نماز عید فطر امام رضا (ع)

۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ 0
از حوادث مهم دوران ولایتعهدی امام رضا(علیه السلام)، حرکت ایشان برای برگزاری نماز عید فطر است.

مأمون اصرار داشت که امام رضا(علیه السلام)، نماز عید سعید فطر را بخوانند. امام رضا (علیه السلام) به او فرمودند: «میان ما شرایطی بود که این کار را پذیرفتم [؛ شرط کرده بودم که در کار حکومت دخالت نکنم].»

مأمون گفت: «من فقط می خواستم دل مردم و لشکریان و خدمتگزارانمطمئن شود و از آنچه خداوند شما را به آن برتری داده است، آگاه شوند.» سپس آن قدر اصرار کرد تا آنکه امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «اگر مرا معاف کنی، نزد من محبوب تر است؛ وگرنه آن گونه می روم که پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و علی بن ابی طالب(علیه السلام)[برای نماز عید] خارج می شدند.»

مأمون گفت: «هرطور دوست دارید؛ انجام دهید!»

جارچی ها به مردم خبر دادند که فردا، نماز عید فطر را حضرت رضا(علیه السلام) خواهند خواند!

آفتاب عید که طلوع کرد، کوچه ها و خیابان ها در موج مردم گم شده بود؛ زن ها و کودکان روی پشت بام ها نشسته بودند و فرماندهان و رجال دولت هم پشت در خانۀ امام رضا(علیه السلام) جمع شده بودند.

هنگام طلوع خورشید، امام رضا(علیه السلام) غسل عید کردند، عمامۀ سفیدی بر سر گذاشتند و گوشه ای از آن را بر سینه و گوشه ای را میان دو کتف انداختند... و به اطرافیان خود نیز فرمودند: «همان گونه انجام دهید که من انجام دادم.» سپس عصایی به دست گرفتند و با پای برهنه از خانه بیرون آمدند. پا را که در کوچه گذاشتند، سر به آسمان بلند کردند و چهار تکبیر گفتند: «اللهُ أّکْبَر، اللهُ أّکْبَر، اللهُ أّکْبَر، اللهُ أّکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا... .»

فرماندهان و مردم که بهترین لباس های خود را پوشیده بودند، همین که امام رضا(علیه السلام) و اطرافیان ایشان را با آن شکل دیدند، از اسب ها پایین آمدند و کفش ها را درآوردند؛ در روایتی آمده است: «برخی به زحمت و با کارد، کفش یا بندهای آن را می بریدند.»,( منتهی الآمال، ج2. )

حضرت رضا(علیه السلام) کنار درب ایستادند و با صدای بلند فرمودند: «اللهُ أّکْبَرُ عَلَی مَا هَدَانَا...»؛ حاضران هم تکرار کردند. صدای گریه و فریاد جمعیت، شهر مرو را به لرزه درآورده بود! امام رضاعلیه السلام حرکت کردند؛ بعد از هر ده قدم می ایستادند و سه تکبیر می گفتند؛ به گونه ای که گویی زمین و آسمان به ایشان پاسخ می دادند. فضل بن سهل، وزیر و فرماندۀ سپاه مأمون، به او گفت: «اگر علی بن موسی با این روش به نماز برود [و به مصلا برسد]، مردم شیفتۀ او می شوند و فریب خواهند خورد؛ بهتر است از ایشان بخواهی برگردد!» مأمون شخصی را فرستاد و از حضرت(علیه السلام) خواست که برگردند.امام رضا(علیه السلام) کفش خود را پوشیدند و برگشتند(اصول کافی، ج2 (کتاب الحجّه)، ص407. )

و مصلا در حسرت نمازی از جنس نماز رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) ماند.

منبع:این قطعه از بهشت ( راهنمای زائران امام رضا (علیه السلام)-آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث