سخنان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا: در پاسخ محمد حنفيه

سخنان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا: در پاسخ محمد حنفيه

۲۹ تیر ۱۴۰۲ 0 اهل بیت علیهم السلام
يا اَخِى لَوْلَمْ يَكُنْ فِى الدُّنْيا مَلْجَاء وَلا مَاءْوىً لَما بايَعْتُ يَزيدَبْنَ مُعاوِيَةَ ... يا اَخِى جَزاكَاللّه خَيْراً لَقَدْ نَصَحْتَ وَاَشَرْتَ بِالصَّوابِ وَاَنَا عازِمٌ عَلَى الْخُرُوجِ اِلى مَكَّةَ وَقَدْ تَهَيَّاءْتُ لِذلِكَ اَنَا وَاِخْوَتى وَبَنُو اَخى وَشِيْعَتِى وَاَمْرُهُمْ اَمْرى وَرَاءيُهُمْ رَاءْيى وَاَمَّا اَنْتَ فَلا عَلَيْكَ اَنْ تُقِيمَ بِالْمَدِينَة فَتَكُونُ لى عَيْناً عَلَيْهِمْ لا تُخْفى عَنِّى شَيْئاً مِنْ اُمُورِهِمْ(۱).
لا ذَعَرْتُ السَّوامَ فى فَلَقِ الصُّبح
مُغيراً وَلا دُعِيتُ يَزيدا
يَوْمَ اُعْطى مَخافَةَ اَلمُوتِ كَفاً
وَالْمَنايا يَرْصُدْنَنى اَنْ اَحيدا(۲)

و از جمله كسانى كه در مورد تصميم امام اظهار ترس و وحشت مى نمود محمد حنفيّه يكى ديگر از فرزندان امير مؤ منان عليه السلام بود كه بنابه نقل طبرى و مورخان ديگر به خدمت حسين بن على عليهما السلام رسيد و چنين گفت :

برادر! تو محبوبترين و عزيزترين مردم هستى و من آنچه را كه خير و صلاح تشخيص مى دهم موظفم كه براى تو بگويم و من فكر مى كنم شما فعلاً تا آنجا كه امكان پذير است در شهر معينى اقامت نكنيد و خود و فرزندانت در نقطه اى دوردست از يزيد و دورتر از اين شهرها قرار بگيريد و از آنجا نمايندگانى به سوى مردم گسيل دارى و حمايت آنان را به سوى خود جلب كنى كه اگر با تو بيعت كردند خدا را سپاس مى گزارى و اگر دست بيعت به ديگران دادند باز هم لطمه اى به تو وارد نگرديده است ولى اگر به يكى از اين شهرها وارد گردى مى ترسم در ميان مردم اختلاف به وجود بيايد، گروهى از تو پشتيبانى كرده ، گروه ديگر بر عليه تو قيام كنند و كار به قتل و خونريزى منجر گردد و در اين ميان ، تو هدف تير بلا گردى آن وقت است كه خون بهترين افراد اين امت ضايع و خانواده ات به ذلت نشانده شود.

امام فرمود:

مثلاً به عقيده تو به كدام ناحيه بروم ؟

محمد حنفيه گفت :

فكر مى كنم وارد شهر مكه شوى و اگر در آن شهر اطمينان نبود از راه دشت و بيابان از اين شهر به آن شهر حركت كنى تا وضع مردم و آينده آنها را در نظر بگيرى . اميدوارم با درك عميق و نظر صائبى كه در تو سراغ دارم هميشه راه صحيح در پيش پايت قرار بگيرد و مشكلات را با جزم و احتياط يكى پس از ديگرى برطرف سازى

. امام عليه السلام در پاسخ محمد حنفيه چنين فرمود:

((اَخِى لَوْلَمْ يَكُنْ فِى الدُّنْيا مَلْجَاء وَلا مَاءوى ...؛ برادر (تو كه براى امتناع از بيعت يزيد حركت از شهرى به شهر ديگر را پيشنهاد مى كنى اين را بدان كه ) اگر در تمام اين دنياى وسيع هيچ پناهگاه و ملجاء و ماءوايى نباشد باز هم من با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد)).

در اين هنگام كه اشك محمد حنفيه به صورتش روان بود، امام عليه السلام به گفتار خويش چنين ادامه داد:

((برادر! خدا به تو جزاى خير دهد كه وظيفه خيرخواهى و صلاحديد خود را انجام دادى و اما من (وظيفه خود را بهتر از تو مى دانم ) و تصميم گرفته ام كه به مكه حركت كنم و من و برادرانم و فرزندان برادرم و گروهى از شيعيانم مهيا و آماده اين سفر هستيم ؛ زيرا اين عده با من همعقيده بوده و هدف و خواسته آنان همان هدف و خواسته من است . و اما وظيفه اى كه بر تو محول است اين است كه در مدينه بمانى و در غياب من آمد و رفت و حركت مرموز دستياران بنى اميه را در نظر بگيرى و در اين زمينه اطلاعات لازم را در اخيتار من قرار بدهى ))

امام پس از گفتگو با محمد حنفيه و براى چندمين بار به طرف مسجد و حرم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حركت نمود و در طول راه اين دو بيت يزيد بن مفرغ را - كه در مقام حفظ شخصيت خويش سروده ولو باهر خطر جدى مواجه باشد - مى خواند:

((لا ذَعَرْتُ السَّوامَ فى فَلَقِ الصُّبْح ...)) ((من از چوپانان به هنگام صبح و با شبيخون زدن خويش ترسى ندارم و نبايد مرا يزيد بن مفرغ بخوانند. آنگاه كه از ترس مرگ دست ذلت بدهم و خود را از خطراتى كه مرا هدف قرار داده اند كنار بكشم )).

ابوسعيد مقبرى گويد كه من چون اين دوبيت را از امام عليه السلام در مسير خويش به مسجد پيامبر شنيدم از مضمون آن پى بردم كه آن حضرت يك هدف عالى و يك برنامه مهم و عظيمى را تعقيب مى نمايد(۳).

نتيجه:

امام عليه السلام در اين گفتگوى خويش با محمد حنفيه و در تمثلش به شعر يزيد بن مفرغ علت قيام خود را كه همان مخالفت با يزيد است بيان داشته و تصميم قاطع خويش را اعلام مى كند كه اگر در تمام كره زمين با اين عظمت هيچ ملجاء و پناهگاهى برايش پيدا نشود باز هم به زير بار بيعت يزيد نخواهد رفت و در راه هدف خويش در مقابل هر خطرى استقامت و پايدارى خواهد نمود. و اين بود هدف امام عليه السلام و حديث نفس او كه گاهى به صورت گفتگو و گاهى به صورت تمثل به شعر، اين هدف و اين حديث نفس خويش را بيان مى نمود(۴).

پی نوشت ها

۱- مقتل عوالم ، ص 54. خوارزمى ، ج 1، ص 188.
۲- طبرى ، ج 7، ص 221. كامل ابن اثير، ج 3، ص 265. ارشاد مفيد، ص 202.
۳- طبرى ، ج 7، ص 221. كامل ابن اثير، ج 3، ص 265. به طورى كه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 1، ص 375 آورده است اين دو بيت از يزيد بن مفرغ حميرى است كه امام به آن متمثل شده است .
۴- اين بيان امام - عليه السلام گفتار رهبر كبير انقلاب اسلامى و تداوم بخش اهداف حسينى حضرت آيت اللّه العظمى امام خمينى را تداعى مى كند آنگاه كه از طرف رژيم بعث عراق مجبور به ترك اين كشور مى گرديد، در اعلاميه تاريخى خود چنين گفت :((اگر هيچ دولتى به من اجازه اقامت در كشورش ندهد من سوار كشتى گرديده و از ميان امواج خروشان درياها صداى خويش را كه صداى مظلوميت مسلمانان است به گوش جهانيان خواهم رسانيد)) .

منبع: کتاب سخنان حسین بن علی (ع) از مدینه تا کربلا: محمدصادق فهیمی

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث