منوی اصلی

شعر فجر صادق

شعر فجر صادق

با یاد فجر صادق محراب و منبرت

بتابیده بر نگاه جهان، نور باورت

گل، در جوار خانه ی تو خیمه می زند

تا پُر کند مشام دل از عطر مجمرت

ای پیر لحظه های حقیقت فروز دل

رندان دهر، تشنه ی دُردی ز ساغرت

عشق و خرد که آینه داران هستی اند

گردیده اند، محو تماشای منبرت

مدیون زخمه های تو گردیده از ازل

دستی که شد موافق دست هنرورت

فقه و اصول و فلسفه، جز نقطه ای نبود

گر می گشود حوصله، اوراق دفترت

جاری ترین زلال ازل تا ابد، تویی

نامیده کردگار جهان، چون که جعفرت

ماییم و داغ حسرت عمری سفر، که چشم

آید کنار تربت پاک و معطرت

ماییم و زخم غربت لختی نگاه گرم -

تا جان فدا کنیم ز غیرت، برابرت

ما را، بگیر دست، که "از پا فتاده ایم"

مولا، به حق تربت پنهان مادرت!

شاعر: سیدعلی اصغر موسوی


منبع: سایت بانک اشعار اهل البیت (ع)،تاریخ دسترسی1393/10/11

افزودن دیدگاه جدید