اگر رحمت الهی گسترده است چرا برخی افراد را هدایت نمی کند؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف*توضیح شبهه
در سوره انعام آیه 12 می فرماید: خدا رحمت را بر خود مقرر کرده است، اما در همان سوره، آیه 35 و سوره ابراهیم آیه 4 می گوید: بعضی از اشخاص را هر چند که می تواند هدایت نمی کند.
*پاسخ
هدایت در لغت به معنای راهنمایی کردن و ارشاد نمودن است(1) و در اصطلاح، تعیین کمال مناسب یک شیء و معین کردن راهی که به آن کمال می رسد(2). کمالی که مناسب یک موجود است، هدف مغلوب نام دارد و راهی که باید به آن کمال و هدف مطلوب رسید، هدایت نام دارد. مثلاً کمال یک درخت زردآلو، در دادن میوه زردآلو در زمان و مکان مناسب و در اندازه ای خاص است که با سمت و سو دادن آن درخت به سمت کمال خود محقق می شود.
انواع هدایت
هدایت تقسیمات مختلف دارد از جمله این که یا تکوینی است یا تشریعی.
هدایت تکوینی هدایتی است که به امور طبیعی و روال عادی آفرینش تعلق می گیرد مثل این که خدا هر نوعی از انواع مخلوقات را به کمال خویش می رساند. و هدایت تشریعی مربوط به اموری مثل دستورات الهی است که در بخش اعتقادات، اعمال و اخلاقیات از طرف خداوند متعال وضع شده است. به تعبیر بهتر هدایت تشریعی آن است که پروردگار متعال قانون سعادت بخش را در اختیار انسان قرار بدهد و با امر به فضائل و نهی از رذائل او را آگاه کند تا او با انتخاب خویش راهی را برگزیند و به پایان آن راه برسد(3).
اقسام هدایت تشریعی
هدایت تشریعی بر دو قسم است:
1. هدایت عام
2. هدایت خاص
هدایت عام الهی هدایتی است که بر اساس آن راه رسیدن به مطلوب، مقصود و چگونگی طی نمودن آن بیان می گردد و پس از آن، موجود خودش باید مسیر را با انتخاب خود طی نماید و به هدف برسد. این نوع از هدایت تشریعی که ارائه نمودن قانون سعادت بخش و تبین حکمت علمی جامعه می باشد و در مقابل ضلالت و گمراهی است که گاهی ضلالت به صورت ارائه قانون زیان بار و طرح شقاوتمندانه ظاهر می شود و گاهی به صورت مخفی نمودن برنامه سعادت و قانون سودمند است(4).
این هدایت، شامل تمام انسان ها می گردد و به هیچ وجه تخصیص به برخی انسان ها ندارد و در جاهای متعددی از قرآن کریم مورد اشاره واقع شده است چنان که می فرماید (إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً)(5) ؛ «در واقع، ما او را به راه (راست) راه نمایی کردیم، در حالی که یا سپاس گزار است، یا بسیار ناسپاس است».
در قرآن کریم که خود عین هدایت است به طور روشن آمده است. که خداوند همگان را به هدایت تشریعی راهنمایی می کند. و هیچ فردی را از فیض هدایت بی بهره نگذاشته است و نمی گذارد و هرگز کسی را بدون اتمام حجت مجازات نمی کند و هرگز جامعه را بدون قانون رها نمی کند یعنی هیچ فرد یا جامعه ای را بدون قانون نمی گذارد و هیچ عیب و نقصی را نیز در قانون خود راه نمی دهد. اگر ضلالتی در این زمینه باشد مربوط به اختیار انسان است و هرگز به خداوند متعال نسبت داده نمی شود. (فَرِیقاً هَدی وَ فَرِیقاً حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلالَهُ )(6) ؛ «دسته ای را [خدا] راه نمایی کرده و دسته ای (که شایستگی نداشته اند،) گمراهی بر آنان ثابت گردیده است».
در این گونه موارد قرآن کریم ضلالت را به سوء اختیار انسان دانسته است چون انسان هایی تبه کار، پیمان تجاری زیان بار بسته و هدایت الهی را با ضلالت شیطانی و نفسانی معامله کردند (أُولئِکَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدی فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ )(7) ؛ «آنان کسانی هستند که «گمراهی» را با «راه نمایی» مبادله کردند».
هدایت خاصه الهی
قسم دوم از هدایت تشریعی، هدایت خاص الهی است که علاوه بر نشان دادن مسیر حرکت و مقصد، دست انسان را بگیرد و در راه او را همراهی نماید تا به مقصد و هدف خود برسد(8). چنان که گاهی شخصی را صرفاً از مسیر راه آگاه می سازیم و گاهی علاوه بر آن همراه او می شویم و تا مقصد او را مشایعت می نماییم.
این هدایت مخصوص پویندگان راه خدا و راهیان طریق الهی است یعنی اگر کسی بعد از روشن شدن حق و ظهور باطل، راه پیامبران الهی را برگزید
و آن راه را پیموده در تداوم آن و در تکمیل این هدایت، فیض هدایتی خاص الهی شاملش می شود و راه را برای او روشن تر می کند و امکانات آن را فراهم تر می سازد و موانع تکامل را به طرف می نماید چنان که می فرماید: (وَ یَزِیدُ اللّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدیً)1 ، «و خدا بر هدایت کسانی که ره یافته اند، می افزاید»؛ (وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ)2 ، «و کسانی که ره یافته اند (خدا) بر هدایت آنان افزود، و (توفیق) پارسایی شان را به آنان داد».
در بحث هدایت خاصه الهی، اضلال و گمراه کردن الهی نیز بحث می شود که ضلالت و گمراهی دو قسم است:
1. ضلالت ابتدایی
2. ضلالت ثانوی و مجازاتی.
ضلالت ابتدایی هرگز به خدا نسبت داده نمی شود چرا که خدا در نشان دادن راه و راهنمایی نسبت به حق و باطل هیچگونه ظلمی به بشر روا نداشته است تا گمراهی ابتدایی به او نسبت داده شود بلکه ابتدا اوست که حقیقت را به انسان نشان داده است و اگر گمراهی پدید آید از کوتاهی بشر است چرا که بر اساس غرض هایی، گمراهی را اختیار می کند.
گمراه نمودن ثانوی و مجازاتی، کار خداست. البته به این معنی نیست که خدا آدرس اشتباه بدهد و انسان را فریب بدهد بلکه این گمراه نمودن کیفری است که مترتب برضلالت و گمراهی ابتدایی خود انسان است که با اراده و اختیار می باشد. یعنی هرگاه فردی با داشتن همه امکانات هدایت از عقل درونی و پیامبر بیرونی عمداً راه انحراف را بر مسیر مستقیم ترجیح داده و کتاب الهی را پشت سر نهاد، خداوند او را به عنوان کیفر تلخ گرفتار گمراهی می کند به این معنی که نورانیت هدایت و توفیق فراگیری معارف و امتثال احکام را به او نمی دهد. در این هنگام است که او را به حال خود واگذار کرده و هیچ گونه کمک و مساعدتی به او نمی رسد و او در عین
حال راه های انحرافی را ادامه داده و آن ها را بر راه راست ترجیح می دهد و در پایان به عذاب دوزخ محکوم می گردد (فَلَمّا زاغُوا أَزاغَ اللّهُ قُلُوبَهُمْ )(9) ؛ «و هنگامی که (از حق) منحرف شدند، خدا دل هایشان را منحرف ساخت».
(یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقِینَ)2 ؛ «بسیاری را با آن گمراه می نماید و بسیاری را با آن راه نمایی می کند. در حالی که جز نافرمانان را بدان گمراه نمی سازد».
شرایط هدایت و گمراهی خاص الهی
شرط هدایت خاصه الهی، پیروی نمودن از هدایت عام الهی است و به اندازه ای که در هدایت عام الهی ثابت قدم و استوار باشد؛ به همان میزان از هدایت خاص الهی بهره مند خواهد بود. چنان که می فرماید: (وَ یَزِیدُ اللّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدیً )(10) ، «و خدا بر هدایت کسانی که ره یافته اند، می افزاید»؛ (وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ )(11) ، «و کسانی که ره یافته اند (خدا) بر هدایت آنان افزود، و (توفیق) پارسایی شان را به آنان داد».
در برخی از آیات کریمه نیز منیبین(12) را مشمول هدایت خاصه الهی دانسته است. (اللّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ )(13) ، «خدا هر کس را بخواهد به سوی (رسالت) خود برمی گزیند و کسی را که بازگردد، به سوی خود راه نمایی می کند».
قرآن کریم برای اضلال نیز موضوعاتی را مد نظر قرار داده است.
1. ظالمین؛ (إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ)1 ؛ «به راستی که خدا گروه ستمکاران را راه نمایی نمی کند».
2. فاسقین؛ (وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ )(14) ؛ «و خدا گروه نافرمانان را راه نمایی نمی کند».
3. کافرین؛ (وَ اللّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ)3 ؛ «و خدا گروه کافران را راه نمایی نمی کند».
حل یک اشکال
دو آیه از آیات قرآن کریم و یک سؤال.
1. (قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ)4 ؛ (بگو: «آیا از شریکان (معبود) شما، کسی هست که به سوی حق راه نمایی کند؟!» بگو: «(تنها) خدا به سوی حق راه نمایی می کند؛ و آیا کسی که به سوی حق راه نمایی می کند شایسته تر است که پیروی شود، یا کسی که راه نمی یابد، مگر آن که راه نمایی شود؟! پس شما را چه شده است؟ چگونه داوری می کنید؟!»).
2. (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ)5 ؛ «و هیچ فرستاده ای را، جز به زبان قومش نفرستادیم؛ تا (بتواند حقایق را) برای آنان به روشنی بیان کند؛ و خدا هر کس را بخواهد (به خاطر اعمالش)، در گمراهی وامی نهد، و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند) راه نمایی کند؛ و او شکست ناپذیر [و] فرزانه است».
سؤال: بر اساس آیه اول خداوند سزاوارتر است برای تبعیت تا دیگران پس باید همه را هدایت کند اما در آیه دوم، می فرماید، خدا هر کس را که بخواهد گمراه و هر کس را بخواهد هدایت می ننماید یعنی بعد از اینکه انسانی گمراهی اولیه را انتخاب کرد خداوند از او تبعیت می کند و گمراهی خاص و ثانویه را شامل حال او می گرداند و حال آن که چون خدا سزاوار تبعیت است؛ باید همه را هدایت کند و هیچ کس را گمراه ننماید.
پاسخ: هدایت در آیه اول با هدایت آیه دوم متفاوت است. مقصود از هدایت در آیه اول، هدایت عام الهی است که عبارت است از آگاه نمودن و ارشاد نمودن بشر به حق و حقیقت و سزاوار است که انسان از این هدایت الهی تبعیت کند نه از باطل و راه های انحرافی(15). اما مقصود از هدایت در آیه دوم، هدایت خاص الهی و گمراهی مجازاتی الهی است(16). وقتی افرادی از هدایت عام، پیروی کردند، خواست خدا بر این تحقق می گیرد که دست آن ها را بگیرد و راه تکامل را برای آن ها هموارتر نماید چون او حکیم است و حکیم هر کاری را در سر جای خود و به موقع انجام می دهد. همین طور در بحث گمراهی کسانی که از هدایت عام، پیروی نکنند، خدا آن ها را به حال خودشان واگذار می نماید و کمک و مساعدتی نمی نماید چون کمک و مساعدت به چنین افرادی، غیر حکیمانه و لغو است و به همین دلیل است که در پایان آیه دوم صفت حکیم خدا آمده است.
منابعی برای مطالعه بیشتر
1. تفسیر نمونه، ج 1، ص 67-73 و ص 151-153؛ ج 2، ص 350-353؛ ج 11، ص 365؛ ج 12، ص 294-296 و ج 16، ص 115-120.
2. هدایت در قرآن (تفسیر موضوعی)، آیت الله جوادی آملی، نشر اسراء، قم.
3. تفسیر المیزان، ج 1، ص 28-36؛ ج 7، ص 346-347؛ ج 12، ص 52 و ص 257 و ج 20، ص 210.
4. منشور جاوید (تفسیر موضوعی قرآن، آیت الله سبحانی، ج 3، ص 148 - ص 164.
پینوشتها
- ۱-ابن منظور، لسان العرب، ج 15، ص 353.
- ۲- جوادی آملی، عبدالله، هدایت در قرآن، ص 20.
- ۳-همان، ص 32.
- ۴- ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 7، ص 347؛ جوادی آملی، عبدالله، هدایت در قرآن، ص 46.
- ۵-انسان / 3. و نیز ر. ک: یوسف / 108؛ بلد / 10؛ مدثر / 36 و انعام / 153.
- ۶-اعراف / 30. و نیز ر. ک: نحل / 36 و بقره / 16.
- ۷-بقره / 16.
- ۸-ر. ک: علامه طباطبایی، المیزان، ج 7، ص 346 و نیز ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 3، ص 458.
- ۹-صف/ 5.
- ۱۰-مریم/ 76.
- ۱۱-محمد/ 17 و نیز ر. ک: مائده / 16.
- ۱۲-کسی که چند نوبت به سوی خدا بازگشت و این تناوب در رجوع به سمت خدا برای او ملکه شد و یک حالت خاصی به نام إنابه پیدا نمود یا در اثر قطع همه علاقه ها و انقطاع صرف به سوی خدا، توجه نمود، منیب نامیده می شود. (ر. ک: جوادی آملی، عبدالله، هدایت در قرآن، ص 54 (متن پاورقی).)
- ۱۳- شوری/ 13. و نیز ر. ک: رعد / 27.
- ۱۴-توبه/ 80 و مائده / 108.
- ۱۵-ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 10، ص 59؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 8، ص 284 و نیز ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج 5، ص 376؛ رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب، ج 6، ص 249.
- ۱۶-ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، ج 12، ص 16، مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 10، ص 269، طوسی، فضل بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 274؛ طیب، سید عبدالحسین، اطیب البیان، ج 7، ص 360.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









