منوی اصلی

آداب ظاهری و باطنی نماز

آداب ظاهری و باطنی نماز

آداب نماز در بیان آیت الله مظاهری

آداب نماز بر دو قسم است: آداب ظاهرى و آداب باطنى.
آداب ظاهرى آن است كه نمازگزار بايد آن را در ظاهر رعايت كند. از جمله اين كه نمازگزار بدن خود را در حالت سكون و آرامش قرار دهد، به اطراف خود نگاه نكند و نگاه خود را از محل سجده برندارد و هيچ حركتى غير از اعمال نماز انجام ندهد. در حالت كسالت و خواب ‏آلودگى و در حال سنگينی نماز نخواند و هيچ‏يك از مكروهات نماز را به جا نياورد. نمازگزار بايد خود را در پيشگاه خداوند متعال احساس كند.
قرآن شريف در آيات مختلف به آداب نماز اشاره می كند و از مؤمنين خواسته است كه نماز با ترتيل باشد؛ يعنى كلمات آن شمرده ادا شود، ركوع و سجود آن به طور كامل انجام شود، بعد از ركوع و بين دو سجده بدن آرام گيرد و مستحبّات نماز به جا آورده شود.
مُلّامحسن فيض كاشانى (قدس ‏سره) در كتاب شريف «المحجةالبيضاء» با ذكر مثالى زيبا نقش اجزاى مختلف نماز را تبيين كرده است؛ وى می گويد:
«كمال انسان وابسته به دو چيز است: موجوديّت باطنى و اعضاى ظاهرى؛ موجوديّت باطنى انسان همان حيات و روح او و ظاهر جسمانى آدمى، اعضا و اندام‏هاى اوست. بعضى از اندام‏هاى آدمى مانند قلب، كبد و مغز داراى چنان اهميّتى هستند كه با از بين رفتن آن، حيات انسان از بين می رود. بعضى از اندام‏ها نظير چشم، دست، پا و زبان در موقعيتى هستند كه با نبود آن‏ها، حيات آدمى از دست نمی رود، ولى مقاصد حيات مخدوش می گردد. بعضى از اندام‏ها چنانند كه با از دست رفتن آن‏ها، نه حيات انسان و نه مقاصد آن، هيچ‏يك آسيبى نمی بينند، اما به زيبايى انسان لطمه وارد می شود. اين اندام‏ها نظير ابرو، ريش و سفيدى پوست است. برخى ديگر از اندام‏ها چنانند كه از دست رفتن آن‏ها به اصل جمال آدمى لطمه اى وارد نمی كند، اما از كمال آن می كاهد، مانند كمانى بودن ابرو، سياهى موى سر و صورت و سرخ‏ بودن گونه هاى صورت
.
همين‏ گونه است صورت عبادت‏هايى كه شرع مقدس براى ما معين كرده است. روح و حيات باطنى نماز، خشوع، نيّت، حضور قلب و اخلاص است. ركوع، سجود و قيام آن به منزله قلب، كبد و مغز می باشد كه اگر از دست برود، نماز از دست می رود.
قرائت و اذكار نماز در حكم دست، پا، چشم و زبان است كه با وارد شدن خدشه به آن‏ها نماز حيات خود را از دست نمی دهد، اما بعضى از مقاصد آن مخدوش می شود. مستحبّات نماز به مثابه زيبايی هاى مو، پوست و صورت است كه وجود آن‏ها موجب جمال و زيبايى می شود. رعايت لطايف آداب در اين مستحبّات، به منزله كمانى بودن ابرو و تناسب اندام است كه موجب كمال زيبايى است.»1
نماز براى بنده به مثابه هديه اى است كه به وسيله آن به پيشگاه رب ‏الارباب تقرّب می جويد، همان‏طور كه مردمان با تقديم هدايا نزد بزرگان تقرّب می جويند. اين هديه به خداوند عرضه می شود و روز قيامت به نمازگزار برمی گردد. بنابراين، تو در زيباسازى يا زشت و ناقص كردن نماز اختيار دارى، اگر آن را زيبا و نيكو ساختى، خير و خوبى آن به تو باز می گردد و اگر آن را زشت نمودى، بدى آن به خودت برمی گردد
.

آداب باطنى نماز، داشتن خضوع و خشوع در نماز است. خضوع يعنى رعايت ادب در پيشگاه پروردگار و خشوع يعنى توجه قلبى به خداوند در هنگام نماز و فروتنى باطنى در هنگام راز و نياز با او. خشوع بدين معنى است كه انسان در هنگام اداى نماز حضور قلب داشته باشد و به امور دنيوى فكر نكند. خشوع قلب موجب خشوع اعضا و جوارح می شود.
پيامبر اكرم (صلی الله علیه وآله) يكى از مسلمانان را در حال نماز ديد كه با ريش خود بازى می كند، آنگاه فرمودند: اگر قلب اين شخص خاشع بود، اعضاى او نيز خاشع بودند.
وقتى مسلمان بداند كه رستگارى وى در گرو رعايت آداب باطنى و داشتن خشوع در نماز است، می كوشد تا هنگام اداى نماز مراتب خضوع و خشوع را رعايت كند؛ بدين معنى كه در هنگام خواندن حمد و سوره، تمام توجّه خود را متوجّه معبودى می كند كه در حال راز و نياز با اوست و هنگام ركوع و سجود خداى متعال را براستى تنزيه و تسبيح می كند.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هنگامى كه رو به قبله نمودى، دنيا و آنچه در آن است را به فراموشى بسپار و مردم و امور مربوط به آن‏ها را از ياد ببر، قلبت را از آنچه به خود مشغول می سازد، خالى كن؛ عظمت خداوند را به ديده باطن بنگر و روزى را به يادآور كه هركس در برابر پروردگار خود می ايستد و آنچه را انجام داده است، ظاهر می كند و به سوى مولاى راستين خود باز می گردد، ايستادن در چنان روزى بر گام‏هاى ترس و اميد استوار است. پس هنگامى كه تكبير گفتى، آسمان‏ها و زمين و آنچه را ميان آن‏هاست در برابر عظمت پروردگار كوچك و حقير شمار! پس آن گاه خداى تعالى بر قلب بنده خود آگاه می شود، در حالی كه بنده با لفظ خدا را بزرگ می شمارد، اما در قلبش از حقيقت تكبير رويگردان است، خداوند می فرمايد: اى دروغگو! آيا مرا فريب می دهى؟ به عزّت و جلالم سوگند كه تو را از شيرينى يادم محروم می سازم و از مقام قرب و لذّت مناجاتم دور می كنم. بدان‏كه او به تعظيم و كرنش تو محتاج نيست و از عبادت و دعاى تو بی نياز است و دعاى تو وسيله اى است كه از فضل و رحمت او به تو رسيده تا به واسطه آن، از عقوبت او دور شوى و به رحمت و بخشش او نايل گردى.»2

____________________
پی نوشت:

1. المحجة البيضاء، ص 365- 264
2. بحارالانوار، ج 84، ص 230


منبع: اسلام آیین رستگاری، آیت الله حسین مظاهری
 

افزودن دیدگاه جدید