آیا دیدگاه عهدین در مورد عصمت پیامبران مانند قرآن است؟

آیا دیدگاه عهدین در مورد عصمت پیامبران مانند قرآن است؟

۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان است و مسلمانان بر این اعتقادند که بی کم و کاست از زمان نزول تا کنون باقی مانده است و نه کلمه ای بر آن افزوده شده است و نه از آن کم شده است حال آنکه چنین ادعایی در مورد تورات و انجیل نشده است. اختلافات قرآن و عهدین در زمینه های مختلفی قابل بررسی است اما با توجه به موضوع بحث ما بر روی مبحث عصمت پیامبران تمرکز می کنیم. و بررسی می کنیم که قرآن پیامبران را معصوم می دانند اما در عهدین این گونه نیست.

الف) مفهوم شناسی
برای روشن شدن مفهوم عصمت بایستی آن را از نظر لغت و اصطلاح بررسی کنیم. عصمت در لغت اصل در ماده «عصم» حفظ به همراه دفاع است. گفته می شود «عصمته» یعنی او را حفظ کردم به همراه دفاع از او؛ او عاصم است و آن معصوم».(1) «عصم» (بر وزن فلس) امساک و حفظ.(2) همان طور که از معنای لغوی پیداست در عصم معنای محافظت وجود دارد. محدوده عصمت در مورد عصمت دیدگاه های مختلفی وجود دارد از آنجا که موضوع بحث ما در مورد اختلاف قرآن و عهدین است لذا به دیدگاه علامه حلی رحمه الله اشاره می کنیم. «امامیه معتقدند واجب است عصمت انبیاء از همه گناهان صغیر و کبیر».(1)

«علامه طباطبایی» در «المیزان» معصوم بودن پیامبران را به سه شاخه تقسیم می کند.
1 - عصمت از خطا به هنگام دریافت وحی؛ 
2 - عصمت از خطا در تبلیغ رسالت؛
3 - عصمت از گناه و آنچه مایه هتک حرمت عبودیت است.(2)

ب) دیدگاه قرآن قرآن انبیای الهی را افرادی پاک معرفی می کند که از هر گونه گناه و خطا مبرا هستند. در قرآن کریم آیات فراوانی بر عصمت انبیاء دلالت دارد.
یکی از این آیات آیه (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحِیماً)3 ؛ «و ما هیچ فرستاده ای را نفرستادیم، مگر برای این که به رخصت خدا، [از او] اطاعت شود. و اگر (بر فرض) آن (منافق) ان هنگامی که به خودشان ستم کردند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و فرستاده [ما نیز] برای آنان طلب آمرزش می کرد، حتماً خدا را بسیار توبه پذیر [و] مهرورز می یافتند». است.
زیرا باید رسول با گفتار و اعمال خود از مردم چیزی را بخواهد که خدا نیز خواسته است حال اگر رسول در تبلیغ مرتکب خطایی شود. آن چه از مردم خواسته غیر از آن چه خدا خواسته است.(1)
از دیگر آیات آیه (وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولی وَ أَقِمْنَ الصَّلاهَ وَ آتِینَ الزَّکاهَ وَ أَطِعْنَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً)2 ؛ «و در خانه هایتان قرار گیرید و همانند خودآرایی (دوران) جاهلیت نخستین، (با زیورها) خودنمایی نکنید و نماز را برپا دارید و [مالیات] زکات را بپردازید و خدا و فرستاده اش را اطاعت کنید؛ خدا فقط می خواهد پلیدی را از شما خاندان (پیامبر) ببرد و کاملاً شما را پاک سازد». است در این آیه خداوند متعال می خواهد تمامی انواع پلیدی ها و رذایل را از اهل بیت عصمت و طهارت دور کند و این همان معنای عصمت است.(2)
از دیگر آیاتی که می توان به آن ها اشاره کرد (وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی)4 ؛ «و از روی هوی و [هوس] سخن نمی گوید». است. این آیه نشان می دهد که نه تنها گفته های پیامبر صلی الله علیه و آله بر طبق وحی است بلکه اعمال و کردار او نیز چنین است.(3) (کانَ النّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ) . (1) علامه طباطبایی بر آن است که آیه فوق دلیل بر عصمت از خطا در تلقی وحی و تبلیغ رسالت است زیرا هدف از بعثت آن ها این بوده که مردم را بشارت و انذار دهند و حق در اعتقاد و عمل را روشن سازند و از این طریق آن ها را هدایت کنند و مسلما این هدف بدون عصمت در تلقی وحی و تبلیغ رسالت ممکن نیست. عصمت از گناه و آن چه مایه هتک حرمت عبودیت را نیز از آیه می توان استفاده کرد چرا که اگر خطایی در تبلیغ رسالت صورت گیرد خود عاملی برای اختلاف خواهد بود و اگر ناهماهنگی میان عمل و گفتار مبلغان وحی از طریق عصیان حاصل شود آن نیز عامل اختلاف است بنا بر این از آیه فوق می توان اشاراتی به عصمت در هر سه بخش استفاده کرد.(2)

ج) دیدگاه عهدین (تورات و انجیل و ملحقات آن ها) کتب عهدین در مورد پیامبران فراوان سخن گفته است، در این کتاب ها، برخی اعمال ناشایست به پیامبران خدا نسبت داده شده است. برای روشن شدن این حقیقت چند نمونه از تورات و انجیل و از فصول مختلف کتب عهدین را در این جا می آوریم.

1 - تورات داستان ابراهیم علیه السلام و نمرود را چنین آورده است. ابراهیم در برابر نمرود، همسر خود ساره را خواهر خویش معرفی نمود و همسر بودنش را کتمان کرد ولی ساره زن زیبایی بود، نمرود او را از دست ابراهیم گرفت و متقابلا ابراهیم را مورد محبت خویش قرار داد و کمک مالی فراوان بر وی نمود. از آن روز ابراهیم دارای گاو، گوسفند، چهارپایان فراوان و دارای غلامان و کنیزان شد و ثروت کلانی به دست آورد. آن گاه که نمرود پی برد ساره همسر ابراهیم بوده است نه خواهر او، به ابراهیم گفت: چرا واقعیت را کتمان نمودی و سبب شدی که ساره را از دست تو ربودم و همسر خویش قرار دادم؟ سپس نمرود، ساره را به ابراهیم باز پس داد.(1)

بررسی:

زمینه سازی حضرت ابراهیم علیه السلام برای فساد و انجام اعمالی از حضرت داوود مانند خوردن شراب و زنا با دختران از اعمالی است که نه تنها دین آن را نپذیرفته است بلکه هیچ جامعه متمدنی نیز آن را نمی پذیرد. پیغمبر خدا که می باید مردم را رهنمود سازد و زمینه سعادت آن ها را فراهم کند چگونه می تواند خود دست به اعمالی بزند که مردم از آن تنفر دارند.

2 - داستان لوط و دخترانش در تورات چنین آمده است که: شبی دختر بزرگ لوط به خواهرش گفت: اینک پدر ما پیر گشته است و روی زمین کسی نیست که با ما نزدیکی کند، بیا پدر را شراب دهیم و با وی همبستر شویم تا نسل پدر را در روی زمین زنده نگه داریم. در همان شب پدر خویش را شراب دادند و دختر بزرگ تر با وی همبستر شد. شب دوم نیز او را شراب دادند، دختر کوچک با وی داخل بستر شد و هر دو دختر از پدر آبستن شدند. دختر بزرگ پسری به دنیا آورد و او را «موآب» نامید که پدر «موآبیین» است و دختر کوچک نیز پسری به دنیا آورد و نام او را «بن عمی» گذاشت و وی پدر «بنی عمون» است که تا به امروز نسل شان در دنیا باقی است.(1)

3 - داستان نبوت یعقوب به جای عیسو اسحاق خواست نبوت و پیامبری را به فرزند خود «عیسو» واگذار کند ولی در آن موقع فرزند دیگرش «یعقوب» اسحاق را فریب داد و بر وی چنین وانمود کرد که او همان «عیسو» است و برای پذیرش اسحاق، طعام و شراب آماده کرد و اسحاق از آن طعام و شراب تناول نمود. سپس در اثر همان حیله و نیرنگ که یعقوب برای رسیدن به پیامبری به کار برده بود، او را دعا نمود و چنین گفت: تو آقا و سرور برادرانت باش و فرزندان و مادرت بر تو تواضع و کوچکی نمایند. لعن بر آنان که بر تو لعن کنند. خوشی و مبارکی بر آنان که تو را مبارک باد گویند. وقتی عیسو آمد، فهمید که برادرش یعقوب گوی نبوت را از وی ربوده است، به پدرش گفت: پدر جان مرا نیز برکت پیامبری ده! اسحاق گفت: من او را آقا و سرور همه، تو و برادران دیگرت را غلام و بنده وی قرار داده ام و او را با گندم و شراب ثروتمند و نیرومند گردانیده ام. پسرجان دیگر در باره تو چه می توانم بکنم؟ این جا بود که عیسو صدای خویش را به گریه بلند نمود.(2)

4 - ازدواج داود با همسر اوریا داود با همسر «اوریای» مجاهد و مؤمن زنا نمود و همسر اوریا از این زنا حامله شد. داود از ترس افتضاح و رسوایی، به مقام پرده پوشی بر آمد و به «اوریا» دستور داد به خانه اش رفته، با همسرش نزدیکی کند تا حامله بودن همسر اوریا به خود وی منتسب شود ولی «اوریا» امتناع نمود و گفت: چگونه رواست که آقا و سرور من «یوآب» و غلامان وی در میان صحرا به سر برند و من به خانه خود روم و با خوردن و آشامیدن دلخوش کنم و با همسرم همبستر شوم!؟ نه هرگز! به جان عزیزت سوگند که من هرگز این کار را انجام نمی دهم. چون داود از پرده پوشی ماجرا مأیوس و ناامید گردید، آن روز «اوریا» را نزد خویش نگه داشت و او را دعوت نمود که نزد وی غذا و مشروب خورد و او را مست نمود، فردای آن روز داود به امیر لشکرش «یوآب» نوشت که اوریا را در یک جنگ شدید در پیشاپیش لشکر قرار دهید، سپس او را تنها بگذارید تا کشته شود. طبق دستور داود، یوآب نیز همین کار را انجام داد، بدین گونه اوریا در جنگ کشته شد و یوآب مرگ او را به داود اطلاع داد، داود همسر اوریا را به خانه خویش برد و پس از آن که ایام عزاداری همسر اوریا نسبت به شوهرش تمام شد، داود او را رسماً به همسری گرفت».(1) و در اصحاح اول از انجیل متی نیز آمده است که سلیمان پیامبر خدا و پسر داود از همان زن به دنیا آمده است.

5 - همسران سلیمان سلیمان هفتصد زن از آزادگان و سیصد زن از بردگان داشت، این زنان دل او را به سوی بت ها، جلب کردند. سلیمان به دنبال «عشتورت» بت و خدای «صدونیان» و «ملکوم» بت و معبود «عمونیان» رفت. خداوند از این عمل زشت و ناپسند سلیمان خشمگین گردید و گفت: من سلطنت و پادشاهی را از تو پس خواهم گرفت و به برده ای از بردگانت خواهم داد.(2) باز در تورات چنین آمده است که: سلیمان برای عشتورت (بت صیدانیین) و کموش (بت موآبیین) و ملکوم (بت عمونی ها) بتکده های مجلل و بلندی ساخته بود، پادشاه «یوشیا» آن بتکده ها را نجس کرد، مجسمه ها و بت ها را که در آن بت خانه ها بود، بشکست و درخت هایش را قطع نمود و تمام آن بتکده ها و بتکده های دیگر را از بین برد.(1) بررسی: فرض کنیم که لازم نیست پیامبران، معصوم و بی گناه باشند - چگونه ممکن است که پیامبر الهی بت ها را پرستش کند و بت خانه های عالی و محکمی بنا سازد و از سوی دیگر مردم را به توحید و یگانه پرستی و پرستش خدای بی همتا دعوت نماید؟ آیا این دو عمل از نظر عقل با هم سازش دارد؟

6 - ازدواج با زناکاران اولین سخن خدا به هوشع این بود که فرمود: برو برای خودت زن زناکار و فرزندان زنا انتخاب کن زیرا این زمین از خداوندگار زناکنان برگشته است. هوشع نیز رفت، «گوهر» دختر «بلایم» را گرفت و از او دو پسر و یک دختر به دنیا آورد.(2) باز در همین کتاب می خوانیم که خدا به هوشع فرمود: زن زناکار و صاحب رفیق را دوست بدار، همان طور که خداوند بنی اسرائیل را دوست می دارد.(3) بررسی: دوست داشتن زنان زناکار و رفیق باز چه ترجیحی دارد. چرا خداوند متعال باید پیامبرش بگوید که از بین زنان، زناکار را انتخاب کند. 7 - شراب خواری پیامبران در انجیل آمده است که مسیح شراب می خورد و در خوردن شراب زیاده روی می نمود.(4) چنانچه در تورات چنین آمده است که خداوند به هارون گفت: تو و فرزندانت که وارد «خیمه اجتماع» گردیدید، هرگز لب به شراب و هیچ مست کننده ای نزنید تا مرگ و نیستی شما را فرا نگیرد، این یک حکم دائمی است که در تمام قرون و اعصار و در میان تمام نسل های آینده شما حکومت دارد تا زشت و زیبا و پاک و ناپاک را از هم تشخیص دهید.(1) بررسی: چگونه پیغمبری که باید مردم را به اطاعت از خداوند متعال دعوت کند خود بر خلاف آن عمل کند. شراب خواری نه تنها در قرآن کریم و تورات بلکه در کتب دینی دیگر نیز رد شده است. با توجه به عصمت انبیاء چرا در قرآن به آنها نسبت گناه و یا طلب غفران و یا نسیان داده شده است؟
در این مورد می توان به آیات زیر اشاره کرد:
(فَأَکَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوی)2 ؛ «و به یقین، از پیش با آدم عهد کردیم، و [لی] فراموش کرد و در او تصمیمی (استوار) نیافتیم * و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید.» و (همگی) سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد. * و گفتیم: «ای آدم! در حقیقت این (ابلیس) دشمن تو و همسر توست؛ پس شما را از باغ بیرون نکند؛ که به زحمت خواهی افتاد * در واقع، برای تو (این مزیت هست) که در آن جا گرسنه نمی شوی وبرهنه نمی گردی؛ * و این که تو در آن جا تشنه نمی گردی و آفتاب زده نمی شوی * و شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا تو را به درخت ماندگار و فرمان روایی ای که زوال نمی پذیرد، راه نمایی کنم؟!» * پس آن دو از آن (درخت) خوردند و شرمگاه های آنان برایشان آشکار شد و شروع به قرار دادن برگ (های درختان) باغ بر خودشان کردند؛ و آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و بیراهه رفت (و زیانکار و محروم گشت)». (فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ)1 ؛ «و گفت: درحقیقت من بیمارم».
(قالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ)2 ؛ «گفت: بلکه همین بزرگشان آن (کار) را انجام داده است؛ پس اگر همواره سخن می گویند، از آن (بت -) - ان بپرسید».
(وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ)3 ؛ «و آنان بر (گردن) من پیامد (گناه قتل نوشته) دارند؛ پس می ترسم که [مرا] بکشند!». (قالَ فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّالِّینَ)4 ؛ «و (آیا) انجام ندادی کار خود را (در مورد کشتن یک نفر از ما) که انجام دادی؟ در حالی که تو از ناسپاسانی!».
(إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً)5 ؛ «در حقیقت، ما با پیروزی آشکاری تو را پیروز کردیم».

پاسخ:
گرچه کلمه «نهی» و «عصیان» و «غفران» و «ظلم»، همه در نظر اول به معنی گناه مطلق و حقیقی و آثار آن است ولی با توجه به مسأله عصمت انبیاء که به بعضی از دلایل قرآنی آن اشاره شد، تمام این تعبیرها، حمل بر «گناه نسبی» می شود، و این موضوع با توجه به عظمت مقام آدم و سایر انبیاء دور از ظاهر لفظ نیست.(1) و نیز این همان چیزی است که به عنوان ترک اولی معروف شده است و ما از آن به عنوان «گناه نسبی» یاد می کنیم، که نه گناه است و نه مخالف مقام عصمت.(2) یعنی با توجه به مقام پیامبران انتظار می رود که کارهای خوب تر را انجام دهند و اگر در جایی خوب تر را ترک کرده و کار خوب را انجام دادند ترک اولی کرده اند از این رو در قرآن سرزنش شده اند نه این که گناه کرده باشند. نتیجه: در عهدین مطالب مخالف بر عصمت انبیاء دیده می شود. بلکه انواع و اقسام گناهان را به پیامبران نسبت داده شده است واین نشانه ای از تحریف این کتاب ها به دست نویسندگان آنهاست. اما قرآن کریم در تمام مراحل دریافت و اعلام وحی، عصمت پیامبران را شرط و دوری از گناه را در تمام مراحل لازم می داند.

منابع جهت مطالعه بیش تر
1. ادیان زنده جهان، حسین توفیقی.
2. تعارضات درونی کتاب مقدس، ابوالمصطفی، انتشارات زمزم هدایت.
3. آموزش عقاید استاد مصباح.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج 8، ص: 153
  • ۲-راغب گفته: «العصم: الامساک» در صحاح گفته: عصمت بمعنی منع است «عَصَمَهُ الطَّعامُ» یعنی طعام او را از گرسنگی مانع شد قاموس قرآن، ج 5، ص: 8
  • ۳- کشف المراد فی شرح تجرید العقائد، ص 349.
  • ۴- المیزان، ج 2، ص 134.
  • ۵-المیزان، ج 4، ص 404.
  • ۶-المیزان، ج 16، ص 312.
  • ۷- نمونه، ج 22، ص 482.
  • ۸- «مردم، ملّتی یگانه بودند و خدا، پیامبران را مژده آور و هشدار دهنده برانگیخت؛ و با آنان کتاب [خدا] را، که به سوی حق دعوت می کرد، فرو فرستاد، تا میان مردم، در باره ی آنچه در موردش اختلاف داشتند، داوری کند. و در مورد آن [کتاب] اختلاف نکردند، جز کسانی که آن [کتاب] به آنان داده شد - پس از آن که دلیل های روشن به آنان رسیده بود - به خاطر (حسادت و) ستمی که بینشان [حکم فرما] بود. پس خدا کسانی را که ایمان آورده بودند، به حقیقتِ آنچه در موردش اختلاف کرده بودند، با رخصت خودش، راه نمایی نمود؛ و خدا، هر کس را (شایسته بداند و) بخواهد به راه راست راه نمایی می کند». بقره/ 203.
  • ۹-ر. ک: المیزان، ج 2، ص 134. (ذیل آیه 213 سوره بقره).
  • ۱۰-تورات، سفر پیدایش، باب 12.
  • ۱۱-تورات، سفر تکوین، باب 19.
  • ۱۲- تورات، سفر تکوین، باب 27.
  • ۱۳-شموئیل، کتاب 2، باب 11، 12.
  • ۱۴- پادشاهان، کتاب 1، باب 11.
  • ۱۵-همان، کتاب دوم، باب 23.
  • ۱۶-کتاب هوشع، باب 1.
  • ۱۷-همان باب 3
  • ۱۸-متی، باب 11 لوقا، باب 7.
  • ۱۹-تورات، سفر لاویان، باب 10.
  • ۲۰- تفسیر نمونه، ج 6، ص 125.
  • ۲۱-تفسیر نمونه، ج 13، ص 324.
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث