منوی اصلی

نحوه ختم اعمال ماه شعبان (اقبال الاعمال)

نحوه ختم اعمال ماه شعبان (اقبال الاعمال)

الجزء الثانی؛ الباب التاسع فيما نذكره من فضل شهر شعبان و فوائده و كمال موائده و موارده‏ و فيه فصول؛‏ فصل فيما نذكره مما يختم به شهر شعبان‏
جلد دوم؛ باب نهم: فضیلت ماه شعبان و مزایا و اعمال ماه و در این باب فصل هایی قرار دارد، فصل هشتاد و پنجم، نحوه ختم اعمال ماه شعبان:
اعلم أننا ذكرنا في الجزء الخامس عند عمل كل شهر ما لا غنى لمن يريد مراقبة الله جل جلاله عنه و روينا أخبارا أن عمل كل شهر يرفع إلى الله جل جلاله في آخر خميس منه فينبغي الاجتهاد في آخر خميس من شعبان في تطهير سرائرك التي هي عيار الأعمال في الزيادة و النقصان و الأعمال بالنيات و تستدرك فارطها و تتم نقصانها بغاية الإمكان و تعرضها مع ما يصل الجهد إليه عرض الخائف من ردها عليه فإن لم يكن في أعمالنا إلا أن نشاطنا لمطالبنا الدنيوية و اشتغالنا بشهواتها الطبيعية أرجح من مهمات الله جل جلاله و من مراداته و فرحنا بقضاء حاجتنا الفانية أكثر من سرورنا بخدمة الله عز اسمه و طاعاته و هذا سقم ظاهر لا ريب فيه و بعيد أن تخلو الأعمال من دواهيه و يكون تسليم عملك آخر يوم خميس من شعبان إلى الذين تعرض عليهم الأعمال في ذلك اليوم من ثواب الرحمن و يسلمها إليهم تسليم ضيفهم و عبدهم و ضيعة [صنيعة] رفدهم و رعيتهم الهارب من نفسه و هواه و من عدل مولاه إلى الدخول في ظلهم و التمسك بأذيال مجدهم و فضلهم و مع عرض الأعمال آخر خميس من هذا الشهر كما ذكرناه فلا بد أن تعرضها في أجزاء الشهر عرضا آخر بالاستظهار الذي حررناه فلقد قدمنا في الجزء الأول من هذا الكتاب ما يدل على ما يعرفه الإنسان من نفسه من سوء الآداب على مالك يوم الحساب‏
در جلد پنجم از سلسله کتاب های «المهمات و التتمّات» در ضمن اعمال هر ماه، آنچه را که مراقبان خداوند –جلّ جلاله- از آن بی نیاز نیستند، یادآور شدیم و روایاتی را مبنی بر اینکه: «اعمال هر ماه در آخرین پنجشنبۀ آن به سوی خدا بالا برده می شود.» نقل کردیم. بنابراین، شایسته است در آخرین پنحشنبۀ ماه شعبان در تطهیر باطن خود که ملاک فزونی و نقصان اعمال است، بکوشی؛ زیرا ارزش اعمال انسان به نیت است و نیز بکوش اعمالی را که انجام نداده ای جبران نموده و تا حد توان، کاستی آن را تکمیل کنی و تا آنجا که توانت می رسد و مانند کسی که از ردّ اعمال بیمناک است، انها را به درگاه خداوند –جلّ جلاله- عرضه کنی. اگر اعمال ما جز این نقص را نداشت که نشاط و شادمانی ما هنگام رسیدن به خواسته های دنیوی و اشتغال به شهوات طبیعی دنیا در نزد ما از آنچه در نزد خداوند –جلّ جلاله- است و خداوند از ما خواسته، مهم تر است و ترجیح بیشتری دارد و شادمانی ما به برآورده شدن حوایج ناپایدار بیشتر از خوشحالی ما به خدمت و طاعات خداوند –جلّ اسمه- است، در نقص آنها کافی بود و این بیماری روشنی است که هیچ تردیدی در آن نیست و بعید است که اعمال ما از این گرفتاری ها و مصایب خالی باشد. نیز توجه داشته باش که در آخرین پنجشنبه شعبان، اعمالت را برای رسیدن به ثواب خداوند رحمت گر به کسانی که اعمال همه در این روز بر آنها عرضه می شود، عرضه کنی و مانند میهمان و بنده، و وارد شونده دچار هلاکت شده و همانند رعیت گریزان از دست نفس و هواهای نفسانی و کسی که به سایه عدل مولایش پناه برده و به دامن بزرگی و تفضل او چنگ زده است، اعمال خویش را به آنان عرضه کن. نیز افزون بر عرضه اعمال در آخرین پنجشنبه این ماه به صورتی که یادآور شدیم، اعمالت را با رعایت احتیاط در بخش بخش این ماه نیز عرضه کن؛ زیرا در جلد اول از سری کتاب های «المهمات و التتمات» گذشت که انسان به آداب زشت خود در برابر خداوندی که مالک روز حساب است، آگاه است
فَرُوِّينَا
و طی روایتی آوردیم که:
أَنَّهُ يُنَادِي مَلَكٌ مِنَ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ عِنْدَ كُلِّ صَلَاةٍ أَيُّهَا النَّاسُ قُومُوا إِلَى نِيرَانِكُمُ الَّتِي أَوْقَدْتُمُوهَا عَلَى ظُهُورِكُمْ فَأَطْفِئُوهَا بِصَلَاتِكُمْ‏
«فرشته ای از سوی خداوند –جلّ جلاله- در اوقات نماز ندا در می دهد: ای مردم، برخیزید و آتش هایی را که علیهِ خود روشن کرده اید، با گزاردن نماز خاموش کنید.»[1]
و أنت تعلم ما بين الظهرين و بين العشاءين من الوقت اليسير و مع هذا فهذا الحديث يقتضي أنه ما يسلم العبد فيما بين هذين الوقتين من حال يقتضي استحقاق النار و خطرها الكبير فاعرض من عمل هذا الشهر السعيد عند آخر يوم منه عرض أعمال لئام العبيد على مولاهم العظيم المجيد و عرض أعمال أهل الإباق و التشرد و الجفاء على مالك ما عاملهم بغير الصفاء و الوفاء و ستر العيوب و التجاوز عن المعاجلة عن الذنوب

بنابراین، با وجود آنکه می دانی فاصلۀ نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشا چقدر کوتاه است، معنای این حدیث آن است که بنده در این فاصلۀ کوتاه مستحق آتش جهنم و دچار خطر بزرگی است. بنابراین، اعمالی را که در طول این ماه فرخنده به جا آوردی، در آخرین روز از آن، همانند بندگانی که نزد مولای بزرگ و بلند پایه خود سرافکنده و مانند بردگانی که از دست مولای خود گریخته و بر مالک خود جفا نموده اند، اعمالت را بر مولایت عرضه کن، مولایی که همیشه با صفا و وفا و با پوشیدن عیب ها و گذشتن از کیفر گناهان با تو رفتار کرده است.


[1]) فلاح السائل، ص 156

 

افزودن دیدگاه جدید