منوی اصلی

عبرت گرفتن از اموات

عبرت گرفتن از اموات

خاتمه فصل یازدهم، مطلب سوم- زیارت قبور مؤمنین رضى اللّهُ عَنْهُمْ اَجْمَعین؛ در آخر، یادآوری میکنیم که همه باید از مردگان عبرت گیریم و عمل خود را اصلاح کنیم:

وَلَقَدْ اَجادَ الشَّیْخُ النِّظامّى فى قَوْلِهِ

زنده دلى در صف افسردگان

رفت به همسایگى مُردگان

حرف فنا خواند ز هر لوح پاک

روح بقا جُست ز هر روح پاک

کارشناسى پى تفتیش حال

کرد از او بر سر راهى سؤال

کین همه از زنده رمیدن چرا است

رخت سوى مرده کشیدن چرا است

گفت پلیدان بمغاک اندرند

پاک نهادان تَهِ خاک اندرند

مرده دلانند بروى زمین

بهر چه با مُرده شوم همنشین

همدمى مرده دهد مردگى

صحبت افسرده دل افسردگى

زیر گِل آنانکه پراکنده اند

گر چه بتن مرده بدِل زنده اند

مرده دلى بود مرا پیش از این

بسته هر چون وچرا پیش از این

زنده شدم از نظر پاکشان

آب حیاتست مرا خاکشان



رُوِىَ اَنَّهُ اَوْحَى اللَّهُ تَعالى اِلى عیسى علیه السلام یا عیسى هَبْ لى مِنْ عَیْنِکَ الدُّمُوعَ وَمِنْ قَلْبِکَ الخُشُوعَ وَاکْحُلْ عَیْنَیْکَ بِمیلِ الحُزْنِ اِذا

در حدیث است که خداى تعالى به عیسى علیه السلام وحى فرمود که اى عیسى به من واگذار کن از چشم خود اشک را و از دلت فروتنى را و سرمه بکش به چشمانت با میل حزن و اندوه در آن هنگام

ضَحِکَ الْبَطّالُونَ وَقُمْ عَلى قُبُورِ الاَمْواتِ فَنادِهِمْ بِالصَّوْتِ الرَّفیعِ لَعَلَّکَ تَاْخُذُ مَوْعِظَتَکَ مِنْهُمْ وَقُلْ اِنّى لاحِقٌ بِهِمْ فِى اللاّحِقینَ

که بخندند بیهوده گذرندگان عمر و بر سر قبور مردگان به ایست و آنان را با آواز بلند بخوان شاید پند خود را از آنان بگیرى و با خود بگو من هم در زمره دیگران به آنها ملحق خواهم شد

افزودن دیدگاه جدید