه و ان البلاء اسرع الی المؤمن التقی من المطر الی قرار الارض :

همانا در کتاب علی علیه السلام آمده است: همانا سخت ترین مردم از جهت بلاء انبیاء سپس اوصیای ایشان سپس کسانی که نزدیک تر به ایشانند می باشند و همانا خداوند مؤمن را به اندازه اعمال نیکویش مبتلا می کند . پس کسی که دینش صحیح بوده و علمش نیکو باشد بلایش سخت تر است و علتش آن است که خداوند عز و جل دنیا را ثواب برای مؤمن و عقاب برای کافر قرار نداده است و کسی که دین و عملش ضعیف باشد بلایش کم می شود و همانا بلا سریع تر به مؤمن متقی می رسد از باران به قرار گرفتن بر زمین .(7)

کسانی که بخواهند درجات بالای ایمان را به پیمایند یا آن کمالاتشان ظهور کند . مانند : انبیاء و ائمه علیهم السلام  ابتلائاتشان سختتر است .

البته تمامی آنها از ابتلائات مادی نمی باشد . بلکه بیشتر آنها از قبیل ابتلائات روحی است  .

همان طور که امام سجاد به واسطه پدرش علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده اند که فرمود:

همواره من و کسانی که از من بوده اند از انبیاء و مؤمنین مبتلا بوده ایم به کسانی که ما را اذیت کنند و اگر مؤمنی بر سر کوهی باشد حتماً خداوند عز و جل کسی را برایش قرار می دهد که اذیتش کرده تا بر آن پاداش بگیرد.

 امام علی علیه السلام می فرماید:

همواره من مظلوم بودم از وقتی که مادر مرا زائید به گونه ای که وقتی عقیل چشمش درد گرفته و ورم می کرد می گفت: تا دوا در چشم علی نریخته اید در چشم من نریزید . پس در چشمم دواء می ریختند در حالی که درد چشمی نداشتم(8)  .

 مقداری از این امتحانها برای ظهور مراحل عالیه ایمان است  . مانند :آن حالتی که حضرت ابراهیم علیه السلام داشت در پاسخ جبرئیل علیه السلام، که در هنگام افتادن در آتش به واسطه منجنیق . به او عرض کرد: هل لک حاجة؟ فقال: اما الیک فلا (9) : آیا حاجتی داری؟ حضرت فرمود: اما به سوی توپس خیر. حضرت ابراهیم علیه السلام اگر از جبرئیل کمک می گرفت از آن جهت که فرشته واسطه فیض الهی بودبه حسب ظاهر اشکالی نداشت  . لکن به حسب مقام ابراهیمی که می خواهد آن قله توحید را از خود نشان داده و به آن دعوت کند اشکال دارد و این چنین است امثال این امتحانات که برای انبیاء و اولیاء علیهم السلام بوده است . درحالی که اکثر مردم حتی خواص از مؤمنین نیز امتحان بودن آن را نمی فهمند . روی این حساب تمامی ابتلائات برای بخشیدن گناهان نیست  بلکه برای اعطای اجرهایی است که خداوند می داند آنها چیست . 

از این جهت علی بن رئاب از امام صادق علیه السلام سؤال می کند: که این سخن خداوند عز و جل که می فرماید: آنچه از مصیبتها به شما می رسد به سبب اعمالی است که انجام داده اید آیا آنچه به حضرت علی و اهل بیتش علیهم السلام بعد از او رسید به سبب اعمالی بود که انجام می دادند و حال آنکه ایشان اهل بیت طهارت و معصوم بودند؟ حضرت فرمود:

ان رسول الله صلی الله علیه و اله کان یتوب الی الله و یستغفره فی کل یوم و لیلة ماة مرة من غیر ذنب، ان الله یخص اولیائه بالمصائب لیأجرهم علیها من غیر ذنب (10) :

همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله به سوی خدا توبه می کرد و هر روز و شب صد مرتبه از خداوند طلب مغفرت می کرد بدون داشتن گناه، همانا خداوند اولیائش را به مصیبتها اختصاص داده است تا اینکه بر آنها به ایشان اجر دهد بدون داشتن گناهی.

و امام حسین علیه السلام نیز به اصحابش می فرماید:

پس اگر آماده اید بر آنچه من خود را آماده کرده ام بدانید که خداوند فقط در مقابل سختیها مقامهای عالی را به بندگانش می بخشد . گرچه خدا مرا - با گذشتگان از خانواده ام که من آخرین آنها هستم که در دنیا مانده ام - به کرامتهایی مختص گردانیده که تحمل سختیها بر من آسان شده  ولی برای شما نیز مقداری از آن کرامتهای خداوند متعال می باشد(11).این کرامتها که خداوند برای آن حضرت و اهل بیت گرامش و نیز به اصحابش عنایت فرموده در برابر تحمل نزول بلا   امور عادی که برای عموم مؤمنان در نظر گرفته شده نمی باشد بلکه مقامهای معنوی و درجات بهشتی است که در روایت دیگری نسبت به امام حسین علیه السلام جد بزرگوارش در خطاب به آن حضرت فرموده است که:

ان لک فی الجنان لدرجات لن تنالها الا بالشهادة : و همانا برای تو در بهشتها درجاتی است که جز با شهادت به آنها نمی رسی.(12)


پی نوشت :

1- یونس : 24 - 22، عنکبوت : 66 - 65.
2- رحمن : 29.  
3- بحارالانوار، ج 67، ص 211، روایت 14.
4- همان ، ج 73، ص 350، روایت 47.
5- همان ، ص 375، روایت 12.
6- همان ، ج 67، 210، روایت 13.
7- همان ، روایت 29.
8- همان ، روایت 38.
9- همان ، ج 12، ص 35، روایت 11.
10- اصول کافی ، ج 2، ص 450، روایت 2.
11- بحارالانوار، ج 45، ص 90، روایت 29.
12- همان ، ج 44، ص 329. 
 
منبع :
سیمای مخبتین (شرح زیارت امین الله)، شیخ محمود تحریری

 

مطالب مرتبط

زیارت  امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « أَرْزَاقَكَ إِلَى الْخَلاَئِقِ مِنْ لَدُنْكَ نَازِلَةٌ »؛ نزول رزق موجودات از طرف خدا

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛« مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ »؛ محبت انبیاء نسبت به ائمه علیهم السلام

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَة »؛ اقسام و آثار توبه

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛«عَبْرَةَ مَنْ بَكَى مِنْ خَوْفِكَ مَرْحُومَةٌ»؛ ا قسام و آثارگریه از خوف خداوند

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « وَ كُفَّ عَنَّا أَعْدَاءَنَا وَ اشْغَلْهُمْ عَنْ أَذَانَا »؛ مقابله با دشمنان و یاری دوستان خدا

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « مولعة بذکرک و دعائک »؛ حقیقت و کیفیت دعا

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَوْلِيَائِي‏ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ‏(ع) »؛ اجتماع با اولیاء الهی

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « مولعه بذکرک و دعائک »؛ اشتیاق به ذکر پروردگار

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « شَاكِرَةً لِفَوَاضِلِ نَعْمَائِكَ »؛ معنا، مراتب و حقیقت شکر

زیارت امین الله

شرح زیارت امین الله؛ « وَ تَوْبَةَ مَنْ أَنَابَ إِلَيْكَ مَقْبُولَةٌ »؛ پذیرش توبه، حقیقت توبه

افزودن دیدگاه جدید