منوی اصلی

چهل حدیث «گهرهای فاطمی» علیها السلام

چهل حدیث «گهرهای فاطمی» علیها السلام

بخش اول: قرآن و عترت

حدیث اول: نور خدا، نور هستى

يكى از دعاهاى معروف حضرت زهرا عليهاالسلام
مِن دُعاءِ فاطِمَةَ الزَّهراء عليهاالسلام: بِسْمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ. بِسْمِ اللّه ِ النُّورِ بِسْمِ اللّه ِ نُورِ النٌّورِ بِسْمِ اللّه ِ نُورٌ عَلى نُورٍ بِسْمِ اللّه ِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الأُمُورِ بِسْمِ اللّه ِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلَى الطُّورِ فىكِتابٍ مَسْطُورٍ في رَقٍّ مَنْشُورٍ بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ عَلى نَبِىٍّ مَحْبُورٍ...
به نام خداوند بخشنده مهربان، به نام خدايى كه نور است، به نام خدايى كه نور نور است، به نام خدايى كه نورى بالاى نور است، به نام خدايى كه تدبير امور به دست اوست، به نام خدايى كه نور را از نور آفريد. ستايش و سپاس خدايى را كه نور را از نور آفريد و نور را بر كوه طور فرود آورد، در ـ درون ـ كتابى نوشته شده، در طومارى گسترده بر پيامبرى برخوردار از نعمتها
مهج الدعوات: 7

حدیث دوم: مـن فاطـمه‏ ام

حضرت زهرا در بخشى از خطبه خود مى فرمايد
اَيُّهَا النّاسُ اِعْلَمُوا اَنّى فاطِمَةُ وَاَبى مُحَمَّدٌ اَقُولُ عَوْدا وَبَدْءا وَلا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطا وَلا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطا. « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤمِنينَ رَؤُوفٌ رَحيمٌ
اى مردم! بدانيد كه من فاطمه ام و پدرم محمد صلي الله عليه و آلهاست. پايان و آغاز سخنم يكى است، نابجا سخن نمى گويم و به كار يـاوه و بيهـوده نمى پـردازم. به حقيقت پيامبرى از ميان خودتان برخاست كه رنجهاى شما بر او دشوار بود و به ـ هدايت و اصلاح ـ شما حريص و بر مؤمنان دلسوز و مهربان بود.
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 134.

حدیث سوم: قـرآن كريـم

و در بخش ديگرى از خطبه حضرت زهرا(س) مى فرمايد: ...
كِتابُ اللّه ِ النّاطِقُ وَالْقُرْانُ الصّادِقُ وَالنُّورُ السّاطِعُ وَالضِّياءُ الّلامِعُ، بَيِنَّةً بَصائِرُهُ، مُنْكَـشِفَـةً سَرائِرُهُ، مُنْجَلِيَةً ظَواهِرُهُ، مُغْتَبِطَةً بِهِ اَشْياعُهُ، قائدا اِلَى الرِّضْوانِ اِتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اِسْتِماعُهُ
كتاب گوياى خداوند و قران راستگو و نور فروغ بخش و روشنايى درخشان ـ عهد الهى و يادگار پيامبر است ـ كه ديدگاههايش روشن و اسرار درونى او بر ملا و ظاهر آن جلوه گر و پيروان او مورد غبطه همگان است. تبعيت از آن راهگشاى دستيابى به رضاى الهى و گوش سپردن به او موجب نجات است
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 134.

حدیث چهارم: در پنـاه قــرآن

حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها در بخش ديگرى از خطبه مى فرمايد
... كِتابُ اللّه ِ بَيْنَ اَظْهُرِكُمْ اُمُورُهُ ظاهِرَةٌ وَاَحْـكامُهُ زاهِرَةٌ وَاَعْـلامُهُ باهِـرَةٌ وَزَواجِرُهُ لائحَةٌ وَاَوامِرُهُ واضِحَةٌ
كتاب الهى فرا روى شماست، امور مربوط به او ظاهر و احكامش فروزان و نشانه هايش خيره كننده و ـ فرامين ـ بازدارنده اش آشكار و دستورهايش واضح است.
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 137

حدیث پنجم: مقـام عـترت

در پايان خطبه فرمود
وَاحْمِدُوا اللّه َ الَّذى لِعَظَمَتِهِ وَنُورِهِ يَبْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَالْأرَضِ اِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَنَحْنُ وَسيلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَنَحْنُ خاصَّتُهُ وَمَحَلُّ قُدْسِهِ وَنَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَيْبِهِ وَنَحْنُ وَرَثَةُ اَنْبِيائِهِ
سپاسِ خدايى را به جاى آريد كه به خاطر عظمت وجود و جلوه نورش هر آنچه در آسمانها و زمين است خواهان ره يافتن به سوى او هستند و ـ در اين ميان تنها ـ ما وسيله تقرب به او و بندگانِ برگزيده و پايگاه تقديس و تنزيه او و حجت او در غيبت و نهان و وارث پيامبران اوييم
شرح ابن ابى الحديد ج 16:211

حدیث ششم: لـوح بشـارت

جابر بن عبداللّه مى گويد
بِأبى أنتَ وَ اُمّى يا بِنتَ رَسُولِ اللّه ِ، ما هذَا اللَّوحُ؟ فَقالَت: هذَا اللَّوْحُ اَهْداهُ اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ اِلى رَسُولِهِ صلي الله عليه و آلهفيهِ اسْمُ اَبى وَفيهِ اسْمُ بَعْلى وَاسْمُ ابْنَىَّ وَاَسْماءُ الْأَوْصِياءِ مِنْ وُلْدى. فَاَعْطانيهِ اَبى لِيَسُرَّنى بِذلِكَ
در دست فاطمه زهرا عليهاالسلام لوحى زمردين ديدم، پرسيدم: اى دختر رسولخدا پدر و مادرم فداى تو باد اين چه لوحى است؟ حضرت فرمود: اين لوح را كه در آن نام پدر و شوهرم و دو پسرم و نامهاى فرزندان معصومم نوشته شده است خداى عزوجل به پيامبرش هديه نمود و پيامبر نيز براى خوشحالى من آن را به من داد.
اكمال الدين ج 1:309

حدیث هفتم: اقـرار به ولايـت

در جمع گرم خانواده هر يك از على و فاطمه خود را نزد پيامبر محبوبتر مى شمردند، پيامبر به فاطمه فرمود:
تو را حلاوت فرزندى و على را عزّت مردان است و او نزد من محبوتر است.فاطمه گفت
وَالَّذِى اصْطَفاكَ واجْتَباكَ وَهَداكَ وَهَدى بِكَ الْأُمَّةَ لازِلْتُ مُقِرَّةً لَهُ ما عِشْتُ
به خدايى كه تو را برگزيد و هدايت كرد و امّت را به سبب تو راه نمود، همواره تا زنده ام به ـ مقام ـ او مقّر خواهم بود.
قوت القلوب ج 3: 111

حدیث هشتم: كلـيد بهشـت

حضرت زهرا عليهاالسلام
اَخْبَرَنَى اَبى وَهُوَذا: هُوَ اَنَّهُ مَنْ سَلَّمَ عَلَيْهِ وَعَلَىَّ ثَلاثَةَ اَيّامٍ اَوْجَبَ اللّه ُ لَهُ الْجَنَّةَ. قالَ الرّاوى: قُلْتُ لَها: فى حَياتِهِ وَحَياتِكِ؟ قالَتْ عليهاالسلام : نَعَمْ وَبَعْدَ مَوْتِنا
پدرم قبل از رحلتش به من فرمود: هر كس سه روز بر او و بر من درود فرستد خدا بهشت را بر او واجب گرداند. راوى مى گويد: گفتم: در زندگى او و شما؟ حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: بلى هم در حال حيات، و هم پس از مرگ.
تهذيب الاحكام ج 6:9

حدیث نهم: معـيار تشـيّع

شخصى به زنش گفت: پيش فاطمه زهرا عليهاالسلام برو و بپرس: آيا من از شيعيان اهل بيت هستم؟ ـ زن آمد و پرسيد، حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ گفت:
قُولى لهُ: اِنْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناكَ وَتَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ فَأَنْتَ مِنْ شيعَتِنا وَاِلاّ فَلا
به همسرت بگو: اگر به آنچه ترا فرمان داده ايم عمل مى كنى و از آنچه نهى كرده ايم پرهيز نموده اى از شيعيان خواهى بود و در غير اين صورت از شيعيان نيستى.
تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام

حدیث دهم: بارالهـا ! . . .

يكى از دعاهاى حضرت زهرا عليهاالسلام
اَلّلهُمَّ اِنّى اَسْـأَلُكَ قُـوَّةً فى عِبـادَتِكَ وَتَبَصُّرا فى كِتابِكَ وَفَهْما فى حُكْمِكَ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّـدِ وَالِ مُحَمَّـدٍ وَلاتَجْعَلِ الْقُرْانَ بِنا ماحِلاً وَالصِّراطَ زائِلاً وَمُحَمَّـدا صَلَى اللّهُ عَلَيهِ وَالِهِ عَنّـا مُوَلِّيا
بارالها: نيرومندى در بندگيت و بينش روشن در كتابت و فهم و درك احكامت را از تو خواستارم. خدايا بر محمد و آل محمد درود فرست و قران را دور از دسترس ما و پل صراط را لغزشگاه ما و محمد صلي الله عليه و آله را رويگردان از ما قرار مده.
بلد الامين: 101

بخش دوم: دفاع از حريم ولايت

حدیث یازدهم: پـدران دلسـوز

حضرت زهرا عليهاالسلام

اَبَوا هذِهِ الْأُمَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌّ يُقيمانِ اَوَدَهُمْ وَيُنْقِذانِهِمْ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ اِنْ اَطاعُوهُما وَيُبيحانِهِمُ النَّعيمَ الدّائِم اِنْ وافَقُوهُما

پدران اين امّت حضرت محمد صلي الله عليه و آله ـ پيامبر خدا ـ و حضرت على عليه السلام ـ ولى خدا ـ است. اگر از آن دو اطاعت كنند، كژى هاى آنان را اصلاح مى كنند و از عذاب دردناكشان نجات مى بخشند و همراهى با آن دو نعمت جاودان ـ بهشت ـ را ارزانيشان مى دارد.
تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام 330

حدیث دوازدهم: راه توحـيد

حضرت زهرا عليهاالسلام بر سر مزار حمزه عليه السلام در پاسخ شخصى مى فرمايد
اَما وَاللّه ِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلى اَهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِيِّهِ لَمَااخْتَلَفَ فِى اللّهِ تَعالى اثْنانِ
به خدا سوگند اگر حق را به اهلش واگذار مى نمودند و از عترت پيامبر پيروى مى كردند، حتى دو نفر درباره خدا اختلاف نمى نمودند (واسلام همه عالم را فرا مى گرفت.)
كفاية الاثر: 199

حدیث سیزدهم: انـدوه فراگـير

روزى ام سلمه براى عيادت حضرت فاطمه عليهاالسلام آمد وپرسيد: اى دختر پيامبر شب را چگونه به صبح آوردى (شب و روزت چگونه مى گذرد)؟ حضرت عليهاالسلام فرمود
اَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَكَرْبٍ، فُقِدَ النَّبِىُّ وَظُلِمَ الْوَصِىُّ، هُتِكَ وَاللّه ِ حِجابُهُ
به صبح آوردم در حالى كه تاريكى غم و انده مرا فراگرفته است، پيامبر از دست رفت و وصى او مظلوم واقع شد، حَريم و حرمت پيامبر شكسته شد.
مناقب آل ابى طالب، ج 2: 205

حدیث چهاردهم: قهـر رحـمت

حضرت زهرا عليهاالسلام در پاسخ زنانى كه براى عيادتش آمده و از سلامتى اش سؤال كردند فرمود
اَصْبَحْتُ وَاللّه ِ عائِفَةً لِدُنْياكُنَّ، قالِيَةً لِرِجالِكُنَّ، لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ عَجَمْتُهُمْ وَشَنِأْتُهُمْ بَعْدَ اَنْ سَبَرْتُهُمْ، فَقُبْحا لِفُلُولِ الحَدِّ وَ خَوَرِ الْقناةِ وَ خَطَلِ الرَّأْىِ
به خدا سوگند صبح كردم در حالى كه نسبت به دنياى شما بى رغبت و از مردان شما خشمگينم. پس از چشيدن، آنان را از دهان بيرون افكندم و پس از پيگيرى، از آنان خسته شدم. چه زشت است كند شدن تلاش ها و سستى نيروها و اضطراب انديشه ها ! .
معانى الاخبار، 354.

حدیث پانزدهم: بـه چه گنـاهى؟

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخشى از سخنانش با زنان مدينه فرمود
وَمَا الَّذى نَقَمُوا مِنْ اَبِى الْحَسَنِ عليه السلام؟ نَقَمُوا وَاللّه ِ مِنْهُ نَكيرَ سَيْفِهِ وَقِلَّةَ مُبالاتِهِ لِحَتْفِهِ وَشِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَنَكالَ وَقْعَتِهِ وَتَنَمُّرُهُ فى ذاتِ اللّه ِ
به راستى آنان كه ديگران را ترجيح دادند ـ چه عيبى از ابوالحسن اميرالمؤمنين عليه السلام گرفتند؟ به خدا قسم تنها عيب على شمشير بران او و بى اعتنايى به مرگ و برخورد سخت و ضربه هاى مرگبار و خشم سركش او در رابطه با ـ دفاع از دين ـ خداست.
بلاغات النساء: 32

حدیث شانزدهم: حـلاّل مشـكلات

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از خطبه مى فرمايد
وَكُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ مُذْقَةَ الشّارِبِ وَنُهْزَةَ الطّامِعِ... فَاَنْقَذَكُمُ اللّه ُ تَبارَكَ وَ تَعالى بِمُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله بَعْدَ اللَّتَيّا وَاللَّتى وَبَعْدَ اَنْ مُنِىَ بِبُهَمِ الرِّجالِ وَذُؤْبانِ الْعَرَبِ وَمَرَدَةِ اَهْلِ الْكِتابِ كُلَّما أوْقَدُوا نارا لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَااللّه ُ، اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الشَّيْطانِ اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَذَفَ اَخاهُ فى لَهَواتِها، فَلايَنْكَفِى ءُ حَتّى يَطَأَ جَناحَها بِاَخْمُصِهِ وَيَخْمِدَ لَهَبَها بِسَيْفِهِ
و شما بر لبه پرتگاهى از آتش قرار داشتيد جرعه آبى براى تشنگان و شكار بى رنجى براى آزمندان بوديد، آنگاه خداى بزرگ به وسيله حضرت محمد صلي الله عليه و آله و پس از چه فراز و نشيب ها ـ و گرفتار شدن به دست مردان حيوان صفت و گرگان آدمخوار عرب و گردنكشان اهل كتاب ـ نجاتتان بخشيد. هرگاه كه آتش جنگى بر مى افروختند خدا خاموش مى كرد و اگر شاخ شيطانى سرك مى كشيد و يا مرزى از سوى مشركان گشوده مى شد پيامبر، برادرش ـ حضرت على عليه السلام ـ را در كام آن مى افكند و او نيز تا هنگامى كه يال و بال آنان با كف پاى خود پايمال نمى كرد و آتش آنان را با شمشير خاموش نمى ساخت بر نمى گشت
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 135

حدیث هفدهم: نقـش ولايـت

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از سخنانش با زنان مدينه در مورد حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد
وَتَاللّه ِ لَوْمالُوا عَنِ الْمَحَجَّةِ اللاّئحَةِ وَزالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّةِ الْواضِحَةِ لَرَدَّهُمْ اِلَيْها وَحَمَلَهُمْ عَلَيها وَلَسْارَبِهِمْ سَيْرا سُجُحا لايَكْلِمُ خِشاشُهُ وَلايَكِلُّ سائِرُهُ وَلايَمُلُّ راكِبُهُ وَلَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلاً نَميرا صافِيا رَوِيّا
به خدا سوگند اگر از راه روشن منحرف مى شدند و از پذيرش دليل واضح مى لغزيدند، آنان را به راه مستقميم برگردانده و بر التزام به آن وامى داشت و با نرمى و ملايمت راهشان مى برد، به گونه اى كه خشونت و ناهموارى راه آنان را آزار نمى داد و رهروان را خسته نمى ساخت و سواران را ملول نمى كرد. و آنان را به آبشخورى پر بركت و زلال و گوارا رهنمون مى شد
احتجاج، ج 2: 148.

حدیث هجدهم: هشـدار!

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش پايانى سخنانش با زنان مدينه فرمود
اَما لَعَمْرى لَقَدْ لَقِحَتْ فَنَظِرَةٌ رَيْثَما تُنْتِجْ ثُمَّ احْتَلِبُوا مِلْأَ الْقَعْبِ دَما عَبيطا وَذِعافا مُبيدا، هُنالِكَ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَيَعْرِفُ التّالُونَ غِبَّ ما اَسَّسَ الْأَوَّلُونَ، ثُمَّ طيبُوا عَنْ دُنْياكُمْ اَنْفُسا وَاطْمَأِنُّـوا لِلْفِتْنَةِ جاشا وَاَبْشِرُوا بِسَيْفٍ صارِمٍ وَسَطْوَةَ مُعْتَدٍ غاشِمٍ وَبِهَرْجٍ شامِلٍ وَاِسْتِبْدادٍ مِنَ الظّالِمينَ، يَدَعُ فَيْئَكُمْ زَهيدا وَجَمْعَكُمْ حَصيدا فَياحَسْرَتا لَكُمْ وَاَنىّ بِكُمْ وَقَد عُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ…
به جان خودم سوگند! نطفه فساد و تباهى بسته شد، اندكى منتظر باشيد تابه نتيجه رسد آنگاه به جاى شير، كاسه هاى پر از خون تازه و زهر كشنده بدوشيد و در آن هنگام گمراهان، زيان كجروى خود را خواهند ديد و آيندگان پيامد كار پيشينيان را خواهند دانست. آنگاه دل از دنيا بركنيد و با فتنه ها آرامش خاطر يابيد! و مژده باد بر شما به شمشير آخته و سلطه متجاوز ستمگر و نيز هرج و مرج فراگير و استبداد زورگويان! همانان كه بخش ناچيزى از حق را به شما برگردانند و اجتماع شما را درو كنند! چه حسرت بزرگى! و چه مى توان كرد؟ در صورتى كه امروز كوركورانه برده شده ايد.
احتجاج، ج 1: 148

حدیث نوزدهم: انـذار و انتـظار

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از خطبه فرمود
فَبِعَـيْنِ اللّه ِ ما تَفْـعَـلُونَ، وَسَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ، وَاَنَا ابْنَةُ نَذيرٍ لَكُمْ بَيْنَ يَدَىْ عَذابٍ شَديدٍ، فَاعْمَلُوا اِنّا عامِلُونَ، وَانْتَظِرُوا اِنّا مُنْتَظِرُونَ
آنچه مى كنيد زير نظر خداست و ستمگران به زودى خواهند دانست كه به سوى چه سرانجامى باز مى گردند! و من دختر كسى هستم كه شما را از عذاب دردناك و سخت بيم مى داد، پس هر چه خواهيد بكنيد ما نيز كار خود پيش مى گيريم و منتظر باشيد و ما نيز در انتظار به سر مى بريم.
پايان خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 141.

حدیث بیستم: بـارالـها!

يكى ديگر از دعاهاى حضرت زهرا عليهاالسلام
اَلّلهُمَّ اِلَيْكَ نَشْكُو فَقْدَ نَبِيِّكَ وَرَسُولِكَ وَصَفِيِّكَ وَارْتِدادَ اُمَّتِهِ وَمَنْعِهِمْ اِيّانا حَقَّنَا الذَّى جَعَلْتَهُ لَنا فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ بِلِسانِهِ
بارالها: ـ درد جانكاه ـ از دست دادن پيامبر و فرستاده برگزيده ات را به تو باز مى گوييم و نيز عقبگرد امّتش و جلوگيرى آنان از دسترسى ما به حقى را كه تو در كتاب و برزبان پيامبرت تعيين كرده اى به تو شكايت مى كنيم.
صحيفة الزهرا:174

بخش سوم: مادر امامت

حدیث بیست و یکم: دل خوشـى‏هـا

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
حُبِّبَ اِلَىَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّه ِ وَالنَّظَرُ فىوَجْهِ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وَالْأِنْفاقُ فىسَبيلِ اللّه
از دنياى شما سه چيز براى من دوست داشتنى است: تـلاوت كتـاب خــدا ـ قــرآن ـ ، و نگاه به چهره رسول خدا صلي الله عليه و آله و انفـاق در راه خــدا.
وقايع الايام خيابانى ح صيام: 295

حدیث بیست و دوم: بـامــداد زنـدگى

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
مَرَّ بى رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله وَأَنـَا مُضْطَجِعَةٌ مُتَصَبِّجَةً فَحَرَّكَنى بِرِجْلِهِ وَقالَ يا بُنَيَّةَ قُومى فَاشْهَدى رِزْقَ رَبِّكِ وَلاتَكُونى مِنَ الغافِلينَ، فَاِنَّ اللّه َ يُقَسِّمُ اَرْزاقَ النّاسِ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلى طُلُوعِ الشَّمْسِ
روزى پيامبر خدا صلي الله عليه و آله آمد در حالى كه من پس از نماز صبح خوابيده بودم، پيامبر صلي الله عليه و آله با پاى مباركش مرا تكان داد و فرمود: دخـتركم برخيز و شاهد روزى پرورگارت باش ـ در طلب روزى بـكوش ـ و از غـافـلان مبـاش زيـرا خـداوند روزى مردم را به هنگام سپيده صبح تا طلوع خورشيد تقسيم مى كند.
مسند فاطمة الزهراء: 219.

حدیث بیست و سوم: حجـله عبـادت

حضرت على عليه السلام در شب ازدواج، همسرش را نگران ديد و علت آن را پرسيد.حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:
تَفَكَّرتُ فى حالى وَاَمْرى عِنْدَ ذِهابِ عُمْرى وَنُزُولى فى قَبْرى، فَشَبَّهتُ دُخُولى فى فِراشى بِمَنْزِلى كَدُخُولى اِلى لَحَدى وَقَبْرى، فَأنْشِدُكَ اللّه َ اِنْ قُمْتَ اِلَى الصَّلاةِ فَنَعْبُدَ اللّه َ تَعالى هذِهِ اللَّيْلَةَ
در پيرامون حال و وضع خود انديشيدم و پايان عمر و منزلگاه قبر را به ياد آوردم و انتقال ـ از خانه پدر ـ به منزل خودم، مرا به ياد ورود به قبرم انداخت! تو را به خدا بيا تا در آغاز زندگى مشترك به نماز برخيزيم و امشب را به عبادت خدا بپردازيم.
احقاق الحق 6 و 23: 481 و 489.
 

حدیث بیست و چهارم: شـريك زنـدگى

على و فاطمه عليهماالسلام از پيامبر خواستند تا در تقسيم امور خانواده بين آن دو قضاوت كند، پيامبراكرم صلي الله عليه و آله نيز كارهاى مربوط به درون خانه را براى فاطمه عليهاالسلام و كارهاى بيرون خانه را براى على عليه السلام تعيين كرد. پس حضرت زهرا فرمود:
فَلايَعْلَمُ ما دَخَلَنى مِنَ السُّرُورِ اِلاَّ اللّه ُ بِاِكْفائى رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله تَحَمُّلَ اَرْقابِ الرِّجالِ
جز خدا كسى نمى داند كه من چقدر از اين تقسيم خوشحال شدم زيرا از شانه به شانه شدن با مردان بيگانه نجات يافتم و مشكل برخورد با مردان نامحرم از دوشم برداشته شد.
وسائل ج 14: 123 ح 25341

حدیث بیست و پنجم: شـريك خـدمت

سلمان مى گويد: وارد منزل شدم و ديدم فاطمه زهرا عليهاالسلامنشسته و دستاس مى كرد و بر دسته دستاس خون دست مباركش جارى بود، از سوى ديگر حسين عليه السلام در كنار خانه از گرسنگى گريه مى كرد، گفتم: اى دختر رسول خدا دستان شما پينه بسته است در صورتى كه فضه حاضر است!» حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
اَوْصـانى حَبيبى رَسـُولُ اللّه ِ اَنْ تَكُونَ الْخِدْمَةُ لَها يَوْما وَلى يَوْما فَكانَ اَمْسِ يَوْمَ خِدْمَتِها وَالْيَوْمُ يَوْمُ خِدْمَتى
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مرا توصيه نموده است كه يك روز فضه كارهاى خانه را انجام دهد و يك روز من، ديروز نوبت او بوده و امروز نوبت من است.
دلائل الامامة: 140.

حدیث بیست و ششم: الگوى سـاده زيسـتى

روزى فاطمه عليهاالسلام به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و گفت
يا رَسُولَ اللّه ِ اِنَّ سَلْمانَ تَعَجَّبَ مِنْ لِباسى، فَوَالَّذى بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّا مالى وَ لِعَلِىٍّ مُنْذُ خَمْسِ سِنينَ اِلاّ مِسْكَ كَبْشٍ نَعْلِفُ عَلَيْهِ بِالنَّهارِ بِعَيرَنا فَاِذا كانَ اللَّيْلُ اِفْتَرَشْناهُ وَ اِنَّ مِرْفَقَتَنا لَمِنْ اُدْمٍ حَشْوُها لِيفُ النَّخْلِ
يا رسول اللّه سلمان از لباس ساده من تعجب مى كند! قسم به خدايى كه تو را به پيامبرى برانگيخته است، مدت پنج سال است كه زيرانداز شبانه من و على پوست گوسفندى است كه روزها علوفه شترمان را بر روى آن مى ريزيم، و بالش ما نيز قطعه پوستى است كه درون آن از ليف درخت خرماست.
الدروع الواقية: 275.

حدیث بیست و هفتم: الگوى ايثــار

امام حسن مجتبى عليه السلام گويد: مادرم را ديدم كه در نيمه شب مؤمنين را دعا مى كند و براى خودش دعا نمى كند، گفتم: مادرجان چرا براى خودت دعا نمى كنى؟ مادرم فرمود
يا بُنَىَّ ! اَلجارُ ثُمَّ الدّارُ
پسرم اول همسايه سپس خانه.
بحارالانوار، 43: 82

حدیث بیست و هشتم: الگوى عفـاف

اسماء بنت عميس مى گويد: فاطمه عليهاالسلام به من فرمود
اِنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، اِنَّهُ يُطْرَحُ عَلَى الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ فَيَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلاتَحْمِلينى عَلى سَريرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرينى سَتَرَكِ اللّه ُ مِنَ النّارِ
من شيوه تشييع جنازه زنان را بسيار زشت و ناپسند مى دانم، پارچه اى بر روى او مى كشند كه برجستگيهاى بدن او را براى بينندگان به نمايش مى گذارد! اى اسماء مرا بر تابوت آشكار نگذار بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش بپوشاند.
وسائل الشيعة، ج2: 876 ح 3453 و 3456 و 3457.

حدیث بیست و نهم: شـيوه عـزادارى

هنگام رحلت پيامبراكرم صلي الله عليه و آله دختران بنى هاشم حضرت فاطمه عليهاالسلام را در برپايى عزادارى يارى مى كردند، آن حضرت فرمود
اُتْرُكْنَ التَّعْدادَ وَ عَلَيْكُنَّ بِالدُّعاءِ
از شمارش مناقب و مفاخر نژادى دست برداريد و بـر شـما بـاد به دعـا كـردن
كافى، ج 3: 218.

حدیث سی ام: بـارالهـا !

يكى از دعاهاى حضرت زهرا عليهاالسلام
اِلهى اَصْلِحْ دينىاَلَّذى هُوَ عِصْمَةُ اَمْرى وَاَصْلِحْ لى دُنْياىَ الَّتى اِلَيْها مَعادى وَاجْعَلِ الْحَياةَ زِيادَةً لى مِنْ كُلِ خَيْرٍ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ راحَةً لى مِنْ كُلِّ شَرٍِّ
بارالها: دينم را كه ملاك و محور كارهاى من و دنيايم را كه خانه تلاش ومعاش من وآخرتم را كه سرانجام من به سوى آن است اصلاح فرما، و زندگيم را وسيله بركت و خير و مرگم را وسيله رهايى و راحتى از هر شرّ و بدى قرار ده.
فلاح السائل: 238.

بخش چهارم: حكمت و هدايت

حدیث سی و یکم: نـور نـگاه

در آغاز زندگى مشترك، حضرت زهرا عليهاالسلام اسرارى را با حضرت على عليه السلام در ميان گذاشت و سپس در مقابل تعجب او فرمود
ياأَبَاالحَسَنِ ! أَلْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِاللّه ِ تَعالى
اى ابوالحسن! مؤمن، با نور الهى مى نگرد ـ حقايق درون را مى بيند ـ .
عيون المعجزات: 54.

حدیث سی و دوم: صـعود و هـبوط 

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
مَنْ اَصْعَدَ اِلَى اللّه ِ خالِصَ عِبادَتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ اِلَيْهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ
هركه عبادتهاى خالصانه اش را نزد خداوند بفرستد، خـداوند بهترين مصلحت ها را بر او فرو فرستد.
مجموعه ورّام، ج 2: 108.

حدیث سی و سوم: پـاداش آمــوزش

زنى به محضر فاطمه زهرا عليهاالسلام آمد و پس از چندين پرسش گفت: اى دختر رسول خدا مبادا تو را آزرده باشم؟ حضرت فرمود
هاتى و سَلى عَمّا بَدالَكِ، اَرَأَيْتِ مَنِ اكْتَرى يَوْما يَصْعَدُ اِلى سَطْحٍ بِحَمْلٍ ثَقيلٍ وَ كِراهُ مِأَةَ اَلْفِ دينارٍ أَيَثْقُلُ عَلَيْهِ ذلِكَ؟ فَقالَتْ: لا. فَقالَتْ عليهاالسلام: اِكْتَرَيْتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ ءِ ما بَيْنَ الثَّرى اِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤا فَأَحْرى اَنْ لايَثْقُلَ عَلَىَّ
هرچه مى خواهى بپرس ـ و به فكر خستگى من مباش ـ زيرا اگر كسى براى حمل بار سنگينى، صد هزار دينار بگيرد آيا سنگينى بار را احساس مى كند؟ زن گفت: نه، حضرت فرمود: من براى پاسخ هر سؤال پاداشى بيشتر از زمين تا عرش، مرواريد خواهم گرفت پس چرا بايد بر من گران آيد؟
محجّة البيضاء 1: 30

حدیث سی و چهارم: حـكمت احـكام

حضرت زهرا عليهاالسلام در بخش ديگرى از خطبه فرمود
فَجَعَلَ اللّه ُ الاْءيمانَ تَطْهيرا لَكُمْ مِنَ الشِّركِ وَالصَّلاةَ تَنْزيها لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَماءً فِى الرِّزْقِ وَ الصِّيامَ تَثْبيتا لِلاِْخْلاصِ وَ الْحَجَّ تَشْييدا لِلّدينِ وَ الْعَدْلَ تَنْسيقا لِلْقُلُوبِ وَ طاعَتَنا نِظاما لِلْمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا اَمانا لِلْفُرْقَةِ وَ الْجِهادَ عِزّا لِلاِْسْلامِ وَالصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتيجابِ الْأَجْرِ وَالْأمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعامَّةِ وَ ...
پس خداى متعال ايمان را براى پاك نمودن شما از شرك، و نماز را براى دور نمودنتان از كبر، و زكات را براى تزكيه نفس و توسعه روزى، و روزه را براى استوارى اخلاص، و حج را براى پايدارى دين، و عدالت ورزى را براى هماهنگى دلها، و فرمانبردارى از ما را براى نظم جامعه، و رهبرى ما را سبب امنيت از پراكندگى، و جهاد را براى عزّت بخشى اسلام، و بردبارى در برابر مشكلات را كمكى در بدست آوردن پاداش، و امر به معروف را براى اصلاح جامعه قرار داد.
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 134

حدیث سی و پنجم: روزه بى‏ارزش

حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام فرمود
ما يَصْنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ اِذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ
روزه دار اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را حفـظ نـكند روزه او به چـه كارش آيـد؟
دعائم الاسلام 1: 268.

حدیث سی و ششم: چـهره خـندان

حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
اَلْبِشْرُ فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبِهِ الْجَنَّةَ وَالْبِشْرُ فى وَجْهِ الْمُعانِدِ الْمُعادى يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ
خوشرويى با مؤمن، موجب دستيابى به بهشت مى شود و خوشرويى نسبت به غير مؤمن انسان را از عذاب آتش حفظ مى كند.
فاطمه الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 1: 300

حدیث سی و هفتم: آداب سـفره

از حضرت زهرا عليهاالسلام نقل شده است كه فرمود
فِى الْمائِدَةِ اثْنَتا عَشْرَةَ خِصْلَةٌ يَجِبُ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ يَعْرِفَها، اَرْبَعٌ فيها فَرْضٌ وَ اَرْبَعٌ فيها سُنَّةٌ وَ اَرْبَعٌ فيها تَأْديبٌ. فَاَمَّا الْفَرْضُ: فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضا وَ التَّسْمِيَةُ وَ الشُّكْرُ. وَ اَمَّا السُّنَّةُ: فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعامِ وَالْأَكْلُ جالِسا وَالْجُلُوسُ عَلَى الْجانِبِ الْأيْسَرِ وَ الْأَكْلُ بِثَلاثِ اَصابِعَ. وَ اَمَّا التَّأديبُ: فَالْأَكْلُ مِمّا يَليكَ وَ تَصْغيرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّديدُ وَقِلَّةُ النَّظَرِ فىوُجُوهِ النّاسِ
در آداب سفره دوازده خصلت است كه هر مسلمانى بايد آن را بداند. چهار خصلت واجب و چهار تا مستحب و چهار تاى ديگر از ادب است: شناخت (ارزش نعمت) و رضا (به روزى خداوندى) و نام خدا بر زبان آوردن و سپاس او گفتن از واجبات است، وضوى قبل از غذا و در حال نشسته غذا خوردن و نشستن روى طرف چپ و با سه انگشت غذا خوردن از مستحبات است، و خوردن از غذايى كه نزديك و روبروى توست و كوچك گرفتن لقمه و زياد جويدن و كمتر نگريستن به روى ديگران از آداب غذا خوردن است.
عوالم، ج 11: 629

حدیث سی و هشتم: رضـاى ديـن و دنيـا

حضرت زهرا عليهاالسلام به برخى از زنان فرمود:
اِرْضى اَبَوَىْ دينِكِ مُحَمَّدا وَعَليّا بِسَخَطِ اَبَوَىْ نَسَبِكِ وَ لاتُرْضِى اَبَوَىْ نَسَبِكِ بَسَخَطِ اَبَوَىْ دينِكِ
در صورت ناچارى ـ براى جلب رضايت حضرت محمد و حضرت على عليهماالسلام ـ كه پدر اسلام و امت مسلمان هستند. پدر و مادر خويش را به خشم آر (از رنجش آنان هراس مكن) ولى مبادا براى جلب رضايت پدر و مادرت، آنان را به خشم آرى.
تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام: 334

حدیث سی و نهم: بهـترين كار براى زنـان

حضرت امير المؤمنين گويد: روزى پيامبر از ما سؤال كرد: بهترين كار براى زن چيست؟ كسى نتوانست پاسخ گويد. من اين پرسش را از فاطمه پرسيدم. او عليهاالسلام فرمود: ولى من مى دانم
خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ
بهـترين كار براى زن آن اسـت كـه مردان ـ نامحرم ـ را نبيند و مردان نيز او را نبينند.
كشف الغمه 1: 466

حدیث چهلم: بـارالهـا ! 

از دعاهاى حضرت زهرا عليهاالسلام
اَللّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ اَحْيِـنى مـا عـَلِمْتَ الْحَـياةَ خَيـْرا لى وَ تَوَفـَّنى اِذا كانَتِ الْوَفاةُ خَيـْرا لى. اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ كَلِمَةَ الاِْخْلاصِ وَ خَشْيَتَكَ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدَ فِى الْغِنى وَالْفَـقْرِ
بارالها ! به علم غيب و قدرت فراگيرت سوگند، مرا زنده بدار تا روزى كه آن، براى من سودمند است و بميران هنگامى كه مرگ، به سود من باشد. خدايا اعتقاد خالص و ترس از خودت را به هنگام خوشنودى و خشم و ميانه روى در حال دارايى و تهى دستى را از تو خواستارم.
بحارالانوار ج 94: 225.

مجموعه چهل حدیث موضوعی

 

افزودن دیدگاه جدید