زمین از منظر قرآن و علم

زمین از منظر قرآن و علم

۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
الف) هفت زمین در آیات قرآن و عدم اثبات علمی آن در قرآن کریم می خوانیم: (اللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ)1 ؛ «خداوند آن کسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن آسمان ها از زمین خلق کرد».
در حالی که از نظر کیهان شناسی امروز میلیون ها ستاره و سیاره وجود دارد اما سیاره ای به نام «زمین» یکی بیش تر نیست. آیا این دو مطلب با هم معارض نیست. بررسی: الف) کلمه «ارض» در لغت به معنای جرم و نیز به معنای پایین چیزی می آید و به عبارت دیگر هر چیزی نسبت به بالای خود «ارض» (زمین) است و نسبت به پایین خود «سما» (آسمان) است.(1)

ب) در مورد کلمه هفت زمین چند احتمال داده شده است.
1 - هفت کره مثل زمین باشد که ما بر آن زندگی می کنیم. در حالی که ما از یکی از آن ها اطلاع داریم و بقیه هنوز کشف نشده است و در این مورد باز این بحث مطرح می شود که آیا مقصود از عدد هفت همان عدد 7 واقعی است یا برای بیان کثرت آمده است. (همان طور که در «سبع سموات» گفته شد.)

2 - منظور هفت طبقه داخلی زمین باشد.

3 - مقصود هفت قاره و شبه قاره یا هفت منطقه آباد در زمین باشد.(2)

4 - منظور هفت مرتبه پایین وجودی باشد. (در مقابل هفت آسمان که هفت مرتبه وجودی بالاست).

پ) منظور از کلمۀ «مثل» چیست؟
1 - برخی مثل بودن زمین و آسمان ها را در هفت گانه بودن آن ها دانسته اند آن گاه همان چهار احتمال بالا به دست می آید.

2 - ممکن است مثل بودن را در ملکوتی بودن و آسمانی بودن بدانیم. آن گاه معنا چنین می شود که از زمین چیزی شبیه آسمان است آفریدیم، یعنی انسانی که مرکب از ماده زمینی و روح ملکوتی آسمانی است.(1)

3 - برخی نیز مثل بودن زمین و آسمان (سیارات و ستارگان) را در شناور بودن و معلّق بودن آن ها در فضا دانسته اند و این که زمین مثل سیارات دیگر بدون ستون (با نیروی جاذبه) می چرخد.(2) پس با توجه به احتمالات متعددی که از تفسیر «ارض» و «سبع» به دست آمد می توانیم بگوییم که چون در علم به طور قطع وجود سیاراتی شبیه زمین نفی نشده است و از طرف دیگر ممکن است مراد از «ارض» در این جا همان زمین مصطلح نباشد؛ تعارض قطعی بین علم و دین در این مورد وجود ندارد. ب) زمین از نظر قرآن حرکت می کند یا ساکن است؟ کروی یا مسطح است

برخی صاحب نظران از پاره ای از آیات قرآن حرکت زمین و کروی بودن آن را نتیجه گرفته اند و برای مثال به آیات: 88 / نمل(3) و (أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً)4 ؛ «آیا زمین را بستر قرار ندادیم؟!». و (أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفاتاً)5 ؛ «آیا زمین را قرار نداده ایم فراگیرنده ی» و (هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً)6 ؛ «او کسی است که زمین را برای شما رام قرارداد». استشهاد کرده اند(1).
و برخی صاحب نظران برآن اند که دانشمندان مسلمان مثل ابوریحان بیرونی (440 ق) در قرن پنجم قمری حدس زده بودند که نظام بطلمیوسی که مبتنی بر سکون زمین بود صحیح نیست و با اشکالات نجومی زیادی روبه روست اما حاضر نبودند این تئوری را عوض کنند چون یک حدس دیگری هم زده بودند که اگر این را تکان بدهند خیلی چیزها تکان می خورد. می گفتند حالا فعلاً خانه ای داریم ولو این که دیوارش ترک برداشته، این را خراب نکنید که دیگر هیچ نخواهیم داشت.(2)
اما برخی دیگر از آیات قرآن را بیان گر مسطح بودن زمین دانسته اند و می نویسند: «آکادمیسین «کراچکوفسکی» در اثر با حجم بزرگ با قطع نزدیک به رحلی، آن [هموار بودن زمین] را یاد کرده است. عربی آن به نام «الادب الجغرافی العربی» در سودان چاپ شده است و شادروان ابوالقاسم پاینده آن را برای «فرانکلین» سابق (اکنون آموزش انقلاب اسلامی) به فارسی برگردانده است... و خانم دکتر عایشه بنت شاطی پاسخ های مفصلی داده اند».(3) اگر این گونه است پس یا باید مسطح بودن زمین را به قرآن نسبت دهیم و تعارض علم و دین را بپذیریم و یا هر دو نظریه (کروی - مسطح) را به قرآن نسبت دهیم و تعارض درونی قرآن را بپذیریم. برخی افراد مثل کسروی از آیه (تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ)4 و از جریان ردّ الشمس این گونه نتیجه می گیرد که نظر قرآن بر سکون زمین و حرکت خورشید است(1) و در این صورت آن آیات با یافته های جدید علمی معارض می شود.

بررسی:
1. آیا لازم است که قرآن در هر مطلب علمی نظر و دیدگاه مثبت یا منفی، موافق یا مخالف داشته باشد؟ در پاسخ باید گفت که قرآن کتاب هدایت است و هر چیزی که مربوط به سعادت و هدایت بشر است در آن موجود است و گاهی به مطالب علمی هم در همین راستا اشاره می کند ولی این بدان معنا نیست که قرآن در مورد هر مطلب علمی نظر داده باشد یا لازم باشد که نظر دهد. پس اشکالی ندارد که بگوییم قرآن راجع به حرکت زمین یا کروی بودن آن نظری نداده است.

2. برداشت های افراد از آیات قرآن در مورد کروی یا مسطح بودن زمین برای دیگران حجت نیست. به ویژه آن که گاهی در مورد یک آیه برداشت های متفاوتی می شود و لذا این برداشت ها نمی تواند پایه تعارض علم و دین شود و همان گونه که گذشت وقتی تعارض جدی می شود که بتوان یک نظریه ضد علمی را قطعاً از نص یا ظاهر قوی قرآن برداشت کرد. ولی برداشت های احتمالی و ضعیف و گاه بدون ذکر استناد و آیه نمی تواند مبنا باشد.

3. در مورد آیه 86 /کهف (تغرب) قبلاً سخن گفتیم و دربارۀ ردّ الشمس هم باید گفت که این جریان در قرآن نیامده است پس در حوزه تعارض قرآن و علم مطرح نمی شود و جای بررسی آن در حوزه حدیث و فرصت دیگر است.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-ر. ک: مفردات راغب، مادۀ «ارض» و ماده «سما».
  • ۲- المیزان، ج 19، ص 326.
  • ۳-همان.
  • ۴-ر. ک: تفسیر «الطیب البیان» در تفسیر آیه 12 سوره طلاق.
  • ۵-ر. ک: تفسیر نمونه زیر آیه 88 /نمل.
  • ۶-ر. ک: اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، یدالله نیازمند شیرازی، ص 80 (1335 ه. ش)
  • ۷-علم و تمدن در اسلام، دکتر سید حسن نصر، به نقل از تعارض علم و دین، ص 71.
  • ۸-محمد حسین روحانی، مجله بینات، ش 8، زمستان 74، ص 9-88.
  • ۹-برگرفته از تعارض علم و دین، منسوب به دکتر سروش، ص 37.
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث