منوی اصلی

نعمت ها از نظر احادیث

نعمت ها از نظر احادیث

نعمت هاى بى شمار خداوند

امام على عليه السلام : 
 الحَمدُ للّه ِ الذي لا يَبلُغُ مِدحَتَهُ القائلونَ ، و لا يُحصِي نَعماءَهُ العادُّونَ
سپاس خداوندى را كه سخنوران در ستودنش در مانند و شمارندگان ، شمردن نعمت هايش را ندانند.
امام على عليه السلام ـ در سفارش به كميل ـ فرمود : 
 يا كُمَيلُ ، إنّهُ لا تَخلو مِن نِعمَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ عِندَكَ و عافِيَتِهِ ، فلا تَخْلُ مِن تَحميدِهِ و تَمجيدِهِ و تَسبيحِهِ و تَقديسِهِ و شُكرِهِ و ذِكرِهِ على كلِّ حالٍ
اى كميل! تو هيچ گاه از نعمت و عافيت خداوند عزّ و جلّ بى بهره نيستى. پس در هيچ حال از ستايش و تمجيد و تسبيح و تقديس و شكر و ياد او دست برندار.
امام على عليه السلام :
لم تَخْلُ مِن لُطفِهِ مَطْرِفَ عَينٍ ، في نِعمَةٍ يُحدِثُها لَكَ ، أو سَيِّئةٍ يَستُرُها علَيكَ ، أو بَلِيَّةٍ يَصرِفُها عنكَ
 در نعمتى كه براى تو پديد آورده، يا گناهى كه از تو فرو پوشانده، يا بلايى كه از تو دور ساخته، چشم بر هم زدنى از لطف او بى بهره نبوده اى.
امام على عليه السلام : 
الحَمدُ للّه ِ غيرَ مَقنوطٍ مِن رَحمَتِهِ ، و لا مَخلُوٍّ مِن نِعمَتِهِ
ستايش ، خداوند را در حالی كه نه از رحمتش نوميديم و نه از نعمتش خالى .
امام على عليه السلام ـ در بيان قدرت خداوند ـ فرمود :
سبحانَكَ ما أعظَمَ شأنَكَ ! ··· و ما أسبَغَ نِعَمَكَ في الدُّنيا ، و ما أصغَرَها في نِعَمِ الآخِرَةِ !
 منزّهى تو، چه بزرگ است مقام و منزلت تو!··· و چه بسيار است نعمت هاى تو در دنيا و چه كوچك است اين نعمت ها در برابر نعمت هاى آخرت!
 امام على عليه السلام :
 لَو فَكَّروا في عَظيمِ القُدرَةِ ، و جَسيمِ النِّعمَةِ ، لَرَجَعوا إلَى الطَّريقِ ، و خافُوا عَذابَ الحَريقِ ، و لكنَّ القُلوبَ عَليلَةٌ ، و البَصائرَ مَدخولَةٌ !
 اگر درباره قدرت عظيم و نعمت هاى بزرگ و بى شمار خداوند مى انديشيدند، بى گمان به راه [راست ]بر مى گشتند و از عذاب سوزان مى ترسيدند، اما دل ها بيمار و ديدگان معيوبند!
امام زين العابدين عليه السلام ـ هرگاه آيه «و اِنْ تعدّوا نعمة اللّه لا تحصوها» را مى خواند ـ مى فرمود : 
سبحانَ مَن لَم يَجعَل في أحَدٍ مِن مَعرِفَةِ نِعَمِهِ إلاّ المَعرِفَةَ بالتّقصيرِ عَن مَعرِفَتِها ، كما لَم يَجعَلْ في أحَدٍ مِن مَعرِفَةِ إدراكِهِ أكثَرَ مِن العِلمِ أنَّهُ لا يُدرِكُهُ ، فشَكَرَ جَلّ و عَزّ مَعرِفَةَ العارِفينَ بالتَّقصيرِ عَن مَعرِفَةِ شُكرِهِ فجَعَلَ مَعرِفَتَهُم بالتَّقصيرِ شُكرا ، كما علِمَ عِلمَ العالِمينَ أنَّهُم لا يُدرِكونَهُ فجَعَلَهُ إيمانا ، عِلما مِنهُ أنّهُ قَد وَسِعَ العِبادَ فلا يَتَجاوزُ ذلكَ ؛ فإنَّ شيئا مِن خَلقِهِ لا يَبلُغُ مَدى عِبادَتِهِ ، و كيفَ يَبلُغُ مَدى عِبادَتهِ مَن لا مَدىً لَهُ و لا كَيفَ ؟! تَعالىَ اللّه ُ عن ذلكَ عُلُوّا كَبيرا
منزّه است خدايى كه به هيچ كس توان شناخت نعمت هايش را نداد مگر همين اندازه كه بدانند از شناخت نعمت هاى او ناتوانند، همچنان كه به هيچ كس قدرت بر شناخت خويش را نداد، مگر همين اندازه كه بدانند از ادراك او ناتوانند. پس خداوند عزّ و جلّ آگاهى عارفان را از اين نكته كه از شناخت (به جا آوردن) شكر او قاصرند، مورد قدردانى قرار داد و همان آگاهيشان از تقصير را به منزله سپاسگزارى ايشان گرفت. همچنان كه علم عالمان را از اين نكته كه او را در نمى يابند، دانست و همان را [به منزله ]ايمان قرار داد؛ زيرا مى دانست كه اندازه توان بندگان همين است و از آن فراتر نتوانند رفت. هيچ يك از خلقش، به نهايت عبادتش دست نيابند. چگونه به نهايتِ عبادتِ كسى دست يابند كه او را نهايت و چگونگى نيست؟! خداوند بسى برتر از اين حرف هاست.

نعمت هاى آشكار و نهان

مجمع البيان ـ به نقل از ابن عباس ـ :
سَألتُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله عن قَولهِ تعالى : «ظاهِرَةً و باطِنَةً» فقالَ : يا بنَ عبّاسٍ ، أمّا ما ظَهَرَ فالإسلامُ ، و ما سَوَّى اللّه ُ مِن خَلقِكَ ، و ما أفاضَ علَيكَ مِن الرِّزقِ . و أمّا ما بَطَنَ فسَتَرَ مَساوئَ عَمَلِكَ و لَم يَفضَحْكَ بهِ ، يا ابنَ عبّاسٍ، إنّ اللّه َ تعالى يَقولُ : ثلاثَةٌ جَعَلتُهُنَّ لِلمُؤمن و لَم تَكُن لَهُ : صَلاةُ المُؤمِنينَ علَيهِ مِن بَعدِ انقِطاعِ عَمَلِهِ ، و جَعَلتُ لَهُ ثُلثَ مالِهِ اُكَفِّرُ بهِ عنهُ خَطاياهُ ، و الثّالِثُ : سَتَرتُ مَساوِئَ عمَلِهِ و لَم أفضَحْهُ بشَيءٍ مِنهُ و لَو أبدَيتُها علَيهِ لَنبَذَهُ أهلُهُ فمَن سِواهُم ···و قالَ الباقرُ عليه السلام : النِّعمَةُ الظّاهِرَةُ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله و ما جاءَ بهِ النَّبيُّ مِن مَعرِفَةِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ و تَوحيدِهِ ، و أمّا النِّعمَةُ الباطِنَةُ فوَلايَتُنا أهلَ البَيتِ و عَقدُ مَوَدَّتِناقال الطبرسي قدس سره : و لا تَنافيَ بينَ هذهِ الأقوالِ، و كلُّها نِعَمُ اللّه ِ ، و يَجوزُ حَملُ الآيةِ علَى الجَميعِ .
 از پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن خداوند متعال را كه فرمود : «ظاهرة و باطنة» پرسيدم، فرمود : اى پسر عباس! نعمت هاى آشكار، اسلام است و آفرينش نيكو و كاملى كه براى تو قرار داده و روزى سرشارى كه به تو بخشيده است. و نعمت هاى نهان، پوشاندن اعمال بد تو و رسوا نساختن تو به وسيله آنهاست. اى پسر عباس! خداى متعال مى فرمايد : سه چيز است كه من براى مؤمن قرار دادم در حالى كه او را در آنها اختيارى نيست. اول دعاى مؤمنان براى او بعد از تمام شدن دوران عملش [پس از مرگ]. دوم، اختيار يك سوم مالش را به دست او دادم تا به وسيله آن گناهان او را پاك كنم ، و سوم : كردارهاى زشت او را پوشاندم و به وسيله آنها رسوايش نساختم. در صورتى كه اگر اعمال زشت او را آشكار مى كردم خانواده اش او را دور مى انداختند چه رسد به ديگران···حضرت باقر عليه السلام نيز فرمود : نعمت آشكار عبارت است از وجود پيامبر صلى الله عليه و آله و شناخت خداوند عزّ و جلّ و توحيد او كه آن حضرت آورده است. و نعمت پنهان و باطنى، ولايت ما اهل بيت است و دل دادن به محبّت ماشيخ طَبرِسى قدس سره پس از نقل اين اقوال مى گويد: [بايد دانست كه] ميان اين گفته ها منافاتى نيست؛ چرا كه همه اينها نعمت هاى خداست و مى توان همه آنها را مصداق آيه شريفه دانست.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در همين باره ـ فرمود : 
 أمّا الظّاهِرَةُ فما سَوّى مِن خَلقِكَ ، و أمّا الباطِنَةُ فما سَتَرَ مِن عَورَتِكَ ، و لَو أبداها لَقَلاكَ أهلُكَ فمَن سِواهُم .
[اى پسر عباس!] نعمت ظاهرى، آفرينش هماهنگ و موزون توست و نعمت باطنى، پوشاندن معايب و زشتى هاى توست كه اگر آنها را آشكار مى ساخت، خانواده ات هم از تو متنفّر و گريزان مى شدند چه رسد به ديگران.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در همين باره به ابن عباس ـ فرمود
أمّا الظّاهِرَةُ فالإسلامُ، و ما حَسَّنَ مِن خَلقِكَ ، و ما أسبَغَ علَيكَ مِن الرِّزقِ ، و أمّا الباطِنَةُ يا ابنَ عبّاسٍ فما سَتَرَ علَيكَ مِن عُيوبِكَ .
 نعمت آشكار همان اسلام است و آفرينش نيكو و هماهنگ تو و روزى فراوانى كه به تو عطا كرده است و نعمت نهانى، اى پسر عباس! پوشاندن عيب هاى توست.
امام على عليه السلام ـ درباره پيامبر صلى الله عليه و آله ـ گفت :
فهُو أمينُكَ المَأمونُ ، و شَهيدُكَ يَومَ الدِّينِ ، و بَعيثُكَ نِعمَةً ، و رَسولُكَ بالحَقِّ رَحمَةً .
 او امين و مورد اطمينان توست و گواه تو در روز جزا و نعمتى است كه به عنوان پيامبر برانگيخته اى و رحمتى است كه به حق او را فرستاده اى.
امام على عليه السلام ـ درباره پيامبر صلى الله عليه و آله ـ فرمود : 
 فَما أعظَمَ مِنَّةَ اللّه ِ عِندَنا حِينَ أنعَمَ علَينا بهِ سَلَفا نَتَّبِعُهُ ، و قائدا نَطَأُ عَقِبَهُ ! .
چه بزرگ است منّت خدا بر ما از اينكه نعمت وجود چنين پيغمبرى را عطايمان كرده كه پيشرو ماست و ما پيرو او هستيم و رهبرى است كه پا جاى پاى او مى گذاريم!
امام على عليه السلام :
كَفى بالقَناعَةِ مُلكا ، و بحُسنِ الخُلقِ نَعيما .
 [آدمى را] مُلك قناعت و نعمتِ خوى نيكْ بس است.
امام على عليه السلام : 
 إنّ مِن النِّعمَةِ تَعَذُّرَ المَعاصي .
امكان گناه نيافتن، خود نعمتى است.
امام على عليه السلام :
إنّ للّه ِ تعالى في السَّرّاءِ نِعمَةَ الإفضالِ ، و في الضَّرّاءِ نِعمَةَ التَّطهيرِ .
 نعمتِ خداى متعال در زمان گشايش و خوشى، فضل و احسان است و در زمان سختى ها، پاكسازى و تطهير [از گناهان].
امام كاظم عليه السلام ـ نيز در همين باره ـ فرمود : 
النِّعمَةُ الظّاهِرَةُ الإمامُ الظّاهِرُ ، و الباطِنَةُ الإمامُ الغائبُ .
نعمت آشكار وجود امام آشكار است و نعمت نهان، وجود امام غايب است.

نخستين و بزرگترين نعمت ها

الأمالى للطوسى : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به على عليه السلام ـ فرمود :
 قُل ما أوَّلُ نِعمَةٍ بلاكَ .اللّه ُ عَزَّ و جلَّ و أنعَمَ علَيكَ بِها ؟ قالَ : أن خَلَقَني جَلّ ثَناؤهُ و لَم أكُ شيئا مَذكورا ، قالَ : صَدَقتَ .
 بگو ببينم نخستين نعمتى كه خداوند عزّ و جلّ تو را به آن آزمود و با آن تو را نواخت، چيست؟ عرض كرد : اينكه خداوند ـ جلّ ثناؤه ـ مرا از هيچ آفريد. فرمود : درست گفتى.
امام على عليه السلام : 
إنّ مِن النِّعَمِ سَعَةَ المالِ ، و أفضَلُ مِن سَعَةِ المالِ صِحَّةُ البَدَنِ ، و أفضَلُ مِن صِحَّةِ البَدَنِ تَقوَى القَلبِ .
يكى از نعمت ها گشايش مالى است و برتر از گشايش مالى، تندرستى است و برتر از تندرستى پرهيزگارى دل است.
امام على عليه السلام : 
 إنَّ اللّه َ سبحانَهُ قَدِ امتَنَّ على جَماعَةِ هذهِ الاُمَّةِ فيما عَقَدَ بَينَهُم مِن حَبلِ هذهِ الاُلفَةِ الّتي يَنتَقِلونَ في ظِلِّها ، وَ يأوُونَ إلى كَنَفِها، بنِعمَةٍ لا يَعرِفُ أحَدٌ مِن المَخلوقينَ لَها قِيمَةً؛ لأنَّها أرجَحُ مِن كُلِّ ثَمَنٍ ، و أجَلُّ مِن كُلِّ خَطَرٍ .
خداوند سبحان بر اين امت منّت نهاد و رشته الفتى را كه در سايه آن زندگى كنند و در پناه آن محفوظ مانند، ميانشان ايجاد كرد و اين نعمتى است كه هيچ يك از مخلوقات نمى تواند قيمتى براى آن معيّن كند؛ زيرا از هر بهايى سنگين تر و از هر مهمّى مهم تر است.
امام باقر عليه السلام :
لا نِعمَةَ كالعافِيَةِ ، و لا عافِيَةَ كمُساعَدَةِ التَّوفيقِ .
 هيچ نعمتى چون عافيت نيست و هيچ عافيتى چون توفيق داشتن نيست .
امام صادق عليه السلام :
ما أنعَمَ اللّه ُ على عَبدٍ أجَلَّ مِن أن لا يَكونَ في قَلبِهِ مَع اللّه ِ عَزَّ و جلَّ غَيرُهُ .
 خداوند به هيچ بنده اى نعمتى بزرگتر و ارزنده تر از اين نداده است كه در دل او با خداوند عزّ و جلّ غير خدا نباشد.

ترغيب به يادآورىِ نعمت هاى خدا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره آيه «و ايّام خدا را به آنان يادآورى كن» ـ فرمود : 
 بنِعَمِ اللّه ِ و آلائهِ .
يعنى نعمت ها و الطاف او را.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره همين آيه ـ فرمود :
 أيّامُ اللّه ِ نَعماؤهُ و بَلاؤهُ، و هو مَثُلاتُهُ سُبحانَهُ .
 ايّام اللّه ، نعمت هاى اوست و بلاىِ او، همان كيفرهاى خداوند سبحان است .
امام على عليه السلام :
 فبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ ، و واتَرَ إلَيهِم أنبياءَهُ ، لِيَستأدُوهُم مِيثاقَ فِطرَتِهِ ، و يُذَكِّروهُم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ .
 پس، فرستادگان خود را در ميان آنان برانگيخت و پيامبرانش را پياپى به سوى ايشان فرستاد. تا از آنان بخواهند عهد و پيمان الهى را كه در فطرت ايشان است ادا كنند و نعمت فراموش شده فطرت او را به يادشان آورند.
امام صادق عليه السلام ـ درباره همين آيه ـ فرمود : 
بِآلائهِ ، يَعني نِعَمَهُ .
يعنى الطاف و نعمت هاى خداوند.

كسانى كه خداوند به آنان نعمت داده است

امام على عليه السلام :
جاءَ رجُلٌ مِن الأنصارِ إلَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ : يا رسولَ اللّه ِ، ما أستَطيعُ فِراقَكَ ، و إنّي لَأدخُلُ مَنزِلي فأذكُرُكَ فأترُكُ ضَيعَتي ، و اُقبِلُ حتّى أنظُرَ إلَيكَ حُبّا لكَ ، فذَكَرتُ إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ و اُدخِلتَ الجَنّةَ فرُفِعتَ في أعلى عِلِّيِّينَ ، فكَيفَ لي بِكَ يا نَبيَّ اللّه ِ ؟ فنَزَلَت : «و مَن يُطِعِ اللّه َ و الرَّسُولَ ···» فدَعا النَّبيُّ صلى الله عليه و آله الرّجُلَ فَقَرأها علَيهِ و بَشَّرَهُ بذلكَ .
 مردى از انصار خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد : اى رسول خدا! من تحملّ دورى شما را ندارم. هرگاه به منزلم مى روم به ياد شما مى افتم و خانه ام را ترك مى كنم و مى آيم تا شما را ببينم چون شما را دوست دارم. اما به اين فكر هستم كه چون روز قيامت شود و شما به بهشت روى و به عاليترين درجه بهشت برده شوى، من چگونه به شما دسترسى پيدا كنم، اى پيامبر خدا؟ در اين هنگام آيه «و كسانى كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در زمره نعمت داده شدگانى چون پيامبران و . . . خواهند بود···» نازل شد. پيامبر صلى الله عليه و آله آن مرد را صدا زد و به عنوان خبر خوش، آن آيه را براى او خواند.
بحار الأنوار ـ به نقل از سليمان ديلمى ـ : 
كنتُ عندَ أبي عَبدِ اللّه عليه السلام إذ دَخَلَ علَيهِ أبو بَصيرٍ و قَد أخَذَهُ النَّفَسُ فَلَمّا أن أخَذَ مجلِسَهُ قالَ أبو عبدِ اللّه ِ عليه السلام : يا أبا محمّدٍ ؛ ما هذهِ النَّفَسُ العالِي ؟! قال : جُعِلتُ فِداكَ يا بنَ رسولِ اللّه ِ كَبِرَت سِنِّي ، و دَقَّ عَظمي ، و اقتَرَبَ أجَلي ، و لَستُ أدري ما أرِدُ علَيهِ مِن أمرِ آخِرَتي فقالَ أبو عبدِ اللّه ِ عليه السلام : يا أبا محمّدٍ، و إنّكَ لَتَقولُ هذا ؟! فقالَ : و كَيفَ لا أقولُ هذا ؟! فذَكرَ كلاما ، ثُمّ قالَ : يا أبا محمّدٍ، لَقد ذَكرَ(كَ) اللّه ُ في كِتابِهِ المُبينِ : «اُولئكَ مَعَ الّذِينَ أنْعَمَ اللّه ُ علَيْهِم مِنَ النَّبيِّينَ···» فرَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله في الآيةِ «النَّبيِّينَ» ، و نَحنُ في هذا المَوضِعِ «الصِّدِّيقينَ و الشُّهَداءِ»، و أنتُمُ الصّالِحونَ، فتَسَمُّوا بالصَّلاحِ كما سَمّاكُمُ اللّه ُ يا أبا محمّدٍ .
خدمت امام صادق عليه السلام بودم كه ابو بصير وارد شد در حالى كه نفَسش گرفت. وقتى در مكانى نشست حضرت خطاب به او فرمود : اى ابا محمّد! اين نفَسِ بلند براى چيست؟! عرض كرد : فدايت شوم يا بن رسول اللّه ، سنّم زياد شده و استخوان هايم سست گرديده و اجلم نزديك گشته است و نمى دانم در آخرت چه وضعى خواهم داشت؟امام صادق عليه السلام فرمود : اى ابا محمّد! تو چنين سخنى مى گويى؟! عرض كرد : چگونه نگويم؟! حضرت سخنى گفت و سپس فرمود : اى ابا محمّد! خداوند در كتاب مبين خود تو را ياد كرده است، آنجا كه مى فرمايد : «آنان با كسانى هستند كه خداوند به ايشان نعمت داده است [يعنى ]با پيامبران···». در اين آيه [مقصود از ]پيامبران، رسول خداست و ما صدّيقان و گواهانيم و شما همان درستكاران. پس، اى ابا محمّد! خودتان را اهل صلاح و درستكارى بدانيد، همچنان كه خداوند شما را [با اين وصف ]نام برده است.

غفلت از نعمت ها

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 نِعمَتانِ مَفتونٌ فيهِما كَثيرٌ مِن النّاسِ : الفَراغُ و الصِّحَّةُ .
 دو نعمت است كه بسيارى از مردم در آنها آزموده مى شوند [يا به سبب آنها به گمراهى و فساد مى افتند] : فراغت و تندرستى.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 الصِّحَّةُ و الفَراغُ نِعمَتانِ مَكفُورَتانِ .
 تندرستى و فراغت دو نعمتى هستند كه ناسپاسى مى شوند (كسى قدر آنها را نمى داند).
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 نِعمَتانِ مَكفورَتانِ : الأمنُ و العافِيَةُ .
 دو نعمت است كه ناديده گرفته مى شود : امنيّت و سلامت.
امام على عليه السلام : 
 مَن كانَ في النِّعمَةِ جَهِلَ قَدرَ البَلِيَّةِ 
كسى كه در نعمت باشد، قدر گرفتارى را نمى داند.
امام على عليه السلام : 
إنّما يُعرَفُ قَدرُ النِّعَمِ بمُقاساةِ ضِدِّها .
قدر نعمت ها در قياس با ضدّ آنها شناخته مى شود .
امام حسن عليه السلام : 
 تُجهَلُ النِّعَمُ ما أقامَت ، فإذا وَلَّت عُرِفَت .
نعمت ها تا هستند نا شناخته اند و همين كه رفتند [قدرشان ]شناخته مى شوند.
امام صادق عليه السلام :
كَم مِن مُنعَمٍ علَيهِ و هُو لا يَعلَمُ ! .
 بسا كسى كه نعمتى به او ارزانى شده است و خودش نمى داند.

خوش همسايگى با نعمت ها

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 أحسِنوا مُجاوَرَةَ النِّعَمِ ؛ لا تُمِلُّوها و لا تُنَفِّروها ؛ فإنّها قَلّما نَفَرَت مِن قَومٍ فعادَت إلَيهِم .
همسايه خوبى براى نعمت ها باشيد، آنها را آزرده و فرارى نكنيد؛ زيرا به ندرت پيش مى آيد كه نعمتى از مردمى بگريزد و باز به ميان آنان برگردد.
امام على عليه السلام : 
 أحسِنوا صُحبَةَ النِّعَمِ قَبلَ فِراقِها ؛ فإنّها تَزولُ و تَشهَدُ على صاحِبِها بما عَمِلَ فيها .
براى نعمت ها، پيش از آنكه از شما جدا شوند، همدمى نيكو باشيد؛ زيرا نعمت ها مى روند و به نحوه رفتارى كه همدمشان با آنها كرده است گواهى مى دهند.
امام على عليه السلام : 
 اِحذَروا نِفارَ النِّعَمِ ؛ فما كلُّ شارِدٍ بمَردُودٍ .
مواظب باشيد كه نعمت ها نَرَمند؛ زيرا هر گريخته اى باز نمى گردد.
امام صادق عليه السلام :
أحسِنوا جِوارَ النِّعَمِ ، و احذَروا أن تَنتَقِلَ عَنكُم إلى غَيرِكُم ، أما إنّها لَم تَنتَقِلْ عَن أحَدٍ قَطُّ فكادَت أن تَرجِعَ إلَيهِ .
 حق همسايگى نعمت ها را نيكو به جا آوريد و مواظب باشيد كه از شما به ديگرى منتقل نشوند. بدانيد كه اگر نعمت از جوار كسى رخت بربندد، كمتر پيش مى آيد كه دوباره به سوى او باز گردد.
امام رضا عليه السلام : 
أحسِنوا جِوارَ النِّعَمِ ؛ فإنّها وَحشِيَّةٌ ما نَأَت .عَن قَومٍ فعادَت إلَيهِم .
با نعمت ها خوش همسايگى كنيد؛ زيرا كه نعمت ها رمنده اند و اگر از مردمى برمند ديگر به سوى آنان باز نمى گردند.
امام هادى عليه السلام :
 ألقُوا النِّعَمَ بحُسن مُجاوَرَتِها ؛ و التَمِسوا الزِّيادَةَ فيها بالشُّكرِ علَيها ، و اعلَموا أنّ النَّفسَ أقبَلُ شيءٍ لِما اُعطِيَت ، و أمنَعُ شَيءٍ لِما مُنِعَت .
 براى نعمت ها همسايه خوبى باشيد و با سپاسگزارى و قدردانى از آنها، بر نعمت هاى خويش بيفزاييد و بدانيد كه نفْس ، آنچه را به او داده مى شود به راحتى مى پذيرد و در برابر آنچه از آن باز داشته مى شود، به شدت مقاومت مى كند.

عوامل پايندگى نعمت ها

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 إنّ للّه ِ عِبادا اختَصَّهُم بالنِّعَمِ ، يُقِرُّها فيهِم ما بَذَلوها للنّاسِ ، فإذا مَنَعوها حَوَّلَها مِنهُم إلى غَيرِهِم .
خداوند بندگانى دارد كه نعمت ها را در اختيار آنان نهاده است. تا زمانى كه اين نعمت ها را به مردم بذل و بخشش كنند، آنها را در ميانشان نگه مى دارد و هرگاه دريغ ورزند نعمت ها را از آنان به ديگران منتقل مى كند.
امام على عليه السلام :
مَن أخَذَ بالتَّقوى عَزَبَت عنهُ الشَّدائدُ بَعدَ دُنُوِّها ··· و هَطَلَت علَيهِ الكَرامَةُ بَعدَ قُحُوطِها ، و تَحَدَّبَت .علَيهِ الرَّحمَةُ بعدَ نُفورِها ، و تَفَجَّرَت علَيهِ النِّعَمُ بَعدَ نُضُوبِها ، و وَبَلَت علَيهِ البَرَكَةُ بَعدَ إرذاذِها 
 هركه پرهيزگارى پيش گيرد، سختى هايى كه به او نزديك شده اند از وى دور گردند··· و باران كرامتى كه بند آمده است بر او فرو ريزد و رحمت گريخته از او به سوى وى باز گردد و چشمه خشكيده نعمت ها برايش جوشان شود و باران بركت كه نم نم بر او مى بارد به قطراتى درشت و فراوان تبديل شود.
امام على عليه السلام ـ در وصف اسلام ـ فرمود : 
 فيهِ مَرابيعُ النِّعَمِ . و مَصابيحُ الظُّلَمِ ، لا تُفتَحُ الخَيراتُ إلاّ بمَفاتيحِهِ ، و لا تُكشَفُ الظُّلُماتُ إلاّ بمَصابيحِهِ .
  درآن مرتع هاى بهارى نعمت هاست و چراغ هاى زداينده ظلمتها. دَرِ خوبى ها جز با كليدهاى آن گشوده نشود و تاريكى ها جز با چراغ هاى آن كنار نرود.
امام على عليه السلام : 
 أحسَنُ النّاسِ حالاً في النِّعَمِ مَنِ استَدامَ حاضِرَها بالشُّكرِ ، و ارتَجَعَ فائتَها بالصَّبرِ .
نيكو حال ترين مردم نسبت به نعمت ها كسى است كه نعمت هاى موجودش را با شكرگزارى پايدار سازد و نعمت هاى از دست رفته را با شكيبايى بازگرداند.
امام على عليه السلام : 
إذا وصَلَت إلَيكُم أطرافُ النِّعَمِ فلا تُنَفِّروا أقصاها بقِلَّةِ الشُّكرِ .
هرگاه طليعه نعمت ها به شما رسيد، دنباله آنها را، با ناسپاسى، از خود رم ندهيد.
امام على عليه السلام :
مَن بَسَطَ يدَهُ بالإنعامِ حَصَّنَ نِعمَتَهُ مِن الانصِرامِ .
 هر كه دستش را به احسان بگشايد، نعمت خود را از زوال يافتن نگه دارد.
امام على عليه السلام :
 نِعَمُ اللّه ِ علَى العَبدِ مَجلَبَةٌ لِحَوائجِ النّاسِ إلَيهِ ، فمَن قامَ للّه ِ فيها بما يَجِبُ عَرَّضَها لِلدَّوامِ و البَقاءِ ، و مَن لَم يَقُمْ فيها بِما يَجِبُ عَرَّضَها لِلزَّوالِ و الفَناءِ .
 نعمت هاى خدا به بنده، باعث جلب نيازهاى مردم به سوى اوست. پس هركه به خاطر خدا وظيفه اى را كه نسبت به اين نعمت ها دارد به جاى آورَد، آنها را در معرض دوام و پايندگى قرار داده است و هركه به وظيفه خود در اين زمينه عمل نكند، آن نعمت ها را در معرض زوال و نابودى نهاده است.
امام على عليه السلام : 
مَن كَثُرَت نِعَمُ اللّه ِ علَيهِ كَثُرَت حَوائجُ النّاسِ إلَيهِ ، فمَن قامَ للّه ِ فيها بما يَجِبُ فيها عَرَّضَها لِلدَّوامِ و البَقاءِ ، و مَن لَم يَقُمْ فيها بما يَجِبُ عَرَّضَها لِلزَّوالِ و الفَناءِ .
هركه از نعمت هاى خدا بيشتر بهره مند باشد، نيازهاى مردم به او زياد شود. پس، هر كس براى رضاى خدا وظيفه خود را در قبال نعمت ها به جا آورد، آنها را در معرض دوام و پايندگى قرار دهد و هركه به وظيفه خود در اين باره عمل نكند، آن نعمت ها را در معرض زوال و نابودى نهاده است.
امام على عليه السلام : 
يا أيُّها النّاسُ ، إنّ للّه ِ في كُلِّ نِعمَةٍ حَقّا ، فمَن أدّاهُ زادَهُ ، و مَن قَصَّرَ عَنهُ خاطَرَ بزَوالِ النِّعمَةِ و تَعَجُّلِ العُقوبَةِ ، فلْيَراكُمُ اللّه ُ مِن النِّعمَةِ وَجِلِينَ كما يَراكُم مِن الذُّنوبِ فَرِقِينَ
اى مردم! خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر كه آن حقّ را بگزارد، خداوند بر نعمت او بيفزايد و هركه از اداى آن حق فرو گذارى كند، نعمت را در خطر زوال قرار داده و به فرا رسيدن كيفر شتاب بخشيده است. پس، بايد كه خداوند شما را از نعمت ها نگران ببيند همان گونه كه از گناهان ترسانتان مى بيند.
امام على عليه السلام : 
 إنّ مِن حَقِّ مَن عَظُمَ جَلالُ اللّه ِ سبحانَهُ في نَفسِهِ ، و جَلَّ مَوضِعُهُ مِن قَلبِهِ ، أن يَصغُرَ عِندَهُ ـ لعِظَمِ ذلكَ ـ كُلُّ ما سِواهُ ، و إنّ أحَقَّ مَن كانَ كذلكَ لَمَن عَظُمَت نِعمَة اللّه ِ علَيهِ ، و لَطُفَ إحسانُهُ إلَيهِ ؛ فإنّهُ لَم تَعظُمْ نِعمَةُ اللّه ِ على أحَدٍ إلاّ ازدادَ حَقُّ اللّه ِ علَيهِ عِظَما .
كسى كه خداوند سبحان در جان او پر شكوه و جلال است و جايگاه بلند و با عظمتى در دل او دارد، شايسته است كه هر چيزى جز خدا ـ به خاطر بزرگى او ـ در نظرش كوچك باشد و سزاوارترين شخص براى اين حالت كسى است كه خداوند نعمت بزرگى به او داده و مشمول لطف و احسان وى قرار گرفته است؛ زيرا نعمت بزرگ و بسيار خداوند به كسى داده نشد، مگر اينكه بر بزرگى حق خدا بر او نيز [به همان نسبت ]افزوده گشت.
امام على عليه السلام : 
رُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَت نِعمَةً ، و جَلَبَت نِقمَةً .
بسا سخنى كه نعمتى را از كف ربوده و گرفتارى و عذاب پيش آورده است.
امام على عليه السلام ـ در حكم استاندارى مصر به مالك اشتر ـ نوشت :
 إيّاكَ و الدِّماءَ و سَفكَها بغَيرِ حِلِّها ؛ فإنَّهُ لَيس شيءٌ أدنى لِنِقمَةٍ ، و لا أعظَمَ لِتَبِعَةٍ ، و لا أحرى بِزَوالِ نِعمَةٍ ، و انقِطاعِ مُدَّةٍ ؛ مِن سَفكِ الدِّماءِ بغَيرِ حَقِّها .
 زنهار كه خونى را به ناحق بريزى؛ زيرا هيچ چيز به اندازه خونريزى ناروا خشم و انتقام الهى را نزديك نمى كند و بد فرجام نيست و نعمت را زائل نمى كند؛ و رشته زندگى را قطع نمى نمايد.
امام على عليه السلام ـ در همان حكم ـ نوشت : 
 و لَيسَ شَيءٌ أدعى إلى تَغييرِ نِعمَةِ اللّه ِ و تَعجيلِ نِقمَتِهِ من إقامَةٍ على ظُلمٍ ؛ فإنَّ اللّه َ سَميعٌ دَعوَةَ المُضطهَدينَ (المَظلومينَ) ، و هُو لِلظّالِمينَ بالمِرصادِ .
براى تغيير دادن نعمت خدا و شتاب بخشيدن به خشم و عذاب او هيچ چيز مؤثّرتر از پافشارى در ستمگرى نيست؛ زيرا خداوند دعاى ستمديدگان را مى شنود و همواره در كمين ستمكاران است.
امام على عليه السلام : 
ما أنعَمَ اللّه ُ على عَبدٍ نِعمَةً فظَلَمَ فيها ، إلاّ كانَ حَقيقا أن يُزيلَها عَنهُ .
خداوند به هيچ بنده اى نعمتى نداد كه او در حق آن نعمت ستم روا داشت، مگر اينكه سزاوار آن گشت كه خداوند نعمت را از او زائل كند .
امام على عليه السلام : 
 و ايمُ اللّه ِ ، ما كانَ قَومٌ قَطُّ في غَضِّ نِعمَةٍ مِن عَيشٍ فزالَ عَنهُم إلاّ بِذُنوب اجتَرَحوها ؛ لأنَّ اللّه َ لَيسَ بِظَلاّمٍ لِلعَبيدِ . و لَو أنّ النّاسَ حِينَ تَنزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ ، و تَزولُ عَنهُمُ النِّعَمُ ، فَزِعوا إلى رَبِّهِم بصِدقٍ مِن نِيّاتِهِم ، و وَلَهٍ مِن قُلوبِهِم ، لَرَدَّ علَيهِم كُلَّ شارِدٍ ، و أصلَحَ لَهُم كُلَّ فاسِدٍ .
به خدا سوگند، هرگز قومى در زندگىِ مرفّه و پر نعمتى نبوده اند و آن نعمت و رفاه از آنان زائل نشده است مگر به سبب گناهانى كه مرتكب شده اند؛ چرا كه خداوند به بندگانش ستم نمى كند. اگر مردم به هنگامى كه بلاها و سختى ها بر آنان فرود مى آيد و نعمت ها از دستشان مى رود، با نيّت هاى راست و درست و دل هاى مشتاق به پروردگارشان پناه مى برند و استغاثه مى كردند ، هر گريخته اى را به آنان باز مى گرداند و هر تباهى و فسادى را برايشان اصلاح مى نمود.
امام على عليه السلام : 
 إنّ لِلطّاعَةِ أعلاما واضِحَةً ··· مَن نَكَبَ عَنها جارَ عنِ الحَقِّ ، و خَبَطَ في التِّيهِ ، و غَيَّرَ اللّه ُ نِعمَتَهُ ، و أحَلَّ بهِ نِقمَتَهُ .
براى طاعت [از خدا ]نشانه هايى آشكار وجود دارد ··· هر كس كه از آنها بيرون شود از راه حق بيرون رود و به سرگردانى گرفتار آيد و خداوند نعمت خويش را تغيير دهد و عذاب و خشم خود را بر او فرو آورد.
امام على عليه السلام : 
 إذا أرادَ اللّه ُ سبحانَهُ إزالَةَ نِعمَةٍ عَن عَبدٍ كانَ أوّلَ ما يُغَيِّرُ عنهُ عَقلُهُ ، و أشَدُّ شَيءٍ علَيهِ فَقدُهُ .
هرگاه خداوند سبحان بخواهد نعمتى را از بنده اى بگيرد، اولين چيزى كه از او تغيير مى دهد خِرد اوست و سخت ترين چيز برايش اين است كه خِردش را از دست دهد.
امام صادق عليه السلام : 
لا تَدومُ النِّعَمُ إلاّ بعدَ ثَلاثٍ (إلاّ بثَلاثٍ) : مَعرِفَةٌ بما يَلزَمُ للّه ِ سبحانَهُ فيها ، و أداءُ شُكرِها ، و التَّعَبُ فيها .
نعمت ها نپايند مگر بعد از سه كار : شناخت جايگاه شايسته خداوند در نعمت ها، گزاردن شكر آنها، و رنج و زحمت كشيدن براى آنها.
امام صادق عليه السلام :
مَن عَظُمَت نِعمَةُ اللّه ِ علَيهِ اشتَدَّت مَؤونَةُ النّاسِ علَيهِ ، فاستَديموا النِّعمَةَ باحتِمالِ المَؤونَةِ و لا تُعَرِّضوها لِلزَّوالِ ، فقَلَّ مَن زالَتَ عَنهُ النِّعمَةُ فكادَت أن تَعودَ إلَيهِ .
 هر كه نعمت خدا به او زياد شود، بار زحمت و هزينه مردم بر دوش او سنگين تر شود؛ بنا بر اين، با به دوش كشيدن بار زحمت و هزينه مردم نعمت [خود] را پايدار سازيد و آن را در معرض زوال قرار ندهيد؛ زيرا به ندرت پيش مى آيد كه نعمتى از كسى زوال يابد و دوباره به او باز گردد.
امام كاظم عليه السلام :
مَنِ اقتَصَدَ و قَنَعَ بَقِيَت علَيهِ النِّعمَةُ، و مَن بَذَّرَ و أسرَفَ زالَت عنهُ النِّعمَةُ 
 كسى كه صرفه جو و قانع باشد، نعمت برايش مى ماند و كسى كه ريخت و پاش و اسراف كند نعمت از او زوال مى يايد.
امام رضا عليه السلام : 
 اِستِعمالُ العَدلِ و الإحسانِ مُؤْذِنٌ بِدَوامِ النِّعمَةِ .
به كار بستن عدالت و نيكوكارى، خبر از دوام نعمت مى دهد.

