منوی اصلی

شعر در مدح امام باقر علیه السلام

شعر در مدح امام باقر علیه السلام

بسر می پرورانم من هوای حضرت باقر

بدل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر

زعشقش جان من بر لب رسیده کس نمی داند

که نبود چاره ساز من سوای حضرت باقر

بگوشم هاتف غیبی سرود این نکته را دیشب

که باشد رخش دانش زیرپای حضرت باقر

چنان بگرفته صیت علمیش آفاق را یکسر

که پیچیده در این عالم صدای حضرت باقر

پیمبر گفت یا جابر که خواهی دید باقر را

سلام از من رسان آنگه برای حضرت باقر

سوالاتی که از وی کرده دانشمند نصرانی

جوابش را شنید از گفته های حضرت باقر

مسلمان گشت راهب ناگهان در محضر آن شه

منور شد دل او از ولای حضرت باقر

شد آسان وضع حمل گمرک وحشی بیابانی

بر روی قله ی کوه از دعای حضرت باقر

برستاخیز اگر خواهی نجات از گرمی محشر

برو در سایه ظل همای حضرت باقر

خرد عاجز بود ز اوصاف بی پایان آن سرور

کمیت لفظ لنگ است از ثنای حضرت باقر

جلال و شان آن امام پاک بازان را

نمی داند کسی غیر از خدای حضرت باقر

(رضائی ) ایستاده بر دولت سرای او

چو سائل منتظر بهر عطای حضرت باقر
شاعر:سید عبدالحسین رضائی

منبع:زمزمه های جاویدان، بهروز شیر محمدی، انتشارات مفید، 1375، صص122-123

افزودن دیدگاه جدید