نزول الفاظ و معانی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارفدر این مورد با دو رویکرد می توان استدلال کرد:
الف: رویکرد درون متنی (= درون قرآنی)
عین کلمات قرآن نازل شده است نه معانی آن: قرآن کریم سخن خداست که الفاظ و معانی آن به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وحی شده است و ایشان بدون هیچ تغییری به مردم ابلاغ کرده اند، و این مطلبی است که از ظاهر آیات قرآن استفاده می شود(2) و حتی پیامبر صلی الله علیه و آله تهدید شد که اگر برخی مطالب را از پیش خود به خدا نسبت دهد، به حیات او پایان داده می شود.
(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِیلاً ما تُؤْمِنُونَ وَ لا بِقَوْلِ کاهِنٍ قَلِیلاً ما تَذَکَّرُونَ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ)3 ؛ «که قطعاً آن (قرآن) گفتار فرستاده ارجمندی است؛ و آن گفتار شاعر نیست؛ چه اندک ایمان می آورید! و گفتار پیشگو نیست، چه اندک متذکر می شوید! (این قرآن) فرو فرستاده ای از جانب پروردگار جهانیان است. و اگر (بر فرض) برخی سخنان را به ما (به دروغ)نسبت می داد، حتماً با دست راست (قدرتمند)، او را گرفتار می ساختیم، سپس رگ قلبش را مسلماً قطع می کردیم!» از این رو پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آن قدر در مورد وحی الهی دقت داشت که واژه «قل» (= بگو) را نقل می کرد:
(قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ) (توحید/ 1)
(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ) (ناس/ 1)
(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ) (فلق/ 1)
در حالی که مرسوم این است که اگر کسی از طرف دیگری پیام می آورد واژه «بگو» را حذف می کند ولی پیامبر برای حفظ امانت و این که این واژه نازل شده و جزء قرآن است واژه «قل» را در قرآن مکرر نقل کرده است. پس این گونه نبوده که معانی بر پیامبر وحی شده باشد و ایشان الفاظ را از خود ساخته باشد. بلکه اعجاز لفظی قرآن (فصاحت، بلاغت و...) متوقف بر همین مطلب است و تفاوت احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله که سخنان ایشان است با الفاظ اعجازآمیز قرآن خود شاهد جدّی بر این مطلب است، که آیات قرآن کار بشری نیست.
به عبارت دیگر معانی قرآن و احادیث نبوی هر دو از طرف خداست اما تفاوت سطح دو سخن نشان می دهد که الفاظ احادیث نبوی از پیامبر و الفاظ قرآن از خداست، از طرف دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام نزول قرآن مطالبی که به وی وحی می شد را به زبان می آورد به طوری که به وی دستور داده شد که عجله نکن تا تمام آیات به تو وحی شود و بعد از این که ما آن را قرائت کردیم) آن ها را قرائت کن.
(لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ)1 ؛ «زبانت را به آن (قرآن) حرکت مده، تا در
(خواندن) آن شتاب کنی، [چرا] که جمع کردن آن و خواندنش فقط برعهده ماست و هنگامی که آن را می خوانیم، پس از خواندن آن پیروی کن، سپس در واقع بیان آن (قرآن) فقط برعهده ماست». در این آیه قرائت و خواندن قرآن را به نازل کننده آن نسبت می دهد و پیامبر صلی الله علیه و آله را تابع آن قرائت معرفی می کند. روشن است که قرائت قرآن شامل لفظ آن می شود. بنابراین مبنای تفسیر قرآن عین الفاظ قرآن است که از طریق وحی به پیامبر صلی الله علیه و آله و با تواتر به ما رسیده است.
ب: رویکرد برون متنی (برون قرآنی):
از آن جا که پیامبر صلی الله علیه و آله بر اساس دلایل عقلی و نقلی، معصوم است(1) و در تلقی و ابلاغ وحی خطا ندارد، چرا که خطای او موجب بی اعتمادی به گفتار وی و وحی الهی و گمراهی مردم می شود. بنابراین اگر پیامبر صلی الله علیه و آله کوچک ترین تصرفی در معانی یا الفاظ قرآنی روا دارد، حجّیت و اعجاز قرآن را مخدوش می سازد همان طور که این مطلب با عصمت وی ناسازگار خواهد بود.
جمع بندی و نتیجه گیری
پس بر اساس دلایل نقلی و عقلی، معانی و الفاظ قرآن از پیامبر صلی الله علیه و آله نیست، بنابراین دکتر سروش در مورد «محمدی بودن قرآن» و «تصویر باغبان و درخت» (در مورد پیامبر و قرآن) و «وحی و جبرئیل تابع شخصیت پیامبر بودند» و «قوه خیال پیامبر در فرآیند وحی دخالت می کند»(2) و «همه قرآن محصول کشف و تجربه انسانی مبعوث و مؤید و فوق العاده است»(3). لازم به یادآوری است که سبک سخن گفتن اعراب و غیراعراب که گاهی در خطاب به خود سخنمی گویند ربطی به قرآن ندارد که از طرف خدا نازل شده تا پیامی برای مردم با واسطه پیامبر و با واژه «قل» می گوید، به عبارت دیگر مولوی با خود سخن می گوید نه اطراف دیگری ولی پیامبر صلی الله علیه و آله براساس آیات مکرر از طرف دیگری سخن می گوید. پس سخن او کشف و شهود شخصی نیست و در هیچ جای قرآن به تصریح نیامده است که قرآن از محمد صلی الله علیه و آله یا نفس محمد و میوه پیامبر و محصول قوه خیال اوست بلکه از آیات فوق استفاده می شود که استناد محتوا و الفاظ قرآن به پیامبر صلی الله علیه و آله صحیح نیست.
پینوشتها
- ۱- ر. ک: منطق تفسیر قرآن (1) مبانی و قواعد تفسیر، منطق تفسیر قرآن (2)، روش ها و گرایش های تفسیر قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی.
- ۲-آیات در پی می آید مثل حاقه/ 40.
- ۳-ر. ک: همان، ماده ی «نفس».
- ۴-ر. ک: کتاب های کلامی مثل کشف المراد من شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلّی، ص 349 به بعد.
- ۵- ر. ک: بشر و بشیر، روزنامه کارگزاران، 19 و 86/12/20.
- ۶-نامه طوطی و زنبور، پاسخ دوم عبدالکریم سروش به آیت الله سبحانی، ص 5.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