نافرمانى خدا با كمك نعمت هاى او

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
يَقولُ اللّه ُ تباركَ و تعالى : يا ابنَ آدمَ، ما تُنصِفُني ! أتَحَبَّبُ إلَيكَ بالنِّعَمِ و تَتَمَقَّتُ إلَيَّ بالمَعاصي ، خَيري علَيكَ مُنزَلٌ و شَرُّكَ إلَيَّ صاعِدٌ ! .
خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد : اى پسر آدم! با من به انصاف رفتار نمى كنى! من با نعمت ها به تو اظهار محبّت مى كنم و تو با گناهان با من دشمنى مى ورزى. خوبى من بر تو فرود مى آيد و بدى تو به سوى من فراز مى آيد.
بحار الأنوار : در زبور داوود عليه السلام آمده است : خداى متعال مى فرمايد : 
 يا ابنَ آدمَ، تَسألُني و أمنَعُكَ لِعلمي بما يَنفَعُكَ، ثُمَّ تُلِحُّ علَيَّ بالمَسألَةِ فاُعطيكَ ما سَألتَ، فتَستَعينُ بهِ على مَعصيَتي ! .
اى پسر آدم! تو از من چيزى مى خواهى و من آن را به تو نمى دهم؛ چون مى دانم چه چيز به سود توست. اما تو با اصرار از من مى خواهى و من خواسته ات را به تو مى دهم و آنگاه از آن در راه نافرمانى من كمك مى گيرى!
امام على عليه السلام : 
أقلُّ ما يَلزَمُكُم للّه ِ ألا تَستَعينوا بنِعَمهِ على مَعاصيهِ .
كمترين وظيفه شما در قبال خداوند اين است كه از نعمت هاى او در راه معصيتش كمك نگيريد.
امام على عليه السلام ـ خطاب به كميل ـ فرمود : 
ها إنّ هاهُنا لَعِلما جَمّا (و أشارَ إلى صَدرهِ) لَو أصَبتُ لَهُ حمَلَةً ! بلى أصَبتُ لَقِنا غَيرَ مَأمونٍ علَيهِ ، مُستَعمِلاً آلةَ الدِّين للدّنيا ، و مُستَظهِرا بنِعَمِ اللّه ِ على عِبادِهِ ، و بحُجَجهِ على أوليائهِ .
هان! در اين جا (اشاره به سينه خود فرمود) دانش فراوانى است، اى كاش براى آنها فرا گيرندگانى مى يافتم! البته تيز هوشانى يافته ام، اما اينان امانتدار و مورد اعتماد نيستند، دين را وسيله دنيا مى كنند، با نعمت هاى خدا بر بندگان او برترى مى جويند و با حجّت هاى او بر دوستانش.
امام صادق عليه السلام : 
 إن أرَدتَ أن يُختَمَ بخَيرٍ عَمَلُكَ حَتّى تُقبَضَ و أنتَ في أفضَلِ الأعمالِ، فعَظِّمْ للّه ِ حَقَّهُ أن لا تَبذُلَ نَعماءهُ في مَعاصيهِ .

 اگر مى خواهى عملت ختم به خير شود و وقتى مى ميرى با بهترين اعمال بميرى، حق و حرمت خداى را پاس دار و نعمت هاى او را در راه معاصيش به كار مبر.

كسى كه نعمت را فقط در خورد و خوراك مى بيند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 مَن لَم يَرَ للّه ِ عَزَّ و جلَّ علَيهِ نِعمَةً إلاّ في مَطعَمٍ أو مَشرَبٍ أو مَلبَسٍ ، فقد قَصُرَ عَملُهُ و دنا عَذابُهُ .
هر كه نعمت خداوند عزّ و جلّ را فقط در خوراك يا نوشيدنى يا پوشاك ببيند، بى گمان عملش كوتاه و عذابش نزديك باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
 مَن لَم يَعرِفْ للّه ِِ . علَيهِ نِعمَةً إلا في مَطعَمٍ أو مَشرَبٍ قَصُرَ عَمَلُه و دَنا عَذابُهُ 
هركه نعمت خدا بر خود را فقط در خوراك يا نوشيدنى ببيند، عملش كم شود و عذابش نزديك گردد.

نعمت هاى پياپى و مهلت دهى خداوند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 إيّاكُم و التَّنعُّمَ ؛ فإنَّ عِبادَ اللّه ِ لَيسوا بالمُتَنعِّمينَ .
 از ناز پروردگى بپرهيزيد؛ زيرا كه بندگان خدا ناز پرورده نيستند.
امام على عليه السلام : 
 يا بنَ آدمَ ، إذا رَأيتَ ربَّكَ سبحانَهُ يُتابِعُ علَيكَ نِعمَهُ و أنتَ تَعصيهِ فاحذَرْهُ .
اى فرزند آدم! هرگاه ديدى كه گناه مى كنى و با اين حال پروردگار پاك نعمت هايش را پياپى به تو ارزانى مى دارد، از او برحذر باش.
امام على عليه السلام :
 كَم مِن مُبتَلىً بالنَّعماءِ ! .
 بسا كسى كه نعمت براى او [مايه ]بلا و گرفتارى است.
 امام على عليه السلام : 
 كَم مِن مُستَدرَجٍ بالإحسانِ إلَيهِ ، و مَغرورٍ بالسَّترِ علَيهِ ، و مَفتونٍ بحُسنِ القَولِ فيهِ ! و ما ابتَلَى اللّه ُ أحدا بمِثلِ الإملاءِ لَهُ .
بسا كسى كه به سبب احسان [خداوند] به او، كم كم به عذاب نزديك شده است و بسا كسى كه به سبب پرده پوشى خداوند بر او، مغرور گشته است و بسا كسى كه به سبب ستايش مردمان از او، فريب خورده است و خداوند هيچ كس را به چيزى مانند مهلت دادن به او نيازموده است.
 امام على عليه السلام : 
 أيُّها النّاسُ، لِيَرَكُمُ اللّه ُ مِن النِّعمَةِ وَجِلِينَ كما يَراكُم مِن النِّقمَةِ فَرِقِينَ ؛ إنّهُ مَن وُسِّعَ علَيهِ في ذاتِ يَدِهِ فلَم يَرَ ذلكَ استِدراجا فَقد أمِنَ مَخُوفا ، و مَن ضُيِّقَ علَيهِ في ذاتِ يَدِهِ فلَم يَرَ ذلكَ اختِبارا فَقد ضَيَّعَ مَأمولاً .
اى مردم! همان گونه كه خداوند شما را از سختى و عذاب ترسان مى بيند بايد از نعمت نيز هراسان ببيند؛ زيرا هر كه دَرِ نعمت به رويش گشوده شود و آن را مهلت خداوندى نداند از پيشامدى ترسناك خود را ايمن پنداشته است و هر كس به تنگدستى گرفتار آيد و آن را آزمايشى [الهى] نداند، پاداشى را كه در انتظار اوست از دست داده است.
 امام على عليه السلام : 
 رُبَّ مُنعَمٍ علَيهِ في نفسِهِ مُستَدرَجٌ بالإحسانِ إلَيهِ ، و رُبَّ مُبتَلىً عِند النّاسِ مَصنوعٌ لَهُ .
بسا كسى كه به او نعمت داده شده و به سبب اين احسان تدريجاً به عذاب نزديك مى شود و اى بسا كسى كه به نظر مردم بلا زده است اما در واقع [با اين بلا ]به او احسان مى شود.
امام على عليه السلام :
رُبَّ مُنعَمٍ علَيهِ مُستَدرَجٌ بالنُّعمى ، و رُبَّ مُبتَلىً مَصنوعٌ لَهُ بالبَلوى .
 بسا نعمت داده اى كه به تدريج به خشم خدا نزديكتر مى شود و بسا بلا زده اى كه با آن بلا به او خوبى مى شود.
امام على عليه السلام ـ در وصف دنيا طلبان ـ فرمود : 
 سَلَكَت بهِمُ الدُّنيا طَريقَ العَمى ، و أخَذَت بأبصارِهِم عن مَنارِ الهُدى ، فَتاهُوا في حَيرَتِها ، و غَرِقوا في نِعمَتِها ، و اتَّخَذوها رَبّا .
دنيا آنان را به كوره راه مى برد و ديدگانشان را از ديدن نشانه هاى هدايت فرو پوشانيده است. از اين رو، در حيرتكده دنيا سرگشته اند و در نعمت هاى آن غرقه و دنيا را خداوندگار خويش گرفته اند.
امام على عليه السلام : 
 اتَّقُوا سَكَراتِ النِّعمَةِ ، و احذَروا بَوائقَ النِّقمَةِ .
از سرمستى هاى نعمت بترسيد و از سختى هاى خشم و انتقام [خدا ]حذر كنيد.
امام على عليه السلام ـ در سخن از پيشامدهاى ناگوار ـ فرمود :
 ذاكَ حَيثُ تَسكُرونَ مِن غَيرِ شَرابٍ ، بَل مِن النِّعمَةِ و النَّعيمِ .
 در آن زمان، نه از شراب، كه از نعمت و خوشگذرانى سرمست مى شويد.
امام على عليه السلام : 
نَسألُ اللّه َ سبحانَهُ أن يَجعَلَنا و إيّاكُم مِمَّن لا تُبطِرُهُ نِعمَةٌ ، و لا تُقَصِّرُ (تَقتَصِروا) بهِ عَن طاعَةِ ربِّهِ غايَةٌ ، و لا تَحُلُّ بِه بَعدَ المَوتِ نَدامَةٌ و لا كآبَةٌ .
از خداوند سبحان مسألت مى كنيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى آنان را سرمست نمى كند و هيچ هدفى از طاعت پروردگار بازشان نمى دارد و پس از مرگ، گرفتار پشيمانى و اندوه نمى شوند.
 امام حسين عليه السلام : 
 مِن اللّه ِ سبحانَهُ لِعَبدِهِ أن يُسبِغَ علَيهِ النِّعَمَ و يَسلُبَهُ الشُّكرَ .
استدراج و مهلت دهى خداوند سبحان به بنده اش اين است كه به او نعمت هاى فراوان دهد و توفيق شكرگزارى را از وى بگيرد.
امام صادق عليه السلام : 
كَم مِن مَغرورٍ بما قَد أنعَمَ اللّه ُ علَيهِ ، و كَم مِن مُستَدرَجٍ بِسَترِ اللّه ِ علَيهِ ، و كَم مِن مَفتونٍ بثَناءِ النّاسِ علَيهِ ! .
بسا افرادى كه به سبب نعمتى كه خدا به آنها داده است دچار غرور و غفلت شده اند و بسا كسانى كه بر اثر پرده پوشى خدا كم كم به عذاب خدا نزديك گشته اند و بسا كسانى كه به مدح و ثناى مردم فريفته شده اند.
 
 امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به فردى كه عرض كرد : از خداوند مسألت كردم كه به من مال و فرزند و خانه اى روزى كند و روزيم فرمود و اينك مى ترسم كه اينها از باب استدراج و مهلت دهى باشد ـ فرمود :
 أما و اللّه ِ مَعَ الحَمدِ فلا .
 به خدا سوگند كه اگر با حمد و سپاس همراه باشد، چنين نخواهد بود.
امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه «سنستدرجهم من حيث لا يعلمون» ـ فرمود : 
هُو العَبدُ يُذنِب الذّنبَ ، فتُجَدَّدُ لَهُ النِّعمَةُ مَعهُ ، تُلهيهِ تِلكَ النِّعمَةُ عنِ الاستِغفارِ مِن ذلكَ الذَّنبِ .
استدراج اين است كه بنده گناه كند و با اين حال خداوند باز به او نعمت دهد، تا آن نعمت او را از استغفار از آن گناه باز دارد.
امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال از معناى استدراج ـ فرمود : 
 هُو العَبدُ يُذنِبُ الذَّنبَ ، فيُملى لَهُ و يُجَدَّدُ لَهُ عِندَها النِّعَمُ ، فتُلهيهِ عنِ الاستِغفارِ مِن الذُّنوبِ ، فهُو مُستَدرَجٌ مِن حَيثُ لا يَعلَمُ .
معنايش اين است كه بنده گناه كند و خداوند به او مهلت دهد و با وجود گناه باز به او نعمت دهد تا اين نعمت او را از طلب آمرزش براى آن گناه باز دارد. چنين شخصى بى آن كه بفهمد تدريجاً به خشم و عذاب خدا نزديك شده است.
الأمالى للمفيد ـ به نقل از زيد شحّام ـ : 
سَمِعتُ أبا عبدِ اللّه جَعفرَ بنَ محمّدٍ عليه السلام يقولُ : اِحذَروا سَطَواتِ اللّه ِ باللَّيلِ و النَّهارِ ، فقُلتُ : و ما سَطَواتُ اللّه ِ ؟ فقالَ : أخْذُهُ علَى المَعاصي .
از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : شبانه روز از يورش هاى خدا برحذر باشيد. عرض كردم : يورش هاى خدا چيست؟ فرمود : كيفر دادن بر گناهان.

بازگو كردن نعمت هاى خدا

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
 إنَّ اللّه َ يُحِبُّ أن يَرى أثَرَ نِعمَتِهِ على عَبدِهِ .
 خداوند دوست دارد كه اثر نعمت خود را در بنده اش ببيند.
سنن أبى داوود ـ به نقل از ابو الاحوص به نقل از پدرش ـ :
 أتَيتُ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله في ثَوبٍ دُونٍ ، فقالَ : أ لكَ مالٌ ؟ قالَ : نَعَم . قالَ : مِن أيِّ المالِ ؟ قالَ : قد آتانيَ اللّه ُ مِن الإبِلِ و الغَنَمِ و الخَيلِ و الرَّقيقِ . قالَ : فإذا آتاكَ اللّه ُ مالاً فليُرَ أثَرُ نِعمَةِ اللّه ِ علَيكَ و كَرامَتُهُ .
 با جامه اى پست و ارزان قيمت خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدم. حضرت فرمود : آيا مال و ثروتى دارى؟ عرض كرد : آرى. فرمود : چه مالى دارى؟ عرض كرد : خداوند شتر و گوسفند و گاو و بَرده به من داده است. فرمود : پس اگر خداوند به تو ثروتى داده است، بايد نشانه نعمت و كرامتى كه ارزانيت داشته است در تو ديده شود.
امام على عليه السلام ـ در نامه اى به حارث هَمْدانى ـ نوشت :
و استَصلِحْ كلَّ نِعمَةٍ أنعَمَها اللّه ُ علَيكَ ، و لا تُضَيِّعَنَّ نِعمَةً مِن نِعَمِ اللّه ِ عِندَكَ ، و لْيُرَ علَيكَ أثَرُ ما أنعَمَ اللّه ُ بهِ علَيكَ .
 از هر نعمتى كه خداوند به تو داده است درست استفاده كن و هيچ يك از نعمت هايى را كه خدا نزد تو دارد تباه مگردان و لازم است آثار نعمتى كه خداوند عطايت فرموده در وجود تو مشاهده 
الكافى :
  قال عليٌّ عليه السلام ـ في احتِجاجِهِ على عاصِمِ بنِ زِيادٍ حِينَ لَبِسَ العَباءَ و تَرَكَ المُلاءَ ، و شَكاهُ أخوهُ الرَّبيعُ بنُ زِيادٍ إلى أميرِ المؤمِنينَ عليه السلام أنّهُ قد غَمَّ أهلَهُ و أحزَنَ وُلدَهُ بذلكَ ـ : علَيَّ بِعاصِمِ بنِ زِيادٍ ، فجِيءَ بهِ ، فلَمّا رآهُ عَبَسَ في وَجهِهِ ، فقالَ لَهُ : أ ما استَحيَيتَ مِن أهلِكَ ؟ أ ما رَحِمتَ وُلدَك ؟! أ تَرَى اللّه َ أحَلَّ لكَ الطَّيِّباتِ و هُو يَكرَهُ أخذَكَ مِنها ، أنتَ أهوَنُ علَى اللّه ِ مِن ذلكَ ، أ وَ لَيس اللّه ُ يقولُ : «و الأرْضَ وَضَعَها لِلأنامِ * فِيها فاكِهَةٌ و النَّخْلُ ذاتُ الأكْمامِ» أ وَ لَيس (اللّه ُ) يقولُ : «مَرَجَ البَحْرَينِ يَلتَقيانِ * بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ـ إلى قَولهِ ـ يَخْرُجُ مِنْهُما اللّؤلؤُ و المَرْجانُ»(رحمن10-11و19-21) . فبِاللّه ِ لاَبتِذالُ نِعَمِ اللّه ِ بالفِعالِ أحَبُّ إلَيهِ مِن ابتِذالِها بالمَقالِ ، و قد قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : «و أمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» . فقالَ عاصِمٌ : يا أميرَ المؤمِنينَ ، فعلى ما اقتَصَرتَ في مَطعَمِكَ علَى الجُشوبَةِ و في مَلبَسِكَ علَى الخُشونَةِ ؟! فقالَ : وَيحَكَ ! إنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ فَرَضَ على أئمَّةِ العَدلِ أن يُقَدِّروا أنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاس ، كَيلا يَتَبيَّغَ .حديث بالفَقيرِ فَقرُهُ ، فألقى عاصِمُ ابنُ زِيادٍ العَباءَ و لَبِسَ المُلاءَ .
 امام على عليه السلام ـ آنگاه كه ربيع بن زياد از برادر خود، عاصم، به امير المؤمنين عليه السلام شكايت كرد كه پشمينه پوشيده و از پوشيدن لباس هاى نرم و لطيف خوددارى مى كند و از دنيا دورى گزيده و با اين كار، همسر خود را ناراحت و فرزندانش را اندوهگين كرده است ـ فرمود : عاصم بن زياد را نزد من آوريد. او را خدمت حضرت آوردند. چون امام او را ديد چهره درهم كشيد و فرمود : تو از همسرت خجالت نكشيدى؟ تو به فرزندانت رحم نكردى؟! آيا خيال مى كنى كه خداوند چيزهاى خوب و پاكيزه را بر تو حلال كرده و با اين حال دوست ندارد تو از آنها استفاده كنى؟ تو در نزد خدا كوچكتر از آنى كه بخواهد با تو چنين كند! مگر نه اينكه خداوند مى فرمايد : «و زمين را براى استفاده مردمان قرار داد كه در آن ميوه و نخل ها با خوشه هاى غلافدار است». و مگر نه اينكه مى فرمايد : «دو دريا را [به گونه اى ]روان كرد كه با هم برخورد كنند. ميان آن دو حدّ فاصلى است كه به هم تجاوز نمى كنند ـ تا آيه ـ از هر دو دريا مرواريد و مرجان بر آيد». پس، به خدا سوگند كه بهره بردارى عملى از نعمت هاى خدا نزد او محبوبتر از به زبان آوردن آنهاست. خداوند عزّ و جلّ فرموده است : «و نعمت پروردگارت را بازگو كن» . عاصم عرض كرد : اى امير المؤمنين! پس چرا خود شما به خوراك گلو آزار و به جامه درشت اكتفا كرده اى؟ حضرت فرمود : واى بر تو! خداوند عزّ و جلّ بر پيشوايان عدالت، واجب ساخته است كه خود را با مردم فقير برابر دارند تا فقر و نادارى، فقير را آزرده و برآشفته نگرداند. پس عاصم بن زياد پشمينه را كنار انداخت و جامه نرم پوشيد.
امام على عليه السلام : 
 إنّ اللّه َ جَميلٌ يُحِبُّ الجَمالَ، و يُحِبُّ أن يَرى أثَرَ النِّعمَةِ على عَبدِهِ .
خداوند زيباست و زيبايى را دوست مى دارد و دوست دارد اثر نعمت را در بنده اش ببيند.
امام على عليه السلام ـ در بخشى از نامه خود به معاويه ـ نوشت :
 أ لا تَرى ـ غيرَ مُخبِرٍ لَكَ ، و لكنْ بنِعمَةِ اللّه ِ اُحَدِّثُ ـ أنّ قَوما استُشهِدوا في سَبيلِ اللّه ِ تعالى مِن المُهاجِرينَ و الأنصارِ ، و لِكُلٍّ فَضلٌ ، حتّى إذا استُشهِدَ شَهيدُنا قِيلَ : سَيِّدُ الشُّهَداءِ؟! 
 اينكه مى خواهم بگويم نه براى خبر دادن به تو، كه به قصد بازگو كردن نعمت خداست : نمى بينى كه گروهى از مهاجران و انصار در راه خداى متعال شهيد شدند و هر يك از آنان هم براى خود فضيلت و مقامى دارد، اما چون شهيد ما خاندان (حضرت حمزه) به شهادت رسيد او را «سيّد الشهداء» لقب دادند؟!
 امام حسين عليه السلام ـ درباره آيه «و اما نعمت پروردگارت را بازگو كن» ـ فرمود : 
 «و أمّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فحَدِّثْ» أمرَهُ أن يُحَدِّثَ بما أنعَمَ اللّه ُ بهِ علَيهِ في دِينِهِ .
خداوند او (پيامبر صلى الله عليه و آله ) را فرمود تا نعمت هايى را كه در دينش به او عطا فرمود، بازگو كند.
امام صادق عليه السلام : 
 إذا أنعَمَ اللّه ُ على عَبدِهِ بنِعمَةٍ فظَهَرَت علَيهِ سُمِّيَ حَبيبَ اللّه ِ مُحَدِّثا بنِعمَةِ اللّه ِ ، و إذا أنعَمَ اللّه ُ على عَبدٍ بِنِعمَةٍ فلَم تَظهَرْ علَيهِ سُمِّيَ بَغيضَ اللّه ِ مُكَذِّبا بنِعمَةِ اللّه ِ .
هرگاه خداوند به بنده خود نعمتى عطا كند و آن نعمت در وجود او به چشم خورد، او حبيب خدا و بازگو كننده نعمت خدا ناميده مى شود. و هرگاه خداوند به بنده اى نعمتى دهد و آن نعمت در وجودش نمايان نباشد، وى دشمن خدا و تكذيب كننده نعمت او خوانده مى شود.
امام صادق عليه السلام : 
إنّي لَأكرَهُ لِلرّجُلِ أن يَكونَ علَيهِ نِعمَةٌ مِن اللّه ِ فلا يُظهِرُها .
من خوش ندارم كه كسى نعمتى از خدا داشته باشد و آن را اظهار نكند.
امام صادق عليه السلام : 
 إنّ اللّه َ تعالى يُحِبُّ الجَمالَ و التَّجميلَ ، و يُبغِضُ البُؤسَ و التَّباؤسَ ، فإنّ اللّه َ عَزَّ و جلَّ إذا أنعَمَ على عَبدٍ نِعمَةً أحَبَّ أن يَرى علَيهِ أثَرَها . قيلَ : و كيفَ ذلكَ ؟ قالَ : يُنَظِّفُ ثَوبَهُ ، و يُطَيِّبُ رِيحَهُ ، و يُجَصِّصُ دارَهُ ، و يَكنُسُ أفنِيَتَهُ ، حتّى إنّ السِّراجَ قَبلَ مَغيبِ الشَّمسِ يَنفي الفَقرَ و يَزيدُ في الرِّزقِ .
خداوند زيبايى و خود آرايى را دوست دارد و از بينوايى و بينوا نمايى نفرت دارد؛ زيرا خداوند عزّ و جلّ هرگاه به بنده اى نعمتى عطا كند دوست دارد اثر آن را در او ببيند. عرض شد : از چه طريق؟ فرمود : جامه تميز بپوشد، بوى خوش به كار برد، خانه اش را گچكارى كند، جلو در منزلش را بروبد و حتى روشن كردن چراغ پيش از غروب آفتاب فقر را مى برد و روزى را زياد مى كند.
امام صادق عليه السلام ـ درباره آيه «و اما نعمت پروردگارت را بازگو كن» ـ فرمود : 
الّذي أنعَمَ علَيكَ بما فَضَّلَكَ ، و أعطاكَ و أحسَنَ إلَيكَ . فحَدَّثَ بدِينِهِ و ما أعطاهُ اللّه ُ و ما أنعَمَ بهِ علَيهِ .
[يعنى ]آن كسى كه با برترى بخشيدن تو و عطا كردن به تو و احسان نمودن در حق تو، به تو نعمت داده است. او (پيامبر صلى الله عليه و آله ) دين خدا و آنچه را كه بدو عطا فرمود و نعمت هايى را كه به وى ارزانى داشت [براى مردم ]بازگو كرد.
مجمع البيان : 
 مَعناهُ اذكُرْ نِعمَةَ اللّه ِ و أظهِرْها و حَدِّثْ بها ، و في الحديثِ : «مَن لَم يَشكُرِ النّاسَ لَم يَشكُرِ اللّه َ ، و مَن لَم يَشكُرِ القَليلَ لَم يَشكُرِ الكَثيرَ ، و التَّحَدُّثُ بنِعمَةِ اللّه ِ شُكرٌ و تَركُهُ كُفرٌ» ··· قالَ الصّادقُ عليه السلام : مَعناهُ فحَدِّثْ بما أعطاكَ اللّه ُ و فَضَّلَكَ و رَزَقَكَ و أحسَنَ إلَيكَ و هَداكَ 
معناى آن «و اما نعمت پروردگارت را بازگو كن» اين است كه نعمت خدا را ياد كن و آن را آشكار ساز و براى مردم بازگو نما. در حديث آمده است : «كسى كه از مردم تشكّر نكند از خدا تشكّر نكرده است و كسى كه از كم تشكّر نكند از زياد هم تشكّر نمى كند و بازگو كردن نعمت خدا خود تشكّر است و بازگو نكردن آن ناسپاسى است»··· حضرت صادق عليه السلام فرمود : معناى آيه اين است كه آنچه را خداوند به تو عطا فرموده و برترى اى كه به تو بخشيده و آنچه را كه به تو روزى كرده و احسانى كه به تو نموده و هدايتى را كه ارزانيت داشته است [براى مردم] بازگو كن.
الكافى ـ به نقل از هارون بن مسلم از بريد بن معاويه ـ :
قال أبو عبد اللّه عليه السلام لِعُبَيدِ بنِ زِيادٍ: إظهارُ النّعمَةِ أحَبُّ إلَى اللّه ِ مِن صِيانَتِها، فإيّاكَ أن تَتَزَيَّنَ إلاّ في أحسَنِ زِيِّ قَومِكَ ، قالَ: فما رُئيَ عُبَيدٌ إلاّ في أحسَنِ زِيِّ قَومِهِ حتّى ماتَ .
 امام صادق عليه السلام به عبيد بن زياد فرمود : آشكار كردن نعمت، در نزد خداوند محبوبتر از مخفى نگه داشتن آن است. پس، زنهار جز در زيباترين شكل و شمايل مردمان [جامعه ]خود بيرون ميا. بريد بن معاويه مى گويد : از آن پس عبيد، تا زمانى كه از دنيا رفت، جز در زيباترين شكل مردم جامعه خود ديده نشد.

تماميّت و كمال نعمت

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : 
مَن أمسى و أصبحَ و عِندَهُ ثَلاثٌ فقد تَمَّت علَيهِ النِّعمَةُ في الدُّنيا : مَن أصبَحَ و أمسى مُعافىً في بَدَنِهِ ، آمِنا في سَرْبِهِ ، عِندَهُ قُوتُ يَومِهِ ، فإن كانَت عِندَه الرّابِعَةُ فَقد تَمَّت علَيهِ النِّعمَةُ في الدُّنيا و الآخِرَةِ ؛ و هُو الإيمانُ .
هر كه شب و روز خود را سپرى كند و از سه چيز برخوردار باشد نعمت دنيا بر او تمام شده است : كسى كه بام و شامش را در تندرستى و آسودگى خاطر گذراند و خوراك روز خود را داشته باشد و اگر چهارمين نعمت را هم داشته باشد، نعمت دنيا و آخرت را كامل دارد و آن نعمت ايمان است.
سنن الترمذى : 
قالَ رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ لرجُلٍ يَدعو و يَسألُ اللّه َ تَمامَ النِّعمَةِ ـ : أيُّ شَيءٍ تَمامُ النِّعمَةِ ؟ قالَ : دَعوَةٌ دَعَوتُ بها أرجو بها الخَيرَ . قالَ : فإنَّ مِن تَمامِ النِّعمَةِ دُخولَ الجَنَّةِ و الفَوزَ مِن النّارِ 
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ خطاب به مردى كه دعا مى كرد و از خداوند تماميّت نعمت را مى طلبيد ـ فرمود : تماميّت نعمت چيست؟ عرض كرد : دعايى كه بدان خدا را بخوانم و اميد خير از آن داشته باشم. حضرت فرمود : تماميت نعمت، رفتن به بهشت و رستن از آتش است.
امام على عليه السلام :
مِن كمالِ النِّعَمِ وُفورُ العَقلِ .
 از كمال نعمت، فراوانى خِرد است.
 امام على عليه السلام :
 كُلُّ نَعيمٍ دُونَ الجَنَّةِ فهُو مَحقُورٌ ، و كلُّ بَلاءٍ دُونَ النّارِ عافيَةٌ 
 هر نعمتى جز بهشت، حقير است و هر بلايى جز آتش عافيت است.
امام على عليه السلام : 
بالتَّواضُعِ تَتِمُّ النِّعمَةُ .
با فروتنى، نعمت كامل مى شود.
امام على عليه السلام :
 استَتِمُّوا نِعمَةَ اللّه ِ علَيكُم بالصَّبرِ على طاعةِ اللّه ِ ، و المُحافَظَةِ على ما استَحفَظَكُم مِن كِتابِهِ .
 با شكيبايى بر طاعت خدا و محافظت بر آنچه كه پاسدارى آن را از كتاب خدا از شما خواسته است، كامل شدن نعمت هاى خدا را براى خود بجوييد.
امام على عليه السلام :
استَتِمُّوا نِعمَ اللّه ِ علَيكُم بالصَّبرِ على طاعَتِهِ ، و المُجانَبَةِ لِمَعصيَتِهِ .
 با شكيبايى بر طاعت خدا و دورى از معصيت او، نعمت هايش را بر خويش كامل سازيد.
امام على عليه السلام : 
 أحمَدُهُ استِتماما لنِعمَتِهِ ، و استِسلاما لِعزَّتِهِ ، و استِعصاما مِن مَعصيَتِهِ .
خدا را سپاس و ستايش مى گويم؛ چون طالب تماميّت نعمت اويم و گردن نهاده عزّت اويم و پناه جوى از معصيت اويم .
 امام صادق عليه السلام : 
 النَّعيمُ في الدُّنيا الأمنُ و صِحَّةُ الجِسمِ ، و تَمامُ النِّعمَةِ في الآخِرَةِ دُخولُ الجَنَّةِ ، و ما تَمَّتِ النِّعمَةُ على عَبدٍ قَطُّ لَم يَدخُلِ الجَنَّةَ .
نعمت دنيا، امنيّت و تندرستى است و كمال نعمت آخرت، وارد شدن به بهشت است و بنده اى كه به بهشت نرود هرگز نعمت بر او تمام نشده است.

كفران نعمت ها

امام على عليه السلام : 
 اِضربْ بطَرفِكَ حيث شِئتَ مِن النّاسِ ، فهَل تُبصِرُ (تَنظُرُ) إلاّ فَقيرا يُكابِدُ فَقرا ، أو غَنيّا بَدَّلَ نِعمَةَ اللّه ِ كُفرا ، أو بَخيلاً اتَّخَذَ البُخلَ بِحَقِّ اللّه ِ وَفْرا ؟! .
در هر كجا كه خواهى به مردم نظرى بيفكن، آيا جز فقيرى مى بينى كه از فقر رنج مى برد، يا توانگرى كه بر اثر ناسپاسى، نعمت هاى خدا را از خود زائل مى كند، يا بخيلى كه براى افزودن بر مالش از پرداختن حق خدا بخل مى ورزد؟!
امام باقر عليه السلام ـ درباره آيه «و گفتند : پروردگارا! ميان سفرهاى ما فاصله زياد قرار ده و بر خويشتن ستم كردند···» ـ فرمود : 
هؤلاءِ قَومٌ كانَ لَهُم قُرىً مُتَّصِلَةٌ يَنظُرُ بَعضُهُم إلى بَعضٍ ، و أنهارٌ جارِيَةٌ ، و أموالٌ ظاهِرَةٌ ، فكَفَروا بأنعُمِ اللّه ِ و غَيَّروا ما بأنفُسِهِم ، فأرسَلَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ علَيهِم سَيلَ العَرِمِ فغَرَّقَ قُراهُم و أخرَبَ دِيارَهُم و أذهَبَ بأموالِهِم و أبدَلَهُم مَكانَ جَنّاتِهِم جَنَّتَينِ ذَواتَي اُكُلٍ خَمْطٍ و أثْلٍ و شَيءٍ مِن سِدرٍ قَليلٍ ، ثُمّ قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ : «ذلكَ جَزَيْناهُم بِما كَفَروا و هُل نُجازِي إلاّ الكَفُورَ» 
اينان قومى بودند كه آبادى هاى به هم پيوسته داشتند ـ به طورى كه از اين آبادى آن آبادى را مى ديدند ـ و نهرهاى روان و اموال فراوان داشتند، اما نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند و اخلاق و رفتارشان عوض شد. پس، خداوند عزّ و جلّ سيلابِ [سدّ] عرم را به سوى آنان فرستاد و آبادى هايشان را زير آب فرو برد و خانه هايشان را ويران كرد و اموال و دارايى هايشان را از بين برد و باغ هاى آنان را به دو باغ كه ميوه هايى تلخ و شوره گز و نوعى از كُنار تُنُك داشت تبديل كرد. آنگاه خداى متعال فرمود : «اين را به سزاى آنكه كفران و ناسپاسى كردند به آنان داديم. و مگر ما جز ناسپاس را كيفر مى دهيم؟»
امام صادق عليه السلام :
 إنَّ قَوما كانوا .في بَني إسرائيلَ يُؤتى لَهُم مِن طَعامِهِم حتّى جَعَلوا مِنهُ تَماثيلَ بِمُدُنٍ كانَت في بلادِهِم يَستَنجونَ بها ، فلَم يَزَلِ اللّه ُ بهِم حتّى اضطُرُّوا إلَى التَّماثيلِ ، يَتبَعونَها و يأكُلونَ مِنها ، و هُو قولُ اللّه ِ : «ضَرَبَ اللّه ُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً ··· فَكَفَرَتْ بِأنْعُمِ اللّه ِ فأذاقَها اللّه ُ لِبـاسَ الـجُـوعِ و الـخَـوْفِ بِمـا كانُـوا يَصْنَعونَ» .
 در ميان بنى اسرائيل، گروهى بودند كه چندان به آنان خوراك و طعام روزى شد كه با آن در شهرهاى خود تنديس ها ساختند و از آنها يارى مى طلبيدند. پس خداوند بر آنان تنگ گرفت، به طورى كه ناچار به آن تنديس ها روى آورده و به سراغشان مى رفتند و آنها را مى خوردند. و اين است سخن خداوند كه مى فرمايد : «خداوند آبادى اى را مَثَل زد كه امن و امان بود··· اما نعمت هاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سبب اعمالى كه مى كردند، طعم گرسنگى و ترس را به [مردم ]آن چشاند».
الكافى ـ به نقل از احمد بن محمّد بن ابى نصر ـ : 
ذَكَرتُ للرِّضا عليه السلام شيئا فَقالَ : اصبِرْ ؛ فإنّي أرجو أن يَصنَعَ اللّه ُ لكَ إن شاءَ اللّه ُ ثُمّ قالَ : فوَ اللّه ِ ما أخَّرَ اللّه ُ عنِ المُؤمنِ مِن هذهِ الدُّنيا خَيرٌ لَهُ مِمّا عَجَّلَ لَهُ فيها . ثُمّ صَغَّرَ الدُّنيا و قالَ : أيُّ شيءٍ هِيَ ؟! ثُمّ قالَ : إنّ صاحِبَ النِّعمَةِ على خَطَرٍ ؛ إنّهُ يَجِبُ علَيهِ حُقوقُ اللّه ِ فيها . و اللّه ِ، إنّهُ لَتَكونُ علَيَّ النِّعَمُ مِن اللّه ِ عَزَّ و جلَّ فما أزالُ مِنها على وَجَلٍ ـ وَ حَرَّكَ يَدَهُ ـ حتّى أخرُجَ مِن الحُقوقِ الّتي تَجِبُ للّه ِ علَيَّ فيها فقلتُ : جُعِلتُ فِداكَ، أنتَ في قَدرِكَ تَخافُ هذا ؟! قالَ : نَعَم، فأحمَدُ ربِّي على ما مَنَّ بهِ علَيَّ .
مطلبى را به عرض امام رضا عليه السلام رساندم. حضرت فرمود : شكيبا باش؛ زيرا اميدوارم كه خداوند، برايت كارسازى كند ان شاء اللّه . سپس فرمود : به خدا سوگند، آنچه خداوند از اين دنيا براى مؤمن به آخرت اندازد، برايش بهتر از چيزى است كه در همين دنيا به او دهد. حضرت سپس دنيا را تحقير نمود و فرمود : دنيا چه ارزشى دارد؟! آنگاه فرمود : شخصِ برخوردار از نعمت در معرض خطر است؛ زيرا خداوند در آن نعمت حقوقى را بر او واجب گردانيده است. به خدا قسم، گاهى اوقات خداوند عزّ و جلّ به من نعمت هايى مى دهد و من پيوسته نسبت به آنها بيمناك و نگران هستم ـ و دستش را تكان داد ـ تا اينكه از حقوقى كه خداوند در اين نعمت ها به گردن من دارد بيرون آيم من عرض كردم : فدايت شوم، شما با چنين مقام و منزلتى كه داريد، اين چنين مى ترسيد؟! فرمود : آرى، و پروردگارم را در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته است مى ستايم.

میزان الحکمه، جلد دوازدهم

افزودن دیدگاه جدید