چرا در آیه 160 اعراف عدد مؤنث آمده ولی معدود مذکر است ؟
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
*توضیح شبهه
بر اساس قواعد زبان و دانش نحو، معدود یا تمییز عدد دوازده باید از نظر مذکر و مؤنث بودن با عدد خود مطابقت داشته باشد.
ولی در آیه 160 سوره اعراف این قاعده رعایت نشده است به بیان دیگر عدد مؤنث ولی معدود مذکر است. (وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَیْ
عَشْرَهَ أَسْباطاً أُمَماً) ؛ «و آنان را به دوازده (قبیله از) فرزندان (یعقوب که هر یک،) امتی بودند تقسیم کردیم».
در این
آیه (اثْنَتَیْ عَشْرَهَ) عدد مؤنث است ولی معدود آن (أَسْباطاً) مذکر است. بنابراین قرآن با قواعد زبان عرب سازگاری ندارد و
نمی تواند هدایتگر انسان باشد زیرا ضعف و نقص زبانی مانع از تفاهم است.
مقدمه
در ادبیات و زبان عرب یک مبحثی وجود دارد به نام مبحث اعداد که نحوۀ استعمال و کاربرد اعداد را بیان می کند.(1)
اعداد چون مبهم هستند نیازمند یک چیزی هستند که از آن ها رفع ابهام کند که اصطلاح علم نحو «معدود یا تمییز» می گویند.
اعداد 1 و 2 نیازمند معدود نیستند و در مذکر و مؤنث با معدود خود مطابقت می کنند. معدود اعداد 3 تا 10 جمع است و مجرور و اگر
عدد مؤنث بود معدود آن باید مذکور باشد و اگر عدد مذکر بود معدود آن باید مؤنث باشد. مثل این آیه
قرآن: (سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَ ثَمانِیَهَ أَیّامٍ حُسُوماً...) .(1)
سبع: مذکر لیالٍ: مؤنث ثمانیه: مؤنث أیّام: مذکر
معدود اعداد 11 تا 99 مفرد و منصوب است و معدود اعداد 11 و 12 باید از جهت مذکر و مؤنث با عدد خود مطابقت داشته باشد. مثل
این آیه قرآن:
(إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً) .(2)
احد عشر: عدد مذکر
کوکبا: معدود نیز مذکر
(فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَهَ عَیْناً) .(3)
اثنتا عشره: عدد مؤنث عینا: معدود مذکر
پاسخ:
علمای دانش نحو و زبان عرب بدین صورت پاسخ داده اند.
1 - «أسباطاً» معدود نیست و معدود محذوف است. این افراد می گویند معدود به دلیل فهم معنایی از آیه حذف شده است و تقدیر این
چنین است. «اثنتی عشره فرقهً یا قبیلهً» است بنابراین تطابق بین عدد و معدود حاصل شد.(4) یعنی معدود (فرقه) مفرد و منصوب
است.
شاهد برای حذف معدود
در مثال: «جاءنی ثلاثه من الرجال» در این مثال «من الرّجال» معدود نیست بلکه معدود حذف شده است در اصل این بوده است. «جاءنی
ثلاثهُ أشخاصٍ من الرجال»
(اشخاص = معدود) و در مثال «عندی عشرون من الرجال» معدود نیز محذوف است در اصل «عندی عشرون شخصاً من الرجال» (شخصاً = معدود)
بوده است.(1)
2 - «أسباطاً» معدود است.(2)
این گروه باید برای تطابق بین عدد و معدود دلیل قانع کننده ای داشته باشند.
فرّاء در تفسیر خود می گوید: «أسباطا» با اینکه مذکر است اما چون بعدش کلمه «أمماً» ذکر شده است از این می فهمیم که از
«أسباطاً» ارادۀ تأنیث شده است.(3)
سیوطی در کتاب «الاشباه والنظائر فی النحو»: عدد مؤنث آمده، زیرا مراد و منظور از «سبط» «أمّه و جماعه» است زیرا «أسباطاً»
به وسیله کلمه بعدش «امماً» تبیین شده است به بیان دیگر «أمماً» مراد و مقصود از «أسباطاً» را روشن و تفسیر می کند و «أمّه و
جماعه» مؤنث هستند بنابراین تطابق بین عدد و معدود حاصل شد. در ادامه آیه 160 سوره انعام را شاهد می آورد، (مَنْ جاءَ
بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) «أمثال» در این آیه به معنای «حسنات» است و «حسنات» مؤنث است به همین دلیل عدد
«عشر» مذکر آمده است.(4) در مقدمه گفته شد که معدود 3 تا 10 در تأنیث و تذکیر بر عکس هم می آیند.
از اشعار عرب هم شاید داریم که از لفظ مذکر، مؤنث اراده شده است.
1 - ألاعور بن البراء الکلابی:
و إنّ کلاباً (قریشاً) هذه عشرأبطن و أنت بریءٌ من قبئلها العشر
در این بیت طبق قواعد نحو و زبان عرب باید کلمه «عشر» تاء تأنیث بگیرد و «عشره» بشود زیرا معدود مذکر است اما شاعر از این
معدود مذکر، معنای مؤنث اراده کرده است بنابراین با توجه آن چه در مقدمه گفته مبنی بر این که معدود 3 تا 10 در تأنیث و مذکر
مخالف هم هستند. شاعر در این جا «تاء» را از «عشر» ساقط کرده است به دلیل این که در مصرع بعد مراد از «أبطن» «قبیله و قبائل»
است و این دو کلمه مؤنث هستند و هرگاه معدود مؤنث باشد عدد مذکر است.(1)
2 - أبن أبی ربیعه:
فکان مجنّی دون من کنت أتّقی ثلاث شخوصٍ کاعبان و معصر
در این بیت نیز طبق قواعد باید «ثلاثه شخوصٍ» می شده زیرا شخوص معدود مذکر است اما شاعر از این معدود مذکر، زنان را اراده و
قصد کرده است به دلیل دو کلمه «کاعبان و معصر» که هر دو در مورد زنان به کار می رود به بیان دیگر این دو کلمه مختص به زنان
است، «کاعب» به معنای دختری که پستانش بر آمده باشد و «مُعصر» به معنای دختری که به سن بلوغ رسیده است.(2)
نتیجه گیری
با توجه به دو نظریه، یکی حذف معدود و دیگری خود «أسباطاً» معدود باشد به این نتیجه می رسیم که قرآن هیچ مخالفتی با قواعد
نحو و زبان عرب ندارد بلکه به عقیده بعضی از محققین، قرآن باعث رشد و شکوفایی زبان و لغت عرب شده است.
علاوه بر این، سکوت و تسلیم شاعران و خطیبان فصیح عرب صدر اسلام در
برابر فصاحت و بلاغت قرآن دلیلی روشن بر سازگاری قرآن با زبان عرب است.
هم چنین قرآن کریم مهم ترین و قدیمی ترین کتاب عربی است لذا قرآن کریم ملاک ادبیات است و شایسته نیست قوانین ادبیات ملاک صحت
یا غلط بودن آیات قرآن کریم قرار گیرد.
منابع برای مطالعه بیش تر
1. تفسیر التحریر و التنویر، ابن عاشور، شیخ محمد الطاهر، مؤسسه التاریخ العربی.
2. فتح القدیر، الشوکانی، الإمام العلامه محمد بن علی بن محمد ناشر دارالکتب العربی.
3. تفسیر روح المعانی، ألآلوسی، ابوالفضل شهاب الدین السید محمود، دارالفکر.
4. حقائق الإسلام فی مواجهه الشبهات المُشککین، زقزون، محمود حمدی، قاهره.
5. حاشیه القُونوی بر تفسیر بیضاوی، الحنفی، عصام الدین السماعیل بن محمد، دارالکتب العلمیه.
6. حاشیه الخضری علی شرح ابن عقیل علی الفیه ابن مالک، تعلیق ترکی فرحان المصطفی، دارالکتب العلمیه.
7. ألإیضاح فی شرح المفصل، إبن حاحب، الدّونی، ابوعمرو عثمان بن أبی بکر بن یونس، تحقیق ابراهیم محمد عبدالله، دارسعد الدین.
8. معامل التنزیل فی تفسیر القرآن، البغوی، حسین بن معسود، داراحیاء التراث العربی، بیروت.
پینوشتها
- ۱- این مقدمه در تمام کتاب های نحوی وجود دارد. ابن هشام اوضح المسالک الی الفیه بن مالک، حاشیه محمد محیی الدین، ج 4، ص 243؛ جلال الدین ابی بکر السیوطی، البجه المرضیه فی شرح الألفیه حاشیه ابوطالب، ج 2، ص 299؛ غلایینی، جامع الدروس، جزء اول، ص 16 و ابن عقیل العقیلی، شرح ابن عقیل، ج 4، ص 87.
- ۲- حاقه/ 7.
- ۳- یوسف/ 4.
- ۴- بقره/ 160.
- ۵- ابوحیان محمد بن یوسف، البحر المحیط، ج 5، ص 199؛ ابن هشام أنصاری، اوضح المسالک إلی الفیه بن مالک، حاشیه محمد مُحیی الدین عبدالحمید، ج 4، ص 257؛ طبرسی، مجمع البیان، ج 4، ص 752؛ ابن عادل الدمشقی، اللباب فی علوم الکتاب، ج 9، ص 350.
- ۶- غلایینی، جامع الدروس، تحقیق سالم شمس الدین، پاورقی جزء ثالث، ص 487.
- ۷-فرّاء، معانی القرآن، ج 1، ص 397؛ زمخشری، الکشاف، ج 2، ص 168؛ فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج 15، ص 388.
- ۸-فرّاء، معانی القرآن، ج 1، ص 397.
- ۹-سیوطی، الأشباه والنظائر فی النحو، ج 3، ص 129.
- ۱۰-قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج 7، ص 303؛ السمین الحلبی، ألدّر المصون فی علوم الکتاب المکنون، ج 5، ص 486.
- ۱۱- ألأزهری، شرح التصریح علی التوضیح، ج 2، ص 452، تحقیق محمد باسل عیون السّود.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









