منوی اصلی

آداب معاشرت در نهج البلاغه

آداب معاشرت در نهج البلاغه

1. آداب معاشرت با خانواده

لا تجعلن أكثر شغلك بأهلك و ولدك؛ فان يكن أهلك و ولدك أولياءالله، فان الله لا يضيع اولياءه، و ان يكونوا أعداءالله، فما همّك و شغلك بأعداء الله؟!
بيشترين وقت خود را صرف زن و فرزندت مكن ؛ زيرا اگر زن و فرزند تو دوستان خدا باشند، خداوند دوستان خود را وانمى گذارد و اگر دشمنان خدا باشند، چرا بايد هم و غمت متوجه دشمنان خدا باشد.1

2. برتر از خويشاندى

الكرم أعطف من الرَحِم.
كرامت و جوانمردى (در جلب عاطفه ها) از خويشاوندى برتر است.2

3. بهترين همنشينان

ثم الصدق بذوى المروءات و الاحساب، و أهل البيوتات الصالحة و السوابق الحسنة ثم أهل النجدة والشجاعة، و السخاء و السماحة، فانهم جماع من الكرم.
در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر مى نويسد: ديگر آن كه با ارباب مروت و آنان كه از خانواده هاى شريف و شايسته هستند و پيشينه هاى نيكو دارند و سپس با كسانى كه دلاور و شجاع و بخشنده و گشاده دست اند، همنشين باش كه آنان همه بزرگوارى را در خود جمع كرده اند.3

4. آداب معاشرت با مردم

زهدك فى راغب فيك، نقصان حظّ و رغبتك فى زاهد فيك، ذلّ نفس.
بى اعتنايى تو به كسى كه به تو راغب است كم سعادتى است و تمايل تو به كسى كه به تو راغب است، خوارى نفس است.4

5. جايگاه نرمى

من كتاب له الى بعض عُماله: اخلط الشدة بضغث من اللين، و ارفق ما كان الرفق أرفق.
سختى و شدت را با نرمى و ملايمت بياميز، در جايى كه نرمى مناسب تر و به مصلحت نزديك تر است نرمى كن.5

6. اينگونه معاشرت نما

خالطوا الناس مخالطة إن مِتّم معها بكوا عليكم، و إن عِشتم حنّوا اليكم.
با مردم چنان معاشرت كنيد كه اگر بميريد بر شما بگريند و اگر زنده باشيد مشتاق ديدن شما باشند.6

7. كفايت ادب

كفاك أدبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك.
براى ادب خود همين بس كه از آن چه كه بر ديگرى نمى پسندى، دورى كنى.7

8. زيورهاى تازه

الآداب حُلل مجدّدة.
آداب، زيورهاى هميشه تازه اند.8

9. موجب فضيلت و برترى

اذا حيّيتَ بتحية فحىّ بأحسنَ منها، و اذا أسديَت اليك يد فكافئها بما يربى عليها، والفضل مع ذلك للبادى.
هنگامى كه درودى به تو گفته شد با درودى بهتر آن را پاداش بده و هنگامى كه دستى به تو عطايى كند تو بيش از آن عطا مقابله بكن و با اين حال برترى از آن كسى است كه آغاز كرده است.9

10. ميراث بزرگ

لا ميراثَ كالادب.
هيچ ميراثى همانند ادب نيست.10

11. پاداش نيكان

ازجر المسىء بثواب المحسن.
شخص بدكار را با پاداش دادن به نيكوکار ادب کن.11

12. دورى از سخن چين

من أطاع التوانى ضيّع الحقوق، و من أطاع الواشى ضيع الصديق.
هر آن كس كه از سستى اطاعت كند، حقوق افراد را تباه سازد و كسى كه از گفته سخن چين پيروى كند دوست صميمى خويش را از دست بدهد.12

__________________
پی نوشت:

  1. حكمت 352.
  2. حكمت 247.
  3. نامه 53.
  4. حكمت 451.
  5. نامه 46.
  6. حكمت 10.
  7. حكمت 412.
  8. حكمت 5.
  9. حكمت 62.
  10. حكمت 113.
  11. حكمت 177.
  12. حكمت 239.


منبع:
نهج البلاغه موضوعى، عباس عزيزى

 

افزودن دیدگاه جدید