ویژگی های حکمران اسلامی با تکیه بر آیات قرآن و سبک زندگی امام رضا علیه السّلام
۲۷ آذر ۱۴۰۳ 0مقدمه
دین اسلام که آیین جامع و حاوی احکام سیاسی و اجتماعی بوده و تأسیس حکومت از آموزه های مهم اسلامی است و ریشه در وحی و نصوص دینی دارد. ماهیت و کیفیت بخش معظمی از احکام فقهی اسلام را، مسائل سیاسی و اجتماعی تشکیل داده و عمل به این نوع از احکام که در قالب «فقه الحکومه» در نصوص روایی و منابع فقهی اسلام مطرح است، بدون تأسیس حکومت و حکمران اسلامی قابل اجرا نیست. وجود نظام سیاسی و دینی از نگاه اسلام، بستر مناسب برای اجرای معارف دینی و احکام اسلامی بوده و از مؤمنان به عنوان انسان های دین دار و شهروندان اسلامی در خواست می کند که از باب تکلیف شرعی و به منظور ایجاد عدالت اجتماعی، به تشکیل حکومت دینی، همت گماشته و از حکمران اسلامی اطاعت نمایند.در اندیشه سیاسی اسلام، حکمران اسلامی، مهم ترین مؤلفه و رکن نظام دینی بوده و از جمله وظایف مهم دینی و اجتماعی او، برپایی احکام اسلام، اجرای حدود الاهی و رعایت سبک زندگی اسلامی در جامعه است؛ از این رو، مقام خطیر رهبری و حکومت در اسلام، شرایط و ویژگی هایی دارد و حکمران اسلامی که سکان جامعه بزرگ اسلامی را می خواهد عهده دار شود، با اذعان و التزام به مبانی ارزشی و اعتقادی اسلام، متصدی اداره امر امت گردیده و حکومت را که ناشی از آراء و اراده ملت است، امانتی بداند که خداوند آن را بر مردم اعطا نموده و این امانت و حق اعطایی الاهی از جانب مردم در دست وی، سپرده شده است.
حکمران اسلامی که به تصدی اداره امت، مبادرت می ورزد، از وظایف و اختیاراتی برخوردار است و با احراز مقام خطیر رهبری و حاکمیت اسلامی، بایسته است که دارای خصوصیات و ویژگی هایی منحصر به فردی باشد که به این امانت محوله از طرف امت، خیانت نورزیده و با تبعیت از احکام دین و رعایت حقوق مردم و متناسب با اهداف متعالی اسلام و مصالح اهل امانت، به ترویج معارف دین و سبک زندگی اسلامی، تلاش نماید.
با توجه به مطلب یاد شده، حاکمیت معارف الاهی، اجرای عدالت اجتماعی، صیانت از حقوق افراد، تدبیر امور کلان اجتماعی و رفع معضلات احتمالی امت، مستلزم به وجود حکمران اسلامی و خردمندی است که وی، با درک عمیق دینی و بینش سیاسی و اسلامی همراه با شرایط و ویژگی هایی علمی، جسمی و اخلاقی به تصدی حاکمیت دین و اداره امور امت بپردازد. نگارنده در نوشتار حاضر بر آن است که اوصاف و ویژگی هایی حکمران اسلامی را با تکیه و استناد به سخنان امام رضا(ع) و سبک زندگی آن حضرت، مورد بررسی و تحلیل قرار داده و در قالب تحقیق علمی، ارائه نماید.
مفهوم شناسی موضوع
آشنایی با مفاهیم الفاظ کلیدی موضوع پژوهش از مباحث مهم تحقیق بوده و لازم است که پیش از ورود به اصل بحث به بیان معانی واژگان به کار رفته در عنوان پژوهش پرداخته می شود.١. حکم
واژه حکم، مصدر «حکم» بوده و جمع آن احکام است و اهل لغت برای این لفظ دو معنا ذکر نموده اند؛ برخی از لغت شناسان مانند جوهری، فیروز آبادی، لفظ حکم را به معنای قضاوت و داوری تفسیر نموده اند؛ (جوهری، ۱۴۰۷، ج۵، ص۱۹۰۱؛ فیروز آبادی، ۱۴۲۶، ج۴، ص۱۳۶) اما ابن فارس و راغب اصفهانی، این واژه را به معنای منع تفسیر نموده و معقدند که این لفظ در اصل برای ممانعت و جلوگیری از فساد وضع شده است و هنگامی که در عربی گفته می شود «احکمت» مراد، همان «منعت و رددت» است و یا در جمله «احکم الیتیم کما تحکم ولدک» چنین معنا می شود که یتیم را از فساد و باطل بازداشته و همانطور که فرزند خودت را از فساد باز می دارد؛ بر این اساس، به شخص قاضی، حاکم اطلاق می شود به دلیل این که او مردم را از ستم کاری منع نموده و جلوگیری می کند.(ابن فارس،۱۳۹۹، ج۲، ص ۹۱؛ راغب اصفهانی،۱۴۱۲، ص ۲۴۶) و در مواردی نیز این واژه، به معنای علم نیز به کار رفته است و چنان که در باره حضرت یحیی(ع) در قرآن آمده است «و آتیناه الحکم صبیا»، (مریم / ۱۲ ) ما در کودکی به حضرت یحیی(ع) علم و شناخت احکام را عطا کردیم.واژه حکم در اصطلاح فقهاء دارای معانی متعدد چون خطاب شرعی، (مکیعاملی، تا، ج۱، ص ۳۹) ایجاد و وادار کردن مکلف به عملی، (محقق نائینی،۱۳۷۳، ج۱، ص ۴۱) اعتبار نفسانی از جانب مولی بوده (محمد کاظم یزدی، بیتا، ج۲، ص ۵۰) و یا آنچه در مورد عمل انسان در قالب اقتضای وجوب، حرمت، کراهت و استحباب و احیانا اباحه جعل شده است، که بعضا در قالب اقتضا و یا تخییر به فعل مکلف تعلق گرفته است و بعضا در کلمات فقهاء، مراد از اقتضاء، همان وجوب، حرمت و کراهت است و از لفظ تخییر حکم اباحه اراده شده است.
شهید صدر، تفسیر شهید اول از واژه حکم را مورد نقد قرار داده و بر آن است که خطاب شرع حکم نبوده و بلکه کاشف از حکم است؛ حکم شرع، جعل صادر شده از طرف خداوند برای ساماندهی زندگی بشر است؛ (شهید صدر، ۱۳۸۴، ج۱، ص۶۵) بر این اساس، خطاب حکم نبوده و بلکه وسیله برای اظهار حکم است.
٢. حکمرانی
واژه حکمرانی از دو بخش «حکم» و «راندن» تشکیل شده است (دهخدا، ۱۳۷۷، ج۲، ص ۲۱۹۶ ) و جمع آن احکام بوده و اهل لغت، لفظ حکم را که مصدر بوده و از ماده «حکم» است به معنای قضاوت، داوری، فرمان، قاعده، مقررات، نظام و قانون تفسیر نموده اند.(جوهری، ۱۴۰۷، ج۵، ص۱۹۰۱؛ فیروز آبادی، ۱۴۲۶، ج۴، ص۱۳۶) و لفظ راندن به معنای اجرا، اعمال قدرت، اداره و هدایت بوده و معادل مناسب واژه حکمرانی در زبان انگلیسی لفظ «Governa nce» است. اصطلاح حکمرانی از واژگان یونانی کیبرنتس «kybernetes» و کیبرنان «kybernenan» اخذ گردیده است که از آن می توان به رفتار و شیوه حکم روایی و اداره نمودن جامعه تعبیر کرد و به معنای هدایت نمودن و راهنمایی کردن و به چگونگی اداره، تنظیم امور و رابطه میان شهروندان و حاکمان و پاسخ گو بودن در حوزه سیاست گذاری کلان و اجرای آن اطلاق می شود. (نقیبیمفرد، ۱۳۸۹، ص ۷۰؛ امام جمعه زاده و همکاران، ۱۳۹۵، ص۱۶) ماهیت حکمرانی متعالی به روابط اجزای درون حکومت و بخش هایی غیر حکومتی اشاره دارد و بر داشتن نفوذ و اعمال قدرت در مجموعه هایی اداری و اجتماعی، دلالت می کند؛ بر این اساس، حکمرانی سالم اسلامی در جهان معاصر، در مقام نفی مدلهای مختلفی از شیوه های اجرای حکمرانی و پاسخ گویی به تفکرات مکاتب فکری و سیاسی رقیب و در راستای احتراز از آزمون های ناصواب و باطل، چاره ای جز تشکیل حاکمیت مبتنی بر معارف سیاسی و سبک زندگی وحیانی، نیست و الگوی حکمرانی متعالی، حاکمیت را، تنها از آن بندگان صالح خداوند می داند که مطابق تعالیم آسمانی قرآن و اراده توده های مردم در جامعه اسلامی شکل می گیرد.٣. سبک زندگی
واژه «سبک» در لغت دارای معانی فلز ذوب شده، طرز، روش و شیوه بوده و نیز به مفهوم روش خاص برای بیان ادراک و احساسات نویسنده، اطلاق شده است. ((معین، ۱۳۶۲، ج۲، ص۱۹۵۶) و معادل آن در زبان عربی واژه «اسلوب» است که جمع آن اسالیب بوده و به معنای طریقه و شیوه به کار رفته است (ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۱، ۴۷۳) برخی دیگر از اهل لغت، لفظ سبک را به فکر و معنا و صورت و شکل تفسیر نموده و بر آن است که هر موضوع و فکری، نیازمند شکل و قالب است. (دهخدا، ۱۳۷۷، ص۱۳۴۱۲ ). دقت در موارد کاربرد لفظ سبک، نشان می دهد که این لفظ با دو واژه طرز و شیوه، دارای مفهوم واحد بوده و به معنای شیوه زیستن به کار می رود.واژه زندگی نیز دارای مفهوم انتزاعی بوده و و از معقولات ثانیه فلسفی است که عقل آن را از فرآیند جاری در حیات انسان انتزاع نموده و مصداق این معنای انتزاعی، امری است که صرف نظر از اعتبار ذهنی آن، در خارج در حال جریان است (محمدی احمد آبادی، ۱۳۹۵، ص ۱۶۰ ). ترکیب واژه «سبک» همراه با «زندگی» از جمله مفاهیم نوین است که به سرعت مورد استقبال پژوهشگران رشته های مختلف علوم انسانی و اسلامی قرار گرفته است. (خادمیان، ۱۳۸۸، ص ۱۴۳ ) و در زبان فارسی، به صورت غالب در سبک شناسی ادبی و هنری کاربرد داشته و به معنای طرز خاصی از نظم و نثر است که با روش دیگران متفاوت است و نویسندگان به وسیله آن، احساسات و ادراک خویش را ابراز داشته و برای بیان اندیشه ی خویش به کار می گیرند و به تدریج در دیگر حوزه های علوم اسلامی نیز اطلاق شده است.
سبک زندگی در حوزه معارف دینی، ناظر به آموزه هایی است که متن زندگی انسان را شکل داده و به معنای اصول و الگوهای حاکم در زندگی افراد است که گستره وسیع از رفتار انسان با خدا، خود، خانوداه، جامعه و حتی طبیعت را شامل می شود. سبک زندگی که همان شیوه زیستن است با مفهوم عقل معاش یکسان بوده و کارکرد این مرتبه ی از عقل در راستای چگونگی تدبیر زندگی (تمیمی آمدی، ۱۳۹۵، ص۳۵۴) چاره اندیشی در خصوص رفع مشکلات آن، تلاش برای هماهنگی و عمل به احکام الاهی، در سامان دهی زندگی مناسب و مطلوب قرار دارد و تا انسان را به حیات طیبه و زندگی مؤمنانه، رهنمون نماید.
با عنایت به شناخت مفهوم سبک زندگی، هنگامی که سخن از سبک زندگی امام رضا(ع) به میان می آید، در واقع در پی آشنایی با سبک و اسلوب زندگی و دیدگاه آن حضرت در موضوع حکمران اسلامی و ویژگی های آن هستیم؛ و باید دید که سبک و روش امام علی بن موسی الرضا(ع) در معاشرت با حکمران اسلامی و رفتار آن حضرت با مخالفان فکری و اعتقادی چگونه بوده و سبک رهبری و مدیریت امام(ع) در جامعه اسلامی بر چه روش و اسلوبی استوار بوده است. در ادامه این قسمت از نوشتار، به بیان ویژگی های حکمران اسلامی به قرار زیر، پرداخته می شود.
ویژگیهای حکمران اسلامی
در همه ی نظام های سیاسی حاکم در جهان، رجال سیاسی و مدیران ارشد در حوزه علوم سیاسی برای مناصب انتخابی و انتصابی، شرایط و ویژگی هایی را لحاظ می کنند که با مبانی اعتقادی و ارزشی آنها، همخوانی داشته باشد؛ و نظام سیاسی و حکومت در اسلام نیز از این قاعده عقلایی مستثنی نبوده و در اندیشه نظام سیاسی اسلامی و سیره پیشوایان دین و به ویژه امام رضا(ع) نیز متناسب با اهداف و وظایفی که حکومت اسلامی در اداره جامعه اسلامی دارد، ویژگی هایی را برای سلطان و حکمران اسلامی در نظر گرفته است که به برخی از این ویژگی ها با استناد به سبک زندگی و سخنان آن حضرت، بیان می شود.١. عدالت
واژه «عدالت» از ریشه عدل بوده و در لغت نقیض «ظلم» است و به معنای رعایت تساوی و حد متوسط بین افراط و تفریط، حکم نمودن به حق، نفی هرگونه تبعیض و قراردادن چیزی در محل لایق و مناسب است. (فراهیدی، بیتا، ج۱، ص ۹۳) و «عدالت» در اصطلاح شرع، به معنای ملکه و نیرویی است که سبب می شود انسان واجبات الاهی را انجام داده و از محرمات و گناهان دوری نماید. (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص۱۲) عدالت از مفاهیم مهم و مقدس اسلامی بوده و جزء آرمان های بنیادی جوامع اسلامی است. علامه طباطبایی، این لفظ را به معنای اعتدال معنا نموده و اظهار داشته است که «إن للعدالة و هی الاعتدال و التوسط بین النمطین العالی و الدانی، و الجانبین» عدالت به مفهوم اعتدال و حد وسط بین عالی و دانی بوده و به میانه و بین دو طرف افراط و تفریط اطلاق می شود. (علامه طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۶، ص۱۱۲) علامه، معتقد است که این معنای از عدالت، مفهوم اصلی و دقیق آن نبوده و این تفسیر نمودن لفظ عدالت به لازمه معنای اصلی عدالت است. این اندیشمند نامدار، معنای اصلی این واژه را به اقامه مساوات و عدم تعدی به حقوق دیگران تفسیر نموده و تصریح دارد که «فإن حقیقة العدل هی إقامة المساواة و الموازنة بین الأمور بأن یعطی کل من السهم ما ینبغی أن یعطاه فیتساوی فی أن کلا منها واقع موضعه الذی یستحقه»، (همان، ج۱۲، ص ۱۷۱) معنای حقیقی عدالت، اقامه مساوات میان امور بوده و به این که به هر امری آنچه لایق و سزاوار اوست داده شود تا در میان همه ی امور حالت تساوی حاکم و برقرار شود. از دقت در زوایایی سخنان علامه، استفاده می شود که وی، عدالت را به معنای اجرای مساوات، میان همه ی امور دانسته و این مفهوم از عدالت را، در حوزه های مختلف فردی، اجتماعی و اعتقادات توضیح داده و قابل تطبیق دانسته و بر آن است که عدالت در حوزه رفتار فردی بدین معناست که وجود این حالت و نیروی در انسان، زمینه ای سعادتمندی او را فراهم نماید و عدالت در عرصه عقیده و باور، این است که به آنچه حق است انسان ایمان بیاورد و عدالت در مسائل اجتماعی و سیاسی، این است که هرکسی را به حکم عقل و شرع، در انتخاب مناصب سیاسی که مستحق آن است قرارداده شود و به شخص نیکوکار احسان نموده و بدکار را بر اثر کردار بدش عقاب نموده و حق مظلوم از ظالم گرفته شود.عدالت در اصطلاح فقیهان، قید احترازی بوده و به معنای ملکه و کیفیت راسخه در نفس است که ملازم با مروت و تقوا بوده و آدمی را از ارتکاب ظلم و گناه کبیره باز می دارد. (علامه حلی، ۱۴۱۲، ج۱۰، ص۴۶۳ ) برخی دیگری از فقهاء، عدالت را، نفس اعمال خارجی می دانند که ناشی از ملکه نفسانی باشد (شیخ طوسی، ۱۳۸۲، ص ۹۴)؛ اما وی، در برخی از آثار دیگرش، عدالت را به مفهوم اسلام و عدم ظهور فسق در خارج تفسیر نموده است (همو، ۱۳۹۴، ج۵، ص۲۱۷)؛ و مطابق این رویکرد، ماهیت این لفظ، بدین معناست که حکمرانی که مسلمان باشد، فسق و ظلم از او در خارج ظاهر نشده و حکم به عدالت او می شود؛ از این رو، عدالت ویژگی مهم برای حکمران اسلامی است و به دلیل داشتن اختیارات وسیع قانونی، اگر واجد صفت عدالت نباشد، موجب آسیب رسانی به مصالح و منافع امت اسلامی گردیده و زمینه ظلم و فساد را در جامعه فراهم نموده و مستلزم سلب و نابودی حقوق شهروندان در جامعه می شود.
صفت عدالت از ویژگی هایی ممتاز حکمران اسلامی بوده و حسین بن سعید، به نقل از یاسر، خادم امام علی بن موسی الرضا(ع) آورده است که آن حضرت، علت ذلت و فروپاشی دولت های اسلامی را، نبود ویژگی عدالت در حکمران اسلامی و عدم رعایت آن در جامعه اسلامی دانسته و می فرماید: «و اذا جار السلطان هانت الدولة»، (شیخ مفید، ۱۴۱۳، ص۲۰۰) هرگاه حکمران و سلطان، ستمی بر مردم رواداشته و در نظام اسلامی عدالت حاکم نباشد، ظلم و بیداد موجب وهن و ذلت حکومت شده و فرو می پاشد.
در روایت دیگر از امام رضا(ع) رسیده است که آن حضرت، در حضور متکلمان، شیعیان و اندیشمندان کوفه و به ویژه رأسالجالوت، عالم یهودی، به بیان صفت عدالت، به عنوان یک ویژگی برای امام و حکمران اسلامی، پرداخته است و وجود عدالت در کلام امام(ع) ظهور به عدالت اجتماعی و حقوق عمومی دارد.(اربلی، بیتا، ج۳، ص ۳۰۲) آن حضرت، عدالت اجتماعی را، شرط لازم برای حکمران اسلامی دانسته و در پاسخ به شبهه جمعی از صوفیه که آنان معتقد بودند، پیشوای امت اسلامی بایسته است که لباس خشن برتن نموده و غذای ناگوار تناول نماید! فرمود: حضرت یوسف(ع) که پیامبرخدا بود لباس های نرم و زیباپوشیده و بر متکای خاندان فرعون تکیه زده و حکمرانی داشت؛ و سپس در ادامه به بیان صفت عدالت به عنوان مهم ترین ویژگی برای حکمران اسلامی اشاره نموده و فرمودند: «... و یحکم إنما یراد من الإمام قسطه و عدله إذا قال، صدق و إذا حکم عدل...» (همان، بیتا،ج۳، ص ۳۰۲) حکمران لایق و شایسته به آن نیست که شما گمان دارید و بلکه تنها از امام و حکمران اسلامی، خواسته می شود که به عدالت و قسط در میان امت رفتار نماید و هنگامی که سخن می گوید، راست گو بوده و هنگام صدور حکم عدالت را رعایت کند و خداوند، بر کسی لباس و غذا را حرام نکرده است.
خداوند، وجود صفت عدالت را برای حکمران اسلامی ضروری دانسته و به عدالت ورزی و اقامه آن، در میان مردم دستور داده و می فرماید «إن الله یأمرکم أن تؤدوا الأمانات إلی أهلها وإذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل.» (نساء /۵۸ ) خداوند به شما فرمان می دهد که امانت را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری می کنید به عدالت داوری نمایید.
حضرت رضا(ع) ویژگی عدالت برای حکمران اسلامی، ضروری دانسته و یاسر خادم آن حضرت، آورده است که «روزی مأمون خلیفه عباسی، خدمت امام رضا(ع) رفت و با خود نامه بزرگی به همراه داشت؛ وی در حضور امام(ع) نشست و نامه را برای آن حضرت، خواند که محتوای آن در مورد فتح برخی از روستاها و نواحی کابل بوده است. هنگامی که خواندن نامه به پایان رسید، امام(ع) خطاب به مأمون فرمود: «یا أمیر المؤمنین إتق الله فی امة محمدص و ما ولاک الله من هذا الامر وخصک به فانک قد ضیعت امور المسلمین وفوضت ذلک إلی غیرک یحکم فیهم بغیر حکم الله»،(صدوق،۱۴۰۴، ج۱، ص ۱۷۴ ) ای امیرمؤمنان تعبیر امیرالمؤمنین از جانب امام رضا(ع) نسبت به مأمون، بیانگر مظلومیت آن حضرت و به ناچاری امام(ع) در کاربرد این لقب دلالت دارد در خصوص امت رسول خداص و در حکومتی که خدا به تو داده و تو را برگزیده است، به عدالت رفتار کن و پرهیزکار باش و تو امور مسلمانان را ضایع ساخته و آن را به غیر خود سپرده ای که در آنان به غیر حکم الاهی، حکمرانی می کند.
براساس این حدیث نورانی، امام رضا(ع) با اشاره و به صورت کنایه، مأمون را مورد توبیخ قرارداده و بر آن است که فتوحات و کشورگشایی و افزودن بر قلمرو جغرافیایی کشور اسلامی، بدون این که جوهر دین و تعالیم اسلام در جامعه پیاده شود و عدالت اجتماعی در میان آحاد ملت، رعایت نگردد، در اسلام ارزش و جایگاهی ندارد؛ امام(ع) وظیفه اصلی مأمون را به عنوان حکمران اسلامی، ترویج عدالت اجتماعی و بر آورده سازی خواسته های مردم و رفع نیازهای مادی و اقتصادی امت اسلامی، برشمرده و بر اجرای عدالت در جامعه تأکید ورزیده است؛ و افزون برآن، سفارش یاد شده در این حدیث، تنها برای شخص مأمون نبوده و با استناد به این کلام امام رضا(ع) می توان اظهار داشت که عدالت یکی از مهم ترین ویژگی حکمران اسلامی بوده و وظیفه او به عنوان حاکم کشور اسلامی، اجرای عدالت اجتماعی، در میان مردم است؛ بر این اساس، برپایی و اجرای عدالت در حوزه های فردی، اجتماعی و سیاسی، همواره نکته مهم در اندیشه و سبک زندگی رضوی، محسوب می شود.
٢. صداقت و راست گویی
واژه «صداقت» از ریشه «صدق» بوده و به معنای گفتار و خبری است که مطابق با خارج و واقع باشد (مصطفوی، ۱۳۶۸، ج۶، ص۲۱۵) و به صورت مجاز و استعاره به اعتقاد، اراده و عزم نیز صدق، اطلاق شده است (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص۴۷۸) و انسانی که رفتارش با اعتقاد او مطابق بوده و عملکرد او با اراده و تصمیمش سازگاری داشته باشد، شخص صادق و راست گو نامیده می شود.صداقت و راست گویی، از مهم ترین فضائل اخلاقی در اسلام بوده و بارزترین ویژگی پیامبران الاهی(ع) در دعوت مردم به سوی خداوند است؛ و در روایات اسلامی با تعابیر مختلف بر راست گویی مسلمانان تأکید شده و این خصیصه ممتاز و فطری از اصول ایمان و دین ورزی به حساب آمده است (تمیمیآمدی، ۱۳۶۶، ص ۲۱۸) راستی و صداقت در سخنان و منظومه معرفتی امام رضا(ع) از اهمیت والایی برخوردار بوده و آن حضرت در حدیثی، میزان سنجش دینداری در افراد و جامعه را چنین ترسیم نموده و می فرماید: لا تنظروا إلی کثرة صلاتهم وصومهم وکثرة الحج والمعروف وطنطنتهم باللیل، انظروا إلی صدق الحدیث وأداء الأمانة (حرعاملی، ۱۴۰۹، ج۱۹، ص ۶۹) به نماز و روزه بسیار آنان نگاه نکنید و به زیادی انجام حج و کارهای خیر و شب زنده داریشان منگرید و بلکه به راست گویی و امانت داری آنان نگاه کنید.
صفت صداقت در حوزه معارف اجتماعی و سیاسی نیز دارای اهمیت بوده و توجه به این ویژگی در سبک زندگی امام رضا(ع) و در رفتار آن حضرت با حکمرانان اسلامی، مشهود بوده و به آراسته بودن آنان، به این آموزه مهم دینی تأکید شده است. جعفر بن محمد بن قولویه از یاسر خادم امام رضا(ع) نقل نموده است که مأمون خلیفه عباسی از امام رضا(ع) در خواست نمود که نماز باران بخوانند و در این هنگام آن حضرت فرمود:
«إذا کذب الولاة حبس المطر...؛ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۰، ص۳۷۳) هرگاه حکمرانان دروغ بگویند، باران قطع شده و نمی بارد».
امام(ع) با استفاده از فرصت به وجود آمده، به نکته ی مهم اشاره نموده که مربوط به حکمران اسلامی و سلطان می شود. امام رضا(ع) آثارسؤ و شوم ظلم و رفتار بد حاکم نسبت به ملت را، دارای آثار زیانبار و شوم اجتماعی دانسته که به عموم مردم بر می گردد و به عموم ملت بر می گردد و نباریدن باران یکی از آثار سؤ ظلم و فساد حکمران اسلامی، عدم نزولات آسمانی بوده و نباریدن باران، باعث فشار بر طبقه متوسط و ضعیف مردم شده و نظام معیشتی آنان دچار مشکل گردیده و مختل می شود؛ و این حکمران اسلامی است به مردم دروغ گفته و دست به بیداد گری زده و زمینه فقر و فشار اقتصادی را برای مردم، فراهم ساخته است.
امام رضا(ع) در حدیث دیگر، حکمران اسلامی را با داشتن ویژگی صداقت و راست گویی معرفی نموده و می فرماید:
من عامل الّناس... وحدثهم فلم یکذبهم... فهو ممن کملت مروته و ظهرت عدالته؛ (صدوق، ۱۴۰۴، ص۳۱) کسی که در رفتار با مردم، ستم نکند و در سخن گفتن، دروغ نگوید او از کسانی است که مرّوتش کامل بوده و عدالتش آشکار است.
سخنان امام(ع) در باب تبیین صداقت، بیانگر این است که، دروغگویی متولیان و حکمرانان اسلامی، در مجموعه نظام حاکم بر جهان و معیشت مردم، مؤثر بوده و باعث خشک سالی در عالم می شود؛ بر این اساس، در منظومه اندیشه رضوی و سبک زندگی امام رضا(ع) صداقت، یکی از ویژگی های حاکم اسلامی شمرده شده و برای حکومت داری و اداره جامعه اسلامی، لازم و بایسته است که حکمران آن، دارای صفت صداقت بوده و از این ویژگی ممتاز و ارزشمند انسانی و اسلامی برخوردار باشد و تا با اعمال قوانین اداری اسلامی، رفتار عادلانه و صداقت خویش، نیازهای مادی و اقتصادی محرومان را، برآورده ساخته و زمینه آسایش و آرامش را در میان عموم مردم، فراهم نماید.
٣. وفای به عهد
یکی دیگر از ویژگی های مهم حکمران اسلامی، وفا به وعده هایی است که برای مردم می دهد.امام رضا(ع) وفای به عهد را سنت و سبک زندگی نبوی برشمرده و همواره حاکمان و دیگر مسلمانان را به وفای وعده ها سفارش نموده است. فضیل بن یسار به نقل از آن حضرت آورده است که آن حضرت می فرماید «إنا أهل بیت نری وعدنا علینا دینا، کما صنع رسول الله صلی الله علیه وآله؛ ما هل بیتی هستیم که وعده مان را بر خودمان دین دانسته و چنانکه رسول خداص انجام می داد». (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۱، ص ۴۹۷ ) آن امام رئوف در یکی از فرازهای احادیث خویش به ضرورت وجود صفت وفای به وعده برای حکمران اسلامی اشاره نموده و می فرماید «... و وعدهم فلم یخلفهم...» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۴۷، ص۱۶۰ ) حکمران اسلامی که به مردم وعده می دهد خلف وعده نمی کند. امام(ع) با بیان این نوع از ویژگی ها برای زمامداران اسلامی، در واقع درس حکومت داری برای کارگزاران نظام سیاسی و دینی می دهد.
حضرت علی بن موسی الرضا(ع) در حدیث دیگر، وجود مدیر و حکمران اسلامی را برای اداره جامعه، لازم و ضروری دانسته و آن را به ستون خیمه تشبیه نموده و می فرماید:
إن والی المسلمین مثل العمود وسط الفسطاط، من أراده أخذه. (صدوق، ۱۴۰۴، ج۱، ص۱۷۵) همانا، حکمران و والی مسلمانان همچون ستون میان خیمه است و به گونه ای که هرکس و در هرزمان و از هرطرف که بخواهد و به او، نیاز پیداکند به او دسترسی خواهد داشت.
این بخش از کلام امام رضا(ع) بیانگر این حقیقت است که حکمران اسلامی، با داشتن ویژگی هایی ممتاز و برجسته ای اسلامی در کنار محرومان است و با ظهور دشواریها و مشکلات در زندگی ملت، پناه گاه آنان بوده و ملت برای برآورده شدن نیازهایشان به حکمران عادل، متعهد و دادگر، مراجعه نموده و چنین حکمران دلسوز و وفادار، لحظه از خدمت به خلق غفلت نورزیده و با رفتار عادلانه و وفای به عهد، در راه رفاه و آسایش ملت تلاش می کند.
هم نشینی امام رضا با محرومان
سبک زندگی و سیره امام رضا(ع) نشان می دهد که آن حضرت، با محرومان و رنج دیدگان همزیستی داشته و در کنار آنان بوده است. امام(ع) با رفتار و سبک زندگی مؤمنانه ای خویش، امتیازات طبقاتی را از اساس واژگون نموده و روابط اجتماعی و اقتصادی عدوانی و ظالمانه را درهم کوبیده است. عبدالله بن صلت، از مردی از اهل بلخ، نقل نموده است که او گفت، در سفر خراسان در کنار امام رضا(ع) بودم، روزی سفره ای انداختند و غلامان سیاه و دیگران را برسر آن فراخواندند و آن حضرت، در کنار آنان نشسته و غذا خوردند؛ عرضه داشتم، ای کاش برای غلامان سفره ای جداگانه ترتیب می دادید، امام(ع) فرمود:مه، إن الرب تبارک وتعالی واحد والام واحدة والاب واحد والجزاء بالاعمال. (کلینی، ۱۳۶۷، ج۸، ص۱۸۲) خاموش باش، خدای همه یکی بوده و مادر و پدر همه یکی است و پاداش هرکس به رفتار و اعمال او بستگی دارد و پس تفاوتی در میان افراد بشر وجود ندارد.
امام رضا(ع) با تعالیم الاهی و سبک زندگی اخلاقی و تربیتی خویش به حکمرانان اسلامی و دیگر کارگزاران نظام اسلامی آموخته است که هرکس در گام نخست در فکر ساختن خودش تلاش کند و با رفتار شایسته و تعهد به سخنان خویش با دیگران رابطه خوب برقرار نموده و خدمتگزار همه ی مردم باشد. امام(ع) در خراسان و در روز عرفه تمام اموال خودش را میان نیازمندان تقسیم نمود و در این هنگام، فضل بن سهل اظهار داشت که این سبک رفتار شما همراه با خسران است، امام رضا(ع) فرمود«لا تعدن مغرما ما اتبعت به أجرا ومکرما» (نوری طبرسی، ۱۴۰۸، ج۷، ص۲۳۵) بلکه چنین کاری قرین با منفعت و غنیمت است و آنچه را که برای دستیابی به ثواب و پاداش الاهی و کرامت انسانی بخشیده ای آن را غرامت ندانسته و زیان مشمار.
همچنین در روایت دیگر، معمر بن خلاد آورده است، هنگامی که امام رضا(ع) غذا می خوردند، سینی را آورده و نزدیک سفره قرار می دادند، امام(ع) نخست به غذا نگریسته و سپس از خوراکی ها مقداری را برداشته و در سینی می گذاشتند و دستور می دادند که سینی غذارا به فقرا و بی نوایان ببرند. امام(ع) غذایی را نمی توانند میل نمایند که محرومان و مستمندان از آن نخورده اند. (کلینی، ۱۳۶۷، ج۴، ص۷۶) این سبک زندگی و سیره آن امام رئوف(ع) در رابطه با بینوایان است که از محورهای اصولی در سبک زندگی آن حضرت محسوب می شود که انسان ها ارزش همانند دارند و باید خواسته های آنان برآورده شود. امام رضا(ع) در حدیث دیگر فرمودند: «عونک للضعیف من أفضل الصدقة» (ابن شعبه حرانی، ۱۳۹۳ ص۶) یاری رساندن تو به افراد ناتوان و ضعیف از دادن صدقه در راه خدا برتر است. کمک مؤمنانه و یاری به اقشام محروم و ضعیف در سبک زندگی امام رضا(ع) و آموزه های اسلامی یک اصل بوده و از اهمیت والایی برخوردار است. در اندیشه رضوی، افرادی در جامعه زندگی می کنند که بر اثر بیماری، سالخوردگی، حوادث طبیعی و یا پیش آمد جنگ و جهاد، دارای مشکل بوده و نیاز به هم کاری و مساعدت مالی دارند و بقای آنان در همان حال نگران کننده است و وظیفه حکمران اسلامی و نظام حاکم است که در کم ترین زمان ممکن زندگی آشفته آنان را سامان داده و خواسته های آنان را تأمین نمایند و تا از این اوضاع دلخراش رهایی یابند.
امام رضا(ع) در بخش دیگر از سخنانشان کمک به مستمندان را تکلیف الاهی برای حکمران اسلامی و دیگر توانمندان در جامعه دینی دانسته و می فرماید «لان الله تعالی کلف اهل الصحة القیام بشأن أهل الزمانة من البلوی» (صدوق، ۱۳۸۶، ج۲، ص ۱۰۵) خداوند، حکمران اسلامی و افراد متمکن که قدرت و توانایی مالی در اختیار دارند، مکلف نموده است که امور زندگی بیماران و افراد از کار افتاده و مصیبت دیده را سامان داده و به آنان کمک کنند. در حدیث دیگر از امام رضا(ع) در خصوص سبک زندگی معنوی و ساده اسلامی نقل شده است که آن حضرت فرمود «هرگاه زمام حکومت در اختیار من قرار گیرد، غذای ساده و کم ارزشتر نسبت به زمان حکمرانی خورده و لباس زبر و خشن پس از لباس های نرم بر تن خواهم کرده و با سختی و مشقت زندگی خواهم نمود. (عطاردی، ۱۴۰۶، ج۲، ص۳۶۱). در اندیشه رضوی و سبک زندگی امام رضا(ع) رسیدگی به اوضاع ملت امر لازم بوده و هرفردی از کارگزاران نظام اسلامی، با مردمان تحت قلمرو خویش برادر دینی است و از این نگاه باید با آنان در سبک زندگی اسلامی، حقوق و امکانات مادی و اقتصادی در یک سطح بوده و با برابری و برادری رفتار نمایند. (حکیمی، ۱۳۹۲، ص ۲۵۰).
سبک زندگی امام رضا در خصوص هم کاری با حکمران ستم گر در اندیشه رضوی خدمت در دستگاه حکمران جائر در صورتی که همراه با کمک و یاری رساندن به قشر رنج دیده و گره گشایی از کار آنان باشد، مانعی شرعی ندارد؛ چنانکه علی بن ابراهیم نقل نموده است که حسین انباری یکی از پیران امام رضا(ع) گفته است که مدت چهارده سال با علی بن موسی الرضا(ع) مکاتبه داشتم و از آن حضرت در مورد هم کاری با نظام حکمران ستم گر و طاغوت اجازه خواستم، آن حضرت در پاسخ به سؤالم نوشته و فرمود:
قد فهمت کتابک وما ذکرت من الخوف علی نفسک فإن کنت تعلم أنک إذا ولیت عملت فی عملک بما أمر به رسول الله صلی الله علیه واله ثم تصیر أعوانک وکتابک أهل ملتک فإذا صارإلیک شی واسیت به فقراء المؤمنین حتی تکون واحدا منهم کان ذابذا وإلا فلا (کلینی، ۱۳۶۸، ج۵، ص ۱۶۴)؛ نامه هایت را خواندم و از نگرانی که در این شغل داری آگاه شدم. اگر بدانی که هرگاه کاری در دستگاه نظام حاکم انجام می دهی که مطابق دستورات رسول خداص بوده و همکاران و کاتبانی که از هم کیشان تو هستند و زمانی که مالی و امکانات مادی به دستت رسید، بخشی از آن را به آنان و دیگر محرومان مؤمن می دهی و تا بدان اندازه که خودت همانند یکی از آنان زندگی نمایی که اگر این نوع رفتار نموده و عمل کنی، کار تو در نظام حکمران طاغوت با کمک و همکاری نسبت به برادران دینی تو، ترمیم گردیده و این نوع هم کاری مشروط در نظام حکمران ستم گر مانعی ندارد و در غیر این صورت مشروع نبوده و نوعی اعانت به حکمران ظالم محسوب شده و جائز نیست.
جایگاه آزادی اراده انسان در سبک زندگی امام رضا(ع)
یکی دیگر از محورهای سبک زندگی امام رضا(ع) که می توان از آن درسهایی مهم و ارزشمندی در زندگی آموخت، سخنان حکیمانه و رفتار همراه با رأفت و مهربانانه آن حضرت با مردم در حوزه اندیشه و عقاید افراد در قلمرو حکومت اسلامی است. امام(ع) به نقل از پدران و اجداد معصومش و از حضرت علی(ع) نقل نموده است که مسلمانان به رسول خداص عرضه داشتند که ای فرستاده الاهی اگر کسانی را که امروزه در قلمرو قدرت تو زندگی می کنند، در پذیرش اسلام مجبور نمایید، افراد و جمعیت مسلمانان زیاد شده و در برابر دشمنان با توان و قدرت بیشتر ظاهرخواهیم شد، پیامبرخداص در پاسخ فرمودند «من هیچ گاه با انجام کاری که بدعت در آن بوده و در مورد آن دستوری از خداوند نرسیده است، اقدام نکرده و در حال انجام آن به دیدار خداوند نرفته و من از زورگویان نیستم. (صدوق، ۱۴۰۴، ج۱، ص ۴۳۶). امام رضا(ع) مطابق این نقل، آزادی اراده و انتخاب افراد را در انتخاب دین و عقاید مورد توجه قرارداده و به نظر می رسد که آزادی و اختیار در اسلام از اهمیت والایی برخوردار است و نظام اعتقادی اسلام، انسان را موجود مختار دانسته است؛ از همین رو، افراد جامعه، در انتخاب دین و ایمان، آزاد بوده و با انتخاب شایسته و مناسب، به کمال مطلوب و حیات طیبه، دست می یابند؛ و اساسا، داشتن این نوع سبک زندگی، بیانگر عظمت و ارزش انسان در منظومه تعالیم اسلام و سخنان رضوی بوده و حقوق و کرامت او را در زندگی فردی و اجتماعی، ارج نهاده و به نمایش گذاشته است.ریان بن شبیب، نیز نقل نموده است که از حضرت رضا(ع) پرسیدم، خواهرم هنگام فوتش وصیت نموده است که مقداری از اموالش را برای گروهی از مسیحیان بدهم؛ اما من می خواهم آن را در میان گروهی از مسلمانان، تقسیم کنم. امام(ع) فرمود «امض الوصیة علی ما أوصت به» وصیت را به همان نحوی که گفته است اجرایی کن؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: «فإنما إثمه علی الذین یبدلونه» (بقره /۱۸۱) گناه آن برای کسانی است که وصیت را تغییر داده و مطابق آن عمل نمی کنند. (کلینی، ۱۳۶۷، ج۷، ص ۲۳ ) مفاد سخن امام رضا(ع) نشانه نوعی سبک زندگی متعالی اسلامی و دلیل بر تکریم شخصیت انسان و نقش اراده او در انتخاب سبک زندگی اسلامی است. و افراد جامعه در قلمرو فرهنگ و حکومت اسلامی در حوزه های مختلف حیات فردی و اجتماعی از آزادی عقیده و عمل برخوردار است و سخنان و وصیت او، در زندگی، دارای اثر بوده و شریعت اسلام، انسان را در انتخاب سبک زندگی آزادی گذاشته و عمل به وصیت فرد را، واجب دانسته و باید مطابق آن ترتیب اثر داده شود.
نتیجه آموزه ای ویژگی هایی حکمران اسلامی با تمرکز به معارف و سبک زندگی امام رضا(ع) از مباحث مهم در نحوه انتخاب سبک زندگی اسلامی برای افراد جامعه است. و بخش از احادیث نورانی امام رضا(ع) و سبک و سیره آن حضرت، نشان می دهد که امام(ع) برای حکمران اسلامی اوصاف و ویژگی هایی همچون عدالت، صداقت و وفای به عهد و پیمان را بیان داشته و وجود این اوصاف را برای او و دیگر کارگزاران جامعه اسلامی و در راستای ترویج عدالت ورزی و اعتماد مردم به نظام سیاسی اسلامی و نزول برکات و آسایش عموم مسلمانان در قلمرو حکومت اسلامی، امر لازم و ضروری، بر شمرده است. امام رضا(ع) حکمران اسلامی را به ستون خیمه تشبیه نموده و عمل به عهد را که در شکل دهی سبک زندگی مترقی اسلامی، نقش اساسی داشته و از سنت هایی مهم نبوی محسوب می شود، همواره برای حکمران اسلامی، امر لازم دانسته و روی این آموزه ای مهم دینی تأکید ورزیده است؛ زیرا عموم مردم برای برآورده شدن نیازهایشان به حکمران عادل، مراجعه نموده و چنین حکمران دلسوز و وفادار است که، لحظه از خدمت به خلق غفلت نورزیده و با رفتار عادلانه و وفای به عهد، زمینه رفاه و آسایش را برای آنان در شکل گیری سبک زندگی سالم اسلامی فراهم می کند.
هم نشینی با محرومان و افراد رنج دیده، از دیگر محورهای مهم در سبک زندگی آن امام رئوف(ع) بوده و خود نیز دارای چنین سبک زندگی بوده و کمک به مستمندان را، تکلیف الاهی برای حکمران اسلامی و دیگر توانمندان در جامعه دینی دانسته است. امام رضا(ع) انسان را در اختیار نحوه سبک زندگی در جامعه آزاد و مختار دانسته و عمل به وصیت و سخنان آنان را در شکل دهی سبک زندگی سالم اسلامی، امر ضروری بر شمرده است و در بخش دیگری از سخنانش، هم کاری با دستگاه حکمران جائر را، در صورتی که همراه با یاری رساندن به قشررنج دیده و گره گشایی از کار آنان در سبک زندگی اسلامی باشد، بلامانع دانسته است. آن حضرت، به حکمران اسلامی و افراد متمکن، سفارش نموده است که سبک زندگی آنان در سطح زندگی افراد مستمند بوده و همانند آنان، از زندگی بدون آلایش و مؤمنانه برخوردار باشند.
کتابنامه
قرآن کریم.ابن فارس، احمد (۱۳۹۹) معجم مقاییس اللغة، تحقیق، عبد السلام محمد هارون، بیروت، دار الفکر.
ابن منظور، محمّد بن مکرم (۱۴۱۴) لسان العرب، بیروت، دار صادر، چاپ سّوم.
اربلی، علی بن عیسی (۱۴۳۳) کشف الغمة فی معرفة الأئمة، قم، المجمع العالمی لاهل البیت، چاپ اول.
تمیمی آمدی، عبدالواحد بن محمد(۱۳۶۶) غرر الحکم و درر الکلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول.
حر عاملی، محمد بن حسن (۱۴۰۹) وسائل الشیعة، قم، مؤّسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث، چاپ اول.
حرانی، ابومحمد(۱۳۹۳) تحف العقول عن آلالرسول، قم،، انتشارات آل علی، چاپ شانزدهم.
حکیمی، سید محمد(۱۳۹۲) معیارهای اقتصادی در تعالیم رضوی، قم، بوستان کتاب، چاپ پنجم.
دهخدا، علی اکبر(۱۳۷۷) لغت نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد(المفردات فی غریب القرآن،
شیخ انصاری، محمد امین (۱۴۱۴) رسائل الفقهیه، قم، مجمع الفکر الاسلامی، چاپ اول.
شیخ صدوق، محمد بن علی (بی تا) عیون أخبار الرضا، بیروت، منشورات مؤسسة الاعلمی للمطبوعات،
شیخ طوسی، محمد بن حسن (۱۳۹۴) الخلاف فی الاحکام، قم، انتشارات جامعه مدرسین، چاپ سوم.
شیخ طوسی، محمد بن حسن (۱۳۸۲ ) تلخیص الشافی، قم، انتشارات المحبین، چاپ اّول.
شیخ مفید، محمد بن نعمان (۱۴۱۳) الأمالی، قم، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید.
صدوق، محمد بن علی (۱۳۸۶) علل الشرایع، نجف اشرف، انشارات المکتبة الحیدریة و مطبعتها.
عطاردی، شیخ عزیز الله (۱۴۰۶) مسند الامام الرضاع، مشهد، نشرآستان قدس رضوی، چاپ اول.
علامه حلی، یوسف بن مطهر، مختلف الشیعة، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین،
علامه طباطبایی، سید محمد حسین (۱۴۱۷ ) المیزان فی تفسیرالقرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم. فراهیدی، خلیل بن أحمد(۱۹۹۶) العین، بیروت، دار و مکتبة الهلال،
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (۱۴۲۶) القاموس المحیط، بیروت، مؤسسة الرسالة للطباعة والنشر، چاپ دوم.
کلینی، محمّد بن یعقوب (۱۳۶۷) الکافی، تهران، تصحیح وتعلیق، علی أکبر الغفاری، دار الکتب الإسلامیة، چاپ سوم.
مجلسی، محمد باقر(۱۴۰۳) بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم.
محقق نائینی، محمد حسین (۱۳۸۲) تنبیه الامه و تنزیه المله، تحقیق، سید جواد ورعی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
نوری طبرسی، میرزا حسین (۱۹۸۷) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، مؤسسة آل البیت(ع) لاحیاء التراث، چاپ اول.
منبع : دوفصلنامه گفتمان وحی، بهار و تابستان 1402، سال چهارهم، شماره 1 , امینی، عبدالمومن , دکترای تخصصی مذاهب اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب