آیا قرآن نظریه تکامل داروین را می پذیرد؟
۰۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
پیدایش انسان در روی کره خاکی و قبل از آن پیدایش گیاهان و حیوانات همیشه یکی از مطالب سؤال انگیز بشر بوده است که در پی
یافتن پاسخی صحیح بدان بوده است. در کتاب مقدس (تورات) و در قرآن کریم، مطالب و آیاتی وجود دارد که نوعی پاسخ به این پرسش
بشر بوده است.
در عصر جدید و در پی پیشرفت های علوم زیست شناسی و پیدایش نظریه های لامارک (1744-1829 م) و چارلز داروین (1809-1882 م)
بازار این بحث گرم تر شد. و عالمان دین و دانشمندان علوم تجربی هر کدام به بررسی و نقد دیدگاه های یک دیگر پرداختند.
در بین مسلمانان گروهی طرفدار نظریه تکامل (ترانسفورمیسم) شدند و به برخی از آیات قرآن استدلال کردند و برخی دیگر نیز طرفدار
نظریه ثبات انواع (فیکسیسم) شدند و به برخی دیگر از آیات قرآن استدلال کردند. و حتی برخی آیات را (که ظاهراً موافق نظریه
تکامل است) دلیل اعجاز علمی قرآن دانسته اند. ما در این نوشتار بر آن نیستیم تا نظریه تکامل یا ثبات انواع را رد و اثبات
کنیم و یا تعیین کنیم که کدام نظر صحیح است چرا که این مباحث از حوزه بحث ما خارج است و خود یک کتاب مستقل را می طلبد.(1) ما
در اینجا به نقل قول دو طرف و استدلال آنها به آیات قرآن اشاره می کنیم و آنها را مورد بررسی و نقد قرار می دهیم.
تذکر: در این بحث ترجمه آیات قرآن را معمولاً از کتاب هایی که خواسته اند این آیات را به نفع یا ضرر یک نظریه تفسیر کنند
آورده ایم و لذا این ترجمه ها
ممکن است به نوع خاصی صورت گرفته باشد و مورد تأیید ما نباشد ولی برای تکمیل بحث ناچار بودیم از آنها استفاده کنیم.
تاریخچه بحث تکامل و دیدگاه های دانشمندان علوم تجربی
در اینجا ابتدا به تاریخچه بحث تکامل و سپس تبیین دو نظریه تکامل (ترانسفورمیسم) و ثبات انواع (فیکسیسم) و سپس به دلایل
طرفین اشاراتی خواهیم داشت. برخی صاحب نظران معتقدند که: «موضوع تکامل سال ها قبل از میلاد مسیح علیه السلام مطرح بوده و پس
از میلاد نیز بسیاری از دانشمندان عرب و اسلام به انحاء مختلف بدان اشاره کرده اند. از مسلمین «فارابی» در «آراء مدینه
فاضله» و «قزوینی» در کتاب «عجائب المخلوقات» و «اخوان الصفا» در «رساله دهم» و «ابن مسکویه» در «تهذیب الاخلاق» و «الفوز
الاصغر» و «ابن خلدون» و... بوده اند.
پس نظریه تکامل از دیر زمان به صورت های مختلفی در تاریخ علم مطرح بوده است ولی در قرن نوزدهم میلادی با ظهور لامارک و
داروین بحث در باره این مسأله اوج گرفت.(1)
طرفداران تکامل در ابتدا به دو دسته تقسیم می شوند.
الف) کسانی که تکامل را بر تمام موجودات حتی ماده و انرژی عمومیت می دهند.
ب) کسانی که آن را مربوط به موجودات زنده و آلی (گیاه و حیوان) می دانند و دانشمندان دسته اول به دو بخش تقسیم می شوند.
1. کسانی که می گویند نیرویی که منشأ پیدایش مراحل تکامل در موجودات بوده، مافوق طبیعت و برتر از همه چیز است.
2. کسانی که می گویند هر چه هست و نیست در نهاد ماده نهفته است.(1)
تبیین نظریه تکامل و ثبات انواع
همان طور که بیان شد، در میان دانشمندان علوم طبیعی دو فرضیه در باره آفرینش موجودات زنده، اعم از گیاهان و جانداران، وجود
داشته است.
الف) فرضیه تکامل انواع یا «ترانسفورمیسم» که می گوید انواع موجودات زنده در آغاز به شکل کنونی نبودند، بلکه آغاز موجودات تک
سلولی در آب اقیانوس ها و از لابه لای لجن های اعماق دریاها با یک جهش پیدا شدند یعنی موجودات بی جان در شرایط خاصی قرار
گرفتند که از آنها نخستین سلول های زنده پیدا شد. این موجودات ذربینی زنده تدریجاً تکامل یافتند و از نوعی به نوع دیگر تغییر
شکل دادند، از دریاها به صحراها و از آن به هوا منتقل شدند، و انواع گیاهان آبی و زمینی و پرندگان به وجود آمدند. کامل ترین
حلقه این تکامل همین انسان های امروزند که از موجوداتی شبیه به میمون های انسان نما ظاهر گشتند.
ب) فرضیه ثبوت انواع یا «فیکسیسم» که می گوید انواع جانداران هر کدام جداگانه از آغاز به همین شکل کنونی ظاهر گشتند، و هیچ
نوع به نوع دیگر تبدیل نیافته است، و طبعاً انسان هم دارای خلقت مستقلی بوده که از آغاز به همین صورت آفریده شده است.
دانشمندان هر دو گروه برای اثبات عقیده خود مطالب فراوانی نوشته اند و جنگ ها و نزاع های زیادی در محافل علمی بر سر این
مسأله در گرفته است، تشدید این جنگل ها از زمانی شد که لامارک (دانشمند جانور شناس معروف فرانسوی که در اواخر قرن 18 و اوائل
قرن 19 می زیست) و سپس داروین دانشمند
جانورشناس انگلیسی که در قرن نوزدهم می زیست نظرات خود را در زمینه تکامل انواع با دلایل تازه ای عرضه کرد. ولی درمحافل علوم
طبیعی امروز شک نیست که اکثریت دانشمندان طرفدار فریضه تکاملند.
دلایل طرفداران تکامل
به آسانی می توان استدلالات آن ها را در سه قسمت خلاصه کرد.
نخست دلایلی است که از دیرین شناسی و به اصطلاح مطالعه روی فسیل ها، یعنی اسکلت های متحجر شده موجودات زنده گذشته، آورده اند
آن ها معتقدند مطالعات طبقات مختلف زمین نشان می دهد که موجودات زنده، از صورت های ساده تر به صورت های کامل تر و پیچیده تر
تغییر شکل داده اند. تنها راهی که اختلاف و تفاوت فسیل ها را می توان با آن تفسیر کرد، همین فرضیه تکامل است.
دلیل دیگر قراینی است که از «تشریح مقایسه ای» جمع آوری کرده اند، آن ها طی بحث های مفصل و طولانی می گویند هنگامی که
استخوان بندی حیوانات مختلف را تشریح کرده، با هم مقایسه کنیم شباهت زیادی در آنها می بینیم که نشان می دهد از یک اصل گرفته
شده اند.
بالاخره سومین دلیل آن ها قراینی است که از «جنین شناسی» به دست آورده اند و معتقدند اگر حیوانات را در حالت جنینی که هنوز
تکامل لازم را نیافته اند در کنار هم بگذاریم خواهیم دید که جنین ها قبل از تکامل در شکم مادر، یا در درون تخم تا چه اندازه
با هم شباهت دارند، این نیز تأیید می کند که همه آن ها در آغاز از یک اصل گرفته شده اند.
پاسخ های طرفداران ثبوت انواع
طرفداران فرضیه ثبوت انواع یک پاسخ کلی به تمام این استدلالات دارند هیچ یک از این قراین قانع کننده نیست، البته نمی توان
انکار کرد که هر یک از این
قراین سه گانه احتمال تکامل را در ذهن به عنوان یک «احتمال ظنی» توجیه می کند، ولی هرگز یقین آور نخواهد بود. به عبارت
روشنتر اثبات فرضیه تکامل، و تبدیل آن از صورت یک فرضیه به یک قانون علمی و قطعی، باید از طریق دلیل عقلی بوده باشد، و یا از
طریق آزمایش و حس و تجربه، غیر از این دو راهی نیست امّا از یکسو می دانیم دلایل عقلی و فلسفی را به این مسایل راهی نیست، و
از سوی دیگر دست تجربه و آزمایش از مسایلی که ریشه های آن در میلیون ها سال قبل نهفته است کوتاه است!
آنچه ما به حس و تجربه درک می کنیم این است تغییرات سطحی با گذشت زمان به صورت جهش «موتاسیون» در حیوانات و گیاهان رخ می
دهد، مثلا از نسل گوسفندان معمولی ناگهان گوسفندی متولد می شود که پشم آن با پشم گوسفندان معمولی متفاوت است، یعنی بسیار
لطیف تر و نرمتر می باشد، و همان سرچشمه پیدایش نسلی در گوسفند بنام «گوسفند مرینوس» می شود، با ویژگی خاص در پشم. و یا
اینکه حیواناتی بر أثر جهش، تغییر رنگ چشم یا ناخن و یا شکل پوست بدن و مانند آن پیدا می کنند. ولی هیچ کس تا کنون جهشی
ندیده است، که دگرگونی مهمی در اعضای اصلی بدن یک حیوان ایجاد کند و یا نوعی را به نوع دیگر مبدل سازد. بنابراین ما تنها می
توانیم حدس بزنیم که تراکم جهش ها ممکن است یک روز سر از تغییر نوع حیوان در بیاورد، و مثلاً حیوانات خزنده را تبدیل به
پرندگان کند، ولی این حدس هرگز یک حدس قطعی نیست، بلکه تنها یک مسأله ظنی است چرا که ما هرگز با جهش های تغییر دهنده اعضاء
اصلی به عنوان یک حس و تجربه روبرو نشده ایم.
از مجموع آنچه گفته شد چنین نتیجه می گیریم که دلایل سه گانه طرفداران ترانسفورمیسم نمی تواند این نظریه را صورت یک فرضیه
فراتر برد، و به همین
دلیل آن ها که دقیقاً روی این مسایل بحث می کنند، همواره از آن به عنوان «فرضیه تکامل» سخن می گوید نه قانون و اصل.
فرضیه تکامل و مسأله خداشناسی
با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه و مسأله خداشناسی یکنوع تضاد قایل شود و شاید از یک نظر حق داشته باشند، چرا که
پیدایش عقیده داروینیسم جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یکسو، و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد، و روی این
مسأله در آن عصر به دلایل سیاسی - اجتماعی که اینجا جای شرح آن نیست تبلیغات وسیعی در گرفت که داروینیسم با خداشناسی سازگار
نمی باشد. ولی امروز این مسأله برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه آن
را بر اثر فقدان دلیل رد نماییم در هر صورت می توانیم خداشناس باشیم.
فرضیه تکامل اگر فرضاً هم ثابت شود، شکل یک قانون علمی که از روی علت و معلول طبیعی پرده بر می دارد به خود خواهد گرفت، و
فرقی میان این رابطه علت و معلولی در عالم جانداران و دیگر موجودات نیست، آیا کشف علل طبیعی نزول باران، جزر، مد دریاها و
زلزله ها و مانند آن مانعی بر سر راه خداشناسی خواهد بود؟ مسلماً نه، بنابراین کشف یک رابطه تکاملی در میان انواع موجودات
نیز هیچ گونه مانعی در مسیر شناخت خدا ایجاد نمی کند. تنها کسانی که تصور می کردند کشف علل طبیعی با قبول وجود خدا منافات
دارد می توانند چنین سخنی را بگویند، ولی ما امروزه به خوبی می دانیم که نه تنها کشف این علل ضرری به توحید نمی زند بلکه خود
دلایل تازه ای از نظام آفرینش برای اثبات وجود خدا پیش پای ما می گذارد.(1)
فرضیه تکامل و پیدایش انسان
برخی محققان باستان شناس پیش از تاریخ معتقدند که پانصد میلیون سال پیش زندگی در روی زمین شروع شده است زندگی پستانداران از
80 میلیون سال پیش و زندگی بشر از سه میلیون سال قبل شروع شده است عصر حجر را مربوط به دوره چهارم یخبندان (75 هزار تا 10
هزار سال پیش) می دانند. که بشر در این دوره به وجود آمده است.(1)
دکتر پاک نژاد می نویسد: پستانداران در چه زمان پیدا شده اند تاریخ صحیحی در دست نیست امروز تاریخ آن ها را تا زمان خزندگان
نیز به عقب برده اند. برخی از آن ها بر درخت ها ماندند و در میان آن ها حیوانی بنام «سمور» بود که از عجایب خلقتش داشتن
انگشت شصت بود. به اندازه گربه بزرگ بود. و چشمانی درشت داشت. این ها را ما قبل میمون ها می نامند شاید شصت میلیون سال پیش
زیاد بودند.
پوزه این ها اندک اندک کوتاه شد و به صورت میمون های اولیه در آمدند. میمون ها کم کم به صورت چهار شکل مهم امروزی شدند
(گوریل، ژیبون، ارانگوتان، شامپانزه) که آخری در رشد تکاملی از همه جلوتر است. بعد از آن چند نمونه معروف از میمون ها انسان
نما شدند در سال 1962 م در کینا جمجمه ای پیدا شد که زمان حیاتش به چهارده میلیون سال قبل می رسید.
در تانگانیکای آفریقای شرقی، جمجمه ای مربوط به یک میلیون و هفصد و پنجاه هزار سال قبل مربوط به انسان های نسبتاً تکامل
یافته به نام «هومانابر» یافت شد که حدس می زنند با دانستن چند صد لغت سخن می گفته است، قبیله داشته و عمرش حدود چهل سال
بوده است. (و انواع دیگری از انسان ها نیز توسط دانشمندان
و باستان شناسان یافت شده و می شود که مرتباً در مجلات علمی گزارش می شود.) انسان های ماقبل تاریخ سابقه پانصد هزار ساله
دارند امّا تاریخ انسانی فقط پنجاه هزار ساله است و ماقبل آن زمان تاریکی است. معروف ترین انسان های ما قبل تاریخ
«اوسترلومینیک پکینپک، پیک انتروپ، نئاندرتال، کرمانیون» هستند که به ترتیب سابقه 550-300-150-35 هزار ساله دارند. این ها
انسان بودند و کارهای انسانی می کردند و ابزارهای ظریف دسته دار نوک تیز برنده می ساختند و اکثراً آتش را می شناختند. انسان
های نئاندرتال مرده های خود را دفن می کردند چیزی را می پرستیدند و حتی آثار این آدم ها که حدود شصت هزار سال قبل در غاری
سکونت داشته (پیدا شده که) عقیده به معاد نیز وجود داشته است.
انسان های تاریخ دار و شبیه انسان های امروزی از پنجاه هزار سال پیش رو به فزونی نهادند. ولی مشخص نیست که نسل آنها از دسته
مخصوصی میمون به نام «پریمات ها» یا انسان نماهای دیگر بوده اند.(1)
این انسان ها ابزارهایی می ساختند که هنوز مورد استفاده
بشر است (مثل قلاب ماهیگیری، تیر و کمان و...) و کارهای مذهبی آن ها برنامه و تشکیلات داشته است. ولی هنوز در غار زندگی می
کردند.
در حدود ده هزار سال قبل به تدریج شروع کردند از غار بیرون آیند و از لباس و چراغ استفاده کنند. و از نظر دانش بیولوژی این
(از غار بیرون آمدن در حدود
ده هزار سال قبل) مبدء تمدن بشری شناخته شده است.(1) ویل دورانت مورخ مشهور پس از ذکر مطالبی مشابه مطالب بالا در مورد
پیدایش انسان به تقسیم بندی دورهای آثار فرهنگی بشر می پردازد و آن ها را این گونه ذکر می کند.
1. فرهنگ یا تمدن ماقبل شلی (حدود 125 هزار سال ق. م).
2. فرهنگ یا تمدن ماقبل شلی (100 هزار سال ق. م).
3. فرهنگ یا تمدن آشولی (حدود 75 هزار سال ق. م) که آثار آن در اکثر نقاط دنیا به دست آمده است.
4. فرهنگ موستری (حدود 40 هزار سال ق. م) که آثار آن در تمام قاره ها آمیخته با بقایای انسان نئاندرتال دیده می شود.
5. فرهنگ اورینیاکی (حدود 25 هزار سال ق. م).
6. فرهنگ سولوتره ای (20 هزار سال ق. م).
7. فرهنگ ماگدالنی (حدود 16 هزار سال ق. م).
در هر هفت دوره دست افزار سنگی انسان غیر صیقلی بودند.(2)
فرضیه تکامل و قرآن
اول. آیاتی که در رابطه با اثبات نظریه تکامل مورد استناد قرار گرفته است.
ما این آیات را جداگانه ذکر می کنیم و مورد بررسی قرار می دهیم. این آیات را می توان به چند دسته تقسیم کرد.
الف) آیاتی که خلقت همه چیز را از آب می داند
1 - (وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ)3 ؛ «و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم؟!».
استاد مشکینی با طرح آیه فوق می نویسند. «آیه فوق دلالت بر آفرینش همه موجودات زنده اعم از نباتات و حیوانات از جمله انسان
از «آب» دارد. پس اینجا قسمتی از عقاید قایلین به تکامل اثبات می شود.»(1)
سید قطب نیز با ذکر آیه فوق آن را دلیل بر پیدایش حیات از آب می داند و اشاره می کند این همان چیزی است که علم جدید بیان
کرده که اصل حیوانات زنده از آب است و زندگی از آب دریا پیدا شده و سپس انواع و اجناس از آن پیدا شد. پس این مطلبی که داروین
را بر آن تمجید می کنند قرن ها قبل از او قرآن بیان کرده بود.(2) برخی از نویسندگان در مورد پیدایش حیات در زمین آورده اند:
«پس از گذشت 1500 میلیون سال از عمر زمین تدریجاً این کره سرد شد و سپس در درون آن فعل و انفعالات شدیدی از حرارت درونی و
سرمای برونی در گرفت و تکان ها و زلزله های شدید اتفاق افتاد. و سپس بخارهایی از زمین برخاست و ابرها تشکیل شد و باران ها
آمد و سطح زمین را پوشاند و دریاها تشکیل شد. حدود پانصد میلیون سال زندگی در قعر دریاها به صورت ابتدایی بود. و موجودات تک
سلولی پیدا شد. و سپس گروه های مختلف گیاهان و حیوانات دریایی حدود 175 میلیون سال قبل پیدا شدند.»(3)
بررسی: در مورد این آیه بحث مفصلی انجام شد و بیان شد که چهار تفسیر مختلف (پیدایش انسان از نطفه - پیدایش نخستین موجود از
آب - ماده اصلی بدن موجودات آب است - ماده اولیه جهان مایع آبگونه بوده) در مورد این آیه شده است(4) که فقط تفسیر اول با آیه
فوق ناسازگار بود.
بنابراین می توان به صورت
احتمالی گفت که این آیه دلالت بر مرحله اول خلقت موجودات در آب دریاها دارد. ولی این تنها تفسیر آیه نیست.
2 -
(وَ اللّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّهٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی
رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّهُ ما یَشاءُ)1 ؛ «و خدا هر جنبنده ای را از آبی آفرید؛ پس
برخی از آنها کسانی هستند که بر شکم خود راه می روند و برخی از آنها کسانی هستند که بر دو پای خود راه می روند و برخی از
آنها کسانی هستند که بر چهار (پا) راه می روند؛ خدا آنچه را بخواهد می آفریند».
استاد مشکینی در تفسیر این آیه می نویسند.
«تفسیر «آب» به نطفه جنس نر، بر خلاف ظاهر آیه می باشد بنابراین، آیه، با این قول که منشأ پیدایش موجود زنده، «آب مخلوط با
خاک» است که مواد مساعد حیات در آن دو وجود دارد، بی انطباق نیست و بلکه رابطه نزدیکی بین آن دو می باشد و مقدم داشتن
حیوانات «الماشی علی بطنه» (خزندگان) شاید به این علت باشد که معروف ترین این نوع جانداران «ماهی ها» هستند. که نخستین
موجودات زنده از لحاظ زمان آفرینش می باشند. و حیوانات خزنده خشکی، بعد از آنها پدید آمدند، و منظور از «من یمشی علی رجلین»
(برخی بر دو پای خود راه می روند) انسان و پرندگان و برخی انواع میمون ها هستند و همین آیه، با آوردن عبارت کلی «علی رجلین»
(بر دو پا) عقیده آن هایی را که انسان و سایر جانداران را دو نوع مستقل از هم می دانند باطل می سازد.»(1)
دکتر بی آزار شیرازی با توجه به علم فسیل شناسی و دیرین شناسی آیه 45 سوره نور را بر مراحل پیدایش حیوانات تطبیق می کند و می
نویسد:
دوران اول:
فسیل های تریلوبیت ها، انواع مرجان ها، ماهیان زره دار، سوسماران، ماران، لاک پشتان، تمساح ها و خزندگان زمینی پدید آمدند.
این حیوانات جزء آن دسته اند که بر شکم راه می روند (فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ) .
دوران دوم (دوره ژوراسیک): پرندگان پیدا شدند که قدیمی ترین آن ها «ارکئورنیت» اسب که شبیه بچه کبوتر است ولی خوب نمی
توانسته پرواز کند و... این حیوانات جزء آن دسته اند که بر دو پا راه می روند. (وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی رِجْلَیْنِ) .
دوران سوم: آثار نخستین پستانداران که در اواخر دوره دوم به وجود آمدند. پیدا شده است. در این دوره پستانداران مثل اسب، گاو،
شتر، فیل، میمون تنوع و کثرت پیدا کردند. و این حیوانات جزو آن دسته اند که بر چهارپا راه می روند. (وَ مِنْهُمْ مَنْ
یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ) .(1)
دکتر پاک نژاد ابتداء به پیدایش موجودات تک سلولی از دریاها می پردازد و پس از شرح مفصلی به پیدایش ماهی ها اشاره می کند و
سپس به فاصله سه مرحله بعدی اشاره می کند.
اول - فاصله بین آن ها که در آب بودند و به خشکی کوچ کردند به وجود آمد. این قسمت مخصوص ماهی ها و خزندگان بود که دستگاه
تنفس و گردش خون نسبتاً کاملی داشتند. و راه رفتن این دسته بیشتر بر شکم بود.
دوم - پرندگان بودند که با هوا سر و کار پیدا کردند. و تغییر محیط دادند. و تکامل یافتند. راه رفتن این دسته بیشتر بر دو پا
بود.
سوم - پستانداران؛ یعنی تخم گذار تبدیل به پستاندار و بچه آور شد. راه رفتن این دسته بیشتر بر چهار پا بود.
سپس ایشان تحت عنوان «اعجاز قرآن در مورد اشاره به حیواناتی که به تدریج تکامل یافتند» به تطبیق مراحل ذکر شده با آیه 45
سوره نور (وَ اللّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّهٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ) می پردازد و آن را یکی از
بزرگترین معجزات قرآن مطرح می کند. سپس توضیح می دهد که می توان آیه را دو صورت معنا کرد. یکی اینکه هر ضمیر آیه را به ضمیر
بعدی برگردانیم که این گونه معنا شود، از جنبندگان خزندگان و از خزندگان پرندگان و از پرندگان پستانداران. و دیگر اینکه تمام
ضمایر آیه را به «دابه» بر گردانیم که اینگونه معنا می شود، جنبندگان از آب بودند و از آن ها خزندگان به وجود آمد بعد دوران
پرندگان بود و در آخر پستانداران. سپس ایشان متذکر می شود که پذیرش نظریه تکامل با دینداری تنافی ندارد.(1)
بررسی:
1. در مورد این قسمت آیه 45 سوره نور (وَ اللّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّهٍ) بیان شد که سه تفسیر (آفرینش انسان از نطفه -
پیدایش نخستین موجود از آب - ماده اصلی بدن موجودات آب است)(2) شده است.
2. تطبیق تقسیم بندی دوران های پیدایش گیاهان و حیوانات به سه قسمت آیه (فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ
مَنْ یَمْشِی عَلی رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ) صحیح به نظر نمی رسد. چرا که این گونه انطباق با
یافته های علمی ناسازگار است. چرا که در علوم زیست شناسی (همان طور که در کلام دکتر بی آزار شیرازی آمده بود) میمون در دوره
سوم پیدا شده است. و طبق نظریه تکامل انسان از ادامه نسل میمون ها به وجود آمد در حالی که بر طبق آیه حیواناتی که بر دو پا
راه می روند (از جمله انسان) در دوره دوم قرار می گیرند (همان طور که استاد مشکینی
نیز تصریح کرده بود) و این دو با هم تعارض دارد.
پس بهتر است که بگوییم آیه 45 سوره نور در صدد بیان تقسیمات موجودات زنده فعلی دنیاست که اینان برخی بر دو پا و برخی بر چهار
پا و برخی بر شکم می روند. و جالب اینکه فقره دوم و سوم با «واو» بر فقره اول عطف شده است (فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی
بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلی أَرْبَعٍ) که ترتیب و تفریع را نمی رساند.
یعنی می تواند هر سه دسته خزندگان، دو پایان و چهار پایان با هم از آب (نطفه) به وجود آمده باشند.
نکته دیگر این که شمارش حیوانات هم از باب حصر نیست بلکه بیان برخی مصادیق مهم است و گر نه برخی حیوانات پیش از چهار پا
دارند و برخی شنا می کنند ولی در آیه ذکری از آنها نشده است. پس سیاق آیه 45 سوره نور سیاق آیاتی است که خلقت انسان را از آب
معرفی می کند.
3. هر چند که نکات علمی آیه 45 سوره نور و انطباق آن با یافته های علمی شگفت انگیز بوده و عظمت این کتاب الهی را نشان می دهد
ولی ادعای آقای دکتر پاک نژاد در مورد معجزه علمی بودن مطالب آیه 45 سوره نور از دو جهت قابل اشکال است.
اول آنکه آیه فوق تفاسیر متعدد دارد و ادعای ایشان بنابر یک تفسیر صحیح است. پس نمی توان به صورت قطعی گفت آیه همان مراحل
تدریجی و تکاملی خلقت حیوانات را بیان می کند تا معجزه علمی باشد.
دوم آنکه بیان نمودیم که اصل تطبیق آیه با مراحل زیست شناختی تکامل حیوانات مورد اشکال است.
ب) آیاتی که به سه مرحله خلقت اشاره دارند
آیه های دیگری که مورد استناد طرفداران نظریه تکامل قرار گرفته است
عبارتند از: (وَ لَقَدْ خَلَقْناکُمْ ثُمَّ صَوَّرْناکُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ)1 ؛ «و در واقع،
شما را آفریدیم؛ سپس شما را صورت بندی کردیم؛ آن گاه به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید».
و نیز حجر/ 28-29 و ص/ 71 و سجده/ 8-9 همین مضمون را دارد.
استاد مشکینی با طرح آیه 11 سوره اعراف می نویسد: «آیه فوق از جمله بهترین آیات قابل استفاده، برای اثبات این نظریه [تکامل]
است، زیرا خداوند در این آیه بیان می کند که ابتدا او قبل از شکل دادن به انسان، او را آفرید و بعد از مدت نامعلوم (به قرینه
کلمه ثم) او را به شکل انسان فعلی در آورده است. سپس بعد از مدت ها، فرشتگان را امر به سجود در برابر یکی از افراد نوع انسان
کرده است.» و سپس سه مرحله خلقت انسان را از آیه فوق این گونه استفاده می کند.
اول. مرحله بعداز خلقت و پیش از شکل گرفتن به صورت انسان (تکوین او از آب وخاک).
دوم. مرحله بعد از پیدا کردن شکل «انسان» و پیش از انتخاب آدم از بین افراد نوع.
سوم. مرحله انتخاب آدم از بین آنها و بعد از آن امر کردن فرشتگان به سجود بر آدم.(1)
ایشان در توضیح آیات 28-29 سوره حجر (إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ
نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ) و آیه 71 سوره ص می گویند که مقصود از «بشر» در این آیه کل نوع اوست.
یعنی نوع و طبیعت کلی اوست نه فرد بخصوص و برگزیده مانند «آدم».
و در مورد واژه «تسویه» (جمله سویته) می گویند تقریباً به معنای جاری ساختن انسان
در مسیر تکامل است تا اینکه به صورت انسان در آمده و آماده نفخ روح... گردد.(1)
جالب این است که استاد مکارم شیرازی مفسر معاصر آیات 26، 28، 29 سوره حجر را به عنوان مهم ترین دلیل طرفداران ثبات انواع
آورده اند و با توجه به قرینه ذکر سجده فرشتگان که بلا فاصله بعد از آیات فوق در سوره حجر آمده است. (فَسَجَدَ الْمَلائِکَهُ
کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلاّ إِبْلِیسَ)2 ؛ «و فرشتگان، همه آنها، دسته جمعی سجده کردند * جز ابلیس» می گویند: «مقصود از
انسان و بشر در آیات فوق شخص آدم است. و طرز بیان این آیات نشان می دهد که میان خلقت آدم از خاک و پیدایش صورت کنونی انواع
دیگری وجود نداشته است و سپس در پاسخ به استدلال طرفداران نظریه تکامل به واژه «ثم» (در امثال آیه 11 سوره اعراف) می نویسند:
تعبیر به «ثم» که در بعضی آیات آمده و در لغت عرب برای «ترتیب با فاصله» آورده می شود هرگز دلیل بر گذشتن میلیون ها سال و
وجود هزاران نوع نمی باشد بلکه هیچ مانعی ندارد که اشاره به فاصله هایی باشد که در میان مراحل آفرینش آدم از خاک و سپس گل
خشک و سپس دمیدن روح الهی وجود داشته است. و لذا همین کلمه «ثم» درباره خلقت انسان در جنین و مراحلی را که پشت سر هم طی می
کند آمده است (حج/ 5) پس «ثم» همان گونه که در فواصل طولانی به کار می رود در فاصله های کوتاه هم استعمال می شود».(2)
بررسی:
1. استفاده استاد مشکینی از آیه فوق در مورد سه مرحله خلقت انسان عجیب است.
چون در آیه 11 سوره اعراف هیچ گونه اشاره ای به مرحله سوم (انتخاب آدم
از بین انسان ها) نشده بود و صرف امر به ملایکه برای سجده بود. نمی دانیم ایشان این مرحله سوم را چگونه از آیه فوق استفاده
کرده است.
2. با توجه به سخنان دو طرف در مورد آیات مورد بحث می توان گفت که این آیات ظهوری در نظریه تکامل انواع ندارد.
ج) آیاتی که به مرحله اول آفرینش انسان اشاره می کند (ماده اولیه)
1 - آفرینش انسان از خاک
(هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ طِینٍ ثُمَّ قَضی أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ)1 ؛ «او کسی است که شما را از گِل
آفرید؛ سپس سرآمد (غیر حتمی برای عمر شما) مقرّر داشت؛ و سرآمد معیّن (و حتمی عمر شما) نزد اوست». و نیز ص/ 71 و سجده/ 8 و
نیز مؤمنون/ 12 همین مضمون را دارند.
(إِنّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِینٍ لازِبٍ)2 ؛ «ما آنان را از گل چسبنده ای آفریدیم».
(إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ)3 ؛ «من بشری از گل خشک که از لجن تیره رنگ ریخته شده است می
آفرینم».
استاد مشکینی در باره این آیات می نویسند: «تمامی این آیات وضع این نوع (انسان) را قبل از پیدا کردن شکل انسان بیان می کند.
و مقصود فرد فرد انسان ها نیست زیرا فرد فرد انسان ها از خاک آفریده نشده اند. اینکه می گوید «قضی اجلا» (مهلتی مقرر کرد)
منظور این است که خداوند، آفرینش و تکوین انسان را، حتمیت و استواری بخشید که مدت آن پیش خودش معلوم است و شاید هم، این مدت
همان مدت زمان فاصله بین آغاز آفرینش انسان از خاک تا تحقق تصویر و شکل دادن به انسان و تشکیل این نوع خاص از جانداران، می باشد».(1)
ایشان در مورد آیات 8-9 سوره سجده دو احتمال را مطرح می
کنند:
«اول اینکه بگوییم مقصود از (بدء خلق الانسان) آغاز آفرینش آدم باشد. که در این صورت نظریه ثبات انواع تأیید می شود.
امّا اشکال این برداشت آن است که لازم می آید بقای نسل با تولید مثل به وسیله منی، قبل از تشکیل دادن و آراستن و نفخ روح در
او انجام گیرد.
دوم اینکه بگوییم مقصود آغاز آفرینش هر موجود زنده و سپس حرکت دادن آن در مسیر تکامل و آراستن و شکل دادن او
به صورت «انسان» و سپس نفخ روح خدا (عقل) در او می باشد».(2)
برخی دیگر از نویسندگان در باره آیه (وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طِینٍ)3 نوشته اند که آیه فوق
اشاره صریح است به اینکه انسان در ابتدا از خاک آفریده نشده است بلکه از سلاله ای آفریده شده که مقدمه ظهور نوع انسان شده
است.(3) و جالب این است که برخی دیگر از صاحب نظران همین آیه 12 سوره مؤمنون را دلیل رد نظریه داروین دانسته اند(4) و برخی
به معنای عناصر تشکیل دهنده بدن انسان از خاک و آب دانسته اند(5) و برخی دیگر از نویسندگان آیات فوق را اعجاز علمی قرآن
دانسته اند از این جهت که جسم انسان از عناصر خاکی تشکیل شده و آیات مذکور نیز می گوید انسان را از خاک آفریدیم و یا انسان
از نطفه ای
آفریده شده که از عناصر خاکی به وجود می آید. و در هر صورت آیه فوق را معجزه علمی دانسته اند.(1)
بررسی:
1. در مبحث «مراحل خلقت انسان» بحثی تحت عنوان «آفرینش انسان از خاک» می باشد بررسی آیات مورد نظر به دو تفسیر عمده
از این آیات می رسیم.
اول اینکه همه انسان ها از نطفه ای آفریده شده اند که مواد اولیه آن از غذاها و غذا از خاک به وجود آمده است.(2)
دوم اینکه فقط حضرت آدم از خاک آفریده شده و بقیه انسان ها از نطفه آفریده شده اند. پس می توان گفت انسان ها با واسطه آدم
علیه السلام از خاک آفریده شده اند.(3)
پس نمی توان به صورت قاطع به قرآن نسبت دهیم که در این آیات مرحله ای از تکامل نوع انسان از خاک را می گوید چرا که اگر تفسیر
اول را بگیریم (نطفه از مواد خاکی) ربطی به مسأله تکامل ندارد. و اگر تفسیر دوم (خلقت آدم از خاک) را بگیریم بیشتر مؤید
نظریه ثبات انواع می شود چون خلقت مستقیم انسان از خاک را گوشزد می کند.
مگر آنکه گفته شود تعبیر «اجل» در آیه 2 سوره انعام دلالت بر فاصله زمانی بین خلقت انسان از خاک می کند. که در این صورت مبحث
بعدی پیش می آید.
2. «اجل» در اصل به معنی مدت معین و «قضا اجل» بمعنی تعیین مدت و یا به
آخر رساندن مدت است اما بسیار می شود که به آخرین فرصت نیز گفته می شود مثل «اجل دین» یعنی آخرین موقع پرداخت بدهی) و اینکه
به فرا رسیدن مرگ اجل می گویند به خاطر این است که آخرین لحظه عمر انسان در آن موقع است. اما با توجه به آیات دیگر قرآن و
روایات اهل بیت علی «اجل مسمی» در قرآن به معنی مرگ طبیعی و «اجل» به معنی مرگ زودرس است.(1)
پس معلوم می شود مقصود آیه مدت بین خلق انسان تا مرگ است یعنی اوست خدایی که شما را از گل آفرید پس از آن مدتی را مقرر ساخت
که در این مدت انسان در روی زمین پرورش یابد و تکامل پیدا کند و اجل حتمی (مرگ) در نزد اوست.» و این مدت ربطی به مرحله تکامل
از خاک تا انسان ندارد بلکه مرحله زندگی دنیاست.
٣. سلاله به معنای برگزیده و خلاصه چیزی است و در آیه 12 سوره مؤمنون برخی به معنای نطفه گرفته اند که ما حصل و برگرفته
انسان است(2) و در هر صورت این آیه دلالت بر فاصله زمانی بین خاک و سلاله ندارد. و اگر بر نطفه هم دلالت داشته باشد این مطلب
باز از مورد بحث خارج است.
4. با توجه به احتمالات مختلف در آیات فوق که موجب می شود تفسیر قطعی از آیات ارایه نشود، پس مسأله اعجاز علمی در اینجا
منتفی است.
2- آفرینش انسان از آب
«وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا»(3)؛ «و او کسی است که از آب، بشری را آفرید و
او را (دارای خویشاوندی) نسبی و دامادی قرار داد.»
«وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِینٍ * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَهٍ مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ »(1)
«و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد و سپس نسل اورا از چکیده ای از آبی پست قرارداد»
استاد مشکینی به آیه 56 سوره فرقان مثل همان تقریر آیات خلقت انسان از خاک استدلال کرده و می نویسد: «این آیات وضع این نوع
(انسان) را قبل از پیدا کردن شکل انسان، بیان می کنند.(2)
بررسی:
در مورد آیات «آفرینش انسان از آب» دو تفسیر عمده وجود دارد.
اول اینکه مقصود از خلقت انسان از آب این است که مقدار زیادی آب در بدن انسان (حدود 70٪) وجود دارد.(3)
دوم اینکه مقصود آن است که انسان از آب نطفه و منی آفریده شده است.(4)
بنابراین آیات فوق ربطی به مراحل تکامل خلقت انسان و نظریه داروین ندارند.
3- آفرینش انسان از نطفه
«إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ »(5)؛ «در حقیقت، ما انسان را از آب اندک سیال مخلوط
آفریدیم، در حالی که او را می آزماییم» و «مِنْ نُطْفَهٍ خَلَقَهُ»(6) نیز همین مضمون را دارد.
استاد مشکینی در مورد آیه 2 سوره دهر می نویسند: «معنای «نطفه» در آیه مزبور آب است که مواد و اجزاء به هم آمیخته داخل آن
(امشاج)، آن را به صورت گل و لجن ریخته شده (حمأ مسنون) در آورده بودند و از همین ماده اولیه حیاتی، ابتدا سلولها و بعد،
انواع جانوران نخستین و بعد حیوانات بالاتر و... پدید آمده اند.»(1) و در مورد آیه 19 سوره عبس می نویسد: بنابراین معنی آیه،
در صورتی که نطفه» را به معنی «آب» بگیریم چنین می شود که:
خداوند نوع «انسان» را از آبی مخصوص (شاید همان آب آمیخته با گل و لای و عناصر زمینی یا خاکی باشد که موجودات زنده از آن
بوجود آمده اند) آفرید. پس بر او مقدر ساخت که از حالتی به حالتی دیگر تغییر یابد. (تحول و تکامل) تا اینکه به صورت شکل
«انسان» در آمد. سپس به معنای دوم آیه توجه می کند که منظور از نطفه «منی» باشد که آیه خاص افراد انسان می شود نه نوع
انسان2.
بررسی: «نطفه» در لغت به معنای سیلان ضعیف هر چیزی است به آب خالص نیز نطفه اطلاق شده است و به نطفه مرد و زن، نطفه گویند
چون سیلان دارد.
و در مورد تفسیر آیه (2) سوره دهر یازده دیدگاه وجود دارد که مهم ترین آنها عبارتند از :
1. اختلاط نطفه زن و مرد؛
2. به معنی استعدادهای درونی و عوامل وراثت؛
٣. اختلاط مواد ترکیبی نطفه (اجزاء آن)؛
4. همه این ها
با هم دیگر؛
5. به معنی تطورات نطفه در دوران جنینی(3)؛ ولی کسی از مفسران را نیافتیم که نطفه» را به معنای «آب» تنها (نه
نطفه مرد نه مخلوط آنها) تفسیر کنند. و خود واژه امشاج هم قرینه است که آب مراد نیست، اما اینکه نطفه» به معنای آب همراه با
گل و لجن
باشد در معانی لغوی و اصطلاحی نطفه» وجود ندارد. پس نطفه یا باید به معنای منی مرد یا مایع جنسی زن و مرد باشد و تفسیری که
استاد مشکینی ارایه کردند موافق هیچ کدام از معانی لغوی و اصطلاحی آیه نیست.
د) آیاتی که به مرحله دوم آفرینش انسان اشاره می کند (بعد از شکل گیری انسان و قبل از انتخاب آدم علیه السلام )
«کَانَ النَّاسُ أُمَّهً وَاحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ
الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِیهِ...»(1)؛ «مردم، ملتی
یگانه بودند و خدا، پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت؛ و با آنان کتاب [خدا] را، که به سوی حق دعوت می کرد، فرو
فرستاد، تا میان مردم، در باره ی آنچه در موردش اختلاف داشتند، داوری کند. و در مورد آن [کتاب] اختلاف نکردند، جز کسانی که
آن [کتاب] به آنان داده شد ...)
و نیز سوره یونس / 19 همین مضمون را دارد.
استاد مشکینی معتقدند که بعد از شکل گرفتن ساختمان وجودی انسان و قبل از انتخاب «آدم» از بین افراد انسانی، مرحله ای بر
انسان گذشته است که همه امت واحدی بودند و بدون مذهب زندگی خود را در پرتو عقل خویش می گذراندند. ایشان دو آیه فوق را اشاره
این مرحله از حیات بشری می داند. و می نویسد:
چنان که از ظاهر آیه معلوم می شود، پیش از بعثت انبیاء زمانی بر انسانها گذشته است که آنها امت واحدی بودند و مفهوم واحد
بودن مردم در آیه فوق چنان که عده ای از مفسرین گفته اند و اخبار و روایات هم آن را تفسیر کرده اند، این است که بدون «مذهب»
و احکام آسمانی بودند و با عقل ها، اندیشها و فهم های خودشان زندگی می کردند. پس آیه کاملا با منظور ما (مرحله دوم از
خلقت آدم در نظریه تکامل) منطبق است.»
و سپس واژه اول «اختلاف» را در آیه به معنای اختلافات مادی و دنیوی و تضادهای طبقاتی پیش از بعثت پیامبران معنا می کند. و
واژه دو اختلاف (در ادامه آیه) را به معنای اختلافات دینی و اعتقادی بعد از بعثت انبیاء معنا می کند.(1)
استاد مکارم شیرازی نیز از آیه 213 سوره بقره چهار مرحله زندگی بشر را برداشت کرده اند:
مرحله اول: زندگی ساده نخستین که هنوز بشر به زندگی اجتماعی عادت نکرده بود. و تضادهایی نبود و طبق فطرت خدا را می پرستید.
مرحله دوم: زندگی انسان شکل اجتماعی به خود می گیرد. مرحله سوم: تضادها و اختلافات اجتناب ناپذیر اجتماعی به وقوع می پیوندد.
مرحله چهارم: انبیاء از طرف خدا مأمور نجات انسان می شوند.
و در پایان متذکر می شوند که: آغاز پیدایش دین و مذهب به معنای واقعی هم زمان با آغاز پیدایش انسان نبوده، بلکه همزمان با
آغاز پیدایش اجتماع و جامعه به معنای واقعی بوده است. بنابراین جای تعجب نیست که نخستین پیغمبر اولوا العزم و صاحب آئین و
شریعت، نوح پیامبر بود نه حضرت آدم.(2)
بررسی:
از آیات فوق دو برداشت می توان کرد:
الف: زندگی انسان پس از پیدایش در کره زمین دو مرحله داشته است یک مرحله بدون هیچ پیامبری بوده و بعد «آدم» از بین مردم
برانگیخته شد. و زندگی انسان با دین و پیامبران آغاز شد. پس آدم اولین انسان روی زمین نبوده است. (و این با نظریه تکامل
داروین سازگار است)
ب: بعثت انبیاء دو گونه بوده است در مرحله اولیه بعد از خلقت آدم و گسترش نسل او پیامبران بدون کتاب و شریعت بودند. که بشر
را در حد زندگی اولیه فردی او راهنمایی می کردند.
در مرحله دوم که زندگی اجتماعی شروع شد و بشر محتاج قانون شد. پیامبرانی مثل حضرت نوح با شریعت و کتاب آمدند.
بنابر برداشت دوم از آیه، آدم اولین انسان روی زمین بوده است و این با نظریه ثبات انواع سازگار است).
استاد مشکینی برداشت اول (الف) را داشته اند و آنچه که از ذیل کلام استاد مکارم بر می آید برداشت دوم (ب) است. با توجه به دو
احتمال فوق در آیه نمی توان به صورت قطعی یکی از دو نظریه تکامل یا ثبات انواع را به آیه فوق نسبت داد.
ه) آیاتی که به مرحله سوم (انتخاب آدم از بین انسان ها) اشاره دارد
«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ »(1)؛ در حالی که آنان نسلی
بودند که برخی آنها از برخی دیگر اند. و خدا شنوای داناست».
دکتر یدالله سحابی در مورد آیه فوق می گوید: «به تصریح این آیات (آل عمران / 33، اعراف/ 11 و سجده / 7-9) آدم از میان جمعی
که مثل او بودند و از پیش با او می زیستند برگزیده شد... و لهذا بیان آنکه نوع انسان از آدم پدید آمده است از نظر قرآن مبنا
و اساس ندارد و به هیچ وجه درست نیست»(2) و در مقابل آقای مسیح مهاجری که معتقد است قرآن کریم به هیچ وجه فرضیه تکامل را
تأیید نمی کند.
در توجیه آیه 33 سوره آل عمران می نویسد: «چون العالمین عام است، آدم، نوح، آل ابراهیم و آل عمران از میان تمام مردم قبل و
بعد خود برگزیده شده اند. و ممکن است بگوییم آدم الا بعد از مدتی که صاحب فرزندان... شد برگزیده شد. (پس قبل از آدم انسان
های دیگری وجود نداشته اند).(1)
استاد مکارم شیرازی نیز با نقل اینکه برخی نویسندگان تعبیر این آیه به «علی العالمین» را دلیل مسأله تکامل انواع دانسته اند.
و می گویند: در عصر آدم عالمیان یعنی «جامعه انسانی وجود داشته است، بنابراین مانعی ندارد که انسان نخستین که میلیونها سال
قبل به وجود آمده از حیوانات دیگر تکامل یافته، و «آدم» تنها یک انسان برگزیده بوده است و سپس با رد سخنان این نویسندگان می
نویسند: «هیچ گونه دلیلی در دست نیست که منظور از عالمین در اینجا انسان های معاصر آدم بوده باشند بلکه ممکن است مجموع جامعه
انسانیت در تمام طول تاریخ بوده باشد. بنابراین لزومی ندارد که معتقد باشیم در عصر آدم، انسانهای زیادی وجود داشتند که آدم
از میان آنها برگزیده باشد.(2)
استاد مصباح یزدی با طرح آیه 33 آل عمران و نظراتی که می گوید «آدم از بین انسان های دیگر برگزیده شد.» می نویسند: می توان
گفت که انسانی را بر همه انسان هایی که از پس او می آیند ترجیح دادم ..
و اگر تنزل کنیم و بپذیریم که لازم است در عصر حضرت آدم، انسانهایی دیگر نیز باشند، می توانند فرزندان خود او بوده باشند.(3)
بررسی:
با توجه به دو تفسیری که از آیه فوق شد آیه 33 آل عمران در ردیف
آیاتی قرار می گیرد که دو احتمال در معنای آنها می رود و نمی توان به طور قاطع گفت که آیه ظاهر یا نص در یک مورد است. تا
دلیل بر نظریه تکامل انواع یا ثبات انواع باشد.
دوم. آیاتی که در رابطه با اثبات نظریه ثبات انواع (فیکسیسم) مورد استناد واقع شده است.
این آیات نیز به چند دسته تقسیم می شوند:
الف) آیاتی که خلقت همه انسان را از یک نفس واحد می داند
«وَهُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَهٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ»(1)؛ «و او کسی است که شما را از یک شخص
پدید آورد؛ پس (شما، دو گروه) پایدار و ناپایدار (هستید).
و نیز نساء /1، اعراف / 189 و زمر / 6 همین مضمون را دارند. و نیز آیاتی که خطاب «بنی آدم» به انسانها می کند (مثل: اعراف /
27 - 35، یس/ 60 و اسراء / 70)
استاد مشکینی در طرح نظریه ثبات انواع (فیکسیسم) که معتقدند «آدم» نخستین انسانی است که خداوند او را آفریده و حواء دومین
فرد از افراد نوع انسان می باشد و خداوند سایر افراد انسان را از نسل این دو فرد به وجود آورد. می نویسد: «از جمله آیات که
پیروان عقیده فوق به آن استدلال می کنند آیاتی هستند که تمامی مردم را آفریده از «نفس واحد» (یک فرد) اعلام می کنند و در
برخی آیات از جفت او نیز یاد کرده و هیچ اشکالی ندارد که نفس واحده را آدم و جفت او را حواء بدانیم.»
سپس در تفسیر آیه 98 سوره انعام می نویسد: «منظور آیه این است که خداوند شما را از آدم آفرید، پس گروهی از شما هم اکنون در
صلب پدران یا رحم مادران (مستقر) می باشید و گروهی نیز از شما تا روز قیامت در گورها به ودیعت نهاده (مستودع) شده اند».
سپس تفسیر دیگری از طرفداران نظریه تکامل انواع در مورد آیه 98 سوره انعام ذکر می کنند و می نویسند: «معتقدین به تکامل در
تفسیر آیه مزبور می گویند که خطاب شامل تمامی افراد نوع انسان (گذشته و آینده و حتی آدم و حواء) می شود. این است که می توان
گفت مراد از انفس واحده» (یک تن) همان موجود زنده نخستین از موجودات تک سلولی است که تمام موجودات زنده از آن به وجود آمده و
با ترکیبات، فعل و انفعالات و تولید مثل، به صورت انواع مختلف جانداران و سرانجام به صورت «انسان» در آمده است.
بنابراین معنی آیه این گونه می شود: شما انسانها از نفس واحده (یک تن) آفریده شده اید، برخی از انواع تحول یافته به هم، از
اجداد شما، مدت های زیادی بر روی زمین مستقر شدند ولی برخی از آن انواع جانداران، به طور محدود، موقت و مستودع (به صورت
امانت عمر کردند و به زودی از بین رفتند.»(1)
و سپس متذکر می شود که اگر تفسیر اول را هم بپذیریم با عقیده تکامل انواع منافات ندارد چرا که ممکن است همه انسان های موجود
زمین از نسل آدم و حواء بوده باشند ولی قبل از آدم و حواء نیز انسان های دیگر بوده اند که منقرض شده اند. و نسل منتخب یعنی
آدم که صاحب عقل بود باقی ماند.(2)
استاد مکارم شیرازی در مورد تعبیر «نفس واحده» در آیات فوق می نویسند: منظور از نفس واحده یک واحد شخصی است و اشاره به
نخستین انسانی است که قرآن او را به نام «آدم» پدر انسان های امروز معرفی کرده و تعبیر «بنی آدم» که در آیات فراوانی از قرآن
وارد شده نیز اشاره به همین است و احتمال اینکه منظور
وحدت نوعی بوده باشد از ظاهر آیه بسیار دور است.(1)
ایشان در مورد مستقر و مستودع نیز چند احتمال تفسیری را ذکر می کنند»(2)
بررسی:
نفس در آیات قرآن به معنای روح و ذات (و گاهی بدن انسان) آمده است(3) و بر فرض قبول سخنان استاد مشکینی (نفس یعنی
موجودات قبل از انسان) در نهایت توانسته ایم بگوییم که آیات مورد بحث دو تفسیر دارد یکی خلقت همه افراد از آدم و یکی خلقت
آدم و انسان ها از موجودی که قبل از آنها بوده است.
و تفسیر دوم با نظریه تکامل سازگار است همانطور که تفسیر اول با نظریه ثبات انواع سازگار است و کلام استاد مشکینی (سازگاری
تفسیری اول با نظریه تکامل) مبتنی بر این فرض است که ثابت کنیم «آدم» با فاصله و واسطه حیوانات دیگر از خاک آفریده شده است.
که در بحث بعدی آن را بررسی می کنیم، پس به طور قاطع نمی توان این آیه را دلیل نظریه تکامل یا ثبات انواع دانست.
ب) آیاتی که خلقت آدم را از خاک می دانند
«إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (4)» «در واقع
مثال عیسی نزد خدا، هم چون مثال آدم است؛ که او را از خاک آفرید، سپس به او گفت: «باش!» پس افوره موجود شد».
«خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ کَالْفَخَّارِ(5) » «انسان را از گل خشکیده ای، همچون سفال آفرید».
دکتر عدنان شریف
تمام آیاتی را که خلقت انسان از خاک را
مطرح می کند با نظریه داروین معارض می داند. چرا که می گوید انسان از خاک آفریده شده نه از موجود قبلی که زنده بوده است.(1)
استاد مشکینی در مورد آیه 59 سوره آل عمران دو احتمال را مطرح می کند.
اول اینکه آیه دلیل ثبات انواع باشد. چرا که از ظاهر آیه بر می آید که خداوند آدم را از خاک آفرید یعنی او را از خاک صورت و
شکل داد سپس به او گفت انسانی زنده باش پس چنین شد و این همان مطلوب عقیده ثبات انواع است. و وجه شبه در اینجا چگونگی آفرینش
یعنی بدون پدر و مادر آفریده شدن است.
دوم اینکه بگوییم آیه با نظریه تکامل منافاتی ندارد. چرا که اشکالی در تشبیه عیسی به آدم از لحاظ خلقت از خاک، غذا، نطفه و
علقه تا ولادت و بعد از آن نیست. و هم چنین اشکالی نیست که بگوییم خداوند به عیسی، همراه پیامبری از همان آغاز زندگی عقل و
نیروی درک و اندیشه از طریق اعجاز واراده ماوراء طبیعی خود بر خلاف قانون طبیعت و... اعطاء نمود چنان که به آدم نیز عقل و یا
علم و نبوت را بدین گونه داد.
وجه شبه در آیه همان همانندی در آفرینش و علم است. و «کن» (باش) که خداوند به آدم می گوید به این معنا است که عاقل و عالم یا
عالم و پیامبر باشد.
و در اینجا وجه شبه در ذکر آفرینش از خاک، آفرینش اصلی و ذاتی است و می خواهد بطلان آنچه را در ذهن آن ها (مسیحیان) فرو رفته
یعنی اینکه می گویند آفرینش عیسی و آدم از طریق سنن و قوانین جاری خدایی در خلقت انسان، صورت نگرفته است، اعلام کند.(2)
ایشان در جای دیگر با طرح آیه 14 سوره الرحمن دو تفسیر از آیه می آورد و
در نهایت به این نتیجه می رسد که این آیه به تنهایی بر ثبات انواع و بر تکامل انواع دلالت ندارد. و مجمل است و اثبات هر دو
قول را می توان از آن برداشت کرد.(1)
دکتر احمد ابو حجر با طرح آیات فوق می نویسد: این آیات اشاره می کند که خدا آدم را در ابتدا از خاک به همین شکل آفرید و هیچ
آیه از قرآن اشاره به تحول انسان از نوعی به نوع دیگر ندارد.(2)
استاد مکارم شیرازی در زیر آیه 59 سوره آل عمران پس از شرح شأن نزول آیه که در مورد مسیحیان نجران است و آن ها ولادت حضرت
عیسی را مطرح کردند و بدون پدر بودن او را دلیل الوهیت او گرفتند و آیات فوق به آنان پاسخ داد و چون مسیحیان قبول نکردند آن
ها را به مباهله دعوت کرد می گوید منظور از (خلقه من تراب) در آفرینش آدم همان آفرینش جسم آدم و جنبه مادی او است.
و این مطلب به قرینه جمله های بعدی به دست می آید. که اشاره به آفرینش حیات و روح می کند و می گوید (ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ
فَیَکُونُ) «سپس به او گفت موجود شو، او هم موجود گردید.» یعنی با فرمان آفرینش «حیات و روح» به کالبد آدم دمید.(3)
استاد مصباح یزدی نیز با طرح شأن نزول آیه 59 سوره آل عمران و اینکه آیه در صدد پاسخ به پدر نداشتن حضرت عیسی علیه السلام
بوده است. می نویسند: «این استدلال به درستی نشان می دهد که اگر فرض کنیم حضرت آدم از نسل میانگینی بین خاک و خود به وجود
آمده، مثلاً از انسان هایی که عقل نداشته اند، این استدلال نمی تواند استدلال تامی باشد زیرا نصارای نجران می توانستند
بگویند، حضرت آدم از نطفه ای حیوانی به وجود آمده است». اگر ما این استدلال را تمام
بدانیم - که هست - ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم از نسل هیچ موجود دیگری بوجود نیامده است.(1)
بررسی:
در اینجا توجه به دو نکته لازم بنظر می رسد.
الف) به نظر می رسد که در آیه 59 سوره آل عمران (مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ) می توان وجه شبه را به چند گونه
تصور کرد.
1. تشبیه از جهت پدر نداشتن آدم و عیسی.
2. تشبیه از جهت خلقت هر دو از خاک با واسطه (یعنی مواد غذایی تبدیل به نطفه، علقه... تا انسان شد) و در عیسی این کار از
طریق حضرت مریم صورت گرفت و در آدم از طریق انسان ها یا میمون ها نسل قبل از او.
3. تشبیه از جهت نبوت هر دو باشد.
4. تشبیه از جهت علم و عقل هر دو باشد. که معجزه آسا به آن ها داده شد.
5. تشبیه ازجهت اصل خلقت از خاک (در مقابل مسیحیان که عیسی را خاکی نمی دانستند).
وجه شبه های شماره سه و چهار در آیه مورد بحث از جمله «کن» (ادامه آیه) برداشت می شود. ولی به نظر می رسد جمله (ثُمَّ قالَ
لَهُ کُنْ فَیَکُونُ) در مقام بیان وجه شبه نباشد بلکه مرحله دوم خلقت را بیان می کند که ایجاد روح است و در تمام افراد
انسان وجود دارد که در آیات دیگر تحت عنوان (نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی) به آن اشاره شده بود.
وجه شبه اول با توجه به شان نزول نزدیک تر از وجه شبه سوم و چهارم است.
امّا به هر حال فقط وجه شبه دوم یا پنجم در خود آیه تصریح شده است. چرا
که جمله (خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ) بیان وجه شبه عیسی و آدم است. که فقط به خاک اشاره کرده است.
ب) در مورد خلقت عیسی از خاک دو احتمال وجود دارد.
1. خلقت بلا واسطه از خاک
2. خلقت با واسطه سلسله موجود از خاک. (و همین
دو احتمال در مورد آدم نیز وجود دارد.)
امّا خلقت بلا واسطه از خاک در اینجا صحیح نیست چرا که حضرت عیسی علیه السلام بلا واسطه از خاک آفریده نشده است بلکه از جسم
مریم بود که مریم با واسطه مواد غذایی او را از خاک به وجود آورد.
پس فقط وجه شبه دوم (خلقت با واسطه از خاک) باقی می ماند و
این مطلب شاهدی بر نظریه تکامل است نه بر نظریه ثبات انواع. البته این احتمال نیز در آیه فوق بعید نیست که بگوییم وجه شبه
پنجم مراد است چرا که مسیحیان نجران اصل خلقت عیسی و خاکی بودن او را قبول نداشتند و او را غیر مخلوق و ماوراء طبیعی می
دانستند. پس آیه در صدد رد این نظر آن ها است و در مقام بیان واسطه داشتن یا نداشتن خلقت آن ها از خاک نیست. یعنی آیه در صدد
بیان واسطه و عدم واسطه نیست پس نمی تواند دلیلی بر نظریه تکامل انواع یا ثبات انواع باشد.
سوم. آیاتی که قابل انطباق با هر دو نظریه تکامل و ثبات انواع هست
1. (خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ)1 ؛ «انسان را از آب اندکِ سیّالی آفرید؛ و آن گاه او
دشمنی آشکار (و مدافعی روشنگر) شد».
و همین مضمون در یس/ 77 و النجم/ 66.
2. (أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ سَوّاکَ رَجُلاً)2 ؛ «آیا به کسی
کفر می ورزی که تو را از خاک، سپس از آب اندک سیّال آفرید، سپس تو را (به صورت) مردی مرتب آراست؟!» و نیز همین مضمون در
فاطر/ 11.
3. (الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوّاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَهٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ)1 ؛ «(همان) کسی که تو را آفرید و مرتّبت
نمود و تو را معتدل ساخت * به هر صورتی بخواهد، تو را ترکیب می کند».
4. (خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ)2 ؛ «انسان را از خون بسته ی آویزان آفرید».
که مراد از «علق» خاک چسبیده (طین لازب) یا خون بسته در رحم است (با توجه به تناسب با دو قول مختلف مورد بحث).(1)
بررسی:
هر چند که انطباق این آیات با هر دو نظریه قابل اشکال است ولی از آنجا که برخی از این آیات قبلاً مطرح شد و بررسی شد
و در مورد بقیه آیات صاحب نظران برای اثبات نظریه تکامل یا ثبات انواع به آن ها استدلال نکرده اند. و لذا از بحث و تفصیل بیش
تر در این مورد پرهیز می کنیم.
جمع بندی و بررسی نهایی
مبحث نظریه تکامل و قرآن
نظریه های علمی در جوامع علمی معاصر به صورت نظریات «ابطال پذیر» مطرح می شود یعنی به صورت افسانه های مفید پذیرفته می شود و
تا وقتی نظریه بهتری جانشین آن نشده از دایره علم بیرون نمی رود و لذا نظریه تکامل هر چند که اثبات قطعی نشده است. ولی
امروزه یک نظریه مورد قبول اکثریت جامعه علمی (علوم تجربی) است. هر چند که هنوز هم نظریه ثبات انواع به صورت یک احتمال مطرح
است. و از طرف دیگر همان طور که مشاهده کردیم آیات قرآن قابل
انطباق با نظریه تکامل و نظریه ثبات انواع هر دو هست و هیچ آیه ای به دست نیامد که نص باشد و یا ظهور قوی در یکی از دو طرف
داشته باشد. پس نمی توان یکی از دو نظریه را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد.
تذکرات
1. لازم نیست قرآن در مورد هر نظریه علمی به صورت اثبات یا نفی نظر داده باشد. چون کتاب هدایت است و اشارات علمی را در حد
لزوم و در راستای هدف هدایت استفاده می کند.
2. قبول یا ردّ نظریه تکامل با اثبات خدا و دیندار بودن یا نبودن انسان ها ملازمه ای ندارد. یعنی همان طور که می توان نظریه
تکامل را نپذیرفت و دیندار بود. می توان قایل به نظریه تکامل باشیم ولی وجود ناظم (خدا) را برای سلسله منظم موجودات (از تک
سلولی تا انسان) ثابت کنیم. و دیندار باشیم.
همان طور که برخی از پزشکان متعهد به این امر تصریح کرده اند.(1)
3. پذیرش نظریه تکامل و انطباق آن با آیات قرآن دلیلی بر اعجاز علمی قرآن نیست. چرا که از طرفی آیات مورد استناد دارای
احتمالات تفسیری متعددی بود و تفسیر موافق نظریه تکامل قطعی نبود و از طرف دیگر انطباق مراحل تطور موجودات زنده (تک سلولی تا
انسان) بر آیات مورد استناد اشکالاتی داشت.
پینوشتها
- ۱-استاد معرفت، التمهید فی علوم القرآن، ج 6، ص 35-43 خلاصه ای از «اصل الانواع»، را از استاد اسماعیل نقل می کند که در این مورد مفید است.
- ۲- به نظر می رسد که واژه «تکامل» گاهی در معنای خاص (تکامل سلسله موجودات از تک سلولی تا انسان) به کار می رود که تکامل انواع نامیده می شود و موضوع بحث ماست. و گاهی به معنای اعم به کار می رود (مثل تکامل جسمی - روحی - معنوی - علمی - تکامل اجتماعی - اخلاقی و...) که شامل تکامل خاص نیز می شود. تا قبل از لامارک و داروین (قرن نوزدهم میلاد) تکامل اعم مطرح بوده امّا بعد از این افراد تکامل اخص مطرح شده است.
- ۳- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 157 با تلخیص.
- ۴- ر. ک: تفسیر نمونه، ج 11، ص 81-85.
- ۵-احمد رهبری، انسان پیش از تاریخ، ص 13، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران 1354 ش ایشان از باستان شناسی عصر حجر نقل می کند.
- ۶- دکتر پاک نژاد تفاوت ها و تشابه های انسان و میمون را به صورت مفصل یادآوری می کند مثل اینکه خون آنها به چهار گروه A.B.O. AB تقسیم می شود و خون شامپانزه را می توان به انسان تزریق کرد. امّا شیر میمون ها به کودک انسان نمی سازد (در حالی که شیر برخی حیوانات مثل گاو به کودک انسان سازگاراست) مغز یک مرد تقریباً سه برابر یک میمون نر بزرگ است. قوس های سه گانه گردن، پشت و صلب در انسان برجسته و در میمون ها چنین نیست. امّا عمل جذب و هضم غذا در هر دو یکسان است. دوران بارداری بعضی میمون ها تقریباً مانند انسان 270 روز است و با وجود یکی بودن ساختمان رحم و یکسان بودن ترشحات آبستنی و زایمان در هر دو جنس، امّا نطفه انسان نمی تواند هیچ حیوانی را آبستن کند. (ر. ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 171-174.)
- ۷- دکتر پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 166-178 با تلخیص.
- ۸- ویل دورانت، تاریخ تمدن، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1367 ش، فصل ششم، ص 111-115.
- ۹- تکامل در قرآن، ص 23-24.
- ۱۰- ر. ک: فی ظلال القرآن، ج 6، ص 111.
- ۱۱- عبدالغنی الخطیب، قرآن و علم امروز، ترجمه دکتر اسد الله مبشری، ص 129-130، با تلخیص.
- ۱۲- ر. ک: تفسیر نمونه، ج 13، ص 396 و ج 9، ص 25-26.
- ۱۳- تکامل در قرآن، ص 24-25.
- ۱۴-گذشته و آینده جهان، ص 39-42 با تلخیص.
- ۱۵-اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 1، ص 150-154.
- ۱۶-ر. ک: تفسیر نمونه، ج 14، ص 508-509.
- ۱۷- تکامل در قرآن، ص 25-26 با تلخیص.
- ۱۸- همان، ص 30-32.
- ۱۹- تفسیر نمونه، ج 11، ص 88-89 با تلخیص
- ۲۰- تکامل در قرآن، ص 26-27 با تلخیص.
- ۲۱- همان، ص 32-33.
- ۲۲- ر. ک: دکتر مصطفی محمود، القرآن، محاوله لفهم عصری، ص 53-55.
- ۲۳- ر. ک: بسام دفضع، الکون و الانسان بین العلم و القرآن، ص 152.
- ۲۴- همان.
- ۲۵-محمد محمود اسماعیل، الاشارات العلمیه فی الآیات الکونیه فی القرآن الکریم، ص 11.
- ۲۶- ر. ک: تفسیرنمونه، ج 14، ص 23 و ص 207 و ج 17، ص 125 و ج 20، ص 165 و نیز مطالب شگفت انگیز قرآن، ص 86-88 و عبد الفتاح طباره، سیری در قرآن، ترجمه رسول دریایی، ص 225 و بی آزار شیرازی، گذشته و آینده جهان، ص 52.
- ۲۷- استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 330.
- ۲۸- تفسیر نمونه، ج 5، ص 148 - 149
- ۲۹- ر.ک: مفردات راغب ماده سل
- ۳۰- فرقان/ 54
- ۳۱-سجده 7-8
- ۳۲- تکامل در قرآن، ص 27
- ۳۳-ر.ک: استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 320 - 329 و مطالب شگفت انگیز قرآن، ص 97 و تفسیر نمونه، ج 13، ص 396 و ج 15، ص 126.
- ۳۴-ر.ک: استاد مصباح یزدی، معارف قرآن، ص 329 و 330 و موریس بوکای، مقایسه ای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ص 272 و طب در قرآن، ص 81 و تفسیر نمونه، ج 13، ص 396 و ج 15، 126 و ج 17، ص 126.
- ۳۵- دهر 2
- ۳۶- عبس/19
- ۳۷-تکامل در قرآن، ص 39
- ۳۸- همان، ص 42
- ۳۹- ر.ک: المیزان، ج 20، ص 209 و 210 و نمونه، ج 25، ص 334.
- ۴۰- بقره / 213.
- ۴۱- تکامل در قرآن، ص 27 - 28
- ۴۲- تفسیر نمونه، ج 2، ص 58
- ۴۳-آل عمران/ 33
- ۴۴-خلقت انسان، ص 108.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









