فلسفه ازدواج موقت چیست ؟ و چرا قرآن پذیرفته است ؟
۰۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
در حالی که نوعی بهره کشی از زنان است و جایگاه زن را پایین می آورد.
پاسخ: در این جا لازم است نخست به تفسیر آیه 24 نساء بپردازیم.
(وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاّ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ کِتابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ
ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ
أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللّهَ کانَ
عَلِیماً حَکِیماً)1 ؛ «و زنان شوهردار (نیز بر شما حرام اند؛) مگر آنچه (از کنیزان) که مالک شده اید. (این احکامی است که)
خدا بر شما مقرّر داشته است. و غیر از این (زنانِ نام برده) برای شما حلال است که با اموالتان [آنان را] طلب کنید؛ در حالی
که پاک دامنانِ غیرزشتکار (= غیر زناکار) باشید. و زمانی که از آن (زن) ان در آن (زمان) (مُتعه و ازدواج موقت) بهره می برید،
پس مَهرشان را، در حالی که واجب شده، به آنان بدهید. و هیچ گناهی بر شما نیست در آنچه، بعد از وجوب (مَهر)، با یک دیگر در
موردش توافق کردید؛ به راستی که خدا دانای فرزانه است».
شأن نزول
حکایت شده که پس از جنگ «اوطاس»(1) برخی از زنان به دست مسلمانان اسیر شدند و پیامبر صلی الله علیه و آله پس از آن که مطمئن
شدند آنان باردار نیستند، اجازه دادند که با مسلمانان ازدواج کنند و یا هم چون کنیز در اختیار آنان قرار گیرند. این آیه فوق
در مورد این گونه زنان فرو فرستاده شد.(2)
تذکر: این گونه شأن نزول ها ممکن است تطبیق باشد؛ یعنی آیه یک مطلب عام را بیان می کند، ولی با برخی وقایع تطبیق شده است.
نکته ها و اشاره ها
1. ازدواج با زنان شوهردار، از هر مذهب و ملتی باشند، حرام است و استثنا در مورد زنان غیر مسلمانی که در جنگ ها اسیر شده
اند، می تواند به خاطر مصلحت اجتماعی باشد؛ یعنی این گونه زنان یا باید به محیط «کفر» بازگشت داده شوند، یا بدون شوهر در
میان مسلمانان بمانند و یا رابطه ی آنان با شوهران سابق قطع شود و از نو ازدواج دیگری نمایند. راه حل اول بر خلاف اصول
تربیتی اسلام و راه حل دوم ظالمانه است و مفاسدی را به دنبال دارد؛ بنابراین تنها راه، همان راه حل سوم است؛ یعنی اسارت این
گونه زنان به منزله ی «طلاق» و جدایی از شوهران سابق به شمار آید، و بعد از اتمام عِدّه(1) می توانند ازدواج کنند.
2. واژه ی «مُحْصِنات» از ماده ی «حِصْن» به معنای قلعه و دژ است و به زنان شوهردار و زنان پاک دامن «محصنات» گفته می شود؛
چرا که خود را از کارهای زشت حفظ می کنند و یا در تحت حمایت مردان قرار دارند.
گاهی این واژه به زنان آزاد، در مقابل کنیزان، نیز گفته می شود؛ چرا که آزادی آنها به منزله حریمی است که به دور آنان کشیده
شده و کسی حق نفوذ به آن را ندارد. این واژه در این آیه به معنای اول و در آیه بعدی به معنای دوم است.(2)
3. تعبیر «این ها اموری است که خدا بر شما مقرر داشته و نوشته است»، تأکیدی است بر این که احکام و قوانین مربوط به جایز یا
ممنوع بودن ازدواج با زنانی که نام برده شد، تغییرناپذیر است.
4. اصل، حلال بودن ازدواج با زنان است، غیر از مواردی که استثنا شده است.
5. پیوند مردان با زنان از روی پاک دامنی و بدون زشتکاری (زنا) باشد.(1) این تعبیر، شاید اشاره به این حقیقت دارد که نباید
تمام هدف در ازدواج، هوس رانی و ارضای غریزه ی جنسی باشد، بلکه باید هدف عالی تری، مثل بقای نسل و حفظ خود از آلودگی، مد نظر
باشد.
6. رابطه زناشویی باید قانونی باشد؛ یعنی یا به شکل ازدواج و با پرداخت مهر و یا به شکل دارا بودن کنیز باشد.(2)
7. این آیه به مُتعه(3) زنان، یعنی ازدواج موقت اشاره می کند(4) و روایات زیادی از اهل بیت علیهم السلام و اصحاب بزرگ پیامبر
صلی الله علیه و آله این مطلب را تأیید می کند.در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم.
حکم مُتعه در قرآن نازل شده و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله طبق آن جاری گردیده است.(5)
8. از تعبیر «زنانی را که با آنان ازدواج موقت می کنید، مهرشان را به عنوان یک واجب بپردازید.» استفاده می شود که اصل قانون
ازدواج موقت، قبل از نزول این آیه ی برای مردم مسلم بوده است و این آیه بر پرداخت مهر آنان تأکید می کند.
از روایات شیعه و اهل سنت نیز استفاده می شود که حکم ازدواج موقت در
زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وجود داشته است و مسلمانان صدر اسلام بدان عمل می کردند و دلیل معتبری از قرآن یا سنت
پیامبر صلی الله علیه و آله برای نسخ و زایل شدن این حکم نداریم.(1)
تنها از عُمر حکایت شده که دو مُتعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وجود داشت که من آنها را حرام کردم و بر آنها مجازات
می کنم، متعه (یا ازدواج موقت زنان) و حج تمتع (که نوعی خاص از حج است).(2)
البته همین جمله و حکم عمر نیز، دلیل روشنی بر وجود و جواز ازدواج موقت در زمان حیات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است.
9. ازدواج موقت یک قانون کلی و عمومی است که براساس علم و حکمت الهی پایه گذاری شده و دارای امتیازات ویژه ای است؛از جمله:
الف) به غرایز طبیعی انسان، به صورت صحیح پاسخ می دهد.
ب) از انحرافات جنسی جامعه جلوگیری می کند یا آنها را کاهش می دهد.
ج) می تواند برای افرادی که در دوره ی تحصیل یا مسافرت های طولانی هستند و نمی توانند ازدواج دایم نمایند، کارساز باشد.
د) شرایط سنگین ازدواج دایم و مسئولیت های آن را بر طرفین تحمیل نمی کند.
10. جامعه بشری در عصر حاضر بر سر دو راهی «ازدواج دایم» و «فحشا» قرار گرفته است و عملًا روابط نامشروع را برای کسانی که
نمی توانند ازدواج دایم کنند، به رسمیت شناخته است، در حالی که قانون ازدواج موقت می تواند بشریت را از این بن بست بیرون
آورد.
در روایتی از امام باقر علیه السلام حکایت شده که علی علیه السلام مکرر می فرمود:
اگر عمر ازدواج موقت را قبل از من حرام نکرده بود، جز تعداد اندکی، کسی مرتکب عمل زشت (زنا) نمی شد.(1)
11. ازدواج موقت قانون و مقررات خاص خویش را دارد؛ یعنی همانند ازدواج دایم دارای صیغه خاص شرعی است و زن در مدت ازدواج موقت
حقّ ازدواج با مرد دیگر را ندارد و بعد از اتمام ازدواج نیز باید عدّه نگه دارد؛ یعنی دست کم چهل و پنج روز صبر کند، تا اگر
باردار شده است روشن شود. در ازدواج موقت چنانچه فرزندی پیدا شد، فرزند قانونی این زن و شوهر به شمار می آید و باید مورد
حمایت قرار گیرد. البته ازدواج موقت، از نظر ارث بردن زن و شوهر از یک دیگر و واجب شدن هزینه زندگی زن (نفقه)، با ازدواج
دایم تفاوت دارد؛ از این رو، شرایط سنگین ازدواج دایم را بر مرد و زن تحمیل نمی کند.
12. در ازدواج موقت، طرفین می توانند با رضایت خویش مقدار مهر را کم یا زیاد کنند؛ چرا که مهر نوعی بدهکاری است که با رضایت
طرفین قابل تغییر است. و نیز از آیه ی استفاده شده که، در ازدواج موقت طرفین می توانند مدّت عقد را تمدید نمایند (البته برای
اجرا نیاز است به کتب فقهی مجتهد مراجعه شود).(2)
نکات
الف) متعه بهره کشی از زن نیست چرا که استفاده جنسی دو طرفی است و از آن جا که متعه کارکردهای زیادی دارد که به نفع جامعه و
زن و مرد است قرآن پذیرفته است که ضرورت ها را حل کند.
ب) کارکردهای متعه عبارتنداز:
1 - ساماندهی ازدواج های غیرقانونی در جامعه
2 - بالا رفتن ضریب امنیت جنسی در جامعه
3 - جلوگیری از فحشاء برای جوانان (بهداشت جنسی)
4 - فرار از مشکلات ازدواج دائم (دفع ضرر اقتصادی)
5 - حلّ مشکل دانشجویان و تجار مسافر
6 - حل مشکل مردان نیازمند به زن در حال عادت زنانه
7 - حل مشکل فرزندان متعه (ارث و...)
8 - نفع اقتصادی برای خانم ها
9 - بهداشت روانی در هنگام آمیزش که موجب سلامت نسل می شود
10 - گاهی صیغه های موقت به دائم ختم می شود.
11 - محرم شدن افراد در محیطهایی که اختلاط زن و مرد است.
12 - تحت الحمایه شدن زنان بی سرپرست در جامعه
13 - زنان بی سرپرست زیادتر هستند و متعه موجب کاهش آن ها می شود.
ج) متعه احکام خمسه دارد.
گاهی واجب است اگر مرد یا زن بدون متعه به گناه بیفتد.
گاهی حرام است اگر مرد یا زن آبرویشان از بین برود یا مفاسد دیگر داشته باشد.
گاهی مستحب یا مکروه یا مباح می شود.
د) اسلام می خواهد که ارضای غریزه جنسی انسان به صورت حداکثری قابل ارضاء و قانون مند باشد تا
اولاً راه کمال انسان باز شود.
ثانیاً بهانه برای گناه نباشد.
پینوشتها
- ۱- اوطاس نام محلی است که یکی از جنگ های اسلامی در آن جا واقع شد.
- ۲- همان، ص 333؛ تهذیب الاحکام، ج 8، ص 176؛ عوالی اللالی، ج 3، ص 228؛ وسائل الشیعه، ج 21، ص 104، و بحار الانوار، ج 21، ص 182.
- ۳- عدّه آنان یک بار قاعده شدن و یا (در صورت بارداری) وضع حمل آنان است (تفسیر نمونه، ج 3، ص 333).
- ۴- همان.
- ۵- واژه «غیرُ مُسافِحین» از ماده «سِفاح»، در اصل به معنای ریزش آب، و یا اعمال بیهوده و بی رویه است و در این جا کنایه از عفت و دوری از عمل زشت (زنا) است (همان، ص 334).
- ۶- در مورد کنیزان و برده داری در اسلام، ذیل آیات بعد توضیح خواهیم داد.
- ۷- واژه «مُتعه» در لغت به معنای «بهره گیری» آمده است، اما در اسلام در دو مورد اصطلاح شده است: یکی ازدواج موقت با زنان و دوم حج تمتع.
- ۸- اگر آیه ی فوق را به معنای ازدواج دایم بگیریم، معنای آیه غلط می شود؛ یعنی: اگر از زنان دایم بهره گیری کردید، مهر آنان را بپردازید، در حالی که مهر زنان دایم با بهره گیری و بدون آن لازم است و حتی به مجرد عقد پرداخت نیمی از مهر لازم می شود.
- ۹- نوادر اشعری، ص 81؛ کافی، ج 5، ص 448؛ تهذیب الاحکام، ج 7، ص 250؛ استبصار، ج 3، ص 141؛ نور الثقلین، ج 1، ص 467 و تفسیر برهان، ج 2، ص 9-58.
- ۱۰- تفسیر نمونه، ج 3، ص 338-340 و الغدیر، ج 6، ص 206-210.
- ۱۱- «متعتان کانتا علی عهد رسول اللّه وانا احرمهما ومعاقب علیهما متعه النساء ومتعه الحج». (ر. ک: سنن کبری بیهقی، ج 7، ص 206؛ تفسیر قرطبی، ج 2، ص 392؛ تفسیر طبری، ج 5، ص 10 و کنز العرفان، ج 2، ص 158).
- ۱۲- عن الباقر علیه السلام کان علیُّ یقول: «لولا ما سبقنی به بنی الخطّاب ما زنی إلّا شقیّ». (اصول کافی، ج 5، ص 448؛ تفسیر صافی، ج 1، ص 439؛ تهذیب الاحکام، ج 7، ص 250؛ وسائل الشیعه، ج 21، ص 5؛ و جامع البیان، ج 5، ص 10).
- ۱۳- در روایات اهل بیت علیهم السلام نیز به این مطلب اشاره شده است (ر. ک: اصول کافی، ج 5، ص 378 و وسایل الشیعه، ج 21، ص 239-337).
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









