منوی اصلی

نماز در احادیث

نماز در احادیث

1 ـ آزردن پدر و مادر
2 ـ غيبت كردن
3 ـ سبك شمردن نماز و مواظبت نكردن بر آن
4 ـ شرابخوارى
5 ـ اين خصلت ها

نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

الصَّلاةُ مِن شرائعِ الدِّينِ ، و فيها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّ و جلَّ، و هي مِنهاجُ الأنبياءِ
 نماز، از شرايع (احكام) دين است و موجب خشنودى پروردگار عزّ و جلّ و آن راه و روش پيامبران است .

( الخصال : ۵۲۲/۱۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لِيَكُن أكثَرُ هَمِّكَ الصَّلاةَ، فإنَّها رَأسُ الإسلامِ بعدَ الإقرارِ بِالدِّينِ .
 بايد بيشترين همّ تو نماز باشد ؛ زيرا نماز ، بعد از پذيرفتن دين ، سرآمد اسلام است .

( بحار الأنوار : ۷۷/۱۲۷/۳۳)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لِكُلِّ شَيءٍ وَجهٌ، و وَجهُ دِينِكُمُ الصَّلاةُ .
 هر چيزى چهره اى دارد و چهره دين شما نماز است .

( دعائم الإسلام : ۱/۱۳۳ )

امام على عليه السلام : 

الصَّلاةُ حِصنٌ مِن سَطَواتِ الشَّيطانِ .
نماز ، دژى در برابر يورشهاى شيطان است .

( غرر الحكم : ۲۲۱۲ )

امام على عليه السلام :

الصَّلاةُ تَستَنزِلُ الرَّحمَةَ .
نماز، رحمت [الهى ]را فرود مى آورد .

(غرر الحكم : ۲۲۱۴ )

امام على عليه السلام :

الصَّلاةُ مِيزانٌ، فَمَن وَفّى استَوفى .
نماز، ترازوست ؛ پس ، هر كه [حق آن را ]كامل دهد [حق و پاداش خود را ]كامل دريافت مى كند .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۶۴/۶۶ )

امام صادق عليه السلام :

 أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ الصَّلاةُ، و هي آخِرُ وَصايا الأنبياءِ
 محبوبترين كارها نزد خداوند عزّ و جلّ ، نماز است و آن آخرين سفارش پيامبران مى باشد .

( كتاب من لا يحضره الفقيه : ۱/۲۱۰/ ۶۳۸)

نماز، نور ديده پيامبر صلى الله عليه و آله

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 جَعَلَ اللّه ُ جَلَّ ثناؤهُ قُرَّةَ عَينِي في الصَّلاةِ، و حَبَّبَ إلَيَّ الصَّـلاةَ كما حَبَّبَ إلى الجائعِ الطَّعامَ، و إلى الظَّمآنِ الماءَ، و إنَّ الجائعَ إذا أكَلَ شَبِعَ، و إنَّ الظَمآنَ إذا شَرِبَ رَوِيَ، و أنا لا أشبَعُ مِن الصَّلاةِ .
 خداوند، جلّ ثناؤه، نور ديده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانيد ، همچنان كه غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه . [با اين تفاوت كه ]گرسنه هرگاه غذا بخورد سير مى شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سيراب مى شود ، اما من از نماز سير نمى شوم .

( مكارم الأخلاق : ۲/۳۶۶/۲۶۶۱)

امام على عليه السلام :

كانَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله لا يُؤثِرُ على الصَّلاةِ عَشاءً و لا غَيرَهُ، و كانَ إذا دَخَلَ وَقتُها كأنّهُ لا يَعرِفُ أهلاً و لا حَمِيما .
رسول خدا صلى الله عليه و آله شام و غير شام را بر نماز مقدّم نمى داشت و چون وقت نماز مى رسيد ، گويى نه خانواده اى مى شناسد و نه رفيق شفيقى.

( تنبيه الخواطر : ۲/۷۸)

بحار الأنوار ـ به نقل از عايشه ـ :

كانَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يُحَدِّثُنا و نُحَدِّثُهُ، فإذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فكأنَّهُ لَم يَعرِفْنا و لَم نَعرِفْهُ .
رسول خدا صلى الله عليه و آله با ما صحبت مى كرد و ما با ايشان صحبت مى كرديم ، اما همين كه وقت نماز مى رسيد، گويى ما را نمى شناخت و ما اورا نمى شناختيم .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۸/۵۶ )

نماز، وسيله تقرّب پرهيزگاران به خداست

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنَ الصَّلاةَ قُربانُ المُؤمِنِ .
نماز ، مايه تقرّب مؤمن به خداوند است .

( کنز العمّال : ۱۸۹۰۷)

امام على عليه السلام :

الصَّلاةُ قُربانُ كُلِّ تَقِيٍّ .
 نماز ، وسيله تقرّب هر پرهيزگارى به خداوند است .

( الخصال : ۶۲۰/۱۰ )

امام على عليه السلام :

الصَّلاةُ أفضَلُ القُربَتَينِ .
نماز ، بهترين وسيله تقرّب به خداست .

( غرر الحكم : ۱۶۸۲ )

امام كاظم عليه السلام :

صَـلَواتُ النَّوافِلِ قُرُباتُ كُلِّ مؤمِنٍ .
نمازهاى نافله ، وسيله تقرّب مؤمنان به خداست .

( بحار الأنوار : ۸۲/۳۰۸/۶ )

نماز، بهترين تكليفى است كه وضع شده است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال ابوذر درباره نماز ـ فرمود :

 خَيرُ مَوضوعٍ، فَمَن شاءَ أقَلَّ و مَن شاءَ أكثَرَ .
نماز بهترين تكليفى است كه [از جانب خدا] وضع شده است ؛ اينك، هر كه خواهد گو كم [نماز ]بگزارد و هر كه خواهد گو بسيار .

( معاني الأخبار : ۳۳۳/۱)

امام على عليه السلام :

اُوصِيـكُم بالصَّـلاةِ و حِفظِها، فإنّها خَيرُ العَمَلِ و هِيَ عَمودُ دِينِكُم .
 شما را به نماز و مواظبت بر آن سفارش مى كنم ؛ زيرا كه نماز بهترين عمل است و ستون دين شماست .

( بحار الأنوار : ۸۲/ ۲۰۹/۲۰)

امام صادق عليه السلام : 

إنّ طاعَةَ اللّه ِ خِدمَتُهُ في الأرضِ، فليسَ شَيءٌ مِن خِدمَتِهِ يَعدِلُ الصَّلاةَ .
اطاعت از خدا، خدمت كردن به او در روى زمين است و هيچ خدمتى به او، با نماز برابرى نمى كند .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۱۹/۳۹ )

بعد از شناخت خدا، نماز برترين اعمال است

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از بهترين اعمال بعد از معرفت [خدا ] ـ فرمود :

ما مِن شَيءٍ بعدَ المَعرِفَةِ يَعدِلُ هذهِ الصَّلاةَ .
بعد از معرفت ، هيچ چيزى با اين نماز برابرى نمى كند .

(الأمالي للطوسي : ۶۹۴/۱۴۷۸)

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از برترين اعمال و محبوبترينِ آنها نزد خداوند ـ فرمود :

ا أعلَمُ شَيئا بعدَ المَعرِفَةِ أفضَلَ مِن هذِهِ الصَّلاةِ، أ لا تَرى أنّ العَبدَ الصالِحَ عيسَى بنَ مريمَ قالَ : «وَ أوْصانِي بِالصَّلاةِ» (مريم : ۳۱)
 بعد از معرفت [خدا ]چيزى برتر از اين نماز نمى شناسم . مگر نمى بينى كه بنده صالح ، عيسى بن مريم ، گفت : «و [خدا] مرا به نماز سفارش كرد »

( الكافي : ۳/۲۶۴/۱ )

نماز، ستون دين است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمودِ الفُسطاطِ ؛ إذا ثَبَتَ العَمودُ نَفَعَتِ الأطنابُ و الأوتادُ و الغِشاءُ، و إذا انكَسَرَ العَمودُ لم يَنفَعْ طُنُبٌ و لا وَتِدٌ و لا غِشاءٌ .
مَثَل نماز، مَثَل ستون خيمه است ؛ اگر ستون محكم باشد، طنابها و ميخها و چادر كارآيى دارند ، امّا اگر ستون بشكند، نه طنابى به كار مى آيد و نه ميخى و نه چادرى .

( الكافي : ۳/ ۲۶۶/۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

الصَّلاةُ عِمادُ الدِّينِ
نماز ، ستون دين است .

( كنز العمّال : ۱۸۸۸۹ )

امام على عليه السلام :

اللّه َ اللّه َ في الصَّلاةِ؛ فإنّها عَمودُ دِينِكُم .
 خدا را ، خدا را ، به نماز اهميت دهيد ؛ زيرا نماز ستون دين شماست .

( نهج البلاغة: الكتاب۴۷ )

امام باقر عليه السلام :

الصَّلاةُ عَمودُ الدِّينِ، مَثَلُها كَمَثَلِ عَمودِ الفُسطاطِ؛ إذا ثَبَتَ العَمودُ يَثبُتُ الأوتادُ و الأطنابُ، و إذا مالَ العَمودُ و انكَسَرَ لَم يَثبُتْ وَتِدٌ و لا طُنُبٌ .
 نماز ستون دين است ، مَثَل آن مَثَل تيرك خيمه است، اگر تيرك محكم باشد ميخها و طنابها محكم مى مانند و اگر تيرك كج شود و بشكند ، نه ميخى استوار مى ماند و نه طنابى .

( المحاسن : ۱/۱۱۶/۱۱۷ )

لقمان عليه السلام ـ در اندرز به فرزند خود ـ فرمود :

 يا بُنَيَّ أقِمِ الصَّلاةَ، فإنّما مَثَلُها فِي دِينِ اللّه ِ كَمَثَلِ عَمودِ فُسطاطٍ؛ فإنَّ العَمودَ إذا استَقامَ نَفَعَتِ الأطنابُ و الأوتادُ و الظِّلالُ، و إن لَم يَستَقِمْ لم يَنفَعْ وَتِدٌ و لا طُنُبٌ و لا ظِلالٌ .
 فرزندم! نماز را بر پاى دار، كه [جايگاه ]آن در دين خدا ، همانند تيرك خيمه است ؛ اگر تيرك استوار باشد طنابها و ميخها و پرده خيمه كار آمدند و اگر تيرك استوار نباشد، نه ميخ فايده دارد، نه طناب و نه پرده خيمه .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۲۷/۵۱ )

نماز از كار زشت و ناپسند باز مى دارد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 مَن لم تَنهَهُ صلاتُهُ عنِ الفَحشاءِ و المُنكَرِ لَم يَزدَدْ مِنَ اللّه ِ إلاّ بُعدا .
هر كه نمازش او را از كار زشت و ناپسند باز ندارد ، جز بر دورى او از خدا افزوده نشود .

( كنز العمّال : ۲۰۰۸۳ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا صَلاةَ لِمَن لم يُطِعِ الصَّلاةَ، و طاعَةُ الصَّلاةِ أن تَنهى عنِ الفَحشاءِ و المُنكَرِ .
 كسى كه از نماز فرمان نبرد نماز نخوانده است و فرمان بردن از نماز باز ايستادن از كار زشت و ناپسند است.

( بحار الأنوار : ۸۲/۱۹۸)

بحار الأنوار : روايت شده پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره مردى كه با ايشان نماز مى خواند و در عين حال مرتكب كارهاى زشت مى شد ـ فرمود

إنّ صلاتَهُ تَنهاهُ يَوما ما، فلَم يَلبَث أن تابَ .
نمازش ، روزى او را از زشت كارى باز خواهد داشت . ديرى نگذشت كه آن مرد توبه كرد .

( بحار الأنوار : ۸۲/۱۹۸)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره مردى كه روز، نماز مى خواند و شب دزدى مى كرد ـ فرمود : 

إنَّ صلاتَهُ لَتَردَعُهُ .
نمازش حتما او را از اين كار باز خواهد داشت .

( بحار الأنوار : ۸۲/۱۹۸ )

امام صادق عليه السلام : 

اِعلَمْ أنَّ الصَّلاةَ حُجزَةُ اللّه ِ في الأرضِ، فَمَن أحَبَّ أن يَعلَمَ ما أدرَكَ مِن نَفعِ صَلاتِهِ، فَلْيَنظُرْ : فإن كانَت حَجَزَتهُ عنِ الفَواحِشِ و المُنكَرِ فإنّما أدرَكَ مِن نَفعِها بقَدرِ ما احتَجَزَ .
بدان كه نماز عامل بازدارنده [از سوى] خدا در زمين است ؛ پس هر كه دوست دارد بداند كه از نمازش چه سودى برده است، بنگرد كه اگر نماز او را از كارهاى زشت و ناپسند باز داشته است ، به اندازه اى كه باز ايستاده، از نماز بهره برده است .

( معاني الأخبار : ۲۳۷/۱ )

نماز، گناهان پيش از خود را مى پوشاند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إذا قُمتَ إلى الصَّلاةِ و تَوَجَّهتَ و قَرَأتَ اُمَّ الكِتابِ و ما تَيَسَّرَ مِن السُّوَرِ، ثُمّ رَكَعتَ فَأتمَمتَ رُكوعَها و سُجودَها، و تَشَهَّدتَ و سَلَّمتَ، غُفِرَ لكَ كُلُّ ذَنبٍ فيما بينَكَ و بينَ الصَّلاةِ التي قَدَّمتَها إلى الصَّلاةِ المُؤَخَّرَةِ
 هرگاه به نماز ايستادى و توجّه پيدا كردى و امّ الكتاب (سوره فاتحه) را با هر سوره ديگرى كه برايت ميسّر است ، خواندى سپس ركوع رفتى و ركوعش را كامل به جا آوردى و به سجده رفتى و تشهّد گفتى و سلام دادى ، تمام گناهانى كه از نماز قبل تا اين نماز مرتكب شده اى، آمرزيده مى شود .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۰۵/۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ وقتى با اصحاب خود در سايه درختى نشسته بود ، شاخه اى گرفت و تكان داد و برگى افتاد ، در بيان علّت اين كار خود براى اصحابش ـ فرمود :

إنّ العَبدَ المُسلِمَ إذا قامَ إلى الصَّلاةِ تَحاتَّتْ عَنهُ خَطاياهُ كما تَحاتَت وَرَقُ هذهِ الشَّجرَةِ .
هرگاه بنده مسلمان به نماز ايستد ، گناهانش فرو مى ريزد، همچنان كه برگ اين درخت فرو ريخت .

(  بحار الأنوار : ۸۲/۲۳۶/۶۶ و ج ۸۴/۲۶۱/۵۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إذا قامَ العَبدُ إلى الصَّلاةِ فكانَ هَواهُ و قَلبُهُ إلى اللّه ِ تعالى انصَرَفَ كَيَوم ولدته أُمُّهُ .
 هرگاه بنده به نماز ايستد و فكر و دلش متوجّه خداوند متعال باشد ، چون نماز را تمام كند همچون روزى باشد كه از مادر متولد شده است .

( ثواب الأعمال: ۶۷/۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

تَحتَرِقُونَ فإذا صَلَّيتُمُ الفَجرَ غَسَلَتها، ثُمّ تَحتَرِقُونَ تَحتَرِقُونَ فإذا صَلَّيتُمُ الظُّهرَ غَسَلَتها، ثُمّ تَحترِقُونَ تَحتَرِقُونَ فإذا صَلَّيتُمُ العَصرَ غَسَلَتها، ثُمّ تَحتَرِقُونَ تَحتَرِقونَ فإذا صَلَّيتُمُ المَغرِبَ غَسَلَتها، ثُمّ تَحتَرِقُونَ تحتَرِقُونَ فإذا صَلَّيتُمُ العِشاءَ غَسَلَتها، ثُمّ تَنامُونَ فلا يُكتَبُ علَيكُم حَتّى تَغتَسِلُوا .
 شما [از آتش گناه ]مى سوزيد، اما چون نماز صبح را خوانديد، آن را مى شويد؛ بار ديگر مى سوزيد و مى سوزيد، و چون نماز ظهر را گزارديد، آن را مى شويد و باز مى سوزيد و مى سوزيد، و چون نماز عصر را خوانديد آن را مى شويد، بار ديگر مى سوزيد و مى سوزيد، و چون نماز مغرب را گزارديد آن را مى شويد. سپس مى سوزيد و مى سوزيد، و چون نماز عشا را خوانديد آن را مى شويد، سپس مى خوابيد و بر شما گناهى نوشته نشود، تا آن كه [روز ديگر به همين ترتيب ]خود را بشوييد .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۲۳/۴۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

سَمِعتُ مُنادِيا عندَ حَضرةِ كُلِّ صَلاةٍ فيقولُ : يا بَني آدَمَ ، قُومُوا فَأطفِئُوا عَنكُم ما أوقَدتُمُوهُ على أنفسِكُم، فَيَقُومُونَ فَيَتَطَهَّرُونَ فَتَسقُطُ خَطاياهُم مِن أعيُنِهِم، و يُصَلُّونَ فَيُغفَرُ لَهُم ما بينَهُما، ثُمّ تُوقِدُونَ فيما بينَ ذلكَ، فإذا كانَ عندَ صلاةِ الاُولى نادى : يا بَني آدَمَ ، قُومُوا فَأطفِئُوا ما أوقَدتُم على أنفُسِكُم، فَيَقومُونَ فيَتَطَهَّرُونَ و يُصَلُّونَ فَيُغفَرُ لَهُم ما بينَهما، فإذا حَضَرَتِ العَصرُ فمِثلُ ذلكَ، فإذا حَضَرَتِ المَغرِبُ فمِثلُ ذلكَ، فإذا حَضَرَتِ العَتَمَةُ فمِثلُ ذلكَ، فَيَنامُونَ و قد غُفِرَ لَهُم .
 هنگام فرا رسيدن [وقت ]هر نمازى شنيدم آواز دهنده اى مى گويد : اى فرزندان آدم! برخيزيد و آتشى را كه بر جان خود افروخته ايد خاموش كنيد. پس مردمان بر مى خيزند و طهارت مى گيرند و با اين كار گناهانشان از چشمانشان مى ريزد و نماز را مى خوانند و هر چه گناه در فاصله ميان دو نماز كرده اند، بخشوده مى شود . سپس بار ديگر آتش گناه را بر جان خود مى افروزند ، و چون وقت نماز ظهر رسد، آن منادى فرياد زند : اى آدميان! برخيزيد و آتشى را كه بر جان خود زده ايد خاموش گردانيد؛ پس برخيزند و طهارت گيرند و نماز بگزارند و گناهانى كه در فاصله دو نماز كرده اند، آمرزيده شود . نماز عصر كه فرا رسد نيز به همين ترتيب عمل شود . هنگام نماز مغرب كه رسد نيز به همين ترتيب و نماز عشا كه رسد، باز به همين سان عمل شود . سپس در حالى به خواب روند كه آمرزيده شده اند .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۲۴/۴۶ )

امام على عليه السلام : از رسول خدا شنيدم كه مى فرمايد :

 أرجى آيَةٍ في كتابِ اللّه ِ «و أقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ و زُلَفا مِنَ اللَّيلِ» (هود/۱۱۴). و قالَ : يا عَلِيُّ، و الذي بَعَثَني بالحَقِّ بَشيرا و نَذيرا إنّ أحَدَكُم لَيَقُومُ مِن وضوئهِ فَتَساقَطُ عَن جوارحِهِ الذُّنوبُ، فإذا استَقبَلَ اللّه َ بوَجهِهِ و قَلبِهِ لم يَنفَتِلْ و علَيهِ مِن ذُنوبِهِ شَيءٌ كما وَلَدَتهُ اُمُّهُ، فإن أصابَ شيئا بينَ الصَّلاتَينِ كانَ لَهُ مِثلُ ذلكَ، حتّى عَدَّ الصَّلَوَاتِ الخَمسَ ثُمّ قالَ : يا عليُّ، إنّما مَنزِلَةُ الصَّلواتِ الخَمسِ لاُِمَّتي كَنَهرٍ جارٍ على بابِ أحَدِكُم، فَما يَظُنُّ أحَدُكم لَو كانَ في جَسَدِهِ دَرَنٌ ثُمّ اغتَسَلَ في ذلكَ النَّهَرِ خَمسَ مَرّات، أ كانَ يَبقى في جَسدِهِ دَرَنٌ ؟ فكذلكَ و اللّه ِ الصَّلواتُ الخَمسُ لاُِمَّتي
 اميد بخش ترين آيه در كتاب خدا اين است :«و در دو سوى روز و پاسى از شب نماز بگزار» و فرمود : اى على! سوگند به آن كه مرا به حق، نويد دهنده و بيم دهنده فرستاد ، هر يك از شما كه براى وضو برخيزد، گناهان از اعضاى او فرو مى ريزد و چون با چهره و دل خود به خدا روى كند ، هنوز نماز را به پايان نبرده، تمام گناهانش پاك شود، همچون روزى كه از مادر متولد شده است و گناهانى كه در فاصله دو نماز كرده نيز پاك گردد. حضرت به همين ترتيب نمازهاى پنجگانه را بر شمرد . سپس فرمود: اى على! نمازهاى پنجگانه براى امّت من، به منزله جوى آبى است كه جلو خانه هر يك از شما جريان دارد . اگر كسى از شما بدنش كثيف باشد و خود را روزى پنج بار در آن جوى بشويد، آيا كثافت و چركى در بدنش باقى مى ماند؟ به خدا سوگند كه نمازهاى پنجگانه نيز براى امّت من ، چنين حكمى دارند .

( مجمع البيان : ۵/۳۰۸  )

امام على عليه السلام :

مَن أتَى الصَّلاةَ عارِفا بِحَقِّها غُفِرَ لَهُ .
 هر كه نماز را با معرفت به حقّ آن به جاى آورد ، آمرزيده است .

(الخصال : ۶۲۸/۱۰ )

امام على عليه السلام ـ در سفارشى كه درباره نماز مى كند ـ فرمود :

و إنّها لَتَحُتُّ الذُّنوبَ حَتَّ الوَرَقِ، و تُطلِقُها إطلاقَ الرِّبَقِ، و شَبَّهَها رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله بِالحَمَّةِ تَكونُ على بابِ الرَّجُلِ فهُو يَغتَسِلُ مِنها فِي اليَومِ و اللَّيلةِ خَمسَ مَرّاتٍ، فما عَسى أن يَبقى علَيهِ مِنَ الدَّرَنِ؟! .
 نماز گناهان را فرو مى ريزد ، همچون ريزش برگ از درختان، و [قلاده ]آنها را از گردنِ بندگان باز مى كند، همچون باز كردن رسن از گردن چهار پايان . رسول خدا صلى الله عليه و آله نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرمود كه جلو در خانه مردى باشد و شبانه روزى پنج مرتبه خود را در آن بشويد . آيا بر بدن چنين كسى چرك و كثافتى باقى خواهد ماند؟!

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۹)

امام على عليه السلام : 

الصَّلواتُ الخَمسُ كفّارةٌ لِما بينَهُنَّ ما اجتَنَبتَ مِن الكبائرِ، و هِي التي قالَ اللّه ُ : «إنَّ الحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» (هود/۱۱۴)
نمازهاى پنجگانه ، گناهانى را كه در فاصله آنها مرتكب شوى، به شرط آن كه از گناهان كبيره دورى كنى ، مى پوشاند و همين نمازهاست كه خداوند فرموده است : «همانا خوبيها بديها را از بين مى برد» .

( دعائم الإسلام: ۱/۱۳۵)

امام صادق عليه السلام : 

لَو كانَ على بابِ أحَدِكم نَهرٌ فاغتَسَلَ مِنهُ كُلَّ يَومٍ خَمسَ مرّاتٍ هَل كانَ يَبقى على جَسَدِهِ مِن الدَّرَنِ شَيءٌ ؟ إنّما مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ النَّهرِ الذي يُنقِي، كُلَّما صَلّى صلاةً كان كَفَّارَةً لِذُنوبِهِ إلاّ ذَنبٌ أخرَجَهُ مِن الإيمانِ مُقيمٌ علَيهِ .
اگر جلو در خانه يكى از شما جوى آبى باشد و روزى پنج بار خود را در آن بشويد آيا چرك و كثافتى بر تن او باقى مى ماند؟ حكايت نماز نيز حكايت جوى آبى است كه تميز و پاكيزه مى كند ؛ هر نمازى كه [آدمى ]بخواند گناهانش را پاك مى كند مگر گناهى كه او را از ايمان به دَر برد و بر آن اصرار ورزد.

(بحار الأنوار : ۸۲/۲۳۶/۶۶)

امام صادق عليه السلام :

مَن صَلّى رَكعَتَينِ يَعلَمُ ما يَقولُ فيهِما انصَرَفَ و ليسَ بينَهُ و بينَ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ذَنبٌ إلاّ غَفَرَهُ لَهُ .
 هر كه دو ركعت نماز بگزارد و بداند كه در آن دو ركعت چه مى گويد ، در حالى نماز را تمام كنند كه هر چه گناه ميان او و خداوند عزّ و جلّ بوده است آمرزيده شده باشد .

( ثواب الأعمال : ۶۷/۱ )

نماز، نخستين چيزى است كه روز قيامت از آن سؤال مى شود

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 حافِظُوا على الصَّلواتِ الخَمسِ؛ فإنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَدعُو بِالعَبدِ، فأوَّلُ شَيءٍ يَسألُ عَنهُ الصَّلاةُ، فإن جاءَ بها تامّا و إلاّ زُخَّ في النارِ .
 بر نمازهاى پنجگانه مواظبت كنيد ؛ زيرا، چون روز قيامت شود خداوند تبارك و تعالى بنده را صدا مى زند و از نخستين چيزى كه مى پرسد، نماز است ؛ اگر آن را كامل آورده باشد كه هيچ، و گر نه در آتش افكنده مى شود .

( بحار الأنوار : ۱۰/۳۶۹/۲۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أوَّلُ ما يُنظَرُ في عَمَلِ العَبدِ في يَومِ القِيامَةِ في صَلاتِهِ، فإن قُبِلَت نُظِرَ في غَيرِها، و إن لَم تُقبَلْ لَم يُنظَرْ في عَمَلِهِ بشيءٍ .
 در روز قيامت نخستين عملِ آدمى كه به آن رسيدگى مى شود ، نماز است ؛ اگر پذيرفته شد، به ساير اعمال رسيدگى مى شود و اگر پذيرفته نشد، به هيچ يك از اعمال ديگر او رسيدگى نمى شود .

(بحار الأنوار : ۸۲/۲۲۷/۵۳  )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ عَمودَ الدِّينِ الصَّلاةُ، و هِي أوَّلُ ما يُنظَرُ فيهِ مِن عَمَلِ ابنِ آدَمَ، فإن صَحَّت نُظِرَ في عَمَلِهِ، و إن لَم تَصِحَّ لَم يُنظَرْ في بَقِيَّةِ عَمَلِهِ .
ستون دين نماز است و نماز ، نخستين عمل فرزند آدم است كه به آن رسيدگى مى شود ؛ اگر درست بود به ديگر اعمالش رسيدگى مى شود و اگر درست نبود ساير اعمالش هم رسيدگى نمى شود .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۲۷/۵۴ )

امام باقر عليه السلام :

 إنّ أوَّلَ ما يُحاسَبُ بهِ العَبدُ الصَّلاةُ ، فإن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها .
 نخستين چيزى كه بنده براى آن حسابرسى مى شود نماز است ؛ اگر پذيرفته شد ساير اعمالش هم پذيرفته مى شود .

( الكافي : ۳/۲۶۸/۴)

حكمتِ نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يا أحمدُ ، الإسلامُ عَشرَةُ أسهُمٍ و قد خابَ مَن لا سَهمَ لَهُ فيها، أوَّلُها : شَهادَةُ أن لا إلهَ إلاّ اللّه ُ و هِي الكَلِمَةُ، و الثانية : الصَّلاةُ و هي الطُّهرُ··· .
جبرئيل نزد من آمد و گفت : اى احمد! اسلام ده سهم است و هر كه يكى از اين سهم ها را نداشته باشد، ناكام باشد . نخستين اين سهم ها، شهادت دادن به يگانگى خداوند است، كه آن كلمه [ ،كلمه توحيد يا كلمه طيبه ] است و دومين آنها نماز است كه [سبب ]پاكى است··· 

( علل الشرائع : ۲۴۹/۵)

امام على عليه السلام :

عِبادَ اللّه ، إنّ أفضَلَ ما تَوَسَّلَ بهِ المُتَوَسِّلُونَ إلى اللّه ِ جَلَّ ذِكرُهُ : الإيمانُ بِاللّه ِ و بِرُسُلِهِ و ما جاءَت به مِن عندِ اللّه ِ، ··· و إقامَةُ الصَّلاةِ فإنّها المِلَّةُ .
بندگان خدا! براستى كه بهترين وسيله اى كه متوسّلان به خداوند، جلّ ذِكره، بدان توسّل مى جويند ، ايمان به خداست و به فرستادگان او و بدانچه از نزد خدا آورده اند ··· و بر پا داشتن نماز ؛ زيرا كه نماز ، آئين است .

( تحف العقول : ۱۴۹ )

امام على عليه السلام :

فَرَضَ اللّه ُ الإيمانَ تَطهيرا مِن الشِّركِ، و الصَّلاةَ تَنزيها عنِ الكِبرِ .
 خداوند ايمان را براى پاك كردن [مردم ]از آلودگىِ شرك واجب گردانيد و نماز را براى دور كردن آنها از تكبر.

( نهج البلاغة : الحكمة ۲۵۲)

فاطمه زهرا عليها السلام :

فَرَضَ اللّه ُ الصَّلاةَ تَنزِيها مِن الكِبرِ .
خداوند نماز را به منظور دور كردن [انسان] از كِبر واجب فرمود .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۰۹/۱۹ )

امام باقر عليه السلام :

الصَّلاةُ تَثبِيتٌ لِلإخلاصِ و تَنزِيهٌ عنِ الكِبرِ .
 نماز موجب تثبيت اخلاص و دورى از كِبر است .

(الأمالي للطوسي : ۲۹۶/۵۸۲)


امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه چرا نماز ، با آن كه مردم را از كار و رسيدن به مشكلات و نيازهايشان باز مى دارد و باعث زحمت و رنج جسمى آنهاست، واجب گرديد ـ فرمود :

فيها عِلَلٌ؛ و ذلكَ أنَّ الناسَ لَو تُرِكُوا بغَيرِ تَنبيهٍ و لا تَذَكُّرٍ للنبِيِّ صلى الله عليه و آله بأكثَرَ مِنَ الخَبَرِ الأوَّلِ و بَقاءِ الكِتابِ في أيدِيهم فَقَط لكانُوا على ما كانَ علَيهِ الأوَّلُونَ؛ فإنّهُم قد كانُوا اتَّخَذُوا دِينا و وَضَعُوا كُتُبا و دَعَوا اُناسا إلى ما هُم علَيهِ و قَتَلُوهم على ذلكَ، فَدَرَسَ أمرُهُم و ذَهَبَ حينَ ذَهَبُوا، و أرادَ اللّه ُ تبارك و تعالى أن لا يُنسِيَهُم أمرَ محمّدٍ صلى الله عليه و آله فَفَرَضَ علَيهِمُ الصَّلاةَ يَذكُرُونَهُ في كُلِّ يَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ يُنادُونَ بِاسمِهِ و تَعَبَّدُوا بِالصَّلاةِ و ذِكرِ اللّه ِ لِكَيلا يَغفُلُوا عَنهُ و يَنسَوهُ فَيَندَرِسَ ذِكرُهُ .
چون اگر فقط به آمدنِ دين و وجود كتاب (قرآن) در ميان مردم اكتفا مى شد و عاملى نمى بود كه ياد و خاطره پيامبر را در ميانشان نگه دارد ، به همان سرنوشت پيروان اديان پيشين دچار مى شدند. آنها نيز براى خود دينى و كتابى داشتند و عدّه اى را به سوى آيين خود فرا خواندند و در راه آن با آنان جنگيدند، اما با رفتن آن ها، دين و آيينشان هم كهنه شد و از بين رفت. خداوند تبارك و تعالى چنين خواست كه مسلمانان نام و ياد محمّد صلى الله عليه و آله و دين او را از ياد نبرند ؛ از اين رو، نماز را بر ايشان واجب فرمود ، تا روزى پنج مرتبه به ياد او باشند و نامش را به زبان آورند و آنان با نماز و ياد خدا سر بندگى فرود آورند، تا مبادا از ياد خدا غافل شوند و فراموشش كنند و در نتيجه ياد و نامش محو شود .

(علل الشرائع : ۳۱۷/۱ )

امام رضا عليه السلام ـ در بيان علّت نماز ـ نوشت :

 أنّها إقرارٌ بِالرُّبُوبِيَّةِ للّه ِِ عَزَّ و جلَّ و خَلعُ الأندادِ، و قِيامٌ بينَ يَدَيِ الجَبّارِ جَلَّ جَلالُهُ بِالذُّلِّ و المَسكَنَةِ و الخُضوعِ و الاعتِرافِ، و الطَّلَبِ لِلإقالَةِ مِن سالِفِ الذُّنوبِ، و وَضعُ الوَجهِ على الأرضِ كُلَّ يَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ إعظاما للّه ِِ عَزَّ و جلَّ، و أن يَكونَ ذاكِرا غَيرَ ناسٍ و لا بَطِرٍ، و يكونَ خاشِعا مُتَذَلِّلاً راغِبا طالِبا للزِّيادَةِ في الدِّينِ و الدُّنيا، مَع ما فيهِ مِن الانزِجارِ و المُداوَمَةِ على ذِكرِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ بالليلِ و النَّهارِ؛ لِئَلاّ يَنسَى العَبدُ سَيِّدَهُ و مُدَبِّرَهُ و خالِقَهُ فَيَبطَرَ و يَطغى، و يَكونَ في ذِكرِهِ لِرَبِّهِ و قِيامِهِ بينَ يَدَيهِ زاجِرا لَهُ عَنِ المَعاصِي و مانِعا من أنواعِ الفَسادِ
 نماز، اقرار به ربوبيّت خداوند عزّ و جلّ است و نفى شريك از او و ايستادن در برابر خداوند جبّار، جلّ جلاله، با خوارى و مسكنت و خضوع و اعتراف [به عظمت او ]و طلب بخشش گناهانِ گذشته، و روزى پنج بار پيشانى بر خاك نهادن براى تعظيم خداوند عزّ و جلّ . نماز موجب مى شود كه بنده به ياد خدا باشد و او را فراموش نكند و به ناسپاسى و گردنكشى دچار نشود و خاشع و فروتن باشد و راغب و طالبِ زيادتى در دين و دنيا باشد . علاوه بر اينها ، نماز موجب مى شود كه انسان از گناه باز ايستد و شب و روز پيوسته به ياد خداوند عزّ و جلّ باشد، تا اين كه مبادا انسان، سَروَر و مدبّر و آفريننده خويش را فراموش كند و بر اثر آن، به گردنكشى و طغيان و نافرمانى روى آورد . ياد كردن بنده از خداوندگارش و ايستادنش در آستان او، وى را از معاصى باز مى دارد و از هر گونه فساد جلوگيرى مى كند .

( علل الشرائع : ۳۱۷/۲)

منزلت نمازگزار

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما مِن مُؤمِنٍ يَقومُ إلى الصَّلاةِ إلاّ تَناثَرَ علَيهِ البِرُّ ما بينَهُ و بينَ العَرشِ، و وُكِّلَ بهِ مَلَكٌ يُنادِي : يا بنَ آدمَ ، لو تَعلَمُ ما لَكَ في صلاتِكَ و مَن تُناجِي ما سَئِمتَ و ما التَفَتَّ .
 هيچ مؤمنى نيست كه به نماز ايستد ، مگر آن كه در فاصله بين او تا عرش، نيكى بر او فرو ريزد و فرشته اى بر وى گماشته شود كه آواز دهد : اى فرزند آدم! اگر بدانى از نمازت چه بهره اى مى برى و با چه كسى راز و نياز مى كنى ، هرگز خسته و روي گردان نمى شدى .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۳۴/۵۸)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما دُمتَ في الصَّلاةِ فإنَّكَ تَقرَعُ بابَ المَلِكِ الجَبّارِ، و مَن يُكثِرْ قَرعَ بابِ المَلِكِ يُفتَحْ لَهُ .
تا زمانى كه در نماز هستى دَرِ خانه پادشاهى مقتدر را مى كوبى و هر كه دَرِ خانه پادشاه را بسيار بكوبد ، سرانجام آن در به رويش باز مى شود .

( مكارم الأخلاق : ۲/۳۶۶/۲۶۶۱)

امام على عليه السلام :

إذا قامَ الرجُلُ إلى الصَّلاةِ أقبَلَ إبليسُ يَنظُرُ إلَيهِ حَسدا ، لِما يَرى مِن رَحمَةِ اللّه ِ التي تَغشاهُ .
 هرگاه آدمى به نماز ايستد، ابليس از اين كه مى بيند رحمت خدا او را فرو پوشانده است حسودانه به وى مى نگرد .

(الخصال : ۶۳۲/۱۰ )

امام على عليه السلام : 

إنّ الإنسانَ إذا كانَ في الصَّلاةِ فإنّ جَسَدَهُ و ثيابَه و كُلَّ شَيءٍ حَولَهُ يُسَبِّحُ .
انسان هرگاه در نماز باشد ، بدن و جامه او، و هر آنچه پيرامونش مى باشد، تسبيح مى گويند .

( علل الشرائع : ۳۳۶/۲ )

امام على عليه السلام :

لَو يَعلَمُ المُصَلِّي ما يَغشاهُ مِن جَلالِ اللّه ِ ما سَرَّهُ أن يَرفَعَ رَأسَهُ مِن سُجودِهِ .
اگر نمازگزار بداند كه چه هاله اى از جلال خدا او را فرو مى پوشاند، هرگز دوست ندارد كه سر خود را از سجده اش بر دارد .

(.الخصال : ۶۳۲/۱۰  )

امام على عليه السلام :

للمُصَلِّي ثلاثُ خِصالٍ : مَلائكةٌ حافُّونَ .حديث بِهِ مِن قَدَمَيهِ إلى أعنانِ السَّماءِ، و البِرُّ يَنتَثِرُ علَيهِ مِن رَأسِهِ إلى قَدَمِهِ، و مَلَكٌ عَن يَمينِهِ و عَن يَسارِهِ، فإنِ التَفَتَ قالَ الربُّ تباركَ و تعالى : إلى خَيرٍ مِنّي تَلتَفِتُ يا بنَ آدَمَ ؟! لو يَعلَمُ المُصَلِّي مَن يُناجِي ما انفَتَلَ
 نمازگزار را سه بهره باشد : فرشتگان از زير پايش تا اوج آسمان او را در ميان گيرند ، نيكى از سر تا پايش را فراگيرد، و فرشته اى در طرف راست و چپ او قرار گيرد . پس هرگاه روى گرداند، پروردگار تبارك و تعالى فرمايد : اى فرزند آدم! آيا به كسى بهتر از من روى كرده اى؟ اگر نمازگزار مى دانست كه با چه كسى راز و نياز مى كند، هرگز آن را نمى گسست .

( المحاسن : ۱/۱۲۲/۱۳۱ )

امام باقر عليه السلام :

إذا اسـتَقبَلَ المُصَلِّي القِبلَةَ استَقبَلَ الرَّحمنَ بِوَجهِهِ لا إلهَ غَيرُهُ .
هرگاه نمازگزار رو به قبله مى كند ، خداى رحمان، كه معبودى جز او نيست ، به او رو مى كند .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۱۹/۳۷ )

امام صادق عليه السلام : 

لِلمُصَـلِّي ثلاثُ خِصالٍ : إذا قامَ في صلاتِهِ يَتَناثَرُ علَيهِ البِرُّ مِن أعنانِ السَّماءِ إلى مَفرِقِ رَأسِهِ، و تَحُفُّ بهِ المَلائكةُ مِن تَحتِ قَدَمَيهِ إلى أعنانِ السَّماءِ، و مَلَكٌ يُنادِي : أيّها المُصَلِّي ، لَو تَعلَمُ مَن تُناجِي ما انفَتَلتَ
نمازگزار را سه فايده نصيب شود : هرگاه به نماز بايستد، از اوج آسمان تا فرقِ سرش، بر او نيكى فرو ريزد و از زير پايش تا اوج آسمان، فرشتگان او را در ميان گيرند و فرشته اى ندا دهد : اى نمازگزار! اگر بدانى با چه كسى راز و نياز مى كنى، هرگز راز و نيازت را نخواهى گسست.

(  ثواب الأعمال : ۵۷/۳)

قوانين نماز

امام صادق عليه السلام :

 لِلصَّلاةِ أربَعةُ آلافِ حدٍّ .
نماز، چهار هزار قانون [و حكم ]دارد .

( الكافي : ۳/۲۷۲/۶ )

امام صادق عليه السلام :

 لِلصَّلاةِ أربَعةُ آلافِ حَدٍّ لَستَ تُؤاخَذُ بها .
نماز، چهار هزار قانون دارد كه تو نسبت به آنها مؤاخذه نمى شوى .

(  بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۰/۴۵ )

كتاب من لا يحضره الفقيه ـ به نقل از حمّاد بن عيسى ـ : امام صادق عليه السلام به من فرمود :

تُحسِنُ أن تُصَلِّيَ يا حمّادُ؟ ··· قُم فَصَلِّ ، قالَ : فَقُمتُ بينَ يَدَيهِ مُتَوَجِّها إلى القِبلَةِ فاستَفتَحْتُ الصَّلاةَ و رَكَعتُ و سَجَدتُ، فقالَ : يا حمّادُ ، لا تُحسِنُ أن تُصَلِّيَ ؟! ما أقبَحَ بالرجُلِ أن تَأتِيَ علَيهِ سِتّونَ سَنَةً أو سَبعونَ سَنَةً فما يُقِيمُ صَلاةً واحِدَةً بِحُدُودِها تامَّةً ؟! .
اى حمّاد! مى توانى خوب نماز بخوانى؟ ··· برخيز نماز بخوان . من برابر آن حضرت رو به قبله ايستادم و نماز را شروع كردم و ركوع و سجود را به جا آوردم . حضرت فرمود : اى حمّاد! خوب نماز نمى خوانى! چه زشت است براى مردى كه شصت هفتاد سال از عمرش بگذرد و يك نماز را با شرايط كامل آن نگزارد!

( كتاب من لا يحضره الفقيه : ۱/۳۰۰/ ۹۱ )

امام رضا عليه السلام :

 الصَّلاةُ لَها أربَعةُ آلافِ بابٍ .
 براى نماز چهار هزار باب [در احكام و مسائل ]وجود دارد .

( عيون أخبار الرِّضا : ۱/۲۵۵/۷ )

آداب نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ الرَّجُلَينِ مِن اُمَّتي يَقُومانِ في الصَّلاةِ، و رُكوعُهُما و سُجودُهُما واحِدٌ ، و إنّ ما بينَ صلاتَيهِما مِثلُ ما بينَ السَّماءِ و الأرضِ .
 دو نفر از امّت من به نماز مى ايستند و ركوع و سجود هر دو نفرشان يكى است ، اما فاصله نماز آنها با يكديگر از زمين تا آسمان است .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۴۹/۴۱ )

امام صادق عليه السلام :

إذا قُمتَ إلى الصَّلاةِ فَقُل : اللّهُمّ إنّي اُقَدِّمُ إلَيكَ مُحمّدا صلى الله عليه و آله بينَ يَدَي حاجَتي و أتَوَجَّهُ بهِ إلَيكَ، فاجعَلْني بهِ وَجيها عندَكَ في الدُّنيا و الآخِرَةِ و مِنَ المُقَرَّبِينَ، اِجعَلْ صَلاتِي بِهِ مَقبولَةً، و ذَنبي بهِ مَغفورا، و دُعائي بهِ مُستَجابا، إنّكَ أنتَ الغَفورُ الرَّحيمُ .
هرگاه به نماز برخاستى بگو : خدايا ! من محمّد صلى الله عليه و آله را واسطه حاجت خود قرار مى دهم و با [وسيله ]او، به تو روى مى آورم ؛ پس به حرمت او، مرا نزد خودت در دنيا و آخرت آبرومند گردان و از مقرّبان قرارم ده . به حرمت او، نمازم را بپذير و به حرمت او، گناهم را بيامرز و به حرمت او دعايم را اجابت فرما كه تو آمرزنده و مهربانى.

(  الكافي : ۳/۳۰۹/۳)

خشوع در نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

الخُشوعُ زينَةُ الصَّلاةِ .
خشوع، زيور نماز است .

( جامع الأخبار : ۳۳۷/۹۴۷  )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا صَلاةَ لِمَن لا يَتَخَشَّعُ في صلاتِهِ .
كسى كه در نماز خود خشوع ندارد نمازش نماز نيست .

( الفردوس : ۵/۱۹۵/۷۹۳۵ )

امام على عليه السلام :

يا كُميلُ ، ليسَ الشَّأنَ أن تُصَلِّيَ و تَصُومَ و تَتَصَدَّقَ، إنّما الشَّأنُ أن تكونَ الصَّلاةُ فُعِلَت بِقَلبٍ نَقِيٍّ، و عَمَلٍ عندَ اللّه ِ مَرْضِيٍّ، و خُشوعٍ سَوِيٍّ .
 اى كميل! مهم اين نيست كه نماز بخوانى و روزه بگيرى و صدقه بدهى ؛ مهم اين است كه نماز، با دلِ پاك و عمل خدا پسندانه و خشوعِ راستين صورت گيرد .

(  بشارة المصطفى : ۲۸ ) 

امام صادق عليه السلام :

إذا كُنتَ دَخَلتَ في صَلاتِكَ فعلَيكَ بالتَّخَشُّعِ و الإقبالِ على صَلاتِكَ؛ فإنَّ اللّه َ تعالى يقولُ : «الذينَ هُم في صَلاتِهِم خاشِعُونَ»
هرگاه وارد نماز شدى ، با خشوع باش و به نمازت توجّه قلبى داشته باش؛ زيرا خداوند متعال [ در توصيف مؤمنان ] مى فرمايد : «همانان كه در نمازشان خاشعند» .

( الكافي : ۳/۳۰۰/۳ )

معناى خشوع

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به اين پرسش كه خشوع چيست ـ فرمود :

التَّواضُعُ في الصَّلاةِ، و أن يُقبِلَ العَبدُ بقَلبِهِ كُلِّهِ على رَبِّهِ .
 فروتنى در نماز و اين كه بنده با تمام دلش به پروردگار خود رو كند .

( دعائم الإسلام : ۱/۱۵۸ )

امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه: «همانان كه در نمازشان خاشعند» ـ فرمود :

الخُشوعُ غَضُّ البَصَرِ في الصَّلاةِ
خشوع ، عبارت است از فروهشتن چشم در نماز *

( دعائم الإسلام : ۱/۱۵۸  )

*طبرسى رحمه الله ذيل آيه: «و همانان كه در نمازشان خاشعند» ( مؤمنون/2)، مى گويد : يعنى، خاضع و خاكسار و فروتنند . چشم خود را از جايگاه سجده شان برنمى دارند و به راست و چپ نمى نگرند . روايت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه در نمازش با ريش خود بازى مى كند ، فرمود : «اين مرد اگر دلش خاشع بود، بى گمان اندامهاى او نيز خاشع بودند» . اين حديث نشان مى دهد كه در نماز بايد هم دل خاشع باشد هم اعضا . خشوعِ قلب، اين است كه نمازگزار همه فكر و ذهن خود را متوجّه نماز كند و دلش را از هر چه جز نماز، فارغ گرداند ؛ به طورى كه در آن، جز عبادت و معبود چيزى نباشد و خشوعِ اعضا اين است كه چشمش را فرو اندازد و به نماز توجّه كند و از التفات به اين سو و آن سو و بازى كردن [با ريش و جز آن]خوددارى ورزد (مجمع البيان : ۷/۱۵۷). نيز گفته اند : خشوع ، بر اساس آنچه در قرآن كريم آمده ، عبارت است از خشوعِ چشم ، چنان كه در آيه «ديدگانشان خاشع است» (القمر:۷)،آمده است و خشوعِ دل چنان كه در آيه «آيا وقت آن نرسيده كه مؤمنان دلهايشان به ذكر خدا خاشع شود» (الحديد : ۱۶)، آمده است و خشوعِ صدا چنان كه در آيه «و صداها براى خداى رحمان خاشع شد، پس چيزى جز زمزمه شنيده نشود»(طه : ۱۰۸)، آمده است . خشوع در نماز، اين هر سه معنا را در برمى گيرد .

خشوع پيامبر صلى الله عليه و آله در نماز

فلاح السائل ـ به نقل از ابو محمّد جعفر بن على القمى در كتاب زهد النبي صلى الله عليه و آله ـ :

 كانَ النبيُّ صلى الله عليه و آله إذا قامَ إلى الصَّلاةِ تَرَبَّدَ وَجهُهُ خَوفا مِنَ اللّه ِ تعالى .
 پيامبر صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد، از ترس خداوند متعال، رنگ چهره اش مى پريد.

( فلاح السائل : ۲۸۹/۱۸۲)

فلاح السائل ـ به نقل از ابو محمّد جعفر بن على القمى در كتاب زهد النبي صلى الله عليه و آله ـ :

 أنَّ النبيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا قامَ إلى الصَّلاةِ كأنّهُ ثَوبٌ مُلقى .
 رسول خدا صلى الله عليه و آله هرگاه به نماز مى ايستاد ، [از فرط آرامش] مانند جامه اى بود كه به كنارى افتاده باشد .

(  فلاح السائل : ۲۸۹/۱۸۳)

خشوع امام على عليه السلام در نماز

امام صادق عليه السلام :

كانَ عليٌّ عليه السلام إذا قامَ إلى الصَّلاةِ فقالَ : «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ و الأرْضَ» (انعام/۷۹) . تَغَيَّرَ لَونُهُ؛ حتّى يُعرَفَ ذلكَ في وَجهِهِ .
على عليه السلام هرگاه به نماز برمى خاست ، مى گفت : «رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد» و رنگش تغيير مى كرد ، به طورى كه در چهره اش پيدا بود .

( فلاح السائل : ۲۰۲/۱۱۵ )

 در تفسير القشيرى آمده است :

أنّه كانَ عليه السلام إذا حَضَرَ وَقتُ الصَّلاةِ تَلَوَّنَ و تَزَلزَلَ، فقيلَ لَهُ : ما لَكَ ؟ فيقولُ : جاءَ وقتُ أمانَةٍ عَرَضَها اللّه ُ تعالى على السماواتِ و الأرضِ و الجبالِ فَأبَينَ أن يَحمِلنَها و حَمَلَها الإنسانُ في ضَعفِي، فلا أدرِي اُحسِنُ إذا ما حَمَلتُ أم لا ؟! .
 على عليه السلام چون وقت نماز مى شد ، رنگش تغيير مى كرد و به خود مى لرزيد . به آن حضرت عرض شد : شما را چه شده است؟ فرمود : هنگام امانتى رسيده است كه خداوند متعال آن را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرد ، اما آنها از پذيرفتنش آن خوددارى كردند و انسان به عهده گرفت و من با اين ضعف و نا توانيم نمى دانم آيا از عهده برداشتن اين بار به خوبى برمى آيم يا نه .

( بحار الأنوار : ۴۱/۱۷/۱۰ )

أعلام الدين :

كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام إذا أخَذَ في الوُضُوءِ يَتَغَيَّرُ وَجهُهُ مِن خِيفَةِ اللّه ِ تعالى .
 امام على عليه السلام هرگاه شروع به گرفتن وضو مى كرد ، از ترس خدا ، رنگ رخسارش برمى گشت .

( أعلام الدين : ۲۴۷ )

 

عن عليٍّ صلواتُ اللّه ِ علَيهِ أنّهُ كانَ إذا دَخَلَ الصَّلاةَ كانَ كَأنَّهُ بِناءٌ ثابِتٌ أو عَمودٌ قائمٌ لا يَتَحَرَّكُ ، و كانَ ربّما رَكَعَ أو سَجَدَ فَيَقَعُ الطَّيرُ علَيهِ، و لَم يُطِقْ أحَدٌ أن يَحكِيَ صلاةَ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله إلاّ عليُّ بنُ أبي طالبٍ و عليُّ بنُ الحسينِ عليهما السلام .
نقل شده است كه امام على عليه السلام هرگاه به نماز مى ايستاد ، مانند بنايى استوار يا ستونى راست تكان نمى خورد . گاهى اوقات در حال ركوع يا سجده [از بس آرام بود و كوچكترين حركتى نمى كرد ]پرنده بر پشت آن حضرت فرود مى آمد . هيچ كس طاقت تقليد از نماز رسول خدا صلى الله عليه و آله را نداشت ، جز على بن ابى طالب و على بن الحسين عليهما السلام ..

(دعائم الإسلام : ۱/۱۵۹ )

خشوعِ فاطمه دخت رسول خدا صلى الله عليه و آله

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در ضمن بيان ستمى كه بر اهل بيت عليهم السلام خواهد رفت ـ فرمود :

أمّا ابنَتي فاطمةُ فإنّها سَيِّدَةُ نِساءِ العالَمينَ مِن الأوَّلِينَ و الآخِرِينَ ··· متى قامَت في مِحرابِها بينَ يَدَي رَبِّها جَلَّ جلالُهُ زَهَرَ نورُها لِملائكةِ السَّماءِ كما يَزهَرُ نورُ الكواكِبِ لأهلِ الأرضِ، و يقولُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ لملائكَتِهِ: يا ملائكَتِي ، انظُرُوا إلى أمَتي فاطمةَ سَيِّدَةِ إمائي قائمهٌ بينَ يَدَيَّ، تَرتَعِدُ فَرائصُها مِن خِيفَتي، و قد أقبَلَت بقَلبِها على عِبادَتِي، اُشهِدُكُم أنّي قد أمَّنتُ شِيعَتَها مِنَ النارِ .
امّا دخترم فاطمه، او بانوى زنان جهان است··· ؛ هرگاه در محراب خود در برابر پروردگارش ، جلّ جلاله ، بايستد ، نورش براى فرشتگان آسمان مى درخشد، همچنان كه نور ستارگان براى زمينيان مى درخشد و خداوند عزّ و جلّ به فرشتگانش مى فرمايد : اى فرشتگان من! به كنيز من فاطمه بنگريد ، بانوى كنيزان من در برابر من ايستاده است و گوشت تنش از بيم من مى لرزد . او با دل خويش به عبادت من روى آورده است ، شما را گواه مى گيرم كه شيعيان او را از آتش ايمن كردم .

( .بحار الأنوار : ۴۳/۱۷۲/۱۳ )

 

كانَت فاطِمةُ عليها السلام تَنهَجُ في الصَّلاةِ مِن خِيفَةِ اللّه ِ تعالى .
 فاطمه عليها السلام در نماز ، از ترس خداوند متعال ، نفس نفس مى زد .

( عدّة الداعي : ۱۳۹ )

خشوع امام حسن عليه السلام در نماز

امام زين العابدين عليه السلام :

إنّ الحَسنَ بنَ عليٍّ عليهما السلام كانَ إذا قامَ في صَلاتِهِ تَرتَعِدُ فَرائصُهُ بينَ يَدَي رَبِّهِ عَزَّ و جلَّ، و كانَ إذا ذَكَرَ الجَنّةَ و النارَ اضطَرَبَ اضطِرابَ السَّليمِ .
حسن بن على عليهما السلام چون به نماز مى ايستاد ، عضلاتش در برابر پروردگارش عزّ و جلّ مى لرزيد و هرگاه سخن از بهشت و دوزخ به ميان مى آمد ، همچون مار گزيده، آسيمه سر مى شد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۸/۵۶ )  

بحار الأنوار:

كانَ الحَسنُ عليه السلام إذا فَرَغَ مِن وُضُوئهِ تَغَيَّرَ لَونُهُ، فقيلَ لَهُ في ذلكَ، فقالَ : حَقٌّ على مَن أرادَ أن يَدخُلَ على ذِي العَرشِ أن يَتَغَيَّرَ لَونُهُ .
 امام حسن عليه السلام هرگاه وضويش را تمام مى كرد ، رنگش مى پريد . علّت را جويا شدند ، فرمود : كسى كه مى خواهد به حضور خداوندگار صاحب عرش برسد ، بايد رنگش را ببازد .

( بحار الأنوار : ۸۰/۳۴۷/۳۲)

بحار الأنوار ـ به نقل از كتاب اللؤلؤيات ـ :

كانَ الحَسنُ عليه السلام إذا تَوَضَّأ تَغَيَّرَ لَونُهُ، و ارتَعَدَت مَفاصِلُهُ، فقيلَ لَهُ في ذلكَ، فقالَ : حَقٌّ لِمَن وَقَفَ بينَ يَدَي ذِي العَرشِ أن يَصفَرَّ لَونُهُ و تَرتَعِدَ مَفاصِلُهُ .
امام حسن عليه السلام هرگاه وضو مى گرفت رنگ چهره اش تغيير مى كرد و بندهاى بدنش به لرزه مى افتاد . علت را جويا شدند ، فرمود : كسى كه در برابر خداوندگار صاحب عرش ايستاده است ، بايد رنگش زرد شود و بند بند بدنش به لرزه افتد .

( بحار الأنوار : ۸۰/۳۴۶/۳۰ )

خشوع امام زين العابدين عليه السلام در نماز

امام باقر عليه السلام :

 كانَ عليُّ بنُ الحسينِ صلواتُ اللّه ِ عليهِما إذا قامَ في الصَّلاةِ كأنّهُ ساقُ شَجرَةٍ لا يَتَحَرَّكُ مِنهُ شَيءٌ إلاّ ما حَرَّكَهُ الرِّيحُ مِنهُ .
 امام زين العابدين ـ صلوات اللّه عليه ـ هرگاه به نماز مى ايستاد گويى تنه درختى است، كه هيچ چيزى از آن تكان نمى خورَد ، مگر آنچه كه وزش باد به حركت درمى آورَد .

( الكافي : ۳/۳۰۰/۴ )

امام صادق عليه السلام :

كان عليُّ بنُ الحسينِ عليهما السلام إذا قامَ إلى الصّلاةِ تَغَيَّرَ لَونُهُ، فإذا سَجَدَ لم يَرفَعْ رَأسَهُ حتّى يَرفَضَّ عَرَقا .
 امام زين العابدين عليه السلام هرگاه به نماز مى ايستاد رنگش مى پريد و چون به سجده مى رفت آنقدر سر از سجده برنمى داشت كه عرق از او مى ريخت .

( فلاح السائل : ۲۲۲/۱۲۴)

امام صادق عليه السلام :

كانَ عليُّ بنُ الحسينِ عليهما السلام إذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ اقشَعَرَّ جِلدُهُ، و اصفَرَّ لَونُهُ، و ارتَعَدَ كالسَّعَفَةِ .
چون وقت نماز مى رسيد، مو بر بدن امام زين العابدين عليه السلام راست مى شد ، و رنگش زرد مى گشت و چون شاخه خشكيده درختِ خرما مى لرزيد.

( فلاح السائل:۲۰۳/۱۱۷)

فلاح السائل :

كانَ [ عليّ بن الحسين عليهما السلام ]إذا شَرَعَ في طَهارَةِ الصَّلواتِ اصفَرَّ وَجهُهُ و ظَهَرَ علَيهِ الخَوفُ .
 امام زين العابدين عليه السلام هرگاه شروع به وضو گرفتن براى نمازها مى كرد، رنگش زرد مى شد و ترس او را فرا مى گرفت .

( فلاح السائل : ۱۲۴)

دعائم الإسلام :

كانَ عليّ بن الحسين عليهما السلام إذا تَوَضَّأ للصَّلاةِ و أخَذَ في الدُّخولِ فيها اصفَرَّ وَجهُهُ و تَغَيَّرَ لَونُهُ، فقيلَ لَهُ مرّةً في ذلكَ ، فقالَ : إنّي اُرِيدُ الوُقُوفَ بينَ يَدَي مَلِكٍ عَظِيمٍ .
 امام زين العابدين عليه السلام هرگاه براى نماز وضو مى گرفت و شروع به نماز خواندن مى كرد ، چهره اش زرد مى شد و رنگش مى پريد . يك بار در اين باره از ايشان سؤال شد ، فرمود : من مى خواهم در پيشگاه پادشاهى بزرگ بايستم .

( دعائم الإسلام : ۱/۱۵۸ )

مناقب ابن شهرآشوب: در كتاب الأنوار آمده است : 

أنّه عليه السلام كانَ قائما يُصَلِّي حتّى وَقَفَ ابنُهُ محمّدٌ عليه السلام و هُو طِفلٌ إلى بئرٍ في دارِهِ بالمَدينةِ بَعِيدَةِ القَعرِ، فَسَقَطَ فيها، فَنَظَرَت إلَيهِ اُمُّهُ فَصَرَخَت و أقبَلَت نحوَ البِئرِ تَضرِبُ بِنَفسِها حِذاءَ البِئرِ و تَستَغِيثُ و تقولُ : يا بنَ رسولِ اللّه ِ ، غَرِقَ وَلَدُكَ محمّدٌ ! و هُو لا يَنثَني عن صلاتِهِ و هُو يَسمَعُ اضطِرابَ ابنِهِ في قَعرِ البئرِ، فَلَمّا طالَ علَيها ذلكَ قالَت حُزنا على وَلَدِها : ما أقسى قُلُوبَكُم يا آلَ بَيتِ رسولِ اللّه ِ ! !فَأقبَلَ على صلاتِهِ و لَم يَخرُجْ عنها إلاّ عن كَمالِها و إتمامِها، ثُمّ أقبَلَ علَيها، و جَلَسَ على أرجاءِ البِئرِ، و مَدَّ يَدَهُ إلى قَعرِها ـ و كانَت لا تُنالُ إلاّ بِرِشاء طَويلٍ ـ فَأخرَجَ ابنَهُ مُحمّدا على يَدَيهِ يُناغِي و يَضحَكُ لم يَبتَلَّ لَهُ ثَوبٌ و لا جَسَدٌ بالماءِ ! فقالَ : هاكِ يا ضَعِيفةَ اليَقينِ بِاللّه ِ، فَضَحِكَتْ لِسلامةِ وَلَدِها و بَكَت لقولِهِ : يا ضعيفةَ اليَقينِ باللّه ِ، فقالَ : لا تَثرِيبَ علَيكِ اليَومَ، لو عَلِمتِ أنّي كُنتُ بَينَ يَدَي جبّارٍ لَو مِلتُ بِوَجهِي عَنهُ لَمالَ بوَجهِهِ عَنّي، أ فَمَن يُرى راحِما بعدَهُ ؟! .
امام زين العابدين عليه السلام مشغول نماز بود كه فرزند خرد سالش محمّد[باقر] عليه السلام كنار چاه عميقى كه در خانه آن حضرت در مدينه بود رفت و در چاه افتاد . مادرش متوجّه افتادن او شد و فرياد كشيد و به طرف چاه دويد و كنار چاه خودش را مى زد و كمك مى خواست و مى گفت : يا بن رسول اللّه ! فرزندت محمّد غرق شد . اما امام زين العابدين، با آن كه صداى ناله و بيتابى فرزندش را در ته چاه مى شنيد ، از نماز خود دست نكشيد . همسر امام چون كار به درازا كشيد ، از روى ناراحتى براى فرزندش ، گفت : چقدر دل شما سخت است اى خاندان رسول خدا!
حضرت به نماز خود ادامه داد و بعد از آن كه آن را به طور كامل و تمام انجام داد ، به طرف همسرش رفت و كنار چاه نشست و دستش را به ته چاه ـ كه جز با ريسمانى بلند دسترسى به آن ممكن نبود ـ دراز كرد و فرزندش محمّد را روى دستانش بيرون آورد در حالى كه شيرين زبانى مى كرد و مى خنديد و نه لباسش خيس شده بود و نه جايى از بدنش! سپس[به همسرش ]فرمود : بگير! اى زنِ سست يقينِ به خدا . همسر حضرت از اين كه ديد فرزندش سالم است خنديد و از اين گفته امام زين العابدين كه به او فرمود : اى زنِ سست يقينِ به خدا ، گريست. حضرت فرمود: امروز بر تو سرزنشى نيست، كاش مى دانستى كه من در پيشگاه پادشاهى مقتدر ايستاده بودم كه اگر رويم را از او بر مى گرداندم او هم رويش را از من بر مى گرداند ، آيا پس از او رحم كننده اى هست؟

( المناقب لابن شهرآشوب : ۴/۱۳۵)

خشوع امام باقر و امام صادق عليهما السلام

بحار الأنوار ـ به نقل از جابر جعفي ـ : شنيدم امام صادق عليه السلام فرمود :

 ··· و لقد صَلّى أبو جعفرٍ عليه السلام ذاتَ يَومٍ فَوَقَعَ على رَأسِهِ شَيءٌ فلَم يَنزِعْهُ مِن رَأسِهِ حتّى قامَ إلَيهِ جعفرٌ فَنَزَعَهُ مِن رَأسِهِ؛ تَعظيما للّه ِِ و إقبالاً على صلاتِهِ، و هُو قولُ اللّه ِ : «أقِمْ وَجْهَكَ للدِّينِ حَنيفا»( يونس : ۱۰۵)
 ··· روزى ابو جعفر (امام باقر عليه السلام ) به نماز ايستاد ، در همان حال چيزى روى سر آن حضرت افتاد ، اما آن را از سر خود دور نكرد، تا آن كه جعفر(امام صادق عليه السلام ) آن را از روى سر ايشان برداشت. اين عمل حضرت ناشى از تعظيم خدا و توجّه به نمازش بود و اين فرموده خداوند است كه : «و به سوى دين روى آر، با اخلاص و راستى» .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۲/۴۸)

فلاح السائل :

 رُوِيَ أنّ مولانا جعفرَ بنَ محمّدٍ الصادقَ عليهما السلام كانَ يَتلُو القرآنَ في صلاتِهِ فَغُشِيَ علَيهِ، فلمّا أفاقَ سُئلَ : ما الذي أوجَبَ ما انتَهَت حالُكَ إلَيهِ ؟ فقالَ ـ ما مَعناهُ ـ : ما زِلتُ اُكَرِّرُ آياتِ القرآنِ حتّى بَلَغتُ إلى حالٍ كأنَّي سَمِعتُها مُشافَهَةً مِمَّن أنزَلَها .
 روايت شده است كه سرورمان امام جعفر صادق عليهما السلام در نماز خود قرآن تلاوت مى كرد كه از هوش رفت . وقتى به هوش آمد سؤال كردند: چه شد كه به اين حال افتاديد؟ حضرت پاسخى به اين مضمون داد : آيات قرآن را پيوسته تكرار مى كردم تا جايى كه اين حالت به من دست داد كه گويى آن را از زبان نازل كننده اش مى شنوم .

( فلاح السائل : ۲۱۰/۱۲۱ )

فلاح السائل ـ به نقل از أبو أيوب ـ :

كانَ أبو جعفرٍ و أبو عبدِ اللّه ِ عليهما السلام إذا قاما إلى الصَّلاةِ تَغَيَّرَت ألوانُهُما حُمرَةً و مَرَّةً صُفرَةً ، و كأنّما يُناجِيانِ شَيئا يَرَيانِهِ .
امام باقر و امام صادق عليهما السلام هر گاه به نماز مى ايستادند رنگ رخسارشان ، گاه سرخ مى شد و گاه زرد؛ گويى با كسى راز و نياز مى كنند كه او را مى بينند .

( فلاح السائل : ۲۹۰/۱۸۶  )

موانع خشوع

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره مردى كه در نمازش با ريش خود بازى مى كرد ـ فرمود :

أما إنّهُ لو خَشَعَ قَلبُهُ لَخَشَعَت جَوارِحُهُ
 اگر دل او خاشع بود ، بي گمان اندامهايش نيز خشوع داشتند .

(بحار الأنوار : ۸۴/۲۲۸ )

امام على عليه السلام :

لا يَعبَثِ الرَّجُلُ في صلاتِهِ بِلِحيَتِهِ و لا بما يَشغَلُهُ عن صلاتِهِ .
مرد نبايد در نمازش با ريش خود و يا با چيزى كه او را از نمازش غافل و بى توجّه مى كند، بازى كند .

( الخصال : ۶۲۰/۱۰)

امام على عليه السلام :

لِيَخشَعِ الرَّجُلُ في صلاتِهِ؛ فإنّه مَن خَشَعَ قَلبُهُ للّه ِِ عَزَّ و جلَّ خَشَعَت جَوارِحُهُ فلا يَعبَثُ بِشَيءٍ .
انسان بايد در نمازش خشوع داشته باشد ، كسى كه دلش در برابر خداوند عزّ و جلّ خاشع باشد، جوارح او نيز خشوع خواهد داشت و بنا بر اين ، با چيزى بازى نمى كند .

( الخصال : ۶۲۸/۱۰ )

شرايط پذيرفته شدن نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لَو صَلَّيتُم حتّى تَكونُوا كالأوتارِ، و صُمتُم حتّى تَكُونُوا كالحَنايا، لَم يَقبَلِ اللّه ُ مِنكُم إلاّ بِوَرَعٍ .
اگر چندان نماز بخوانيد كه چون چلّه كمان شويد ، و چندان روزه بگيريد كه مانند كمان درآييد ، خداوند از شما نپذيرد مگر آن كه با پارسايى همراه باشد .

(بحار الأنوار : ۸۴/ ۲۵۸/۵۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أوحَى اللّه ُ إلَيَّ أن يا أخا المُرسَلِينَ، يا أخا المُنذِرِينَ ، أنذِرْ قَومَكَ لا يَدخُلوا بَيتا مِن بُيُوتِي و لأِحَدٍ مِن عِبادِي عندَ أحَدِهِم مَظلِمَةٌ؛ فإنّي ألعَنُهُ ما دامَ قائما يُصَلِّي بينَ يَدَيَّ حتّى يَرُدَّ تلكَ المَظلِمَةَ .
 خداوند به من وحى فرمود كه : اى از تبار رسولان ، اى از تبار بيم دهندگان! به مردم خود هشدار ده كه تا وقتى نسبت به يكى از بندگان من به گردن خود مظلمه و حقّى دارند وارد هيچ يك از خانه هاى من نشوند ؛ زيرا تا زمانى كه در پيشگاه من به نماز ايستاده اند ، آنان را لعنت مى كنم مگر اين كه آن مظلمه را ردّ كنند .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۷/۵۵)

امام على عليه السلام : 

اُنظُرْ فِيمَ تُصَلِّي، إن لَم يَكُن مِن وَجهِهِ و حِلِّهِ فلا قَبولَ .
بنگر كه با چه [جامه و لباسى ]نماز مى خوانى ؛ اگر آن را از راه درست و حلال به دست نياورده باشى ، نمازت پذيرفته نيست .

( بشارة المصطفى : ۲۸)

امام زين العابدين عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از آنچه موجب قبولى نماز مى شود ـ فرمود :

وَلايَتُنا و البَراءةُ مِن أعدائنا .
دوستى و ولايت ما و بيزارى از دشمنان ما.

( المناقب لابن شهر آشوب : ۴/۱۳۱ )

امام صادق عليه السلام :خداوند تبارك و تعالى فرموده است :

 قالَ اللّه ُ تبارَكَ و تَعالى: إنَّما أقبَلُ الصَّلاةَ لِمَن تَواضَعَ لِعَظَمَتي، و يَكُفُّ نَفسَهُ عنِ الشَّهَواتِ مِن أجلي، و يَقطَعُ نَهارَهُ بِذِكرِي، و لا يَتَعاظَمُ على خَلقِي، و يُطعِمُ الجائعَ، و يَكسُو العارِيَ، و يَرحَمُ المُصابَ، و يُؤوِي الغَريبَ ، فذلكَ يُشْرِقُ نورُهُ مِثلَ الشَّمسِ، أجْعَلُ لَهُ في الظُّلُماتِ نورا، و في الجَهالَةِ عِلما .
من نماز كسى را مى پذيرم كه در برابر عظمت من فروتن باشد ، به خاطر من نفْس خود را از شهوتها باز دارد و روزش را با ياد من سپرى كند و بر آفريدگان من بزرگى نفروشد و گرسنه را غذا دهد و برهنه را بپوشاند و به مصيبت ديده رحم كند و غريب را جاى دهد ؛ چنين كسى مانند خورشيد مى درخشد ، در تاريكيها براى او نورى قرار مى دهم ، و در نادانى، دانشى .

( بحار الأنوار : ۶۹ / ۳۹۱ / ۶۶)

موانع پذيرفته شدن نماز

1 ـ آزردن پدر و مادر

امام صادق عليه السلام : 

مَن نَظَرَ إلى أبَوَيهِ نَظَرَ ماقِتٍ و هُما ظالِمانِ لَهُ، لم يَقبَلِ اللّه ُ لَهُ صلاةً .
هر كه به پدر و مادر خود ، گر چه به وى ستم كرده باشند ، با نگاه دشمنانه بنگرد ، خداوند از او نمازى را نمى پذيرد .

( الكافي : ۲/۳۴۹/۵ )

2 ـ غيبت كردن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَنِ اغتابَ مُسلما أو مُسـلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه ُ تعالى صلاتَهُ و لا صِيامَهُ أربَعينَ يَوما و لَيلةً، إلاّ أن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ .
 هر كه از مردى مسلمان يا زنى مسلمان غيبت كند ، خداوند متعال تا چهل شبانه روز، نه نماز او را مى پذيرد و نه روزه اش را ، مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد .

(جامع الأخبار : ۴۱۲/۱۱۴۱ )

 3ـ سبك شمردن نماز و مواظبت نكردن بر آن

امام صادق عليه السلام :

و اللّه ِ إنّهُ لَيَأتِي على الرَّجُلِ خَمسونَ سَنةً و ما قَبِلَ اللّه ُ مِنهُ صلاةً واحِدَةً، فأيُّ شَيءٍ أشَدُّ مِن هذا ؟! و اللّه ِ إنّكُم لَتَعرِفُونَ مِن جِيرانِكم و أصحابِكُم مَن لَو كانَ يُصَلِّي لِبَعضِكُم ما قَبِلَها مِنهُ لاستِخفافِهِ بها، إنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ لا يَقبَلُ إلاّ الحَسَنَ ، فكيفَ يَقبَلُ ما يُستَخَفُّ بهِ .
به خدا قسم ، [گاه ]انسان پنجاه سال عمر مى كند و خداوند حتى يك نماز از او نمى پذيرد و چه چيزى بدتر از اين؟! به خدا قسم ، شما از همسايگان و ياران خود كسانى را مى شناسيد كه اگر [به فرض] براى يكى از شما نماز مى خواندند، چون آن را سبك به جا مى آورند از آنها نمى پذيرفت . حال خداوند عزّ و جلّ جز «خوب» نمى پذيرد، چگونه چيزى را كه سبك شمرده شده است، بپذيرد؟!

(الكافي : ۳/۲۶۹/۹ - وسائل الشيعة : ۳ / ۱۵ باب ۶ )

4 ـ شرابخوارى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ مَن شَرِبَ الخَمرَ لَم تُحسَبْ صلاتُهُ أربَعينَ صَباحا .
 كسى كه شراب بخورد ، تا چهل صباح نمازش به حساب آورده نمى شود .

(علل الشرائع : ۳۴۵/۱)

امام باقر عليه السلام :

مَن شَرِبَ الخَمرَ فَسَكِرَ مِنها لَم يُتَقَبَّلْ صلاتُهُ أربَعينَ يوما، فإن تَرَكَ الصَّلاةَ في هذه الأيّامِ ضُوعِفَ علَيهِ العَذابُ لِتَركِ الصَّلاةِ .
 كسى كه شراب بنوشد و بر اثر آن مست شود ، تا چهل روز نمازش پذيرفته نشود و اگر در اين مدّت نمازش را ترك كند ، به خاطر ترك نماز، عذابش دو چندان مى شود .

( الخصال : ۵۳۴/۱)

امام صادق عليه السلام : 

لا تُقبَلُ صلاةُ شارِبِ المُسكِرِ أربَعينَ يوما، إلاّ أن يَتوبَ .
نماز كسى كه مُسكر مى نوشد ، تا چهل روز پذيرفته نمى شود، مگر اين كه توبه كند .

(بحار الأنوار : ۸۴/۳۱۷/۲ )

5 ـ اين خصلت ها

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ثَمانيةٌ لا تُقبَلُ مِنهُمُ الصَّلاةُ : العَبدُ الآبِقُ حتّى يَرجِعَ إلى مَولاهُ، و الناشِزُ و زَوجُها علَيها ساخِطٌ، و مانِعُ الزَّكاةِ، و تارِكُ الوُضوءِ، و الجاريَةُ المُدرِكَةُ تُصَلِّي بغَيرِ خِمارٍ، و إمامُ قَومٍ يُصَلِّي بهِم و هُم لَهُ كارِهُونَ، و السَّكرانُ، و الزَّبِينُ ؛ و هُو الذي يُدافِعُ البَولَ و الغائطَ .
 هشت نفرند كه نمازشان پذيرفته نمى شود : بنده فرارى تا زمانى كه به سوى مولايش برگردد، و زن نافرمانى كه شوهرش از او ناراضى است، و كسى كه زكات نمى دهد، و كسى كه وضو نمى گيرد، و دختر بالغى كه بدون روسرى نماز بخواند، و پيشواى قومى كه با آنان نماز بخواند در حالى كه از او ناراضى هستند، و آدم مست، و كسى كه بول و غائط خود را به زور نگه دارد .

( مكارم الأخلاق : ۲/۳۲۴/۲۶۵۶)

بحار الأنوار : از جمله وحى هاى خداوند [ متعال ]به داوود عليه السلام ، اين بود :

كم رَكعَةٍ طويلَةٍ فيها بُكاءٌ بخَشيةٍ قد صَلاّها صاحِبُها لا تُساوِي عِندِي فَتيلاً! حينَ نَظَرتُ في قَلبِهِ و وَجَدتُهُ إن سَلَّمَ مِن الصَّلاةِ و بَرزَت لَهُ امرأةٌ و عَرَضَت علَيهِ نفسَها أجابَها، و إن عامَلَهُ مُؤمنٌ خانَهُ
چه بسا ركعتهاى طولانى كه نمازگزار خوانده و در آنها از ترس و خشيت گريسته است ، اما در نظر من، به اندازه رشته ميان هسته خرما ارزش ندارد ! زيرا به دل او نگريستم و ديدم اگر نمازش را تمام كند و زنى در برابرش ظاهر شود و خود را بر او عرضه كند مى پذيرد، و اگر مؤمنى با وى معامله اى كند ، به او خيانت ورزد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۷/۵۵ - میزان الحکمه: باب ۲۲۵۴.العمل : باب ۲۸۹۵)

نقش حضور قلب در پذيرش نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 لا يَقبَلُ اللّه ُ صلاةَ عَبدٍ لا يَحضُرُ قَلبُهُ مَع بَدَنِهِ .
خداوند نماز بنده اى را كه دلش در كنار بدنش حضور ندارد ، نمى پذيرد .

( المحاسن : ۱/۴۰۶/۹۲۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنّ العَبدَ لَيُصَلِّي الصَّلاةَ لا يُكتَبُ لَهُ سُـدسُها و لا عُشرُها، و إنّما يُكتَبُ لِلعَبدِ مِن صَلاتِهِ ما عَقَلَ مِنها .
 [گاه] بنده نماز مى خواند، اما يك ششم و يك دهم آن هم برايش نوشته نمى شود ؛ تنها آن مقدار از نماز بنده به حساب مى آيد كه با شناخت و توجّه همراه باشد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۴۹/۴۱)

امام على عليه السلام :

لا يَقُومَنَّ أحَدُكُم في الصَّلاةِ مُتَكاسِلاً و لا ناعِسا، و لا يُفَكِّرَنَّ في نفسِهِ فإنّهُ بينَ يَدَي رَبِّهِ عَزَّ و جلَّ، و إنّما لِلعَبدِ مِن صلاتِهِ ما أقبَلَ علَيهِ مِنها بقَلبِهِ .
 هيچ يك از شما با كسالت و خواب آلودگى به نماز نايستد و به خودش نيز فكر نكند ؛ زيرا در پيشگاه پروردگارِ عزّ و جلّ خويش قرار دارد . بنده را همان مقدار از نمازش نصيب است كه با توجّهِ قلبى او همراه باشد .

( الخصال : ۶۱۳/۱۰)

امام زين العابدين عليه السلام ـ وقتى در حال نماز ردايش روى يك شانه اش افتاد و آن را مرتب نكرد و علّت آن پرسيده شد ـ فرمود :

وَيحَكَ أ تَدرِي بينَ يَدَي مَن كُنتُ ؟! إنَّ العَبدَ لا يُقبَلُ مِن صلاتِهِ إلاّ ما أقبَلَ علَيهِ مِنها بقَلبِهِ .
 واى بر تو! آيا مى دانى در پيشگاه چه كسى بودم؟ از نماز بنده همان مقدارى پذيرفته مى شود ، كه با توجّه قلبى همراه باشد .

( علل الشرائع : ۲۳۲/۸ )

امام صادق عليه السلام :

مَن صَلّى و أقبَلَ على صلاتِهِ لَم يُحَدِّثْ نفسَهُ و لم يَسْهُ فيها، أقبَلَ اللّه ُ علَيهِ ما أقبَلَ علَيها، فربَّما رُفِعَ نِصفُها و ثُلثُها و رُبعُها و خُمسُها، و إنّما اُمِرَ بالسُـنَّةِ لِيُكَمَّلَ ما ذَهَبَ مِنَ المَكتوبَةِ .
 هر كه نماز گزارد و به نمازش [با دل ]رو كند و با خودش فكر نكند و در نماز سهو و غفلت نكند ، تا وقتى كه به نماز رو دارد ، خداوند به او رو مى كند . گاه باشد كه نيمى از نماز، يا يك سوم آن، يا يك چهارمش و يا يك پنجم آن پذيرفته مى شود . به نمازهاى مستحب از آن رو دستور داده شده است تا آن مقدار از نمازهاى واجب را كه پذيرفته نشده، تكميل (جبران) كند .

(المحاسن : ۱/۹۷/۶۵ )

رو كردن خدا به كسى كه به او رو كند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إذا قُمتَ في صلاتِكَ فَأقبِلْ على اللّه ِ بِوَجهِكَ يُقبِلْ علَيكَ .
هر گاه به نمازت ايستادى ، با دل به خدا رو كن تا او نيز به تو رو كند .

( بحار الأنوار:۸۴/۲۲۱/۴ )

امام صادق عليه السلام :

إنّي لاَُحِبُّ للرجُلِ مِنكُم المؤمنِ إذا قامَ في صلاةٍ فَريضَةٍ أن يُقبِلَ بقَلبِهِ إلى اللّه ِ و لا يَشغَلَ قَلبَهُ بأمرِ الدنيا، فليسَ مِن مؤمِنٍ يُقبِلُ بِقَلبِهِ في صلاتِهِ إلى اللّه ِ إلاّ أقبَلَ اللّه ُ إلَيهِ بوَجهِهِ، و أقبَلَ بقُلوبِ المؤمنينَ إلَيهِ بالمَحَبَّةِ لَهُ بعدَ حُبِّ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ إيّاهُ .
 دوست دارم كه فرد مؤمن شما هرگاه به نماز واجب مى ايستد ، با دل خويش به خداوند رو كند و دلش را مشغول امور دنيا نگرداند ؛ زيرا هيچ مؤمنى نيست كه در نمازش روى دل به خدا كند، مگر اين كه خداوند نيز به او توجّه كند و خداوند عزّ و جلّ او را دوست بدارد و محبّت دلهاىِ مؤمنان را نيز متوجّه او گرداند .

(ثواب الأعمال : ۱۶۳/۱ )

امام صادق عليه السلام :

إذا قامَ العَبدُ إلى الصَّلاةِ أقبَلَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ علَيهِ بِوَجهِهِ، فلا يَزالُ مُقبِلاً علَيهِ حتّى يَلتَفِتَ ثلاثَ مَرّاتٍ، فإذا التَفَتَ ثلاثَ مَرّاتٍ أعرَضَ عَنهُ
 هرگاه بنده به نماز ايستد ، خداوند عزّ و جلّ به او توجّه كند و پيوسته رو به او داشته باشد تا آن كه سه مرتبه متوجّه اين سو و آن سو شود . پس چون سه بار به هر سو نگريست ، خداوند از وى روى گرداند .

( ثواب الأعمال : ۲۷۳/۱)

امام صادق عليه السلام : 

إذا أحرَمَ العَبدُ في صلاتِهِ أقبَلَ اللّه ُ علَيهِ بوجهِهِ، و يُوَكِّلُ بهِ مَلَكا يَلتَقِطُ القرآنَ مِن فِيهِ التِقاطا، فإن أعرَضَ أعرَضَ اللّه ُ عَنهُ، و وَكَلَهُ إلى المَلَكِ .
چون بنده براى نماز خود تكبيرة الإحرام گويد ، خداوند به او توجّه كند و فرشته اى بر وى گمارد كه هرچه از قرآن از دهانش خارج مى شود ، برمى گيرد ؛

پس ، هرگاه روى گرداند خداوند نيز از او رو بگرداند و او را به همان فرشته وا گذارد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۰۶/۳ )

فضيلت تدبّر در نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به ابو ذر غفارى ـ :

 يا أبا ذَرٍّ ، رَكعَتانِ مُقتَصِدَتانِ في تَفَكُّرٍ خَيرٌ مِن قِيامِ لَيلةٍ و القَلبُ ساهٍ .
اى ابوذر! دو ركعت نماز معمولى كه با تفكّر و تدبّر همراه باشد بهتر است از شبى را تا به صبح با دلى غافل نماز خواندن .

( تنبيه الخواطر : ۲/۵۹)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

رَكعَتانِ خَفيفَتانِ في (ال )ـتَفَكُّرِ خَيرٌ مِن قِيامِ لَيلةٍ .
 دو ركعت نماز سبك اما همراه تفكر ، بهتر است از شبى را تا به صبح نماز گزاردن .

(ثواب الأعمال : ۶۸/۱ )

پاداش كسى كه با دلى فارغ از دنيا نماز خواند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن صلّى رَكعتَينِ و لَم يُحَدِّثْ فيهِما نفسَهُ بِشَيءٍ مِن اُمورِ الدنيا غَفَرَ اللّه ُ لَهُ ذُنوبَهُ .
هر كه دو ركعت نماز بگزارد و در آن دو ركعت به هيچ امرى از امور دنيا فكر نكند ، خداوند گناهانش را مى آمرزد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۴۹/۴۱)

بحار الأنوار ـ به نقل از ابن عباس ـ : 

اُهدِيَ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ناقَتانِ عَظيمَتانِ، فَجَعَلَ إحداهُما لِمَن يُصَلِّي رَكعتَينِ لا يَهُمُّ فيهما بِشَيءٍ مِن أمرِ الدنيا، و لم يُجِبهُ أحَدٌ سِوى عَلِيٍّ عليه السلام ، فَأعطاهُ كِلتَيهِما .
دو ماده شتر بزرگ به رسول خدا صلى الله عليه و آله هديه شد . حضرت فرمود كه يكى از آنها را به كسى مى دهد كه فارغ از هر گونه فكر و انديشه اى در امور دنيوى دو ركعت نماز بگزارد ، اما هيچ كس جز على عليه السلام نپذيرفت و رسول خدا هر دو شتر را به او داد .

( بحار الأنوار:۴۱/۱۸/۱۱)

امام صادق عليه السلام :

مَن صَلّى رَكعتَين يَعلَمُ ما يقولُ فيهِما، انصَرَفَ و لَيسَ بينَهُ و بينَ اللّه ِ ذَنبٌ .
 هر كه دو ركعت نماز بخواند و بداند در آنها چه مى گويد ، نمازش كه تمام شد گناهى ميان او و خداوند باقى نماند .

( الكافي : ۳/۲۶۶/۱۲)

امام صادق عليه السلام :

إيّاكُم و الكَسَلَ؛ فإنّ رَبَّكُم رَحِيمٌ يَشكُرُ القَليلَ؛ إنَّ الرَّجُلَ لَيُصَلِّي الرَّكعتَينِ يُرِيدُ بِهِما وَجهَ اللّه ِ تعالى فَيُدخِلُهُ اللّه ُ بهِما الجَنَّةَ .
از تنبلى دورى كنيد ؛ زيرا پروردگار شما مهربان است و از [كار ]اندك نيز قدردانى مى كند . همانا آدمى دو ركعت نماز براى خدا مى گزارد و خداوند به واسطه آن دو ركعت او را به بهشت مى برد .

( كتاب من لا يحضره الفقيه : ۱/۲۰۹/۶۳۱)

امام صادق عليه السلام :

مَن قَبِلَ اللّه ُ مِنهُ صلاةً واحِدَةً لم يُعَذِّبْهُ، و مَن قَبِلَ مِنهُ حَسَنةً لَم يُعَذِّبْهُ .
 هر كه خداوند يك نماز از او بپذيرد، عذابش نمى كند و از هركه يك كار نيك بپذيرد عذابش نمى كند .

(الكافي : ۳/۲۶۶/۱۱ )

دستور به خواندن نماز وداع گونه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 صَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ؛ فإنّ فيها الوُصلَةَ و القُربى .
چنان نمازى بخوان كه گويى آخرين نماز عمر توست ؛ زيرا چنين نمازى موجب رسيدن و نزديك شدن به خداست .

( بحار الأنوار : ۷۸/۲۰۰/۲۸ )

امام صادق عليه السلام :

إذا صَلَّيتَ صلاةً فَريضَةً فَصَلِّها لِوَقتِها صلاةَ مُوَدِّعٍ يَخافُ أن لا يَعودَ إلَيها أبدا، ثُمَّ اصرِفْ بِبَصَرِكَ إلى مَوضِعِ سُجودِكَ ، فلَو تَعلَمُ مَن عَن يَمينِكَ و شمالِكَ لأَحسَنتَ صلاتَكَ، وَ اعلَمْ أنّكَ بَينَ يَدَي مَن يَراكَ و لا تَراهُ .
هرگاه نماز واجب خواندى، به وقت بخوان و همانند كسى كه با آن وداع مى كند (آخرين نماز عمر اوست) و مى ترسد ديگر به سوى آن برنگردد . و ديده ات را به جايگاه سجده ات بدوز ، كه اگر بدانى كسى طرف راست يا چپ توست ، خوب نماز مى خوانى، و بدان كه تو در برابر كسى هستى كه تو را مى بيند و تو او را نمى بينى .

( الأمالي للصدوق : ۳۲۹/۳۸۹)

كسى كه نمازش به صورت او پَرت مى شود

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنَّ مِنَ الصلاةِ لَما يُقبَلُ نِصفُها و ثُلثُها و رُبعُها و خُمسُها إلى العُشرِ، و إنّ مِنها لَما يُلَفُّ كما يُلَفُّ الثَّوبُ الخَلَقُ فيُضرَبُ بها وَجـهُ صاحِبِها، و إنّما لكَ مِن صلاتِكَ ما أقبَلتَ علَيهِ بقَلبِكَ .
بعضى از نمازها هست كه نصف و يك سوم و يك چهارم و يك پنجم تا يك دهم آنها پذيرفته مى شود و بعضى از نمازها هست كه مانند كهنه اى مُچاله مى شود و به صورت صاحبش پرت مى گردد .

تنها آن قسمت از نمازت بهره توست كه با دل خود بدان رو كنى.

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۶۰/۵۹)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

بُنِيَتِ الصَّلاةُ على أربَعةِ أسهُمٍ : سَهمٌ مِنها إسباغُ الوُضوءِ، و سَهمٌ مِنها الرُّكوعُ، و سَهمٌ مِنها السُّجودُ، و سَهمٌ مِنها الخُشوعُ ··· و إذا لَم يَتِمَّ سِهامُها صَعِدَت و لها ظُلمَةٌ و غُلِّقَت أبوابُ السَّماءِ دُونَها، و تقولُ : ضَيَّعتَني ضَيَّعَكَ اللّه ُ ! و يُضرَبُ بها وَجهُهُ .
نماز بر چهار سهم بنا شده است : سهمى از آن، كامل گرفتن وضوست و سهمى ركوع و سهمى سجود و سهمى خشوع ··· و هرگاه اين چهار سهم نماز كامل نگردد، نماز با تاريكى بالا مى رود و درهاى آسمان به رويش بسته مى شود و مى گويد : مرا تباه كردى خدا تباهت كند! و آن نماز به صورت نمازگزار پرت مى شود .

(دعائم الإسلام : ۱/۱۵۸ )

بحار الأنوار:

فيما أوحَى اللّه ُ إلى داوودَ عليه السلام : لَرُبَّما صَلَّى العَبدُ فَأضرِبُ بها وَجهَهُ و أحجُبُ عنّي صَوتَهُ، أ تَدرِي مَن ذلكَ يا داوودُ ؟! ذلكَ الذي يُكثِرُ الالتِفاتَ الى حَرَمِ المُؤمِنِينَ بِعَينِ الفِسقِ، و ذلكَ الذي حَدَّثَتهُ نفسُه لو وُلِّيَ أمرا لَضَرَبَ فيهِ الأعناقَ ظُلما .
 از جمله وحى هاى خداوند متعال به داوود عليه السلام اين بود : گاه بنده نماز مى خواند و من آن را به صورت او مى زنم و نمى گذارم صدايش به من برسد . اى داوود! آيا مى دانى او چه كسى است؟ او كسى است كه با چشمى ناپاك به ناموس مؤمنان مى نگرد ، كسى است كه با خودش مى گويد كه اگر قدرتى پيدا كند همه را به تيغ ستم، گردن مى زند .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۷/۵۵ )

امام باقر و امام صادق عليهما السلام : 

ما لَكَ مِن صلاتِكَ الاّ ما أقبَلتَ علَيهِ فيها، فإن أوهَمَها كُلَّها أو غَفَلَ عن أدائها لُفَّت فَضُرِبَ بها وَجهُ صاحِبِها .
تنها آن مقدار از نمازت بهره توست كه با توجه قلبى همراه باشد . پس ، اگر كسى در همه نماز سهو كند (حواسش بكلى پرت باشد) يا از اداى آن غفلت ورزد (به وقت نگزارد) آن نماز مچاله و به صورت صاحبش پرت مى شود.

(بحار الأنوار : ۸۴/۲۶۰/۵۹ )

امام صادق عليه السلام :

الصَّلاةُ وُكِّلَ بها مَلَكٌ ليسَ لَهُ عَمَلٌ غَيرَها، فإذا فَرَغَ مِنها قَبَضَها ثُمّ صَعِدَ بها، فإنْ كانَت مِمّا تُقبَلُ قُبِلَت، و إن كانَت مِمّا لا تُقبَلُ قيلَ لَهُ : رُدَّها عَلى عَبدِي، فَيَنزِلُ بها حتّى يَضرِبَ بها وَجهَهُ، ثُمَّ يقولُ : اُفٍّ لكَ، ما يَزالُ لكَ عَمَلٌ يُعَنِّيني ! .
فرشته اى بر نماز گماشته شده كه جز آن، كارى ندارد . پس هرگاه بنده نمازش را تمام كند، آن فرشته نماز را بگيرد و بالا برد . اگر از نمازهاى پذيرفتنى بود ، پذيرفته مى شود و اگر پذيرفتنى نبود به آن فرشته گفته مى شود : آن را به بنده ام برگردان . پس فرشته آن نماز را پايين مى آورد و به صورت صاحبش مى زند و سپس مى گويد : اُف بر تو! كار تو هميشه مايه زحمت و سرشكستگى من است!

( الكافي : ۳/۴۸۸/۱۰ )

كسى كه نمازش نماز نيست

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 لا صلاةَ لِمَن لا يُتِمُّ رُكوعَها و سُجودَها .
كسى كه ركوع و سجود نماز را كامل به جا نياورد ، نمازش نماز نيست .

(بحار الأنوار : ۷۲/۱۹۸/۲۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن عَرَفَ مَن على يَمينِهِ و شِمالِهِ مُتَعمِّدا في الصَّلاةِ فلا صلاةَ لَهُ .
هر كه در نماز كارى كند كه بداند در طرف راست و چپ او كيست ، نمازش درست نيست .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۴۹/۴۱ )

امام صادق عليه السلام :

لا صلاةَ لِمَن لا زَكاةَ لَهُ
كسى كه زكات ندهد ، نمازش نماز نيست .

( مشكاة الأنوار:۹۶/۲۱۲ )

امام صادق عليه السلام :

لا صلاةَ لِحاقِنٍ و لا لِحاقِبٍ و لا لحازِقٍ، فالحاقِنُ الذي بهِ البَولُ، و الحاقِبُ الذي بهِ الغائطُ، و الحازقُ الذي قَد ضَغَطَهُ الخُفُّ .
نماز حاقن و حاقب و حازق درست نيست ؛ حاقن كسى است كه بولش گرفته و حاقب كسى است كه غائطش گرفته و حازق كسى است كه پايش از پاى افزار در فشار است .

( الأمالي للصدوق : ۴۹۸/۶۸۳)

نمازگزار غير مؤمن!

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يَأتِي على الناسِ زمانٌ يَجتَمِعُونَ في مَساجِدِهِم يُصَلُّونَ لَيسَ فيهِم مؤمنٌ !
 روزگارى فرا مى رسد كه مردم در مساجد خود جمع مى شوند و نماز مى خوانند ، امّا مؤمنى در ميان آنها وجود ندارد !

( كنز العمّال : ۳۱۱۰۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يُؤَذِّنُ المُؤَذِّنُ و يُقِيمُ الصَّلاةَ قَومٌ و ما هُم بمؤمِنِينَ .
مؤذن، اذان مى گويد و مردمى نماز مى گزارند ، اما هيچ كدامشان مؤمن نيستند !

( كنز العمّال : ۳۱۱۱۰ )

امام على عليه السلام : 

رُبَّ مُتَنَسِّكٍ و لا دِينَ لَهُ .
بسا عبادت كننده اى كه دين ندارد .

(غرر الحكم : ۵۳۴۰ )

تأويل نماز

بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ :

كنتُ مَعَ مَولانا أمير المؤمِنينَ عليه السلام ، فَرأى رَجُلاً قائِما يُصلّي، فَقالَ لَهُ : يا هذا ، أ تَعرِفُ تَأوِيلَ الصَّلاةِ ؟ فقال : يا مَولايَ ، و هل للصَّلاةِ تَأوِيلٌ غَيرُ العِبادَةِ ؟ فقالَ : إي و الذي بَعَثَ محمّدا بالنبوَّةِ ··· تَأوِيلُ تَكبِيرَتِكَ الاُولى إلى إحرامِكَ : أن تُخطِرَ في نفسِك إذا قلتَ : اللّه ُ أكبَرُ، مِن أن يُوصَفَ بقيامٍ أو قُعودٍ، و في الثانيةِ : أن يُوصَفَ بحَرَكةٍ أو جُمودٍ، و في الثالثةِ : أن يُوصَفَ بجِسمٍ أو يُشَبَّهَ بِشِبهٍ أو يُقاسَ بِقِياسٍ، و تُخطِرَ في الرابعةِ : أن تَحُلَّهُ الأعراضُ أو تُولِمَهُ الأمراضُ، و تُخطِرَ في الخامسَةِ : أن يُوصَفَ بجَوهَرٍ أو بعَرَضٍ أو يَحُلَّ شَيئا أو يَحُلَّ فيهِ شيءٌ، و تُخطِر في السادسَةِ : أن يَجُوزَ علَيهِ ما يَجُوزُ على المُحدَثِينَ مِنَ الزَّوالِ و الانتِقالِ و التَّغَيُّرِ مِن حالٍ إلى حالٍ ، و تُخطِرَ في السابعَةِ : أن تَحُلَّهُ الحَواسُّ الخَمسُ ثُمّ تَأوِيلُ مَدِّ عُنُقِكَ في الرُّكوعِ : تُخطِرُ في نفسِكَ آمَنتُ بكَ و لَو ضُرِبَت عُنُقِي . ثُمّ تَأويلُ رَفعِ رَأسِكَ مِنَ الرُّكوعِ إذا قلتَ : «سَمِعَ اللّه ُ لمن حمده» تَأوِيلُهُ: الذي أخرَجَني مِنَ العَدَمِ إلى الوُجودِ و تأويلُ السَّجدَةِ الاُولى : أن تُخطِرَ في نفسِكَ و أنتَ ساجِدٌ : مِنها خَلَقتَني و رَفعُ رأسِكَ تَأوِيلُهُ : و مِنها أخرَجتَني وَ السَّجدَةِ الثانيةِ : و فيها تُعِيدُني، و رَفعُ رَأسِكَ تُخطِرُ بقَلبِكَ : و مِنها تُخرِجُني تارةً اُخرى و تَأوِيلُ قُعودِكَ على جانِبِكَ الأيسَرِ و رَفعِ رِجلِكَ اليُمنى و طَرحِكَ على اليُسرى : تُخطِرُ بقَلبِكَ : اللّهُمّ إنّي أقَمتُ الحَقَّ و أمَتُّ الباطلَ و تأويلُ تَشَهُّدِكَ : تَجديدُ الإيمانِ، و مُعاوَدَةُ الإسلامِ، و الإقرارُ بِالبَعثِ بعدَ المَوتِ و تأويلُ قِراءَةِ التَّحِيّاتِ: تَمجِيدُ الرَّبِّ سبحانَهُ، و تَعظِيمُهُ عمّا قالَ الظّالِمونَ و نَعَتَهُ المُلحِدُونَ
و تَأويلُ قولِكَ : السلامُ علَيكُم و رحمَةُ اللّه ِ و بَرَكاتُهُ : تَرَحُّمٌ عَنِ اللّه ِ سبحانَهُ، فمَعناها : هذهِ أمانٌ لَكُم مِن عَذابِ يَومِ القِيامَةِ ثُمّ قالَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام : مَن لَم يَعلَمْ تَأوِيلَ صلاتِهِ هكذا فهِي خِداجٌ، أي ناقِصَةٌ .

من با امير المؤمنين عليه السلام بودم كه ديدم حضرت به مردى كه نماز مى خواند فرمود: اى مرد ! آيا تأويل (معناى) نماز را مى دانى؟ عرض كرد : سَرورم! آيا نماز تأويلى جز عبادت دارد؟ حضرت فرمود : سوگند به آن كه محمّد را به پيامبرى فرستاد، آرى [تأويل ]دارد···تأويل نخستين تكبير [از شش تكبير پيش از تكبيرة الاحرام] * . حديث تا تكبيرة الاحرام چنين است كه وقتى گفتى : اللّه اكبر ، در قلب و جان خود بگذرانى كه خدا بزرگتر از آن است كه به قيام يا قعودى وصف شود و در تكبير دوم در قلبت چنين بگذرانى كه خدا بزرگتر از آن است كه به حركت يا سكونى وصف شود و در تكبير سوم او را بزرگتر از آن بدانى كه به جسميّت وصف شود، يا به چيزى مانند باشد، يا به چيزى قياس شود و در تكبير چهارم او را بزرگتر از آن بدانى كه به عارضه اى دچار شود، يا بيماريها دردمندش كند و در تكبير پنجم او را بزرگتر از آن بدانى كه به جوهرى يا عرضى وصف شود، يا در چيزى حلول كند و يا چيزى در او حلول كند و در تكبير ششم چنين از دلت بگذرانى كه او بالاتر از آن است كه زوال و جا به جايى و دگرگونى حالات ، كه در موجودات حادث رواست ، در او جايزباشد و در تكبير هفتم او را برتر از آن بدانى كه محلّ حواس پنجگانه باشد تأويل كشيدن گردنت در ركوع نيز اين است كه با خود گويى : اگر گردنم را بزنى باز به تو ايمان دارم . سر برداشتنت از ركوع و گفتن جمله «سمع اللّه لمن حمده» تأويلش اين است : كسى كه مرا از نيستى به صحنه هستى آوردتأويل سجده اول اين است كه در حال سجده از ذهن و دلت بگذرانى كه : مرا از اين [خاك ]آفريدى . سر برداشتنت از سجده اول، تأويلش اين است : مرا از خاك بيرون آوردى و سجده دوم به معناى اين است كه : مرا به خاك برمى گردانى و در سر برداشتنت از سجده دوم از قلبت بگذرانى : بار ديگر مرا از خاك بيرون مى آورى نشستن [در تشهّد] به طرف چپ و گذاشتن پاى راستت روى پاى چپ تأويلش اين است كه در دلت بگذرانى : خدايا! من حق را بر پاى داشتم و باطل را ميراندم تأويل تشهّدت عبارت است از : تجديد ايمان و تكرار اسلام و اقرار به برانگيخته شدنِ پس از مرگ تأويل سلام دادنها عبارت است از : تمجيد پروردگار سبحان و برتر دانستن او از آنچه ستمگران در حقّش گفته اند و ملحدان وصفش كرده اند . تأويل جمله «السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته» طلب رحمت و مِهر خداى سبحان است و اين به معناى در امان ماندن شما از عذاب روز قيامت است امير المؤمنين عليه السلام سپس فرمود : كسى كه تأويل نماز خود را بدين صورت نداند ، نمازش خِداج است، يعنى ناقص است .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۴/۵۲  )

*بنا بر روايات معصومان عليهم السلام ، مستحبّ است آدمى پيش از تكبيرة الاحرام، شش بار اللّه اكبر بگويد بعد تكبيرة الاحرام نماز را بر زبان آورد .
 

علل الشرائع ـ به نقل از احمد بن عبد اللّه ـ :

قالَ رَجُلٌ لِأميرِ الْمؤمنينَ عليه السلام يَا بنَ عَمِّ خَيرِ خَلقِ اللّه ِ ما مَعنى رَفعِ يَدَيك في التَّكبيرَةِ الاُولى فَقالَ عليه السلام اللّه ُ أكبرُ الواحِدُ الأَحدُ الَّذي لَيسَ كَمِثلِهِ شَيءٌ لا يُقاسُ بِشَيءٍ و لا يُلمَسُ بِالأخماسِ و لا يُدرَكُ بِالحَواسِّ قالَ الرَّجُلُ ما مَعنى مَدِّ عُنُقِكَ في الرُّكوعِ ؟ قالَ: تَأويلُهُ آمَنتُ بِوَحدانِيَّتِكَ و لَو ضُرِبَت عُنُقي .
مردى به امير المؤمنين عرض كرد: اى پسر عمّ بهترين آفريده خدا! بالا بردن دستها در هنگام گفتن تكبيرة الاحرام چه معنايى دارد؟ حضرت فرمود: خدا بزرگتر است، آن يكتاى يگانه اى كه چيزى همانند او نيست، و با چيزى قياس نمى شود، و با پنج انگشت لمس نمى گردد و با حواس ادراك نمى شود. مرد عرض كرد: كشيدن گردن در ركوع به چه معناست؟ حضرت فرمود: تأويلش اين است كه من به وحدانيّت تو اى خداوند، ايمان آورده ام حتى اگر گردنم را قطع كنى .

( علل الشرايع : ۳۳۳ / ۵)

امام على عليه السلام ـ در معناى «قد قامت الصلاة» در اقامه ـ فرمود :

 أي حانَ وَقتُ الزِّيارَةِ و المُناجاةِ، و قَضاءِ الحَوائجِ، و دَركِ المُنى، و الوُصولِ إلى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و إلى كرامَتِهِ و عَفوِهِ و رِضوانِهِ و غُفرانِهِ .
 يعنى، وقت ديدار و راز و نياز و برآورده شدن حاجت ها و رسيدن به آرزوها و وصال خداوند عزّ و جلّ و كرامت و عفو و خشنودى و آمرزش او فرارسيده است .

( معاني الأخبار : ۴۱/۱ )

جوامع آداب نماز

امام زين العابدين عليه السلام :

 و حَقُّ الصَّلاةِ أن تَعلَمَ أنّها وِفادَةٌ إلى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ، و أنّكَ فيها قائمٌ بينَ يَدَيِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ فإذا عَلِمتَ ذلكَ قُمتَ مَقامَ الذَّليلِ الحَقيرِ، الرّاغِبِ الرّاهِبِ، الرّاجِي الخائفِ، المُستَكِينِ المُتَضَرِّعِ، و المُعُظِّمِ لِمَن كانَ بَينَ يَدَيهِ بالسُّكونِ و الوَقارِ، و تُقبِلُ علَيها بِقَلبِكَ و تُقِيمُها بِحُدُودِها و حُقُوقِها .
حقّ نماز اين است كه بدانى نماز ، وارد شدن بر خداوند عزّ و جلّ است و تو با نماز در پيشگاه خداوند عزّ و جلّ ايستاده اى ؛ پس چون اين را دانستى، بايد خود را در جايگاه بنده اى ذليل و حقير ، دوستدار و ترسان، اميدوار و بيمناك، بينوا و زارى كننده ببينى و به احترام كسى كه در مقابلش ايستاده اى ، با آرامش و وقار بايستى و با دل به نماز رو كنى و آن را با رعايت شرايط و حقوقش ، به جا آورى .

( بحار الأنوار : ۷۴/۴/۱ )

مصباح الشريعة ـ در آنچه كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده است ـ :

إذا استَقبَلتَ القِبلَةَ فانسَ الدُّنيا و ما فيها، و الخَلقَ و ما هُم فيهِ، و استَفرِغْ قَلبَكَ عن كُلِّ شاغِلٍ يَشغَلُكَ عنِ اللّه ِ، و عايِن بِسِرِّكَ عَظَمَةَ اللّه ِ، و اذكُرْ وُقوفَكَ بينَ يَدَيهِ يَومَ تَبلُو كُلُّ نَفسٍ ما أسلَفَتْ و رُدُّوا إلى اللّه ِ مَولاهُمُ الحَقِّ، وَ قِفْ على قَدَمِ الخَوفِ و الرَّجاءِ فإذا كَبَّرتَ فاستَصغِرْ ما بينَ السَّماواتِ العُلى و الثَّرى دُونَ كِبرِيائهِ؛ فإنَّ اللّه َ تعالى إذا اطَّلَعَ على قَلبِ العَبدِ و هُو يُكَبِّرُ و في قَلبِهِ عارِضٌ عَن حَقيقَةِ تَكبيرِهِ قالَ : يا كاذِبُ ، أ تَخدَعُني ؟! و عِزَّتي و جَلالي لأَحرِمَنَّكَ حَلاوَةَ ذِكرِي، و لأَحجُبَنَّكَ عن قُربي و المَسارَّةِ بِمُناجاتِي . و اعلَمْ أنّه غيرُ مُحتاجٍ إلى خِدمَتِكَ، و هُو غَنِيٌّ عن عِبادَتِكَ و دُعائكَ، و إنّما دَعاكَ بِفَضلِهِ لِيَرحَمَكَ و يُبَعِّدَكَ مِن عُقُوبَتِهِ .
هرگاه رو به قبله ايستادى، دنيا و هرچه را در آن است و مردم و احوال و اوضاع آنها را يكسره فراموش كن و دلت را از هر آنچه تو را از خدا باز مى دارد ، فارغ گردان و با چشم دل، عظمت خداى را ببين و آن روزى را به ياد آر كه هر كسى كرده خود را مى يابد و همگان به سوى خداوند، كه مولاى حقيقى آنهاست، برگردانده مى شوند، و بر پاى ترس و اميد در پيشگاه خدا به ايست چون تكبير گفتى، هر آنچه را ميان آسمانهاى بالا و زمين است در برابر كبرياى او ناچيز شمار ؛ زيرا كه هرگاه بنده تكبير بگويد و خداوند متعال به قلبش بنگرد و حقيقت تكبير را در آن نبيند، فرمايد : اى دروغگو! مرا مى فريبى؟ به عزّت و جلالم سوگند كه تو را از شيرينى ياد خود محروم گردانم و نگذارم كه به من نزديك شوى و با من راز و نياز كنى . بدان كه خداوند به خدمت تو محتاج نيست و از عبادت و دعاى تو بى نياز است، بلكه تو را به فضل و رحمت خويش فراخوانده ، تا بر تو رحمت آورد و از كيفر خويش بدور دارد .

( مصباح الشريعة : ۹۱ )

بحار الأنوار:

سُئلَ بعضُ العُلَماءِ مِن آلِ محمّدٍ صلى الله عليه و آله فقيلَ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ ، ما مَعنى الصَّلاةِ في الحَقيقَةِ ؟ قالَ : صِلَةُ اللّه ِ للعَبدِ بالرَّحمَةِ، و طَلَبُ الوِصالِ إلى اللّه ِ مِنَ العَبدِ إذا كانَ يَدخُلُ بِالنِّـيَّةِ و يُكَبِّرُ بِالتَّعظيمِ و الإجلالِ، و يَقرَأُ بِالتَّرتِيلِ، و يَركَعُ بالخُشوعِ، و يَرفَعُ بالتَّواضُعِ، و يَسجُدُ بِالذُّلِّ و الخُضوعِ، و يَتَشَهَّدُ بِالإخلاصِ مَعَ الأمَلِ، و يُسَلِّمُ بالرَّحمَةِ و الرَّغبَةِ، و يَنصَرِفُ بِالخَوفِ و الرَّجاءِ، فإذا فَعَلَ ذلكَ أدّاها بِالحَقيقَةِ ثُمّ قيلَ : ما أدَبُ الصَّلاةِ ؟ قالَ : حُضورُ القَلبِ، و إفراغُ الجَوارِحِ، و ذُلُّ المُقامِ بَينَ يَدَيِ اللّه ِ تباركَ و تعالى، و يَجعَلُ الجَنَّةَ عن يَمِينِهِ، و النارَ يَراها عن يَسارِهِ، و الصِّراطَ بينَ يَدَيهِ، و اللّه َ أمامَهُ .
به يكى از دانايان آل محمّد صلى الله عليه و آله (ائمه عليهم السلام ) عرض شد : فدايت شوم! معناى حقيقى نماز چيست؟ فرمود : رسيدن رحمت خدا به بنده و طلب وصال خدا از سوى بنده هرگاه با نيّت وارد نماز شود و با تعظيم و اجلال تكبير گويد و شمرده قرائت كند و با خشوع به ركوع رود و با تواضع سر از ركوع بردارد و با خوارى و خضوع سجده كند و با اخلاص و اميد، تشهّد گويد و با رحمت و رغبت سلام دهد و با بيم و اميد نمازش را تمام كند كه هرگاه چنين كند حقيقتِ نماز را به جا آورده است عرض شد : آداب نماز چيست؟ فرمود : حضور قلب و فارغ كردن اعضاى بدن [از هر حركتى، جز حركات نماز] و به خوارى ايستادن در برابر خداوند تبارك و تعالى و بهشت را در سمت راست خود قرار دادن و دوزخ را در سمت چپ خود ديدن و صراط را جلو خود و خداوند را در برابر خويش دانستن .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۴۶/۳۷ )

بحار الأنوار: در صحف ادريس عليه السلام آمده است :

 في صُحُفِ إدريسَ عليه السلام : إذا دَخَلتُم فِي الصَّلاةِ فاصرِفُوا لَها خَواطِرَكُم و أفكارَكُم، و ادعُوا اللّه َ دُعاءً طاهِرا مُتَفَرِّغا، و سَلُوهُ مَصالِحَكُم و مَنافِعَكُم بخُضوعٍ و خُشوعٍ و طاعَةٍ و استِكانَةٍ، و إذا رَكَعتُم و سَجَدتُم فَأبعِدُوا عن نُفوسِكم أفكارَ الدُّنيا، و هَواجِسَ السَّوءِ، و أفعالَ الشَّرِّ، و اعتِقادَ المَكرِ، و مَآكِلَ السُّحتِ، و العُدوانَ و الأحقادَ، و اطرَحُوا بينَكُم ذلكَ كُلَّهُ .
چون به نماز وارد شُديد ، ذهن و فكر خود را متوجّه آن سازيد و خدا را با دلى پاك و فارغ [از هر چه جز اوست ]بخوانيد و با خضوع و خشوع و فرمانبردارى و شكسته حالى ، مصالح و منافع خود را از او بخواهيد و هرگاه ركوع و سجود كرديد، افكار دنيوى و خيالات بد و ناشايست و كردارهاى زشت و انديشه مكر و خدعه و حرام خوارى و تجاوز و دشمنى و كينه ها را ، از خود دور سازيد و همه اينها را از ميان خود به دور افكنيد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۳/۴۹ )

بحار الأنوار: از جمله وحى خداوند متعال به موسى بن عمران عليه السلام اين بود :

 يا موسى، عَجِّلِ التَّوبَةَ، و أخِّرِ الذَّنبَ، و تَأنَّ في المَكثِ بَينَ يَدَيَّ في الصَّلاةِ
 اى موسى! توبه را پيش افكن و گناه را پس انداز و هنگام ايستادن به نماز در برابر من ، آرام و با تأنّى باش .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۹/۵۷ )

نهى از كاهلى در نماز

تفسير العيّاشى ـ به نقل از حلبى ـ :از حضرت عليه السلام درباره آيه «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! در حال مستى به نماز نزديك نشويد» پرسيدم ، فرمود : ··· مقصود، مستىِ خواب است . مى فرمايد :

سَألتُهُ عليه السلام عن قَولِ اللّه ِ : «يا أيُّها الذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أنتُمْ سُكارَى» (النساء : ۴۳) قالَ : ··· يَعنِي سُكرَ النَّومِ، يقولُ : و بِكُم نُعاسٌ يَمنَعُكُم أن تَعلَمُوا ما تَقولُونَ في رُكوعِكُم و سُجودِكُم و تَكبيرِكُم، ليسَ كما يَصِفُ كَثِيرٌ مِنَ الناسِ يَزعُمُونَ أنَّ المؤمنينَ يَسكَرُونَ مِنَ الشرابِ، و المؤمنُ لا يَشرَبُ مُسكِرا و لا يَسكَرُ .

 شما را خواب آلودگى و چُرتى است كه نمى گذارد بدانيد در ركوع و سجود و تكبيرتان چه مى گوييد . برخلاف تصوّر بسيارى از مردم ، مقصود از مستى در اين آيه، مستىِ شراب نيست ؛ مؤمن مُسكر نمى نوشد و مست نمى كند .

( تفسير العيّاشي : ۱/۲۴۲/۱۳۷)

بحار الأنوار: در حديث معراج آمده است :

يا أحمدُ، عَجِبتُ من ثَلاثَةِ عَبيدٍ : عَبدٍ دَخَـلَ في الصَّلاةِ و هُو يَعلَمُ إلى مَن يَرفَعُ يَدَيهِ و قُدَّامَ مَن هُو، و هُو يَنعَسُ .
 اى احمد! از سه بنده در شگفتم : [اوّلى] بنده اى كه به نماز مى ايستد و مى داند دست به سوى چه كسى برمى دارد و در برابر چه كسى ايستاده است ، اما خواب آلود است .

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۲/۶ ، انظر تمام الحديث)

امام على عليه السلام :

إذا غَلَبَتكَ عَينُكَ و أنتَ في الصَّلاةِ فاقطَعِ الصَّلاةَ و نَم؛ فإنَّكَ لا تَدرِي تَدعُو لك أو على نفسِكَ ! .
 هرگاه در حال نماز خواب بر تو غلبه كرد ، نماز را قطع كن و بخواب ؛ زيرا در چنان حالى نمى دانى كه خودت را دعا مى كنى يا نفرين .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۸۳/۵ )

امام باقر عليه السلام :

لا تَقُمْ إلى الصَّلاةِ مُتَكاسِلاً و لا مُتَناعِسا و لا مُتَثاقِلاً ؛ فإنّها مِن خَلَلِ النِّفاقِ، و إنَّ اللّه َ نَهَى المؤمنينَ أن يَقُومُوا إلى الصَّلاةِ و هُم سُكارى يَعنِي مِنَ النَّومِ
 با حالت كسل و خواب آلود و سنگين به نماز نايست ؛ زيرا اينها از خصلتهاى نفاق است و خداوند مؤمنان را از اين كه در حالت مستى ؛ يعنى مستى خواب ، به نماز ايستند نهى كرده است .

( تفسير العيّاشي : ۱/۲۴۲/۱۳۴)

مواظبت بر اوقات نماز

الكافى ـ به نقل از فضيل [بن يسار ] ـ : از امام باقر عليه السلام درباره آيه «كسانى كه بر نمازهايشان مواظبت مى كنند» پرسيدم ، حضرت فرمود :

هِيَ الفَريضَةُ، قلتُ: «الذينَ هُم على صَلاتِهِم دائمُونَ» (المعارج : ۲۳) قالَ : هِي النّافِلَةُ .
منظور نماز واجب است . عرض كردم : آيه «كسانى كه بر نمازشان مداومت مى ورزند» چه؟ فرمود : منظور نماز نافله است .

(الكافي : ۳/۲۷۰/۱۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَسبُ الرَّجُلِ مِن دِينِهِ، كَثرَةُ مُحافَظَتِهِ على إقامَةِ الصَّلَواتِ .
در ديندارى مرد همين بس، كه بر گزاردن نمازها بسيار مواظبت كند.

(تنبيه الخواطر : ۲/۱۲۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

ما مِن عَبدٍ اهتَمَّ بمَواقيتِ الصَّلاةِ و مَواضِعِ الشَّمسِ إلاّ ضَمِنتُ لَهُ الرَّوحَ عندَ المَوتِ، و انقِطاعَ الهُمُومِ و الأحزانِ، و النَّجاةَ مِنَ النارِ .
هيچ بنده اى نيست كه به اوقات نماز و مواضع خورشيد اهتمام ورزد ، مگر اين كه آسودگى هنگام مُردن، و از بين رفتن غم و اندوهها، و نجات از آتش را برايش ضمانت كنم .

(بحار الأنوار : ۸۳/۹/۵  )

امام على عليه السلام :

لَيسَ عَمَلٌ أحَبَّ إلى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ مِن الصَّلاةِ، فلا يَشغَلَنَّكُم عَن أوقاتِها شَيءٌ مِن اُمورِ الدُّنيا، فإنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ ذَمَّ أقواما فقالَ : «الذينَ هُم عَن صَلاتِهِمْ ساهُونَ» يعني أنَّهُم غافِلُونَ استَهانُوا بِأوقاتِها
هيچ كارى نزد خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از نماز نيست . پس مبادا چيزى از امور دنيا شما را از اوقات نماز بازدارد ؛ زيرا خداوند عزّ و جلّ مردمانى را نكوهيده و فرموده است : «آنان كه از نمازشان غافلند» ؛ يعنى از اوقات نماز غافلند و به آن اهمّيتى نمى دهند .

(الخصال : ۶۲۱/۱۰ )

امام على عليه السلام :

تَعاهَدُوا أمرَ الصَّلاةِ، و حافِظُوا علَيها، و استَكثِرُوا مِنها، و تَقَرَّبُوا بها؛ فإنّها كانَت على المُؤمِنِينَ كِتابا مَوقوتا، أ لا تَسمَعُونَ إلى جَوابِ أهلِ النارِ حينَ سُئِلُوا «ما سَلَكَكُمْ في سَقَرَ * قالوا لم نَكُ مِنَ المُصَلِّينَ» ؟! .
مراقب نماز باشيد و آن را پاس داريد و بسيار به جاى آوريد و به وسيله آن [به خدا] تقرّب جوييد ؛ زيرا نماز در اوقات معيّن بر مؤمنان واجب گشته است . آيا به پاسخ دوزخيان گوش فرا نمى دهيد كه وقتى از آنها پرسيده شود : چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟ گويند : «ما از نماز گزاران نبوديم» ؟!

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۹ )

امام على عليه السلام :

حافِظُوا على الصَّلَواتِ الخَمسِ في أوقاتِها؛ فإنّها مِنَ اللّه ِ جَلَّ و عَزَّ بِمَكانٍ .
بر خواندنِ به موقع نمازهاى پنجگانه ، مواظبت كنيد ؛ زيرا كه اين نمازها را در پيشگاه خداوند جلّ و عزّ منزلتى [والا] است .

( بحار الأنوار : ۷۷/۲۹۳/۲ )

امام على عليه السلام ـ در نامه خود به محمّد بن ابى بكر ـ نوشت :

 اِرتَقِبْ وَقتَ الصَّلاةِ فَصَلِّها لِوَقتِها، و لا تَعَجَّلْ بها قَبلَهُ لِفَرَاغٍ، و لا تُؤخِّرْها عَنهُ لِشُغلٍ .

 مراقب وقت نماز باش و آن را به هنگام بخوان ، نه به دليل فارغ بودن، آن را پيش از موقع بخوان
و نه به سبب كارى آن را از وقتش به تأخير انداز .

( بحار الأنوار:۸۳/۱۴/۲۵)

الخصال ـ به نقل از ظبيان و مفضل بن عمر ـ : امام صادق عليه السلام فرمود :

خَصلَتانِ مَن كانَتا فيهِ و إلاّ فَاعزُبْ ثُمَّ اعزُبْ ثُمّ اعزُبْ ! ـ قيلَ : و ما هُما ؟ قالَ : ـ الصَّلاةُ في مَواقِيتِها و المُحافَظَةُ عَلَيها، و المُواساةُ .
 دو خصلت است كه هر كس نداشت از او دورى كن ، دورى كن ، دورى كن! عرض شد : آن دو چيست؟ فرمود : نماز خواندن به وقت و مواظبت بر آن، و مواسات و همدردى [به برادران مؤمن]

( الخصال : ۴۷/۵۰)

تشويق به خواندن نماز در اوّل وقت

امام باقر عليه السلام :

اِعلَمْ أنَّ أوَّلَ الوَقتِ أبَدا أفضَلُ، فَعَجِّلْ بِالخَيرِ ما استَطَعتَ، و أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ما داوَمَ العَبدُ علَيهِ و إن قَلَّ .
بدان كه اوّل وقت هميشه بهتر است ؛ پس تا جايى كه مى توانى به كار خير بشتاب ، محبوبترين كارها نزد خداوند عزّ و جلّ كارى است كه بنده بر آن مداومت ورزد گر چه اندك باشد .

(الكافي : ۳/۲۷۴/۸ )

امام صادق عليه السلام : 

فَضلُ الوَقتِ الأوَّلِ على الآخِرِ كَفَضلِ الآخِرَةِ على الدُّنيا .
فضيلت اوّل وقت [نماز ]بر آخر وقت همچون فضيلت آخرت بر دنياست .

(ثواب الأعمال : ۵۸/۲  )

امام صادق عليه السلام :

 لَفَضلُ الوَقتِ الأوَّلِ على الآخِرِ خَيرٌ لِلمؤمِنِ مِن مالِهِ و وُلدِهِ .
 فضيلت اوّل وقت بر آخر آن براى مؤمن ، از دارايى و فرزندش بهتر است .

( بحار الأنوار : ۸۲/۳۵۹/۴۳)

امام صادق عليه السلام :

لِكُلِّ صلاةٍ وَقتانِ : أوَّلٌ و آخِرٌ، فَأوَّلُ الوَقتِ أفضَلُهُ، و ليسَ لأِحَدٍ أن يَتَّخِذَ آخِرَ الوَقتَينِ وَقتا إلاّ مِن عِلَّةٍ، و إنّما جُعِلَ آخِرُ الوَقتِ للمَريضِ و المُعتَلِّ و لِمَن لَهُ عُذرٌ، و أوَّلُ الوَقتِ رِضوانُ اللّه ِ، و آخِرُ الوَقتِ عَفوُ اللّه ِ .
 هر نمازى دو وقت دارد : اوّل و آخر . اوّل وقت، بهترين آن است . هيچ كس نبايد نماز را بدون علّت به آخر وقت بيندازد . آخر وقت فقط براى بيمار و عليل و كسى كه عذرى دارد، قرار داده شده است . اوّل وقت [مايه ]خشنودى خداست و آخر وقت [باعث ]آمرزش خدا .

( بحار الأنوار : ۸۳/۲۵/۴۷ )

امام كاظم عليه السلام :

 الصَّلواتُ المَفروضاتُ في أوَّلِ وَقتِها إذا اُقِيمَ حُدُودُها، أطيَبُ رِيحا مِن قَضِيبِ الآسِ حينَ يُؤخَذُ مِن شَجَرِهِ في طِيبِهِ و رِيحِهِ و طَراوَتِهِ، فَعَلَيكُم بِالوَقتِ الأوَّلِ .
نمازهاى واجب اوّل وقت، اگر با شرايط گزارده شوند، از يك شاخه تر و تازه و خوشبوىِ مُورِد كه تازه از بوته اش جدا مى شود ، خوش بوترند ؛ پس بر شما باد نماز اوّل وقت .

( ثواب الأعمال : ۵۸/۱ )

بحار الأنوار ـ به نقل از قزّاز ـ :

خَرَجَ الرِّضا عليه السلام يَستَقبِلُ بعضَ الطالِبِيِّينَ و جاءَ وقتُ الصَّـلاةِ، فَمالَ إلى قَصرٍ هناكَ فَنَزَلَ تحتَ صَخرَةٍ فقالَ : أذِّنْ، فقلتُ : نَنتَظِرُ يَلحَقْ بنا أصحابُنا، فقالَ : غَفَرَ اللّه ُ لكَ، لا تُؤَخِّرَنَّ صَلاةً عن أوَّلِ وَقتِها إلى آخِرِ وَقتِها مِن غَيرِ عِلَّةٍ، علَيكَ أبَدا بأوَّلِ الوَقتِ، فَأذَّنتُ و صَلَّينا .
حضرت رضا عليه السلام به پيشباز جمعى از طالبيان بيرون رفت . كه وقت نماز رسيد ؛ حضرت راه خود را به طرف كوشكى كه در آن نزديكى بود كج كرد و زير صخره اى فرود آمد و فرمود : اذان بگو . عرض كردم : منتظر مى مانيم تا دوستانمان هم به ما ملحق شوند . حضرت فرمود : خدا تو را بيامرزد ، هرگز نمازت را، بى دليل از اوّل وقت به تأخير مينداز . هميشه رعايت اوّل وقت را بكن ؛ پس ، من اذان گفتم و نماز خوانديم .

( بحار الأنوار : ۸۳/۲۱/۳۸ )

تارك نماز و كفر

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 ما بينَ المسلمِ و بينَ الكافِرِ إلاّ أن يَترُكَ الصَّلاةَ الفَريضَةَ مُتَعَمِّدا، أو يَتهاوَنَ بها فلا يُصَلِّيَها .
ميان مسلمان و كافر فاصله اى جز اين نيست كه نماز واجب را عمداً ترك كند يا آن را سبك شمارد و نخواند .

( ثواب الأعمال : ۲۷۵/۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

بينَ الإيمانِ و الكُفرِ تَركُ الصَّلاةِ .
مرز ميان ايمان و كفر، ترك نماز است .

( كنز العمّال : ۱۸۸۶۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

الصَّلاةُ عِمادُ الدِّينِ، فَمَن تَرَكَ صلاتَهُ مُتَعَمِّدا فَقَد هَدَمَ دِينَهُ، و مَن تَرَكَ أوقاتَها يَدخُلُ الوَيلَ، و الوَيلُ وادٍ في جَهَنَّمَ كما قالَ اللّه ُ تعالى: «فَوَيلٌ لِلمُصَلِّينَ * الذينَ هُمْ عَن صَلاتِهِم ساهُونَ»( الماعون : ۴ و ۵)
 نماز ستون دين است ؛ پس هر كه نماز خود را عمدا نخواند، دين خود را تباه كرده است و هر كه آن را در وقتش نخواند، به ويل درآيد و ويل، درّه اى است در دوزخ، چنان كه خداوند متعال فرموده است : «ويل براى نماز گزاران است ؛ آنان كه از نماز خود غافلند».

(جامع الأخبار : ۱۸۵/۴۵۵ )

جامع الأخبار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن تَرَكَ صلاتَهُ حَتّى تَفُوتَهُ مِن غَيرِ عُذرٍ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ ـ ثُمّ قالَ : ـ بينَ العَبدِ و بينَ الكُفرِ تَركُ الصَّلاةِ .
هر كه بدون داشتن عذرى نماز خود را نخواند تا فوت شود ، عملش بر باد رفته است . مرز ميان آدمى و كفر، ترك نماز است .

(جامع الأخبار : ۱۸۵/۴۵۶ و ح ۴۵۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

مَن تَرَكَ الصَّلاةَ لا يَرجُو ثَوابَها و لا يَخافُ عِقابَها، فلا اُبالِي أن يَمُوتَ يَهُوديّا أو نَصرانيّا أو مَجُوسِيّا .
هر كه از روى بى اعتنايى به ثواب نماز و نترسيدن از كيفرِ ترك آن ، نماز نخواند ، براى من مهم نيست كه جهود بميرد يا ترسا يا گبر .

(جامع الأخبار: ۱۸۶/۴۶۲)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

تارِكُ الصَّلاةِ يَسألُ الرَّجعَةَ إلى الدُّنيا، و ذلكَ قولُ اللّه ِ تعالى : «حَتّى إذا جاءَ أحَدَهُم المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعُونِ».( المؤمنون : ۹۹ )
 تارك نماز از خداوند درخواست بازگشت به دنيا مى كند . و اين است سخن خداوند متعال كه : «چون يكى از آنها را مرگ در رسد گويد : پروردگارا! مرا برگردان » .

( بحار الأنوار:۷۷/۵۸/۳)

امام صادق عليه السلام :

لا حَظَّ في الإسلامِ لِمَن تَرَكَ الصَّلاةَ .
كسى كه نماز را ترك كند ، بهره اى از اسلام ندارد .

(بحار الأنوار : ۸۲/۲۳۲/۵۷ )

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه چرا تارك نماز، كافر خوانده مى شود اما زناكار، نه ـ فرمود :

لأِنَّ الزانيَ و ما أشبَهَهُ إنَّما يَعمَلُ ذلكَ لِمَكانِ الشَّهوَةِ لأنّها تَغلِبُهُ، و تارِكَ الصَّلاةِ لا يَترُكُها إلاّ استِخفافا بها .
 چون كسى كه زنا و امثال اين كار را مى كند، بر اثر غلبه شهوت دست به اين كارها مى زند، اما تارك نماز، آن را ترك نمى كند ، مگر از روى سبك شمردن و بى اعتنايى به آن .

(علل الشرائع : ۳۳۹/۱ )

پرهيز از تباه كردن نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا يَزالُ الشَّيطانُ يَرعَبُ مِن بَني آدَمَ ما حافَظَ على الصَّلواتِ الخَمسِ، فإذا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأ علَيهِ و أوقَعَهُ في العَظائمِ .
 تا زمانى كه فرزند آدم بر نمازهاى پنجگانه مواظبت كند ، شيطان از او وحشت دارد، اما همين كه آنها را ضايع كرد ، بر وى دلير مى شود و او را در فتنه هاى سخت مى افكند .

( بحار الأنوار : ۸۲/۲۰۲/۲ )

امام على عليه السلام ـ در نامه خود به محمّد بن ابى بكر ـ نوشت :

وَ اعلَمْ يا محمّـدُ أنَّ كُلَّ شَـيءٍ تَبَـعٌ لِصَلاتِكَ، و اعلَمْ أنَّ مَن ضَيَّعَ الصَّلاةَ فهُو لِغَيرِها أضيَعُ .
بدان، اى محمّد! كه همه چيز تابع نماز توست و بدان كه هر كس نماز را ضايع گرداند ، ديگر كارها را بيشتر ضايع مى كند .

( بحار الأنوار : ۸۳/۲۴/۴۴)

امام صادق عليه السلام :

إنَّ العبدَ إذا صَلّى لِوَقتِها و حافَظَ علَيها ارتَفَعَت بَيضاءَ نَقِيَّةً تَقولُ : حَفِظتَني حَفِظَكَ اللّه ُ، و إذا لَم يُصَلِّها لِوَقتِها و لَم يُحافِظْ علَيها رَجَعَت سَوداءَ مُظلِمَةً تقولُ : ضَيَّعتَني ضَيَّعَكَ اللّه ُ !
هرگاه بنده نماز را به وقت بخواند و آن را پاس بدارد ، آن نماز به گونه اى سپيد و پاكيزه به درگاه خدا بالا مى رود و مى گويد : مرا حفظ كردى ، خداوند تو را حفظ كند . اما اگر نماز را به وقت نخواند و آن را پاس ندارد به گونه اى سياه و تاريك [به طرف خودش] برگردد و گويد : مرا ضايع كردى ، خدا تو را ضايع كند .

( بحار الأنوار : ۸۳/۹/۲)

امام كاظم عليه السلام ـ وقتى از ايشان درباره آيه «آنان كه از نمازشان غافلند» سؤال شد ـ فرمود : 

هُو التَّضيِيعُ .
منظور تباه ساختن نماز است .

( الكافي : ۳/۲۶۸/۵)

پرهيز از سبك شمردن نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ دخترش فاطمه عليها السلام كه پرسيده بود: اى پدر مردان و زنانى كه نمازشان را سبك مى شمرند چه (جزايى) دارند؟ ـ فرمود:

يا فاطِمَةُ ، مَن تَهاوَنَ بِصَلاتِهِ مِنَ الرِّجالِ و النِّساءِ ابتَلاهُ اللّه ُ بِخَمسَ عَشَرَةَ خَصلَةً : سِتٌّ مِنها في دارِ الدُّنيا ، و ثَلاثٌ عِندَ مَوتِهِ ، و ثَلاثٌ في قَبرِهِ ، و ثَلاثٌ فِي القيامَةِ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ فَأمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في دارِ الدُّنيا : فَالاُولى يَرفَعُ اللّه ُ البَرَكَةَ مِن عُمُرِهِ ، و يَرفَعُ اللّه ُ البَرَكَةَ مِن رِزقِهِ ، و يَمحُو اللّه ُ عزّ و جلّ سيماءَ الصّالِحينَ مِن وَجهِهِ ، و كُلُّ عَمَلٍ يَعمَلُهُ لا يُؤجَرُ عَلَيهِ ، و لا يَرتَفِعُ دُعاؤُهُ إلَى السَّماءِ ، و السّادِسَةُ لَيسَ لَهُ حَظٌّ في دُعاءِ الصّالِحينَ و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ عِندَ مَوتِهِ فَأَوَّلُهُنَّ أنَّهُ يَموتُ ذَليلاً ، و الثّانيَةُ يَموتُ جائِعًا ، و الثّالِثَةُ يَموتُ عَطشانًا ؛ فَلَو سُقيَ مِن أنهارِ الدُّنيا لم يَروَ عَطَشُهُ و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ في قَبرِهِ : فَأَوَّلُهُنَّ يُوَكِّلُ اللّه ُ بِهِ مَلَكًا يَزعَجُهُ في قَبرِهِ ، و الثّانيَةُ يُضَيِّقُ عَلَيهِ قَبرَهُ ، و الثّالِثَةُ تَكونُ الظُّلمَةُ في قَبرِهِ . و أمَّا اللَّواتي تُصيبُهُ يَومَ القيامَةِ إذا خَرَجَ مِن قَبرِهِ : فَأَوَّلُهُنَّ أن يُوَكِّلَ اللّه ُ بِهِ مَلَكًا يَسحَبُهُ عَلى وَجهِهِ و الخَلائِقُ يَنظُرونَ إلَيهِ ، و الثّانيَةُ يُحاسَبُ حِسابًا شَديدًا ، و الثّالِثَةُ لا يَنظُرُ اللّه ُ إلَيهِ و لا يُزَكّيهِ و لَهُ عَذابٌ أليمٌ .
اى فاطمه، هر كس ـ از مردان يا زنان ـ نمازش را سبك بشمرد ، خداوند او را به پانزده خصلت مبتلا مى كند: شش خصلت در دنيا، سه خصلت هنگام مرگش، سه خصلت در گورش و سه خصلت در قيامت هنگامى كه از گورش بيرون مى آيد. امّا آنچه در دنيا به او مى رسد: خداوند بركت را از عمرش بر مى دارد و نيز از روزيش ، سيماى صالحان را از چهره اش مى زدايد، به هر عملى كه انجام مى دهد پاداشى داده نمى شود، دعايش به آسمان نمى رود و ششم اينكه براى او در دعاى صالحان نصيبى نيست و امّا آنچه هنگام مرگش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خوار مى ميرد، دوم گرسنه مى ميرد و سوم، تشنه مى ميرد، پس اگر از نهرهاى دنيا به او بنوشانند، سيراب نمى شود و امّا آنچه در گورش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خداوند فرشته اى مى گمارد تا او را در گورش آشفته سازد، دوم اينكه گورش را بر او تنگ مى كند و سوم اينكه گورش تاريك است. و امّا آنچه روز قيامت هنگام بيرون آمدن از گورش به او مى رسد: نخستين آن ها اين است كه خداوند فرشته اى مى گمارد تا او را با صورت (روى زمين) بكشد در حالى كه مردم به او مى نگرند، دوّم اينكه بازخواست سختى مى شود و سوّم اينكه خداوند به او نمى نگرد و پاكش نمى سازد و عذابى دردناك دارد.

( فلاح السائل : ۲۲)

امام باقر عليه السلام :

لا تَتَهاوَنْ بصلاتِكَ؛ فإنّ النبيَّ صلى الله عليه و آله قالَ عندَ مَوتِهِ : لَيسَ مِنّي مَنِ استَخَفَّ بِصلاتِهِ .
 نمازت را سبك مشمار ؛ زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام رحلتش فرمود : از من نيست كسى كه نمازش را سبك بشمارد .

(الكافي : ۳/۲۶۹/۷  )

امام صادق عليه السلام : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود :

 ليسَ مِنّي مَنِ استَخَفَّ بالصَّلاةِ، لا يَرِدُ عَلَيَّ الحَوضَ، لا و اللّه ِ .
 از من نيست كسى كه نماز را سبك بشمارد ، به خدا قسم ، كنار حوض [كوثر ]بر من وارد نمى شود .

( علل الشرائع : ۳۵۶/۲ )

مستدرك الوسائل ـ به نقل از ابو بصير ـ :

دَخَلتُ على حُمَيدَةَ اُعَزِّيها بأبي عبدِ اللّه ِ عليه السلام فَبَكَت ثمّ قالَت : يا أبا محمّدٍ ، لو شَهِدتَهُ حينَ حَضَرَهُ الموتُ و قد قَبَضَ إحدى عَينَيهِ ثُمّ قالَ : اُدعُوا لي قَرابَتي و مَن يَطُفَ .حديث بي، فلمّا اجتَمَعُوا حَولَهُ قالَ : إنَّ شَفاعَتَنا لَن تَنالَ مُستَخِفّا بِالصَّلاةِ
 به حضور حُميده رسيدم تا رحلت امام صادق عليه السلام را به او تسليت گويم . حُميده گريست و سپس گفت : اى ابا محمّد! كاش هنگام فوت آن حضرت بودى. يكى از چشمان خود را بست و سپس به من فرمود: خويشان و نزديكانم را نزد من بخوانيد . وقتى همه دور آن بزرگوار جمع شدند ، فرمود : هرگز شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد ، نمى رسد .

(مستدرك الوسائل: ۳/۲۵/۲۹۲۳ )

پرهيز از التفات در نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنَّ اللّه َ مُقبِلٌ على العَبدِ ما لَم يَلتَفِتْ .
 تا زمانى كه بنده التفات [و توجه به غير خدا] نكند ، خداوند رو به او دارد .

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۶۱/۵۹)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنَّ العَبدَ إذا اشتَـغَلَ بِالصَّلاةِ جاءَهُ الشَّيطانُ و قالَ لَهُ : اُذكُرْ كذا اُذكُرْ كذا ؛ حَتّى يَضِلَّ الرَّجُلُ أن يَدريَ كَم صَلّى .
 هرگاه بنده مشغول نماز شود، شيطان نزد او مى آيد و به وى مى گويد: فلان چيز را به خاطر بياور، بَهمان چيز را به ياد بياور، تا جايى كه فرد يادش مى رود چند ركعت خوانده است.

( .بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۹/۵۸)

امام على عليه السلام :

الالتِفاتُ في الصَّـلاةِ اختِلاسٌ مِنَ الشَّيطانِ، فَإيّاكُم وَ الالتِفاتَ فِي الصَّلاةِ؛ فَإنّ اللّه تَباركَ و تَعالى يُقبِلُ عَلَى العَبدِ إذا قامَ في الصَّلاة، فَإذا التَفَتَ قالَ اللّه ُ تباركَ و تعالى : يا بنَ آدَمَ عَمَّن تَلتَفِتُ ؟! ـ ثلاثا ـ فَإذا التَفَتَ الرّابِعَةَ أعرَضَ اللّه ُ عَنهُ .
 التفات [و توجه به غير خدا ]در حال نماز، دست بردى از جانب شيطان است؛ پس، از توجه به غير خدا در حال نماز بپرهيزيد؛ زيرا هرگاه بنده به نماز بايستد، خداوند تبارك و تعالى به او رو مى كند، و چون بنده به اين سو و آن سو توجّه كند، خداوند تبارك و تعالى فرمايد: اى فرزند آدم! از كه روى مى گردانى؟! ـ تا سه مرتبه ـ و چون براى چهارمين بار بنده به غير خدا توجه كرد، خداوند نيز از او روى مى گردانَد.

(قرب الإسناد: ۱۵۰/۵۴۶ )

امام صادق عليه السلام ـ در باره آيه: «پس ، روى خود را با گرايش تمام به حق ، به سوى اين دين كن » ـ فرمود :

قُمْ فِي الصَّلاةِ و لا تَلتَفِتْ يَمينا و لا شِمالاً .
[يعنى] به نماز بايست و صورت خود را به چپ و راست برمگردان .

(  تفسير القمّي : ۲/۱۵۵)

دزدِ نماز

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لَيسَ السّارِقُ مَن يَسرقُ النّاسَ، و لكِنَّهُ الّذي يَسرقُ الصَّلاةَ .
 سارق، كسى نيست كه از مردم سرقت مى كند، بلكه سارق آن است كه از نماز سرقت مى كند.

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۶۷/۶۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

أسرَقُ السُّرّاقِ مَن سَرقَ مِن صَلاتِهِ، يَعني لا يُتِمُّ فَرائضَها .
دزدترين دزدها كسى است كه از نمازش دزدى كند، يعنى واجبات آن را به طور كامل به جاى نياورد.

( دعائم الإسلام : ۱/۱۳۵ )

بحار الأنوار : روايت شده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود :

أ لا أدُلُّكُم عَلى ··· أسرَقِ النّاسِ ··· ؟ قالوا : بَلى يا رَسولَ اللّه ِ . قال : ··· و أمّا أسرَقُ النّاسِ فالَّذي يَسرِقُ مِن صَلاتِهِ ، فَصَلاتُهُ تُلَفُّ كَما يُلَفُّ الثَّوبُ الخَلَقُ فَيُضرَبُ بها وَجهُهُ
آيا ··· دزدترينِ مردم ··· را به شما معرفى كنم؟ عرض كردند: آرى، اى رسول خدا. حضرت فرمود: ··· دزدترينِ مردم كسى است كه از نماز خود مى دزدد؛ نماز چنين كسى، همانند يك جامه كهنه، مُچاله مى گردد و به چهره او زده مى شود.

( بحار الأنوار : ۸۴/۲۵۷/۵۵)

امام صادق عليه السلام :

أبصَرَ عَليُّ بنُ أبي طالب عليه السلام رَجُلاً يَنقُرُ بِصَلاتِهِ، فقالَ : مُنذُ كَم صَلّيتَ بِهذِهِ الصَّلاةِ ؟ فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ : مُنذُ كَذا و كذا، فَقالَ : مَثَلُكَ عِندَ اللّه كَمَثَلِ الغُرابِ إذا ما نَقرَ، لَو مِتَّ متَّ عَلى غَيرِ مِلّةِ أبي القاسِمِ مُحَمّدٍ صلى الله عليه و آله ، ثُمُّ قالَ عليٌّ عليه السلام : إنّ أسرَقَ النّاسِ مَن سَرقَ صَلاتَهُ .
امام على عليه السلام به مردى كه سجده هاى نمازش را خيلى سريع به جا مى آورد فرمود : چند وقت است كه اينگونه نماز مى خوانى؟ آن مرد عرض كرد: از فلان و بَهمان مدت. حضرت فرمود: شخصى چون تو در نزد خداوند همانند كلاغ است كه نوك بر زمين مى زند، اگر بميرى بر غير آيين ابو القاسم محمّد صلى الله عليه و آله مرده اى. سپس فرمود: دزدترين مردم كسى است كه از نمازش بدزدد .

( المحاسن : ۱/۱۶۲/۲۳۲)

كوتاه خواندن نماز

امام صادق عليه السلام :

إذا قامَ العَبدُ فِي الصَّلاةِ فَخَفَّفَ صَلاتَهُ قالَ اللّه تَبارَكَ و تَعالى لِملائكتِهِ : أ ما تَرَونَ إلى عَبدِي كَأنّهُ يَرى أنَّ قَضاءَ حَوائجِهِ بِيَدِ غَيري ! أ ما يَعلَمُ أنّ قَضاءَ حَوائجِهِ بِيَدي ؟! .
هرگاه بنده به نماز ايستد و نمازش را كوتاه برگزار كند، خداوند تبارك و تعالى به فرشتگان خود مى فرمايد: آيا به اين بنده ام نمى نگريد كه گويى فكر مى كند برآوردن نيازهايش به دست كسى جز من است! آيا او نمى داند كه برآوردن حاجت هايش به دست من است؟!

( الكافي : ۳/۲۶۹/۱۰)

امام صادق عليه السلام :

تَخفيفُ الفَريضَةِ و تَطوِيلُ النّافِلَةِ مِنَ العِبادَةِ .
 كوتاه خواندن نمازِ واجب و طولانى برگزار كردن نافله، از عبادت است.

( المحاسن : ۲/۴۶/۱۱۳۶)

كتاب من لا يحضره الفقيه:

كانَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أتَمَّ النّاسِ صَلاةً و أوجَزَهُم .
نماز رسول خدا صلى الله عليه و آله از همه مردم كاملتر و كوتاهتر بود.

( كتاب من لا يحضره الفقيه : ۱/۳۰۶/۹۲۰)

میزان الحکمه، جلد ششم.

 برای مشاهده گزیده ای از احادیث و روایات  این موضوع در قاب تصویری به (مجموعه حدیث تصویری درباره نماز)  مراجعه کنید.

مطالب مرتبط

نماز رزمنده

چهل حدیث درباره نماز

فضیلت نماز شب

نماز شب در احادیث

ریا در احادیث

دعا در احادیث

بدعت در احادیث

بدعت از نظر احادیث

حدیث درباره مسجد سازی

مسجد در احادیث

امامت از نظر احادیث

خوبی در احادیث

حدیث تصویری رزق و روزی

روزی در احادیث

حدیث درباره مسواک زدن

مسواک زدن در احادیث

افزودن دیدگاه جدید