منوی اصلی

عمل و دعای ام داود (زاد المعاد)

عمل و دعای ام داود (زاد المعاد)

و بدان كه عمده‌ى اعمال نصف رجب دعاى امّ داود است كه ابن بابويه و شيخ طوسى و سيّد بن طاووس رضى اللّه عنهم به سندهاى معتبر روايت كرده‌اند و براى برآمدن حاجات و كشف كربات و دفع ظالمان مجرّب است و مجمل رواياتش آن است كه فاطمه مادر داود بن الحسن، پسرزادۀ حسن مجتبى عليه السّلام دايۀ حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام بود و به شير داوود آن حضرت را شير داده بود و چون محمّد بن عبد اللّه ابن الحسن در مدينه خروج كرده و منصور دوانقى لشكر فرستاد و او را كشتند و ابراهيم برادر محمّد را نيز شهيد كردند و عبد اللّه بن الحسن و جمعى از سادات حسينى را با غل و زنجير از مدينه به عراق بردند و داود نيز در ميان ايشان بود، امّ داود گفت: چون مدّتى از حبس فرزند من گذشت و از او خبرى به من نرسيد، پيوسته دعا و تضرّع مى‌كردم و از صلحا و نيكان و برادران مؤمن استدعاى دعا مى‌نمودم و ايشان تقصير نمى‌كردند و مطلقا اثر استجابت نمى‌يافتم و گاهى خبر به من مى‌رسيد كه داود را كشتند و گاه مى‌گفتند كه او را با پسران عمّ او در زير عمارت زنده گذاشتند و روزبه‌روز مصيبت من زياده و اندوه من بيش‌تر مى‌شد تا آن كه از غم او گداختم و پير شدم و از ملاقات او نااميد گرديدم تا آن‌كه شنيدم كه حضرت صادق عليه السّلام را علتى عارض شده است، به عيادت آن حضرت رفتم، چون احوال گرفتم، و دعا كردم، چون خواستم كه برگردم، حضرت فرمود كه از داود چه خبر دارى؟ و من شير داود را به آن حضرت داده بودم، چون نام داود را شنيدم، گريستم و گفتم: فداى تو شوم، داود كجاست! او در عراق محبوس است و من از ملاقات او قطع اميد كرده‌ام و از شما التماس دعا مى‌كنم كه او را دعا كنيد؛ او برادر رضاعى شماست. حضرت فرمود: چرا غافلى از دعاى استفتاح و دعاى اجابت و نجاح، و آن دعايى است كه درهاى آسمان براى او گشوده مى‌شود و ملائكه استقبال مى‌كنند خوانندۀ آن را و بشارت مى‌دهند او را به اجابت و آن دعايى است كه از مجيب الدّعوات محجوب نمى‌گردد و خوانندۀ آن را ثوابى نيست به غير از بهشت.

امّ داود گفت: اى فرزند طاهرين و راست‌گويان! چگونه است آن دعا؟ حضرت فرمود كه اى مادر داود! ماه محترم، يعنى ماه رجب نزديك شده است و آن ماهى است مبارك و محترم و حرمت آن عظيم است و دعاها در آن مستجاب است و چون آن ماه درآيد سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را كه ايّام البيض‌اند، روزه بدار؛ پس حضرت كيفيّت آن عمل را تعليم او نمود و فرمود كه: اين دعا را حفظ كن و به همه كس تعليم مكن كه مى‌ترسم به دست كسى افتد كه از براى امر باطلى و نامشروعى اين دعا را بخواند، به درستى كه اين دعاى بسيار شريفى است و مشتمل است بر اسم اعظم خدا كه هركه بخواند البته حاجت او برآورده مى‌شود و اگر درهاى زمين و آسمان همه بسته شود، يا درها حايل باشند ميان تو و حاجت تو، چون اين دعا را بخوانى، البته حق تعالى آسان مى‌گرداند رسيدن تو را به مطلب تو و حاجت تو را برمى‌آورد و هركه اين دعا را بخواند، خدا مستجاب مى‌گرداند، خواه مرد باشد و خواه زن؛ و اگر جنّ و انس همه دشمن فرزند تو باشند، خداوند قادر كفايت شرّ دشمنان از او مى‌كند و زبان ايشان را مى‌بندد و ايشان را منقاد فرزند تو مى‌گرداند.

ام داود گفت كه حضرت اين دعا را براى من نوشت و به خانه برگشتم و چون ماه رجب داخل شد، آنچه حضرت فرموده بود به عمل آوردم و در شب شانزدهم، نماز شام و خفتن را ادا كردم و از روزه افطار نمودم و قدرى عبادت كردم و به خواب رفتم. در خواب ديدم جميع ملائكه و پيغمبران و شهدا و عبّاد را كه من بر ايشان صلوات فرستاده بودم و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مرا خطاب فرمود كه اى مادر داود! بشارت باد تو را كه اين جماعت كه مى‌بينى همه برادران و ياوران و شفيعان تواند و از براى تو طلب آمرزش مى‌كنند و بشارت مى‌دهند تو را به آن‌كه حاجت تو برآورده است؛ پس بشارت مى‌دهند تو را به آمرزش خدا و خوشنودى خدا و خدا تو را جزاى خير دهد؛ و شاد باش كه حق تعالى فرزند تو را حفظ مى‌كند و به تو برمى‌گرداند، انشاء اللّه تعالى.

ام داود گفت: كه من از خواب بيدار شدم و بعد از آن، به آن‌قدر زمان كه سوار تندروى از عراق به مدينه آيد، داود به نزد من آمد و گفت: اى مادر! من در عراق در زندان بسيار تنگى و سنگينى بند و زنجير بودم و نااميد بودم از خلاص شدن. چون شب نصف رجب شد، در خواب ديدم كه بلندى‌هاى زمين پست شد و تو را ديدم كه بر روى حصير نماز خود نشسته بودى و بر دور تو مردانى چند بودند كه سرهاى ايشان در آسمان بود و پاهاى ايشان در زمين و تسبيح و تنزيه خدا مى‌كردند؛ پس يكى از ايشان كه از همه خوش‌روتر و خوش‌بوتر و جامه‌هاى بسيار پاكيزه در برداشت و گمان كردم حضرت رسالت‌پناه صلّى اللّه عليه و آله، جدّ من است، خطاب كرد با من كه بشارت باد تو را اى فرزند عجوزۀ صالحه كه حق تعالى دعاى مادر تو را در حقّ تو مستجاب كرد. چون بيدار شدم، رسولان منصور دوانقى به در زندان رسيده به طلب من آمده بودند، در ميان شب مرا به نزد او بردند، پس امر كرد كه زنجيرها را از تن من برداشتند و ده هزار درهم، كه زياده از هزار تومان بوده، به حساب آن زمان به من عطا كرد و فرمود كه مرا بر شتر راهوار سوار كنند و به نهايت سرعت به مدينه بياوردند.

ام داود گفت كه من داود را به خدمت حضرت صادق عليه السّلام بردم؛ حضرت فرمود كه سبب خلاص تو آن بود كه منصور حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را در خواب ديد كه فرمود كه رها كن فرزند مرا و اگر نكنى تو را در اين آتش مى‌اندازم. چون نظر كرد، درياى آتشى در زير پاى خود ديد، پس، از دهشت بيدار شد و از كردۀ خود پشيمان گرديد و تو را رها كرد.[1]

(و امّا كيفيّت اين عمل شريف) :

امّ داود گفت كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه در ماه مبارك رجب روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بدار و در روز پانزدهم، در وقت زوال غسل كن و به روايت ديگر، نزديك به زوال غسل كن و چون زوال معلوم شود پاكيزه‌ترين جامه‌هاى خود را بپوش و به خانه‌ى خلوتى برو و سعى كن كه كسى به نزد تو نيايد كه تو را مشغول گرداند و با تو سخن بگويد و هشت ركعت نافله‌ى زوال را به عمل آور و ركوع و سجود آنها را خوب به عمل آور، پس نماز ظهر را با آداب و شرايط به عمل آور و بعد از نماز فريضه‌ى ظهر، دو ركعت نماز بكن به هرسوره كه خواهى و بعد از آن صد مرتبه بگو

يا قاضى حوائج الطّالبين

پس هشت ركعت نافله‌ى عصر را با آداب به جا مى‌آورى و در بعضى از روايات وارد شده است كه در هرركعت از نافله‌ى عصر بعد از حمد سه مرتبه سوره‌ى قل هو اللّه احد و يكمرتبه سوره‌ى انا اعطيناك الكوثر بخوان پس نماز عصر را با خشوع و خضوع و آداب به جا آور.

و در روايتى وارد شده است كه بر روى حصير پاكيزه بنشين پس صد مرتبه سوره حمد و صد مرتبه سوره‌ى قل هو اللّه احد و ده مرتبه آية الكرسى بخوان، پس هريك از اين سوره‌ها را يك مرتبه بخوان: سوره‌ى انعام و بنى اسرائيل و كهف و لقمان و يس و و الصّآفات و حم سجده و حم عسق و حم دخان و انّا فتحنا و اذا وقعت و تبارك الذى بيده الملك و ن و القلم و اذا السّماء انشقّت تا آخر قرآن و اگر نتوانى اين سوره‌ها را از روى مصحف درست بخوانى، به عوض همه‌، هزار مرتبه سوره‌ى قل هو اللّه احد بخوان و شيخ مفيد (ره) گفته است كه اگر ندانى يا نتوانى اين سوره‌هاى مخصوص را بخوانى، صد مرتبه سوره‌ى حمد و ده مرتبه آية الكرسى و هزار مرتبه سوره‌ى قل هو اللّه احد بخوان و اين احوط است.

و در روايت ديگر وارد شده است كه پيش از حمد صد مرتبه بگويد:

سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الاّ اللّه و اللّه أكبر

منزه است خدا و ستايش خدا راست و نيست معبودى جز خدا و خدا بزرگ‌تر است.

و بعد از آية الكرسى[2] صد مرتبه بگويد:

أللّهمّ صلّ على محمّد و ال محمّد؛

بار خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد.

اگر آية الكرسى را نيز درست نتواند خواند، صد مرتبه سوره‌ى حمد و هزار مرتبه قل هو اللّه احد بخواند، پس دعا را بخواند و آية الكرسى را بهتر آن است كه تا هُمْ فِيها خالِدُونَ بخواند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِيمُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

راست مى‌گويد خداى بزرگ كه هيچ خدايى جز او نيست. او زندۀ پاينده

ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ

و صاحب جلالت و بزرگوارى و بخشش و مهربانى و حلم و كرم است؛

الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ الْبَصِيرُ الْخَبِيرُ

آن خدايى كه هيچ‌كس مثل و مانندش نيست و او شنوا و دانا و بينا و آگاه است؛

(شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ

ذاتش خود گواهى دهد كه هيچ خدايى جز او نيست و فرشتگان و دانايان عالم همه گواهى مى‌دهند و او نگهبان عدل و داد است؛

لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) [3] إنَّ الدّين عِندَ اللّهِ الاِسلام وَ بَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكِرَامُ وَ أَنَا عَلَى ذَلِكَ مِنَ الشَّاهِدِينَ

و خدايى جز آن ذات باحكمت و عزت و اقتدار نيست و رسولان بزرگوارش تبليغ امر او نمودند و من بر اين امور چون شاهدان ديگر شاهد و گواه هستم.

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْعِزُّ وَ لَكَ الْفَخْرُ وَ لَكَ الْقَهْرُ وَ لَكَ النِّعْمَةُ

اى خدا! ستايش و مجد و عزّت و فخر و قهر، همه مخصوص توست و نعمت

وَ لَكَ الْعَظَمَةُ وَ لَكَ الرَّحْمَةُ وَ لَكَ الْمَهَابَةُ وَ لَكَ السُّلْطَانُ

و بزرگوارى و مهربانى و هيبت و پادشاهى

وَ لَكَ الْبَهَاءُ وَ لَكَ الِامْتِنَانَ وَ لَكَ التَّسْبِيحِ وَ لَكَ التَّقْدِيسُ وَ لَكَ التَّهْلِيلُ وَ لَكَ التَّكْبِيرُ

و بهاء و بخشش و پاكى و پاكيزگى و يكتايى و كبريايى اختصاص به تو دارد؛

وَ لَكَ مَا يُرَى وَ لَكَ مَا لَا يُرَى وَ لَكَ مَا فَوْقَ السَّمَاوَاتِ الْعُلَى‏

و در ملك وجود آنچه به چشم ديده شود و آنچه ديده نشود

وَ لَكَ مَا تَحْتَ الثَّرَى وَ لَكَ الْأَرَضُونَ السُّفْلَى وَ لَكَ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى

و آنچه فوق آسمان‌هاى بلند و زمين‌هاى پست و هرچه زير زمين است و دنيا و آخرت همه از توست

 وَ لَكَ مَا تَرْضَى بِهِ مِنَ الثَّنَاءِ وَ الْحَمْدِ وَ الشُّكْرِ وَ النَّعْمَاءِ

و هرحمد و ثنا و شكر بر نعمايى كه تو پسندى خاص توست.

أللّهمّ صلّ على صلّ على محمّد و آل محمّد و جَبْرَئِيلَ أَمِينِكَ عَلَى وَحْيِكَ وَ الْقَوِيِّ عَلَى أَمْرِكَ

اى خدا درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد بر جبرئيل كه امين وحى است و در اطاعت امرت نيرومند

وَ الْمُطَاعِ فِي سَمَاوَاتِكَ وَ مَحَالِّ كَرَامَاتِكَ الْمُتَحَمِّلَ لِكَلِمَاتِكَ النَّاصِرِ لِأَنْبِيَائِكَ الْمُدْمِّرِ لِأَعْدَائِكَ

 و در سماوات و مقامات عالى از جانبت فرماندۀ مطاع است و نگهبان سخنان وحى و يارى‌كننده‌ى پيغمبران و هلاك‌كننده‌ى دشمنان توست.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مِيكَائِيلَ مَلَكِ رَحْمَتِكَ وَ الْمَخْلُوقِ لِرَأْفَتِكَ وَ الْمُسْتَغْفِرِ الْمُعِينِ لِأَهْلِ طَاعَتِكَ

 اى خدا! درود فرست بر ميكائيل كه فرشتۀ رحمت است و براى ظهور رأفتت خلق شده و آمرزش طلب و يارى‌رسان بر اهل طاعتت است.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى إِسْرَافِيلَ حَامِلِ عَرْشِكَ وَ صَاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِرِ لِأَمْرِكَ وَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خِيفَتِكَ

اى خدا! درود فرست بر اسرافيل كه حامل عرش و صاحب صور و نداى تو و آماده‌ى فرمان و ترسان و هراسان از خوف توست.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عِزْرَائِيلَ قَابِضِ أَرْوَاحِ جَمِيعِ خَلْقِكَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطَّاهِرِينَ وَ عَلَى مَلَائِكَةِ

درود فرست بر عزرائيل قبض كننده‌ى تمام ارواح خلق تو خدايا! درود فرست بر حاملان عرشت كه از پاكان‌اند و بر فرشتگان

الذِّكْرِ أَهْلِ التَّأْمِينِ عَلَى دُعَاءِ الْمُؤْمِنِينَ وَ عَلَى السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ الطَّيِّبِينَ وَ عَلَى مَلَائِكَتِكَ الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ

ذكر اهل امين گوينده بر دعاى مؤمنان  و هم بر سفيران بزرگوار نيكوكار پاكيزه‌ات و هم بر فرشتگان با كرامت نويسنده‌ى اعمال

وَ عَلَى مَلَائِكَةِ الْجِنَانِ وَ خَزَنَةِ النِّيرَانِ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَ الْأَعْوَانِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.

و هم بر فرشتگان خازن بهشت و دوزخت و بر ملك الموت و اعوانش، اى خداى صاحب جلال و بزرگوارى!

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَبِينَا آدَمَ بَدِيعِ فِطْرَتِكَ الَّذِي كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلَائِكَتِكَ وَ أَبَحْتَهُ جَنَّتَكَ

خدايا! درود فرست بر پدر ما آدم ابو البشر خلق بديع بى‌نظيرت كه او را شرافت بخشيدى و مسجود فرشتگانش ساختى و بهشت را بر او مباح فرمودى

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أُمِّنَا حَوَّاءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفَّاةِ مِنَ الدَّنَسِ الْمُفَضَّلَةِ مِنْ الْإِنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَيْنَ مَحَالِّ الْقُدْسِ

و هم درود فرست بر حوا، مادر ما پاك و پاكيزه از پليدى و آلودگى كه از نوع آدميانش فضيلت دادى و در ميان (بهشت) مقامات قدس اجازۀ رفت‌وآمدش دادى.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى هَابِيلَ وَ شَيْثٍ وَ إِدْرِيسَ وَ نُوحٍ وَ هُودٍ وَ صَالِحٍ

خدايا! درود فرست بر هابيل و شيث و ادريس و نوح و هود و صالح

وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ يُوسُفَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ لُوطٍ وَ شُعَيْبٍ

و ابراهيم و اسمعيل و اسحق و يعقوب و يوسف و اسباط يعقوب و لوط و شعيب

وَ أَيُّوبَ وَ مُوسَى وَ هَارُونَ وَ يُوشَعَ وَ مِيشَا وَ الْخَضِرِ وَ ذِي الْقَرْنَيْنِ

 و ايوب و موسى و هرون و يوشع و ميشا و خضر و ذى القرنين

وَ يُونُسَ وَ إِلْيَاسَ وَ الْيَسَعِ وَ ذِي الْكِفْلِ وَ طَالُوتَ وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ وَ زَكَرِيَّا وَ شَعْيَا وَ يَحْيَى

و يونس و الياس و يسع و ذى الكفل و طالوت و داود و سليمان و زكريا و شعيا و يحيى

وَ تُورَخَ وَ مَتَّى وَ أَرْمِيَا وَ حَيْقُوقَ و دَانِيَالَ وَ عُزَيْرَ وَ عِيسَى

و تورخ و متى و ارميا و حيقوق و دانيال و عزيز و عيسى

وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجِيسَ وَ الْحَوَارِيِّينَ وَ الْأَتْبَاعِ وَ خَالِدٍ وَ حَنْظَلَةَ وَ لُقْمَانَ.

و شمعون و جرجيس و حواريين و تابعان آنها و خالد و حنظله و لقمان.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدايا! درود فرست بر محمد و آل محمد و رحمت فرست بر محمد و آل محمد و بركت ده بر محمد و آل محمد

كَمَا صَلَّيْتَ وَ رَحِمْتَ وَ بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

چنان‌كه درود و رحمت و بركت بر ابراهيم و آلش فرستادى، كه تويى سزاوار حمد و ثنا و مجد و بزرگوارى.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَوْصِيَاءِ وَ السُّعَدَاءِ وَ الشُّهَدَاءِ وَ أَئِمَّةِ الْهُدَى

خدايا! درود فرست بر اوصياى پيغمبرانت و سعيدان و شهيدان و پيشوايان هدايت خلق

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَبْدَالِ وَ الْأَوْتَادِ وَ السُّيَّاحِ وَ الْعُبَّادِ وَ الْمُخْلَصِينَ وَ الزُّهَّادِ وَ أَهْلِ الْجَدِّ وَ الِاجْتِهَادِ

خدايا درود فرست بر ابدال و اوتاد و سياحان و اهل عبادت و بندگان بااخلاص و زهاد و اهل كوشش و جهد،

وَ اخْصُصْ مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ أَجْزَلِ كَرَامَاتِكَ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنِّي تَحِيَّةً وَ سَلَاماً

و محمد و آلش را به بهترين درود و بزرگ‌ترين مقام كرامتت مخصوص گردان و به روح و جسد شريفش از من تحيت و سلام رسان

وَ زِدْهُ فَضْلًا وَ شَرَفاً وَ كَرَماً حَتَّى تُبَلِّغَهُ أَعْلَى دَرَجَاتِ أَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَفَاضِل‏ الْمُقَرَّبِينَ

و بر فضيلت و شرافت و بزرگوارى‌اش بيفزا تا آن‌كه او را به عالى‌ترين درجات اهل شرافت از انبيا و رسل و بهترين مقربان درگاهت برسانى.

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مَنْ سَمَّيْتُ وَ مَنْ لَمْ أُسَمِّ مِنْ مَلَائِكَتِكَ وَ أَنْبِيَائِكَ وَ رُسُلِكَ وَ أَهْلِ طَاعَتِكَ

خدايا! درود فرست بر آنان‌كه نام بردم و يا نام نبردم از فرشتگان و انبيا و رسل و اهل طاعتت

وَ أَوْصِلْ صَلَوَاتِي إِلَيْهِمْ وَ إِلَى أَرْوَاحِهِمْ وَ اجْعَلْهُمْ إِخْوَانِي فِيكَ وَ أَعْوَانِي عَلَى دُعَائِكَ.

 و درود مرا به آنها و به ارواح پاك آنها برسان و آنها را برادران من در راهت و ياوران من در دعاى به درگاهت قرار ده.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَيْكَ وَ بِكَرَمِكَ إِلَى كَرَمِكَ

اى خدا! من تو را به سوى تو شفيع مى‌گردانم و به كرمت به سوى كرمت

وَ بِجُودِكَ إِلَى جُودِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ بِأَهْلِ طَاعَتِكَ إِلَيْكَ

و به جودت به سوى جودت و به رحمتت به سوى رحمتت و به اهل طاعتت به سوى تو متوسل مى‌شوم

وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ بِكُلِّ مَا سَأَلَكَ بِهِ أَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ مَسْأَلَةٍ شَرِيفَةٍ غَيْرِ مَرْدُودَةٍ

و از تو درخواست مى‌كنم آنچه از خواهش‌هاى بلندمرتبه‌ى مقبول تو كه اين بندگانى كه نام بردم از تو درخواست كنند

وَ بِمَا دَعَوْكَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجَابَةٍ غَيْرِ مُخَيَّبَةٍ

و هردعاى مستجاب آنها كه نوميدى در آن نيست.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا حَلِيمُ يَا كَرِيمُ يَا عَظِيمُ يَا جَلِيلُ يَا مُنِيلُ يَا جَمِيلُ

اى خداى بخشنده، اى مهربان، اى بردبار، اى كريم، اى بزرگ، اى بزرگوار، اى عطابخش، اى نيكو،

يَا كَفِيلُ يَا وَكِيلُ يَا مُقِيلُ يَا مُجِيرُ يَا خَبِيرُ يَا مُنِيرُ يَا مُبِيرُ يَا مَنِيعُ يَا مُدِيلُ يَا مُحِيلُ

 اى كفيل خلق، اى وكيل، اى گذشت‌كننده، اى پناه‌دهنده، اى آگاه، اى روشن‌كننده، اى هلاك‌كننده، اى بامناعت، اى دولت‌بخش، اى باتدبير،

يَا كَبِيرُ يَا قَدِيرُ يَا بَصِيرُ يَا شَكُورُ يَا بَرُّ يَا طُهْرُ يَا طَاهِرُ يَا قَاهِرُ يَا ظَاهِرُ يَا بَاطِنُ

اى بزرگ، اى توانا، اى بينا، اى پاداش‌دهنده‌ى شاكران، اى نيكو، اى پاك، اى پاكيزه، اى قادر غالب، اى پيدا، اى پنهان،

يَا سَاتِرُ يَا مُحِيطُ يَا مُقْتَدِرُ يَا حَفِيظُ يَا مُتَجَبِّرُ يَا قَرِيبُ يَا وَدُودُ يَا حَمِيدُ يَا مَجِيدُ يَا مُبْدِئُ

 اى ساتر گناهان، اى محيط به خلق، اى بااقتدار، اى نگهبان، اى جبران‌كننده، اى نزديك، اى مهربان، اى ستوده صفات، اى بامجد و عزت، اى آفريننده،

يَا مُعِيدُ يَا شَهِيدُ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا قَابِضُ يَا بَاسِطُ يَا هَادِي يَا مُرْسِلُ

اى برگرداننده، اى گواه، اى احسان‌كننده، اى نيكويى‌كننده، اى نعمت‌بخش، اى افزونى‌بخش، اى بازگيرنده، اى گستراننده، اى رهنما، اى فرستنده،

يَا مُرْشِدُ يَا مُسَدِّدُ يَا مُعْطِي يَا مَانِعُ يَا دَافِعُ يَا رَافِعُ يَا بَاقِي يَا وَاقِي يَا خَلَّاقُ

اى هدايت‌كننده، اى قوت‌بخشنده، اى عطابخش، اى منع‌كننده، اى دفع‌كننده، اى رفعت‌بخش، اى باقى ابدى، اى نگه‌دار، اى آفريننده،

يَا وَهَّابُ يَا تَوَّابُ يَا فَتَّاحُ يَا نَفَّاحُ يَا مُرْتَاحُ يَا مَنْ بِيَدِهِ كُلُّ مِفْتَاحٍ  يَا نَفَّاعُ يَا رَءُوفُ يَا عَطُوفُ

اى روزى‌دهنده، اى بخشنده‌ى بى‌عوض، اى توبه‌پذير، اى گشاينده، اى بخشنده، اى سوددهنده، اى كسى كه هركليد به دست توست، اى منفعت‌بخش، اى مهربان، اى با عطوفت،

يَا كَافِي يَا شَافِي يَا مُعَافِي يَا مُكَافِي يَا وَفِيُّ يَا مُهَيْمِنُ يَا عَزِيزُ يَا جَبَّارُ يَا مُتَكَبِّرُ يَا سَلَامُ

اى كفايت‌كننده، اى شفابخشنده، اى صحت‌بخش، اى پاداش‌دهنده، اى وفادار، اى نگهبان، اى باعزّت اى جبران‌كننده، اى باتكبر و جلال، اى سلام،

يَا مُؤْمِنُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا نُورُ يَا مُدَبِّرُ يَا فَرْدُ يَا وَتْرُ يَا قُدُّوسُ يَا نَاصِرُ يَا مُؤْنِسُ

 اى ايمنى‌بخش، اى يكتا، اى بى‌نياز، اى نور، اى تدبيركننده، اى متفرد، اى يگانه، اى منزه، اى يارى‌كننده، اى مونس،

يَا بَاعِثُ يَا وَارِثُ يَا عَالِمُ يَا حَاكِمُ يَا بَادِي يَا مُتَعَالِي يَا مُصَوِّرُ يَا مُسَلِّمُ يَا مُتَحَبِّبُ

اى برانگيزنده‌ى مردگان، اى وارث بندگان، اى دانا، اى حكم‌فرما، اى پديدآور، اى راهبر، اى بلندمقام، اى صورت‌نگار، اى سلامت‌بخش، اى دوست،

يَا قَائِمُ يَا دَائِمُ يَا عَلِيمُ يَا حَكِيمُ يَا جَوَادُ يَا بَارِئُ يَا بَارُّ يَا سَارُّ

اى قائم به ذات، اى ابدى الذات، اى باعلم، اى باحكمت، اى باجود و بخشش، اى آفريننده، اى نيكوكار، اى ناپيدا،

يَا عَدْلُ يَا فَاصِلُ يَا دَيَّانُ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا سَمِيعُ يَا بَدِيعُ يَا خَفِيرُ يَا مُعِينُ

اى دادگر، اى جداكننده، اى كيفردهنده، اى مشفق و مهربان، اى اهل احسان، اى شنوا، اى پديدآور، اى پناه‌بخش، اى ياور،

يَا نَاشِرُ يَا غَافِرُ يَا قَدِيمُ يَا مُسَهِّلُ يَا مُيَسِّرُ يَا مُمِيتُ يَا مُحْيِي يَا نَافِعُ يَا رَازِقُ

اى نشردهنده، اى آمرزنده، اى قديم الذات، اى سهل و آسان‌گير، اى ميراننده، اى زنده‌كننده، اى سودبخشنده، اى روزى‌دهنده،

يَا مُقْتَدِرُ يَا مُسَبِّبُ يَا مُغِيثُ يَا مُغْنِي يَا مُقْنِي يَا خَالِقُ يَا رَاصِدُ

اى بااقتدار، اى سبب‌ساز، اى فريادرس، اى بى‌نيازى‌بخش، اى سرمايه‌بخش، اى آفريدگار، اى مراقب،

يَا وَاحِدُ يَا حَاضِرُ يَا جَابِرُ يَا حَافِظُ يَا شَدِيدُ يَا غِيَاثُ يَا عَائِذُ يَا قَابِضُ

 اى يگانه، اى حاضر، اى جبران‌كننده، اى حفظكننده، اى محكم‌كار، اى فريادرس، اى فايده‌رسان، اى قبض‌كننده،

يَا مُنِيب‏ يَا مُبِينُ يَا طَاهِرُ يَا مُجِيبُ يَا مُتَفَضِّلُ يَا مُسْتَجِيبُ يَا عَادِلُ يَا بَصِيرُ

اى بازگشت‌كننده، اى روشنگر، اى پاك [آشكار]، اى اجابت‌كننده، اى تفضل‌كننده، اى پاسخ‌دهنده، اى دادگر، اى بينا، 

يَا مُؤَمَّلُ يَا مُسْدِي يَا أَبوابُ يَا وَافِي يَا رَاصِدُ يَا مَلِكُ يَا رَبُّ يَا مُذِلُّ يَا رَازِقُ يَا وَلِيُّ

اى برآورنده‌ى آرزو، اى يارى‌گر [تهديدكننده]، اى بسيار بازگشت‌كننده، اى باوفا، اى راهنما، اى فرمانروا، اى پروردگار، اى سرافراز كننده، اى خواركننده، اى باشكوه، اى روزى‌رسان، اى سرپرست،

يَا فَاضِلُ يَا سُبْحَانُ يَا مَنْ عَلَا فَاسْتَعْلَى فَكَانَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى يَا مَنْ قَرُبَ فَدَنَا وَ بَعُدَ فَنَأَى وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ أَخْفَى

اى برتر، اى پاك و منزه. اى كه بلندمقامى، و از هرمقام بلند كه تصور شود برترى و به بالاترين منظرى! اى كسى كه نزديك و بسيار نزديكى و دورى و بسيار دورى و داناى اسرار و پنهان‌ترين اسرارى!

 يَا مَنْ إِلَيْهِ التَّدْبِيرُ وَ لَهُ الْمَقَادِيرُ يَا مَنِ الْعَسِيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسِيرٌ وَ يَا مَنْ هُوَ عَلَى مَا يَشَاءُ قَدِيرٌ

اى كسى كه تدبير و تقدير امور عالم با اوست و اى كسى كه هرمشكل نزدش آسان است! اى كسى كه بر هرچيز تواناست!

يَا مُرْسِلَ الرِّيَاحِ يَا فَالِقَ الْإِصْبَاحِ يَا بَاعِثَ الْأَرْوَاحِ يَا ذَا الْجُودِ وَ السَّمَاحِ

اى فرستندۀ بادها و پديدآورنده‌ى صبح‌ها و برانگيزنده‌ى روح‌ها! اى صاحب جود و بخشش!

يَا رَادَّ مَا قَدْ فَاتَ يَا نَاشِرَ الْأَمْوَاتِ يَا جَامِعَ الشَّتَاتِ يَا رَازِقَ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ

اى برگرداننده‌ى گذشته‌ها، اى زنده‌كننده مرده‌ها، اى گردآورنده‌ى پراكنده‌ها، اى روزى‌بخش به هركه خواهى بى‌حساب

و يَا فَاعِلَ مَا يَشَاءُ كَيْفَ يَشَاءُ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ

و اى كسى كه هرچه بخواهى و هرگونه بخواهى توانى كرد! اى صاحب جلال و بزرگوارى اى زنده‌ى پاينده‌ى ابدى

يَا حَيُّ حِينَ لَا حَيَّ يَا مُحْيِي الْمَوْتَى يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ

اى زنده هنگامى كه هيچكس زنده نيست! اى زنده‌اى كه مردگان را زنده مى‌كند! اى زنده‌اى كه خدايى جز تو نيست! اى پديدآورنده‌ى زمين و آسمان‌ها!

يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

اى خدا و آقاى من! درود فرست بر محمد و آل محمد و رحمت فرست بر محمد و آلش و بركت ده بر محمد و آلش،

كَمَا صَلَّيْتَ وَ بَارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ

چنان‌كه درود و بركت و رحمت فرستادى بر ابراهيم و آلش كه همانا تو ستوده صفات و بزرگوارى.

 وَ ارْحَمْ ذُلِّي وَ فَاقَتِي وَ فَقْرِي وَ انْفِرَادِي وَ وَحْدَتِي وَ خُضُوعِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ اعْتِمَادِي عَلَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ.

خدايا! و به خوارى من و بر فقر و فاقه و تنهايى و بى‌كسى‌ام ترحم كن و به فروتنى‌ام در پيشگاه تو و اعتمادم به تو و تضرع و زارى‌ام به درگاه تو كرم فرما.

أَدْعُوكَ دُعَاءَ الْخَاضِعِ الذَّلِيلِ الْخَاشِعِ الْخَائِفِ الْمُشْفِقِ الْبَائِسِ الْمَهِينِ الْحَقِيرِ الْجَائِعِ الْفَقِيرِ الْعَائِذِ الْمُسْتَجِيرِ

 خدايا! تو را مى‌خوانم به دعاى با حال شخص خاضع خاشع و ذليل و ترسان و هراسان و پريشان و خوار و بى‌مقدار و گرسنه و فقير و در حالتى كه به تو پناه آورده

الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكِينِ لِرَبِّهِ دُعَاءَ مَنْ أَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ

و معترف است به گناه خود و از تو آمرزش مى‌طلبد و به درگاه خداى خود زارى مى‌كند و تو را مى‌خواند، به دعاى كسى كه ياران معتمدش او را تسليم بلا كرده

وَ رَفَضَتْهُ أَحِبَّتُهُ وَ عَظُمَتْ فَجِيعَتُهُ دُعَاءَ حَرِقٍ حَزِينٍ ضَعِيفٍ مَهِينٍ بِائِسٍ مِسْكِينٍ بِكَ مُسْتَجِيرٍ

و دوستانش او را ترك گفته باشند و مصيبتش سخت باشد دعاى كسى كه در آتش حزن و اندوه مى‌سوزد ناتوان و خوار و پريشان‌حال و بينواست و به تو پناه آورده؛

اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِيكٌ وَ أَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ وَ أَنَّكَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِيرٌ

خدايا و از تو درخواست مى‌كنم كه تو پادشاه ملك وجودى و هر چه بخواهى به امرت موجود مى‌شود و بر هرچيز توانا هستى.

وَ أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ هَذَا الشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ الْبَيْتِ الْحَرَامِ وَ الْبَلَدِ الْحَرَامِ وَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ

 و از تو درخواست مى‌كنم به حرمت اين ماه (رجب) و به شهر محرم (مكه) و بيت الحرام و ركن و مقام

وَ الْمَشَاعِرِ الْعِظَامِ وَ بِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ

و شعارها و عبادت‌هاى بزرگ و به حقّ پيغمبر اكرمت محمد صلّى اللّه عليه و آله كه بر او و آلش سلام باد؛

يَا مَنْ وَهَبَ لآِدَمَ شَيْثاً وَ لِإِبْرَاهِيمَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَا مَنْ رَدَّ يُوسُفَ عَلَى يَعْقُوبَ

اى خدايى كه به آدم ابو البشر شيث را عطا كردى و به ابراهيم اسمعيل و اسحق را! اى خدايى كه يوسف را به يعقوب برگردانيدى

وَ يَا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ الْبَلَاءِ ضُرَّ أَيُّوبَ يَا رَادَّ مُوسَى عَلَى أُمِّهِ وَ زَائِدَ الْخَضِرِ فِي عِلْمِهِ

و اى آن‌كه رنج و درد ايوب را پس از ابتلا برطرف ساختى! اى آن‌كه موسى را به مادرش برگردانيدى و علم و دانش خضر را افزودى!

وَ يَا مَنْ وَهَبَ لِدَاوُدَ سُلَيْمَانَ وَ لِزَكَرِيَّا يَحْيَى وَ لِمَرْيَمَ عِيسَى

اى آن‌كه به داود سليمان را عطا كردى و به زكريا يحيى را و به مريم عيسى را بخشيدى

يَا حَافِظَ بِنْتِ شُعَيْبٍ وَ يَا كَافِلَ وَلَدِ أُمِّ مُوسَى

اى نگه‌دار دختر شعيب (زن موسى) و اى كفالت‌كننده‌ى فرزند مادر موسى!

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي كُلَّهَا وَ تُجِيرَنِي مِنْ عَذَابِكَ

از تو درخواست مى‌كنم كه درود بر محمد و آلش فرستى و گناهان مرا تمام بيامرزى و مرا از عذابت در پناه گيرى

وَ تُوجِبَ لِي رِضْوَانَكَ وَ أَمَانَكَ وَ إِحْسَانَكَ وَ غُفْرَانَكَ وَ جِنَانَكَ

و مقام رضاى خود را و امان و احسان و غفران و بهشت و رضوانت را به من عطا فرمايى

وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَفُكَّ عَنِّي كُلَّ حَلْقَةِ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ يُؤْذِينِي وَ تَفْتَحَ لِي كُلَّ بَابٍ

 و باز درخواست مى‌كنم از تو كه هرحلقۀ تنگ عداوتى ميان من و آزاركنندگان من است باز كنى و هردر خير به رويم بگشايى

وَ تُلِينَ لِي كُلَّ صَعْبٍ وَ تُسَهِّلَ لِي كُلَّ عَسِيرٍ وَ تُخْرِسَ عَنِّي كُلَّ نَاطِقٍ بِشَرٍّ وَ تَكُفَّ عَنِّي كُلَّ بَاغٍ

و هركار مشكل را بر من سهل كنى و هرسخت را آسان سازى و هركه را بر من زبان بد گشايد، زبانش ببندى

وَ تَكْبِتَ لِي كُلَّ عَدُوٍّ لِي وَ حَاسِدٍ وَ تَمْنَعَ مِنِّي كُلَّ ظَالِمٍ وَ تَكْفِيَنِي كُلَّ عَائِقٍ يَحُولُ بَيْنِي وَ بَيْنَ (ولدى)

و شر هر ستمگر را از من دفع كنى و هردشمن و حسودم را به رو درافكنى و هرظالم را از من منع فرمايى و هرچه مانع ميان من و فرزند من (حاجت‌هاى من) است

وَ يُحَاوِلُ أَنْ يُفَرِّقَ بَيْنِي وَ بَيْنَ طَاعَتِكَ وَ يُثَبِّطَنِي عَنْ عِبَادَتِكَ

و خواهد كه ميان من و طاعتت جدايى افكند و مرا از عبادتت بازدارد، او را از من كفايت كنى.

يَا مَنْ أَلْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدِينَ وَ قَهَرَ عُتَاةَ الشَّيَاطِينِ وَ أَذَلَّ رِقَابَ الْمُتَجَبِّرِينَ

اى آن‌كه ديو سركش را لجام كرده‌اى و گردن‌كشان شياطين را مقهور ساخته و متكبران و جباران عالم را ذليل نموده‌اى

وَ رَدَّ كَيْدَ الْمُتَسَلِّطِينَ عَنِ الْمُسْتَضْعَفِينَ أَسْأَلُكَ بِقُدْرَتِكَ عَلَى مَا تَشَاءُ

و مكر و فريب مقتدران را از ضعيفان برگردانيده‌اى! از تو درخواست مى‌كنم به حقّ قدرتت كه به هرچه خواهى شامل است

وَ تَسْهِيلِكِ لِمَا تَشَاءُ كَيْفَ تَشَاءُ أَنْ تَجْعَلَ قَضَاءَ حَاجَتِي فِيمَا تَشَاءُ.

و به آسان بودن نزدت هر چه را بخواهى و هرگونه بخواهى، كه حاجت‌هاى مرا هرچه را مى‌خواهى روا گردانى.

(پس سجده كن بر زمين و پهلوهاى روى خود را بر خاك بگذار و بگو) :

 اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ، فَارْحَمْ ذُلِّي وَ فَاقَتِي وَ اجْتِهَادِي وَ تَضَرُّعِي وَ مَسْكَنَتِي وَ فَقْرِي إِلَيْكَ، يَا رَب‏.[4]

خدايا! براى تو سجده مى‌كنم و به تو ايمان دارم، تو به خوارى و پريشانى‌ام ترحم كن كه جهد و كوشش و زارى و مسكنت و فقرم به درگاه توست، اى پروردگار من!

پس حضرت فرمود كه سعى كن كه آب از ديده‌ات بيرون آيد اگرچه به قدر پر مگسى بوده باشد كه آن علامت اجابت و دعاست.

و در روايت ديگر وارد شده است كه در سجده اين دعا بخواند:

اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ، فَارْحَمْ ذُلِّي وَ خُضُوعِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ فَقْرِي‏ وَ فَاقَتِي إِلَيْكَ وَ ارْحَمِ انْفِرَادِي

خدايا! براى تو سجده مى‌كنم و به تو ايمان دارم؛ تو به خوارى و فروتنى من پيش روى خود و به فقر و بيچارگى‌ام به سوى خود ترحم كن و به تنهايى

وَ خُشُوعِي وَ اجْتِهَادِي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ، اللَّهُمَّ بِكَ أَسْتَفْتِحُ وَ بِكَ أَسْتَنْجِحُ وَ بِمُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ آلِهِ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ.

و به فروتنى و به كوششم پيش روى خود و توكلم بر تو رحم كن؛ بار خدايا! به تو طلب پيروزى مى‌كنم و از تو حاجت طلبم، و به حق محمد، بنده و فرستاده‌ى تو و آل او به سوى تو رو مى‌آورم.

اللَّهُمَّ سَهِّلْ لِي كُلَّ حُزُونَةٍ وَ ذَلِّلْ لِي كُلَّ صُعُوبَةٍ وَ أَعْطِنِي مِنَ الْخَيْرِ أَكْثَرَ مِمَّا أَرْجُو وَ عَافِنِي مِنَ الشَّرِّ وَ اصْرِفْ عَنِّي السُّوءَ[5]

بار خدايا! براى من همه‌ى دشوارى‌ها را آسان گردان و هرمشكلى را خوار فرما و از خير، بيش از آنچه اميدوارم به من عطا فرما و از هربدى مرا نگه‌دار و بدى‌ها را از من دور فرما.

و به روايت ديگر صد مرتبه در سجده بگو:

 يَا قَاضِيَ حَوَائِجِ الطَّالِبِينَ اقْضِ حَاجَتِي بِلُطْفِكَ يَا خَفِيَّ الْأَلْطَاف؛

اى برآورنده‌ى حاجت‌هاى طلب‌كنندگان و اى مخفى‌كننده‌ى لطف‌ها! حاجت مرا به لطف و مهربانى خود برآورده ساز.

و در روايت معتبر وارد شده است كه مادر داود به حضرت عرض نمود كه اى سيّد و آقاى من! آيا اين دعا را در غير ماه رجب مى‌توان خواند؟ حضرت فرمود كه بلى در روز عرفه مى‌توان خواند و اگر موافق افتد كه در روز جمعه باشد، صاحبش فارغ نمى‌شود، مگر آن‌كه خدا او را مى‌آمرزد و در هرماهى كه باشد، اگر ايّام البيض آن ماه را روزه بدارد و در روز پانزدهم اين دعا را بخواند به نحوى كه ذكر كردم، حاجتش برآورده مى‌شود.[6]

و در روايت ديگر وارد شده است كه حضرت فرمود كه در روز عرفه و هرروز كه اين دعا را بخواند حاجت او برآورده مى‌شود.

مؤلف گويد كه از اين احاديث ظاهر مى‌شود كه در هرماه كه ايّام البيض آن را يعنى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بدارد و در روز پانزدهم اين عمل را به جا آورد، به مطلوب خود فايز مى‌گردد و دور نيست كه اگر در روز عرفه و جمعه و ساير ايّام متبرّكه نيز اين عمل را به جا آورد، بدون روزه، خوب باشد و اگر در غير اشهر حرم كه ذى قعده و ذى الحجّه و ماه محرّم و ماه رجب است، اين دعا را بخواند، به جاى بحرمة هذا الشهر الحرام، بگويد بحرمة الشهر الحرام و هذا را بيندازد (یعنی نگوید) بهتر باشد.


[1] ) بحار الانوار، ج 97، ص 47، ح 30، فضائل الاشهر الثلاثة، ص 32، ح 14

[2] ) خوانده مى‌شود آية الكرسى تا وَ هُمْ فِيها خالِدُونَ» .

[3] ) سوره آل عمران، آیه 18.

[4] ) اقبال الاعمال ص 660؛ مفاتيح الجنان، ص 144.

[5] ) اقبال الاعمال، ج  3 ، ص 249.

[6] ) اقبال الاعمال ص 421.

افزودن دیدگاه جدید