آیا قرآن از فرهنگ و قوانین اعراب متأثر شده است ؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارفقبل از شروع به پاسخ لازم است معنای فرهنگ روشن شود.
«فرهنگ»، واژه ای فارسی و به صورت «فرهنج» نیز آمده که در عربی به معنای «الثقافه» است. «الثقافه»، یعنی دانشمند و روشنفکر، با فرهنگ بودن، فرهنگ، علوم و معارف(1) ، حاذِق بودن، زیرک بودن، زود یاد گرفتن(2) ، دست یافتن و چیره شدن، و پیدا شدن(3). در فرهنگ معین، دربارۀ واژه «فرهنگ» چنین آمده است: «مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم؛ کتابی شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آن ها، علم و دانش و ادب، کشیدن، تعلیم و تربیت را، فرهنگ می نامند.»(4)
برخورد قرآن با فرهنگ زمانه
قرآن کریم با فرهنگ های موجود عصر خویش برخورد سه گانه ای داشته است:
1. برخورد انکاری؛ یعنی زدودن فرهنگ های خرافاتی اعراب جاهلی و عقاید شرک آلود و تأسیس فرهنگ مثبت.
2. اثباتی؛ یعنی امضای فرهنگ های مثبت اعراب جاهلی که هیچ گونه مخالفتی با عقل، علم، ارزش های انسانی و اصول قرآنی نداشته باشد.
3. اصلاحی؛ قرآن بعضی از آداب و فرهنگ ها را نپذیرفته، ولی به طور کامل نیز رد نکرده است. در این جا گوشه های از فرهنگ اعراب و برخورد قرآن با آن ها را، بیان می کنیم.
الف) قرآن و برخوردانکاری با فرهنگ های عصر خویش
قرآن، وحی الهی است و نمی تواند فرهنگ های منحرف زمانه را در خود جای دهد و جامۀ مشروعیت به آن ببخشد، (لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ)1 ؛ «که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است.»
علاّمه طباطبایی رحمه الله در تفسیر این آیه می فرماید: «مراد از جمله (مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ )؛ زمان نزول قرآن و عصرهای پس از آن تا روز قیامت است»(5). برای آشنایی با فرهنگ دوران عصر نزول قرآن، نمونه هایی از آن را ذکر می کنیم.
1. فرهنگ اخلاقی عصر جاهلیت: اصولی ترین روابط اجتماعی اخلاق است، اما در عصر جاهلیت، اخلاقی مشاهده می شود که انحطاط انسانیت را به ارمغان می آورد؛ از جمله:
کشتن نوزادان دختر(6) ، طواف بدون لباس(7) ، تکبّر و تفاخر(8) ، فخرفروشی بعد از زیارت حج،(9) با صدای بلند و تند حرف زدن(10) ، بدون اجازه وارد خانه شدن(11) ، کشتن نوزادان به جهت فقر(12) ، فخرفروشی به خاطر آب دادن به حاجیان(13) ، پسرخوانده(14) ، مقلّد پدران بودن(15) ، و.. قرآن نیز با تمام این عادت ها به مقابله برخواست و آن ها را رد کرد، با اخلاقِ مثبت جایگزین نمود و راهکارهایی را نشان داد. این راه کارها در وجود پیامبر صلی الله علیه و آله جلوه نمود(16) و فرهنگ اخلاقی مسلمانان را مثبت و ارزشی قرار داد.
2. فرهنگ اعتقادی اعراب
اعراب جاهلی، از یک سو آثاری از شرایع پیشین را به همراه داشتند و از سوی دیگر، گذشت زمان و به فراموشی سپردن احکام شرایع گذشته و تحریف آن ها و سوء استفاده قدرت طلبان، اعتقادهایی خرافی را در بین آن ها رواج داد؛ اعتقاداتی مانند: شفاعت بت ها(17) ، اعتقاد به پرستش فرشته(18) ، جن(19) و شیطان(20) ، پرستش اجرام آسمانی(21) ، و...
3. فرهنگ خانواده در عصر جاهلیت
برای نمونه، آداب منفی جاهلیان را در زمینه ازدواج، ذکر می شود.
مَهریه: مَهریه در فرهنگ اعراب جاهلی: قراردادن مهریه برای زن و آن را شرط صحۀ عقد دانستن، یکی از قوانین مثبت عرب بوده است؛ ولی اعراب با سوء استفاده از جنس زن و تفکّر منفی نسبت به او، اعتقاد داشتند که مهریه به زن تعلق ندارد، بلکه متعلق به پدر یا بزرگان قبیله است(22). قرآن کریم با این رفتار اعراب با شدت به مقابله برخاست و مهریه را کابین زن و حق مسلم او قرار داد: (وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً)8 ؛ «و مَهریه های زنان را (به عنوان هدیه یا) بدهی به آنان بپردازید».
تعدّد زوجات: یکی دیگر از قوانین منفی دوران جاهلیت، به اختیار درآوردن همسران نامحدود بود(23) پس از طلوع اسلام، خدای متعال با این فرهنگ جاهلی به مبارزه برخاست و آن را محدود کرده، تمکّن مالی و قدرت اجرای عدالت و مساوات در بین همسران را شرط نمود(24).
نمونه های دیگر فرهنگ خانواده در اعراب، مانند دوری جستن از زنان در مدت قاعدگی(25) ، ازدواج دسته جمعی (رهط)(26) ، زناشویی نامشروع جهت باردار شدن (استبضاع)(27) ، زناشویی تعویضی (28)(بدل)، ازدواج با نامادری(29) ، ازدواج شغار(30) و... که قرآن با نگاه انکاری، همۀ آن ها را رد کرد.
از بررسی فرهنگ ها، آداب و عقاید خرافی اعراب درمی یابیم، قرآن هیچ یک از آن ها را نپذیرفته و احکام و فرهنگ انسان ساز اسلام را جایگزین آن ها کرده است.
ب) قرآن و برخورد اثباتی با فرهنگ اعراب
با ظهور اسلام، فرهنگ مثبت اعراب که هیچ گونه تعارضی با عقل، علم و ارزش های انسانی و وحی الهی نداشت، به صورت اثباتی برخورد نمود و آن را تأیید کرد و این تأیید از این جهت نیست که ریشه در فرهنگ اعراب داشته باشد، بلکه ریشه در ادیان پیشین یا در فطرت و عقل انسان دارد. مانند:
اعتقاد به خالق یکتا؛ قرآن در آیات متعددی، مسئله اعتقاد اعراب را بازگو کرده، و می فرماید: با این که شما خدا را هم در خالقیت و هم در تدبیر، قبول دارید؛ چرا به پرستش غیر خدا مشغول هستید؟(31)
ماه های حرام: اعراب در زمان جاهلیت که بیشتر اوقات را به جنگ و ستیز می گذرانیدند و حس خشونت گرایی بر آن ها حاکم بود، با وجود این احترام خاصی برای ماه های حرام قائل بودند قرآن رفتار مثبت اعراب را به خاطر ریشه داشتن در ادیان الهی و ابراهیمی تأیید کرد.
مهمان نوازی: قرآن فرهنگ احترام به مهمان را پذیرفت چنانچه به مهمان نوازی حضرت ابراهیم نیز اشاره کرده است(32).
ج. قرآن و برخورد اصلاحی با فرهنگ اعراب
برای این که بهتر با برخورد اصلاحی قرآن با فرهنگ اعراب آشنا شویم، نمونه های از آن را ذکر می کنیم:
نماز خواندن: خواندن نماز، عبادتی است که از زمان پیامبران گذشته(33) ، معمول بوده، تمام پیامبران الهی، مردم را به عبادت تشویق می کردند. نماز و عبادت، اختراع شریعت مقدس اسلام نبود(34) ، بلکه اسلام، تکمیل کننده نماز می باشد.
عدّه زنان: یکی از عادت های مثبت جاهلیت، نگه داشتن عدّه برای زنان، پس از مرگ همسر یا پس از طلاِق بوده است. عدّه زنان در دوران جاهلیت یکسال بود(35).
اسلام برای رعایت حقوِق زن و برای سلامت حسب و نسب از اختلاط، چهارماه و ده روز عدّه تعین نمود: (وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً... )(36) ؛ «و کسانی از شما می میرند و همسرانی باقی می گذارند، باید چهارماه و ده روز، انتظار بکشند] عدّه نگه دارند [.»
حجّ:حج در بین اعراب پیش از اسلام وجود داشت؛ اما اسلام با پرورش و اصلاح، آن را مورد تأیید قرار داد.(37)
شاید تصور شود که اصلاح برخی قوانین عرب از ناحیه قرآن نشانه متاثر شدن است در حالی که باید گفت برخی از فرهنگ اعراب ریشه در ادیان ابراهیمی داشت و برخی دیگر بر اساس عرف اجتماعی یا از فطرت عقل و علم انسان سرچشمه می گرفت لذا نمی توان گفت آن ها نیز ابداعات اعراب بوده است.
همچنین گفته شده استفاده قرآن از زبان و تشبیهات اعراب، نشانه اقتباس قرآن از قوانین و فرهنگ آن هاست. اما باید توجه داشت، ابزارهای انتقال فرهنگ دخالتی در ماهیت وحی الهی و واقعیت ها ندارند. قرآن برای ارتباط با مخاطبان خود، در مرحله اول، از زبان آن ها - که اساسی ترین ابزار گفتگو است - استفاده می کند و در غیر این صورت تفهیم انجام نمی شود.
زبان قوم، لوازمی دارد، برای مثال: اگر واژه های بیگانه، در زبان قومی نفوذ کرده، و مصطلح و مشهور شده باشد، برای سخنور، ضرورت دارد، برای فهماندن مطالب خود، از آن اصطلاحات استفاده کند. استفاده از زبان مردم، نشانۀ تأثیرپذیری از فرهنگ های دیگر، نیست. زبان در این جا، بسان وسیله ای است که مطالب وحی الهی و قوانین و عقاید قرآنی را به مردم انتقال می دهد و زبان - تشبیهات، تمثیلات، کنایات، مجاز و... - در ماهیت وحی الهی دخالتی ندارند؛ افزون بر این، شیوه های بیانی، تشبیهات و... قرآن قابل مقایسه با شیوه بیانی اعراب نیست و در قرآن کمال ادب و بلاغت رعایت شده است.
نتیجه گیری: قرآن کریم تحت تأثیر عناصر منفی فرهنگ عرب جاهلی قرار نگرفته بلکه آن ها را رد کرده است و گاهی اصلاح کرده با عناصر مثبت آن فرهنگ که ریشه در عقل، علم، فطرت و ادیان گذشته داشته موافقت کرده است و این به معنای تأثیرپذیری نیست.منابع جهت مطالعه بیشتر
1. محمد هادی، معرفت، شبهات و ردود، موسسه التمهید، قم، 1382
2. رضایی، حسن رضا، بررسی شبهات قرآن و فرهنگ زمانه، مرکز مطالعات، قم، 1383.
3. نوری، یحیی، اسلام و جاهلیت، چ 8، تهران، مجمع معارف اسلامی، 1375.
4. قرآن و فرهنگ زمانه، محمدعلی رضایی اصفهانی، مجله معرفت، ش 26.
پینوشتها
- ۱-محمد بندریگی، المنجد، ماده ثقف.
- ۲-بن منظور، لسان العرب، ماده ثقف.
- ۳-سید علی اکبر قرشی، قاموس اللغه، ماده ثقف.
- ۴-محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه فرهنگ.
- ۵-علامه طباطبایی، المیزان، ج 17، ص 637.
- ۶- نحل/ 59-58.
- ۷-اعراف/ 28.
- ۸-تکاثر/ 1.
- ۹- بقره/ 200.
- ۱۰-حجرات/ 2.
- ۱۱-نور/ 27.
- ۱۲- انعام/ 151؛ اسراء/ 31.
- ۱۳-توبه/ 19.
- ۱۴- احزاب/ 4.
- ۱۵- بقره/ 170. آیه های دیگر هم اشاره دارد: مائده / 104؛ اعراف / 28.
- ۱۶-«انی بعثت لأتمم المکارم الاخلاق»؛ نهج الفصاحه: ح 944.
- ۱۷- یونس/ 18.
- ۱۸-آل عمران/ 80.
- ۱۹-انعام/ 100.
- ۲۰-یس/ 60.
- ۲۱- نمل/ 23.
- ۲۲-اسلام و جاهلیت، ص 604.
- ۲۳-تمدن اسلام و عرب، ص 102.
- ۲۴- نساء / 3.
- ۲۵-بقره / 222.
- ۲۶- بقره / 228.
- ۲۷-اسلام و جاهلیت، ص 606. (با اختصار وتوضیح)
- ۲۸-همان.
- ۲۹- نساء / 22.
- ۳۰-این ازدواج به این صورت است که کسی دخترش را به عقد دیگری در آورد و مهریه این دختر را در مقابل گرفتن دختر آن شخص قرار می داد. (شرح لمعه، ج 2، باب نکاح، ص 86.)
- ۳۱- عنکبوت / 63 و (عنکبوت/ 61، مؤمنون/ 89-84، یونس/ 31، زخرف/ 87-19، لقمان/ 25).
- ۳۲-حجر/ 51؛ ذاریات/ 24.
- ۳۳- ابراهیم/ 40.
- ۳۴-استاد سبحانی، المحصول، ج 1، ص 142.
- ۳۵- ر. ک: المیزان، ج 2، ص 342.
- ۳۶- بقره / 234.
- ۳۷-بقره / 158.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









