منوی اصلی

سخنرانی آیت الله میرباقری: جلسه پنجم، دوستی و علاقه به اهل بیت، مسیر امت سازی پیامبر(ص)

سخنرانی آیت الله میرباقری: جلسه پنجم، دوستی و علاقه به اهل بیت، مسیر امت سازی پیامبر(ص)

 

 

جلسه پنجم حسینیه حضرت زهرا(س): دوستی و علاقه به اهل بیت، مسیر امت سازی پیامبر(ص)

مودت با نزدیکان حقیقی پیامبر

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين. در خطبه ای که حضرت در مجلسی که معاویه حضور داشت قرائت کردند، بعد از حمد و ثناء الهی خودشان را با اوصافی معرفی کردند که یکی از اوصاف این بود، «نَحْنُ  حِزْبُ  اللَّهِ  الْغَالِبُونَ»(1) در دو جا از قرآن در رابطه با حزب الله بحث شده؛ یکی در صف بندی بین اهل ارتداد و حزب الله است و یکی هم در سوره مبارکه مجادله در حزب بندی حزب الشیطان و حزب الله است. بنابراین گویا حضرت اشاره دارند به این معارف قرآن که آن حزب الله در مقابل مرتدین و در مقابل حزب الشیطان ما هستیم که این حزب الشیطان و مرتدین در مقابل امت هستند. حتی ممکن است حزب الشیطان بیرون هم باشد، ولی در خود امت دو تا جریان است که یکی حزب الله و دیگری حزب الشیطان و یکی هم مرتدین است که اوصافشان را قرآن بیان کرده است.
حضرت به این صف بندی اشاره می کنند و می فرمایند، این صف ما هستیم. غلبه هم با ماست و خیلی به ظاهر کار که امروز بنی امیه کر و فری دارند نگاه نکنید. بعد حضرت فرمودند: «وَ عِتْرَةُ رَسُولِهِ الْأَقْرَبُونَ وَ أَهْلُ بَيْتِهِ الطَّيِّبُونَ الطَّاهِرُون » دو تا خصوصیت دیگر را برای ائمه بیان کردند که این دو خصوصیت هم در قرآن آمده و موقف ائمه را معین می کند؛ یکی این است «وَ عِتْرَةُ رَسُولِهِ الْأَقْرَبُون» ما عترت رسول خدا هستیم و نزدیکترین عترت به حضرت ما هستیم، که ظاهرا ناظر به آیه شریفه ای است که خدای متعال به پیامبرش میفرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳) بهشان بگو من از شما پاداشی نمی خواهم الا اینکه نسبت به نزدیکان من مودت داشته باشید. بیان حضرت ناظر به این است که آیه ذوی القربایی که خدای متعال در قرآن واجب کرده ما اهل بیت هستیم و شخص دیگری نیست.
البته بعضی از عامه هم همین را گفتند و بعضی هم به مطلق خویشان قریش تطبیق کردند که پیوند فامیلی با حضرت داشتند و گفتند مقصود مودت به قریش است. اما خیلی واضح است و خود آیه را هم اگر کسی معنا کند، معلوم است که مقصود چیست. خدای متعال در مسیر امت سازی نبی اکرم یک کاری انجام می دهد و به مودت ذوی القربی دستور می دهد.
روایات ذیل این آیه فراوان است، اما یکی از روایاتی که ذیل این آیه است از ابو جعفر احول، که از متکلمین و شاگردان خوب امام صادق علیه السلام است، نقل شده که گویا به بصره رفته بود و وقتی برگشت حضرت گفتگویی با او داشتند و فرمودند آنجا که رفتی، آیا اینها به مودت ما و به ولایت ما راهی دارند؟ به حضرت عرض کرد تعداد کمی از آن ها اینگونه هستند. حضرت فرمودند که علمای بصره این آیه را چطور معنا می کنند، «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳)  کأنه این آیه برای اثبات حقانیت اهل بیت کافی است. لذا مرحوم علامه حلی در «الفین» این آیه را جزو اولین آیاتی آورده که دلالت بر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام می کند. در روایات دارد که وقتی حضرت این سوال را پرسید، پاسخ داد که آقا اینجا می گویند راجع به قوم و خویش های حضرت از قریش است. حضرت فرمودند دروغ می گویند و خطا می کنند. این آیه راجع به امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام است؛ مقصود اینها هستند.
بعد حضرت یک سوالی کردند که چطور می شود در مباهله باید اینها باشند ولی بعد در موقع ثمراتش که می شود دیگران ثمراتش را ببرند؟! البته این را باید معنا کنیم. اینطور نیست که امام صادق می خواهند بفرمایند که چون زحمت کشیدند باید مزد بگیرند و داستان چیز دیگری است. پیامبر یک کاری می خواهند انجام بدهند و یک امت سازی می خواهند انجام بدهند و در مسیر امت سازیشان، یکی از تکالیفی که خدای متعال نازل کرده این مودت است.
در روایت آمده که انصار محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند و تمام اموال یا بخش عمده ای از اموال خودشان را آوردند و در اختیار حضرت قرار دادند و گفتند شما نیازها و هزینه هایی دارید و اینها را خرج هزینه های خودتان کنید؛ اداره جامعه مؤمنین هزینه دارد. آیه نازل شد، «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳)  من در مقابل رسالتم از شما مزد نمی خواهم و مأموریتم برای خداست و از شما نسبت به قربای خودم مودت می خواهم. اتفاقا در روایت است که منافقین خوب فهمیدند و گفتند که برای پسر عمویش کار می کند و می خواهد او را تثبیت بکند. آن ها می فهمیدند که این مودت یعنی چه. بعضی هایشان هم گفتند که ما به پیامبر مالمان را دادیم ولی می گوید بیایید که برای اهل بیت من دفاع کنید و جانتان را بدهید. واقعا تکلیف همین است، این آیه تکلیف خیلی سنگینی است.
در دعای ندبه هم هر سه آیه پشت سر هم آمده است. در یک آیه دیگر خدای متعال می فرماید: «قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُم »(سبأ/۴۷) در واقع مزدی که می خواهم، برای خودتان است و این طور نیست که برای خودم این مزد را بخواهم. این مودت برای شماست. اگر می گویم اجر رسالت من است، اگر می خواهید پاداش زحمات رسالت من را بدهید، این راه را با من بیایید و رها نکنید. مزد رسالت من این است که مسیر را ادامه بدهید. منافع این کار هم فقط به خودتان برمیگردد.
در آن آیه شریفه دیگر هم می فرماید: «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى  رَبِّهِ سَبيلا»(فرقان/۵۷) من از کسی که دنبال سبیل الی الرب است چیزی می خواهم و الا اگر نمی خواهد در راه خدا راه برود، من چیزی از او نمی خواهم. اگر می خواهید یک راهی به سوی خدا پیدا کنید «إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳)  این مودت یک سبیلی در عالم باز می کند. مودت به قریشِ کافر که معنا ندارد. خدای متعال به پیامبر بشارت می دهد که ما تو را از شر اینها حفظ میکنیم. مودت اینها که راه را باز نمی کند.
این مودت، مودت خاص است و این تقرب یک تقرب خاصی است. خدای متعال یک راهی دارد قرار می دهد که با این مودت آن امت ساخته می شود و سبیل الی الله باز می شود. پیداست اینها یک کسانی هستند که تقرب به نبی اکرم دارند و نزدیک هستند. این نزدیکی هم صرفا نزدیکی ظاهری نیست و نزدیکی باطنی است و از طریق آنها حقایقی که در دست نبی اکرم است به امت می رسد. اینها کسانی هستند که دامن نبی اکرم را گرفتند و از حضرت اخذ می کنند و به امت می رسانند.
اینکه در روایات آمده در روز قیامت «آخِذاً بِحُجْزَةِ رَبِّهِ وَ نَحْنُ آخِذُونَ بِحُجْزَةِ نَبِيِّنَا وَ شِيعَتُنَا آخِذُونَ بِحُجْزَتِنَا»(2) در قیامت شیعیان دامن ما را می گیرند و ما دامن رسول و رسول دامن خدا را می گیرد. فرمود حجزه یعنی نور و آنها با نور ما راه می روند و ما با نور نبی اکرم و وجود مقدس حضرت با نور الهی بالا می رود. ائمه و معصومین که در یک مقام هستند و یک گوهرند. بعد در بعضی روایات دارد مقصود از حجزه، دین است و آنها به دین ما متمسک هستند و ما به دین رسول و رسول به دینی که از خدا گرفته متمسک می شود. دستیابی به دینی که خدا به پیامبر نازل کرده و رسیدن به آن نوری که خدای متعال در قلب نبی اکرم نازل کرده، به طور مستقیم ممکن نیست. اگر کسی می خواهد به نور نبی اکرم و آن چراغی که خدا می خواهد در قلب نبی اکرم روشن کرده برسد، باید از امیرالمؤمنین و ائمه بگیرد؛ «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد»(رعد/۷) دستشان به این هدایت نمی رسد و باید با واسطه دریافت کنند.
 

امت سازی نبی اکرم با اهل بیت

وجود مقدس نبی اکرم می خواهد یک امتی بسازد و برای ساخته شدن امت باید یک سبیلی به سوی خدا باز شود و این راه را حضرت دارد باز می کند و می فرماید: «إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳). اینها اهل تقرب خاصی هستند که یک تقربی دارند و محبتشان محبت خدا می شود و ولایتشان ولایت خدا می شود. آن ها طریق جریان فیضی که در نسل نبی اکرم و در نزد نبی اکرم و در دست حضرت است می شوند.
در امت سازی حضرت ابراهیم که این قسمت در سوره مبارکه ابراهیم آمده، حضرت به خدا عرضه می دارد، «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتي  بِوادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاة»(ابراهیم/۳۷) چند هزار سال قبل از میلاد نبی اکرم و اهل بیت علیهم السلام ایشان به خدای متعال عرضه می دارد که من یک قسمتی از ذریه خودم را در این سرزمین که حاصل خیز نیست آوردم و آنجا ساکنشان کردم؛ «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاة»(ابراهیم/۳۷) برای اینکه می خواهم این ذریه من در مقام نماز باشند. این ذریه، سیدالشهداست «أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ  الصَّلَاة» معصومین هستند. «رَبَّنا لِيُقيمُوا الصَّلاة» من یک عده ای را بردم و آنجا گذاشتم تا نام تو را در عالم احیا کنند و اقامه صلات کنند تا همه عالم مسجد بشود و همه حیات بشر با وجود آنها نماز بشود و «عَلى  صَلاتِهِمْ دائِمُون »(معارج/23) بشوند. اینگونه دیگر بازارشان هم مسجد می شود، منزلشان هم مسجد می شود، آشپزخانه شان هم مسجد می شود.
با این کاری که حضرت ابراهیم می کنند، یک چنین اتفاقی بناست بیافتد. بعد یک دعایی می کنند، «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِم »(ابراهیم/۳۷) این ادامه آن کار است. من قدم خودم را برداشتم، بردم و این ها را در این سرزمین لم یزرع کنار کعبه کنونی گذاشتم که یک اتفاقی بیافتد و همین اتفاق هم افتاد و وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت برای اقامه صلات قیام کردند. بعد دعای حضرت این است، خدایا تو هم یک لطفی بکن «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ»(ابراهیم/۳۷) یک سلسله از مردم هستند که اینها می خواند دور اینها جمع شوند و امت اینها بشوند، خدایا قلوب اینها را به این ائمه پیوند بده «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِم »(ابراهیم/۳۷) تا میل به اینها پیدا کنند و متمایل بشوند و هوای اینها را در دلشان قرار بدهد. امت اینطوری درست می شود. باید یک امامی باشد که اقامه صلات کند و یک امتی هم دورش جمع بشوند.
وجود مقدس نبی اکرم مزد دنیایی که نمی خواهند. اگر مزد دنیایی می خواستند همان پول ها را می گرفتند. این پیوند محبت و یاری کردن و فداکاری کردن در راه اهل بیت برای این است که راه به سوی خدا باز بشود. این مثل همان «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوي إِلَيْهِم »(ابراهیم/۳۷) است. وجود مقدس نبی اکرم به تعبیر روایات امام کل هستند. همه امت ها زیر دست ایشان هستند. وقتی می خواهند امت بسازند یک ائمه ای دارند که هادی هستند و به تعبیر قرآن «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا»(سجده/۲۴) که هر دو روایات به ائمه از نسل حضرت زهرا تأویل شده است. هم آیه سوره مبارکه انبیاء و هم آیه سوره مبارکه سجده تأویل به فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها شدند. حضرت با اینها می خواهد امت بسازد و اینها هستند که می توانند راه حضرت را ادامه بدهند.
یک طرف این است که اینها باید پا به میدان بگذارند و وساطت کنند و دینی که از نبی اکرم به دستشان رسیده را اجرا و اقامه کنند و به امت برسانند و واسطه باشند. از یک طرف هم امت هم باید بیایند و دور امام جمع بشوند و مودتی داشته باشند و فداکاری داشته باشند. این مودت هم برای خودشان است. اگر می خواهید کنار پیامبر باشید، این راهش است. اگر می خواهید سبیلی به سوی خدا برای شما گشوده بشود، این سبیل در دسترس است. چون هر مؤمنی ممکن است در صراط مستقیم، یک سبیلی برای خودش داشته باشد. اگر می خواهید یک سبیلی به سوی خدا پیدا کنید «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى  رَبِّهِ سَبيلا»(فرقان/۵۷). پس داستان مودت ذوی القربی این است که حضرت می خواهد امت بسازد. در این امت سازی یک امامی و یک مأمومی لازم است. رابطه امام و امت رابطه مودت باشد.
در بیانات سیدالشهداء متوجه می شویم که رابطه باید رابطه تولی و تبعیت باشد. این دستورهایی هم که در قرآن داده شده برای همین است. اینطوری که بیایید با قوم و خویش های من دوستی کنید که امت درست نمی شود. حضرت که العیاذ بالله مزد دنیایی نمی خواهند، این خودش یک مزد دنیایی است! این مزد برای درست شدن امت است. یک طرف امام است و یک طرف امت هستند. نسبت امت و امام باید نسبت مودت باشد. آیه این را می خواهد بفرماید. «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » (شوری/۲۳)من مأموریت خودم را انجام دادم و دست همه شما را گرفتم ولی از شما چیزی نمی خواهم؛ این کار مزدش با خداست، شما که نمی توانید مزد رسالت به من بدهید. کسی که برای خدا دارد آن کار بزرگ را انجام می دهد، مزدش هم با خداست. اگر می گویم بیایید مودت داشته باشید، برای این است که راه شما به سوی خدا باز می شود. این به یک معنا مزد دادن به من هم هست؛ چون تنها مزدی که ما می توانیم به نبی اکرم بدهیم این است که دعوتش را اجابت کنیم. او می خواهد دست ما را بگیرد تا شیطنت نکنیم و دستمان را در دستش بگذاریم.
حضرت فرمود ماه شعبان ماه من است و من را به روزه این ماه کمک کنید. من می خواهم با این ماه شما را ببرم و برسانم. اگر شما روزه بگیرید کار من را آسان می کنید و خودتان را از تعلقات دور می کنید و من بهتر می توانم شما را برسانم. این مسئله مودت است. این که حضرت فرمودند چطور در مباهله ما باید باشیم، ولی مودتش برای دیگران است، یعنی همین. یعنی آن کسی که یوم المباهله می تواند دشمنان را دفع بکند و با او می شود دشمنان را دور کرد، با او هم می شود امت ساخت. داستان مباهله همین است.
در داستان مباهله وقتی مسیحیان نجران می خواستند با وجود مقدس نبی اکرم سر مسئله توحید و داستان حضرت عیسی مباهله کنند، آن عالم بزرگشان گفت ببینید چه کسی را برای مباهله می آورد. ام سلمه می گوید حضرت در خانه من یا خانه حضرت زهرا بود و پنج تن را در زیر کساء جمع کردند و آیه تطهیر نازل شد. مهر طهارت به اینها خورد و حالا اینهایی که مطهر و معصوم هستند، با اینها باید راه برویم و با اینها می شود مباهله کرد. وقتی آمدند، عالم بزرگ مسیحی ها یک نگاهی کرد و دید که خودشان تشریف آوردند و سیدالشهداء در آغوششان است و حضرت دست امام مجتبی را در دست گرفتند و حضرت زهرا پشت سرشان و حضرت امیر هم کنارشان می آیند. گفت اگر با اینها مباهله کنید ریشه نسل شما کنده می شود. حضرت فرمود اگر مباهله می کردند بیابان برایشان آتش می شد و به سال نمی گذشت که احدی از اینها باقی نمی ماند.
مباهله امر بسیار عظیمی است و از آن غفلت شده است. یعنی بساط مسیحیت و تقابل آنها با اسلام را حضرت در مباهله جمع کردند. لذا قرآن می فرماید «وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى »(مائده/۸۲). بالعکس «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا»(مائده/۸۲) یعنی یهود و «وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا» هستند که شاید «وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا» ناظر به ناصبی های امت باشد. این دو تا دشمنان اصلی هستند. یک کار مهمی انجام گرفته و یک خطر بزرگی برداشته شده و یک درگیری عظیمی همان اول حل شده است. مسیحی های نجران دستشان را بالا کردند و وارد میدان مقابله با حضرت نشدند. این خیلی مسئله عظیمی بود. در این مباهله که خطر بزرگ دفع شد، حضرت اینها را آورد. با اینها می شود مباهله کنی و با اینها می شود راه را باز کنی و با اینها می شود این مانع بزرگ را برداری و با همین ها می شود راه را ادامه بدهی.
حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه شان می فرمایند آن روزی که شما «أَنْتُمْ فِي رَفَاهِيَةٍ مِنَ الْعَيْشِ وَادِعُونَ فَاكِهُون »(3) خوش می گذراندید، امیرالمؤمنین در کام دشمن می رفت و شعله های آتشی که کفار برمی افروختند با سر پنجه های حضرت خاموش شد. حضرت شعله های جنگ و فتنه های آنها را خاموش می کرد. این مزدخواهی یا پادشاهی نیست که چون ما زحمت کشیدیم، بنابراین میراثش هم برای ماست؛ اینطور نیست، آن کسی که در آن صحنه ها کنار نبی اکرم می ایستد، می تواند راه را ادامه بدهد و دست امت را به دست حضرت برساند.
شمایی که فرار می کردید که نمی توانید این کار را بکنید. حتی خودتان هم کنار حضرت نیستید. حضرت پناه همه عالم است، اما اینها فرار کردند و همه شان رفتند. یک نفرشان که رفت و سه روز بعد آمد. حضرت گفت کجا رفته بودی؟ آدم فرار هم می کند چند قدم بیشتر نمی رود! سه روز بعد آمد! تو که نمی توانی مردم را به پیامبر گره بزنی. آن کسی می تواند مردم را دور حضرت گره بزند که در جنگ احد مثل پروانه دور حضرت می چرخید و بیش از هفتاد زخم بر بدنش نشسته بود. یک نفر دیگر هم اطراف حضرت آمد و حضرت فرمود تو برو «فَأَمَّا عَلِيٌّ فَأَنَا هُوَ وَ هُوَ أَنَا»(4) ما یک روح در دو بدن هستیم. وقتی جراحت های حضرت را می خواستند ترمیم بکنند، نخ را که از یک طرف زخم وارد می کردند، از یک زخم دیگری بیرون می زد و اصلا نمی شد این زخم ها را ببندی. این آدمی که اینطوری دور پیامبر می چرخد، می تواند راه پیامبر را ادامه بدهد. او که روز عافیت کنار حضرت است و وقتی که کار سخت می شود در کوه ها می رود و فرار می کند که از عهده کار بر نمی آید.
خدای متعال می فرماید: «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى  أَعْقابِكُم »(آل عمران/۱۴۴) این آیه دو طرف دارد که یکی بشارت است و دیگری توبیخ است. خدای متعال فرمان می دهد که نباید برگردید چون راه باز است. این راهی که پیامبر باز کردند، باز مانده و بسته نشده است و این یک بشارت است. حضرت آنچه که با خودشان آوردند را بالا نبردند و لذا راه باز است. می فرماید در راه بمانید. بالاخره این پیامبر از شما جدا می شود، ولی شما در راهش بمانید. حضرت یک چیزی در دست شما گذاشته که بتوانید راه را ادامه بدهید. این یک طرفش که بشارت است. اما یک طرفش توبیخ است و هشدار می دهد که اینهایی که در احد فرار کردند، اینها کسانی هستند که فردای رحلت حضرت؛ «أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى  أَعْقابِكُم »(آل عمران/۱۴۴). آنهایی در راه حضرت می ایستند که در احد کنار حضرت می ایستادند. آنهایی که در احد فرار می کنند در فتنه سقیفه هم فرار می کنند. جز امیرالمؤمنین که شخص دیگری نمی ایستد.
داستان مباهله این است که با کسانی که در میدان مباهله می آیند، می شود مباهله کرد. اصل کار هم همینطوری جمع می شود. خدای متعال فرعون را با دعای حضرت موسی جمع می کند «فَدَعَا رَبَّه »(دخان/۲۲) گفتیم برو و بساطشان را جمع کن و راه دریا را باز کن و دریا را باز بگذار و وقتی لشکر فرعون آمدند، تو دریا را به هم بیاور. این کار را حضرت موسی به اذن الله کردند. مشکل امت هم وقتی حل می شود که حضرت به نقطه اضطرار می رسند و سر به سجده می گذارند «أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه »(نمل/۶۲) خدای متعال می فرماید بلند شوید کار را اصلاح کنید. اسم اعظم در دست امام زمان است و با دعای امام زمان مسئله حل می شود.
در روایت آمده شخصی که معجزه ای از امیرالمؤمنین را دیده بود، به حضرت عرض کرد با این قدرتی که شما دارید چرا جلوی معاویه کوتاه می آیید و بساطش را جمع نمی کنید؟ حضرت فرمود من می توانم همینجا او را از تخت پایین بکشم. من کافی است دستم بالا برود تا بساط معاویه جمع شود و با یک دعا همه شان را می توانم جمع کنم؛ «الدُّعَاءُ سِلَاحُ  الْمُؤْمِن »(5) سلاح انبیاء و اولیاء همین است و با دعا کار را جلو می بردند. نه این که اقدام نمی کردند و به میدان جنگ نمی رفتند، همه اینها سر جای خودش ولی سلاح انبیاء دعاست و دستشان را به سمت خدا بالا می بردند کار تمام می شد و نصرت نازل می شد. ظهور هم همینطوری واقع می شود. حضرت فرمود من اگر دعا کنم بساط معاویه جمع می شود، ولی من خزانه دار اسرار خدا هستم «وَ لَكِنَّا لِلَّهِ خُزَّانٌ لَا عَلَى  ذَهَبٍ  وَ لَا عَلَى فِضَّةٍ وَ لَا إِنْكَاراً بَلْ عَلَى أَسْرَارِ تَدْبِيرِ اللَّه »(6) من می دانم چرا بنی امیه باید فعلا باشند. بعد حضرت فرمودند: «بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ  بِالْقَوْل »(انبیاء/27) .
آن وقت یک جایی خدا اجازه می دهد و می گوید وسط میدان بیایید و مباهله کنید. این خیلی امر مهمی است. اگر واقعا مسیحی های نجران مباهله می کردند، بساط مسیحیت به شکل خیلی سنگینی در آن روز جمع می شد و به اندازه هزار تا جنگ کار پیش می رفت. این که حضرت اول پنج تن را جمعشان می کنند و می گویند اینها اهل بیت من هستند و دعا می کنند و خدا هم آیه نازل می کند «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»(احزاب/۳۳) معنا دارد.
حضرت فرمود اهل بصره که شیعه نیستند، راجع به این آیه چه می گویند و این آیه را چطوری معنا می کنند که سراغ دیگران می روند. این آیه که معلوم است «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى »(شوری/۲۳) کسی که می خواهد با پیامبر ادامه بدهد باید با این ذوی القربی باشد. گفت می گویند اینها هم مقصود قوم و خویش های پیامبر یعنی قریش هستند. آیا حضرت روز مباهله هم اینها را آورد؟ با کسانی که روز احد فرار کردند، نمی شود مباهله کنی، نمی شود سبیلی هم به سوی خدا باز کرد. با آنهایی که در مباهله هستند راه به سوی خدا باز می شود. آیا خدا فرموده بروید با قریش و آنهایی که خودشان اولین خطر برای حضرت بودند، مودت داشته باشید؟ خدای متعال می فرماید: «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس »(مائده/۶۷) چطور می شود حضرت با اینها بخواهد کار را ادامه بدهد؟ مگر مزدخواهی است؟
 

عدم کفایت و لیاقت دیگران در هدایت

بنابراین سیدالشهداء در این بیان که می گویند ما حزب الله غالب هستیم و غلبه با ماست و مقابل ما حزب الشیطان است و مقابل ما مرتدین هستند و در امت دارند از این خبر می دهند، این جریان ما هستیم و دست ما هم پر است و ما پیروز می شویم، تردیدی نیست. آن عترتی که نزدیک به پیامبر و از أقربون هستند، با آنها سبیل الی الله باز می شود. حضرت می خواهند بفرمایند که ما میتوانیم راه امت را به سوی خدا باز بکنیم. دیگران که نمی توانند این کار را بکنند. خدا مودت ما را خواسته و ادامه رسالت نبی اکرم با مودت ما واقع می شود. اگر کسی یک سبیلی بخواهد پیدا کند، راهش مودت است. مودت با امام یک سبیلی برای من درست می کند. امام در صراط مستقیم هستند و مودت من نسبت به امام سبیل من است. من با مودت می توانم در صراط امیرالمؤمنین راه بروم.
بعد حضرت این آیه شریفه را خواندند، «وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً»(شوری/۲۳) اگر کسی مستغرق در حسنه بشود و اقترافی داشته باشد، «نَزِدْ لَهُ فيها» ما در این حسنه اش اضافه می کنیم. او یک مودت می آورد و ما اضافه می کنیم، او یک رشته ای برقرار می کند و ما از آن طرف رشته را مستحکم می کنیم، او می آید تا با حضرت پیوند بخورد و ما این پیوند را از آن طرف مستحکم می کنیم. البته ما هر وقت با امام پیوند برقرار می کنیم، اول دعوت از امام است و امام تا زمانی که دعوت نکند، نمی شود به سمت امام برویم و این خیلی روشن است. اما اگر ما از آن طرف مودتی داشتیم، دوباره پیوند مستحکم می شود.
این نظیر توبه و رجوع است. خدای متعال یک رجوعی به بنده می کند که بنده می تواند برگردد و تائب شود. اگر تائب شد آن وقت خدای متعال رجوعی میکند، «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه »(بقره/۳۷) توبه خدا همان القاء کلمات است. اینجا هم همینطور است «وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً»(شوری/۲۳) خدا یک رشته ای برقرار کرده و ما باید به آن مودت داشته باشیم. نتیجه اش «نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً» آیات قبل و بعد این فراز هم باید مورد دقت قرار بگیرد و آیاتش خواندنی است. بنابراین یک نکته ای که حضرت فرمودند این است که آن عترت أقربونی که حلقه اتصال نبی اکرم هستند، مقرب هستند و پیوند خورده به نبی اکرم هستند و به خاطر قربشان حلقه اتصال مابقی هستند. آنهایی که دورتر هستند، از طریق اینها باید بیایند و باید دست به دست اینها بدهند و باید مودت اینها را داشته باشند.
ما سبیل امت به سوی خدا هستیم و ما حلقه اتصال امت به نبی اکرم هستیم و ما امت را به دست نبی اکرم می دهیم و دیگران این کاره نیستند. دیگران راه خودشان را می روند و سبیل اللهی در عالم باز نمی کنند. اینها «يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ»(اعراف/۴۵) هستند. سبیل الله با ما باز می شود. خطبه ای که حضرت در مجلس معاویه خواندند، معنایش همین است که ما هستیم که راه خدا را باز می کنیم و در مقابلش هم پیداست که چه کسانی هستند. بعد فرمودند «وَ أَهْلُ بَيْتِهِ الطَّيِّبُون » ما اهل بیت نبی اکرم هستیم. بیت نبوت یک اهلی دارد و باید از آن اهل حقایق نبوت را گرفت.
کما اینکه ذکر هم در وجود مقدس نبی اکرم نازل شده است؛ «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرا * رَسولاً»(طلاق/10-11) که در سوره احزاب و در سوره نور خدای متعال تنزل این ذکر را توضیح داده است، که این ذکر چطور از عالم بالا نازل شده است. «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرا * رَسولاً»(طلاق/10-11) ما یک ذکری را بر شما نازل کردیم و شما باید با این ذکر راه بروید «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى »(طه/۱۲۴) اگر از این ذکر رویگردان بشوید، باید در عیش ضنک باشید، در حجاب باشید و باید با مرده ها سر و کار داشته باشید و با طبیعت مرده و نظام کیهانی مرده اهل ذکر بشوید. همه عالم ذاکر هستند؛ «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْض »(جمعه/۱»  اگر شما اهل ذکر بشوید، تسبیح عالم را می شنوید و در عالم راه می روید و عالم برایتان آیات می شود. اگر رویتان را برگردانید، دیگر باید سر و کارتان با این نظام کیهانی کر و کور باشد.
خدای متعال تنزل این ذکر را در آیه نور توضیح داده، «في  بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال »(نور/۳۶) خانه ذکر خانه اهل بیت و نبی اکرم است. در این عالم دنیا محیط ذکر است. تنزل نبی اکرم این بیت را بیت الذکر می کند و الا خانه گلی با خانه گلی دیگر چه فرقی می کند. اگر امیرالمؤمنین در کعبه متولد نشوند، با بقیه سنگ ها چه فرقی می کند؟ درست است. تفاوتش به همین است که یک حقیقتی در آن از آن طرف نازل شده است و این حقیقتِ نور و حقیقتِ ذکر در خانه نبی اکرم می آید و تنزل پیدا می کند که مثل نور الهی است و این خانه ها بیت النور و بیت الذکر می شود.
نور نبی اکرم هم در ائمه و هم در انبیاء تنزل پیدا می کند. وجود مقدس ائمه و انبیاء بیت النور نبی اکرم هستند. خود حضرت کلمه نور هستند، «أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ نَبِيِّ رَحْمَتِكَ وَ كَلِمَةِ نُورِك »(7) این کلمه نور از یک مجاری ای تنزل پیدا کرده که در آیه نور توضیح داده شده است. ذکری که در وجود مقدس نبی اکرم است، در ائمه نازل می شود. لذا بیت النور و بیت الذکرِ نبی اکرم، ائمه هستند و به یک تعبیری اهلِ ذکرِ نبی اکرم، ائمه هستند. آنها هستند که اهل این ذکر هستند. لذا به ما می گویند اگر می خواهید به آن ذکر برسید و اگر سائل هستید و سوالی در شما پیدا شده، «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون »(انبیاء/۷). اگر می خواهید ابواب معرفت به رویتان باز شود، بروید از اهل ذکر بپرسید. فرمود ذکر وجود مقدس نبی اکرم هستند و اهل ذکر ما هستیم. اگر می خواهید به آن ذکری برسید که در وجود مقدس نبی اکرم نازل شده و در دست نبی اکرم است، باید سراغ ما بیایید و آن را بپرسید و سائل امام بشوید.
نسبت به طهارت و وحی هم همینطوری است. وحی یک بیتی دارد که بیت اصلی وحی خود وجود مقدس نبی اکرم است. حقیقت وحی در وجود ایشان است «أَنَا بَيْتُ الْحِكْمَة»(8)، «أَنَا دَارُ الْحِكْمَة»(9)، «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْم »؛ خود حضرت بیت اصلی وحی هستند. این بیت اهلی دارد و هر کسی را در این بیت راه نمی دهند. خدای متعال یک تعبیر لطیفی در قرآن دارد و می فرماید: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى  غَيْبِهِ أَحَداً»(جن/۲۶) غیب در محضر خداست و احدی را مشرف به این غیب نمی کنیم، «إِلاَّ مَنِ ارْتَضى  مِنْ رَسُولٍ»(جن/۲۷)؛ وقتی به کسی رسالت می دهد، به اندازه رسالتش از آن غیب او را با خبر می کند. وقتی می خواهد این غیب را به دست پیامبر برساند، لطیفه اش همین است، «فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً»(جن/۲۷) فضا را قرنطینه میکنیم و وحی را نازل میکنیم تا دست شیطان به آن نرسد. شیطان در همین لحظه نزول می آید، تا یک دستی بزند اما ما نمی گذاریم نزدیک شود «فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدا»(جن/۲۷).
رسیدن به آن حقایق که همینطوری نیست. آنجا بیت النبوه است و اهلی دارد «السَّلَامُ  عَلَيْكَ  يَا أَهْلَ  بَيْتِ  النُّبُوَّة» بیت نبوت خود نبی اکرم هستند و آنهایی که اهل هستند دستشان به این بیت می رسد. امیرالمؤمنین می داند که در این بیت النبوة چه چیزی است. بقیه که نمی دانند در وجود مقدس نبی اکرم چه چیزی نازل شده است، «أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا»(شوری/52) یعنی چه.
آن وقت خدای متعال در آیه مودت می فرماید، وقتی یک عده ای هستند که اهل مودت هستند و باید به اینها مودت ورزید، این وجوب مودت یک مسئله ای به دنبالش هست که می خواهند امت بسازند. اینها امام هستند و از این طرف هم ما باید به آنها مودت داشته باشیم. آنها صراط هستند و ما یک سبیلی باید به این صراط داشته باشیم. مودت راه ما را باز می کند. در آیه تطهیر هم همینطور است. وقتی یک اتفاقی می خواهد برای امت بیافتد، آن کسانی که این اتفاق می خواهد برای آنها بیافتد، باید مطهرون باشند. کتابی که «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون »(واقعه/۷۹) به دست کسانی بسط پیدا می کند که مطهرون هستند و الا نه این کتاب را می فهمند و نه می توانند آن را بسط بدهند.
اینهایی که می گویند حسبنا کتاب الله! چه کسی دستش به کتاب می رسد؟! «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريم »(واقعه/۷۷) قرآن دست دهنده دارد، کما این که امیرالمؤمنین دست کرم الهی است «عَلِيٌ  مَعَ  الْقُرْآنِ  وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِي »(10). قرآن کریم است «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريم »، ولی «في  كِتابٍ مَكْنُون  * لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون »(واقعه/78-79) آنها می گویند حسبنا کتاب الله خب کتاب پیش چه کسی است؟ در مقابل این قرآن -مزاح می کنم- کلنا ملا قلی! تو این کتاب را می فهمی؟!
امام صادق علیه السلام از خیلی های شان پرسید، شنیدم تو فقیه بصره هستی؟ گفت نه آقا، من که فقیه نیستم و شکسته نفسی کرد. حضرت گفت نه بگو آیا واقعا فقیه هستی؟ گفت بله، آنجا بالاخره ما هستیم. حضرت فرمود آیا قرآن بلدی یا از خودت می گویی؟ اگر بلدی این آیه را معنا کن. بعد آیه دیگری را فرمودن معنا کن و مکرر بهشان فرمودند. کتاب دست چه کسی است؟ تا مطهر نباشی که نمی توانی به این کتاب دسترسی داشته باشی. یک کارهایی با مطهرون در عالم پیش می رود که از عهده بقیه بر نمی آید. آنها هستند که طهارت و قرآن را در عالم بسط می دهند. قرآن سرچشمه طهارت است، «لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون »(واقعه/78) بسط قرآن و درگیری ها، طهارت می خواهد و الا اگر طهارت نباشد، آدم کم و زیاد می کند و منافع خودش را تأمین می کند. آن کسانی که در این درگیری فقط کار خدا را جلو می برند، مطهرون هستند.
لذا آیه تطهیر همین است. در سوره مبارکه احزاب در بین آیاتی است که مربوط به همسران نبی اکرم است، یک دفعه لحن آیه عوض می شود و کاملا پیداست که دیگر مربوط به همسران حضرت نیست. این که بعضی مفسرین خواستند اینها را به همسران حضرت برگردانند، اصلا تناسبی ندارد. قرآن به شدت دارد همسران را به خاطر شیطنتی که کرده بودند توبیخ می کند و حضرت هم یک مدتی با همه شان متارکه کردند و این آیات نازل شد، «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها»(احزاب/۲۸) به ازواجت بگو اگر دنیا می خواهید بیایید «فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُن »(احزاب/۲۸) هم امکانات به شما می دهم «وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً»(احزاب/۲۸) با زیبایی رهایتان می کنم و به دنبال دنیایتان بروید.
حضرت با همسرانشان می خواهند یک کاری در عالم کنند و یک طرحی از طرح های بزرگ شیطان را به هم بریزند. حضرتی که در دوره جوانی شان یک همسر داشتند که پانزده سال از حضرت بزرگتر بودند، این هیچ عیبی نیست و اصلا جزو کرامت های نبی اکرم است. حضرت از بیست و پنج سالگی تا پنجاه سالگی با جناب خدیجه سلام الله علیها بودند که هم سنخ نبی اکرم بودند و حقیقتا ام المؤمنین ایشان هستند.
بعد آمدند و در ده سال مدینه که جنگ و درگیری و از این میدان به آن میدان بود، این ازدواج ها برای کاری بود که حضرت می خواستند انجام دهند. اگر این همسران تحمل می کردند یک اتفاقات مهمی در امت می افتاد، ولی خیلی جاها اینها تحمل نکردند و عقب نشینی کردند و آن کار پیش نرفت. یک کاری را حضرت با بیوت همسرانشان می خواستند جلو ببرند که نشد. در مقابل طرح شیطان بود که به هم ریختن همه حیات اجتماعی و فساد و قاطی کردن نسل ها جزو اهدافش بود؛ «وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْل »(بقره/۲۰۵) همین که در اروپا می بینید که مثلا فلان کشور هشتاد درصد بچه هایشان در شناسنامه هایشان فقط اسم مادرشان هست و اسم پدرشان نیست. حضرت در مقابل یک کاری داشتند می کردند که بیوتشان تحمل نکردند و نتوانستند آن طوری که باید پیش بروند.
لذا می فرماید، اگر دنیا می خواهید بهتان می دهم و از اطراف من بروید. من که نگفتم شما به زور پیش من بمانید. اما اگر می خواهید با من بیایید تا یک کاری را جلو ببریم، باید استقامت کنید «وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيما»(احزاب/۲۹) اگر پای حضرت بایستید و محسن باشید پاداش بزرگی به شما می دهند. کنار حضرت ایستادن و همسری نبی اکرم سخت است. حضرت یک کاری می خواهند در عالم بکنند و طرحشان بسیار بزرگ است و تا قیامت ادامه دارد. وقتی به پیامبر می گویند «أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدا»(طارق/17) یک اندکی به اینها مهلت بده، یعنی تا رجعت یا قیامت. طرح اینقدر بزرگ است.
می فرماید شما اگر می خواهید در این طرح شرکت کنید باید یک خرده بزرگ باشید. اگر پول می خواهید بگیرید و دنیا می خواهید بگیرید بروید، ولی اگر می خواهید کنار من به آنجا برسید «أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظيما»(احزاب/۲۹). بعد می فرماید: «يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْن »(احزاب/۳۰) اگر یک فحشایی از شما سر زد و علنی شد، عذابتان مضاعف می شود. «وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرا» (نساء/۳۰)محاسبه اش هم برای خدای متعال آسان است. «وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِه »(احزاب/۳۱) اگر مطیع خدا و رسول باشید «وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْن »(احزاب/۳۱) مزدتان هم دو برابر است، «وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَريما»(احزاب/۳۱) بهشان رزق کریم می دهیم. «يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُن »(نساء/۳۲) اگر تقوا به خرج بدهید، شما اسوه می شوید چرا که با بقیه فرق می کنید «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْل »(احزاب/۳۲)  در قول با نامحرم خضوع نداشته باشید، «فَيَطْمَعَ الَّذي في  قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»(احزاب/۳۲)  درست حرف بزنید.
پیداست که همسران حضرت یک آدم های غیر معصوم هستند و هم می توانند اهل تواضع و خشوع در مقابل خدا و رسول باشند و هم می توانند خدایی نکرده یک فاحشه ای از آنها سر بزند. قرآن توضیح می دهد: «وَ قَرْنَ في  بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّة»(احزاب/33) تبرج نکنید و در خانه هایتان بنشینید. تظاهرات جاهلیت نداشته باشید و خودآرایی نکنید، «وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَه »(احزاب/33) . بعد یک دفعه می فرماید: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»(احزاب/33) تا حالا که همه ضمیرها مؤنث بود، چطور شد که یک دفعه برگشت؟ «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»(احزاب/33) شما اهل البیتی هستید که خدا شما را معصوم قرارتان داده است.
همسران حضرت که معصوم نیستند. عصمت برای اهل البیت است. همسران پیامبر اهل البیت نیستند، اینها چه کسانی هستند؟ «يا نِساءَ النَّبِيِّ»(احزاب/۳۲) همسران پیامبر به منزله امهات هستند و محترم هستند، ولی نساء النبی هستند و ممکن است یک جایی «مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَة»(احزاب/۳۰)  باشد. ممکن هم است «وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُن » (احزاب/۳۱) اگر اهل قنوت باشند ثوابشان مضاعف است و اگر فحشاء ظاهری هم داشته باشند گناهشان مضاعف است. در لابلای این حرف ها یک دفعه خدا می فرماید: «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ»؛ شما که معصوم نیستید، شما باید حواستان را جمع کنید و تقوا داشته باشید. یک عده دیگر هستند که معصوم هستند «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا»(احزاب/۳۳) اینها اهل البیت حضرت هستند.
حضرت یک کاری را با نساء و اهل بیت می خواهد جلو ببرد. این نساء آن بار خودشان را درست به مقصد نرساندند و این مذمت ها و توبیخ های قرآن معنایش همین است. اما اهل بیت چطور؟ بار سیدالشهداء را می شود روی دوش نساء النبی بگذاری؟ بار حضرت زینب را می شود روی دوش اینها بگذاری؟ آن باری که روی دوش اهل بیت است، عصمت می خواهد. آن کار، کار سیدالشهداء و امیرالمؤمنین و کار امام رضاست، که ذبیح هستند «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ  إِسْمَاعِيلَ  ذَبِيحِ اللَّه » اینها قربانی راه رسول هستند و اینها می توانند راه را جلو ببرند. پس اهل بیت یک باری روی دوششان است. رسالت نبی اکرم و امت سازی نبی اکرم یک اهلی دارد، که این اهل باید این بیت را بسازند و برپا بکنند و در این عالم اقامه کنند. آنها معصوم هستند.
أقربون نبی اکرم که مودتشان واجب است اینها هستند که سبیلی به سوی خدا باز می کنند و اینها هستند که قرب حقیقی دارند و اینها هستند که با نبی اکرم پیوند خوردند و می توانند امت را پیوند بزنند و مأموریتشان پیوند امت است. این ها بنی امیه نیستند. اهل البیت که اهل بیت وحی هستند، حقیقت وحی در دستشان است و مطهر و معصوم هستند و در مقام عصمت طرح را جلو می برند و به مقصد می رسانند. حضرت می فرماید اهل بیت ما هستیم.
پس کسی می تواند امت را به مقصد برساند که اسرار کتاب در دستش است. این امت با این کتاب باید ساخته بشود. پس در مقابل آن دو حزب مرتد و حزب الشیطان، ما «حِزبُ اللهِ الغَالِبُون»(مائده/56) هستیم. در مقابل محادین و مرتدین ما اقربون هستیم. در مقابل آنهایی که در دوردست ها هستند، مودت ما واجب است. آنها باید با ما مودت داشته باشند. ما اهل بیت مطهر هستیم و بیت نبوت با ما اِحیاء می شود. ما دستمان در اسرار وحی است و ما می دانیم طرح خدا و طرح وجود نبی اکرم چیست و ما می توانیم طرح را در امت پیاده کنیم و دیگران اصلا چیزی در دستشان نیست. بنی امیه از طرح نبی اکرم چه می فهمند که بخواهند اقامه اش کنند و خلیفۀ الرسول الله بشوند!
 

پی نوشت ها:

(۱) الأمالی (للمفید)، ص:۳۴۹
(۲) التوحید (للصدوق)، ص:۱۶۶
(۳) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج 1، ص: 101
(4) الکافی (ط-الإسلامیة)، ج8، ص:۳۱۹
(5) الکافی (ط-الإسلامیة)، ج2، ص:468
(6) بحارالأنوار (ط-بیروت)، ج۴۱، ص:۱۹۱
(7) المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 572
(8) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 25
(9) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 353
(10) الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة، ص: 418
 
* متن بالا سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 12 مرداد ماه 1401 است، که به مناسبت دهه اول ماه محرم در حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیها ایراد فرمودند.
 

 

افزودن دیدگاه جدید