منوی اصلی

حجت الاسلام عبدالله صالحی

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): جواب شش سؤال و شفاى دردپا

نشانه های امامت امام رضا (ع) برای حسین بن عمر

روزى خدمت امام رضا (ع) رفتم و گفتم: مقدارى قرض دارم و توان پرداخت آن را ندارم؛ و مقدار آن را مطرح نكردم. حضرت دستور داد غذا آوردند و چون غذا خورديم فرمود: آنچه زير تُشك نهاده شده بردار و بدهى خود را بپرداز...

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): هم راز و هم ساز تهى دستان

امام سجّاد، حضرت علىّ بن الحسين عليهماالسّلام روزى در منزل خود نشسته بود، كه ناگهان متوجّه شد كه كسى درب منزل را مى كوبد.

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): خويشتن شناسى

روزى شخصى بر امام سجّاد زين العابدين عليه السّلام وارد شد و عرضه داشت : اى پسر رسول خدا! شب را چگونه و در چه حالتى سپرى نمودى ؟
و اكنون در چه حالتى هستى ؟

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): اسلحه مسموم در توبره

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): اسلحه مسموم در توبره

آن شخص به دوستان خود گفته بود: او گمان كرده است، كه چون فرزند رسول اللّه است، مى تواند وليعهدى طاغوت زمان را بپذيرد، مى روم و از او سؤالى مى پرسم، چنانچه جواب صحيحى نداد، او را با اين سلاح نابود مى سازم.

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): عاقبت دلقک بازی

در مدينه طيبّه مردى بيكار و ولگرد وجود داشت كه كارش جُك گفتن و خندانيدن افراد بود.

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): خبر از غيب و شفاى جنّ زدگى

داستانهای ائمه: امام سجاد (ع): خبر از غيب و شفاى جنّ زدگى

ابو خالد كابلى مدّتی زمانى را خدمت گذارى امام سجّاد (ع) نمود و چون به طول انجاميد، جهت ديدار با مادر خويش از امام اجازه خواست كه راهى شهر شام گردد.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): ضربات شمشيرها و سلامتى جسم

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): ضربات شمشيرها و سلامتى جسم

روزى به قصد ديدار مولايم ، حضرت رضا (ع) به طرف منزل آن بزرگوار حركت كردم، ناگهان سر و صداى مردم را شنيدم كه مى گفتند: امام رضا (ع) وفات يافته است ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): خبر از درون و دادن هديه

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): خبر از درون و دادن هديه

با خودش گفت: هنگام خداحافظى، پيراهنى از لباس هاى حضرت را تقاضا مى نمايم كه چنانچه مرگ من فرا رسيد، آن پيراهن را كفن خود قرار دهم.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): حجّت و خبر از غيب

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): حجّت و خبر از غيب

...هنگامى كه وارد منزل حضرت شدم به من خطاب كرد و فرمود: اى حسين! به منزل ما خوش آمدى؛ و سپس مرا نزديك خودش نشانيد و...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زيارت معصومين و شادى مؤمن در عرفه

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زيارت معصومين و شادى مؤمن در عرفه

روز عيد عرفه جهت زيارت و ديدار مولايم، حضرت ابوالحسن، امام رضا عليه السلام حركت كردم ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): پرداخت بدهى دوست و كمك هزينه

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): پرداخت بدهى دوست و كمك هزينه

يكى از شيعيان و دوستان امام رضا (ع) به نام ابومحمّد غفّارى گويد: در يك زمانى، بدهكارى من به افراد زياد شده بود و توان پرداخت آن ها را نداشتم.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درخت بادام در خانه ميزبان

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درخت بادام در خانه ميزبان

در آن هنگامى كه امام رضا عليه السلام در مسير راه خراسان وارد شهر نيشابور گرديد، به منزل ما تشريف فرما شد.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درس پيشوا شناسى

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درس پيشوا شناسى

روزى امام رضا (ع) در جمع اصحاب خود فرمود: امام و پيشواى جامعه داراى علائم و نشانه هائى است، كه برخى از آن عبارت است:

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سياست و زندگى شرافتمندانه

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سياست و زندگى شرافتمندانه

روزى مامون عبّاسى به من اظهار داشت: اى ابوالحسن! عدّه اى در اطراف و حوالى شما در حال فتنه و آشوب مى باشند، ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زلزله وحشتناك در خراسان

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زلزله وحشتناك در خراسان

جاسوسان حكومتى براى مامون عبّاسى خبر آوردند كه امام رضا (ع) جلساتى تشكيل مى دهد و مردم در آن مجالس شركت كرده و شيفته بيان و علوم او گشته اند.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): دو معجزه و يك غيب گوئى

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): دو معجزه و يك غيب گوئى

امام باقر (ع) فرموده است: هر كه از شيعيان ما، مبتلا به مرض و ناراحتى شود و در مقابل آن صبر و شكيبائى از خود نشان دهد، خداوند پاداش هزار شهيد به او عطا مى فرمايد.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زينب كذّابه و درندگان

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): زينب كذّابه و درندگان

در دوران حكومت مامون، زنى به نام زينب مدّعى بود كه از ذرّيّه حضرت زهرا (س) مى باشد و با اين روش از مؤمنين پول مى گرفت و ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): دو جريان مهمّ و حيرت انگيز

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): دو جريان مهمّ و حيرت انگيز

حضرت براى استراحت ، كنار چشمه اى فرود آمد و چون سفره غذا را پهن كردند، حضرت با همراهانش مشغول تناول غذا گرديد.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): نماز باران و بلعيدن دوشيره در پرده

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): نماز باران و بلعيدن دوشيره در پرده

در زمان حكومت مامون - خليفه عبّاسى - در يكى از سال ها خشك سالى شد و ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): عيادت از مريض و بهترين هديه

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): عيادت از مريض و بهترين هديه

عیادت از مریض، شیعه ونشانه های او، پشیمانی خلیفه از نماز عید فطر به اقامه امام رضا علیه السلام

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): نماز در اوّل وقت و يك شمش طلا

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): نماز در اوّل وقت و يك شمش طلا

روزى به محضر امام رضا (ع) وارد شدم تا پيرامون درخواستى كه قبلاً از آن حضرت كرده بودم، صحبت نمايم؛ و با كمك ايشان بتوانم مشكلات زندگى خود و خانواده ام را بر طرف سازم.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سازش يا نجات خود و اسلام

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): سازش يا نجات خود و اسلام

پس از آن كه امام رضا (ع) وارد شهر خراسان گرديد، تحت مراقبت شَديد مامون و مامورانش قرار گرفت و مرتّب شكنجه هاى گوناگون روحى و فكرى بر حضرتش وارد مى گشت.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): پسر و پدر يكى هستند

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): پسر و پدر يكى هستند

شخصى به نام ابن ابى سعيد مكارى ، روزى از روزها به محضر مبارك امام رضا عليه السلام شرفياب شد؛ ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): هيجده خرما يا مدّت عمر

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): هيجده خرما يا مدّت عمر

بسيارى از بزرگان در كتاب هاى مختلف حكايت كرده اند: ...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درمان مسافر با نيشكر

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درمان مسافر با نيشكر

خليفه عبّاسى - جهت دست يابى به اهداف شوم خود دستور داد تا امام رضا (ع) را از مدينه به خراسان احضار نمايند.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درمان خرابى دندان و زبان در خواب و بيدارى

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): درمان خرابى دندان و زبان در خواب و بيدارى

در بين راه دزدان و راهزنان، راه را بر ما بستند و تمام اموال و وسائل ما را غارت كرده و به يغما بردند...

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): حفظ آبرو در سخاوت

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): حفظ آبرو در سخاوت

روزى از روزها، پيرامون مسائل حلال و حرام از آن حضرت پرسش ‍مى كردند و حضرت جواب يكايك آن ها را به طور كامل و فصيح بيان مى فرمود.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): تقديم هدايا به شاعر اهل بيت

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): تقديم هدايا به شاعر اهل بيت

يابن رسول اللّه! قصيده اى در شان و عظمت شما اهل بيت، سروده ام و علاقه مندم آن را در محضر شما بخوانم؟

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): قيامت و پرسش از مهم ترين نعمت ها

روزى امام رضا (ع) در جمع عدّه اى نشسته بود، ضمن فرمايشاتى فرمود: در دنيا هيچ نعمت واقعى و حقيقى وجود ندارد.

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): ختم قرآن يا انديشه در آن

داستانهای ائمه: امام رضا (ع): ختم قرآن يا انديشه در آن

هرگز نديدم سخنى و مطلبى در مسائل دين و امور مختلف از آن حضرت سؤال شود؛ مگر آن كه بهتر و شيواتر از همه پاسخ مى فرمود.

صفحه‌ها