آیا خدا شرک را می بخشد؟

آیا خدا شرک را می بخشد؟

۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
*توضیح شبهه

اینکه خداوند گناه شرک را خواهد بخشید یا خیر، برگرفته از شبهه ای است. «(از نظر قرآن) شرک بدترین گناه شمرده می شود، اما به نظر می رسد نویسنده قرآن نتوانسته است در مورد اینکه خدا شرک را می بخشد یا نمی بخشد تصمیم قاطعی بگیرد. در سورۀ نساء آیات 48 و 116 می گوید نمی بخشد و در آیۀ 153 همین سوره می گوید می بخشد. ابراهیم با پرستش ماه و خورشید و ستاره به عنوان خدایش دچار شرک می شود(1) اما مسلمانان فکر می کنند پیامبران گناه نمی کنند.»

*تبیین شبهه

قرآن در سورۀ نساء و سور دیگر، صریحاً اعلام می دارد که شرک گناهی نابخشودنی است.

(إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَری إِثْماً عَظِیماً)2 ؛ «مسلماً خدا شرک ورزیدن به او را نمی آمرزد؛ و [گناهان] پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می آمرزد؛ و هر کس به خدا شرک ورزد، پس به یقین گناه بزرگی را بر بافته است».

(إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِیداً)3 ؛ «در واقع، خدا شرک ورزیدن به او رانمی آمرزد و [گناهان] پایین تر از آن را برای هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می آمرزد. و هر کس به خدا شرک ورزد، پس به یقین به گمراهی دوری گمراه شده است». آیاتی دیگر نیز در قرآن وجود دارد که شرک را جزء بدترین گناهان می داند(2).

با توجه به این دو آیۀ سورۀ نساء که در آن شرک در زمرۀ گناهان نابخشودنی قرار می گیرد، شبهه کننده معتقد است که قرآن، در مورد گناه شرک نتوانسته تصمیم قاطعی بگیرد و در این رابطه به داستان گوسالۀ سامری و احتجاج حضرت ابراهیم علیه السّلام با مشرکان، استناد کرده است. حضرت موسی علیه السّلام پس از آنکه بنی اسرائیل را از دریا گذراند به کوه طور رفت و چهل روز آنجا بود، بنی اسرائیل در غیاب او گوساله پرست شدند و این شرک به خدا بود و گناهی غیرقابل بخشش، در حالی که در آیه 153 سورۀ نساء خدا آن ها را بخشیده است:

(... ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِکَ وَ آتَیْنا مُوسی سُلْطاناً مُبِیناً)2 ؛ «... سپس، بعد از دلیل های روشن (معجزه آسا) که برایشان آمد، گوساله (پرستی) را انتخاب کردند، و [لی ما] آن را بخشیدیم و به موسی دلیلی روشن دادیم». همچنین شبهه کننده معتقد است، حضرت ابراهیم نیز در جریان احتجاج با مشرکان، از آنها تبعیت کرد و مشرک شد.(فَلَمّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ فَلَمّا رَأَی الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّینَ فَلَمّا رَأَی الشَّمْسَ بازِغَهً قالَ هذا رَبِّی هذا أَکْبَرُ فَلَمّا أَفَلَتْ قالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّا تُشْرِکُونَ)1 ؛ «و هنگامی که شب بر او پرده افکند، سیاره ای مشاهده کرد؛ گفت: «این پروردگار من است؟» و هنگامی که غروب کرد، گفت: «غروب کنندگان را دوست ندارم»، و هنگامی که ماه را در حال طلوع دید، گفت: «این پروردگار من است؟» و هنگامی که غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راه نمایی نکرده بود، قطعاً از گروه گمراهان بودم»، و هنگامی که خورشید را در حال طلوع دید، گفت: «این پروردگار من است؟ این (از همه) بزرگ تر است!» و هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم [من]! به راستی که من نسبت به آنچه شریک (خدا) قرار می دهید، بی تعهدم».

به دیگر سخن، به نظر شبهه کننده، قرآن در آیات 48 و 116 سوره نساء می گوید که خدا گناه شرک را نمی بخشد اما در در داستان گوساله سامری و احتجاج ابراهیم با مشرکان، بنی اسرائیل و حضرت ابراهیم بخشیده می شوند در حالی که آلوده به شرک شدند(3).

شرک و غفران الهی

بر اساس دیدگاه مفسران، مراد از شرک در آیات 48 و 116 سوره نساء - که قبلاً ذکر شد - شرک جلی (آشکار) یا شرک در عبودیت و الوهیت است(4). البته شرک در حوزه عمل، دارای مراتب گوناگونی است که از جهت ظهور و خفا در یک سطح نیستند. به طور مثال، شرک در عبادت در مرتبه آشکار خود، عبارت است از انجام مناسک عبادی و اعمال خاص - مانند رکوع و سجود، قربانی کردن و... - برای غیرخداوند، همراه با این اعتقاد که آن معبود، شایستۀ مقام الوهیت و خدایی است. این آشکارترین جلوه شرک در پرستش است. علاوه بر این در بینش اسلامی، هرگونه دنیاپرستی، جاه پرستی، هواپرستی و... نوعی شرک در عبادت و پرستش غیر خدا به شمار می آید. کسی که مطیع بی چون و چرای نفس خویش است در واقع آن را عبادت کرده است، این نوع شرک که عده بیشماری از مردم و حتی مسلمانان و مؤمنان گرفتار آنند، شرک خفی یا پنهان نام دارد: 
(أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ...)1 ؛ «آیا اطلاع یافتی از کسی که هوسش را معبود خود گرفت؟!...».

همانگونه که توحید دارای مراتبی است شرک نیز مراتبی دارد. با توجه به نظر مفسران آیات سورۀ نساء، ناظر بر شرک جلی و آشکار است نه خفی، بنابراین ما نیز بحث را بر همین اساس پی می گیریم. حال سوال این است که آیا خداوند گناه شرک و مشرک را می بخشد یا خیر؟ آیا غفران الهی شامل ایشان می شود؟ در چه صورتی رحمت و مغفرت الهی شامل حال مشرکان می شود؟

طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه 48 سوره نساء می گوید: «معنای آیه این است که خداوند شرک به خودش را نمی بخشد ولی گناهان غیر از شرک را برای هر کس که بخواهد می بخشد. مفسران می گویند این آیه امیدوار کننده ترین آیۀ قرآن است. چون در آن تمام معاصی به غیر از شرک داخل در مشیت غفران و آمرزش الهی است. ایشان سپس می نویسد که مسلمانان بر اینکه خداوند با توبه بنده اش را می بخشد، اجماع دارند و اینکه خدا مشرک را نمی بخشد یعنی بدونتوبه نمی بخشد به عبارت دیگر خداوند دیگر گناهان را بدون توبه اگر بخواهد می بخشد ولی شرک را فقط با توبه می بخشد»(5).

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه 48 می نویسد: «اما حکمت اینکه شرک را نمی آمرزد، این است که عالم خلقت که سراپایش رحمت خدا است، اساسش عبودیت خلق و ربوبیت خدای تعالی است، همچنان که خود خدای تعالی فرمود: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ)2 و معلوم است که با شرک دیگر عبودیتی نیست6). علامه در مورد بقیۀ گناهان و بخشش آنها از سوی خداوند به دو عامل اشاره دارد یکی شفاعت انبیاء، اولیا، ملائکه و افراد نیک(7) و دیگری اعمال صالح انسان که باعث بخشش بقیۀ گناهان می شود(8). همانطور که خداوند می فرماید: (إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ)6 .

علامه در ادامه می نویسد: «و اما توبه، آیه شریفه متعرض آن نشده، چون مورد مساعد نبوده و مورد آیه شرک و عدم ایمان است و با حفظ عدم ایمان، توبه معنا ندارد، علاوه بر اینکه توبه اختصاص به یک گناه و دو گناه ندارد، آدمی از هر گناهی توبه کند آمرزیده می شود، چه شرک و چه غیرشرک(9) چون خدای تعالی فرموده: (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ )(10).
ابوالفتوح رازی نیز ذیل این آیه می نویسد: «از امیرالمؤمنین علی روایت کرده که او گفت در قرآن هیچ آیه نیست که من دوست تر دارم از این آیه و این آیه دلیل است بر آنکه خدای تعالی فساق اهل صلاه را بیامرزد و اگرچه توبه نکرده باشند و وجه استدلال از این آیه آن است که خدای تعالی در آیت نفی و اثباتی نهاد و گفت شرک نیامرزم و مادون شرک بیامرزم و امت اجماع کردند که خدایتعالی شرک بیامرزد با توبه. اگر مادون شرک نیامرزد بی توبه، فرقی نباشد میان نفی و اثبات.»(11) البته آشکار است که خداوند گناهان غیر از شرک را برای هر کس که بخواهد می بخشد، نه برای همه و از طرفی خداوند حکیم است و حکمت او اقتضا می کند که این مشیت و آمرزش او بدون دلیل نباشد. قطعاً کسانی که توبه کرده باشند در اولویت استحقاق این مشیت الهی قرار خواهند گرفت. مفسران اعم از شیعه و سنی اجماع دارند که شرک گناهی نابخشودنی است و مغفرت الهی فقط در صورت توبه، شامل حال مشرک می شود و همگی، مطالبی نزدیک به همین مضمون را در تفاسیر خود ذیل آیات 48 و 116 سوره نساء ذکر کرده اند(12).

شرک بنی اسرائیل و داستان حضرت ابراهیم علیه السّلام

استناد شبهه کننده در عدم تصمیم گیری قاطع قرآن نسبت به بخشش و عدم آن، درمورد گناه شرک، به گوساله پرستی بنی اسرائیل در غیاب حضرت موسی علیه السّلام و احتجاج حضرت ابراهیم با مشرکان بود که توضیح آن قبلاً ارائه شد.اما در مورد گوساله پرستی بنی اسرائیل باید گفت که آیات قرآن برخی برخی دیگر را تفسیر می کنند و اگر در رابطه با موضوعی می خواهیم نظر قرآن را بدانیم باید تمام آیات قرآن را بررسی کنیم تا بتوانیم به نظر قرآن در آن موضوع دست یابیم. در سوره بقره خداوند می فرماید: (وَ إِذْ قالَ مُوسی لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلی بارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بارِئِکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ)1 ؛ «و (یاد کنید) هنگامی را که موسی به مردمش گفت: «ای قومِ [من]! در حقیقت شما با انتخاب گوساله (پرستی) تان به خویشتن ستم کردید؛ پس به سوی آفریدگارتان بازگردید؛ و (منحرفان) خودتان را بکشید؛ [که] این [کار] در نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است.» پس (خدا) توبه شما را پذیرفت، [چرا] که فقط او بسیار توبه پذیر [و] مهرورز است».

آری بنی اسرائیل توبه کردند آن هم چه توبه دردناکی و به دین طریق گناه شرک ایشان از سوی خدا بخشیده شد(13). به دیگر سخن بخششی که در آیه 153 سورۀ نساء نسبت به بنی اسرائیل ذکر شده، در واقع بعد از توبه ایشان از گناه بود نه قبل یا بدون توبه و بدون دلیل. البته در آن آیه ذکر از توبه بنی اسرائیل به میان نیامده ولی در آیه 54 سوره بقره به روشنی مشاهده می شود که ایشان توبه کردند و بخشش بعد از توبه بود.


در داستان حضرت ابراهیم علیه السّلام نیز که مورد استناد شبه کننده قرار گرفته هم اصلاً از بحث خارج است. زیرا در این داستان حضرت ابراهیم علیه السّلام اولا به دنبال شرک و بت پرستی نبود بلکه هدف او از این رفتارها احتجاج با بت پرستان بر بیهودگی و بی فایده بودن بت پرستی بود. ثانیاً با توجه و تعمق در محاورۀ او به ترتیب با ستاره پرستان، ماه پرستان و خورشید پرستان، موحد بودن ابراهیم علیه السّلام آشکار می شود: (... فَلَمّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ... فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّینَ... فَلَمّا أَفَلَتْ قالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمّا تُشْرِکُونَ)1 . ابراهیم علیه السّلام برای هدایت ماه پرستان، ظاهرا با آنها هم کلام می شود اما وقتی خورشید طلوع می کند و ماه غروب می کند آشکارا می گوید: «اگر خدایم مرا هدایت نکند از گمراهان خواهم بود.» این مطلب صریحاً به یکتاپرستی او اشاره دارد و اینکه با مشرکان هم داستان می شده، آگاهی و هدایت ایشان از گمراهی شرک و بت پرستی بوده است و بس. ثالثاً اگر هم قبول کنیم ابراهیم علیه السّلام در آن زمان هنوز موحد و یکتاپرست نبوده باز هم اشکال وارد نیست، چون او به دنبال یافتن و شناخت خدای حقیقی بوده و این که انسان برای شناخت و یافتن خدای اصلی و حقیقی، ادیان و راه های مختلف را بررسی کند و در این رابطه تحقیق کند امری کاملاً ستودنی است(14). هم چنین نگاهی به اول و آخر این واقعه عمق اشتباه شبهه کننده را آشکارتر می سازد، زیرا این داستان در میان آیاتی قرار گرفته که همه بر توحید بلکه یقین آن حضرت دلالت دارند.

نقطۀ شروع جایی است که آن حضرت عمویش را به خاطر بت پرستی زیر سؤال برده و می فرماید: من، تو و قومت را در گمراهی آشکاری می بینم.

سپس خداوند می فرماید: «و این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم و تا اینکه از یقین کنندگان باشد». که نشان می دهد حضرت ابراهیم نه تنها موحد بود بلکه در توحید خود به یقین رسیده بود و آنگاه است که خداوند به نقل سخنان حضرت ابراهیم در احتجاج با قومش می پردازد. (فَلَمّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ... ) جالب اینکه این دو آیه با «فاء» تفریع به هم ربط داده شده اند که دلالت بر تأخر می کند و نشان می دهد حضرت ابراهیم موحدانه وارد این استدلال شده اند. از سوی دیگر در آیۀ 83 می فرماید: «و این [ها] دلیل ما بود که آن ها را به ابراهیم در برابر قومش دادیم! رتبه های هرکس را بخواهیم (و شایسته باشد) بالا می بریم؛ به راستی که پروردگار تو، فرزانه ای داناست» که باز نشان می دهد تمام این ها به سرانگشت هدایت خداوند صورت گرفته و هیچ لغزشی از سوی حضرت ابراهیم رخ نداده است بلکه فقط روشی بوده برای تنبه و بیداری قومش.

جمع بندی

خدا گناه شرک را هرگز بدون توبه نخواهد بخشید و گناهان دیگر غیر از شرک را بدون توبه برای هرکس که بخواهد می بخشد. به عبارت دیگر گناهان در یک تقسیم بندی به دو دسته تقسیم می شوند: شرک و غیرشرک. کسانی که مشرک شوند مخاطب بخش اول آیه 48 و 116 سوره نساء هستند. (إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ )، اما کسانی که فاسقند ولی ایمان به خدا دارند مخاطب بخش دوم این آیه هستند. (وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ ).

این خواست و بخشش الهی از راه های مختلفی صورت می گیرد. ابتدا از طریق توبه، که در این صورت فرقی بین مشرک و مومن نخواهد بود چرا که هردو می توانند با توبه مورد غفران الهی قرار بگیرند. راه دوم شفاعت
انبیاء، اولیا و ملائکه است(15) و راه سوم کارهای نیک که انسان انجام می دهد(16). البته این دو راه اخیر مختص مؤمنان است و شامل حال مشرکان نمی شود. به عبارت دیگر تنها راه مشرکان برای اینکه مورد بخشش و آمرزش الهی قرار بگیرند فقط و فقط توبه است.

منابع جهت مطالعه بیشتر

1. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوم، 1394 هجری. (به جلد 4 ص 370 ذیل آیۀ 48 سورۀ نساء مراجعه شود)

2. حسینی زنجانی، عزالدین، معیار شرک در قرآن، ترجمۀ سید ابوالفضل مجتهدی، قم، بوستان کتاب، چاپ اول، 1385 شمسی.

3. سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، چاپ سپهر، نوبت دوم، 1381 شمسی.

4. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، با همکاری جمعی از دانشمندان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ بیست و هفتم، 1378 شمسی. (به جلد 4، ص 409 ذیل آیۀ 48 سورۀ نساء مراجعه شود)

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-انعام / آیات 76 و 77.
  • ۲- (وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ) زمر/ 65. و به یقین، به سوی تو و به سوی کسانی که پیش از تو بودند، وحی شد که اگر شرک بورزی، قطعاً عملت تباه می شود و حتماً از زیانکاران خواهی بود.(لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَ قالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی إِسْرائِیلَ اعْبُدُوا اللّهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهَ وَ مَأْواهُ النّارُ وَ ما لِلظّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ). مائده/ 72. «کسانی که گفتند: «در واقع، خدا همان مسیح، پسر مریم، است.» به یقین کفر ورزیدند؛ در حالی که مسیح گفت: ای بنی اسرائیل ( فرزندان یعقوب)! خدا را، که پروردگار من و پروردگار شماست، بپرستید؛ [چرا] که هر کس به خدا شرک ورزد، پس حتماً خدا بهشت را بر او ممنوع ساخته؛ و مقصدش آتش است؛ و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست».
  • ۳- این نظر شبهه کننده است والا ساحت انبیاء الهی از این گناهان بری است.
  • ۴-روح المعانی، آلوسی، ج 5-6، ص 68، مجمع البیان، ج 3، ص 101-103، الکشاف، زمخشری، ج 1، ص 519 و 520، الدرالمنثور، سیوطی، ج 2، ص 556-558، المیزان، ج 4، ص 370، فی ظلال القرآن، سید قطب، ج 2، ص 101، تفسیر کبیر، امام فخر رازی، ج 4، ص 99-101، المنار، محمد رشید رضا، ج 5، ص 147 و 148.
  • ۵-طبرسی، مجمع البیان، ج 3، ص 101 و 102.
  • ۶-طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 370.
  • ۷-(مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ) (بقره/ 255)؛ (وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضی) (انبیاء/ 28)؛ (لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلاّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً) (مریم/ 87)؛ (یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً) (طه/ 109).
  • ۸-طباطبایی، المیزان، ج 4، ص 370.
  • ۹-تفسیر المیزان، ج 4، ص 370. البته علامه در جای دیگر اشاره دارد که کفر و دشمنی با رسول خدا صلی الله علیه و آله هم جزء گناهانی است که بخشوده نمی شود جرا که برگشت این کفر آنان به شرک است. به عبارت دیگر کفر و شرک دراینجا به یک معناست. (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدی لَنْ یَضُرُّوا اللّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ کُفّارٌ فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ) (محمد/ 32 -) و تفسیر المیزان، ج 5، ص 83.
  • ۱۰-زمر/ 53
  • ۱۱-تفسیر رَوح الجِنان و رُوح الجَنان، ابوالفتوح رازی، ج 3، ص 406.
  • ۱۲- التبیان فی تفسیرالقرآن، شیخ طوسی، ج 3، ص 218-220، الکشاف، زمخشری، ج 1، ص 519 و 520، جامع البیان، محمد بن جریر طبری، ج 4، ص 159 و 160، روح المعانی، آلوسی، ج 5-6، ص 68، الدرالمنثور، سیوطی، ج 2، ص 556-558، فی ظلال القرآن، سید قطب، ج 2، ص 101، تفسیرکبیر، امام فخررازی، ج 4، ص 99-101، المنار، محمد رشید رضا، ج 5، ص 147 و 148.
  • ۱۳-طبق نقل بعضی از روایات موسی علیه السّلام دستور داد در یک شب تاریک تمام کسانی که گوساله پرستی کرده بودند غسل کرده و کفن بپوشند و صف کشیده و شمشیر در میان یکدیگر نهند! ممکن است چنین تصور شود که این توبه چرا با این خشونت انجام گیرد؟ آیا ممکن نبود خداوند توبۀ آنان را بدون این خون ریزی قبول فرماید؟ پاسخ به این سوال از سخنان بالا روشن می شود زیرا مساله انحراف از اصل توحید و گرایش به بت پرستی مسأله ساده ای نبود که به این آسانی قابل گذشت باشد، آن هم بعد از مشاهدۀ آن همه معجزات روشن و نعمت های بزرگ خدا. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 1، ص 256)
  • ۱۴-البته این استدلال اخیر برای متقاعد کردن شبهه کننده است، شکی نیست که پیامبران الهی همگی از ابتدا موحد بوده اند و هرگز به خداوند شرک نورزیده اند. ر. ک. اوائل المقالات، شیخ مفید، ص 18.
  • ۱۵-(وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاّ لِمَنِ ارْتَضی) (انبیاء/ 28)؛ (یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً) (طه/ 109).
  • ۱۶-(إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ) (هود/ 114).
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث