آیا کسانی که به زنان تهمت ناپاکی می زنند بخشیده می شوند؟

آیا کسانی که به زنان تهمت ناپاکی می زنند بخشیده می شوند؟

۰۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
در آیه (إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)1 ؛ «مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و اصلاح نمایند؛ پس (توبه ی آنان پذیرفته می شود؛ چرا) که خدا بسیار آمرزنده (و) مهرورز است»، خداوند متعال نسبت به کسانی که زنان پاک دامن را مورد تهمت قرار می دهند وعده بخشش داده و حال آن که در [نور/ 23] (إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ)2 ؛ «در حقیقت، کسانی که زنان پاک دامنِ غافلِ مؤمن را (به زنا) نسبت می دهند، در دنیا و آخرت (از رحمت) دور شده اند و عذاب بزرگی برای آنان است»
خداوند متعال وعده عذاب داده است. چگونه خداوند متعال از جهتی وعده عذاب داده است و از طرفی وعید بخشش داده است؟یکی از گناهان کبیره که در شرع مقدس اسلام بر زشتی آن تأکید فراوانی شده است، «قذف» است. قذف در لغت به معنای «پرتاب کردن، انداختن، و رها کردن» است(1) و در قرآن کریم بارها در همین معنا استعمال شده است.(2) اما معنای اصطلاحی و استعمال شایع آن در مورد «قذف محصنات» و به معنای «تهمت فحشاء زدن به زنان پاکدامن» است.(3) گرچه واژه قذف در قرآن کریم به این معنا به کار نرفته، اما موضوع تهمت فحشاء به زنان پاکدامن سه مرتبه در قرآن مورد توجه قرار گرفته است. در سوره مبارکه نور پس از آن که مجازات شدیدی برای زن و مرد زناکار بیان می کند و از آنجا که ممکن است این موضوع دستاویزی شود برای افراد مغرض که از این طریق افراد پاک را مورد اتهام قرار دهند، بلا فاصله، مجازات شدید تهمت زنندگان را بیان می کند، تا حیثیت خانواده های پاکدامن از خطر این گونه اشخاص مصون بماند.
در آیه ی چهارم سوره نور می فرماید: (وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَهِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَهً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً أَبَداً وَ أُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ) ؛ «و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) نسبت می دهند، سپس چهار گواه (بر مدعای خود) نیاورند، پس آنان را هشتاد تازیانه بزنید، و هیچ گواهی ای را هرگز از آنان نپذیرید؛ و تنها آنان نافرمان اند».
در آیه ششم حکم تهمت زنا به همسر را بیان می کند که از موضوع بحث این نوشته خارج است. در آیه بیست و سوم همین سوره نیز به عذاب اخروی قذف اشاره می کند. (إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ) ؛ «در حقیقت، کسانی که زنان پاک دامنِ غافلِ مؤمن را (به زنا) نسبت می دهند، در دنیا و آخرت (از رحمت) دور شده اند و عذاب بزرگی برای آنان است».
با تأملی کوتاه در آیات فوق درمی یابیم که برخی آیات به مجازات این گونه افراد در دنیا اشاره دارد و برخی دیگر عذاب اخروی آنان را بیان می کند.
از این رو هر یک از این دو موضوع را جداگانه مطرح، و سپس مسأله ی بخشیده شدن مرتکبان این گناه را بررسی می کنیم.
اول: بخشش در حکم فقهی قذف همان گونه که در آیه چهارم نور گذشت قرآن کریم بر این گناه(1) سه حکم فقهی بار می کند.

1 - هشتاد ضربه شلاق.
2 - پذیرفته نشدن شهادت شخص در محکمه تا پایان عمر.
3 - اسقاط عدالت و گرفتن عنوان فاسق.

روشن است که سخن از بخشش گنهکار زمانی مطرح است که علاوه بر توبه ی قلبی، ندامت خویش را ابراز کند و در حضور قاضی و دیگران اظهار پشیمانی کند.
قرآن کریم پس از بیان حکم قذف، در مورد توبه کنندگان از این گناه می فرماید: (إِلاَّ الَّذِینَ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)2 ؛ «مگر کسانی که پس از آن توبه کنند و اصلاح نمایند؛ پس (توبه آنان پذیرفته می شود؛ چرا) که خدا بسیار آمرزنده (و)رورز اس مهت».
پس بر اساس ظاهر آیه شریفه، مجازات دنیوی تهمت زننده در صورتی که توبه کند، برداشته می شود؛ اما نکته مهم آن است که از میان سه حکم مذکور، کدامیک برداشته می شود؟ آیا می توان گفت هر سه مجازات بیان شده مورد بخشش قرار می گیرد؟ در اینجا باید از یک قاعده ادبی که در دستور زبان عرب رایج است کمک گرفت. دانشمندان ادبیات عرب و هم چنین علم اصول(2) معتقدند هنگامی که استثناء بعد از دو یا چند جمله بیاید، حکم استثناء تنها جمله آخر را شامل می شود، مگر آنکه قرائنی در دست باشد که جمله های قبل نیز مشمول استثناء است. به عبارت دیگر «مستثنی منه» تنها جمله آخر است، اما اگر دلیل دیگری وجود داشته باشد می توان جمله های قبلی را نیز در حکم استثناء وارد کرد. در محل بحث ابتدا سه حکم پیاپی برای قذف بیان شده (تازیانه، رد شهادت و فسق) و سپس کسانی که توبه کنند را استثناء کرده است.
بر اساس قاعده مذکور باید گفت کسانی که توبه کنند تنها از عنوان فسق رهایی خواهند یافت، اما مفسران معتقدند در اینجا قرائنی وجود دارد که شهادت توبه کننده نیز قبول است و تنها حکم تازیانه است که حتی در صورت توبه شخص برداشته نمی شود. مهم ترین این قرائن عبارتند از:

الف) علیت فسق برای رد شهادت به این معنا که شهادت انسان عادل همواره پذیرفته است و اگر سخن از رد شهادت قذف کننده مطرح است به دلیل عنوان فسقی است که قران کریم بر آنان نهاده است. بنابراین هنگامی که به سبب توبه عنوان فسق از آن ها برداشته شد، شهادت آنان نیز پذیرفته می شود. از این رو می توان ادعا کرد حکم دوم نیز توسط آیه ی پنجم استثناء شده است.(1)

ب) روایات در کتاب وسایل الشیعه در باب مستقلی که در مورد پذیرفتن شهادت قاذف بعد از توبه باز شده است، پنج روایت نقل شده که مضمون همگی آن است که اگر تهمت زننده توبه کند، حکم اجرای حد هم چنان بر او باقیست اما رد شهادت نیز مانند عنوان فسق از او برداشته می شود(2). به عنوان نمونه در روایتی از امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم.
«عَنِ الْکِنَانِیِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْقَاذِفِ إِذَا أَکْذَبَ نَفْسَهُ وَتَابَ أَتُقْبَلُ شَهَادَتُهُ قَالَ نَعَمْ»؛ (1)«از امام صادق علیه السلام سؤال شد: اگر تهمت زننده توبه نماید و اعتراف کند که آنچه ادعا کرده دروغ بوده است، آیا شهادت او پذیرفته است؟ حضرت فرمودند: بله.» نتیجه آنکه با توجه به دلالت آیات و روایات، حکم فقهی اجرای حد، حتی در صورت توبه برای تهمت زننده لازم الاجراست، اما دو حکم رد شهادت و عنوان فسق از او برداشته می شود. دوم: بخشش در عذاب اخروی قذف همان گونه که در آیه پنجم سوره مبارکه نور گذشت، خدای سبحان به کسانی که از این گناه توبه کنند وعده مغفرت و رحمت داده است. از سوی دیگر بر اساس مضمون روایات فراوانی که در باب توبه وارد شده است، اگر شرایط توبه در گنه کار حاصل شود، هر چند گناه او بزرگ باشد خدای متعال او را می بخشد.
به عنوان نمونه در روایتی چنین نقل شده است: «عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ جَاءَتِ امْرَأَهٌ إِلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَقَالَتْ یَا نَبِیَّ اللَّهِ امْرَأَهٌ قَتَلَتْ وَلَدَهَا هَلْ لَهَا مِنْ تَوْبَهٍ فَقَالَ لَهَا وَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَوْ أَنَّهَا قَتَلَتْ سَبْعِینَ نَبِیّاً ثُمَّ تَابَتْ وَنَدِمَتْ وَیَعْرِفُ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهَا أَنَّهَا لَا تَرْجِعُ إِلَی الْمَعْصِیَهِ أَبَداً لَقَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهَا وَعَفَا عَنْهَا فَإِنَّ بَابَ التَّوْبَهِ مَفْتُوحٌ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَإِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»؛ (2)«جابر بن عبد اللَّه انصاری گوید زنی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمده عرض کرد یا رسول اللَّه زنی فرزند خود را به قتل رسانده است، آیا توبه او پذیرفته است؟ حضرت فرمودند: قسم به خداوندی که جان محمد بدست اوست اگر او کشته باشد هفتاد پیغمبر را و بعد از آن توبه کند و پشیمان شود و خدا بداند که او هرگز به گناه خویش باز نخواهد گشت، توبه او را خواهد پذیرفت و او را خواهد بخشید. به درستی که در توبه گشاده است در میان مشرق و مغرب و بدرستی که توبه کننده از گناه چون کسی است که هرگز معصیتی مرتکب نشده است».
با این وجود در قبول توبه کسی که به زن پاکدامنی تهمت فحشاء زده است تردیدی وجود ندارد؛ اما مسأله بسیار مهم آن است که توبه هر گناهی به حسب همان گناه تعریف می شود. توبه تنها در استغفار زبانی یا ندامت از گذشته، و حتی تصمیم نسبت به ترک در آینده خلاصه نمی شود، بلکه توبه از قذف شرایط خاص خود را دارد و علاوه بر این موارد شخص گنه کار باید در مقام جبران نیز برآید. به عنوان مثال اگر حیثیت زن یا مرد پاک دامن را لکه دار ساخته برای قبولی توبه خود باید سخنان خویش را در برابر تمام کسانی که این تهمت را از او شنیده اند تکذیب کنند و به اصطلاح اعاده حیثیت نمایند. این شرط مهم را از تعبیر «وَ أَصْلَحُوا» بعد از ذکر جمله «تابوا» در آیه مذکور به خوبی می توان نتیجه گرفت.(1)
هم چنین در روایتی چگونگی توبه از این گناه، از امام صادق علیه السلام سؤال شده است که حضرت در پاسخ چنین می فرمایند. «سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِی یَقْذِفُ الْمُحْصَنَاتِ تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ بَعْدَ الْحَدِّ إِذَا تَابَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَمَا تَوْبَتُهُ قَالَ یَجِیءُ فَیُکْذِبُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْإِمَامِ وَیَقُولُ قَدِ افْتَرَیْتُ عَلَی فُلَانَهَ وَیَتُوبُ مِمَّا قَالَ»؛ (1)«از امام صادق علیه السلام سؤال شد: کسی که به زنان پاکدامن تهمت فحشاء زده است بعد از اجرای حد شرعی و بعد از توبه، شهادتش قبول می شود یا خیر؟ فرمودند: «آری» سپس راوی سؤال کرد: توبه ی او چگونه است فرمودند: نزد امام (یا قاضی) می آید و می گوید: «من به فلان کس تهمت زدم و از آنچه گفته ام توبه می کنم». گرچه این روایت اشاره به اظهار توبه نزد قاضی و نتیجه آن یعنی قبول شهادت دارد اما مطلبی که به روشنی می توان از آن برداشت کرد لزوم اعاده حیثیت و تکذیب ادعای قبلی در ملأ عام برای توبه کننده است.

جمع بندی 
با توجه به آنچه گذشت، روشن شد کسانی که مرتکب گناه تهمت ناموسی می شوند در صورتی که قلباً پشیمان شده نزد حق تعالی توبه کنند مشروط بر آنکه شرایط توبه (مانند اعاده حیثیت و تکذیب ادعای فحشاء) در آنان محقق شود بدون شک می توانند به قبول توبه خویش نزد خدای سبحان امیدوار باشند. اما پیامد دنیوی و حقوقی این گناه مجازات مستقلی است که طبق موازین شرعی اجرای حد قذف تحت هر شرایطی باید انجام گیرد. اما رد گواهی و عنوان فسق نیز با توبه علنی از شخص برداشته می شود.

منابع جهت مطالعه بیشتر 
 تفاسیر قرآن مثل المیزان، نمونه، تفسیر قرآن مهر و... ذیل آیات 4 و 5 سوره نور

پی‌نوشت‌ها

  • ۱- مجمع البحرین، ماده قذف.
  • ۲- به عنوان نمونه ر. ک: طه/ 39 و 87، صافات/ 8، حشر/ 2.
  • ۳- لسان العرب، ماده قذف.
  • ۴- روشن است که نسبت زنا به یک زن اگر با شهادت چهار نفر (با رعایت شرایط خاص شهادت) همراه شود، پذیرفته است و از موضوع بحث ما خارج است، چرا که دیگر گناه محسوب نمی شود.
  • ۵- ر. ک. أصول الفقه (مظفر)، ج 1، ص 159.
  • ۶- ر. ک. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 15، ص 81.
  • ۷- ناگفته نماند که در این باب یک روایت نیز وجود دارد که بر عدم قبول شهادت در این مسأله دلالت دارد که ممکن است این روایت در شرایط تقیه صادر شده باشد. (تفسیر نمونه، ج 14، ص 372)
  • ۸- وسایل الشیعه، ج 27، ص 383.
  • ۹- جامع الأخبار، ص 88.
  • 1۰- ر. ک: روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، (تفسیر آلوسی) ج 9، ص 295.
  • ۱۱- وسایل الشیعه، ج 27، ص 384.
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث