آیا توسل به انبیاء و اولیاء شرک است ؟
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
ابن تیمیه (661 ه -- 728 ه -) مسلمانان را به سبب توسل به رسول گرامی اسلام متهم به شرک کرد پس از وی محمدبن عبدالوهاب (1111
ه -- 1206 ه -) و سایر هم مسلکان وی این عقیده و تهمت را رواج دادند.
ابن تیمیه می گوید: «هر کس کنار قبر پیامبر [صلی الله علیه و آله] یا یکی از افراد صالح بیاید و از آنان بخواهد که بیماری او
را شفا دهد و یا قرض او را ادا کند، مشرک است، زیرا هیچ کس جز خداوند قدرت بر انجام اعمالی این چنین را ندارد، پس واجب است
چنین شخصی را وادار به توبه کنند و اگر توبه نکرد، باید کشته شود».(1)
و نیز گفته است: «کسانی که می گویند چون فلان شخص از من به خدا نزدیک تر است، پس باید او را واسطه در دعاها قرار دهم، این
سخنان شرک و گوینده آن مشرک است.» (2)«مشرکان، کنار قبر مرده می آیند و او را مخاطب قرار داده و با وی سخن می گویند؛ و یا
زنده غایبی را هم چون انسان حاضری می خوانند؛ و برای آن ها قصیده ها می سرایند و ضمن آن می گویند:
ای آقای من، فلان، نزد خدا برای من شفاعت بنما، از خدا بخواه که ما را بر دشمنان پیروز گرداند؛ بخواه از خدا که این گرفتاری
را از ما، بر طرف سازد؛ شکایت، نزد تو آورده ام از چنین و چنان... و حال آن که تمام این نوع مخاطبات با فرشتگان و پیامبران و
صالحان، پس از مرگشان، در کنار قبر و مخفیگاه شان، از
بزرگترین انواع شرک موجود در بین مشرکین است.(1)
پاسخ:
با توجه به متن شبهه ابتدا به مفهوم لغوی و اصطلاحی توسل و سپس به معنای اصطلاحی شرک پرداخته و بررسی می شود که آیا
توسل به اولیاء الهی شرک می باشد یا نه.
مفهوم شناسی
الف) معنای لغوی توسل
کلمه توسل از «وسیله» گرفته شده است که در لغت به معنانی مختلف آمده است؛
1 - نزدیک شدن،(2)
2 - مقام و منزلت در پیش
سلطان،(3)
3 - درجه،(4)
4 - چاره جویی برای رسیدن به چیزی با میل و رغبت،(5)
5 - هر چه که بسبب آن، نزدیک شدن به دیگری ممکن
باشد،(6)
ب) معنای اصطلاحی توسل
توسل در اصطلاح دینی هم به معنای واسطه قرار دادن مظاهر دینی از جمله واسطه قرار دادن انبیاء الهی و اولیاء برای رسیدن بهتر
و سریع تر قرب الهی می باشد. اگرچه برخی سعی کرده اند که برای توسل معنای اصطلاحی بیان کنند باز از لغت استفاده کرده اند.
از
جمله: «توسل الیه بوسیله: اذا تقرّب الیه بعمل.(7)
توسل الی الله بعمل او وسیله: عمل عملاً تقرّب به الیه تعالی».(1)
اقسام توسل(2)
1 - توسل به خدا به واسطه اسماء، صفات، افعال و به واسطه ایمان به خدا و ایمان به رسول صلی الله علیه و آله؛
2 - توسل به خدا
به واسطه انسان صالحی که زنده هست و امید است خداوند دعایش را مستجاب کند؛
3 - توسل به خدا به واسطه عمل صالح؛
4 - توسل به
اموری که شرع در مورد آنها ساکت بوده و نقلی نداریم؛
5 - توسل مشرکین به بت ها؛
6 - توسل به خدا به واسطه انسان صالحی که از
دنیا رفته است.
ج) معنای اصطلاحی شرک
اکثر کتب اعتقادی و کلامی برای معنای شرک باب خاصی ندارند و از آنجا که شرک ضد توحید است ابتدا به معنای توحید و اقسام آن
توجه می شود و به مناسبت به معنای شرک می پردازند.
بارزترین نوع شرک، شرک در توحید ذاتی است. توحید ذاتی یعنی «خدای واجب
الوجود، یگانه است و برای او نظیر و مانندی نیست»(3) بنابر اعتقاد به وجود خدایی در عرض خدا که مستقل از ذات مقدس الله باشد؛
شرکت در ذات می باشد. در معنای شرک در عبادت، ابتدا توحید در عبادت تعریف می شود؛ «یعنی عبادت مخصوص خداست و جز او نباید کسی
را به هیچ عنوانی پرستید.»(4)
از آنجا که محور بحث ابن تیمیه و پیرو او محمد بن عبد الوهاب، در باب اتهام سایر مسلمانان به شرک، شرک در عبادت می باشد؛ در
بخش بررسی شبهه فقط
این وجه شرک اشاره و نقد می شود.
تاریخچه بحث (توسل در اقوام پیشین)
فخر رازی می نویسد: «خداوند متعال بر حضرت آدم تابوتی را که در آن صورت پیامبران از اولاد او نقش بسته بود، نازل فرمود. پس
از آن فرزندان آدم علیه السلام آن را یکی پس از دیگری به ارث گذاشتند تا این که به دست حضرت یعقوب علیه السلام رسید، سپس در
دست بنی اسرائیل بود که هرگاه در مسأله ای اختلاف می کردند آن را بین خود حاکم می کردند و حل خصومت می نمودند و هرگاه جنگی
بر ایشان پیش می آمد آن را پیشاپیش خود حرکت می دادند و با توسل و تبرک بدو طلب پیروزی می کردند».(1)
و نیز از سدی روایت شده است که هرگاه جنگ بین یهودیان و مشرکان شدت می گرفت تورات را بیرون می آوردند و دست خود را بر جایی
که نام رسول گرامی اسلام نوشته شده بود می گذاشتند و می گفتند: خدایا به حق همان پیامبری که به ما وعده داده ای تا در آخر
زمان برانگیزی از تو می خواهیم که امروز ما را بر دشمنانمان پیروز فرمایی و بدین وسیله فتح را نصیب خویش می کردند.(2)
بررسی شبهه
این شبهه در چند بخش بررسی و پاسخ داده می شود.
معنای لغوی توسل
در معانی لغوی توسل هیچ گونه معنایی؛ اشاره به شرک نشده است. و در معنای اصطلاحی یعنی انجام هر عمل که موجب تقرب خداوند
باشد؛ خواه این
عمل نماز و سایر عبادات باشد که دستور شارع هست یا ابراز محبت و توسل به اولیاء الهی که آنهم دستور شرعی دارد.(1)
معنای اصطلاحی توسل
بررسی موارد توسل اصطلاحی که در شش قسم آورده شد.(2)
1-2) توسل به خدا به واسطه اسماء، صفات، افعال و به واسطه ایمان به خدا و ایمان به رسول صلی الله علیه و آله. این قسم هیچ
خلاف شرع و سنت نیست و فریقین این نوع توسل را پذیرفته اند.
دلایل صحت این نوع توسل؛
الف) قرآن
سوره اعراف آیه 180؛ (وَ لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی فَادْعُوهُ بِها) ؛ «و نام های نیکو فقط از آنِ خداست؛ پس او را با
آنها بخوانید». در این آیه به صراحت آمده که خدا را به اسمایش بخوانیم.
و نیز سوره آل عمران آیه 193: (رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادِی لِلْإِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا
رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ) ؛ «[ای] پروردگار ما! در
واقع ما (صدای) دعوتگری را شنیدیم که به ایمان فرا می خواند، که «به پروردگارتان، ایمان آورید.» پس ایمان آوردیم. [ای]
پروردگار ما! پس پیامد (گناهان) ما را برای ما بیامرز و بدی های ما را از ما بِزُدا؛ و ما را با نیکان (و
در زُمره ی آنان) بمیران».
در این آیه هم تصریح شده که «پس ایمان آوردیم» ای پروردگار ما و... یعنی به واسطه ایمان به پروردگار طلب آمرزش می شود.
ب) سنت
در دعای منسوب به حضرت رسول در استفائه به خداوند آمده «ی احی یا قیوم، برحمتک استغیث»(1) و نیز «فصل علی محمدوآله، وهَب
لنفسی علی ظلمها نفسی»؛ «پس درود فرست بر محمد و آل محمد و ببخش مرا به خاطر ظلم هایی که بر خودم مرتکب شده ام».(2) در این
دعا از خدا به واسطه یکی از افعالش (صلوات بر محمد و آل محمد)، بخشش را مسألت می کنیم. و این قسم از توسل یعنی واسطه قرار
دادن صلوات بر محمد وآل محمد (به عنوان فعل خدا) در فتاوی اهل سنت نیز جایز است.(3)
2-2) توسل به خدا به واسطه انسان صالحی که زنده است و امید است خداوند دعایش را مستجاب کند.
توسل در حال حیات انسان صالح
این قسم نیز مورد تأیید فریقین می باشد. چنانچه اهل سنت در تأیید آن واقعه ای در زمان حیات حضرت رسول اکرم نقل می کنند که
خلاصه اش چنین است؛ مدتی می شد که در مدینه باران نبارید و مردم به سختی افتاده بودند، روز جمعه که پیامبر مشغول بیان خطبه
نماز جمعه بودند مردی به پیامبر گفت اموالمان در حال نابودی و... می باشد از خدا بخواه به دادمان برسد، حضرت در منبر دست
بلند
کردند و فرمودند: «اللهم اغثنا، اللهم اعثنا، اللهم اغثنا» انس ابن مالک می گوید که در آسمانی که هیچ قطعه ابری دیده نمی شد
به ناگاه، ابری آمد و باران بارید و ادامه داشت تا یک هفته، هفته دوم باز مردم مراجعه کردند که یا رسول الله بناهایمان خراب
شد و اموالمان غرق و... که باز حضرت رسول فرمودند: «اللهم موالینا ولاعلینا» که باران تمام شد و ابرها بر طرف شدند و آسمان
آفتابی گردید؛ در حالی که هنوز در بیرون شهر مدینه باران می بارید.(1)
3-2)توسل به عمل صالح
این قسم را اهل سنت قبول دارند و در تأیید آن داستانی از پیامبر نقل می کنند که ایشان فرمودند در زمان بنی اسرائیل سه نفر
وارد غاری شدند و خدا اراده کرد و در غار با تخته سنگی بسته شد هر چه کردند، نتوانستند سنگ را جابه جا کنند. سپس گفتند بیاید
به خدا متوسل شویم به عمل صالحی که انجام داده ایم.
اولی، داستان محبت و احسان خود به پدر و مادر پیرش را بیان کرد و بعد گفت «اللهم ان کنت فعلت ذلک ابتغاء وجهک فاصرف عنا ما
نحنه فیه»؛ «خدایا اگر این عمل برای رضای تو بوده ما را از این گرفتاری نجات بده در این موقع صخره کمی جابه جا شد.
دومی، داستان هوس و شهوت به دختر عمه اش را بیان کرد که در وقت نیاز دختر عمه به وی، او هم شرط دفع حاجت شهوت کرد و دختر عمه
ناچار قبول کرد اما در آخرین لحظه به وی گفت «اتق الله» مرد هم متحول شده و با تمام میل و علاقه اش به دختر عمه دست از او می
کشد و باز همان توسل شخص اول را می خواند و صخره کمی بیشتر کنار می رود.
سومی؛ شخصی بود که کارگران برایش کار می کردند و آخر وقت مزد همه را می داد، روزی برای آخری پول باقی نماند که به او بدهد و
برای ادای دین به او می گوید برود از شتر و گوسفند هر چه خواهد بردارد، و می گوید این را برای رضای خدا انجام دادم و باز
همان توسل را می خواند با توسل سومین نفر صخره کامل کنار می رود و راه غار باز می شود.(1)
این قسم توسل نزد اهل توسل جایز و صحیح است(2)
4 - توسل به اموری که شرع در مورد آنها ساکت بوده و نقلی نداریم.
منظور این است که انسان متوسل شود به مقام شخص دارای موقعیت الهی مثلاً «اللهم انی اسئلک بما نبیک کذا وکذا» و نیز توسل به
شخص اولیاء مثلاً «اللهم اغفرلی، بحق الصالمین، أو بحث محمد أم بحرمه النبی، أو بجاه الأنبیاء، او به کنزا الأنبیاء...».
وهابی ها این نوع توسل را بدعت می دانند که به مرحله شرک نمی رسد.(3)
و نیز توسل به خود شخص یعنی حتی در زمان حیات پیامبر یا عبدصالح نیز نباید گفت «اسئلک بنبیک محمد صلی الله علیه و آله» مگر
اینکه گفته شود «بالایمان بالرسول، و أما الذات النبی فلیست وسیله ینتفع بها العبد».(4)
5-2) توسل مشرکین به بت ها
که این قسم نیز نزد شیعه و اهل سنت از مسلمات بدعت و شرک می باشد. به دلیل:
الف) شریک برای خدا قایل شدن شرک آشکار است.
ب) سوره احقاف آیه 5: (وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ یَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّهِ مَنْ لا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلی یَوْمِ
الْقِیامَهِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُونَ) ؛ «و کیست گمراه تر از کسی که، غیر از خدا، کسی را می خواند که تا روز
رستاخیز (دعای) او را نمی پذیرد، و آن (معبود) ها از خواندن (و پرستش) ایشان غافل اند».(1)
توسل بعد از مرگ انسان صالح
وهابی ها توسل به انسان صالح و حتی پیامبر را بعد از مرگشان، بدعت و شرک می دانند. با وجود اینکه در کتب تفسیری اهل سنت نقل
هایی تاریخی آمده که صحابه بعد از فوت حضرت نبی مکرم اسلام به وی متوسل شده اند اما وهابی ها همه آن وقایع را کذب و ناصحیح
می پندارند.(2) از جمله شخصی اعرابی نزد قبر پیامبر آمده و عرضه می دارد «السلام علیک یا رسول الله، سمعت الله یقول (وَ ما
أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ
فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِیماً) 3 وقد جئتک مستغفراً من
ذنوبی مستشفعا بک الی ربی.... که در کتب معتبر اهل سنت آمده است(3) را با دو کلمه رد می کنند که «فهذا کذب ولانصح» و استدلال
می کنند که آیه فقط منحصر در زمان حیات پیامبر می باشد!(4)
6-2) توسل به خدا به واسطه انسان صالحی که از دنیا رفته است.
توسل بعد از مرگ انسان صالح
وهابی ها توسل به انسان صالح و حتی پیامبر را بعد از مرگشان، بدعت و شرک می دانند. با وجود اینکه در کتب تفسیری اهل سنت نقل
هایی تاریخی آمده که صحابه بعد از فوت حضرت نبی مکرم اسلام به وی متوسل شده اند اما وهابی ها همه آن وقایع را کذب و ناصحیح
می پندارند.(1) از جمله شخصی اعرابی نزد قبر پیامبر آمده و عرضه می دارد «السلام علیک یا رسول الله، سمعت الله یقول (وَ ما
أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ
فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِیماً) 2 وقد جئتک مستغفراً من
ذنوبی مستشفعا بک الی ربی.... که در کتب معتبر اهل سنت آمده است(2) را با دو کلمه رد می کنند که «فهذا کذب ولانصح» و استدلال
می کنند که آیه فقط منحصر در زمان حیات پیامبر می باشد!(3)
آنچه بیان شد:
اول) توسل جایز و مورد قبول فریقین؛
توسل به خداوند به اسم، ذات و صفاتش
توسل به انسان های صالح زنده
توسل به اعمال صالح خود انسان جایز است.
دوم) توسل بدعت و شرک آور نزد فریقین؛
توسل به بت ها
انسان های غیر صالح که نزد فریقین حرام می باشد.
سوم) توسل به انسان های صالح و نیز شخص پیامبر بعد از مرگ ایشان این قسم محل نزاع بین شیعه و وهابیت می باشد که وهابی ها
قایل به بدعت می باشند. اما علمای از اهل شیعه توسل به انسان های صالح و به خصوص پیامبر و اولیاء الهی را بعد از مرگشان نیز
جایز می دانند.
و چنین استدلال می آورند: «استمداد از پیامبران و صالحان و در خواست کمک و نجات در حال حیات آنها و چه پس از رحلت ایشان از
این جهان، بسان توسل به آنان به دو صورت میتواند انجام گیرد، کسانی که می گویند «یا رسول الله اغثنا»، «یا رسول الله اشفع
لنا عند الله» از آنجا که او را بنده برگزیده و وارسته می دانند، نداها و دعوت ها، رنگ عبادت به خود نمی گیرد».(1)
و نیز سایر ادله ای که در ادامه می آید. آنچه که در میان همه متوسلان، مشهود و چشمگیر است اینست که همگی، اولیاء و انبیاء را
بندگان برگزیده و انسان های وارسته ای می دانند که دعای آن ها نزد خداوند رد نمی شود و با این اعتقاد به آن ها متوسل می
شوند. در این صورت نمی توان، عمل آنان را جز توسل به اسباب چیزی نامید و این متوسلان را مشرک یا بدعت گزار خطاب کرد.
دلایل جواز توسل
الف) سفارش قرآن به توسل
یکی از گویاترین آیات قرآن در سفارش به توسل به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ
فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِیماً)1 ؛ «و ما هیچ فرستاده ای را
نفرستادیم، مگر برای این که به رخصت خدا، [از او] اطاعت شود. و اگر (بر فرض) آن (منافق) ان هنگامی که به خودشان ستم کردند،
نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و فرستاده [ما نیز] برای آنان طلب آمرزش می کرد، حتماً خدا را بسیار توبه پذیر
[و] مهرورز می یافتند».
در تفاسیر شیعه ذیل این آیه آمده است.
«از این آیه ضمنا پاسخ کسانی که توسل جستن به شخص پیامبر و یا امام را یک نوع شرک می پندارند روشن می شود، زیرا این آیه
صریحاً می گوید که آمدن به سراغ شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و او را بر در درگاه خدا شفیع قرار دادن، و وساطت و استغفار
او برای گنه کاران مؤثر است، و موجب پذیرش توبه، و رحمت الهی است.
اگر وساطت و دعا و استغفار و شفاعت خواستن از شخص پیامبر صلی الله علیه و آله شرک بود چگونه ممکن بود که قرآن چنین دستوری را
به گنه کاران بدهد!
بدیهی است پیامبر صلی الله علیه و آله آمرزنده گناه نیست، او تنها می تواند از خدا طلب آمرزش کند و این آیه پاسخ دندان شکنی
است به آن ها که این گونه وساطت را انکار می کنند... این معنی (تأثیر استغفار شخص پیامبر صلی الله علیه و آله برای مؤمنان)
در آیات دیگری از قرآن نیز آمده است...».(1)
و نیز در تفسیر اهل سنت ذیل این آیه آمده است.
«فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ من ذلک بالإخلاص، و بالغوا فی الاعتذار إلیک من إیذائک بردّ قضائک، حتی انتصبت شفیعا لهم إلی
اللَّه ومستغفراً لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً لعلموه
توابا، أی لتاب علیهم. ولم یقل: واستغفرت لهم، وعدل عنه إلی طریقه الالتفات، تفخیما لشأن رسول اللَّه صلی اللَّه علیه وسلم
وتعظیما لاستغفاره، وتنبیها علی أن شفاعه من اسمه الرسول...».(1)
در این کلام کاملاً تصریح شده است شخص پیامبر از طرف خداوند منتصب به مقام شفاعت شده اند و موحدان موظفند جهت استفاده از
نعمت شفاعت به آن حضرت متوسل شوند.
ب) سیره حضرت رسول در زمان حیات مبارکشان
1 - رسول اکرم فرمود: خداوند متعال به برکت وجود نمازگزار از انسان بی نماز و به وسیلۀ شخص زکات دهنده از کسی که از دادن آن
امتناع می کند و به وسیلۀ روزه دار از روزه خوار و به واسطۀ حج گزار از تارک آن و به برکت مجاهدان از قاعدان دفع بلا می کند،
و اگر همگان از انجام دادن این اعمال امتناع ورزند، لحظه ای خداوند بدانان مهلت نخواهد داد.(2)
2 - سواد بن قارب که از صحابه است در محضر رسول خدا به عنوان استشفاع و توسّل، قصیده ای انشاء نموده و رسول خدا نیز این کار
وی (توسّل و استشفاع) را با سکوت خود تقریر و امضاء فرموده است.(3)
3 - مردی بیابان نشین به حضور رسول اکرم آمده و با انشاد چند شعر، آن حضرت را «وسیلۀ» استسقاء و طلب باران از خدا قرار داد.
در این موقع حضرت بر منبر رفته و در حقشان دعا کرد تا هوا بارانی شد و باران فراوان بارید.(4)
در صحیح بخاری بعد از بیان این روایت اضافه می کند که وقتی باران بارید علی [علیه السلام] شعری از حضرت ابوطالب در مدح شخص
حضرت رسول خواند و پیامبر اکرم از شنیدن این بیت اظهار شادمانی فرمود و آثار رضا و خوشنودی در چهرۀ مبارکش نمایان گردید.(1)
بررسی:
در این موارد همگی توسل به شخص پیامبر و یا شخص روزه در و... شده است که خود پاسخ بند 4-2 مذکور در ص 322 می باشد.
ج) سیره صحابه و علمای اسلام بعد از وفات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله
1 - عایشه
ابوجوزا نقل می کند که «اهل مدینه گرفتار قحطی شدیدی شدند، به نزد عایشه شکایت بردند او گفت: متوجه قبر پیامبر شوید و مقداری
از سقف حرم را که برابر قبر آن حضرت است بردارید به صورتی که بین آن و آسمان مانعی نباشد. مردم این چنین کردند، باران زیادی
نازل شد تا جایی که گیاهان رویید و شتران چاق شدند تا حدّی که پوست آنان - از زیادی چربی - شکاف برداشت و لذا آن سال را عام
الفتق نامیدند»!(2)
2 - مالک (رئیس مذهب مالکی)
سالی که منصور دوانیقی، دومین خلیفۀ عباسی به حج رفت و به زیارت مرقد مطهر پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله مشرّف شد، «مالک»
که رئیس فرقۀ «مالکیّه» از مذاهب چهارگانۀ اهل سنّت است و از شخصیت های بسیار بزرگ و مهم به شمار می رود، در اثناء زیارت به
او گفت:
ای امیر، این جا حرم رسول خدا است؛ صدای خود را آهسته کن که خدا به منظور تأدیب مردم می فرماید: (لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ
فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ)1 ؛ «صداهایتان را فراتر از صدای پیامبر بلند نکنید».
و حرمت رسول خدا در حال مماتش مانند حرمت وی در حال حیات است.
«منصور» از این سخن، تنبّهی یافت و فروتن شد؛ سپس به «مالک» گفت: ای ابا عبدالله (کنیۀ مالک است) آیا در حال دعا و خواندن
خدا، رو به قبله کنم یا رو به رسول خدا آوردم؟ (یعنی رو به قبر مطهر آن حضرت نموده و خدا را بخوانم؟) مالک گفت: چرا از رسول
خدا روی خود را برگردانی و حال آن که او «وسیلۀ» تو و «وسیلۀ» پدرت آدم به سوی خدا است در روز قیامت؟ بلکه رو به سوی او بنما
و به شفاعت او روی به سوی خدا بر، تا مگر خدا به شفاعت وی تو را بپذیرد؛ چه آن که خدا فرموده است: اگر آنان هنگامی که به
خویشتن ستم کردند (مرتکب گناهی شدند) به سوی تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می نمودند و تو نیز (از خدا) برای آنان طلب
مغفرت می نمودی، هر آینه خداوند را توبه پذیری مهربان می یافتند».(1)
3 - فتوای علمای اهل سنت
ابن حجر در فتاوی خود گفته است: «زیارت به خاطر برخی منکرها و مفاسدی که بر آن بار می شود هم چون اختلاط زن و مرد و مانند
آن، ترک نمی شود زیرا
آن چه مایۀ تقرب است به خاطر چنین اموری رها نمی شود بلکه بر انسان فعل آن لازم است و بالاتر این که اگر بتواند باید در
اشاعۀ آن در بین مردم نیز بکوشد».(1)
«سمهودی» که از علمای معروف سنّی شافعی ست (متوفای 911 هجری) در کتاب «وفاء الوفاء باخبار دارالمصطفی» می گوید: «الفصل
الثالث فی توسّل الزّائر وتشفّعه به صلی الله تعالی علیه و سلم الی ربّه تعالی...»؛ «فصل سوم در توسل زائر است به رسول خدا و
شفیع قرار دادن وی به پیشگاه خدا». سپس «سمهودی» بیانی دارد که حاصل ترجمه اش این است: «بدان که استغاثه از پیامبر اکرم و
جاه و منزلت او را به پیشگاه خدا به شفاعت بردن، کار انبیاء و مرسلین بوده و سیره رفتار صلحای پیشین در همه حال، استقرار بر
همین داشته است چه در حال حیات آن حضرت و چه بعد از ممات، چه در عالم برزخ و چه در عرصات قیامت؛ و حتی پیش از خلقت آن حضرت
نیز توسّل و استشفاع به او، سیرۀ پیامبران بزرگ خدا بوده است».(2)
بررسی: در همه این موارد زمان تسول بعد از وفات حضرت رسول اکرم می باشد و این ها خلاف ادعای شرک و بدعت وهابی ها (در بند 5-2
صفحات قبل) می باشد.
4 - دعاهای توسل
اگر در ادعیه و زیارت هایی که در میان «شیعه»، متداول است، دقت شود، این حقیقت روشن، با کمال وضوح، در لابلای دعاها و
زیارات، استفاده می گردد که در این دعاها، در نهایت درجۀ ادب و تواضع به پیشگاه خداوند؛ اهل بیت عصمت و امامان بر حق، آنان
را به عنوان وسایل معرفی می کنند که خداوند آنان را در دسترس سایر انسان ها قرار داده است؛ و بر اساس جریان عالم طبع و
مقتضای عقل، از آن معادن علم و خزّان کرم و منابع حکمت، تقاضای لطف و عنایت و رحمت،
می نمایند؛ و به وسیله آنان، بندگان خدا هر چه بیشتر به خداوند تقرب می جویند.
در فرازی از دعای توسل می خوانیم؛
«یا سادَتی وَمَوالِیَّ، انّی تَوَجَّهْتُ بِکُمْ ائِمَّتی وَعُدَّتی لِیَوْمِ فَقْری وَحاجَتی الَی اللَّهِ، وَتَوَسَّلْتُ
بِکُمْ الَی اللَّهِ، وَاسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ الَی اللَّهِ، فَاشْفَعُوا لی عِنْدَ اللَّهِ، وَاسْتَنْقِذُونی مِنْ ذُنُوبی
عِنْدَ اللَّهِ، فَاِنَّکُمْ وَسیلَتی الَی اللَّهِ، وَبِحُبِّکُمْ وَبِقُرْبِکُمْ ارْجُو نَجاهً مِنَ اللَّهِ، فَکُونُوا
عِنْدَ اللَّهِ رَجآئی، یا سادَتی یا اوْلِیآءَ اللَّهِ»؛ «ای آقایان من و سرورانم من رو آوردم به وسیله شما پیشوایان و
ذخیرگانم در روز نداری و نیازمندی به درگاه خدا و توسل جستم به وسیله شما به درگاه خدا و شفاعت جویی کردم به وسیله شما به
درگاه خدا پس شفاعت کنید برای من در پیشگاه خدا و از او بخواهید مرا از گناهانم نجات دهد زیرا شمایید وسیله من به درگاه خدا
و به وسیله دوستی و قرب به شما امید نجات از خدا دارم پس شما هم مایه امید من به درگاه خدا باشید ای آقایان من ای اولیاء
خدا».
با دقت در معنای این توسل همه حاجت ما بر می گردد به خدا بارها اعتراف می شود که اولیاء الهی وسیله اند، شفیع اند و به طور
مستقل از آن ها درخواست کمک نمی شود.
نتیجه: محور بحث ابن تیمیه و پیرو او محمد بن عبد الوهاب، این مسأله است که مسلمانان را به شرک در عبادت، و بدعت متهم می
کنند، و آنچه که بیش از همه در کتاب های آن ها به چشم می خورد، مسأله شرک و بدعت است. و نازل ترین بدگویی آنان درباره یک
نفر، متهم کردن او به «شرک» است.
در این مقاله با بیان معنای توسل و اقسام توسل و مقایسه آن با معنای شرک و نیز بیان سیره قولی و عملی نبی مکرم اسلام و سیره
صحابه، علما و ائمه فریقین
دانستیم که آنچه مسلمانان موحد در امر توسل به انبیاء و اولیاء انجام می دهند چه در حال حیات آن ها و چه بعد از مرگشان و نیز
چه به مقام آن ها و چه به اسم آن ها؛ هیچ رنگ و بوی بدعت و شرک ندارد بلکه در راستای توحید و اجری فرمان ذات اقدس الله -
یکتا معبود عالم هستی - و سفارشات قرآن می باشد.
منابع جهت مطالعه بیش تر
1. فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، سبحانی، جعفر، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام، چاپ اول، 1390 ش.
2. تضاد عقاید حنفیت با وهابیت، انتشارات آثارنفیس، قم، چاپ اول، 1388.
3. شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، تهران، نشر مشعر، دوم 1384.
4. سلفی گری (وهابیت) و پاسخ به شبهات، رضوانی، علی اصغر، قم، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ هشتم، 1390.
5. مدخل و درآمد علم کلام، ربانی گلپایگانی، علی، قم، نشر، 1372.
6. مدرسه ترنم توحید - خدایابی و خداشناسی، توحید و شرک در آینه وحی - حیدری فر، مجید، قم، جامعه المصطفی العالمیه، 1387.
پینوشتها
- ۱-زیاره القبور والاستنجاد بالمقبور، ص 156؛ نزدیک به این مضمون در الهدیه السنیه، ص 40 و کشف الارتیاب، ص 214 و نیز ر. ک: کشف الشبهات؛ مجموع مؤلّفات الشیخ محمّد بن الوهّاب؛ تاریخ نجد و تاریخ آل سعود.
- ۲- همان.
- ۳-التوسّل والوسیله، ص 18 و 19.
- ۴-لسان العرب، ذیل ماده «و س ل».
- ۵-لسان العرب والمنجد، ذیل ماده «و س ل».
- ۶-همان.
- ۷-مفردات راغب، ذیل ماده «و س ل».
- ۸-لسان العرب، المنجد، مجمع البحرین، تفسیر کشّاف و تفسیر فخر رازی ذیل آیه 35 مائده.
- ۹- لسان العرب، ج 11، ص 724.
- ۱۰-المنجد، ذیل ماده «و س ل».
- ۱۱-ابولوز، ابوأنس علی بن حسین، التوسل، اقسامه واحکامه، ص 15.
- ۱۲- سبحانی، جعفر، فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی، ج 3، باب اقسام توحید.
- ۱۳-همان.
- ۱۴-جامع احکام القرآن، قرطبی، ج 3، ص 249-250.
- ۱۵-تفسیر روح المعانی، ج 1، ص 320 و درالمنثور، ج 1، ص 216.
- ۱۶- (أُولئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلی رَبِّهِمُ الْوَسِیلَهَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ)، (اسراء/ 57)؛ «آن (معبود) انی که (مشرکان آنان را) می خوانند، (خود) به سوی پروردگارشان تقرّب می جویند (تا بدانند) کدام یک از آنان نزدیک ترند» و نیز (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ)، (مائده/ 35)؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید! خودتان را از [عذاب] خدا حفظ کنید و به او تقرّب جویید».
- ۱۷- همین نوشتار بخش مفهوم شناسی، معنای اصطلاحی توسل.
- ۱۸-ألألسبانی فی صحیح الترمذی، 2796.
- ۱۹- فرازی از دعای 39 صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام.
- ۲۰- ر. ک: مجموع فتاوی و رسائل الشیخ ابن عثیمین، ج 2، ص 352.
- ۲۱-صحیح بخاری، ح 1021 و صحیح مسلم، ح 798.
- ۲۲-ر. ک: صحیح بخاری، ح 2272 و صحیح مسلم 2743.
- ۲۳-مجموع فتاوی رسایل الشیخ ابن عثیمین، ج 5، ص 286.
- ۲۴- ر. ک: مجموع فتاوی عثیمین، ج 2، ص 340 به بعد و فتاوی نور علی الادرک سماحه الشیخ ابن باز، ج 1، ص 38.
- ۲۵- مجموع فتاوی رسایل الشیخ ابن عثیمین، ج 2، ص 346.
- ۲۶-و نیز سوره مؤمنون، آیه 117؛ (وَ مَنْ یَدْعُ مَعَ اللّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ)؛ «و هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند (و بپرستد،) که برایش هیچ دلیل روشنی بدان نیست، پس حساب او تنها نزد پروردگارش خواهد بود؛ به یقین، کافران رستگار نخواهند شد».
- ۲۷-ابوأنس علی بن حسین ابولوز، التوسل، ص 28.
- ۲۸- ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه 64 سوره نساء.
- ۲۹-همان.
- ۳۰- ابوأنس علی بن حسین ابولوز، التوسل، ص 28.
- ۳۱-ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ذیل آیه 64 سوره نساء.
- ۳۲-همان.
- ۳۳-همان.
- ۳۴- مکارم، تفسیر نمونه، ج 3، ص، 451.
- ۳۵-زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 1، ص، 528.
- ۳۶-الجامع لاحکام القرآن، ج 3، ص 260.
- ۳۷-کشف الارتیاب، ص 310، نقل از طبرانی در کبیر.
- ۳۸-کشف الارتیاب، ص 310.
- ۳۹-کشف الارتیاب، ص 310 و 311 به نقل از صحیح بخاری. و نیز در این باره و دیگر روایات تاریخی ر. ک: وفاء الوفا.
- ۴۰-سنن، دارمی، ج 1، ص 56، ح 92؛ شکاه المصابیح، ج 3، ص 1676، ح 5950.
- ۴۱- قصۀ مذکور از کتاب «وفاء الوفاء، ج 4، ص 1376» نقل به معنی شد؛ و کتاب «کشف الارتیاب، ص 317» مدارک معتبر دیگری نیز ارایه کرده و ضمن نقل کلام از «خلاصه الکلام» می گوید: «علامه ابن حجر در کتاب جوهر منظم می گوید: روایت این ماجرا از امام مالک به سند صحیحی که در آن طعن و خدشه ای نیست آمده است. و علامه زرقانی در کتاب شرح مواهب می گوید: این قصه را ابن فهد به سندی نیکو روایت نموده و هم چنین قاضی عیاض آن را در کتاب شفا به سندی صحیح که رجال آن، همگی موثّق هستند و هیچ فرد کذّاب و جعّالی در میانشان نیست نقل کرده است».
- ۴۲-رد المختار، ج 6، ص 665.
- ۴۳-وفاء الوفاء، ج 4، ص 1371.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









