منوی اصلی

شهید مطهری ره: رابطه تقوا و بصیرت

شهید مطهری ره: رابطه تقوا و بصیرت

 

سخنان استاد شهید مرتضی مطهری درباره رابطه تقوا و بصیرت

قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا إن تتّقوا اللهَ یجعل لکم فُرقاناً...».(1)
اگر پاک و پرهیزکار بوده باشید خداوند به شما روشن بینی می دهد و بر بصیرت شما می افزاید.
کتاب مقدس ما قرآن به موجب این آیه و آیه های دیگری صریحاً بین تقوا و پرهیزکاری از یک طرف و روشن بینی و بصیرت از طرف دیگر رابطه مستقیم قائل است، یعنی به هر اندازه آدمی پاک تر و پرهیزکارتر و بی غرض و مرض تر و در مقابل حقایق تسلیم تر باشد، نورافکن عقل و فکرش روشن تر و نافذتر است. در حدیث معروفی آمده است که: «اتّقوا فِراسة المؤمن فإنه ینظُر بنور الله عزّوجلّ».(2)
از فراست مرد با ایمان در حذر باشید که او با نور خدا می نگرد.
مقصود این است که مرد با ایمان به موجب ایمانی که دارد همواره دل و روح خویش را از آلایشها پاک نگه می دارد و نمی گذارد آینه روحش با غبار حسادت و کینه توزی و خودخواهی و عناد و لجاج و تعصب مکدر شود و برای عقل که نور خداست حجایی و پرده ای پدید آید و لهذا از این نور خدایی حداکثر استفاده را می برد و بی پرده حقایق را مشاهده می نماید.
بین دل که کانون احساسات و عواطف است و عقل که کانون مشاعر و ادراکات است ارتباط و پیوستگی برقرار است. از دل محبت و آرزو و میل و عاطفه برمی خیزد و از عقل فکر و منطق و استدلال و استنتاج سر می زند. اگر بخواهیم عقل را در کار فکر و منطق و استدلال و استنتاج آزاد بگذاریم باید میلها و عواطف نیک و بد خود را تحت نظر بگیریم.
اگر بر ما طمع و حرص حکومت کند، اگر اسیر عناد و لجاج و تعصب باشیم، اگر گرفتار عقده حسادت و کینه توزی باشیم و این آتشها در وجود ما شعله ور باشد، باید بدانیم که از این آتشها که هیزمش جز وجود ما و سلامت خود ما و اعصاب و قلب و اعضای خود ما چیزی نیست، دودهای تیره بر می خیزد و فضای روح ما را تیره و تار می کند. وقتی که تیرگی فضای روح را گرفت چشم عقل نمی تواند ببیند.
علی علیه السلام می فرماید:
«اکثرُ مَصارع العقول تحت بُروق المَطامع».(3)
بیشتر زمین خوردن های پهلوان عقل همانا در فضای حکومت طمعهاست.
و نیز علی علیه السلام می فرماید:
«عُجبُ المرء بنفسه أحدُ حُسّاد عقله».(4)
خود بینی و بزرگ بینی انسان نسبت به خود (عُجب) یکی از حاسدان عقل و خرد اوست.
شاعر عرب می گوید:
(دو چیز است که از یک پستان شیر خورده اند و آن دو تقوا و حکمت است، و دو چیز است که اهل یک شهر و دیار محسوب می شوند و آن دو ثروت و سرکشی است).
شاعر فارسی زبان ما نیز می گوید:
حقیقت سرایی است آراسته          هوا و هوس گرد برخاسته
نبینی که هر جا که برخاست گرد      نبیند نظر گرچه بیناست مرد
تو را تا دهان باشد از حرص باز          نباید به گوش دل از غیب راز
در قرآن کریم این تعبیر زیاد آمده که (بر دلها قفلها زده شده است) و یا اینکه (گوش هست و شنوایی نیست و چشم هست و بینایی نیست). درباره عده ای از مردم می فرماید: (کران و لالان و کورانند و امیدی به بازگشت آنها نیست).
واقعاً هم همین طور است که آدمی در اثر یک نوع بیماریهای روانی و اخلاقی قوه تمیز و ادراک خود را از دست می دهد، از حوادث جهان عبرت نمی گیرد، در مکتب زندگی که پر است از تجربه و پند و اندرز درسی فرا نمی گیرد.
مدرسه روزگار آموزنده ترین مدارس است. تاریخ جهان و سرگذشت جهانیان و نشیب و فرازهایی که برای افراد و ملتها همواره پیش آمده پیش می آید بهترین معلم است. رمز سعادت در کیفیت استفاده و بهره ای است که انسان از آموزشهای تکوین می گیرد.
علی علیه السلام فرزند بزرگوار خود حسن بن علی را اکیداً توصیه می کند که در تاریخ گذشتگان فکر کن و آثار آنها را مطالعه نما، و می فرماید: «من خودم هر چند در آن زمانها نبوده ام و از نزدیک شاهد وقایع آنها و زیر و رو شدن اوضاع آنها نبوده ام ولی در تاریخ زندگانی آنها سیر و مطالعه کرده ام، رمز کار آنها و نشیب و فرزاهای زندگانی آنها را به دست آورده ام، حال مثل این است که همراه آنها بوده ام چون اطلاعات کافی در این زمینه دارم و بلکه مثل این است که از اول دنیا تا امروز زنده بوده ام و همراه همه آنها بوده ام، تجربه های فراوان آموخته ام، درسهای زیادی یادم گرفته ام، اکنون گنجینه ای هستم از تجربه ها و حکمتها که به صورت پند و اندرز برای تو و دیگران بیان می کنم».
یک تجربه در جلو چشم صدها نفر واقع می شود ولی آیا همه آنها به یک نحو از آن تجربه استفاده می کنند؟ البته نه؛ استفاده هر کدام بستگی دارد به دو چیز: یکی میزان عقل و علم و هوش و ذکاوت هر کدام از آنها و دیگری میزان صفا و خلوص نیت و طهارت و پاکی روح آنها.
قرآن کریم می فرماید:
«والذین جاهدوا فینا لنَهدینّهم سُبلَنا...».(5)
کسانی که در راه ما (یعنی در راه رسیدن به حقیقت و خیر و سعادت) مجاهده کنند و از روی صدق گام بردارند، روی عنایت و لطف عمیمی که داریم که به هر مستعدی به اندازه استعدادش فیض و رحمت می رسانیم، او را هدایت و راهنمایی می کنیم، به او روشنی و بصیرت می دهیم که بهتر ببیند و بهتر درک کند و بهتر قضاوت کند.
در آیه دیگر می فرماید:
«أو من کان مَيّتا فأحييناه و جعلنا له نوراً يَمشي به في النّاس کمَن مّثّلَه في الظّلمات ليس بخارج مّنها کذالک زُيّن للکافرين ما کانوا يعملون».(6)
آیا آن کس که روحی مرده داشت و ما او را زنده ساختیم و نوری به او دادیم که با آن نور در میان مردم حرکت کند و معاشرت نماید، با آن نور با مردم برخورد کند، با آن نور روابط اجتماعی خود را با دیگران تحت نظر بگیرد، آیا این چنین آدم روشن با آن کسی که عناد و لجاج و سایر صفات رذیله او را تیره و تاریک کرده است و در تاریکی گام برمی دارد، در میان اشک و حیرت و تردید و اضطراب گرفتار است و راه بیرون شدن را نمی داند، آیا این دو نفر مساوی با یکدیگرند؟
این است که بزرگان و پیشوایان دین و اخلاق گفته اند تا انسان روشن بین نباشد راه سعادت خویش را پیدا نمی کند و تا دودهای آتش حسد و کینه و خودپرستی و تکبر و دیو صفتی و سایر صفات رذیله را از بین نبرد، نورافکن عقلش نمی تواند راه را بر او روشن کند.
___________________________
پی نوشت:
1. انفال، 29.
2. کافی، ج1 ص218.
3. نهج البلاغه، حکمت 219.
4. همان، حکمت 212.
5. عنکبوت، 69.
6. انعام، 122.

منبع: حکمت‌ها و اندرزها، استاد شهید مرتضی مطهری

افزودن دیدگاه جدید