منوی اصلی

فضیلت روز مباهله (مصباح المتهجد)

فضیلت روز مباهله (مصباح المتهجد)

شهر ذی الحجه؛ يوم الرابع و العشرين منه‏

ماه ذی الحجه؛ روز بیست و چهارم ماه

فِي هَذَا الْيَوْمِ تَصَدَّقَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ص بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ الصَّلَاةَ فِيهِ‏

در این روز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال رکوع نماز خویش، انگشترى خود را به سائل داد

يوم الخامس و العشرين منه‏؛ هو يوم المباهلة و روي أنه يوم الرابع و العشرين و هو الأظهر-

روز بیست و پنجم ماه؛ روز مباهله است و روایت شده که آن روز بیست و چهارم ماه است و روز بیست و چهارم مشهورتر است.

أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي رَافِعٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ‏ بْنِ أَحْمَدَ بِالسَّهْلَةِ قَالَ حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي رَافِعٍ قَالَ‏

عبد الله عبید الله بن ابی رافع گفت:

لَمَّا قَدِمَ صُهَيْبٌ مَعَ أَهْلِ نَجْرَانَ ذَكَرَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص مَا خَاصَمُوهُ بِهِ مِنْ أَمْرِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع وَ أَنَّهُمْ ادَّعُوهُ وَلَداً فَدَعَاهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص فَخَاصَمَهُمْ وَ خَاصَمُوهُ فَقَالَ‏ (تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ)[1]‏ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ ع فَجَمَعَهُمْ فَقَالَ لَهُمْ الْعَاقِبُ مَا أَرَى لَكُمْ أَنْ تُلَاعِنُوهُ فَإِنْ كَانَ نَبِيّاً هَلَكْتُمْ وَ لَكِنْ صَالَحُوهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَوْ لَاعَنُونِي مَا وَجَدُوا لَهُمْ أَهْلًا وَ لَا مَالًا وَ لَا وَلَدا

آنچه ارائه شد توسط صهیب به اهالی نجران سخن رسول خدا در مباحثه و تبادل نظر و افکار نسبت به حضرت عسی بن مریم بود امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی علیه السلام بدون واسطه پدر می دانستند آنان از پذیرفتن حقیقت سر باز زدند و لجاجت ورزیدند. آيه مباهله نازل شد (و خطاب به پيامبر فرمود:) بگو: بياييد با فراخواندن فرزندان و زنان و خودمان(انفس)، خدا را بخوانيم و با حالت تضرّع و ابتهال بر دروغگويان نفرين كنيم و هر نفرينى كه دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم مى ‏شود كه راه او باطل است و با اين وسيله به اين گفتگو و جدال پايان دهيم. پس پیامبر علی و فاطمه و حسن و حسین علیهما السلام را خواند. پس نصرانی ها جمع شدند. گفت من عاقبت این کار را برای شما  اینچنین می بینم که اگر پیامبر باشد و نفرین کند شما را، هلاک خواهید شد لكن مصالحه کنید. رسول خدا گفت اگر شما را نفرین کنم، برای شما خانواده و مال و فرزندی باقی نمی ماند.


[1] ) سوره آل عمران ( 3 )، آیه 61 .

افزودن دیدگاه جدید