منوی اصلی

شكوه حضرت فاطمه (س) بر سر قبر پيامبر

شكوه حضرت فاطمه (س) بر سر قبر پيامبر

از حضرت زينب (سلام الله عليها) دخت گرامى على (عليه السلام) روايت شده كه فرمود:
چون ابوبكر بر آن شد كه فاطمه (سلام الله عليها) را از فدك و عوالى ممنوع و محروم سازد (و كار از كار گذشت ) و فاطمه (سلام الله عليها) از اين كه ابوبكر فدك را باز پس دهد، نااميد گشت ، به سوى قبر پدرش ‍ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رفت و خود را به روى قبر انداخت و از اعمالى كه آن قوم در حق وى انجام داده بودند به آن حضرت شكوه نمود، و آن قدر گريست تا تربت قبر شريف با اشكهاى حضرتش تر شد، و زارى و شيون سر داد، و در پايان آن همه شيون عرضه داشت :

همانا پس از تو خبرها و غوغايى به پا شد كه اگر بودى اين همه گرفتارى و دشوارى رخ نمى داد. ما به مانند زمينى كه از باران محروم بماند، تو را از دست داده ايم ، و در قوم تو اختلال پديد آمده و شاهد باش كه دست از ايمان شسته اند. جبرئيل پيوسته با آوردن آيات مونس ما بود. و تو از ما پنهان شدى و با رفتن تو تمام خيرات از ما پوشيده گشت . تو ماه درخشان و نور پرفروغى بودى كه از تو كسب نور مى شد، و از جانب خداى باعزت كتاب بر تو نازل مى گشت . پس از پيامبر، مردانى با چهره هاى درهم و خشن با ما رو به رو شدند و به ما توهين و استخفاف نمودند، و تمام خيرات به تاراج رفته است . آن كس كه به ما خانواده ستم روا داشته ، به زودى خواهد دانست كه روز قيامت به چه سرانجام شومى دچار خواهد شد. ما با مصايبى رو به رو شديم كه هيچ كس از مخلوقات ، چه عرب و چه عجم ، بدان گرفتار نيامده است . ما تا زنده ايم و تا چشمانمان باقى است در سوگ فقدان تو مى گرييم و از ديدگانمان سرشك غم مى باريم(1)


(1)ترجمه و متن امالى شيخ مفيد، ص 52 و 53.

منبع:۳۶۰ داستان از فضايل مصائب و كرامات فاطمه زهرا (س)،عباس عزيزى

افزودن دیدگاه جدید