کلیپ: شیخ حسین انصاریان/ جز زیبایی ندیدم
۳۱ تیر ۱۴۰۵ 0
شیخ حسین انصاریان
طاقت زینب سلاماللهعلیها را با چه چیزی میتوان سنجید؟ او داغ برادران، فرزندان و یاران را دید؛ با دستهای بسته وارد مجلس ابنزیاد شد و در برابر آن همه تکبر و شماتت، با آرامشی شگفت فرمود: «ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» من جز زیبایی ندیدم. کاروان اسرا را وارد شهری کردند که چراغانی شده بود؛ مردم با لباسهای نو و شادی به تماشا آمده بودند. در پیشاپیش اسیران، امام سجاد علیهالسلام حرکت میکرد. پیرمردی پرسید: جوان، پسر چه کسی هستی؟ فرمود: من علیبنالحسینم. پرسید: پدرت کجاست؟ حضرت فرمود: پدرم نیز همسفر من است؛ سرت را بلند کن و او را ببین... پیرمرد سر بلند کرد و سر بریده اباعبدالله الحسین علیهالسلام را بر فراز نیزه دید. چه گذشت بر دل زینب و زینالعابدین علیهماالسلام...
شهریور 1401
سمنان، مهدیه اعظم
طاقت زینب سلاماللهعلیها را با چه چیزی میتوان سنجید؟ او داغ برادران، فرزندان و یاران را دید؛ با دستهای بسته وارد مجلس ابنزیاد شد و در برابر آن همه تکبر و شماتت، با آرامشی شگفت فرمود: «ما رَأَیتُ إِلّا جَمیلاً» من جز زیبایی ندیدم. کاروان اسرا را وارد شهری کردند که چراغانی شده بود؛ مردم با لباسهای نو و شادی به تماشا آمده بودند. در پیشاپیش اسیران، امام سجاد علیهالسلام حرکت میکرد. پیرمردی پرسید: جوان، پسر چه کسی هستی؟ فرمود: من علیبنالحسینم. پرسید: پدرت کجاست؟ حضرت فرمود: پدرم نیز همسفر من است؛ سرت را بلند کن و او را ببین... پیرمرد سر بلند کرد و سر بریده اباعبدالله الحسین علیهالسلام را بر فراز نیزه دید. چه گذشت بر دل زینب و زینالعابدین علیهماالسلام...
شهریور 1401
سمنان، مهدیه اعظم








