اسرار نماز: آیا نماز فقط رکوع و سجود ظاهری است؟ یا باید قلبی
۲۸ مرداد ۱۴۰۵ 0 معارف
رکوع و سجود، یکی از زیباترین و جذاب ترین مرحله عبادت خداوند است.
انسان در این حالت، نهایت کرنش، تواضع و فروتنی خود را
نسبت به آفریدگار نشان می دهد و بر کوچکی، حقارت و ذلیل بودن خود در برابر او اقرار می کند. اما باید تلاش کند که این
خاکساری و تواضع را به درون نیز سرایت دهد و تمامی ارکان وجودش در مقابل حضرت حق، خاشع و خاضع باشد و قلب و جانش تسلیم و
خائف گردد.
پیامبر اکرم شخصی را مشاهده کردند که در نماز با ریش خود بازی می کند؛
فرمودند: «أَمَا إِنَّهُ لَوْ خَشَعَ
قَلْبُهُ لَخَشَعَتْ جَوَارِحُهُ(۱)»؛
«اگر قلب او خاشع بود هر آینه سایر جوارح او خاشع می شد».
و در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده که هنگام رکوع می فرمودند: «اللَّهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ لَکَ خَشَعْتُ
وَ لَکَ أَسْلَمْتُ وَ بِکَ اعْتَصَمْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّی خَشَعَ لَکَ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ
شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ
لَحْمِی وَ دَمِی وَ عِظَامِی وَ مُخِّی وَ عَصَبِی تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ(۲)»؛
«خدایا! برای تو رکوع کردم و
به تو ایمان آوردم و تسلیم تو شدم؛ تو پروردگار منی، گوش و چشم و مغز و استخوان و اعصاب من برای تو خاشع اند و هر چه گام
برمی دارم برای پروردگار جهانیان است».
بر اساس این روایت، امام باقر(ع)با رکوعش، اشعار به ایمان، تسلیم و خالص بودن خود برای خدا می کرد و همه وجودش در برابر او
در رکوع و تواضع بود.
در روایت دیگری از امام رضا(ع) نقل شده است: «فلم جعل التسبیح فی الرکوع و السجود قیل لعلل منها أن یکون العبد مع خضوعه و
خشوعه و تعبده و تورعه و استکانته و تذلله و تواضعه و تقربه إلی ربه مقدسا له ممجدا مسبحا معظما شاکرا لخالقه و رازقه و
لیستعمل التسبیح و التحمید کما استعمل التکبیر و التهلیل و لیشغل قلبه و ذهنه بذکر الله فلا یذهب به الفکر و الأمانی إلی
غیرالله(۳)»؛
«اگر کسی بگوید چرا تسبیح در رکوع و سجود قرار داده شده؛ در پاسخ گفته می شود: این امر علت هایی دارد؛ از جمله
این که بنده در برابر خداوند خضوع، خشوع، تعبد، ورع، آرامش، فروتنی و تقربش به سوی خدا باشد، او را تقدیس و تسبیح و تمجید و
تعظیم کند و سپاس گزار آفریننده و روزی دهنده خود باشد و به کار گیرد تسبیح و تحمید را چنانچه تکبیر و تهلیل را به کار می
گیرد تا قلبش به
ذکر خداوند مشغول گردد و اندیشه و فکر و آرزوهایش، وی را به سوی غیر خدا نکشاند».
با توجه به این روایت به خوبی روشن می شود که نماز، باطن و روحی دارد و آن عبارت است از این که قلب انسان نیز مانند بدنش
خاشع و خاضع باشد و در برابر حضرت حق فروتنی، خاکساری و تواضع کند و سراسر وجودش تقدیس گو و سپاسگزار او باشد.
علاوه بر این که آنچه در نماز اهمیت دارد، همان حضور قلب و توجه درونی به خداوند است و اعمال ظاهری (مثل رکوع و سجود)، وسیله
ای برای تحقق عبودیت، سپاس گزاری، مناجات و سر سپردگی انسان است و آنچه ارزش و اعتبار دارد، میزان تمرکز حواس و ادب او در
برابر معبود است.
رسول خدا می فرماید: «لایَقْبَلُ اللَّهُ صَلَاهَ عَبْدٍ لَا یَحْضُرُ قَلْبُهُ مَعَ بَدَنِهِ(۴)»؛
«خداوند نماز بنده ای را
که قلبش همراه بدنش حاضر نیست، قبول نمی کند».
پی نوشت
- ۱. مستدرک الوسائل، ج 4، ص 417.
- ۲. همان، ص444.
- ۳. بحارالانوار، ج 6، ص 68، ج 9؛ وسائل الشیعه، ج 6، ص 300؛ الصلاه فی الکتاب و السنه، ص 98.
- ۴. بحارالانوار، ج 84، ص 242.
منبع
- کتاب: یکصد و ده پرسش و پاسخ درباره نماز / گردآورنده: واحد پاسخگویی به سوالات نماز / زیر نظر: حجتالاسلام والمسلمین سید مجتبی کلباسی









