راه کار تعارض ظاهری علم و دین
۱۱ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
ما در این جا چند نوع حکم عقلی و شرعی داریم:
در هنگام تعارض دو احتمال وجود دارد:
1. مقدمات دلیل عقل خطا باشد.
2. (خطا در فهم دین) یعنی ظاهر دین مراد نیست.
در این مورد به عنوان شاهد، کلام بعضی از بزرگان و اساتید حوزه علمیه را می آوریم: آیت الله مشکینی می فرماید:
«در قرآن هرگز چیزی که مخالف عقل و منطق و قطعیت علمی (از طریق مشاهده و تجربه) باشد، وجود ندارد و اگر موضوعی بدین روش و به
طور قطع به اثبات رسید مسلماً قرآن، موافق آن است نه متضاد و مغایر آن، ولی اگر برخلاف واقعیت موضوع گام برداشته باشیم،
نهایت امر که نادرست بودن نتیجه تحقیق و اشتباه بودن نظریه معلوم خواهد شد، به خطای خود در این گونه برداشت و استفاده از
قرآن، نیز پی خواهیم برد (مانند هیئت قدیم و جدید در علم نجوم)(1).
آیت الله صافی گلپایگانی می فرمایند:
«آری، اگر دلیل قاطع عقلی، بر خلاف ظاهر دلیل نقلی باشد، آن دلیل قطعی به منزله قرینه عقلیه است براینکه ظاهر آن مراد نیست و
آن چه ابتدا و بدون توجه به این قرینه از کلام استفاده می شود مقصود نمی باشد(1).
آیت الله جعفر سبحانی می فرماید:
«مسأله تعارض علم و دین، اگر بی پاسخ بماند دین و دینداری را، زیر سؤال برده و آن را متزلزل می سازد. متکلمان مسیحی که
ناچارند از کتاب مقدس خود و آیین تثلیث دفاع کنند، این تعارض را پذیرفته و حل آن را، اختلاف قلمروها می دانند. در حالی که از
نظر متکلمان اسلامی، جریان برخلاف آن است و هرگز (تعارض علم و دین) ممکن نیست و یکی از دو طرف قضیه سست و بی پایه است، یا آن
چه را که دین نامیده ایم دین نیست، یا این که علم حالت قطعی ندارد(2).
ج. احکام دینی علم گریز: یعنی مطالب و احکام تعبدی دینی که در آیات و روایات وارد شده، ولی فراتر از علم است، یعنی علوم
تجربی، دلیلی برای اثبات یا نفی آن ندارد. در این موارد، ناچاریم که ظاهر احکام شرعی را بپذیریم و به آن متعبد شویم؛ زیرا
معارف و علوم بشری، در حال رشد و کمال است و هنوز به انتهای کمال خود نرسیده است، بنابراین نمی توان با صرف نبودن دلیل مساعد
علمی، یک حکم شرعی را تخطئه کرد.
و این مورد در طول تاریخ ادیان الهی، نمونه های بسیاری داشته است که یک حکم شرعی صادر می شد و بسیاری از دانشمندان، از فهم
آن قاصر بودند و بعد از قرن ها حکمت و دلیل آن مطلب علمی، آشکار و کشف می گردید.
برای مثال: حرام کردن شراب در اسلام و یا احکام بهداشتی دیگر اسلام که تا قرن ها علت آن مجهول بود، ولی امروزه همه دانشمندان
به مضر بودن آن اعتراف دارند و بشریت را از نوشیدن شراب برحذر می دارند. در این زمینه، هنوز هم احکام تعبدی بسیاری در اسلام،
وجود دارد که هر روز علت یکی از آن ها کشف می شود و جهانیان به حقانیت اسلام و قرآن پی می برند(1).
ج. جدایی مطلق علم و دین:
کسانی بر این باورند که دین و علم دو روش، هدف، حوزه و موضوع جدای از هم دارند، بنابراین هیچ گونه اصطکاکی با یکدیگر ندارند.
طرفداران این نظر (مانند کانت، اگزیستا نسیالیست ها و طرفداران نظریه تحلیل زبانی) اگرچه هر کدام سخن خاص خود را می گویند،
اما همه در یک موضوع اشتراک دارند که حوزه دین با حوزه علم، جداست و تداخل یا تعارض ندارد.
این نظریه بعد از جنجال های قرون وسطی و در اثر پیشرفت علوم تجربی، از قرن هفده میلادی به بعد، در اروپا پیدا شد و در حقیقت،
این نظر پاسخی بود به تعارض علم و دین، در اواخر قرون وسطی که به ستیز عالمان دینی، با دانشمندان علوم تجربی منتهی شد.
البته روشن است که جدایی مطلق علم و دین با تعالیم اسلامی و به ویژه با آیات قرآن ناسازگار است چون قرآن علوم را تشویق می
کند و در حوزه های مختلف کیهان شناسی، سیاست، اقتصاد و... گزاره های علمی دارد.
د. سازگاری علم و دین:
این نظریه که از روح تعالیم و معارف اسلامی، استنباط می شود، شواهد زیادی از قرآن و روایات دارد و ما با چند مقدمه، به اثبات
آن می پردازیم:
1. اسلام در موارد زیاد، به علم و عالمان توجه کرده و آنان را، تشویق نموده است و حتی آیات زیادی در قرآن است که مطالب علمی
را بیان می کند و هرچه علوم تجربی، پیشرفت بیشتری یابد حقایق آن مطالب، بیشتر کشف می شود. در قرآن گزاره های علمی در رابطه
با کیهان شناسی (یس/ 28) و پزشکی (مثل شفاء بودن عسل) و سیاسی و اقتصادی متعدد وجود دارد که هر کدام می تواند نظریه های علمی
جدیدی ارائه کند یا به علوم انسانی جهت دهی کند. پس اسلام مؤید علم قطعی (علوم تجربی همراه با دلیل عقلی) و مشوق آن می باشد
و علوم قطعی هم، مؤید و شاهد اعجاز قرآن است.
2. از طرف دیگر اثبات کردیم که تداخل علوم با دین (اتحاد موضوع آن ها) صحیح نیست و این که گفته شده ظواهر قرآن، همه علوم
بشری را دربردارد، صحیح به نظر نمی رسد.
3. و نیز ثابت کردیم که تعارض علوم تجربی محض، با مطالب علمی قرآن وجود ندارد، بلکه همه موارد قابل جمع است.
نتیجه
پس علوم تجربی، با قرآن سازگاری دارد، ولی موضوعات آن ها تداخل ندارد و موارد تعارض که در ابتدا به نظر می رسد به راحتی قابل
رفع است.
تذکر 1:
تمام مطالبی که در مورد رابطه ی علم و دین و راه کار تعارض آن ها بیان شد در مورد تعامل «قرآن و علم» نیز صادق است،
چرا که قرآن بخش اساسی دین اسلام است.
تذکر 2: در مورد پاسخ به تعارض ظاهری علم و دین راه کارهای متعددی ارائه شده است(1) که در این جا به خاطر رعایت اختصار از
بیان آن ها خودداری می شود.
جمع بندی و نتیجه گیری:
1. براساس مطالب فوق، رابطه ی قرآن و علم سازگارای تعامل سازنده و تأیید متقابل است. هم قرآن به علم تشویق می کند و هم علم
شگفتی ها و اعجازهای علمی قرآن را تأیید می کند و هر روز در این زمینه مطلب جدیدی از حقایق علمی قرآن را کشف می کند.
2. قرآن و علوم بشری تعارض حقیقی ندارند و اگر تعارض ظاهری وجود دارد با تأمل بر طرف می شود.
3. براساس مطالب فوق ادعای بن بست تعارض قرآن و علم که آقای دکتر سروش بیان کرده ناصواب به نظر می رسد، ایشان می نویسد:
«راه خروج از بن بست تعارض علم و قرآن را به دست دهید.»(1)
چرا که طبق آن چه گذشت تعارض حقیقی بین قرآن و علم وجود ندارد و تمام موارد ادعایی، تعارض ظاهری است و بعد از تأمل قابل پاسخ
بوده و برطرف می شود. بنابراین بن بستی وجود ندارد.
پینوشتها
- ۱-. تکامل در قرآن، تألیف آیت الله مشکینی، ص 25.
- ۲- . به سوی آفریدگار، تألیف لطف الله صافی گلپایگانی، ص 74 (چاپ اول دفتر انتشارات اسلامی)
- ۳-مجله کلام، شماره 1 (بهار 1371)، ص 7، وابسته به موسسه امام صادق علیه السّلام، قم.
- ۴- ر. ک: اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، شهید دکتر پاک نژاد و پژوهش در اعجاز علمی قرآن، ج 2، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی.
- ۵- ر. ک: درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی و کتاب های کلام جدید مثل کتاب کلام جدید آقای خسرو پناه و محمد حسین قراملکی و....
- ۶-مقاله «بشر و بشیر»، پاسخ اول دکتر عبدالکریم سروش به نقدهای آیت الله جعفر سبحانی، روزنامه کارگزاران، 19 و 1386/12/20 ش.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









