چرا در قرآن گواهی دو زن برابر گواهی یک مرد قرار داده شده است ؟

چرا در قرآن گواهی دو زن برابر گواهی یک مرد قرار داده شده است ؟

۰۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَ لْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلی أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَهِ وَ أَدْنی أَلاّ تَرْتابُوا إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَهً حاضِرَهً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلاّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ)1 ؛ 

«ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که (به خاطر وام یا داد و ستد) بدهی ای را تا سرآمدِ معین به یک دیگر بدهکار شدید، پس آن را بنویسید. و باید نویسنده ای بر اساس عدالت، (سند را) در میانِ شما بنویسد. و هیچ نویسنده ای، نباید از نوشتن خودداری کند، همان گونه که خدا آموزشش داده است؛ پس باید بنویسد. و کسی که حقّ بر عهده اوست، باید دیکته کند و از (عذاب) خدا که پروردگار اوست خود را حفظ کند و هیچ چیزی از آن (حقّ) را نکاهد. و اگر کسی که حقّ بر عهده اوست، سبک سر یا (از نظر عقل) کم توان باشد، یا (به خاطر گنگ بودن) نمی تواند خود دیکته کند، پس باید سرپرستش (به جای او)، بر اساس عدالت، دیکته کند و دو شاهد از میان مردان (مسلمان) تان به گواهی بطلبید؛ و اگر دو مرد نبودند، پس یک مَرد و دو زن، از شاهدانی که مورد رضایت شما هستند، [به گواهی بگیرید] تا [اگر] یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، پس یکی از آن دو، دیگری را یاد آوری کند. و شاهدان به هنگامی که (برای گواهی) دعوت می شوند، نباید خودداری نمایند. و از نوشتن (بدهیِ خود)، تا سرآمدش [چه] کوچک یا بزرگ، ملول نشوید. این نزد خدا دادگرانه تر، و برای گواهی استوارتر و به تردید نکردن، نزدیک تر است؛ مگر این که داد و ستد نقدی باشد که آن را در میان خود [دست به دست] می گردانید، پس هیچ گناهی بر شما نیست که آن [داد و ستد نقدی] را ننویسید. و [لی] هنگامی که معامله ی (نقدی) می کنید، شاهد بگیرید. و هیچ نویسنده و شاهدی، نباید زیان ببیند؛ و اگر [چنین] کنید، پس در حقیقت این از نافرمانی شماست. و خودتان را از [عذاب] خدا حفظ کنید و خدا به شما آموزش می دهد و خدا به هر چیزی داناست».

نکته ها و اشاره ها
1. آیه فوق، که طولانی ترین آیه قرآن کریم است، مقررات دقیقی در مورد امور تجاری بیان داشته است تا سرمایه ها در مسیر رشد طبیعی خود قرار گیرند. از این آیه هیجده دستور در مورد داد و ستد مالی استفاده می شود که عبارت اند از:

الف) هر گاه شخصی به دیگری وام داد یا معامله ای با او انجام داد(1) و یکی از طرفین بدهکار شد، باید قرار داد آنان با تمام خصوصیات آن نوشته شود تا بعداً 1- (1) واژه «دِین» در اصل به معنای «وام، قرض و بدهی» است؛ «قرض» در موردی به کارمی رود که دو چیز همانند هم باشند و «دِین» هر گونه معامله ای مانند اجاره و خرید و فروش و صلح را شامل می شود. صفحه ۷۵ هیچ گونه اشتباهی پیدا نشود.(1)

ب) طرفین معامله قرارداد را ننویسند، بلکه نویسنده «قرارداد» شخص سوّمی باشد، تا اطمینان بیش تری حاصل شود و قرارداد از مداخلات احتمالی طرفین محفوظ بماند.

ج) نویسنده ی قرارداد باید در نوشتن آن حق را در نظر بگیرد و واقع را بنویسد.

د) نویسنده و تنظیم کننده ی سند که از احکام و شرایط معامله اطلاع دارد، به پاس این موهبتی که خدا به او داده است، نباید از نوشتن قرارداد امتناع ورزد بلکه باید طرفین معامله را در این امر اجتماعی یاری نماید.(2)

ه -) باید «بدهکار» قرارداد را دیکته کند، یعنی بگوید، تا نویسنده بنویسد؛ چرا که همواره امضای اصلی در اسناد، همان امضای بدهکار است و قراردادی که بر اساس گفته های بدهکار تنظیم شده است، جای انکاری برایش باقی نمی گذارد.

و) شخص بدهکار که قرارداد را دیکته می کند، باید خدا را در نظر بگیرد و چیزی را فرو گذار نکند و همه ی مطالب را بگوید تا بنویسند.

ز) در سه صورت، سرپرست بدهکار به جای او قرارداد را دیکته می کند:
اوّل. هنگامی که بدهکار «سفیه و سبک سر» باشد، یعنی نتواند امور مالی خود را سامان بخشد.
دوّم. هنگامی که بدهکار «ضعیف»، یعنی کوتاه فکر، کم عقل و مجنون باشد.
سوّم. هنگامی که بدهکار «گنگ» باشد، یعنی قدرت سخن گفتن نداشته باشد.

ح) سرپرست بدهکار نیز باید در هنگام دیکته ی بدهی، عدالت(1) و منافع کسی را که سرپرست اوست در نظر بگیرد و از انحراف از حق دوری جوید.

ط) علاوه بر نوشتن قرارداد، باید دو نفر دیگر نیز شاهد قرارداد باشند.

ی) شاهد باید بالغ باشد.(2)

ک) شاهد باید مسلمان باشد.(3)

ل) یک مرد و دو زن نیز می توانند شاهد باشند.

م) شهود قرارداد باید مورد اطمینان طرفین و رضایت آنها باشند؛ و این اشاره به همان مسأله ی عدالت است که در روایات نیز آمده است.

ن) در صورتی که شاهدان قرارداد مرکب از دو مرد باشند، هر کدام می توانند مستقلاً شهادت بدهند، امّا در صورتی که یک مرد و دو زن شاهد باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر شهادت دهند، تا اگر یکی مرتکب اشتباهی شد، زن دیگر به او یادآوری کند.

س) در نوشتن قرارداد تفاوتی بین بدهی کم و زیاد نیست و باید همه را نوشت و از این کار خسته و ملول نشویم؛ چرا که اسلام می خواهد هیچ گونه نزاعی در روابط اقتصادی رخ ندهد.

ع) در صورتی که معامله نقدی بود، نوشتن قرارداد لازم نیست. البته از تعبیر «گناه و اشکالی ندارد» استفاده می شود که در همین صورت نیز اگر سندی برای داد و ستد نقدی تنظیم شود، بهتر است؛ چرا که از هرگونه اشتباه و اعتراض احتمالی جلوگیری می کند.

ف) در معامله ی نقدی، تنظیم سند و نوشتن لازم نیست، ولی باید شاهد گرفت، تا از اشتباهات و اعتراضات بعدی جلوگیری شود.

ض) نویسنده سند و هم چنین شهود، نباید به خاطر رعایت حق و عدالت، مورد آزار و اذیت قرار گیرند، وگرنه کسی جرأت نمی کند مسئول ثبت گردد یا گواهی دهد؛ از این رو اگر کسی شاهدان قرارداد یا نویسندگان سند را به خاطر حق گویی آزار دهد، مرتکب گناه و فِسق و از راه و رسم بندگی خدا خارج شده است.

2. در این جا این پرسش مطرح است که چرا در این آیه شهادت دو زن معادل شهادت یک مَرد شمرده شده است؟ شاید به خاطر آن است که زن موجودی عاطفی است و احیاناً ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد؛ از این رو یک نفر دیگر به او ضمیمه شده است تا از تحت تأثیر قرار گرفتن او جلوگیری شود.(1) البته نکته قابل توجه آن است که در میان زنان و مردان همیشه موارد استثنا وجود دارد، ولی از طرفی قوانین و مقررات اجتماعی بر اساس غالب افراد پایه گذاری می شود؛ و از طرف دیگر، داد و ستد و تجارت بیشتر توسط مردان انجام می گیرد و معمولاً بانوان کم تر از اسرار آن آگاهی دارند.

3. این آیه درباره فلسفه احکام فوق بیان می دارد که تنظیم اسناد و دقّت در آن ضامن اجرای عدالت، موجب تقویت و اطمینان شهود به هنگام شهادت و مانع ایجاد بدبینی در میان افراد اجتماع می گردد.

4. از جملات اخیر این آیه می توان استفاده کرد که تقوا و خداپرستی اثر عمیقی در آگاهی، و روشن بینی، فزونی علم و دانش انسان دارد. هنگامی که قلب و روح آدمی پاک شود، حقایق را هم چون آئینه منعکس می سازد.(1)

5. بزرگترین آیه قرآن در مورد مسائل حقوقی و تنظیم قراردادهای مالی در اجتماع است. این مطلب دقّت نظر و جامعیت اسلام را می رساند که تا چه اندازه به قانونمند کردن جامعه اهمیت می دهد و همین تأکیدات قرآن بود که بسیاری از این قوانین را در جامعه اسلامی گسترش داد و کم کم به صورت مقررات در مراجع رسمی درآمد و اجرا می شود.

6. در حدیثی آمده است: اگر کسی سند و شاهد در معامله نگیرد و مال او در معرض تلف قرار گیرد و دعا کند، خدا دعای او را مستجاب نمی کند، بلکه می فرماید: چرا به سفارش های من عمل نکردی؟(2) 

7. در این آیه دستور نوشتن اسناد اقتصادی داده شده است و مقدمه ی این کار آن است که افراد جامعه اسلامی با سواد باشند. آری، دستورات قرآن کریم، جامعه ی اسلامی را به سوی دانش و قانونمندی سوق می دهد.
آموزه ها و پیام ها 1. با تنظیم اسناد و شاهد گرفتن، روابط اقتصادی جامعه را سامان بخشید و زمینه اجرای عدالت را فراهم سازید.
2. هرگاه فرمان قلم به دست شما افتاد، تقوا را رعایت نمایید (و از طغیان قلم جلوگیری کنید).
3. مسلمانان به سوی سوادآموزی و قانونمند کردن جامعه حرکت کنند.
4. مسائل کوچک و بزرگ اقتصادی را ثبت کنید (و از اختلافات اقتصادی جلوگیری نمایید).
5. مسئولان ثبت اسناد و گواهان در جامعه ی اسلامی مصونیت دارند (و کسی حق تعرض و زیان رسانی به آن را ندارد).
6. پارسایی و خودنگه داری زمینه ساز دانش افزایی است. نکات قابل توجه در مورد تفاوت گواهی زن و مرد
الف) حکمت این تفاوت در آیه اشاره شده است (أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری) ، که اگر یکی از دو زن صحنه و مبلغ یا مورد معامله را فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند. طبیعی است که بانوان کمتر درگیر مسائل اقتصادی هستند و یا به خاطر اشتغالات ذهنی خاص خویش به آن ها کم تر اهمیت می دهند. از این رو نسبت به مردان بیش تر در معرض فراموشی امور اقتصادی هستند.
ب) بانوان دارای احساسات و عواطف قوی تر هستند و حیاء بیش تری نسبت به مردان دارند. از این رو ممکن است در برابر تهدیدها و تطمیع ها زودتر تسلیم شوند و گواهی خلاف واقع دهند و یا در حضور دادگاه حیاء کنند. اما هنگامی که دو نفر باشند ضریب خطا کم تر می شود. از دیدگاه روان شناختی نیز مسأله فراموشی زنان هنگام ادای شهادت قابل توجیه است زیرا فراموشی با میزان احساسات و هیجانات فرد، رابطه مستقیم دارد. به هر اندازه فرد تحت تأثیر احساسات و هیجانات روحی قرار گیرد، حوادث و وقایعی را که به خاطر سپرده، زودتر فراموش می کند و دقت کم تری در نقل آن خواهد داشت. یک روان شناس قضایی می گوید: «یک شیء یا یک موضوع که در ذهن ما انعکاس شدید هیجانی یا صبغه کراهت ایجاد می کند، می تواند موجب تسهیل یا تسریع در انصراف توجه ما شود».(1)
به اعتقاد برخی از روان شناسان حیاء و عفت یکی دیگر از عوامل فراموشی اشخاص است.(2)
ج) بانوان کم تر درگیر مسائل اجتماعی هستند از این رو با حیله های اقتصادی و اجتماعی کم تر آشنا می شوند و ممکن است زودتر از صحنه سازی های مفسدان اقتصادی فریب بخورند اما هنگامی که دو نفر باشند این خطر کم تر می شود. د) همان طور که در آیه آمده است که در شهادت اقتصادی خاص گواهی دو زن برابر یک مرد است.(3)

ه -) در برخی موارد دیگر در فقه اسلامی گواهی زنان مقدم است و حتی گواهی مردان پذیرفته نمی شود. گاهی شهادت زنان فقط پذیرفته می شود یعنی مواردی که اطلاع مردان از آن مشکل است مثل عیوب باطنی زنان، باکره بودن، حیض و ولادت.(4) و گاهی شهادت یک زن هم کافی است مثل گواهی زن در مورد ربع میراث و ربع وصیت.(5)

و) گواهی دادن و تعداد شهود در موارد خاص یک مسأله حقوقی است و معنای ارزشی ندارد یعنی ممکن است یک زن ارزش معنوی، اخلاقی یا علمی بیش تری نسبت به مرد داشته باشد یا بالعکس ولی در حقوق مسائل خاص خود را دارند.

اصولاً در این گونه شبهات باید از خلط بین مسائل حقوقی و ارزشی جلوگیری کرد.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-واژه «دِین» در اصل به معنای «وام، قرض و بدهی» است؛ «قرض» در موردی به کارمی رود که دو چیز همانند هم باشند و «دِین» هر گونه معامله ای مانند اجاره و خرید و فروش و صلح را شامل می شود.
  • ۲- ظاهر آیه این است که نوشتن این قرارداد واجب است، امّا از آیه ی بعد (فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذِی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ) (بقره/ 283) به دست می آید که لزوم نوشتن قرارداد در صورتی است که اطمینان کامل بین طرفین نباشد و احتمال کشمکش و نزاع وجود داشته باشد.
  • ۳- البته از ادامه آیه (وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً) (بقره/ 282) استفاده می شود که قبول دعوت تنظیم اسناد برای نویسنده، وجوب عینی ندارد. جمله (کَما عَلَّمَهُ اللّهُ) ممکن است تأکید و تشویق نویسنده و یا اشاره به رعایت نهایت امانت داری باشد.
  • ۴- واژه «عدل» به معنای «میانه روی و دوری از افراط و تفریط در هر کاری»، و نیز به معنای «قراردادن هر چیز در جای خود» است.
  • ۵- از واژه «رجال» در «رِجالِکُم» استفاده می شود که آن دو شاهد باید از «مردان» باشند.
  • ۶- از ضمیر «کم» در «رِجالِکُم» استفاده می شود که آن دو شاهد باید از «مسلمانان» باشند.
  • ۷- تفسیر نمونه، ج 2، ص 287.
  • ۸- همان، ص 289.
  • ۹- نورالثقلین، ج 1، ص 298، ح 1195.
  • ۱۰- روان شناسی قضایی، ج 1، ص 275 به نقل از زن از زبان قرآن، ص 68.
  • ۱۱- اصول روان کاوی، ترجمه هاشم رضی، ص 266-267، به نقل از همان.
  • ۱۲- ر. ک: تحریر الوسیله، امام خمینی رحمه الله، کتاب الشهادات، مسأله 4.
  • ۱۳- همان، مسأله 6.
  • ۱۴- همان، مسأله 7.
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث