انا لله و انا الیه راجعون یعنی چه ؟

انا لله و انا الیه راجعون یعنی چه ؟

۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
مگر از خدا جدا شده ایم که قرار است به او بازگردانده شویم آیا در همان قرآن گفته نشده که ای انسان ما به تو از رگ کردن هم نزدیک تریم؟

در قرآن آمده است، (الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ)1 ؛ «و قطعاً [همه] شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کاهشی در ثروت ها و جان ها و محصولات، آزمایش می کنیم و به شکیبایان مژده ده. * (همان) کسانی که هر گاه مصیبتی به آنان برسد، می گویند: «در حقیقت ما از آنِ خداییم و در واقع ما فقط به سوی او باز می گردیم». و در آیه دیگر آمده است، (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ)2 ؛ «ما از رگ گردن به او نزدیک تریم».

پاسخ
مقدمه: آیات فوق در مورد دو مطلب مهم بحث می نمایند.
مطلب اول اینکه همه انسان ها مورد امتحانات الهی قرار می گیرند و نحوه این امتحان، آسیب ها و مشکلاتی است که در مال وجان و محصولات انسان ها پدید می آید.

مطلب دوم که مرتبت با بحث آزمایش هم می باشد این است که در برابر این بعد از امتحانات مردم دو دسته می شوند. گروهی بی صبری می کنند و اعلان نارضایتی می نمایند و گروهی هم صبر را پیشه خود می سازند. خداوند دسته دوم بشارت می دهد و مبنا و علت صبر کردن ایشان را بیان می نماید. و عوامل صبر نمودن صابران در برابر بلاها را دو چیز مهم می داند.

1 - خدامحوری (انا لله) یعنی صابرین خود را مالک مال، اموال، جان و محصولات نمی دانند بلکه خودشان و آن چه در اختیارشان هست را مال حقیقی خداوند می دانند لذا اگر خداوند در آن ها تغییراتی داد و بلایی به آن ها افتاد، صابرین به راحتی آن را می پذیرند. چرا که از نظر آنان، مالکی در مِلک خود تصرف نموده و این تصرف کاملا صحیح و به جا بوده و جای هیچ اعتراضی نیست. در واقع صابرین متذکر این نکته هستند که ملکیت آن ها بر جان و مالشان مالکیتی اعتباری است نه حقیقی. فقط برای اینکه نظام عالم بر قرار باشد و هرج و مرج نشود موقتا مالی را برای شخصی اعتبار نموده اند و الا همه عالم در حقیقت مال خالق اوست. (وَ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ)1 و هر چه دارند امانت در دست آنان است که ممکن است صاحب آن آنرا پس بگیرد.(1)

2 - معادباوری (إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) عامل دومی که اهل صبر به خاطر آن صبر می نمایند این است که آن ها توجه دارند که زندگی دنیا همیشگی نیست بلکه محدود به چند سالی است و بعد از آن باید از این دنیا بروند. حال که می دانند این زندگی محدود است پس نه نعمت ها و خوشی های آن باعث غرور و طغیان و غفلت آن ها می شود و نه بلاها و سختی های آن باعث بی صبری و نارضایتی و اعتراض آن ها می گردد.

حال با توجه به مطالبی که عرض شد به جواب سوال می پردازیم.
پاسخ اول: نزدیکی خداوند به انسان در دنیا و آخرت تفاوتی ندارد و خداوند در هر دو دنیا به یک اندازه به انسان نزدیک است. بلکه خداوند در همه عوالم به همه موجودات به یک اندازه نزدیک است. همان قدر به ما موجودات مادی نزدیک می باشد که به موجودات عرشی نزدیک است. و به همه موجودات احاطه قیومی دارد. چنان چه در قرآن کریم می فرماید: (أَلا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ)1 ؛ «آگاه باشید که او به هر چیزی احاطه دارد».
حضرت امیر علیه السلام در مورد رابطه خداوند با موجودات هستی می فرمایند: «دَاخِلٌ فِی الْأَشْیَاءِ لَا کَشَیْءٍ دَاخِلٍ فِی شَیْءٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْیَاءِ لَا کَشَیْءٍ خَارِجٍ مِنْ شَیْء)»؛ «خداوند داخل همه چیزها هست اما نه مثل داخل شدن چیزی در چیزی و خداوند از همه اشیاء خارج است اما نه مثل خارج بودن چیزی از چیزی».
 پس نمی توانیم بگوییم خداوند به برخی موجودات نزدیک تر است. و از برخی دورتر می باشد. بلکه به همه موجودات احاطه وجودی دارد و همه موجودات متعلق و وابسته به او هستند و از او وجود می گیرند. چنان چه مفسران فرموده اند منظور از (انا الیه راجعون) نزدیک شدن به خداوند نیست بلکه منظور خارج شدن از این عالم و ورود به عالم قیامت است.(1) چنانچه از حضرت امام علی علیه السلام نقل شده که می فرمایند: «إن قولنا «إِنَّا لِلَّهِ» إقرار علی أنفسنا بالملک و قولنا (وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) إقرار علی أنفسنا بالهلک»؛ (2)«همانا «انا لله» گفتن ما اقراری است که ما درباره مملوک بودنمان می نماییم و (وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) اقراری است که در مورد مُردنمان می کنیم».

اما ممکن است سوال شود که چرا قرآن از ورود به عالم قیامت اینگونه تعبیر کرده و فرموده به طرف خداوند رجوع می کنیم؟ و معنای رجوع به خداوند چیست؟ در جواب عرض می کنیم شاید علت اینگونه تعبیر نمودن این است که چون عالم قیامت ظهور سلطنت و حاکمیت مطلق خداوند است، و صحنه حکمرانی اوست؛ لذا این گونه تعبیر شده که به طرف او رجوع می نمایم. مثل موقعی که شخص به دادگاه می رود و از ورود به دادگاه این گونه تعبیر می کند که «پیش قاضی می روم». برخلاف دنیا که دار عمل است و هرچند همه امور تحت نظارت و اراده خداوند است اما فعلا موقع حسابرسی نیست و ظاهرا و موقتا امور به دست دیگران هم می باشد و سلطنت خداوند برای اکثر مردم مخفی است.(1) خلاصه جواب اینکه منظور از «انا الیه راجعون» نزدیک شدن به خدا نیست بلکه منظور خروج از دنیا و ورود به عالم قیامت است. پاسخ دوم: نزدیک بودن خداوند به ما، مستلزم نزدیک بودن ما به خدا نیست. بلکه خداوند به ما نزدیک هست اما ما خیلی از او دور هستیم. خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است. (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ) . (2) کلمه «ورید» به معنای رگی است که از قلب جدا شده و در تمامی بدن منتشر می شود و خون در آن جریان دارد. معنای جمله این است که ما به انسان از رگ وریدش که در تمامی اعضایش دویده و در داخل بدنش جا گرفته نزدیک تریم. این جمله می خواهد مقصود را با عبارتی ساده و همه کس فهم اداء کرده باشد وگرنه مسأله نزدیکی خدا به انسان مهم تر از این و خدای سبحان بزرگ تر از آن است.(1)

این ها تشبیه است و قرب خداوند از این هم برتر و بالاتر است هر چند مثالی از این ها رساتر در محسوسات پیدا نمی شود. با این احاطه علمی خداوند و بودن ما در قبضه قدرت او تکلیف ما روشن است.(2) خداوند به تعبیر قرآن بین ما و قلب ما می باشد(3) اما آیا ما هم به او نزدیک هستیم؟ این چنین نیست که مثل اشیاء مادی، نزدیکی خدا به ما مساوی با نزدیکی ما به خدا باشد. بلکه ما از او دور هستیم و در حال نزدیک شدن به او می باشیم. چنانچه در قرآن می فرماید: (یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقِیهِ)4 ؛ «ای انسان! در حقیقت تو به سوی پروردگارت کاملًا تلاش می کنی (و رنج می کشی) و او را ملاقات می کنی». بسته به نوع اعمال خوب یا بدی که در این دنیا انجام می دهیم در آن دنیا صفات جمالی یا صفات جلالی خداوند را ملاقات می نماییم. آن ها که اهل ایمان و عمل صالح هستند تجلیات صفات جمالی خدا یعنی بهشت و نعمت های او را می بینند و از تجلیات جمال او لذت های وصف نشدنی می برند. و آن هایی هم که اهل کفر و شرک و عصیان هستند جلوه های صفات جلالی خداوند یعنی قهر و عذاب او را خواهند دید.(4)پس خداوند به ما نزدیک است اما ما به او نزدیک نیستیم بلکه باید سعی کنیم به او نزدیک شویم.

دوست نزدیکتر از من به من است وین عجبتر که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که دوست در کنارِ من و من مهجورم

چنانچه در سوره علق می فرماید: سجده کن و به ما نزدیک شو.(1) با این بیان می توانیم بگوییم معنای (إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) ورود به عالم قیامت و نزدیک شدن به خداوند می باشد و هیچ منافاتی با نزدیک بودن خداوند به ما در دنیا ندارد. حتی می توان گفت اهل ایمان در همین دنیا به برکت اعمال صالح و بندگی خداوند به او نزدیک می شوند و لازم نیست حتما بمیرند تا به او نزدیک گردند. چنانچه آیات و روایات زیادی بر این مطلب گواهی می دهند. از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده که خداوند متعال می فرمایند: «لا یزال عبدی یتقرب إلی بالنوافل مخلصا لی حتی أحبه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و یده التی یبطش بها إن سألنی أعطیته و إن استعاذنی أعذته»؛ (2)«همانا بنده من با انجام خالصانه اعمال صالح به من نزدیک می شود تا جایی که او را به صورت ویژه دوست می دارم. هنگامی که او را دوست داشتم پس گوش او می شوم که با آن می شنود و چشم او می شوم که با آن می بیند و دست او می شوم که با آن کار می کند. اگر چیزی از من درخواست کرد به او عطا می کنم و اگر از امر ناخوشایندی به من پناه برد به او پناه می دهم».

پس باید گفت خداوند به همه موجودات به یک اندازه نزدیک هستند اما همه موجودات به یک اندازه به خدا نزدیک نیستند بلکه نسبت به درجه سعادت و شقاوتشان به اسماء جمال یا اسماء جلال خداوند نزدیکتر هستند. آن ها که کامل تر و صالح ترند به جمال او نزدیک تر هستند و بهره بیش تر می برند و آن ها که شقی تر و ظالم تر هستند به اسماء جمال او نزدیک تر هستند و عذاب بیشتری می برند. هر چند گفته می شود این دسته به اعتبار دور بودنشان از رحمت خدا کلا از خداوند دور هستند.

نتیجه: با توجه به معنای (إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) منافاتی بین آیه فوق با آیه (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ) وجود ندارد. چرا که نزدیکی خدا به انسان ها یکسان است اما این افراد هستند که در نزدیکی به خداوند درجات مختلف دارند و برخی به خدا نزدیک تر و برخی دورترند. از این رو باید تلاش کنند به خدا نزدیک شوند.

منابع جهت مطالعه بیش تر
1. تفاسیر قرآن مثل تفسیر المیزان، نمونه، تسنیم، مجمع البیان و تفسیر قرآن مهر ذیل آیات 156 /بقره و 16 / ق.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 354.
  • ۲-مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 437؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 40، تفسیر نمونه، ج 1، ص 525، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 352.
  • ۳-نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره، قم، ص 485.
  • ۴- التبیان فی تفسیر القرآن، ج 2، ص 40، تفسیر روح البیان، ج 1، ص 260.
  • ۵- ق/ 16.
  • ۶-المیزان فی تفسیر القرآن، ج 18، ص 347.
  • ۷-تفسیر نمونه، ج 22، ص 245.
  • ۸-(وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ)؛ انفال/ 24.
  • ۹- تسنیم، ج 1، ص 488.
  • ۱۰-علق/ 19.
  • ۱۱- دیلمی، حسن بن ابی الحسن، إرشاد القلوب، دو جلد در یک مجلد، انتشارات شریف رضی، 1412 ق، ج 1، ص 91؛ شعیری، تاج الدین، جامع الأخبار، یک جلد، انتشارات رضی قم، 1363 ش، ص 81.
  • منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث