آیا وحی های جدید وحی های قبلی را تصدیق می کنند یا جایگزین آنها می شوند؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارفدر آیه 97 از سوره بقره می فرماید که وحی جدید وحی پیشین را تأیید می کند. (قُلْ مَنْ کانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدیً وَ بُشْری لِلْمُؤْمِنِینَ )؛ «بگو: کسی که دشمن جبرئیل باشد پس (دشمن خداست چرا) که او با رخصت (و فرمان) خدا آن [قرآن] را بر دل تو فرود آورد، در حالی که مؤیّد آنچه از [کتاب های الهی] پیش از آن بوده، و رهنمود و مژده برای مؤمنان است». در آیۀ 101 سوره نحل می گوید که وحی جایگزین وحی دیگر می شود.
(وَ إِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِما یُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ )؛ «و هنگامی که (حکمِ) آیه ای را به جای (حکم) آیه ای [دیگر] جایگزین کنیم - و خدا به آنچه فرو می فرستد داناتر است - (مشرکان) می گویند: «تو تنها دروغ پردازی.» (چنین نیست) بلکه بیشترشان نمی دانند».
این تناقض در دو آیه چگونه قابل توجیه است؟
ظاهراً پرسش گر در اینجا گمان کرده است که مقصود از آیه 97 بقره تأیید یک دسته از آیات قرآن بوسیله آیات دیگر است که ما در ابتدا نکاتی را در مورد آیات فوق یادآوری می کنیم تا پاسخ روشن شود.
1. مقصود از (مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ ) (بقره / 97) چیست؟
آیه فوق و برخی دیگر از آیات قرآن کریم کتاب های پیشین (تورات و انجیل) را تصدیق می کند(1) و(2).
تصدیق از ماده صدق است. وقتی گفته می شود من گفتار فلانی را تصدیق کردم معنایش این است که با آن معامله صدق نمودم و اعتراف دارم که او راست می گوید و وقتی گفته می شود فلان گفتار را تصدیق داریم معنایش این است که به راستی و درستی آن اعتراف کردم(3). مراد از جمله «لما بین یدیه» کتب آسمانی حاضر در عصر نزول یعنی تورات و انجیل است چنان که در سورۀ مائده آیه 48 صریحاً بیان کرده که مراد از این جمله، تورات و انجیل است که در هر دو هدایت است(4).
مفسران در مورد جمله «مصدقا لما بین یدیه» دو نظر عنوان نموده اند.
1. قرآن کریم این تورات و اناجیل را فی الجمله و نَه صد درصد قبول دارد(5) ، و نیز به وقوع تحریف و دست خوردگی آن شهادت داده است چنان که به صورت مفصل در سوره مائده آمده است(6). البته قرآن کریم در عین حال که تصدیق کننده کتب پیشین است، «مهیمن» بر کتب پیشین نیز هست همان طور که در سوره مائده آیۀ 48 آمده است به این معنی که قرآن بر کتب دیگر در حفظ و مراقبت از آن ها تسلط دارد چون قرآن بیانگر هر چیز (هدایتی) می باشد و جنبه زیر بنا را نسبت به کتب دیگر دارد و با مرور زمان دست خوش نابودی قرار نخواهد گرفت. پس هم تورات و انجیل را تصدیق می کند که این دو از جانب خدا هستند و هم تغییراتی در آن دو داده است(7).
2. قرآن مصدق کتابی است که نزد خود شماست، یعنی بشاراتی را که تورات و پیامبران پیشین به پیروان خود دادند که بعد از ما پیامبری با چنین اوصاف ظهور خواهد کرد و کتاب آسمانیش دارای این ویژگی ها است، و اکنون می بینید صفات این پیامبر و ویژگی ها کاملاً منطبق بر بشاراتی است که در کتب شما آمده است و هماهنگی همه جانبه با آن دارد.(8) چنان که در آیه 6 از سوره صف آمده است. حاصل از مباحث مربوط به آیه 97 از سوره بقره این شد که قرآن کریم کتب پیشین را تصدیق می نماید بنابراین رابطه تصدیقی بین یک وحی با یک وحی دیگر روشن شد. که در اینجا منظور تأیید آیات قرآن بوسیله آیات دیگر نیست که احتمالاً پرسشگر گمان کرده بود.
2. معنای نسخ و جایگزینی آیات چیست؟
اکنون باید به تفسیر مختصری از آیه 101 از سوره نحل که در شبهه به آن اشاره شده می پردازیم.
(وَ إِذا بَدَّلْنا آیَهً مَکانَ آیَهٍ وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِما یُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ )؛ «و هنگامی که (حکمِ) آیه ای را به جای (حکم) آیه ای [دیگر] جایگزین کنیم - و خدا به آنچه فرو می فرستد داناتر است - (مشرکان) می گویند: «تو تنها دروغ پردازی.» (چنین نیست) بلکه بیشترشان نمی دانند.»
این آیه کریمه اشاره به مسأله نسخ و حکمت آن می کند و به تهمتی که به رسول خدا صلی الله علیه و آله می زدنند و از افترایی که به خدای می بستند پاسخ می دهد. «ابدال، تبدیل، تبدل و استبدال» همه به معنای این است که چیزی را در جای چیز دیگر قرار دهیم اعم از این که شیء دوم باقی بماند یا باقی نماند. البته در آیه مورد بحث، معنا این است که آیه دومی در جای آیه اول گذاشته می شود و آیه اول باقی می ماند، چون مطلوب است.
جمله «والله اعلم بما ینزل» کنایه از این است که حق هیچوقت از مورد خود تجاوز نمی کند و آن آیه ای که خدا نازل می کند سزاوار و شایسته نازل شدن است و خدا از اعتراض کنندگان داناتر است به آنچه که نازل می کند(9).
لازم به تذکر است که این آیه، مربوط به نسخ آیات قرآن کریم است که گاهی یک آیه بنابر مصالحی به وجود آمده است؛ نسخ می شود(10) و این دیدگاه مشهور مفسران است.
نسخ در لغت به معنی از بین بردن و زایل نمودن، تبدیل و جایگزین نمودن، نقل و انتقال، استنساخ و نسخه برداری آمده است(11) و در احکام و شرع، تغییردادن حکمی و جانشین ساختن حکمی دیگر به جای آن است نسخ در جایی صورت می گیرد که مصلحت حکم اول محدود به زمان باشد و با سر آمدن زمان، مصلحت از بین رفته و منسوخ می شود و حکم دیگری جای آن را می گیرد و امکان اجتماع آن دو نیست(12). بنابراین دو آیه ای که در شبهه آمده است اولی مربوط به تصدیق کتب آسمانی قبلی است و وحی مربوط به آیات قرآن کریم که گاهی آیه ای، آیه دیگر را نسخ می کند. بنابراین بین این دو آیه تناقضی نیست.
3. علت تصدیق و نسخ چیست؟
اگر وحی دارای مصلحت و حکمت است چرا وحیی دیگر آن را نسخ می کند و اگر یک وحی دارای مصلحت نیست چرا وحیی دیگر آنرا تصدیق می کند. در پاسخ باید بگوییم که نیازهای انسان دو نوع است.
1 - نیازهایی که با تغییر زمان و شرایط دگرگون می شود مثل بیمار که در شرایطی خاص به دارویی نیاز دارد اما در روز دیگر به خاطر بهبودی یا هر دلیل دیگری، ممکن است آن دارو زیانبار نیاز نباشد.
2 - نیازهایی که همیشه ثابت و پایدار است مثل نیاز به غذا که محدود به زمان و شرایط خاص نیست. این مسأله مخصوصاً با توجه به تکامل انسان و جامعه روشن تر می گردد که در روند تکاملی انسان ها، گاه برنامه ای مفید و سازنده است و گاه زیان بار و مضر که باید به سرعت تغییر کند، به خصوص در هنگام شروع انقلاب های اجتماعی و عقیدتی، لزوم دگرگونی برنامه ها در مقطع های مختلف زمانی روشن تر به نظر می رسد.
البته اصول احکام الهی که پایه های اساسی را تشکیل می دهد در همه جا یکسان است، هرگز اصل توحید یا عدالت اجتماعی و صدها حکم مانند آن دگرگون نمی شود، تغییر در مسائل کوچک تر و دست دوم است.
بی شک انسان برای رسیدن به تکامل نیاز به نقشه ای دارد که مطابق نیازهای مسیر او باشد تا به مرور به نیازهای مختلف او پاسخ بگوید و او را جلو ببرد. انبیای پیشین برای این که انسان بتواند در این مسیر پرفراز و نشیب، پیش برود هر کدام قسمتی از نقشه این مسیر را در اختیار او گذاردند، تا این شایستگی را پیدا کرد که نقشه کلی و جامع تمام راه را، به وسیله آخرین پیامبر از سوی خداوند بزرگ، در اختیار او قرار بگیرد. بنابراین از طرفی این نقشه جدید دارای احکام جدیدی است که نسخ کننده احکام قبل است و از طرفی، نقشه های قبل برای تکامل را تصدیق می کند(13).
حاصل آن که اگر حکمی مصلحت آن محدود به زمان و شرایط خاص باشد و زمان و شرایط آن تمام شود این حکم محکوم به نسخ است چون مصلحتی ندارد مثل حکم به جنگ در یک زمان و حکم به صلح در زمان بعد. اما اگر احکامی هنوز مصلحت داشته باشد، ادامه می یابند چنان که برخی از احکام کتاب های پیشین مورد تأکید قرآن کریم است چون هنوز مصلحت دارند مثل لزوم اجتناب از شرک و برپایی عدالت. این اتفاق ممکن استدرون یک شریعت و یک کتاب آسمانی نیز اتفاق بیفتد چنان که در آیه 101 سوره نحل آمده است.
نکاتی پیرامون نسخ
1 - نسخ تنها مربوط به احکام شرعی نیست بلکه در طبیعت نیز هست مثل مریضی که از نظر شرایط ظاهری، امیدی به شفای او نیست اما خداوند او را شفاء می دهد.
2 - نسخ همواره دو طرف می خواهد، یکی ناسخ و یکی منسوخ.
3 - ناسخ آنچه را که منسوخ از حیث کمال و یا مصلحت داشت را کامل تر دارد.
4 - ناسخ و منسوخ از نظر صورت تنافی دارند نه در اصل مصلحت چون هرکدام در شرایط خاص خودداری مصلحت اند(14).
حاصل سخن آن که در شریعت هم تصدیق هست و هم نسخ ولکن هر کدام بر اساس مصالح و در طریق تکامل هستند و با هم تنافی ندارند.
منابعی برای مطالعه بیشتر
1. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم، 1393 ق، 20 ج.
2. تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعی از نویسندگان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1364 ش، 27 جلدی.
3. رضایی اصفهانی، محمد علی، تفسیر قرآن مهر، پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، قم، 1387.
4. علوم قرآنی، آیت الله معرفت، قم، مؤسسه انتشاراتی التمهید، چاپ اول، 1378.
5. التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسّسه النشر الاسلامی، 1417 ق، 6 جلدی.
پینوشتها
- ۱- این آیات عبارت اند از: بقره/ 41؛ بقره/ 91 و 97؛ آل عمران/ 3؛ نساء/ 47؛ مائده/ 48 و فاطر/ 1.
- ۲-البته این رابطه بین تورات و انجیل نیز بوده است. در آیاتی در قرآن کریم آمده است که کتاب انجیل، کتاب تورات را تصدیق کرده است. ر. ک: آل عمران/ 50؛ مائده/ 46؛ احقاف/ 30 و صف / 6.
- ۳-ر. ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 4، ص 117.
- ۴- علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 3، ص 8 و 9.
- ۵- ر. ک: رازی ابوالفتوح، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان، ج 2، ص 64؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 3، ص 8 و 9؛ سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله، ارشاد الاذهان فی تفسیرالقرآن، ص 20؛ قمی مشهدی، محمدبن محمد رضا، کنزالدقائق و بحر الغرائب، ج 2، ص 95.
- ۶-مائده / 14-11 (علامه طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج 3، ص 9).
- ۷-ر. ک: علامه طباطبایی، محمد حسین، المیزان، ج 5، ص 348 و 349.
- ۸-ر. ک: طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 365؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج 1، ص 210؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 207؛ رازی، فخر الدین، مفاتیح الغیب، ج 1، ص 483.
- ۹-علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 12، ص 345.
- ۱۰- همان، ج 1، ص 67.
- ۱۱-راغب اصفهانی، مفردات، ذیل کلمه نسخ؛ فیومی، مصباح المنیر ذیل واژه مذکور؛ ابن منظور لسان العرب، ج 3، ص 61.
- ۱۲- قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 7، ص 55؛ معرفت، محمد هادی، تلخیص التمهید، ج 1، ص 412.
- ۱۳- ر. ک: برای توضیح تکمیلی، مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 390 و 391 و ج 17، ص 345؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 1، ص 250، 251. و نیز تفسیر قرآن مهر، رضایی اصفهانی، ذیل آیات فوق الذکر.
- ۱۴-ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 1، ص 252 و 253.
- منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰









