کلیپ: شیخ حسین انصاریان/ فقط حسین !
۳۱ تیر ۱۴۰۵ 0
شیخ حسین انصاریان
لحظات آخر عمر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بود؛ همه را از اتاق بیرون کردند، جز علی، فاطمه، حسن، حسین و زینب علیهمالسلام. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: حسین را روی سینه من بگذارید. حسین علیهالسلام را در آغوش گرفتند، اشک ریختند و بارها فرمودند: «ما لی و لیزید؟» بعد لبها، دندانها، پیشانی و زیر گلوی حسین علیهالسلام را بوسیدند؛ انگار پیامبر صلیاللهعلیهوآله از همان روز، کربلا را میدید... پنجاه سال بعد، زینب کبری سلاماللهعلیها همان صحنه را دوباره دید؛ اما این بار حسین علیهالسلام روی سینه پیامبر صلیاللهعلیهوآله نبود، شمر روی سینه حسین علیهالسلام بود... «یَوماً عَلَی صَدرِ المُصطَفی، وَ یَوماً عَلَی وَجهِ الثَّری»
مهر 1401
تهران، حسینیه هدایت
لحظات آخر عمر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بود؛ همه را از اتاق بیرون کردند، جز علی، فاطمه، حسن، حسین و زینب علیهمالسلام. پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: حسین را روی سینه من بگذارید. حسین علیهالسلام را در آغوش گرفتند، اشک ریختند و بارها فرمودند: «ما لی و لیزید؟» بعد لبها، دندانها، پیشانی و زیر گلوی حسین علیهالسلام را بوسیدند؛ انگار پیامبر صلیاللهعلیهوآله از همان روز، کربلا را میدید... پنجاه سال بعد، زینب کبری سلاماللهعلیها همان صحنه را دوباره دید؛ اما این بار حسین علیهالسلام روی سینه پیامبر صلیاللهعلیهوآله نبود، شمر روی سینه حسین علیهالسلام بود... «یَوماً عَلَی صَدرِ المُصطَفی، وَ یَوماً عَلَی وَجهِ الثَّری»
مهر 1401
تهران، حسینیه هدایت








