منوی اصلی

قرآن در احادیث

قرآن در احادیث

1 ـ تميز كردن دهان
2 ـ پناه بردن به خدا
3 ـ ترتيل (روشن و شمرده خواندن)
4 ـ تدبّر
5 ـ خشوع

قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ وقتى به ايشان گفته شد: بزودى امّت تو گرفتار فتنه خواهد شد، [در جواب اين پريش كه :] راه خلاص از آن چيست؟ ـ فرمود :

كتابُ اللّه ِ العَزيزُ ، الذي لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ و لا مِن خَلفِهِ ، تَنزيلٌ مِن حَكيمٍ حَميدٍ ، مَنِ ابتَغَى العِلمَ في غَيرِهِ أضَلَّهُ اللّه ُ .
كتاب گرامى خدا، همان كه باطل نه از پيش و نه از پس بدو راه نيابد، فرود آمده [و ]از سوى حكيمى ستوده است. هر كه علم را در جز قرآن بجويد، خداوند گمراهش كند.

( تفسير العيّاشيّ : ۱/۶/۱۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنّ القرآنَ لَيُصَدِّقُ بَعضُهُ بَعضا ، فلا تُكذِّبوا بَعضَهُ بِبَعضٍ .
 قرآن، قسمتى از آن قسمت ديگرش را تصديق مى كند. پس، شما برخى از آن را به وسيله برخى ديگرش، تكذيب نكنيد (نگوييد اين آيه با فلان آيه نمى خواند و ناسازگار است).

( كنز العمّال : ۲۸۶۱ )

امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در خطبه اى فرمود :

خَطَبَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلاّ لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ . أيُّها الناسُ ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ ، و إنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ ، و قد رَأيتُمُ اللَّيلَ و النَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ ، و يُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ ، و يَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِفقالَ المِقدادُ : يا نَبِيَّ اللّه ِ ، ما الهُدنَةُ ؟ قالَ : بَلاءٌ و انقِطاعٌ ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ ،و ماحِلٌ مُصدَّقٌ ، و مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ ، و مَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ ، و هو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ ، و هو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ ، لَهُ ظَهرٌ و بَطنٌ ، فظاهِرُهُ حِكَمٌ ، و باطِنُهُ عِلمٌ ، عَميقٌ بَحرُهُ لا تُحصى عَجائبُهُ، و لا يَشبَعُ مِنهُ عُلَماؤهُ ، و هو حَبلُ اللّه ِ المَتينُ ، و هُو الصِّراطُ المُستَقيمُ ··· فيهِ مَصابيحُ الهُدى ، و مَنارُ الحِكمَةِ ، و دالٌّ علَى الحُجَّةِ .

 در زيستن خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش و صلح هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر و عده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور و درازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد
مقداد عرض كرد: اى پيامبر خدا! آرامش و صلح يعنى چه؟ فرمود: [دنيا، سراى ]آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد. كه آن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فراپيش خود قرار دهد، او را به سوى بهشت كشاند و هركه پشت سرش اندازد، او را به دوزخ كشاند. قرآن راهنماى به سوى بهترين راه است. جدا كننده [ميان حق و باطل] است و شوخى نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش حكم و دستور است و باطنش دانشى ژرف. شگفتيهاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن سير نمى شوند. قرآن ريسمان محكم خداست، قرآن راه راست است··· در قرآن است چراغهاى هدايت و پرتوگاههاى حكمت و قرآن راهنماى به حجّت و برهان است.

( كنز العمّال : ۴۰۲۷ )

امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در خطبه اى فرمود :

أيّها الناسُ ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ ، و أنتُم على ظَهرِ سَفَرٍ ، و السَّيرُ بِكُم سَريعٌ ، فقد رَأيتُم اللَّيلَ و النَّهارَ و الشَّمسَ و القَمرَ يُبلِينَ كُلَّ جَديدٍ و يُقَرِّبنَ كُلَّ بَعيدٍ و يَأتِينَ بكُلِّ مَوعِدٍ و وَعيدٍ ، فَأعِدُّوا الجهازَ لبُعدِ المَفازِفقامَ المِقدادُ بنُ لأسوَدِ الكنِديُّ رضى الله عنه فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ ، فما تَأمُرُنا نَعمَلُ ؟ فقالَ : إنّها دارُ بَلاءٍ و ابتِلاءٍ و انقِطاعٍ و فَناءٍ ، فإذا التَبَسَت علَيكُمُ الاُمورُ كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ و ماحِلٌ مُصَدَّقٌ ، مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنّةِ، و مَن جَعَلَهُ خَلفَهُ ساقَهُ إلَى النارِ ، و هُو الدليلُ يَدُلُّ علَى السَّبيلِ ، و هو كتابُ تَفصيلٍ و بَيانٍ و تَحصيلٍ ، هُو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ ، و لَهُ ظَهرٌ و بَطنٌ ، فظاهِرُهُ حُكمُ اللّه ِ و باطِنُهُ عِلمُ اللّه ِ تعالى ، فظاهِرُهُ وَثيقٌ ، و باطِنُهُ (عَميقٌ) لَهُ تُخومٌ ، و على تُخومِهِ تُخومٌ ، لا تُحصى عَجائبُهُ و لا تُبلى غرائبُهُ ، فيهِ مَصابيحُ الهُدى و مَنارُ الحِكمَةِ ، و دليلٌ علَى المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ النَّصَفَةَ ، فَلْيَرعَ رجُلٌ بَصَرُهُ ، و لْيَبلُغِ النَّصَفةَ نَظرُهُ ، يَنجو مِن عَطَبٍ .حديث و يَتَخَلَّصْ مِن نَشَبٍ .حديث ، فإنّ التَّفكُّرَ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ ، كما يَمشي المُستَنيرُ (في الظُّلُماتٍ) ، و النورُ يُحِسنُ التَّخلُّصَ و يُقِلُّ التَّربُّصَ .
 اى مردم! شما در زمان صلح و آرامش هستيد و بر مركب سفر سواريد و شتابان شما را به پيش مى برد. شاهد بوده ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى رسانند. پس، براى پيمودن اين صحراى دور و دراز زاد و توشه فراهم آوريد مقداد بن اسود كندى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا! مى فرماييد چه كنيم؟ فرمود: دنيا سراى بلا و ابتلا و به سر آمدن و نيست شدن است. پس، هر گاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد، به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه قرآن را فراپيشِ خود قرار دهد، او را به سوى بهشت كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد، به سوى دوزخش كشاند. قرآن رهنمايى است كه راه را نشان مى دهد، قرآن كتاب تفصيل و روشنگرى و تحصيل [حقايق ]است. جدا كننده ميان حق و باطل است و بردار نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش حكم و دستور خداست و باطنش علم خداوند متعال. پس، ظاهر آن محكم و استوار است و باطنش ژرفايى دارد و ژرفايش ژرفا دارد. شگفتيهايش بى شمار است و عجايب و غرايبش كهنه و تمام نمى شود. چراغهاى هدايت و پرتوگاههاى حكمت در قرآن است. براى كسى كه انصاف داشته باشد راهنماى به سوى معرفت و شناخت است. پس، بايد آدمى دقّت نظر كند و انصاف را پيش چشمش آرد، تا از هلاكت رهايى يابد و از تنگنا به در آيد؛ زيرا كه انديشيدن، مايه حيات دلِ شخص بينا و با بصيرت است، همچنان كه آدمى [مسلّح] به نور چراغ در تاريكيها راه مى پيمايد و نيكو مى رهد و كم [در شبهات و تاريكيها ]منتظر مى ماند.

(  النوادر للراوندي : ۱۴۳/۱۹۷ )

امام على عليه السلام ـ در وصف قرآن كريم ـ فرمود :

جَعَلَهُ اللّه ُ ريّا لِعَطَشِ العُلَماءِ ، و رَبيعا لِقُلوبِ الفُقَهاءِ ، و مَحاجَّ لِطُرُقِ الصُّلَحاءِ، و دَواءً ليسَ بَعدَهُ داءٌ ، و نورا ليسَ مَعهُ ظُلمَةٌ .
خداوند، قرآن را مايه فرونشاندن عطش دانشمندان و بهار دلهاى فهميدگان و شاهراه درستكاران قرار داد و دارويى كه با وجود آن ديگر دردى باقى نمى ماند و نورى كه با آن ظلمتى همراه نيست.

( نهج البلاغة :الخطبة ۱۹۸ )

امام على عليه السلام :

 اعلَمُوا أنَّ هذا القرآنَ هُو الناصِحُ الذي لا يَغُشُّ ، و الهادي الذي لا يُضِلُّ،و المُحَدِّثُ الذي لا يَكذِبُ ، و ما جالَسَ هذا القرآنَ أحَدٌ إلاّ قامَ عَنهُ بزيادَةٍ أو نُقصانٍ ، زيادَةٍ في هُدىً ، أو نُقصانٍ مِن عَمىً
بدانيد كه اين قرآن مشاورى است كه خيانت نمى ورزد و راهنمايى است كه گمراه نمى كند و گوينده اى است كه دروغ نمى گويد. هيچ كس با اين قرآن ننشست، مگر اين كه با افزايشى يا كاهشى از نزد آن برخاست: افزايش در هدايت يا كاهش در كورى و گمراهى.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

امام على عليه السلام :

إنّ اللّه َ سبحانَهُ لم يَعِظْ أحَدا بِمِثلِ هذا القرآنِ ، فإنَّهُ حَبلُ اللّه ِ المَتينُ و سَبَبُهُ الأمينُ ، و فيهِ رَبيعُ القَلبِ، و يَنابيعُ العِلمِ ، و ما للقَلبِ جَلاءٌ غَيرُهُ .
 خداوند سبحان، هيچ كس را به چيزى مانند اين قرآن اندرز نداده است؛ زيرا قرآن ريسمان محكم خدا و دستاويز مطمئن اوست. در اين قرآن بهار دل است و چشمه هاى دانش و براى صيقل دادن دل، چيزى جز آن وجود ندارد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

امام على عليه السلام :

فالقرآنُ آمِرٌ زاجِرٌ، و صامِتٌ ناطِقٌ ، حُجَّةُ اللّه ِ على خَلقِهِ ، أخَذَ علَيهِ ميثاقَهُم ، و ارتَهَنَ علَيهِم أنفُسَهُم .
قرآن فرمان دهنده اى است باز دارنده و خاموشى است گويا. حجّت خدا بر خلق اوست، از آنان نسبت به [عمل به ]قرآن پيمان گرفت و جانشان را گروگان آن كرد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۸۳ )

امام على عليه السلام :

أفضَلُ الذِّكرِ القرآنُ ، بهِ تُشرَحُ الصُّدورُ ، و تَستَنيرُ السَّرائرُ .
بهترين ذكر (سخن) قرآن است؛ با قرآن است كه سينه ها فراخ مى شود و درونها نورانى مى گردد.

( غرر الحكم : ۳۲۵۵ )

امام على عليه السلام :

فَتَجلّى لَهُم سبحانَهُ في كتابِهِ مِن غَيرِ أن يَكُونوا رَأوهُ بما أراهُم مِن قُدرَتِهِ .
خداوند سبحان، قدرت خويش را در كتابش نمايان ساخت و بدين سان خويشتن را به بندگانش، بى آن كه او را ببينند، نشان داد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۴۷ )

امام على عليه السلام :

القرآنُ أفضَلُ الهِدايَتَينِ .
قرآن، برترين دو هدايت است.

( غرر الحكم : ۱۶۶۴ )

امام على عليه السلام :

 اللّه َ اللّه َ في القرآنِ ، لا يَسبِقُكُم بالعَمَلِ بهِ غَيرُكُم .
 خدا را! خدا را! درباره قرآن، مبادا ديگران با عمل به آن، بر شما پيشى گيرند.

( نهج البلاغة : الكتاب ۴۷)

امام على عليه السلام :

كتابُ اللّه ِ تُبصِرُونَ بهِ ، و تَنطِقُونَ بهِ ، و تَسمَعُونَ بهِ ، و يَنطِقُ بَعضُهُ بِبَعضٍ ، و يَشهَدُ بَعضُهُ على بَعضٍ ، و لا يَختَلِفُ في اللّه ِ ، و لا يُخالِفُ بِصاحِبِهِ عنِ اللّه ِ .
اين كتاب خداست كه با آن مى بينيد و مى گوييد و مى شنويد و قسمتى از آن، قسمت ديگرش را، گويا مى سازد و برخى از آن، بر برخى ديگر گواهى مى دهد و درباره خدا اختلافى ندارد و پيرو خود را از خدا، جدا نمى سازد.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۳۳ )

تفسير العيّاشى ـ به نقل از حارث اَعوَر ـ :

دَخَلتُ على أميرِ المؤمنينَ عليِّ بنِ أبي طالبٍ عليه السلام ، فقلتُ : يا أميرَ المؤمنينَ ، إنّا إذا كُنّا عِندَكَ سَمِعنا الذي نَسُدُّ (نَشُدُّ) بهِ دِينَنا ، و إذا خَرَجنا مِن عندِكَ سَمِعنا أشياءَ مُختَلِفَةً مَغموسَةً ، لا نَدرِي ما هِي ؟ قالَ : أ وَ قَد فَعَلوها ؟! قلتُ : نَعَم . قالَ : سَمِعتُ رسولَ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يقولُ : أتاني جَبرَئيلُ فقالَ : يا محمّدُ ؛ سَيَكُونُ في اُمَّتِكَ فِتنَةٌ . قلتُ : فما المَخرَجُ مِنها ؟ فقالَ : كتابُ اللّه ِ ، فيهِ بَيانُ ما قَبلَكُم مِن خَبرٍ ، و خَبرُ ما بَعدَكُم ، و حُكمُ ما بَينَكُم .
خدمت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام رسيدم و عرض كردم: اى امير المؤمنين! ما وقتى در حضور شما هستيم، سخنانى مى شنويم كه با آنها دين خود را استوار مى گردانيم. اما وقتى از خدمت شما مى رويم، مطالب گوناگون تاريكى مى شنويم كه نمى دانيم چيستند [و با سخنان شبهه انگيزى رو به رو مى شويم]. حضرت فرمود: اين حرفها را مى زنند؟ عرض كردم: آرى. فرمود: شنيدم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: اى محمّد! بزودى در ميان امّتت فتنه اى پديد خواهد آمد. من گفتم: راه نجات از آن، چيست؟ گفت: كتاب خدا، كه در آن خبرهاى پيش از شما و بعد از شما و حكم آنچه ميان شماست بيان شده است.

( تفسير العيّاشي : ۱/۳/۲ )

امام زين العابدين عليه السلام :

لو ماتَ مَن بَينَ المَشرِقِ و المَغرِبِ لَما استَوحَشتُ بعدَ أن يكونَ القرآنُ مَعي .
 اگر همه مردم از شرق تا غرب عالم بميرند، با وجود قرآن در كنار من، هرگز احساس وحشت و تنهايى نكنم.

( الكافي : ۲/۶۰۲/۱۳ )

امام صادق عليه السلام :

مَن لم يَعرِف الحَقَّ مِن القرآنِ لم يَتَنَكَّبِ الفِتَنَ .
كسى كه حقيقت را از طريق قرآن نشناسد، از [گزند] فتنه ها بر كنار نماند.

( المحاسن : ۱/۳۴۱/۷۰۲ )

 

قرآن، پيشوا و رحمت است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

علَيكُم بالقرآنِ، فاتَّخِذُوهُ إماما و قائدا .
بر شما باد قرآن، آن را پيشوا و راهبر خود كنيد.

( كنز العمّال : ۴۰۲۹ )

امام على عليه السلام :

إنّه سَيأتي علَيكُم مِن بَعدي زَمانٌ ليسَ فيهِ شيءٌ أخفى مِن الحقِّ ، و لا أظهَرَ مِن الباطِلِ ··· فالكتابُ و أهلُهُ في ذلكَ الزَّمانِ في الناسِ و لَيسا فيهِم ، و مَعَهُم و ليسا مَعَهُم ، لأنَّ الضَّلالَةَ لا تُوافِقُ الهُدى و إنِ اجتَمَعا ، فاجتَمَعَ القَومُ علَى الفُرقَةِ ، و افتَرَقُوا علَى الجَماعَةِ ، كَأنَّهُم أئمّةُ الكتابِ و ليسَ الكتابُ إمامَهُم ، فلم يَبقَ عِندَهُم مِنهُ إلاّ اسمُهُ ، و لا يَعرِفُونَ إلاّ خَطَّهُ و زَبْرَهُ .
به زودى پس از من روزگارى بر شما بيايد كه در آن روزگار چيزى نا پيداتر از حق و آشكارتر از باطل نيست··· پس، قرآن و اهل آن در آن روزگار در ميان مردم هستند ولى نيستند. با آنان هستند ولى نيستند [يعنى به ظاهر در ميان مردم به سر مى برند ؛ امّا در انديشه و كردار با مردم آن روزگار فاصله زيادى دارند ]. زيرا كه گمراهى با هدايت سازش نمى كند، هر چند در كنار هم باشند. پس مردم بر تفرقه و جدايى همداستانند و در حالى جمع اند كه پراكنده و متفرقند، گويى كه آنان پيشوايان قرآنند نه قرآن پيشواى آنان. پس، در ميان آنان از قرآن جز نامش، چيزى باقى نماند و جز خطّ و رسمش، چيز ديگرى را از آن نشناسند.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۷ )

قرآن، نيكوترين سخن است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنَّ أحسَنَ الحَديثِ كتابُ اللّه ِ ، و خَيرُ الهُدى هُدى محمّدٍ صلى الله عليه و آله ، و شَرَّ الاُمورِ مُحدَثاتُها
نيكوترين سخن، كتاب خداست و بهترين روش، روش محمّد صلى الله عليه و آله است و بدترين امور [در دين]، بدعتهاست.

( بحار الأنوار : ۷۷/۱۲۲/۲۳ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أصدَقُ القَولِ و أبلَغُ المَوعِظَةِ و أحسَنُ القَصَصِ كتابُ اللّه ِ .
 راست ترين سخن و رساترين اندرز و بهترين داستان (تاريخ)، كتاب خداست.

( كتاب من لا يحضره الفقيه : ۴/۴۰۲/۵۸۶۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

فَضلُ القرآنِ على سائرِ الكلامِ كَفَضلِ اللّه ِ على خَلقِهِ .
برترى قرآن بر ديگر سخنان، همچون برترى خدا بر خلق خود است.

( بحار الأنوار:۹۲/۱۹/۱۸)

امام على عليه السلام :

إنَّ أحسَنَ القَصصِ و أبلَغَ المَوعِظَةِ و أنفَعَ التَّذكُّرِ كتابُ اللّه ِ جلَّ و عَزَّ .
 بهترين داستان و رساترين اندرز و سودمندترين پند، كتاب خداوند عزّ و جلّ است.

( الكافي : ۸/۱۷۵/۱۹۴ )

امام على عليه السلام :

تَعَلَّمُوا كتابَ اللّه ِ تباركَ و تعالى ؛ فإنّهُ أحسَنُ الحَديثِ و أبلَغُ المَوعِظَةِ ، و تَفَقَّهُوا فيه فإنّهُ رَبيعُ القُلوبِ ، و استَشفُوا بنُورِهِ فإنّه شِفاءٌ لِما في الصُّدورِ ، و أحسِنُوا تِلاوَتَهُ فإنّهُ أحسَنُ القَصصِ
كتاب خداوند تبارك و تعالى را بياموزيد؛ زيرا كه آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و قرآن را بفهميد؛ زيرا كه آن بهار دلهاست و از نور آن شفا جوييد؛ زيرا كه آن شفابخش بيماريهاى سينه هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد؛ زيرا كه آن بهترين داستان (تاريخ) است.

( تحف العقول : ۱۵۰ )

امام على عليه السلام :

أحسِنُوا تِلاوَةَ القرآنِ فإنّهُ أنفَعُ القَصصِ ، و استَشفُوا بهِ فإنّهُ شِفاءُ الصُّدورِ .
قرآن را نيكو [و با دقّت ]تلاوت كنيد؛ زيرا كه آن، سودمندترين داستان (تاريخ) است و از آن شفا جوييد؛ زيرا كه آن شفاى سينه هاست.

( غرر الحكم : ۲۵۴۳ )

قرآن، هميشه تازگى دارد

امام على عليه السلام :

لا تُخلِقُهُ كَثرَةُ الرَّدِّ و وُلوجُ السَّمعِ .
 قرآن هر اندازه هم تكرار شود و به گوش خورد، باز كهنه نمى شود.

( نهج البلاغة:الخطبة ۱۵۶)

 

 

امام صادق عليه السلام ـ وقتى از ايشان سؤال شد: چه سرّى است كه قرآن هر چه بيشتر خوانده و بحث شود، بر تازگى و طراوت آن افزوده مى شود؟ ـ فرمود :

لأنَّ اللّه َ تباركَ و تعالى لم يَجعَلْهُ لِزمانٍ دونَ زَمانٍ ، و لا لِناسٍ دونَ ناسٍ ، فهُو في كلِّ زَمانٍ جَديدٌ ، و عِند كُلِّ قَومٍ غَضٌّ إلى يَومِ القِيامَةِ .
چون خداوند تبارك و تعالى، آن را تنها براى زمانى خاص و مردمى خاصّ قرار نداده است. از اين رو، در هر زمانى و براى هر مردمى، تا روز قيامت، تازه و با طراوت است.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۵/۸ )

امام رضا عليه السلام ـ در وصف قرآن ـ فرمود :

 هُو حَبلُ اللّه ِ المَتينُ ، و عُروَتُهُ الوُثقى ، و طَريقَتُهُ المُثلى ، المُؤدِّي إلَى الجنّةِ، و المُنجي مِن النارِ ، لا يَخلُقُ علَى الأزمِنَةِ ، و لا يَغِثُّ علَى الألسِنَةِ ، لأنّه لم يُجعَلْ لزَمانٍ دونَ زَمانٍ ، بل جُعِلَ دليلَ البُرهانِ ، و الحُجَّةَ على كُلِّ إنسانٍ ، لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ و لا مِن خَلفِهِ تَنزيلٌ مِن حَكيمٍ حَميدٍ .
قرآن ريسمان محكم خدا و دستگيره استوارترِ او و راه برتر اوست كه به بهشت مى كشاند و از آتش مى رهاند و با گذر زمانها كهنه نمى شود و زبانهاى گوناگون، آن را به انحطاط و تباهى نمى كشاند؛ چرا كه قرآن براى زمان خاصّى قرار داده نشد؛ بلكه به عنوان راهنماىِ به سوى برهان و حجّت بر هر انسانى در نظر گرفته شده است. نه از پيش رو و نه از پشت سرش باطل به آن راه نيابد، فرود آمده از سوى حكيمى ستوده است.

( عيون أخبار الرضا : ۲/۱۳۰/۹ )

قرآن، شفا دهنده بزرگترين بيماريهاست

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

القرآنُ هُو الدَّواءُ .
 قرآن، دواست.

( كنز العمّال : ۲۳۱۰ )

امام على عليه السلام :

 إنّ فيهِ شِفاءً مِن أكبَرِ الداءِ ، و هُو الكُفرُ و النِّفاقُ ، و الغَيُّ و الضَّلالُ .
در قرآن، درمان بزرگترين دردهاست: درد كفر و نفاق و تباهى و گمراهى.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

امام على عليه السلام :

علَيكُم بكتابِ اللّه ِ ؛ فإنّهُ الحَبلُ المَتينُ ، و النورُ المُبينُ ، و الشِّفاءُ النافِعُ ··· مَن قالَ بهِ صَدَقَ ، و مَن عَمِلَ بهِ سَبَقَ .
 كتاب خدا را بگيريد، كه آن ريسمان محكم و نور روشنگر و شفابخشى سودمند است··· هر كه به آن سخن گويد، راست گويد و هر كه به آن عمل كند، پيشى گيرد.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۵۶ )

امام حسن عليه السلام :

إنّ هذا القرآنَ فيهِ مَصابيحُ النُّورِ و شِفاءُ الصُّدورِ ، فَلْيَجلُ جالٍ بضَوئهِ ، و ليُلجمِ الصِّفةَ قَلبَهُ ، فإنَّ التّفكيرَ حَياةُ القَلبِ البَصيرِ كما يَمشِي المُستَنيرُ في الظُّلُماتِ بالنورِ
 براستى كه در اين قرآن، چراغهاى روشنايى [بخش] و شفاى سينه ها [از بيماريهاى دلها] است. پس، جلا دهنده، بايد كه به نور آن [ديده دل خويش را] جلا دهد و اوصاف قرآن را [به دل خويش ]پيوند زند؛ زيرا كه انديشيدن [در قرآن] مايه حيات دل شخص با بصيرت است، همچنان كه آدمى در تاريكيها، با كمك نور راه خود را مى پيمايد.

( كشف الغمّة : ۲/۱۹۹ )

قرآن، ثروتى است كه بدون آن توانگرى نباشد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

القرآنُ غِنىً ، لا غِنى دونَهُ ، و لا فَقرَ بعدَهُ .
 قرآن ثروتى است كه بدون آن توانگرى نباشد و با وجود آن فقرى نه.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۹/۱۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

القرآنُ غِنىً ، لا فَقرَ بَعدَهُ ، و لا غِنى دونَهُ .
قرآن ثروتى است كه با وجود آن فقرى، و بدون آن توانگرى اى نيست.

( كنز العمّال : ۲۳۰۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن اُعطِيَ القرآنَ فَظَنَّ أنّ أحَدا اُعطِيَ أكثَرَ ممّا اُعطيَ فقد عَظَّمَ صَغيرا و صَغَّرَ كبيرا .
 به هر كس [نعمت دانستن ]قرآن داده شود و با اين حال گمان كند كه به ديگرى نعمتى بالاتر و بيشتر از اين نعمت او داده شده است، بي گمان كوچكى را بزرگ شمرده و بزرگى را كوچك.

( معاني الأخبار : ۲۷۹ )

امام على عليه السلام :

 اعلَمُوا أنّهُ ليسَ عَلى أحَدٍ بعدَ القرآنِ مِن فاقَةٍ ، و لا لأحَدٍ قبلَ القرآنِ مِن غِنىً ، فاستَشفُوهُ مِن أدوائكُم ، و استَعينُوا بهِ على لَأوائكُم .
 بدانيد كه هيچ كس را پس از آموختن قرآن، نيازمندى اى نيست و هيچ كس را پيش از آموختن آن، توانگرى اى نيست. پس شفاى دردهاى خود را از قرآن بخواهيد و در گرفتاريهايتان، از آن كمك طلبيد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

امام صادق عليه السلام :

مَن قَرَأ القرآنَ فهُو غِنىً لا فَقرَ بَعدَهُ .
هر كه قرآن بخواند ، آن توانگرى اى است كه فقرى پس از آن نيست.

( معاني الأخبار : ۲۷۹ )

علوم و اخبار موجود در قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن أرادَ عِلمَ الأوَّلينَ و الآخِرينَ فَلْيُثَوِّرِ القرآنَ .
هر كه خواهان علم پيشينيان و آيندگان، از اول تا به آخر دنيا است، در قرآن كند و كاو كند.

( كنز العمّال : ۲۴۵۴ )

امام على عليه السلام : 

في القرآنِ نَبَأُ ما قَبلَكُم ، و خَبرُ ما بَعدَكُم ، و حُكمُ ما بينَكُم .
در قرآن، اخبار پيشينيان و اخبار آيندگان و حكم مورد نياز شما آمده است.

( نهج البلاغة : الحكمة ۳۱۳ )

 

امام على عليه السلام :

ألا إنَّ فيهِ عِلمَ ما يَأتِي، و الحَديثَ عنِ الماضِي ، و دَواءَ دائكُم ، و نَظمَ ما بينَكُم .
بدانيد كه در قرآن علوم مربوط به آينده و سخن از گذشته و داروى درد شما و آنچه مايه نظم و سامان ميان شماست، وجود دارد.

( نهج البلاغة : الخطبة۱۵۸ )

امام صادق عليه السلام :

فيهِ خَبَرُكُم و خَبرُ مَن قَبلَكُم و خَبرُ مَن بَعدَكم و خَبرُ السَّماءِ و الأرضِ ، و لَو أتاكُم مَن يُخبِرُكُم عن ذلكَ لَتَعَجَّبتُم
 اخبار مربوط به شما و پيشينيان و آيندگان شما و خبرهاى آسمانها و زمين، در اين قرآن است و اگر كسى نزد شما آيد و از آنها آگاهتان كند، بي گمان شگفت زده خواهيد شد.

( الكافي : ۲/۵۹۹/۳ )

امام صادق عليه السلام :

ما مِن أمرٍ يَختَلِفُ فيهِ اثنانِ إلاّ و لَهُ أصلٌ في كتابِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ، و لكن لا تَبلُغُهُ عُقولُ الرِّجالِ .
 هيچ موضوعى نيست كه دو نفر در آن اختلاف نظر پيدا كنند، مگر اين كه ريشه [پاسخ ]آن در كتاب خداوند عزّ و جلّ هست، اما خِردهاى مردم به آن نمى رسد.

( الكافي : ۱/۶۰/۶ )

آموختن قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

القرآنُ مَأدُبَةُ اللّه ِ، فَتَعَلَّموا مَأدُبَتَهُ ما استَطَعتُم .
 قرآن سفره ضيافت خداست. پس تا مى توانيد از ضيافت او فراگيريد.

( بحار الأنوار: ۹۲/۱۹/ ۱۸ ؛ كنز العمّال : ۲۳۵۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إن أرَدتُم عَيشَ السُّعَداءِ و مَوتَ الشُّهَداءِ و النَّجاةَ يَومَ الحَسرَةِ و الظِّلَّ يَومَ الحَرورِ و الهُدى يَومَ الضَّلالَةِ فَادرُسُوا القرآنَ ؛ فإنّهُ كلامُ الرَّحمنِ و حِرزٌ مِن الشَّيطانِ و رُجحانٌ في الميزانِ .
اگر زندگى نيكبختان و مُردن شهيدان و نجات در روز حسرت و داشتن سايه در روز سوزان و هدايت در روز گمراهى را مى خواهيد، قرآن را ياد بگيريد؛ زيرا كه قرآن، سخن خداوند مهربان و مايه حفظ از شيطان و سنگينى ترازو[ى اعمال] است.

( بحار الأنوار:۹۲/۱۹/۱۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يا مُعاذُ، إن أرَدتَ عَيشَ السُّعَداءِ و مِيتَةَ الشُّهَداءِ و النَّجاةَ يَومَ الحَشرِ و الأمنَ يَومَ الخَوفِ و النُّورَ يَومَ الظُّلُماتِ و الظِّلَّ يَومَ الحَرورِ و الرِّيَّ يَومَ العَطَشِ و الوَزنَ يَومَ الخِفَّةِ و الهُدى يَومَ الضَّلالَةِ فَادرُسِ القرآنَ ؛ فإنّهُ ذِكرُ الرَّحمنِ و حِرزٌ مِن الشَّيطانِ و رُجحانٌ في الميزانِ .
اى معاذ! اگر زندگى سعادتمندان را مى خواهى و مُردن شهيدان را و نجات در روز محشر را و امنيت در روز ترس را و روشنايى در روز تاريكيها را و سايه در روز سوزان را و سيرابى در روز تشنگى را و سنگينى در روز سبكى [ترازوى اعمال] را و هدايت در روز گمراهى را، پس قرآن را نيك بياموز؛ زيرا كه آن ياد خداوند رحمان است و نگهدارنده از شيطان و مايه سنگينى ترازوى اعمال .

(  كنز العمّال : ۲۴۳۹)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

خَيرُكُم مَن تَعَلَّمَ القرآنَ و عَلَّمَهُ .
 بهترين شما، كسى است كه قرآن را فرا گيرد و [به ديگران ]آموزش دهد.

( كنز العمّال : ۲۳۵۱)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

خَيرُكُم مَن قَرَأ القرآنَ و أقرَأهُ .
بهترين شما، كسى است كه قرآن را بخواند و خواندن آن را به ديگران ياد دهد.

( كنز العمّال : ۲۳۵۴)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

يقالُ لِصاحِبِ القرآنِ : اِقرَأ وَ ارقَ و رَتِّلْ كما كنتَ تُرَتِّلُ في دارِ الدنيا ، فإنّ مَنزِلَتَكَ عندَ آخِرِ آيَةٍ كُنتَ تَقرَؤها .
به كسى كه قرآن مى داند، گفته مى شود: بخوان و بالا رو و با ترتيل بخوان، همچنان كه در دنيا با ترتيل مى خواندى؛ زيرا منزلت و جايگاه تو در آخرين آيه اى است كه مى خوانده اى.

( كنز العمّال : ۲۳۳۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 يقالُ لصاحِبِ القرآنِ إذا دَخَلَ الجَنّةَ : اِقرَأْ وَ اصعَدْ ، فَيَقرَأُ و يَصعَدُ بكُلِّ آيَةٍ دَرَجةً حتّى يَقرَأَ آخِرَ شيءٍ مَعهُ مِنهُ .
 كسى كه قرآن مى داند، چون وارد بهشت شود به او مى گويند: «بخوان و بالا رو» و او مى خواند و با هر آيه اى يك درجه [در بهشت ]صعود مى كند، تا آن كه آخرين آيه اى را كه از قرآن مى داند مى خواند.

( كنز العمّال : ۲۳۳۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

علَيكُم بتَعَلُّمِ القرآنِ و كَثرَةِ تِلاوَتِهِ .
 بر شما باد آموختن قرآن و بسيار خواندن آن.

( كنز العمّال : ۲۳۶۸ )

امام على عليه السلام :

تَعَلَّمُوا القرآنَ فإنّهُ أحسَنُ الحَديثِ ، و تَفَقَّهوا فيهِ فإنّهُ رَبيعُ القُلوبِ ، و استَشفُوا بنورِهِ فإنّهُ شِفاءُ الصُّدورِ، و أحسِنوا تِلاوَتَهُ فإنّهُ أنفَعُ القَصصِ .
 قرآن را بياموزيد، كه آن نيكوترين سخن است. در آن انديشه كنيد، كه آن بهار دلهاست. از نورش شفا جوييد، كه آن شفابخش سينه هاست و نيكو [و با دقّت ]بخوانيدش؛ زيرا كه آن سودمندترين داستان (تاريخ) است.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۱۰ )

امام على عليه السلام ـ هنگام شنيدن صداى ياران خود در مسجد كه به خواندن قرآن بلند بود ـ فرمود :

طوبى لهؤلاءِ، كانوا أحَبَّ الناسِ إلى رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله .
خوشا به حالشان، اينان محبوبترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند.

( كنز العمّال : ۴۰۲۵ )

امام صادق عليه السلام :

يَنبَغي للمؤمنِ أن لا يَموتَ حتّى يَتَعَلَّمَ القرآنَ ، أو يكونَ في تَعَلُّمِهِ .
 سزاوار است كه مؤمن پيش از آن كه بميرد، قرآن را بياموزد يا در حال آموختن آن بميرد.

( الدعوات : ۲۲۰/۶۰۰ )

امام صادق عليه السلام :

 مَن ماتَ مِن أولِيائنا و شيعَتِنا و لم يُحسِنِ القرآنَ عُلِّمَ في قَبرِهِ لِيَرفَعَ اللّه ُ فيهِ دَرَجَتَهُ ، فإنَّ دَرَجاتِ الجَنَّةِ على قَدرِ عَدَدِ آياتِ القرآنِ فيقالُ لقارِئ القرآنِ : اِقرَأْ و َارْقَ .
هر كس از دوستان و شيعيان ما كه بميرد و قرآن را خوب بلد نباشد، در قبرش قرآن به او آموخته شود تا خداوند به سبب آن درجه اش را بالا برد؛ زيرا درجات بهشت به اندازه شمار آيات قرآن است. پس به قرآن خوان گفته شود: بخوان و بالا رو.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۸۸/۱۰ )

ثواب آموزش دادن قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن عَلَّمَ رجُلاً القرآنَ فهُو مَولاهُ ، لا يَخذُلُهُ و لا يَستَأثِرُ علَيهِ .
هر كس به مردى قرآن بياموزد، مولاى اوست و آن مرد نبايد او را تنها و بى يار گذارد و خود را بر وى ترجيح دهد.

( كنز العمّال : ۲۳۸۲ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 مَن عَلَّمَ عَبدا آيَةً مِن كتابِ اللّه ِ فهُو مَولاهُ ، لا يَنبَغي لَهُ أن يَخذُلَهُ و لا يَستَأثِرَ علَيهِ، فإن هُو فَعَلَهُ قَصَمَ عُروَةً مِن عُرَى الإسلامِ
 هر كس آيه اى از كتاب خدا را به بنده اى بياموزد، مولاى اوست و شايسته نيست كه آن بنده، او را تنها و بى ياور گذارد و خود را بر او ترجيح دهد؛ كه اگر چنين كند، حلقه اى از حلقه هاى اسلام را پاره كرده است.

كنز العمّال : ۲۳۸۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 ما اجتَمَعَ قَومٌ في بَيتٍ مِن بُيوتِ اللّه ِ يَتلُونَ كتابَ اللّه ِ و يَتَدارَسُونَهُ بينَهُم إلاّ نَزَلَت علَيهِمُ السَّكينَةُ ، و غَشِيَتهُمُ الرَّحمَةُ ، و حَفَّتهُمُ الملائكةُ ، و ذَكَرَهُمُ اللّه ُ فيمَن عِندَهُ .
 هيچ گروهى در خانه اى از خانه هاى خدا براى تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند، مگر اين كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فرايشان گرفت و فرشتگان آنان را در ميان گرفتند و خداوند در ميان كسانى كه نزدش هستند، از آنان ياد كرد.

( كنز العمّال : ۲۳۲۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 ألا مَن تَعَلَّمَ القرآنَ و عَلَّمَهُ و عَمِلَ بما فيهِ فأنا لَهُ سائقٌ إلَى الجَنّةِ و دَليلٌ إلَى الجنّةِ .
بدانيد كه هر كس قرآن را بياموزد و به ديگران آموزش دهد و به آنچه در آن است عمل كند، من او را به سوى بهشت جلو مى رانم و راهنماى او به سوى بهشت هستم.

( .كنز العمّال : ۲۳۷۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن عَلَّمَ وَلَدا لَهُ القرآنَ قَلَّدَهُ اللّه ُ قِلادَةً يُعجَبُ مِنها الأوَّلونَ و الآخِرونَ يَومَ القِيامَةِ .
هر كس به فرزند خود قرآن را آموزش دهد، خداوند گردنبندى به گردن او آويزد كه در روز قيامت همگان از آن شگفت زده شوند.

( كنز العمّال : ۲۳۸۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأ القرآنَ قَبلَ أن يَحتَلِمَ فَقَد اُوتِيَ الحُكمَ صَبّيا .
هر كس پيش از بلوغ قرآن بخواند، در كودكى به او حكمت داده شده است.

( كنز العمّال : ۲۴۵۲ )

امام على عليه السلام :

حَقُّ الوَلَدِ علَى الوالِدِ أن يُحَسِّنَ اسمَهُ ، و يُحسِّنَ أدَبَهُ ، و يُعَلِّمَهُ القرآنَ .
 از جمله حقوق فرزند بر پدر، اين است كه نامى نيكو بر او بنهد و نيكو تربيتش كند و قرآن را به او بياموزد.

( نهج البلاغة : الحكمة ۳۹۹ )

ترغيب به حفظ كردن قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن أعطاهُ اللّه ُ حِفظَ كتابِهِ فَظَنَّ أنَّ أحَدا اُعطيَ أفضَلَ مِمّا اُعطيَ فقد غَمَطَ أفضَلَ النِّعمَةِ
هر كس كه خدا نعمت حفظ كتاب خود را به او عطا كند و آن كس گمان كند كه به ديگران نعمتى بزرگتر از اين نعمت او داده شده است، بي گمان نسبت به بزرگترين نعمت تحقير و ناسپاسى روا داشته است.

( كنز العمّال : ۲۳۱۷)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا تَغُرَّنَّكُم هذهِ المَصاحِفُ المُعَلَّقَةُ ، إنَّ اللّه َ تعالى لا يُعَذِّبُ قَلبا وَعَى القرآنَ .
 اين مصحفهاى آويزان، شما را گول نزند. خداوند متعال قلبى را كه جايگاه قرآن باشد، عذاب نمى كند.

( كنز العمّال : ۲۴۰۰ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ الذي ليسَ في جَوفِهِ شيءٌ من القرآنِ كالبَيتِ الخَرِبِ .
كسى كه در اندرونش چيزى از قرآن نيست، همانند خانه اى ويران است.

( كنز العمّال : ۲۴۷۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به على عليه السلام ـ فرمود :

اُعَلِّمُكَ دُعاءً لا تَنسَى القرآنَ ، قُلْ : اللّهُمَّ ارحَمْني بتَركِ مَعاصِيكَ أبدا ما أبقَيتَني ، وَ ارحَمْني مِن تَكَلُّفِ ما لا يَعنِيني ، و ارزُقْني حُسنَ النَّظَرِ فيما يُرضِيكَ ، و ألزِمْ قَلبي حِفظَ كتابِكَ كما عَلَّمتَني ، و ارزُقْني أن أتلُوَهُ علَى النَّحوِ الذي يُرضيكَ عَنِّي . اللّهُمّ نَوِّرْ بكتابِكَ بَصَري ، و اشرَحْ بهِ صَدري ، و أطلِقْ بهِ لِساني ، و استَعمِلْ بهِ بَدَني ، و قَوِّني بهِ على ذلكَ ، و أعِنِّي علَيهِ ، إنّهُ لا يُعينُ علَيهِ إلاّ أنتَ ، لا إله إلاّ أنتَ .
دعايى به تو مى آموزم كه قرآن را فراموش نكنى. بگو: بار خدايا! به من رحمت آر كه تا زنده هستم، هيچ گاه نافرمانى تو نكنم و به من رحمت آر كه در چيزهاى بيهوده، به زحمت نيفتم و نيك انديشى در آنچه تو را خشنود مى كند، روزيم فرما و حفظ كردن كتابت را آن گونه كه به من آموختى با قلبم ملازم و همراه گردان و تلاوت آن را به گونه اى كه تو را از من خشنود گرداند، روزيم فرما. بار خدايا! به وسيله كتابت ديده [بصيرت] مرا روشن گردان و سينه ام را فراخ ساز و زبانم را باز و گويا كن و پيكرم را در راه آن به كار گير و در اين باره با قرآن نيرويم بخش و بر آن كمكم فرما، كه در اين زمينه جز تو كسى كمك نكند. معبودى جز تو نيست.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۰۸/۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در دعاى خود ـ گفت :

 اللّهُمّ ارحَمْني بتَركِ مَعاصِيكَ أبَدا ما أبقَيتَني ، و ارزُقْني حُسنَ النَّظرِ فيما يُرضِيكَ عَنّي ، و ألزِمْ قَلبي حِفظَ كتابِكَ كما عَلَّمتَني، و اجعَلْني أتلُوهُ علَى النَّحوِ الذي يُرضِيكَ عَنّي . اللّهُمّ نَوِّرْ بكتابِكَ بَصَرِي ، و اشرَحْ بهِ صَدري، و فَرِّحْ بهِ قَلبي ، و أطلِقْ بهِ لِساني ، و استَعمِلْ بهِ بَدَني ، و قَوِّني على ذلكَ ، فإنّهُ لا حَولَ و لا قُوّةَ إلاّ بكَ
بار خدايا! به من رحمت آر كه تا زنده هستم، هيچگاه نافرمانى تو نكنم و نيك انديشى در هر آنچه تو را خشنود مى سازد، روزيم فرما و حفظ كردن كتابت را بدان گونه كه به من آموختى، با دلم ملازم و همراه گردان و چنان كن كه قرآن را آن گونه كه تو را از من خشنود مى گرداند، تلاوت كنم. بار خدايا! ديده [بصيرت ]مرا به كتابت روشن نما و به وسيله آن سينه ام را فراخ گردان و دلم را با آن شاد ساز و زبانم را به آن باز و گويا كن، بدنم را در راه آن به كار گير و در اين زمينه نيرويم بخش؛ زيرا كه هيچ حركت و قدرتى جز به وسيله تو نيست.

( قرب الإسناد : ۵/۱۶ )

امام صادق عليه السلام :

الحافِظُ للقرآنِ العامِلُ بهِ مَع السَّفَرَةِ الكِرامِ البَرَرَةِ .
 حافظ قرآن كه به آن عمل كند، همراه فرشتگان پيغام آور ارجمند و نيكوكار است.

( الكافي : ۲/۶۰۳/۲ )

تشويق به مرور كردن قرآن در ذهن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

تَعاهَدُوا هذا القرآنَ ؛ فإنّهُ وَحشِيٌّ فلَهُو أسرَعُ تَفَصِّيا مِن صُدورِ الرِّجالِ مِن الإبلِ مِن عُقُلِها ، و لا يَقولَنَّ أحَدُكُم : نَسِيتُ آيةَ كَيتَ و كَيتَ ، بل نُسِّيَ .
 از اين قرآن نگهدارى كنيد؛ زيرا كه قرآن فرّار است و از اين رو از سينه هاى مردان زودتر مى گريزد تا شتر از زانو بندش، و هيچ گاه كسى از شما نگويد فلان و بهمان آيه را از ياد برده ام، بلكه از ياد[ش ]بُرده شده است.

( كنز العمّال : ۲۸۵۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

بِئسَما لأِحدِكُم أن يَقولَ نَسِيتُ آيَةً كَيتَ و كَيتَ ، بَل هو نُسِّيَ . استَذكِرُوا القرآنَ ، فوالذي نَفسي بيَدِهِ لَهُو أشَدُّ تَفَصِّيا مِن صُدورِ الرِّجالِ مِن النَّعَمِ مِن عُقُلِها .
 خوب نيست كه فردى از شما بگويد فلان و بهمان آيه را از ياد بردم، [چنين نيست ]بلكه از ياد[ش ]برده شده است. قرآن را [در ذهن خود مرور و ]يادآورى كنيد؛ زيرا سوگند به آن كه جانم در دست اوست، قرآن از سينه هاى مردان زودتر مى رهد تا شتر از زانو بندش.

( كنز العمّال : ۲۸۴۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَثَلُ القرآنِ إذا عاهَدَ علَيهِ صاحِبُهُ فَقَرَأهُ بالليلِ و النهارِ كَمَثَلِ رجُلٍ لَهُ إبِلٌ فإن عَقَلَها حَفِظَها ، و إن أطلَقَ عِقالَها ذَهَبَت ، فكذلكَ القرآنُ .
حكايت قرآن، هر گاه كه حافظِ آن شب و روز قرآن را بخواند و بدين وسيله آن را [در ذهن خود ]نگه دارد، حكايت مردى است كه شترى دارد؛ اگر زانوى آن را ببندد نگهش مى دارد و اگر زانو بندش را باز كند، شتر مى رود. قرآن نيز چنين است.

( كنز العمّال : ۲۸۵۴ )

امام صادق عليه السلام :

مَن نَسِيَ سُورَةً مِن القرآنِ مُثِّلَت لَهُ في صُورَةٍ حَسَنةٍ و دَرَجةٍ رَفيعَةٍ ، فإذا رَآها قالَ : من أنتِ ؟ ما أحسَنَكِ ! لَيتَكِ لي ! فتقولُ : أ ما تَعرِفُني ؟ أنا سُورَةُ كذا و كذا ، لو لم تَنسَني لَرَفَعتُكَ إلى هذا المَكانِ
هر كس سوره اى از قرآن را فراموش كند، آن سوره [در بهشت ]به صورتى زيبا و درجه اى رفيع در برابرش مجسم مى شود و چون او را ببيند، گويد: تو كيستى؟ چقدر زيبايى! كاش از آنِ من بودى. جواب دهد: مرا نمى شناسى؟ من فلان و بهمان سوره هستم. اگر مرا فراموش نكرده بودى، تو را به اين مكان بالا مى آوردم.

( ثواب الأعمال : ۲۸۳/۱ )

پاداش قرآن دانان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَمَلةُ القرآنِ هُمُ المَحفوفُونَ برَحمَةِ اللّه ِ ، المَلبوسونَ بنُورِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ
 اين قرآن دانان هستند كه در رحمت خدا قرار دارند و پوشيده در نور او.

( جامع الأخبار : ۱۱۵/۲۰۲ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَمَلةُ القرآنِ عُرَفاءُ أهلِ الجَنّةِ يَومَ القِيامَةِ .
قرآن دانان در روز قيامت رؤساى [قبيله ]بهشتيانند.

( كنز العمّال : ۲۲۸۹ ، ۲۲۸۸ ، ۲۲۹۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَمَلةُ القرآنِ عُرَفاءُ أهلِ الجَنّةِ ، و المُجاهِدونَ في سَبيلِ اللّه ِ قُوّادُها ، و الرُّسُلُ سادَةُ أهلِ الجَنّةِ .
قرآن دانان، رؤساى [قبيله ]بهشتيان و مجاهدانِ در راه خدا، سردارانِ بهشت و پيامبران، سروران اهل بهشت هستند.

( الجعفريّات : ۷۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 أشرافُ اُمّتي حَمَلَةُ القرآنِ و أصحابُ الليلِ .
 اشراف و بزرگان امّت من قرآن دانان و شب زنده داران هستند.

( الخصال : ۷/۲۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ هنگام خاكسپارى شهداى اُحد ـ فرمود :

 انظُرُوا أكثَرَهُم جَمعا للقرآنِ فاجعَلُوهُ أمامَ صاحِبِهِ في القَبرِ .
 ببينيد، كدام يك از آنها قرآن را بيشتر جمع آورى كرده است، آنها را در قبرش پيش روى او قرار دهيد.

( كنز العمّال : ۲۹۸۹۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن جَمَعَ القرآنَ مَتَّعَهُ اللّه ُ بعَقلِهِ حتّى يَموتَ .
 هر كه قرآن را جمع آورى كند، خداوند او را از تا زمانى كه بميرد از خردش بهره مند سازد.

( كنز العمّال : ۲۳۱۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حامِلُ القرآنِ حامِلُ رايَةِ الإسلامِ ، مَن أكرَمَهُ فقد أكرَمَ اللّه َ ، و مَن أهانَهُ فعلَيهِ لَعنَةُ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ .
 قرآن دان، پرچمدار اسلام است. هر كه او را گرامى دارد، بي گمان خدا را گرامى داشته است و هر كه او را خوار شمارد، لعنت خداوند عزّ و جلّ بر او باد.

( كنز العمّال : ۲۳۴۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَمَلةُ القرآنِ هُمُ المُعلِّمونَ كلامَ اللّه ِ ، و المُتَلَبِّسونَ بنورِ اللّه ِ ، مَن والاهُم فقد والَى اللّه َ ، و مَن عاداهُم فَقد عادَى اللّه َ
 قرآن دانان، آموزگاران كلام خدا و پوشيده در نور خدا هستند. هر كه با آنان دوستى كند، بي گمان با خدا دوستى كرده است و هر كه با آنان دشمنى ورزد، هر آينه با خدا دشمنى ورزيده است.

( كنز العمّال : ۲۳۴۵ )

كنز العمّال :

 بَعَثَ النبيُّ صلى الله عليه و آله وَفدا إلَى اليَمَنِ ، فَأمَّرَ علَيهِم أميرا مِنهُم و هُو أصغَرُهُم ، فَمَكَثَ أيّاما لم يَسِرْ ··· فقالَ لَهُ رجُلٌ: يا رسولَ اللّه ِ ، أ تُؤَمِّرُهُ علَينا و هُو أصغَرُنا ؟! فَذَكَرَ النبيُّ صلى الله عليه و آله قِراءتَهُ القرآنَ .
 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله هيئتى را به يمن فرستاد و از ميان آنها، كم سال ترين فرد را به رياستشان برگزيد. چند روزى گذشت و آن هيئت راهى نشد··· مردى به پيامبر عرض كرد: اى رسول خدا! او را كه از همه ما سنّش كمتر است، رئيس ما كرده اى؟ پيامبر [در بيان علّت اين كار ]قارى قرآن بودن او را ياد آور شد.

( كنز العمّال : ۴۰۲۰ )

امام على عليه السلام :

اِقرَؤوا القرآنَ و استَظهِرُوهُ، فإنّ اللّه َ تعالى لا يُعَذِّبُ قَلبا وِعاءَ القرآنِ .
 قرآن را بخوانيد و آن را حفظ كنيد؛ زيرا خداوند متعال دلى را كه ظرف قرآن است، عذاب نمى كند.

( جامع الأخبار : ۱۱۵/۲۰۵)

 

امام على عليه السلام :

أهلُ القرآنِ أهلُ اللّه ِ و خاصَّتُهُ .
اهل قرآن، اهل خدايند و خاصّان درگاه او.

( كنز العمّال : ۲۲۷۸ )

آنچه زيبنده قرآن دان است

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنّ أحَقَّ الناسِ بالتَّخَشُّعِ في السِّرِّ و العَلانيَةِ لَحامِلُ القرآنِ ، و إنَّ أحَقَّ الناسِ في السِّرِّ و العَلانيَةِ بالصلاةِ و الصومِ لَحامِلُ القرآنِ .
سزاوارترين مردم به خشوع داشتن نهانى و آشكار در برابر خدا، قرآن دان است. سزاوارترين مردم به نماز خواندن و روزه گرفتن در آشكار و نهان، قرآن دان است.

( الكافي : ۲/۶۰۴/۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در آن روزى به ميان مردم آمد و با صداى بلند فرياد زد ـ فرمود : 

 يا حاملَ القرآنِ ، اُكحُلْ عَينَيكَ بالبُكاءِ إذا ضَحِكَ البَطّالونَ ، و قُمْ بالليلِ إذا نامَ النائمونَ ، و صُم إذا أكَلَ الآكِلُونَ ، و اعفُ عَمَّن ظَلَمَكَ ، و لا تَحقِدْ فيمَن يَحقِدُ ، و لا تَجهَلْ فيمَن يَجهَلُ .
اى قرآن دان! آن گاه كه هرزگان مى خندند، تو با گريهْ ديدگان خويش را سرمه كن و شبها كه خفتگان در خوابند، تو [براى عبادت ]برخيز و آن گاه كه خورندگان مى خورند، تو روزه بدار و از كسى كه به تو ستم كرده است، در گذر و با كسى كه به تو دشمنى و كينه مى ورزد، كينه مَورز و با كسى كه نسبت به تو جاهلانه رفتار مى كند، جاهلانه رفتار مكن.

( كنز العمّال : ۴۱۹۸ )

 

آنچه زيبنده قرآن دان نيست

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا يَنبغي لِصاحِبِ القرآنِ أن يَحِدَّ مَع مَن حَدَّ ، و لا يَجهَلَ مَع مَن يَجهَلُ و في جَوفِهِ كلامُ اللّه ِ .
 براى ملازم قرآن شايسته نيست با كسى كه نسبت به او تندى كرده است، تندى كند و كسى كه در اندرونش كلام خداست، با كسى كه [نسبت به وى ]رفتار جهالت آميز مى كند، جاهلانه رفتار نمى كند.

( كنز العمّال : ۲۳۴۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ليسَ يَنبغي لِحامِلِ القرآنِ أن يَسفَهَ فِيمَن يَسفَهُ أو يَغضَبَ فيمَن يَغضَبُ ، أو يَحتَدَّ فيمن يَحتَدُّ و لكنْ يَعفُو و يَصفَحُ لِفَضلِ القرآنِ
 براى قرآن دان شايسته نيست كه در مقابل رفتار سفاهت آميز ديگران با خود، سفيهانه رفتار كند، يا بر كسى كه بر او خشم مى گيرد، خشم گيرد، يا بر كسى كه به او پرخاش مى كند، پرخاش نمايد. بلكه از بركت [وجود ]قرآن [در خود ]گذشت مى كند و مى بخشد.

( كنز العمّال : ۲۳۴۹ )

تشويق به تلاوت قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إذا أحَبَّ أحدُكُم أن يُحَدِّثَ رَبَّهُ فَلْيَقرَأْ القرآنَ .
هر گاه فردى از شما دوست داشته كه با پروردگارش سخن بگويد، قرآن بخواند.

( كنز العمّال : ۲۲۵۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

علَيكَ بقِراءةِ القرآنِ ؛ فإنّ قِراءتَهُ كَفّارةٌ للذُّنوبِ ، و سَترٌ في النارِ ، و أمانٌ مِن العذابِ .
بر تو باد خواندن قرآن؛ زيرا خواندن آن كفّاره گناهان است و پرده اى در برابر آتش و موجب ايمنى از عذاب.

( بحار الأنوار: ۹۲/۱۷/۱۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إذا قَرَأ القارئُ القرآنَ فَأخطَأَ أو لَحَنَ أو كانَ أعجَميّا كَتَبَهُ المَلَكُ كما اُنزِلَ
 هر گاه قارى، قرآن بخواند و دچار خطا يا لحن [اشتباه اِعرابى ]شود و يا قارى غير عرب باشد، فرشته ، براى او به همان صورتى كه نازل شده است بنويسد.

( كنز العمّال : ۲۲۸۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 يا بُنَيَّ ، لا تَغفُلْ عَن قِراءةِ القرآنِ ؛ فإنَّ القرآنَ يُحيِي القَلبَ ، و يَنهى عنِ الفحشاءِ و المُنكَرِ و البَغيِ .
فرزندم! از خواندن قرآن غافل مباش؛ زيرا كه قرآن دل را زنده مى كند و از فحشا و زشت كارى و ستم و گناه باز مى دارد.

( كنز العمّال : ۴۰۳۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأَ القرآنَ فَقدِ استُدرِجَ النُّبوَّةُ مِن جَنبَيهِ ، غيرَ أنّهُ لا يُوحى إلَيهِ .
كسى كه قرآن بخواند، نبوت از دو پهلويش بالا رود، منتها به او وحى نمى شود.

( كنز العمّال : ۲۳۴۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأ القرآنَ فكأنّما استُدرِجَتِ النُّبوَّةُ بينَ جَنبَيهِ ، غيرَ أنّهُ لا يُوحى إلَيهِ .
كسى كه قرآن بخواند، چنان است كه نبوّت ميان دو پهلويش بخزد، جز آن كه به او وحى نمى شود.

( كنز العمّال : ۲۳۴۹ )

كنز العمّال ـ به نقل از ابن عمر ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

 إنّ هذهِ القُلوبَ تَصدَأُ كما يَصدَأُ الحَديدُ . قيلَ : يا رسولَ اللّه ِ ، فما جَلاؤها ؟ قالَ : تِلاوَةُ القرآنِ .
 اين دلها نيز همانند آهن زنگار مى بندد. عرض شد: اى رسول خدا! صيقل دهنده دلها چيست؟ فرمود: تلاوت قرآن.

( كنز العمّال : ۲۴۴۱ )

امام على عليه السلام :

لِقاحُ الإيمانِ تِلاوَةُ القرآنِ .
 بارور شدن ايمان به تلاوت قرآن است.

(غرر الحكم : ۷۶۳۳  )

امام على عليه السلام : 

مَن أنِسَ بِتِلاوَةِ القرآنِ لم تُوحِشهُ مُفارَقَةُ الإخوانِ .
هر كه به تلاوت قرآن انس گيرد، جدايى برادران او را به تنهايى نيندازد.

( غرر الحكم : ۸۷۹۰ )

امام على عليه السلام ـ در دعاى پس از ختم قرآنش ـ گفت : 

اللّهُمّ اشرَحْ بالقرآنِ صَدرِي ، و استعمِلْ بالقرآنِ بَدَني ، و نَوِّرْ بالقرآنِ بَصَري ، و أطلِقْ بالقرآنِ لِساني ، و أعِنِّي علَيهِ ما أبقَيتَنِي ، فإنّهُ لا حَولَ و لا قُوّةَ إلاّ بكَ .
بار خدايا! سينه ام را با قرآن فراخ گردان و بدنم را با [احكام ]قرآن به كار گير و ديده ام را با قرآن روشنايى بخش و زبانم را با قرآن باز و گويا كن و تا زنده ام مرا براى عمل به قرآن يارى فرما، كه حركت و قدرتى جز به وسيله تو نيست.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۰۹/۶ )

خواندن قرآن با صوت خوش

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ حُسنَ الصَّوتِ زينَةٌ للقرآنِ .
 صوت خوش، زيور قرآن است.

( بحار الأنوار:۹۲/۱۹۰/۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لِكلِّ شيءٍ حِليَةٌ و حِليَةُ القرآنِ الصَّوتُ الحَسَنُ .
 هر چيزى زيورى دارد و زيور قرآن صوت خوش است.

( كنز العمّال : ۲۷۶۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

زَيِّنُوا القرآنَ بأصواتِكُم .
قرآن را با صداهاى [خوش ]خود، زينت بخشيد.

( بحار الأنوار:۹۲/۱۹۰/۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به اين سؤال كه چه كسى قرآن را از همه خوشتر مى خواند ـ فرمود :

مَن إذا سَمِعتَ قِراءَتَهُ رَأيتَ أنّهُ يَخشَى اللّه َ .
 كسى كه هر گاه قرآن خواندن او را بشنوى، ترس و خشيت از خدا را در او ببينى.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۹۵/۱۰ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنَّ مِن أحسَنِ الناسِ صَوتا بالقرآنِ الذي إذا سَمِعتُمُوهُ يَقرَأُ حَسِبتُموهُ يَخشَى اللّه َ .
 از جمله خوش صوت ترين مردم در قرائت قرآن، كسى است كه وقتى بشنوى قرآن مى خواند گمان برى كه از خدا مى ترسد.

( الترغيب و الترهيب : ۲/۳۶۴/۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

حَسِّنُوا القرآنَ بأصواتِكُم ؛ فإنّ الصَّوتَ الحَسَنَ يَزيدُ القرآنَ حُسنا
 قرآن را با صداى خوش بخوانيد؛ زيرا صداى زيبا، بر زيبايى قرآن مى افزايد.

(  كنز العمّال : ۲۷۶۵)

امام صادق عليه السلام :

كانَ عليُّ بنُ الحسينِ صلواتُ اللّه ِ علَيهِ أحسَنَ الناسِ صَوتا بالقرآنِ ، و كانَ السَّقّاؤونَ يَمُرُّونَ فَيَقِفُونَ ببابِهِ يَسمَعُونَ قِراءَتَهُ ، و كانَ أبو جعفرٍ عليه السلام أحسَنَ الناسِ صَوتا .
على بن حسين ، صلوات اللّه عليه ، قرآن را از همه مردم خوشتر مى خواند، به طورى كه وقتى سقّاها از در خانه حضرت مى گذشتند، مى ايستادند و به صداى قرآن خواندن ايشان گوش مى كردند. حضرت باقر عليه السلام نيز خوش صوت ترين مردمان بود.

( الكافي : ۲/۶۱۶/۱۱ )

امام صادق عليه السلام :

ما بَعَثَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ نَبيّا إلاّ حَسَنَ الصَّوتِ .
خداوند عزّ و جلّ هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه خوش آواز بود.

( الكافي : ۲/۶۱۶/۱۰ )

حق تلاوت

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره آيه «آن را تلاوت مى كنند آن گونه كه حق تلاوت آن است» ـ فرمود :

 يَتَّبِعُونَهُ حَقَّ اتِّباعِهِ .
[يعنى] از آن چنان كه بايد و شايد، پيروى مى كنند.

( الدرّ المنثور : ۱/۲۷۲ )

امام على عليه السلام :

 إلَى اللّه ِ أشكُو مِن مَعشَرٍ يَعيشُونَ جُهّالاً و يَموتُونَ ضُلاّلاً ، ليسَ فيهِم سِلعَةٌ أبوَرَ مِن الكتابِ إذا تُلِيَ حَقَّ تِلاوَتِهِ ، و لا سِلعَةٌ أنفَقَ بَيعا و لا أغلى ثَمَنا مِن الكتابِ إذا حُرِّفَ عَن مَواضِعِهِ ! .
 به خدا شكايت مى برم از جماعتى كه نادان مى زيَند و گمراه مى ميرند. آن گاه كه كتاب خدا چنان كه بايد و حق آن است، تلاوت شود، در ميان آنان كالايى بى رونق تر از آن نيست و آن گاه كه معانيش تحريف شود متاعى با رونق تر و پر بهاتر از آن برايشان وجود ندارد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷ )

امام على عليه السلام :

إنّه سَيأتي علَيكُم مِن بَعدِي زَمانٌ ليسَ فيهِ شيءٌ أخفى مِن الحَقِّ و لا أظهَرَ من الباطِلِ ··· ليسَ عندَ أهلِ ذلكَ الزَّمانِ سِلعَةٌ أبوَرَ مِن الكتابِ إذا تُلِيَ حَقَّ تِلاوَتِهِ ، و لا أنفَقَ مِنهُ إذا حُرِّفَ عَن مَواضِعِهِ ، و لا في البِلادِ شيءٌ أنكَرَ مِن المَعروفِ و لا أعرَفَ مِن المُنكَرِ ؛ فقد نَبَذَ الكتابَ حَمَلَتُهُ ، وَ تَناساهُ حَفَظَتُهُ ، فالكتابُ يَومَئذٍ و أهلُهُ طَرِيدانِ مَنفِيّانِ ··· و مِن قَبلُ ما مَثَّلُوا بالصالِحِينَ كُلَّ مُثلَةٍ .
بزودى پس از من زمانى بر شما بيايد كه در آن زمان چيزى نا پيداتر از حق و پيداتر از باطل وجود ندارد··· در ميانِ مردم آن روزگار ، كالايى كسادتر از كتاب خدا، هر گاه كه به درستى و چنان كه حق آن است تلاوت شود، وجود ندارد و هر گاه معانيش تحريف شود، متاعى پر رونق تر از آن نيست. در شهرها چيزى نا پسندتر از كار نيك و پسنديده تر از كار زشت وجود ندارد؛ زيرا قرآن دانان آن را به كنارى افكنده اند و حافظانش، آن را به دست فراموشى سپرده اند. در آن روزگار قرآن و اهل آن، مطرود هستند··· و[لى ]پيش از آن زمان، انواع سختيها و شكنجه ها در حق درستكاران اعمال شود.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۴۷ )

امام على عليه السلام :

أينَ القَومُ الذينَ دُعُوا إلَى الإسلامِ فَقَبِلُوهُ ، و قَرَؤوا القرآنَ فَأحكَموهُ ؟ .
 كجايند آن مردمى كه به اسلام فرا خوانده شدند و آن را پذيرفتند و قرآن را خواندند و استوارش گردانيدند؟

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۲۱ )

امام على عليه السلام :

 أوِّهِ على إخوانيَ الذينَ تَلَوُا القرآنَ فَأحكَمُوهُ ، و تَدَبَّرُوا الفَرضَ فَأقامُوهُ ، أحيَوا السُّنَّةَ و أماتُوا البِدعَةَ ، دُعُوا للجِهادِ فَأجابوا ، و وَثِقُوا بالقائدِ فَاتَّبَعُوهُ ! .
دريغ و دردا بر آن برادرانِ من كه قرآن را تلاوت كردند و استوارش گردانيدند و درباره فرايض انديشيدند و آنها را بر پا داشتند و سنّت [پيامبر] را زنده نگه داشتند و بدعت را ميراندند. به جهاد فرا خوانده شدند و اجابت كردند و به رهبر خويش اطمينان كردند و از او پيروى نمودند [اما اكنون نيستند].

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۸۲ )

امام حسن عليه السلام :

 اعلَمُوا عِلما يَقينا أنّكُم ··· لن تَتلوا الكتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حتّى تَعرِفُوا الذي حَرَّفَهُ ، فإذا عَرَفتُم ذلكَ عَرَفتُمُ البِدَعَ و التَّكلُّفَ
 يقين بدانيد كه شما··· كتاب خدا را هرگز، چنان كه بايد و شايد، تلاوت نخواهيد كرد مگر آن گاه كه بشناسيد چه كسى آن را تحريف مى كند؛ زيرا كه هر گاه آن را شناختيد، بدعتها و توجيهات متكلّفانه را مى شناسيد.

(  بحار الأنوار : ۷۸/۱۰۵/۳)

امام زين العابدين عليه السلام ـ در دعاى ختم قرآن ـ گفت :

اللّهُمّ فإذ أفَدتَنا المَعونَةَ على تِلاوَتِهِ و سَهَّلْتَ جَواسِيَ ألسِنَتِنا بحُسنِ عِبارَتِهِ فاجعَلْنا ممَّن يَرعاهُ حَقَّ رِعايَتِهِ ، و يَدِينُ لكَ باعتِقادِ التَّسليمِ لِمُحكَمِ آياتِهِ .
بار خدايا! اكنون كه در تلاوت قرآن به ما كمك عطا فرمودى و به سبب نيكويى عبارت و بيان آن، سختى و درشتى (فصيح نبودن) زبانهاى ما را نرم و آسان كردى، پس ما را از كسانى قرار ده كه آن را آن گونه كه حق و سزاوار است رعايت مى كنند (به كار مى بندند) و با اعتقاد به تسليم در برابر آيات محكم آن، تو را اطاعت مى نمايند.

( الصحيفة السجّاديّة : الدعاء ۴۲ )

امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه: «كسانى كه به آنان كتاب داديم، آن را تلاوت مى كنند آن گونه كه حق تلاوت آن است» ـ فرمود :

 يُرَتِّلُونَ آياتِهِ ، و يَتَفَهَّمونَ مَعانِيَهُ ، و يَعمَلُونَ بأحكامِهِ ، و يَرجُونَ وَعدَهُ ، و يَخشَونَ عَذابَهُ ، و يَتَمَثَّلُونَ قصَصَهُ ، و يَعتَبِرُونَ أمثالَهُ ، و يَأتُونَ أوامِرَهُ ، و يَجتَنِبونَ نَواهِيَهُ . ما هُو و اللّه ِ بحِفظِ آياتِهِ و سَردِ حُروفِهِ ، و تِلاوَتِ سُوَرِهِ و دَرسِ أعشارِهِ و أخماسِهِ ، حَفِظُوا حُروفَهُ و أضاعُوا حُدودَهُ ، و إنّما هو تَدَبُّرُ آياتِهِ ، يقولُ اللّه ُ تعالى : «كِتابٌ أنْزَلناهُ إلَيكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّروا آياتِهِ» (ص : ۲۹).

 آياتش را روشن و شمرده مى خوانند، سعى مى كنند معانى اش را بفهمند، احكام و فرامينش را به كار مى بندد، به وعده اش اميدوارند، از عذابش مى ترسند، از داستانهايش سرمشق مى گيرند، از مثلهايش پند مى گيرند، امرهايش را به جا مى آورند و از نهى هايش دورى مى كنند. به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سوره اى و مطالعه حواشى و هوامش آن، نيست. حروف و كلماتش را حفظ مى كردند و حدود و معانيش را فرو گذاشتند، بلكه به تدبّر و تأمل در آيات آن است؛ خداوند متعال مى فرمايد: «كتابى است خجسته كه سوى تو فرو فرستاديم، تا در آيات آن تدبّر كنند».

( تنبيه الخواطر : ۲/۲۳۶ )

دور افكندنِ قرآن

امام على عليه السلام :

مَن قَرَأَ القرآنَ فماتَ فَدَخَلَ النارَ فهُو ممَّن كانَ يَتَّخِذُ آياتِ اللّه ِ هُزُوا .
هر كه قرآن خوان باشد و بميرد و [با اين حال] به دوزخ رود، او از كسانى بوده كه آيات خدا را به ريشخند مى گرفته است.

( نهج البلاغة : الحكمة ۲۲۸ )

امام جواد عليه السلام :

و كُلُّ اُمّةٍ قد رَفَعَ اللّه ُ عَنهُم عِلمَ الكتابِ حِينَ نَبَذُوهُ و وَلاّهُم عَدُوَّهُم حينَ تَوَلَّوهُ ، و كانَ مِن نَبذِهِمُ الكتابَ أن أقاموا حُروفَهُ و حَرَّفُوا حُدودَهُ ، فهُم يَروُونَهُ و لا يَرعُونَهُ ، و الجُهّالُ يُعجِبُهُم حِفظُهُم للرِّوايَةِ ، و العُلَماءُ يَحزُنُهُم تَركُهُم للرِّعايَةِ .
 هر امّتى، آن گاه كه كتاب آسمانى خود را رها كرد و كنار افكند، خداوند علم آن را از آنان گرفت و آن گاه كه دشمنان خود را به دوستى و سرپرستى گرفتند، خداوند آن دشمنان را بر ايشان ولايت و حكومت داد. از جمله به كنار افكندن كتاب، اين بود كه حروف و كلمات آن را بر پا داشتند و معانى اش را تحريف كردند؛ كتاب را مى خوانند و روايت مى كنند اما آن را رعايت نمى كنند و به كار نمى بندند. نادانان از اين كه آن را خوب مى خوانند و حفظ مى كنند، خوشحالند و دانايان از اين كه آن را رعايت نمى كنند و به كار نمى بندند، اندوهناكند.

( الكافي : ۸/۵۳/۱۶ )

آداب قرائت قرآن

1 ـ تميز كردن دهان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ أفواهَكُم طُرُقُ القرآنِ ، فَطَيِّبُوها بالسِّواكِ .
دهان هاى شما گذرگاه هاى قرآن است. پس آنها را با مسواك زدن، خوشبو كنيد.

( كنز العمّال : ۲۷۵۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

طَيِّبُوا أفواهَكُم ؛ فإنَّ أفواهَكُم طَريقُ القرآنِ .
 دهانهايتان را، خوشبو كنيد؛ زيرا كه دهانهاى شما، گذرگاه قرآن است.

( كنز العمّال : ۲۷۵۲ )

امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

 نَظِّفُوا طَريقَ القرآنِ ، قيلَ : يا رسولَ اللّه ِ ، و ما طَريقُ القرآنِ ؟ قالَ : أفواهُكُم ، قيلَ : بما ذا ؟ قالَ : بالسِّواكِ
 گذرگاه قرآن را نظافت كنيد. عرض شد: اى رسول خدا! گذرگاه قرآن چيست؟ فرمود: دهانهايتان. عرض شد: با چه تميزش كنيم؟ فرمود: با مسواك زدن.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۱۳/۱۱ )

2 ـ پناه بردن به خدا

امام صادق عليه السلام :

أغلِقُوا أبوابَ المَعصيَةِ بالاستِعاذَةِ ، و افتَحُوا أبوابَ الطاعَةِ بالتَّسميَةِ .
درهاى معصيت را با استعاذه (گفتن «اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم») ببنديد و درهاى طاعت را با تسميه (گفتن «بسم اللّه الرحمن الرحيم») بگشاييد.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۱۶/۲۴ )

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از استعاذه هنگام شروع هر سوره ـ فرمود :

نَعَم ، فَتَعَوَّذْ بِاللّه ِ مِن الشَّيطانِ الرَّجيمِ ، و ذَكَرَ أنَّ الرَّجيمَ أخبَثُ الشَّياطينِ
 آرى، از شيطان رجيم كه پليدترين شياطين است، به خدا پناه بر.

( تفسير العيّاشي : ۲/۲۷۰/۶۸ )

3 ـ ترتيل (روشن و شمرده خواندن)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره آيه: «و رتّل القرآن ترتيلاً» ـ فرمود :

 بَيِّنْهُ تِبيانا ، و لا تَنثُرْهُ نَثرَ البَقْلِ ، و لا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعرِ ، قِفُوا عندَ عَجائبِهِ ، حَرِّكُوا بهِ القُلوبَ ، و لا يَكُن هَمُّ أحَدِكُم آخِرَ السُّورَةِ
قرآن را روشن و شمرده بخوان و آن را مانند تخم علف پراكنده اش مساز و همچون شعر به شتاب و بريده و بريده مخوان. در شگفتيهايش درنگ كنيد، دلها را با آن به تپش و حركت در آوريد و همه كوشش شما اين نباشد كه سوره را به آخر برسانيد.

( النوادر للراوندي : ۱۶۴/۲۴۷ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره همين آيه ـ فرمود :

بَيِّنْهُ تَبيينا ، و لا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعرِ ، قِفُوا عندَ عَجائبِهِ ، و جَرِّحُوا بهِ القُلوبَ ، و لا يَكُن هَمُّ أحدِكُم آخِرَ السُّورَةِ .
 قرآن را روشن و شمرده بخوانيد و مانند شعر تند و بريده بريده مخوانيد، در مطالب شگفت انگيزش تأمّل كنيد و دلها را با آن نيشتر زنيد و تمام سعى شما اين نباشد كه سوره را به آخر رسانيد.

( كنز العمّال : ۴۱۱۷ )

امام على عليه السلام ـ درباره همين آيه ـ فرمود :

بَيِّنْهُ تِبيانا و لا تَهُذَّهُ هَذَّ الشِّعرِ ، و لا تَنثُرْهُ نَثرَ الرَّملِ ، و لكنْ أفزِعوا قُلوبَكُمُ القاسِيَةَ ، و لا يَكُن هَمُّ أحدِكُم آخِرَ السُّورَةِ .
 قرآن را روشن و واضح بخوان و مانند شعر به شتاب و بريده مخوان و چون ريگ پراكنده اش مساز. بلكه دلهاى سخت خود را [به وسيله آن] به بيم و هراس افكنيد و تمام سعى شما اين نباشد كه سوره را به پايان رسانيد.

( الكافي : ۲/۶۱۴/۱ )

امام على عليه السلام ـ در وصف پرهيزگاران ـ فرمود :

أمّا الليلَ فَصافُّونَ أقدامَهُم ، تالِينَ لأجزاءِ القرآنِ يُرَتِّلُونَها تَرتيلاً ، يُحَزِّنُونَ بهِ أنفُسَهُم ، و يَستَثِيرُونَ بهِ دَواءَ دائهِم .
شب هنگام به پا مى خيزند و آيات قرآن را با تأمّل و شمرده مى خوانند و جانهايشان را با خواندن آن اندوهناك مى سازند و داروى درد و بيمارى خود را در آن مى جويند.

(  نهج البلاغة : الخطبة ۱۹۳)

4 ـ تدبّر

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

لا يَفقَهُ مَن قَرَأَ القرآنَ في أقَلَّ مِن ثلاثٍ .
 كسى كه [كلّ] قرآن را در كمتر از سه [روز ]بخواند، [در آن ]فقيه و دانا نمى شود.

( كنز العمّال : ۲۸۲۸ )

 

كنز العمّال : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سخنانى به پسر عمرو فرمود :

 اِقرَأِ القرآنَ في كُلِّ شَهرٍ ، قالَ : قلتُ : إنّي أجِدُ قُوَّةً ، قالَ : اقرَأْهُ في عِشرِينَ لَيلةً ، قالَ : قلتُ: إنّي أجِدُ قوّةً ، قالَ : فاقْرأْهُ في عَشرِ لَيالٍ ، قالَ : إنّي أجِدُ قوّةً ، قالَ : فاقرَأْهُ في سَبعٍ و لا تَزِدْ على ذلكَ
قرآن را در يك ماه بخوان. ابن عمر مى گويد: عرض كردم: من مى توانم در كمتر از اين مدت بخوانم. فرمود: در بيست شب بخوان. مى گويد: عرض كردم: مى توانم در كمتر از اين مدت هم بخوانم. فرمود: در دَه شب بخوان. عرض كرد: مى توانم در كمتر از اين هم بخوانم. فرمود: در هفت شب بخوان و از اين جلوتر مرو.

( كنز العمّال : ۲۸۱۵ )

امام على عليه السلام :

 ألا لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تَدَبُّرٌ ، ألا لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ .
 بدانيد كه در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد، خيرى نيست؛ بدانيد كه در عبادتى كه با فهم و انديشه توأم نباشد، خيرى نيست.

( بحار الأنوار:۹۲/۲۱۱/۴ )

امام على عليه السلام :

تَدَبَّروا آياتِ القرآنِ و اعتَبِرُوا بهِ ، فإنّهُ أبلَغُ العِبَرِ .
 در آيات قرآن تدبّر كنيد و از آن عبرت آموزيد؛ زيرا كه قرآن رساترين پندها و عبرتهاست.

( غرر الحكم : ۴۴۹۳ )

امام زين العابدين عليه السلام :

آياتُ القرآنِ خَزائنُ العِلمِ ، فكُلَّما فَتَحتَ خِزانَةً فيَنبغي لكَ أن تَنظُرُ فيها
 آيه هاى قرآن گنجينه هاى دانش هستند. پس، هر گاه گنجينه اى گشوده شد، شايسته است كه در آن نظر افكنى.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۱۶/۲۲ )

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از ختم كردن قرآن در يك شب ـ فرمود :

 لا يُعجِبُني أن تَقرَأهُ في أقَلَّ مِن شَهرٍ
خوش ندارم كه آن را در كمتر از يك ماه بخوانى.

( الكافي : ۲/۶۱۷/۱ )

5 ـ خشوع

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّي لَأعجَبُ كيفَ لا أشيبُ إذا قَرَأتُ القرآنَ ! .
من در شگفتم كه وقتى قرآن مى خوانم، چگونه مويم سفيد نمى شود.

( بحار الأنوار : ۱۶/۲۵۸/۴۲ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

اقرَؤوا القرآنَ بالحُزنِ ؛ فإنّهُ نَزَلَ بالحُزنِ
قرآن را با آواز حزين بخوانيد؛ زيرا كه آن با صوت حزين نازل شده است.

( كنز العمّال : ۲۷۷۷ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

اقرؤوا القرآنَ و ابكُوا ، فإن لم تَبكُوا فَتَباكَوا ، ليس مِنّا مَن لم يَتَغَنَّ بالقرآنِ .
 قرآن را بخوانيد و گريه كنيد و اگر گريه تان نمى آيد، خود را به گريه بزنيد. از ما نيست كسى كه قرآن را با آواز دلنواز نخواند.

( كنز العمّال : ۲۷۹۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما مِن عَينٍ فاضَت مِن قِراءةِ القرآنِ إلاّ قَرَّتْ يَومَ القِيامَةِ .
 هيچ ديده اى نيست كه از خواندن قرآن اشكش سرازير شود، جز اين كه روز قيامت روشن شود.

( كنز العمّال : ۲۸۲۴ )

عيون أخبار الرضا ـ به نقل از رجاء بن ابى ضحاك در بيان سيره امام رضا عليه السلام در سفر به خراسان ـ :

يُكثِرُ باللَّيلِ في فِراشِهِ مِن تِلاوَةِ القرآنِ ، فإذا مَرَّ بآيَةٍ فيها ذِكرُ جَنّةٍ أو نارٍ بَكى و سَألَ اللّه َ الجَنّةَ و تَعَوَّذَ بهِ مِن النارِ .
 شبها در بسترش بسيار قرآن مى خواند و هرگاه به آيه اى كه در آن از بهشت يا آتش ياد شده بود مى رسيد، مى گريست و بهشت را از خدا مسئلت مى كرد و از آتش به او پناه مى برد.

( عيون أخبار الرضا : ۲/۱۸۲/۵ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ليسَ القرآنُ بالتِّلاوَةِ و لا العِلمُ بالرِّوايَةِ ، و لكنِ القرآنُ بالهِدايَةِ و العِلمُ بالدِّرايَةِ .
 قرآن نه به تلاوت كردن است و نه به دانستن روايتِ [قرائت ]آن، بلكه قرآن به هدايت [پذيرى از آن] است و فهميدن آن.

( كنز العمّال : ۲۴۶۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أنتَ تَقرَأُ القرآنَ ما نَهاكَ ، فإذا لم يَنهَكَ فَلَستَ تَقرَؤهُ .
 تو تا زمانى قرآن مى خوانى كه تو را [از گناهان] باز دارد. پس اگر تو را باز نداشت، [گويى ]قرآن نخوانده اى.

( شرح نهج البلاغة : ۱۰/۲۳ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

اقرَأِ القرآنَ ما نَهاكَ ، فإن (فإذا) لم يَنهَكَ فلَستَ تَقرَؤهُ .
 تا زمانى كه قرآن تو را [از گناهان ]باز مى دارد، قرآن بخوان؛ زيرا اگر تو را باز نداشت [در حقيقت ]آن را نخوانده اى.

( كنز العمّال : ۲۷۷۶ )

تلاوتهاى ممنوع

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

اقرَؤوا القرآنَ بألحانِ العَرَبِ و أصواتِها ، و إيّاكُم و لُحونَ أهلِ الفِسقِ و أهلِ الكبائرِ ؛ فإنّهُ سَيَجِيءُ مِن بَعدِي أقوامٌ يُرَجِّعونَ القرآنَ تَرجيعَ الغِناءِ و النَّوحِ و الرَّهبانيّةِ ، لا يَجوزُ تَراقِيهُم ، قُلوبُهُم مَقلوبَةٌ ، و قُلوبُ مَن يُعجِبُهُ شَأنُهم .
قرآن را با لحنها و آواهاى عرب بخوانيد و از [به كار بردن ]لحنهاى فاسقان و گنهكاران دورى كنيد؛ زيرا بزودى پس از من مردمانى بيايند كه صداى قرآن خواندنشان را همچون آوازه خوانى و نوحه گرى و سرود خوانى كشيشان، در گلو بچرخانند و از گلويشان فراتر نرود. دلهايشان و دلهاى كسانى كه از قرآن خواندن آنها خوششان آيد، وارونه است.

( الكافي : ۲/۶۱۴/۳)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنّي أخافُ علَيكُمُ استِخفافا بالدِّينِ ··· و أن تَتَّخِذُوا القرآنَ مَزاميرَ .
 نگرانى من براى شما اين است كه دين را سبك شماريد··· و قرآن را با ساز و آواز بخوانيد.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۹۴/۸ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأَ القرآنَ يَتَأكَّلُ بهِ الناسَ جاءَ يَومَ القِيامَةِ و وَجهُهُ عَظمٌ ليسَ علَيهِ لَحمٌ .
 كسى كه قرآن خواندن را وسيله امرار معاش خود از مردم قرار دهد، روز قيامت در حالى بيايد كه چهره اش استخوانى است و گوشتى بر آن نيست .

كنز العمّال : ۲۸۴۳ )

كنز العمّال به نقل از عبدالله بن رَواحة:

عن عبدالله بن رَواحةنَهانا رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله أن يَقرَأَ أحَدُنا القرآنَ و هُو جُنُبٌ .
 رسول خدا صلى الله عليه و آله ما را نهى فرمود از اين كه فردى از ما در حال جنابت قرآن بخواند.

( كنز العمّال : ۴۲۰۱ )

غربت قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

الغُرَباءُ في الدنيا أربَعةٌ : قرآنٌ في جَوفِ ظالِمٍ ، و مَسجِدٌ في نادي قَومٍ لا يُصَلّى فيهِ ، و مُصحَفٌ في بَيتٍ لا يُقرَأُ فيهِ ، و رَجُلٌ صالِحٌ مَع قَومِ سوءٍ .
غريبان دنيا چهارند: قرآنى كه در حافظه ستمگر است، مسجدى كه در محلّه اى باشد و مردم در آن نماز نخوانند، مصحفى كه در خانه اى باشد و خوانده نشود و مرد پرهيزگارى كه در ميان مردمانى بد به سر مى برد.

( كنز العمّال : ۲۸۴۵)

قاريان نابكار

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

رُبَّ تالِ القرآنِ و القرآنُ يَلعَنُهُ .
اى بسا قرآن خوانى كه قرآن لعنتش مى كند.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۸۴/۱۹ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أكثَرُ مُنافِقي اُمَّتي قُرّاؤها .
 بيشتر منافقان امّت من، قاريان آن هستند.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۸۱/۱۶ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 إنّ في جَهنَّمَ رَحاءً مِن حَديدٍ تُطحَنُ بها رُؤوسُ القُرّاءِ ، و العُلَماءِ المُجرمينَ .
در دوزخ آسيابى آهنى است كه با آن سرهاى قاريان و علماى گنهكار آرد مى شود.

( جامع الأخبار:۱۳۰/۲۵۴ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن تَعَلَّمَ القرآنَ للدنيا و زينَتِها حَرَّمَ اللّه ُ علَيهِ الجَنّةَ .
 هر كس قرآن را براى دنيا و زيور دنيا فرا گيرد، خداوند بهشت را بر او حرام گرداند.

( .بحار الأنوار : ۷۷/۱۰۰/۱ )

امام باقر عليه السلام :

مَن دَخَلَ على إمامٍ جائرٍ فَقَرَأَ علَيهِ القرآنَ يُريدُ بذلكَ عَرَضا مِن عَرَضِ الدنيا لُعِنَ القارئُ بِكُلِّ حَرفٍ عَشرَ لَعناتٍ ، و لُعِنَ المُستَمِعُ بكُلِّ حَرفٍ لَعنَةً .
 هر كس نزد پيشوايى ستمگر برود و به قصد رسيدن به مال و منالى از دنيا براى او قرآن بخواند، قارى در ازاى هر حرفى كه مى خواند ده لعنت مى شود و شنونده براى هر حرفى يك لعنت.

( الاختصاص : ۲۶۲ )

انواع قاريان

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

قُرّاءُ القرآنِ ثلاثةٌ : رجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فاتَّخَذَهُ بِضاعَةً فاستَحرَمَهُ .حديث المُلوكَ و استَمالَ به الناسَ ، و رَجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فأقامَ حُروفَهُ و ضَيَّعَ حُدودَهُ ، كَثُرَ هؤلاءِ مِن قُرّاءِ القرآنِ لا كَثَّرَهُم اللّه ُ تعالى ! و رجُلٌ قَرَأَ القرآنَ فَوَضَعَ دَواءَ القرآنِ على داءِ قلبِهِ فَأسهَرَ بهِ ليلَهُ و أظمَأَ بهِ نَهارَهُ و قامُوا .حديث في مَساجِدِهِم و حَبَوا بهِ .حديث تَحتَ بَرانِسِهِم ، فهؤلاءِ يَدفَعُ اللّه ُ بهِمُ البَلاءَ و يُزيلُ .حديث مِن الأعداءِ و يُنزِلُ غيثَ السماءِ ، فو اللّه ِ لَهؤلاءِ مِن القُرّاءِ أعَزُّ مِن الكِبريتِ الأحمَرِ .
قاريان قرآن سه گونه اند: كسى كه قرآن مى خواند و آن را وسيله اى براى تقرّب به شاهان و جلب توجه مردم قرار مى دهد و كسى كه قرآن مى خواند و الفاظ و كلماتش را بر پا مى دارد و معانيش را فرو مى گذارد. اين دو دسته از قاريان قرآن تعدادشان زياد است و خدا امثال آنها را زياد نكناد و كسى كه قرآن مى خواند و دارو و مرهم قرآن را بر روى درد دل خويش مى نهد. شبش را با آن به بيدارى مى گذراند و روزش را با آن به تشنگى سپرى مى كند. [آن را ]در مسجدهايشان به پا مى دارند و زير بُرنُس هاى خود مى خزانندش. اينانند كه خداوند به بركت وجودشان، بلا را مى گرداند و دشمنان را از ميان مى برد و باران آسمان را فرو مى فرستد؛ به خدا سوگند كه اين قاريان از كبريت احمر كمياب ترند.

( كنز العمّال : ۲۸۸۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأَ القرآنَ يُريدُ بهِ السُّمعَةَ و التِماسَ شيءٍ لَقِيَ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يَومَ القِيامَةِ و وَجهُهُ عَظمٌ ليسَ علَيهِ لَحمٌ ··· و مَن قَرَأ القرآنَ و لم يَعمَلْ بهِ حَشَرَهُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ أعمى فيقولُ: «رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أعْمى وَ قَدْ كُنتُ بَصيرا» (طه : ۱۲۵).

 هر كه براى شهرت طلبى و رسيدن به چيزى قرآن بخواند، در روز قيامت با چهره اى استخوانى و بى گوشت، خداوند عزّ و جلّ را ديدار كند···.و هركه قرآن بخواند و به آن عمل نكند، خداوند روز قيامت او را كور محشور گرداند، پس بگويد: «پروردگارا! چرا مرا كور محشور كردى در حالى كه بينا بودم ؟».

( ثواب الأعمال : ۳۳۷/۱ )

امام على عليه السلام ـ به اِياس بن عامر ـ فرمود :

 يا أخا عكٍّ ، إنّك إن بَقِيتَ فَسَتَقرأُ القرآنَ ثلاثةُ أصنافٍ : صِنفٌ للّه ِِ عَزَّ و جلَّ ، و صِنفٌ للدنيا، و صِنفٌ للجِدالِ ، فإنِ استَطَعتَ أن تكونَ مِمَّن يَقرَؤهُ للّه ِِ عَزَّ و جلَّ فافعَلْ .
 اى مرد عكّى! اگر زنده بمانى، خواهى ديد كه قرآن خوانان سه گروهند: گروهى براى خداوند عزّ و جلّ مى خوانند، گروهى براى دنيا و گروهى براى ستيزه كردن. و تو، اگر توانستى از كسانى باشى كه براى خداوند عزّ و جلّ قرآن مى خوانند، چنين باش.

( كنز العمّال : ۴۱۹۲ )

امام صادق عليه السلام :

 القُرّاءُ ثلاثةٌ : قارئٌ قَرَأَ (القرآنَ) لِيَستَدِرَّ بهِ المُلوكَ و يَستَطيلَ بهِ علَى الناسِ فذاكَ مِن أهلِ النارِ، و قارئٌ قَرَأَ القرآنَ فَحَفِظَ حُروفَهُ و ضَيَّعَ حُدودَهُ فذاكَ مِن أهلِ النارِ ، و قارئٌ قَرَأَ (القرآنَ) فاستَتَرَ بهِ تَحتَ بُرنُسِهِ فهُو يَعمَلُ بمُحكَمِهِ و يُؤمِنُ بمُتَشابِهِهِ و يُقيمُ فَرائضَهُ و يُحِلُّ حَلالَهُ و يُحَرِّمُ حَرامَهُ فهذا مِمَّن يُنقِذُهُ اللّه ُ مِن مُضِلاّتِ الفِتَنِ و هُو مِن أهلِ الجَنّةِ و يُشَفَّعُ فيمَن شاءَ .
 قاريان سه گونه اند: قارى اى كه قرآن مى خواند تا بدان وسيله از شاهان به نوايى برسد و بر مردم فخر و بزرگى فروشد، چنين كسى از دوزخيان است. قارى اى كه قرآن مى خواند و حروف و كلماتش را حفظ مى كند، اما معانيش را رها مى كند. اين نيز از دوزخيان است و قارى اى كه قرآن مى خواند و با آن در زير كلاه برك خود پنهان مى شود و به آيات محكم آن عمل مى كند و به آيات متشابهش ايمان مى آورد و فرايضش را به جا مى آورد و حلالش را حلال و حرامش را حرام مى شمارد؛ اين قارى از كسانى است كه خداوند او را از گمراهيهاى فتنه نجات مى دهد و از بهشتيان است و درباره هر كه خواهد، شفاعت مى كند.

( الخصال : ۱۴۳/۱۶ )

امام صادق عليه السلام :

إنَّ مِن الناسِ مَن يَتَعَلَّمُ القرآنَ لِيُقالَ : فلانٌ قارِئٌ ! و مِنهُم مَن يَتَعَلَّمُهُ فَيَطلُبُ بهِ الصَّوتَ فيقالُ : فلانٌ حَسَنُ الصَّوتِ ! و ليسَ في ذلك خَيرٌ ، و مِنهُم مَن يَتَعَلَّمُهُ فيَقومُ بهِ في ليلِهِ و نَهارِهِ ، لا يُبالِي مَن عَلِمَ ذلكَ و مَن لم يَعلَمْهُ .
 برخى از مردم قرآن را فرا مى گيرند براى اين كه بگويند: فلانى قارى است. برخى آن را مى آموزند تا با صداى خوش بخوانند و مردم بگويند: فلانى صوتى خوش دارد. در اينها خيرى نيست [و كارشان ارزشى ندارد]. برخى هم قرآن را فرا مى گيرند و شب و روزشان را با آن بسر مى برند و اهميتى نمى دهند كه كسى اين مطلب را مى داند يا نمى داند.

( الكافي : ۲/۶۰۸/۶ )

گوش دادن به قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 ألا مَن اشتاقَ إلَى اللّه ِ فَليَستَمِعْ كلامَ اللّه ِ .
هان! هر كه مشتاق خداست، پس، به كلام خدا گوش دهد.

( كنز العمّال : ۲۴۷۲ )

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 مَنِ استَمَعَ آيَةً مِن القرآنِ خَيرٌ لَهُ مِن ثَبِيرٍ ذَهَبا .
 هر كه به يك آيه از قرآن گوش كند، برايش بهتر از كوهى از طلاست .

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۰/۱۸ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 يُدفَعُ عن قارئِ القرآنِ بَلاءُ الدنيا ، و يُدفَعُ عن مُستَمِعِ القرآنِ بَلاءُ الآخِرَةِ .
از قارى قرآن، بلاى دنيا دور مى شود و از شنونده قرآن، بلاى آخرت.

( كنز العمّال : ۴۰۳۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَنِ استَمَعَ إلى آيَةٍ مِن كتابِ اللّه ِ كُتِبَت لَهُ حَسَنةً مُضاعَفةً ، و مَن تَلا آيَةً مِن كتابِ اللّه ِ كانَت لَهُ نورا يَومَ القِيامَةِ
هركه به يك آيه از كتاب خدا گوش دهد، برايش ثوابى دو چندان نوشته شود و هر كه يك آيه از كتاب خدا تلاوت كند، روز قيامت آن آيه نورى براى او باشد.

( كنز العمّال : ۲۳۱۶ )

آداب گوش دادن به قرآن

امام باقر عليه السلام :

إنّ اللّه َ يقولُ للمؤمنينَ : «و إذا قُرِئَ القُرآنُ» يَعني في الفَريضَةِ خَلفَ الإمامِ «فاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» .
 خداوند به مؤمنان مى فرمايد: «هر گاه قرآن خوانده شد» يعنى در نماز واجب پشت سر امام جماعت، پس به آن گوش كنيد و خاموش بمانيد شايد مورد رحمت قرار گيريد».

( بحار الأنوار:۹۲/۲۲۱/۳)

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ سؤال زراره از وجوب خاموش ماندن و گوش دادن بر كسى كه قرآن را مى شنود ـ فرمود :

 نَعَم ،إذا قُرئَ القرآنُ عِندَكَ فقد وَجَبَ علَيكَ الاستِماعُ و الإنصاتُ .
 آرى، هرگاه قرآن در حضورت خوانده شد، واجب است كه گوش كنى و خاموش بمانى.

( بحار الأنوار : ۹۲/۲۲۲/۷ )

قرآن، ظاهرى دارد و باطنى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 ما أنزَلَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ آيَةً إلاّ لَها ظَهرٌ و بَطنٌ، و كلُّ حَرفٍ حَدٌّ، و كُلٌّ حَدٍّ مُطَّلَعٌ .
خداوند عزّ و جلّ هيچ آيه اى نازل نكرد، مگر اين كه آن را ظاهرى است و باطنى، و هر حرفى را مرزى است و هر مرزى را بُلندايى.

( كنز العمّال : ۲۴۶۱ )

امام على عليه السلام :

القرآنُ ظاهِرُهُ أنيقٌ ، و باطِنُهُ عَميقٌ .
قرآن ظاهرش زيبا و شگفت انگيز است و باطنش ژرف.

( نهج البلاغة : الخطبة ۱۸ )

امام على عليه السلام :

 إنّ كتابَ اللّه ِ على أربَعةِ أشياءَ : علَى العِبارَةِ ، و الإشارَةِ ، و اللَّطائفِ ، و الحَقائقِ . فالعِبارَةُ للعَوامِّ ، و الإشارَةُ للخَواصِّ ، و اللَّطائفُ للأولياءِ ، و الحقائقُ للأنبياءِ .
كتاب خداوند بر چهار چيز است: عبارت [ظاهر]، اشاره، لطايف و حقايق. عبارت براى عامه مردم است، اشاره براى خواصّ، لطايف براى اوليا و حقايق براى انبيا.

(  عوالي اللآلي : ۴ / ۱۰۴ / ۱۵۵ )

امام باقر عليه السلام :

 إنَّ للقرآنِ بَطنا ، و للبَطنِ بَطنٌ ، و لَهُ ظَهرٌ ، و للظَّهرِ ظَهرٌ ، ··· و ليسَ شيءٌ أبعَدَ مِن عُقولِ الرِّجالِ مِن تَفسيرِ القرآنِ ، إنّ الآيَةَ لَتَكُونُ أوَّلُها في شيءٍ و آخِرُها في شيءٍ ، و هُو كلامٌ مُتَّصِلٌ يَتَصرَّفُ على وُجوهٍ .
همانا قرآن باطنى دارد و باطنش نيز باطنى دارد. و ظاهرى دارد و ظاهرش نيز ظاهرى دارد··· از دسترس خِرد مردان چيزى دورتر از تفسير قرآن نيست؛ [زيرا ]آيه قرآن آغازش درباره چيزى است و پايانش درباره چيزى ديگر. قرآن گفتارى پيوسته است كه به شكلها و معانى گوناگون حمل مى شود.

( بحار الأنوار:۹۲/۹۵/۴۸ )

امام صادق عليه السلام :

القرآنُ كُلُّهُ تَقريعٌ ، و باطِنُهُ تَقريبٌ .
 قرآن سراسر گوشزد كننده است و باطنش نزديك كننده.

( معاني الأخبار : ۲۳۲/۱ )

پرهيز از تفسير به رأى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند فرمود:

 ما آمَنَ بي مَن فَسَّرَ بِرَأيهِ كَلامي .
به من ايمان نياورده است كسى كه سخن مرا بر اساس رأى خودش تفسير كند.

( بحار الأنوار: ۹۲/۱۰۷/۱ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قالَ في القرآنِ بغَيرِ عِلمٍ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقعَدَهُ مِن النارِ
هركه ندانسته درباره قرآن سخن بگويد، جايگاهش آتش است.

( كنز العمّال : ۲۹۵۸)

 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن تَكَلَّمَ في القرآنِ برَأيهِ فَأصابَ فَقَد أخطَأَ .
 هر كه در قرآن مطابق نظر خود سخن بگويد و سخنش درست هم باشد، باز خطا كرده است.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۱۱/۲۰ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قالَ في القرآنِ بغَيرِ ما عِلمٍ جاءَ يَومَ القِيامَةِ مُلجَما بلِجامٍ مِن نارٍ .
هر كه در قرآن ندانسته چيزى بگويد، روز قيامت در حالى آورده شود كه لگامى از آتش بر او زده شده است.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۱۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أكثَرُ ما أخافُ على اُمَّتِي مِن بَعدي رجُلٌ يَتَأوَّلُ القرآنَ يَضَعُهُ على غيرِ مَواضِعِهِ .
 بيشترين چيزى كه بعد از خود براى امتم از آن مى ترسم، مردى است كه قرآن را تأويل نابه جا كند.

( منية المريد : ۳۶۹)

امام على عليه السلام ـ در نامه اى به معاويه ـ نوشت :

فَعَدَوتَ علَى الدنيا بِتأويلِ القرآنِ .
 با تأويل قرآن، در پى كسب دنيا تاختى.

( نهج البلاغة : الكتاب ۵۵ )

امام صادق عليه السلام :

مَن فَسَّرَ القرآنَ بِرَأيهِ فَأصابَ لم يُؤجَرْ ، و إن أخطَأَ كانَ إثمُهُ علَيهِ .
 كسى كه قرآن را به رأى خود تفسير كند و تفسيرش درست باشد، مأجور نيست و اگر نادرست باشد، گناهش به گردن اوست.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۱۰/۱۱ )

 

كسى كه قرآن را مى شناسد

امام على عليه السلام :

ذلكَ القرآنَ فاستَنطِقُوهُ ، و لن يَنطِقَ ، و لكنْ اُخْبِرُكُم عَنهُ .
 اين قرآن است، پس آن را به زبان آوريد، اما او هرگز [خودش ]سخن نخواهد گفت، بلكه من شما را از آن آگاه مى كنم.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۵۸ )

امام على عليه السلام ـ در وصف عترت پيامبر صلى الله عليه و آله ـ فرمود :

 هُم أزِمَّةُ الحَقِّ ، و أعلامُ الدِّينِ ، و ألسِنَةُ الصِّدقِ ، فَأنزِلُوهُم بأحسَنِ مَنازِلِ القرآنِ ، وَرِدُوهُم وُرودَ الهِيمِ العِطاشِ
آنان زمام داران حق و يقين هستند و پيشوايان دين و زبانهاى راستى و راستگويى. پس آنان را همچون قرآن در بهترين منزلگاه ها بنشانيد و همچون اشتران تشنه كه به آبشخور روند ، سوى آنها بشتابيد.

( نهج البلاغة : الخطبة ۸۷ )

الكافى ـ به نقل از زيد شحام ـ :

 دَخَلَ قَتادةُ بنُ دِعامةَ على أبي جَعفرٍ عليه السلام فقالَ : يا قَتادَةُ ، أنتَ فَقيهُ أهلِ البصرةِ ؟ فقالَ : هكذا يَزعُمونَ ، فقالَ أبو جعفرٍ عليه السلام : بَلَغَني أنّكَ تُفَسِّرُ القرآنَ ، قالَ لَهُ قَتادةُ : نَعَم ، فقالَ أبو جعفرٍ عليه السلام : بِعِلمٍ تُفَسِّرُهُ أم بجَهلٍ ؟ قالَ : لا ، بِعلمٍ ـ إلى أن قالَ ـ يا قَتادَةُ ، إنّما يَعرِفُ القرآنَ مَن خُوطِبَ بهِ .
قتاده خدمت امام باقر عليه السلام رسيد. حضرت به او فرمود : اى قتاده! تو فقيه بصريان هستى؟ عرض كرد: اين طور خيال مى كنند. امام باقر عليه السلام فرمود: شنيده ام كه تفسير قرآن مى گويى. قتاده عرض كرد: آرى. امام باقر عليه السلام فرمود: از روى علم تفسيرش مى كنى يا از روى ناآگاهى؟ عرض كرد: نه، از روى علم ـ تا آن جا كه فرمود ـ اى قتاده! قرآن را در حقيقت كسى مى شناسد كه مخاطب آن بوده است.

( الكافي : ۸/۳۱۱/۴۸۵ )

انواع آيات قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

إنّ القرآنَ نَزَلَ على خَمسةِ وُجوهٍ : حَلالٍ ، و حَرامٍ ، و مُحكَمٍ ، و مُتَشابِهٍ ، و أمثالٍ . فاعمَلُوا بالحَلالِ ، و دَعُوا الحَرامَ ، و اعمَلُوا بالمُحكَمِ ، و دَعُوا المُتَشابِهَ ، و اعتَبِرُوا بالأمثالِ .
 قرآن، بر پنج وجه نازل شده است: حلال و حرام و محكم و متشابه و مَثَلها. پس به حلال عمل كنيد و از حرام باز ايستيد و محكم را به كار بنديد و با متشابه كارى نداشته باشيد و از مَثَلها عبرت گيريد.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۸۶/۳ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 

اُنزِلَ القرآنُ على سَبعَةِ أحرُفٍ : آمِرٍ ، و زاجِرٍ، و تَرغيبٍ، و تَرهيبٍ، و جَدَلٍ، و قَصصٍ، و مَثَلٍ .
قرآن، بر هفت حرف نازل شده است: امر و نهى و ترغيب كردن و ترساندن و جدل و حكايات و مَثَل.

( الكافي : ۸/۳۱۱/۴۸۵ )

امام على عليه السلام :

 إنّ اللّه َ تباركَ و تعالى أنزلَ القرآنَ على سَبعَةِ أقسامٍ ، كُلٌّ مِنها شافٍ كافٍ ، و هي : أمرٌ ، و زَجرٌ ، و تَرغيبٌ ، و تَرهيبٌ ، و جَدَلٌ ، و مَثَلٌ ، و قَصصٌ . و في القرآنِ ناسِخٌ و مَنسوخٌ و مُحكَمٌ و مُتشابِهٌ ، و خاصٌّ و عامٌّ ، و مُقدَّمٌ و مُؤَخَّرٌ ، و عَزائمُ و رُخَصٌ ، و حَلالٌ و حَرامٌ ، و فَرائضُ و أحكامٌ ، و مُنقَطِعٌ و مَعطوفٌ ، و مُنقَطِعٌ غيرُ مَعطوفٍ، و حَرفٌ مَكانَ حَرفٍ و مِنهُ ما لَفظُهُ خاصٌّ ، و مِنهُ ما لَفظُهُ عامٌّ مُحتَمِلُ العُمومِ ، و مِنهُ ما لَفظُهُ واحِدٌ و مَعناهُ جَمعٌ ، و مِنهُ ما لَفظُهُ جَمعٌ و مَعناهُ واحِدٌ ، و مِنهُ ما لَفظُهُ ماضٍ و مَعناهُ مُستَقبَلٌ ، و مِنهُ ما لَفظُهُ علَى الخَبَرِ و مَعناهُ حِكايَةٌ عن قَومٍ آخَرَ ، و مِنهُ ما هُو باقٍ مُحرَّفٌ عن جِهَتِهِ، و مِنهُ ما هُو على خِلافِ تَنزيلِهِ ، و مِنهُ ما تَأويلُهُ في تَنزيلِهِ ، و مِنهُ ما تأويلُهُ قَبلَ تَنزيلِهِ ، و مِنهُ ما تأويلُهُ بَعدَ تَنزيلِهِ . و مِنهُ آياتٌ بَعضُها في سُورَةٍ و تَمامُها في سُورَةٍ اُخرى ، و مِنهُ آياتٌ نِصفُها مَنسوخٌ و نِصفُها مَتروكٌ على حالِهِ ، و مِنهُ آياتٌ مُختَلِفَةُ اللَّفظِ مُتَّفِقَةُ المَعنى ، و مِنهُ آياتٌ مُتَّفِقَةُ اللَّفظِ مُختَلِفَةُ المَعنى ، و مِنهُ آياتٌ فيها رُخصَةٌ و إطلاقٌ بعدَ العَزيمَةِ ، لأنَّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ يُحِبُّ أن يُؤخَذَ بِرُخَصِهِ كما يُؤخَذُ بِعَزائمِهِ و منه رُخصَةٌ صاحِبُها فيها بالخِيارِ إن شاءَ أخَذَ و إن شاءَ تَرَكَها ، و مِنهُ رُخصَةٌ ظاهِرُها خِلافُ باطِنِها يُعمَلُ بظاهِرِها عندَ التَّقيَّةِ و لا يُعمَلُ بباطِنِها مَع التَّقيَّةِ ، و مِنهُ مُخاطَبَةٌ لِقَومٍ و المَعنى لآخَرينَ ، و مِنهُ مُخاطَبَةٌ للنبيِّ صلى الله عليه و آله و مَعناهُ واقِعٌ على اُمَّتِهِ ، و مِنهُ لا يُعرَفُ تَحريمُهُ إلاّ بتَحلِيلِهِ ، و مِنهُ ما تَأليفُهُ و تَنزيلُهُ على غيرِ معنى ما اُنزِلَ فيهِ و مِنهُ رَدٌّ مِن اللّه ِ تعالى و احتِجاجٌ على جَميعِ المُلحِدينَ و الزَّنادِقةِ و الدَّهريّةِ و الثَّنَويّةِ و القَدَريّةِ و المُجَبِّرَةِ و عَبَدَةِ الأوثانِ و عَبَدَةِ النِّيرانِ ، و مِنهُ احتِجاجٌ علَى النَّصارى في المَسيحِ عليه السلام ، و مِنهُ الرَّدُّ علَى اليَهودِ ، و مِنهُ الرَّدُّ على مَن زَعَمَ أنَّ الإيمانَ لا يَزيدُ و لا يَنقُصُ و أنَّ الكُفرَ كذلكَ ، و مِنهُ رَدٌّ على مَن زَعَمَ أن ليسَ بَعدَ المَوتِ و قَبلَ القِيامَةِ ثَوابٌ و عِقابٌ .
 خداوند تبارك و تعالى، قرآن را بر هفت قِسْم نازل فرموده است كه هر بخشى از آن شفا دهنده و كفايت كننده است. و اين هفت قسم عبارتند از: امر و نهى و ترغيب و ترساندن و جدل و مَثَل و حكايات. در قرآن آيات ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام و مقدّم و مؤخّر و واجبات و رخصتها و حلال و حرام و فرايض و احكام، و منقطع و معطوف، و منقطع نا معطوف، و حرفى به جاى حرف ديگر، وجود دارد بعضى از كلمات قرآن، لفظش خاصّ است و بعضى لفظش عام است و عموميت را مى رساند و برخى لفظش مفرد است و معنايش جمع و برخى لفظش جمع است و معنايش مفرد. برخى لفظش ماضى است و معنايش مستقبل. برخى لفظش خبرى است و معنايش حكايت از قومى ديگر. بعضى از آنها باقى است و از جهت و معناى اصليش [به معناى ديگر] برگردانده شده است. بعضى از آنها معنايى خلاف تنزيلش دارد و برخى تأويل و تنزيلش يكى است و بعضى تأويلش پيش از تنزيل آن است و بعضى تأويلش بعد از تنزيلش. در قرآن آياتى هست كه قسمتى از آن، در سوره اى است و دنباله آن در سوره اى ديگر. آياتى هست كه نصفش منسوخ است و نصفش به حال خود باقى است [و نسخ نشده]، بعضى از آيات آن الفاظشان متفاوت اما معنايشان با هم يكسان است، آياتى هم هست كه لفظشان يكسان ، اما معنايشان متفاوت است. بعضى آيات ناظر به رخصت است و بعد از قطعيت، دست باز گذاشته شده است؛ زيرا خداوند عزّ و جلّ دوست دارد همان گونه كه به واجبات و احكام قطعيش عمل مى شود ، به اجازات و رخصتهايش نيز عمل شود بعضى از قرآن، رخصت است و شخص مكلّف آزاد است كه اگر خواست آنها را انجام دهد و اگر خواست ترك كند. بعضى از آن رخصتى است كه ظاهرش بر خلاف باطنش مى باشد، به ظاهر آن به گاه تقيّه عمل مى شود ولى به باطن آن در تقيّه [هم ]نمى توان عمل كرد. بعضى از قسمتهاى قرآن خطابش به عدّه اى است ولى مقصود ديگران هستند. برخى از آن آيات مخاطبش پيامبر صلى الله عليه و آله است، اما مقصودش امّت او هستند. بعضى از قسمتهاى آن هست كه حرام شمردنش جز با حلال شمردن آن شناخته نمى شود و قسمتهايى هم در قرآن هست كه تأليف و تنزيل آن بر غير معنايى است كه درباره آن نازل شده است بعضى از قسمتهاى قرآن، هست كه پاسخ خداوند متعال و احتجاج و حجّت آورى او بر همه ملحدان و زنديقان و دهريه و ثنويه و قدريه و جبريه و بت پرستان و آتش پرستان، است و قسمتهايى از آن، احتجاج بر ضد مسيحيان [و اعتقادشان ]درباره عيسى عليه السلام است و قسمتهايى از آن ردّ بر يهوديان و قسمتهايى از آن پاسخ به كسانى است كه مى گويند، نه ايمان قابل افزايش و كاهش است نه كفر. قسمتهايى از آن نيز در پاسخ به كسانى است كه خيال مى كنند بعد از مرگ و پيش از قيامت پاداش و كيفرى در كار نيست.

( بحار الأنوار : ۹۲/۱۸۶/۳ )

آيات محكم و متشابه

امام على عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از معناى محكم و متشابه در كتاب خداوند عزّ و جلّ ـ فرمود :

أمّا المُحكَمُ الذي لم يَنسَخْهُ شيءٌ مِن القرآنِ فهُو قَولُ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ : «هُوَ الّذي أنزَلَ عَلَيكَ الكِتابَ مِنهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ اُمُّ الكِتابِ و اُخَرُ مُتَشابِهاتٌ» و إنّما هَلَكَ الناسُ في المُتَشابِهِ لأنَّهُم لم يَقِفُوا على مَعناهُ و لَم يَعرِفُوا حَقيقَتَهُ ، فَوَضَعُوا لَهُ تأويلاتٍ مِن عندِ أنفُسِهِم بآرائهِم و استَغنَوا بذلكَ عن مَسألةِ الأوصياءِ ···و أمّا المُتَشابِهُ مِن القرآنِ فهُو الذي انحَرَفَ مِنهُ ، مُتَّفِقُ اللَّفظِ مُختَلِفُ المَعنى ، مِثلُ قَولِهِ عَزَّ و جلَّ : «يُضِلُّ اللّه ُ مَن يَشاءُ و يَهدِي مَن يَشاءُ»(إبراهيم : ۴). فَنَسَبَ الضَّلالَةَ إلى نفسِهِ في هذا المَوضِعِ ، و هذا ضَلالُهُم عن طريقِ الجَنّةِ بفِعلِهِم ، و نَسَبَهُ إلَى الكُفّارِ في مَوضِعٍ آخَرَ و نَسَبَهُ إلَى الأصنامِ في آيَةٍ اُخرى
محكم، آن آيه اى است كه چيزى از قرآن آن را نسخ نكرده است؛ اين است سخن خداوند عزّ و جلّ كه مى فرمايد: «اوست كسى كه كتاب را بر تو نازل كرد. برخى از آن آياتى محكمند كه اساس كتابند و برخى ديگر متشابهند». مردم، در آيات متشابه به هلاكت افتاده اند؛ زيرا معناى آنها را نفهميدند و حقيقت آنها را نشناختند. از اين رو، با آراى شخصىِ خود، آنها را تأويل و توجيه كردند و بدين سان خود را از رجوع به اوصيا و پرسيدن از آنها بى نياز دانستند···امّا متشابه قرآن، آن است كه از [معناى واقعى از ظاهر ]آن منحرف شده است. لفظش يكى و معنايش متفاوت است، مانند اين سخن خداوند عزّ و جلّ: «خدا هر كه را بخواهد بيراه مى نهد و هر كه را خواهد هدايت مى كند». در اين جا بيراه نهادن را به خودش نسبت داده است و اين بيراه نهادن آنها از راه بهشت است به سبب افعال و اعمال خودشان. در جايى ديگر گمراهى را به كفّار نسبت داده و در آيه اى ديگر به بتها منتسب كرده است.

( بحار الأنوار : ۹۳/۱۱ )

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از محكم و متشابه ـ فرمود :

المُحكَمُ ما نَعمَلُ بهِ ، و المُتَشابِهُ ما اشتَبَهَ على جاهِلِهِ
 محكم ، آن آيه اى است كه به آن عمل مى كنيم و متشابه، آيه اى است كه بر كسى كه از آن شناخت ندارد مشتبه مى شود.

( بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۲/۱۵ )

امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به همين پرسش ـ فرمود : 

المُحكَمُ ما يُعمَلُ بهِ ، و المُتَشابِهُ الذي يُشبِهُ بَعضُهُ بَعضا .
محكم ، آن است كه بدان عمل مى شود و متشابه، آن است كه برخى از آن با برخى ديگر شبيه است .

( بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۳/۱۹ )

امام صادق عليه السلام :

إنّ القرآنَ فيهِ مُحكَمٌ و مُتَشابِهٌ ، فأمّا المُحكَمُ فنُؤمِنُ بهِ و نَعمَلُ بهِ و نَدينُ بهِ ، و أمّا المُتَشابِهُ فنُؤمِنُ بهِ و لا نَعمَلُ بهِ .
همانا در قرآن محكمى است و متشابهى. به آياتِ محكم، ايمان داريم و بدانها عمل مى كنيم و به آياتِ متشابه، ايمان داريم ولى به كارشان نمى بنديم.

( بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۳/۲۱ )

امام رضا عليه السلام :

مَن رَدَّ مُتَشابِهَ القرآنِ إلى مُحكَمِهِ هُدِيَ إلى صِراطٍ مُستَقيمٍ .
هركه متشابه قرآن را به محكمِ آن ارجاع دهد، به راه راست هدايت شده است.

( عيون أخبار الرِّضا : ۱/۲۹۰/۳۹ )

اشارت هاى قرآن

امام صادق عليه السلام :

إنَّ اللّه َ بَعَثَ نَبيَّهُ ب«إيّاكَ أعني و اسمَعي يا جارَة» .
خداوند پيامبر خود را بر طبق ضرب المثل «به در مى گويم كه ديوار بشنود»، مبعوث كرده است.

( بحار الأنوار : ۹۲/۳۸۱/۱۲ )

امام صادق عليه السلام :

نَزَلَ القرآنُ ب«إيّاكَ أعني و اسمَعي يا جارَة» .
 قرآن مطابق ضرب المثل «به در مى گويم كه ديوار بشنود»، نازل شده است.

( الكافي : ۲/۶۳۱/۱۴)

امام صادق عليه السلام :

ما عاتَبَ اللّه ُ نَبيَّهُ فهو يَعني بهِ مَن قد مَضى في القرآنِ مِثلُ قَولِهِ : «و لو لا أنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إلَيهِم شَيئا قَليلاً» (الإسراء : ۷۴). عَنى بذلكَ غَيرَهُ
 هر چه خداوند عزّ و جلّ به پيامبرش عتاب فرموده، مقصود از آن ديگران است، مانند اين سخن خداوند كه: «و اگر نبود كه ما تو را استوار گردانيديم، نزديك بود كه به سوى آنها اندكى متمايل شوى»، مقصود از اين كلام [عتاب]غير پيامبر است.

( تفسير العيّاشي : ۱/۱۰/۵)

امام رضا عليه السلام ـ درباره آيه «خدا تو را ببخشد چرا به آنها اجازه دادى» ـ فرمود :

هذا مِمّا نَزَلَ ب«إيّاكَ أعني و اسمَعي يا جارَة» ··· و كذلكَ قولُهُ عَزَّ و جلَّ : «لَئنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكونَنَّ مِنَ الخَاسِرينَ» ( التوبة : ۴۳). و قولُهُ عَزَّ و جلَّ : «و لَو لا أنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إلَيْهِمْ شَيئا قَليلاً» (الزمر : ۶۵ ).
 اين از جمله آياتى است كه طبق ضرب المثل «به در مى گويم كه ديوار بشنود»، نازل شده است ··· همچنين آيه «اگر شرك آورى، هر آينه عمل تو بر باد رود و مسلّما از زيانكاران خواهى شد» و نيز آيه «و اگر نبود كه ما تو را استوار گردانيديم، هر آينه نزديك بود كه به سوى آنها اندكى متمايل شوى».

( عيون أخبار الرِّضا : ۱/۲۰۲/۱ )

 

وجوه قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

القرآنُ ذو وُجوهٍ ، فَاحمِلُوهُ على أحسَنِ وُجوهِهِ .
 قرآن، وجوه گوناگون دارد. پس آن را بر بهترين وجوهش حمل (معنا) كنيد.

( كنز العمّال : ۲۴۶۹ )

امام على عليه السلام ـ به عبد اللّه بن عبّاس وقتى او را براى گفتگو با خوارج و اقامه حجّت بر آنان فرستاد ـ فرمود :

لا تُخاصِمْهُم بالقرآنِ ؛ فإنَّ القرآنَ حَمّالٌ ذو وُجوهٍ ، تَقولُ و يَقولونَ ، و لكنْ حاجِجْهُم (خاصِمْهُم) بالسُّنَّةِ ، فإنّهُم لن يَجِدُوا عَنها مَحيصا .
 با آنان به وسيله قرآن ستيزه مكن؛ زيرا قرآن وجوه گوناگونى دارد. تو چيزى مى گويى و آنها چيزى مى گويند، بلكه با آنان به وسيله سنّت احتجاج كن؛ زيرا كه آنان در برابر سنّت راه گريزى (توجيهى) ندارند.

( نهج البلاغة : الكتاب ۷۷ )

الدرّ المنثور ـ به نقل از عكرمه ـ :

سَمِعتُ ابنَ عبّاسٍ يُحَدِّثُ عنِ الخَوارجِ الذينَ أنكَرُوا الحُكومَةَ فَاعتَزَلُوا عليَّ بنَ أبي طالبٍ ، قالَ : فاعتَزَلَ مِنهُم اثنا عَشَرَ ألفا فَدَعاني عليٌّ فقالَ : اذهَبْ إلَيهِم فخاصِمْهُم و ادْعُهُم إلَى الكتابِ و السُّنَّةِ ، و لا تُحاجَّهُم بالقرآنِ فإنّهُ ذو وُجوهٍ ، و لكنْ خاصِمْهُم بالسُّنَّةِ .
 شنيدم كه ابن عباس درباره خوارج، همانان كه حكميّت را نپذيرفتند و از على بن ابى طالب جدا شدند، سخن مى گويد. او گفت: دوازده هزار نفر از خوارج از سپاه على كناره گرفتند؛ على مرا فرا خواند و فرمود: نزد ايشان برو و آنان را به كتاب و سنّت فرا خوان و به وسيله قرآن با آنان احتجاج نكن؛ زيرا قرآن وجوه گوناگون دارد، بلكه به وسيله سنّت [پيامبر] با ايشان بحث كن.

( الدرّ المنثور : ۱/۴۰ )

اُمّ القرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

«الحَمدُ للّه ِِ رَبِ العالَمينَ» اُمُّ القرآنِ و اُمُّ الكتابِ و السَّبعُ المَثاني .
 سوره حمد، اُمّ القرآن و اُمّ الكتاب و سبع المثانى است.

( الدرّ المنثور : ۱/۱۲ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

«الحَمدُ للّه ِِ رَبِّ العالَمينَ» سَبعُ آياتٍ ، «بسمِ اللّه ِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» إحداهُنَّ، و هِي السَّبعُ المَثاني و القرآنُ العَظيمُ ، و هِي اُمُّ القرآنِ .
سوره حمد، هفت آيه است، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» يكى از آن هفت آيه مى باشد. سوره حمد، سبع المثانى و قرآن عظيم و اُمّ القرآن است.

( الدرّ المنثور : ۱/۱۲)

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

ما أنزَلَ اللّه ُ في التَّوراةِ و لا في الإنجيلِ و لا في الزَّبورِ و لا في الفُرقانِ مِثلَ اُمِّ القرآنِ .
 خداوند نه در تورات و نه در انجيل و نه در زبور و نه در فرقان، همانند اُمّ القرآن (سوره حمد) نازل نكرده است.

( الدرّ المنثور : ۱/۱۳ )

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

مَن قَرَأَ فاتِحَةَ الكتابِ فكأنَّما قَرَأَ التَّوراةَ و الإنجيلَ و الزَّبورَ و الفُرقانَ
هر كه فاتحة الكتاب را بخواند، چنان است كه تورات و انجيل و زبور و فرقان را خوانده باشد.

( الدرّ المنثور : ۱/۱۶ )

الدرّ المنثور ـ به نقل از ابو سعيد بن معلّى ـ :

كنتُ اُصَلّي فَدَعاني النّبيُّ صلى الله عليه و آله فلَم اُجِبهُ ، فقالَ : أ لَم يَقُلِ اللّه ُ : «اسْتَجِيبُوا للّه ِِ و لِلرَّسولِ إذا دَعاكُم» ( الأنفال : ۲۴).؟ !ثُمّ قالَ : لاَُعَلِّمَنَّكَ أعظَمَ سُورَةٍ في القرآنِ قبلَ أن تَخرُجَ مِن المَسجِدِ ، فَأخَذَ بِيَدي ، فلَمّا أرَدنا أن نَخرُجَ قلتُ : يا رسولَ اللّه ِ ، إنّكَ قلتَ : لاَُعَلِّمَنَّكَ سُورَةً في القرآنِ ؟ قالَ : «الحَمدُ للّه ِِ ربِّ العالَمينَ» هي سَبعُ المَثاني و القرآنُ العَظيمُ الذي اُوتيتُهُ .

 در حال نماز بودم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا صدا زد ولى جواب او را ندادم. حضرت فرمود : مگر خداوند نفرموده است: «هر گاه خدا و رسول شما را صدا زدند ، جواب بدهيد»؟ سپس فرمود: پيش از آن كه مسجد را ترك كنى ، با عظمت ترين سوره قرآن را به تو مى آموزم. حضرت دستم را گرفت و چون نزديك در مسجد رسيديم، عرض كردم: اى رسول خدا! شما فرموديد كه: با عظمت ترين سوره قرآن را به تو مى آموزم. حضرت فرمود: «الحمد للّه رب العالمين» (سوره حمد) همان سبع المثانى و قرآن عظيمى است كه به من داده شده است.

( الدرّ المنثور : ۱/۱۳ )

قلب قرآن

امام صادق عليه السلام :

 إنّ لِكُلِّ شيءٍ قَلبا، و إنّ قَلبَ القرآنِ يس .
هر چيزى، قلبى دارد و قلب قرآن سوره يس است.

( ثواب الأعمال : ۱۳۸/۱ )

عظيم ترين آيه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

أعظَمُ آيَةٍ في القرآنِ آيَةُ الكُرسِيِّ .
 با عظمت ترين آيه قرآن، آية الكرسى است.

( كنز العمّال : ۲۵۳۹ )

عدالت خواه ترين آيه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

و أعدَلُ آيَةٍ في القرآنِ «إنَّ اللّه َ يَأْمُرُ بِالعَدلِ و الإحسانِ» .
 عدالت خواه ترين آيه قرآن آيه «همانا خداوند به عدل و احسان فرمان مى دهد»  (نحل،90)تا آخر آيه است.

( كنز العمّال : ۲۵۳۹ )

ترس آورترين آيه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

و أخوَفُ آيَةٍ في القرآنِ «فَمَنْ يَعمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيرا يَرَهُ * و مَنْ يَعمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرّا يَرَهُ»(زلزله7و8)
ترس آورترين آيه قرآن آيه : «پس هر كس هم سنگ ذره اى خوبى كند، آن را مى بيند و هر كس هم سنگ ذرّه اى بدى كند، آن را مى بيند» است.

( كنز العمّال : ۲۵۳۹ )

اميد بخش ترين آيه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :

 و أرجى آيَةٍ في القرآنِ «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أسْرَفُوا على أنفُسِهِم لا تَقْنَطُوا مِن رَحمَةِ اللّه ِ» (زمر،53).
 اميد بخش ترين آيه قرآن آيه: «بگو: اى بندگان من كه بر خويشتن ستم كرديد! از رحمت خدا نوميد نشويد» است.

( كنز العمّال : ۲۵۳۹ )

 

میزان الحکمه،جلد نهم.

افزودن دیدگاه جدید