تولد افراد ناقص الخلقه و مصیبت زده چگونه با عدل الهی سازگار است ؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0*توضیح شبهه
هیچ یک از انسان ها نیست که در زندگی مشکل نداشته باشد. اما برخی افراد در زندگی با مصائب سخت و سنگین و مشکلات طاقت فرسایی روبه رو هستند و تا آخر عمر نیز به آن دچار هستند.
چرا برخی افراد (که چه بسا بسیار انسان های متقی و مؤمنی هم باشند) مثلاً فرزند آن ها ناقص الخلقه به دنیا می آید و عمری آن ها را اذیت می کند؟ خود آن فرزند چه گناهی کرده است؟
مگر خدای متعال در قرآن نمی فرماید: (وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّمٍ لِلْعَبِیدِ)1 ؛ «خدا نسبت به بندگان بیدادگر نیست». آیا عدل به این معناست که عده ای تا پایان عمر در رفاه، خور و خواب بگذرانند و عده ای دیگر زیر بار مصائب له شوند!؟ جهت روشن تر شدن شبهه مصائب و مشکلات زندگی را به دو دسته تقسیم می کنیم.
گاهی در طول زندگی مشکلات دامن گیر انسان می شوند و گاهی بلایا ابتدایی هستند. مورد اول می تواند ناشی از عوامل متعدد مانند: کفارۀ گناهان، عامل ترفیع درجه، امتحان الهی یا بی احتیاطی و... باشد.
اما شبهه در بلایای ابتدایی است که از ابتدای تولد مثلاً انسانی دچار نقص عضوی باشد. در این صورت دیگر نمی توان گفت نتیجه کردار اوست یا کفارۀ گناهان است. چرا که شخص هنوز مکلف نشده تا گناه کند؛ همچنین ترفیع درجه و امتحان نیز در مورد او منتفی است.
*پاسخ
به این شبهه سه پاسخ داده می شود. پاسخ اول درون دینی و پاسخ های دوم و سوم برون دینی و قابل عرضه در محیطهای متفاوت هستند.
پاسخ اول
این پاسخ مبتنی بر تعبّد است. ما در مباحث اعتقادی پس از اثبات اصل وجود خدا توسط برهان های عقلی تک تک صفات او را نیز اثبات می کنیم.
پس از طی این مرحله با دلیل عقلی می پذیریم که خدای متعال حکیم و عادل است و هرگز اندک ظلمی در حق کسی مرتکب نمی شود و هر فعلی که انجام می دهد قطعاً مصلحت و حکمتی دارد. با پذیرفتن این مقدمات جایی برای این گونه پرسش با باقی نمی ماند چرا که با درک ناقصی که از حقائق عالم داریم ممکن است ظاهر امور را شر، و مشکل ببینیم اما چه بسا باطن آن خیرات و برکاتی دارد که اگر آنها را می دیدیم آرزو می کردیم همواره این مشکلات سراغ ما بیایند.
خدای متعال می فرماید،(وَ عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ)1 ؛ «چه بسا از چیزی ناخشنودید و آن برای شما خوب است.»
پاسخ دوم
تفاوت، نه تبعیض!(1)
در صورت نپذیرفتن قانون کلی عدل و حکمت خدا (به فرض مواجهه با مخاطب برون دینی) باید توجه داشت.آنچه انسان در عالم می بیند تفاوت است، نه تبعیض.اگر کسی ناقص الخلقه یا کم استعداد یا کوتاه قد و... به دنیا بیاید آیا خالق متعال بین او و سایر بندگان تفاوت گذاشته یا تبعیض قائل شده است؟
برای روشن شدن تفاوت این دو، مثالی می زنیم. اگر در یک کلاس 3 دانش آموز را با هم مقایسه کنیم که هوش آن ها و تلاش و جدیت آنها در درس خواندن یکسان است اما معلم به یکی از آن ها 20 و به دیگری 12 و به دیگری 5 بدهد بدون آنکه تفاوتی در آن ها وجود داشته باشد این تبعیض است؛ اما اگر همین دانش آموزان تفاوت جدی با یک دیگر داشته باشند و معلم متناسب با تلاش علمی آن ها در کلاس و بر منبای امتحان به آنها نمره دهد، ظلم نیست. در این صورت اگر به یکی 20، به دیگری 12 و به دیگری 5 بدهد در حالی که استحقاق آنها همین است تفاوت است نه تبعیض و این عین عدل است نه ظلم بلکه در این حال اگر به آنها یکسان نمره دهد ظلم است.
حال تفاوت ها در نظام خلقت نیز از این قبیل است.
تبعیض آن است که در شرائط و قابلیت های مساوی بین افراد فرق گذاشته شود اما تفاوت آن است که به هر کسی مطابق استحقاق و قابلیت او توجه شود.
مسلماً بندگان خدا ظرفیت های متفاوت دارند و نباید به طور مساوی از نعمت های خداوند بهره مند شوند. بعنوان مثال:
برخی انسان ها اگر اندکی ثروت آنها زیاد شود طغیان می کنند و نه تنها زندگی دنیا و آخرت خود را به خطر می اندازند بلکه ممکن است به جامعه نیز آسیب وارد کنند. خیر این گونه افراد در این است که عمری با فقر زندگی کنند تا از مرز اعتدال خارج نشوند. هر چند خود شخص این فقر را یک مشکل و مصیبت برای خود می پندارد اما در حقیقت فقر موجب سعادت و کمال اوست.
در مورد سلامتی و مرض نیز اینگونه است. کسانی که ظرفیت سلامتی را ندارند و ممکن است به فساد کشیده شوند. مصلحت آن ها در بیماری است حال ممکن است از بدو تولد به آن مبتلا باشند و یا در طول زندگی به آن مبتلا شوند. بنابراین مصائب، مشکلات و امراض چه از ابتدای زندگی و چه در مسیر زندگی سراغ شخص بیایند از این جهت فرقی ندارند چرا که مطابق ظرفیت، استحقاق و نیازهای انسان هستند و این عین عدل الهی است.
پاسخ سوم
همۀ این پاسخ ها مربوط به زمانی است که مصائبی که متوجه شخصی می شود مستقیماً از ناحیۀ خداوند باشد این در حالی است که بسیاری از مصائب و مشکلات ناشی از برخوردهای ناصحیح خود انسان ها با یک دیگر است و ربطی به عدل الهی ندارد. برای نمونه مسألۀ ناقص الخلقه بودن برخی افراد از بدو تولد می تواند ناشی از عوامل زیر باشد. ناآگاهی والدین در امورزناشویی و انعقاد نطقه و رعایت نکردن برخی موارد در دوران بارداری و بعد از آن. روشن است که اگر در اثر بی توجهی پدر و مادر به مسائلی که در سلامت فرزند مؤثر است فرزندی ناقص الخلقه به دنیا بیاید والدین مقصر هستند و اشکال متوجه عدل خداوند نمی شود.
علاوه بر پدر و مادر و حتی دیگران نیز می توانند در این امور دخیل باشند مانند بمباران اتمی هیروشیما. اکنون بعد از گذشت ده ها سال از انفجار بمب اتمی در هیروشیمای ژاپن هنوز آثار مواد شیمیایی آن در ژن افراد وجود دارد و تعدادی از فرزندان آنان با نقص عضو متولد می شوند.
مسلماً در چنین مواردی مسؤولیت مستقیم این عارضه با عاملان این فاجعه است و ربطی به مسأله عدالت خداوند ندارد.
پیامدهای سودمند بلاها و مشکلات
علاوه بر آنچه گفتیم بلاها و مشکلات برای انسان منافعی نیز دارد که ممکن است ما از آن ها غافل باشیم، اما خدای حکیم با در نظر گرفتن آن ها، شرایط زندگی ما را رقم می زند؛ در این جا جهت تکمیل بحث برخی از این فواید را به اختصار بیان می کنیم.
1. بلاها؛ عامل تکامل انسان
مشکلات زندگی باعث می شوند انسان ساخته شود و برای طی مراحل بالاتر تربیت شود. به عنوان مثال درختان یک گل خانه را با درختان بیابانی مقایسه کنید. درختی که زیر نظر یک باغبان توانا رشد کرده و همواره آب، مواد معدنی، نور کافی و شرایط متعادل برای آن فراهم بوده و خارهای اطراف آن زدوده شده است؛ و از طرفی درختی که در کویرها و دامنۀ کوه ها رشد کرده با باد، طوفان، سرما، گرما و بی آبی مبارزه کرده و مقاومت کرده است. کدامیک استقامت بیشتری دارند؟!
امیرالمؤمنین علیه السّلام در روایتی به همین مثال اشاره نموده می فرمایند:
«ألا وإنَّ الشَّجَرَهَ البَریه أصْلَب عوداً والرَّوائعُ الخَضِره أرَقُّ جُلوداً والنَّباتاتُ البَدویّه أقوی وقَوداً وأبْطَاٌ خمودا» (2) ؛ «آگاه باش که درختان جنگلی از نظر قدرت و استحکام محکم ترند و گیاهان سبز و خوش منظر از گیاهان دیگر ظریف تر و نازک ترند و آتش گیاهان کوهستانی پر شعله تر است و دیرتر خاموش می شود»(3). مسلماً مشکلات زندگی موجب استقامت وپایداری انسان می شود و این خود یک نعمت است که خداوند متعال به بندگان صالح خویش عطا می کند.
2. بلاها؛ عامل آزمایش
از طرفی بلاها و مشکلات سبب آزمایش ما انسان هاست و در صورت پیروزی در این آزمایش نردبانی خواهد بود جهت صعود به مراحل بالاتر کمال.
قرآن کریم می فرماید: (وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصّابِرِینَ)1 ؛ «و قطعاً [همه] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت ها و جان ها و محصولات آزمایش می کنیم؛ و به شکیبایان مژده بده».
در پرتو این گونه امتحانات است که انسان با صبر و حفظ ایمان در برابر مشکلات استحقاق مقامات بالاتر را کسب می کند و مراحل صعود را یکی پس از دیگری می پیماید. و روشن است که این جز لطف بر بندگان چیز دیگری نیست. لذا امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
«ان اشدالناس بلاءاً الأنبیاء ثم الذین یلوونهم ثم الأمثل فاالأمثل» (4) ؛ «همانا سخت ترین مردمان از نظر بلاء پیامبران هستند پس پیروان آن ها هرکه به آن ها نزدیک تر است بلای بیش تری دارد.»
همچنین می فرمایند:
«انما المؤمن بمنزله کفه المیزان کلما زید فی ایمانه زید فی بلائه» (5) ؛ «مؤمن همانند کفه ترازوست. هر چه ایمان او بالاتر رود بلاها و مشکلات او نیز بیشتر می شود.»
البته خدای متعال به هر چیز آگاه است و نیاز به امتحان کردن ما ندارد. لذا اگر سخن از آزمایش الهی است اتمام حجت برخود و کسب مراحل مقامات بالاتر می باشد تا معیاری آشکار باشد برای پاداش و عذاب در روز قیامت.
3. بلاها؛ زنگ بیدار باش و عامل پاکی از آلودگی ها انسان در اثر غفلت مرتکب گناه می شود و اگر مانعی بر سر راه او نباشد چه بسا تا پایان عمر در گناه غوطه ور شود و به فکر بازگشت هم نباشد.
(کَلاّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنی)1 ، «هرگز چنین نیست؛ قطعاً انسان طغیان می کند؛ به خاطر این که خود را توانگر دید» اما خدای متعال گاهی از باب لطف و عنایت و محبت خود به بندگان آنها، را مبتلا می کند تا به سوی او بازگردند و به بیراهه نروند و همین باعث می شود گناهان آنان نیز بخشیده شود. لذا در روایت این گونه می خوانیم:
عن الصادق علیه السّلام:
السقم یمحوا الذنوب(6)؛ بیماری گناهان را محو می کند.
عن الصادق علیه السّلام:
ساعات الهموم ساعات الکفارات(7)؛ لحظاتی که انسان مبتلا به غم و اندوه است عوض کفارۀ گناهان اوست.
4. بلاها؛ عامل شناخت نعمت ها و شکر گزاری آن ها
تا زمانی که انسان غرق نعمت های الهی است ممکن است قدر آنها را نداند و از نعمت دهنده غافل باشد اما محروم شدن از بخشی از نعمت ها موجب توجه انسان به ارزش آن نعمت ها و نعمت دهنده خواهد شد.
دو نکته پایانی
مطلب اول
خداوند متعال همه نعمت ها را ارزانی یک نفر نکرده است همان گونه که همۀ مشکلات و بدبختی ها را بر یک شخص روا نمی دارد.
آیا شما می توانید در این جهان انسانی را پیدا کنید که به تنهایی و فقط او از همه نظر در بدبختی ها و مشکلات به سر می برد؟ پس می توان گفت هر یک از انسان ها سهمی از مشکلات و سهمی از آسودگی ها دارند.البته به نسبت ظرفیت ها و روحیات افراد ممکن است کمتر یا بیشتر باشد.
مطلب دوم
فراموش نکنیم خدای متعال هرمقدار نعمت به هر کسی داده متناسب با آن از او عمل می خواهد. اگر کسی همه ی شرایط زندگی برای او فراهم است و در محیط سالم و بدون جنجالی زندگی می کند مسلماً از او انتظار بیشتری در رشد و کمال می رود و به کسی که مثلاً در محیط ناسالم به دنیا آمده یا مشکلاتی از قبیل فقر، مرض و... انتظار کمتر و متناسب با موقعیتش دارد. پس اگر توقعی که از هر شخصی می رود را با امکاناتی که در اختیار او قرار گرفته است یک جا در نظر بگیریم خواهیم دید رابطه ای عادلانه و متناسب برقرار است و به احدی ظلم نخواهد شد. چرا که مسئولیت هر شخص و توقعی که از او می رود متناسب با ظرفیتی است که به او داده شده است و این تناسب عادلانه است.
نتیجه
با توجه به عدل و حکمت الهی و همچنین با توجه به معنای تفاوتی که بین انسان ها گذاشته شده است روشن می شود که در نظام خلقت به احدی ظلم نشده است و اگر تفاوت هایی دیده می شود قطعاً دارای حکمتی است. بلاها و مشکلات نیز دارای آثار سازندۀ فراوانی هستند و خود موجب رشد و تکامل انسان هایند. از طرفی بسیاری از این مصائب نتیجه رفتار خود بشر و ظلم انسان ها به یک دیگر است و از آن جا که مسئولیت هر شخص متناسب وضع موجودش می باشد اشکالی متوجه عدالت خداوند نیست.
منابع جهت مطالعه بیشتر
1-تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی؛
2. عدل الهی، شهید مرتضی مطهری؛
3. کشف المراد (شرح تجرید الاعتقاد)؛
4. الهیات (4 جلدی)، آیت الله سبحانی.
پینوشتها
- ۱- برای مطالعۀ مفصل تر این بحث به کتاب عدل الهی شهید مطهری رحمه الله مراجعه کنید.
- ۲- نهج البلاغه، نامه 45.
- ۳-ارفع، ترجمه روان نهج البلاغه، ص 1059.
- ۴-گیلانی، ترجمه مصباح الشریعه، ص 545. (با اندکی تفاوت)
- ۵- کلینی، الکافی، ج 2، ص 254.
- ۶-بحارالانوار، ج 64، ص 244.
- ۷-همان.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰








