آیا قرآن ناقص است یا با جزئیات کامل ؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارفقرآن در جاهایی ادعا می کند کامل است و تمامی جزئیات را دارا می باشد و هیچ چیز باقی نمانده است که در آن نباشد مانند: (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ )(1) ؛ «و کتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستادیم که بیانگر هرچیز (از کلیات دین) و رهنمود و رحمت و مژده ای برای مسلمانان است». یا (ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ )(2) ؛ «(ما) هیچ چیز را در کتاب، فروگذار نکردیم».
اما چیزهای بسیاری هست که در قرآن نیامده است.
شکی نیست که قرآن، معجزۀ جاوید پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است و از جهات گوناگونی، اعجاز آن به اثبات رسیده است در عصری که جاهلیت و سیاهی مطلق بر جهان، سایه افکنده بود و حتی اروپائیان در آغاز قرون وسطی(3) و جهالت تاریخی بودند. قرآن با روشن گری های علمی و توجه وافر، به دانش، علما و دعوت به تفکر پا به میدان مبارزه با جهل و تاریکی گذاشت.
اما آیا، تمام علوم بشری - علم به معنای عام که شامل علوم عقلی، نقلی و تجربی می شود - با تمام دقایق و ظرایف آن ها، در لابه لای آیات قرآن، نهفته است، یا نه؟ اگر جواب مثبت است به چه شکل و اگر منفی است تکلیف آیاتی که خبر از بودن همه چیز در قرآن می دهد چه می شود؟ در اینجا دو نظر وجود دارد که پس از بررسی هر یک به نتیجه گیری خواهیم پرداخت.
الف) دلایل کسانی که معتقدند، همۀ علوم در قرآن کریم موجود است عبارتند از:
1. ظاهر آیات قرآن، دلالت بر این دارد که همه چیز در قرآن هست، مانند آیۀ (وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ)1 ؛ «هیچ تر و خشکی نیست مگر آن که در کتاب مبین الهی وجود دارد».
در آیه ای دیگر چنین آمده است: (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ)2 ؛ «هیچ چیزی را در کتاب فروگذار نکردیم در حالی که روشن کنندۀ هر چیز است» و در آیه ای دیگر آمده است: (ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ)3 ؛ «هیچ چیزی در کتاب فروگذار نکردیم».
قرآن وجود کتبی جهان تکوین و خلاصه ای از اسرار آفرینش است؛ پس همه علوم در قرآن وجود دارد و از آن الهام گرفته است و حتی مسائل فیزیک، شیمی و ریاضی در قرآن هست و اگر ما نتوانیم آن ها را پیدا کنیم، علتش این است که عقل ما، از درک و استخراج آن ها از قرآن قاصر است و در آینده بشریت پیشرفت می کند و همۀ مسائل را از قرآن به دست می آورد. مرحوم فیض کاشانی، در استدلال به آیۀ دوم، می گوید:
«که علوم انسان دو گونه است، اول. علوم مستفاد از حس که به وسیلۀ تجربه و حواس به دست می آید و این علوم متغیّر، فاسد شدنی، محصور و متناهی است و بیشتر علوم مردم این گونه است. دوم. علومی که از مبادی، اسباب و غایات به صورت علوم واحد کلی بسیط بر وجه عقلی و غیر متغیر، به دست می آید و آن علم به مسبب الاسباب است و این علم ضروری، کلی و محیط به امور و احوال است و شک، تغییر و غلط در آن نیست و این علم
مانند دانش خدا، به اشیاء، علم ملائکه، انبیا و اوصیاست که به احوال موجودات، در گذشته و آینده آگاهی دارند و هر کس خدا را با اوصاف کمال بشناسد پس علم او، محیط به همۀ امور و احوال است و هر کس کیفیت این علم را بداند، معنای آیۀ (تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ ) را می فهمد و متوجه می گردد که همه علوم و معانی، در قرآن هست و هر امری خودش یا مقومات، اسباب، مبادی و غایات آن، در قرآن وجود دارد»(4).
بعضی این طور استشهاد می کنند که بعد از جملۀ «لکل شیء» در آیۀ شریفه آمده است، (هُدیً وَ رَحْمَهً ) پس معلوم می شود که هدایت قرآن غیر از بیان همه چیز است (چون عطف با واو اشاره به تعداد دارد) از این رو نمی توان گفت که بیان همه چیز منحصر در بیانات تربیتی و هدایتی قرآن است که برای بشر آورده است(5).
2. روایاتی که مؤید عمومیت مستفاد، از لفظ آیات است و به علاوه ائمه علیهم السّلام در مورد علوم مختلف (مانند: پزشکی، فضایی و...) سخن گفته اند و سپس فرموده اند که تمام علوم ما، از قرآن است، به عنوان نمونه:
عن ابی عبدالله علیه السّلام: انّی لاعلم ما فی السموات وما فی الارض واعلم ما فی الجنه واعلم ما فی النار واعلم ما کان ومایکون قال: ثم مکث هنیئه فرأی ان ذلک کبر علی من سمعه منه فقال: علمت ذلک من کتاب الله عزّوجلّ انّ الله عزّوجلّ یقول فیه: تبیان کل شیء(6). «به درستی که من هر چه در آسمان ها و زمین است را می دانم، هر چه در بهشت و جنهم است را می دانم، هر چه واقع شده یا می شود را می دانم، سپس کمی مکث فرمود و ملاحظه کرد که این مطلب بر شنوندگان دشوار آمده پس فرمودند: این مطلب را از قرآن می دانم که خداوند می فرماید: قرآن بیان کنندۀ همه چیز است».
3. مسأله بطون قرآن است.
در بسیاری از روایات اسلامی، به بطون قرآن و اینکه هر آیه بطونی دارد اشاره شده است(7).
ب) دلایل کسانی که معتقدند همۀ علوم بشری در قرآن کریم موجود نیست:
اول - قرآن کتاب هدایت اخلاقی، تربیتی و دینی انسان است و نازل شده تا انسان ها را به سوی فضیلت ها و خداشناسی هدایت کند، تا از خرافه پرستی دور شوند و حقوق - افراد، خانواده و اجتماع - را به صورت کلی بیان کرده، تا مردم با رعایت احکام الهی، زندگی سالم داشته باشند و بر جهان شناسی و معرفت طبیعت، تکیه می کند، تا رابطۀ انسان و جهان با خدا روشن شود و مردم معرفت بهتری به خدا پیدا کنند. بنابراین ضرورتی ندارد که قرآن هم مسائل علوم تجربی، عقلی و نقلی را با تفصیلات و فرمول های آن ها، بیان کرده باشد، بلکه اشاراتی به آیات الهی، در زمین و آسمان برای سیر در ملکوت و تفکر در صنع الهی دارد، تا به هدف تربیت و تزکیۀ انسان ها نایل شود و بعید نیست منظور از بیان همه چیز در قرآن، مسائل دینی و هدایتی مردم باشد همان طور که بعضی از مفسران هم گفته اند(8).
یکی از اساتید صاحب نظر می فرماید: «لازم نیست قرآن در یک مسأله علمی، حتماً نظریه داده باشد، زیرا قرآن در صدد و در جایگاه حل مسائل
علمی نیست، البته آنچه فرموده باشد حق است و اگر اشاره ای به نکته ای علمی داشته باشد و به راستی لفظ قرآن، بر آن دلالت کند حق است و جای هیچ حرفی نیست»(9).
دوم - ظهور آیاتی که دلالت بر این دارد که همه چیز، در قرآن است قابل اخذ نیست زیرا:
الف) این ظهور خلاف بداهت است؛ چه بسیاری از مسائل جدید مانند: فرمول های شیمی، فیزیک و ریاضی در ظواهر قرآن، موجود نیست (البته مسألۀ بطون قرآن و علم ائمه علیهم السّلام بحث دیگری است که مستقلاً به آن اشاره می شود).
ب) بعضی از مفسران قرآن، صریحاً این ظهور را، انکار کرده اند و جالب این که در میان مفسران کسانی به چشم می خورند که از سردمداران تفسیر علمی قرآن هستند.
برای مثال، سید محمد رشید رضا، در ذیل آیۀ شریفۀ (ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ)2 می گوید: «اگر مراد از کتاب، علم الهی، یا لوح محفوظ باشد، پس عمومیت آیه به ظاهرش محفوظ است (یعنی تمام چیزها و امور دین و دنیا در علم الهی موجود است). اما اگر منظور از کتاب، قرآن باشد شیء منظور، موضوع دینی است و آن هدایت الهی است، پس همه چیز که مربوط به اقسام هدایت است، در قرآن بیان شده است(10).
ج) در مورد کتاب، در آیات فوق، احتمالات متعددی داده شده است از جمله منظور کتابی است که نزد خدا است و همۀ امور گذشته و آینده را در
بر دارد و آن لوح محفوظ است(11) ، یا علم خدا(12) یا به امام مبین(13) یا... تفسیر شده است بنابراین به طور قطع نمی توان گفت که قرآن کریم می فرماید همۀ چیزها، علوم و معارف دینی و دنیایی در قرآن موجود است (بلکه این یکی از احتمالات در مورد آیه شریفه است، ولی چون این ظهور، مخالف عقل است آن را کنار می گذاریم).
سوم - در مورد بطون قرآن و این که منشأ علم ائمه علیهم السّلام به تمام معارف و علوم گذشته و آینده از طریق قرآن است و یا علم به مبادی و مقومات اسباب که فیض کاشانی، در مورد قرآن مطرح فرمود، در ضمن احتمالات در تفسیر آیات شریفه، بیان شد که بعضی کتاب را، به معنای امام یا لوح محفوظ یا علم الهی گرفته اند، بنابراین تفسیر، مسأله حل می شود؛ چون علوم و معارف، نزد امام مبین است، یا همۀ علوم در علم الهی یا لوح محفوظ است که پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علیه السّلام از آن اطلاع دارند بنابراین مسأله وجود جمیع علوم در قرآن، منتفی می شود و اگر در روایات هم اشاره ای به کتاب الله (و اینکه منشأ علوم ائمه علیهم السّلام از آنجاست) شده است، اشاره به همان لوح محفوظ، یا علم الهی است (که شاید منظور فیض کاشانی هم، همین مطلب باشد) و قرینۀ جالب این است که در روایت ها کلمۀ کتاب الله آمده است نه قرآن. البته کل قرآن (شامل ظاهر و باطن می باشد) همۀ علوم و معارف دینی و غیر دینی را در بردارد، ولی مخاطب آن پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السّلام هستند و فقط آن ها می توانند این علوم را از بطون استخراج کنند. یعنی قرآن تبیان همه چیز (علوم دینی و علوم جدید بشری) هست، ولی فقط برای پیامبر و اوصیای او تبیان است.
در این مورد، علامۀ طباطبایی رحمه الله کلام جالبی دارند؛ ایشان در ذیل آیۀ شریفۀ (وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ)1 می فرماید: «ظاهراً مراد از کل شیء هر چیزی است که به هدایت مربوط باشد، هر چه که مردم در مورد مبدأ، معاد، اخلاق فاضله، شرایع الهیه، قصص و موعظه ها احتیاج دارند، قرآن به آن هدایت کرده است و بیان نموده است و ما از ظاهر الفاظ قرآن و مقاصد آن، همین مطلب را متوجه می شویم، اما در روایات نقل شده که در قرآن، علم گذشته و آیندۀ، تا قیامت موجود است و اگر این روایات صحیح باشد، منظور از تبیان اعم از دلالت لفظی است، پس شاید اشاراتی از غیر طریق دلالت لفظی دارد و اسراری را کشف می کند که فهم عرفی، به آنها راهی ندارد»(14).
جمع بندی
ظواهر قرآن که مردم می فهمند، عبارت است از بیان معارف دینی و هرچه که مربوط به هدایت انسان است، پس بیان علوم جدید با تمام جزئیات آن هدف ظاهر قرآن نیست.
آری، پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام بر اساس آیه 44 نحل مبین و مفسّر قرآن هستند و جزئیات احکام (مثل مسائل جزئی نماز، روزه، حدود و دیات و...) در احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام آمده است هر چند گاهی ما به صورت عادی از ظواهر قرآن متوجه نمی شویم. البته این مطلب به معنای مبهم بودن قرآن یا ناقص بودن آن نیست بلکه فهم و تفسیر برخی ساحت های قرآن نیازمند کلید خاصی به نام اهل بیت علیهم السّلام است که در حدیث ثقلین و آیه 44 نحل بدان تصریح شده است.
بنابراین اگر منظور از بطون قرآن، علم و علم ائمه علیهم السّلام به این طریق باشد، مطلب صحیحی است اما از محل بحث ما خارج است؛ چون اختلاف
در این بود که آیا همین قرآن موجود، صرف نظر از روایات و بیان پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السّلام، ظواهر آن جمیع علوم بشری و دینی را در بردارد یا ندارد؟ و اگر گفته شود پیامبر و ائمه علیهم السّلام از باطن و رموز قرآن، همه علوم را در می یابند، بحث دیگری و شاید این وجه جمع بین دو قول (موافق و مخالف) در این مسأله باشد. پس ظاهر آیات قرآن، بر تمام علوم بشری (با تمام فرمول ها و جزئیات آن) دلالت ندارد و اگر با توجه به بطون و علم پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السّلام کسی چنین چیزی اثبات کند، از محل بحث ما خارج است و علم آن، مختص به پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السّلام است.
نتیجه گیری
اگر قرآن در آیه ای می فرماید همه چیز در کتاب، کتاب الله - تعبیراتی نظیر این است - منظور تمام چیزهایی است که مربوط به هدایت و تربیت انسان است یا منظور از کتاب، لوح محفوظ و علم الهی و... است یا منظور مجموع ظاهر و باطن قرآن است که در این صورت پیامبر و امام بدان علم دارند نه عموم مردم. پس اگر بسیاری از مطالب را در ظاهر قرآن نمی بینیم در باطن آن می باشد که علمش نزد پیامبر و امام است.
آری، قرآن کامل است یعنی همه اصول کلی لازم برای هدایت بشر را بیان کرده است ولی به خاطر حجم کم آن و دارا بودن بطون و ساحت های فهم، نیازمند تبیین و تفسیر پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السّلام هستیم. یعنی سنت آنان مبین معارف الهی است که از قرآن به دست می آید.
منابع جهت مطالعه بیشتر
1. درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی.
2. معارف قرآن، استاد مصباح یزدی.
3. تفسیر علمی، دکتر ناصر رفیعی محمدی.
پینوشتها
- ۱- نحل/ 2.
- ۲-انعام/ 38.
- ۳-قرون وسطی، از حدود قرن پنجم تا پانزدهم میلادی بوده است و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در قرن ششم میلادی تولد شده است.
- ۴-تفسیر صافی، ج 1، ص 57 (فیض کاشانی رحمه الله).
- ۵-وجود همۀ علوم دنیایی، علوم بشری و معارف دینی در قرآن، در تفسیر مجمع البیان به عنوان یک احتمال ذکر شده است. (تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 289، ذیل آیۀ شریفۀ 38 سورۀ انعام (چاپ اسلامیه).) جلال الدین سیوطی در الاتقان، نیز همین قول را انتخاب کرده است و به آیات فوق الذکر استشهاد نموده است. (الاتقان، ج 4، ص 38، چاپ رضی در قم). غزالی نیز همین قول را دارد. (ر. ک: احیاء العلوم، ج 1، ص 289، چاپ دارالمعرفه بیروت).
- ۶-تفسیر صافی، ج 1، ص 57 (فیض کاشانی رحمه الله).
- ۷-میزان الحکمه، ج 8، ص 94-95. احیاء العلوم، ج 1، ص 289، چاپ دارالمعرفه.
- ۸- تفسیر مجمع البیان، ج 4، ص 298؛ تفسیر کشاف، ج 2، ص 628؛ المیزان، ج 14، ص 325.
- ۹-معارف قرآن، تألیف استاد مصباح یزدی، ص 229.
- ۱۰- تفسیر القرآن الحکیم، معروف به المنار، ج 7، ص 395. همچنین طنطاوی در تفسیر خود «لکل شیء» را امور دینی (که گاهی به طور تفصیل و اجمال ذکر شده) می داند. ر. ک: تفسیر الجواهر، طنطاوی، ج 8، ص 130، ذیل آیه 89 سوره نحل. ابو اسحاق ابراهیم بن موسی الشاطبی (790 ق) در کتاب الموافقات، ظهور آیات را شدیداً انکار می کند. و دکتر ذهبی نیز، در التفسیر والمفسرون، با او همراهی می نماید ر. ک: تفسیر والمفسرون، ج 2، ص 489.
- ۱۱-تفسیر مجمع البیان، ج 2، ص 298، ذیل آیۀ شریفۀ 38 سورۀ نحل (چاپ اسلامیه). تفسیر الکشاف زمخشری، ج 2، ص 21 و ص 31، سورۀ انعام (چاپ بیروت)؛ تفسیر الجواهر، طنطاوی، ج 4، ص 37 (چاپ اسلامیه).
- ۱۲- تفسیر الکشاف زمخشری، ج 2، ص 31، ذیل آیۀ 59 سورۀ انعام (چاپ بیروت).
- ۱۳- تفسیر البرهان، ج 1، ص 529.
- ۱۴-المیزان، ج 14، ص 325 (چاپ بیروت) با تلخیص.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









