چرا قرآن از مجازات های دردناک با الفاظ بشارت آمیز یاد می کنند؟

چرا قرآن از مجازات های دردناک با الفاظ بشارت آمیز یاد می کنند؟

۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
*توضیح شبهه

مسلماً خبردادن به کسی در مورد شکنجه و مجازات شدنش خبر خوبی نیست ولی قرآن می گوید خبر شکنجه دردناک خبر خوبی است به عنوان مثال: در سوره های آل عمران/ 21؛ انشقاق/ 24؛ جاثیه/ 8؛ لقمان/ 71؛ توبه/ 3 و 34 و نساء/ 138.

*پاسخ

خداوند با توجه به نیازهای بشر و با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان بندگان، به آن ها وعده ها و یا وعیدهایی داده است، گاهی با آن ها با زبان تشویق سخن گفته و گاهی آنها را از عذاب خود ترسانده است که اثر تربیتی و مثبت این نوع سخن گفتن، امری تردیدناپذیر است، اما در بیش از 7 مورد از الفاظی که برای تشویق و دادن خبرهای خوشایند است، برای خبرهای بد، ناخوشایند و وعده های عذاب استفاده کرده است، به عنوان مثال در آیات ذیل از واژه «بشارت» برای وعده به عذاب استفاده نموده است.

(إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللّهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ)1 ؛ «کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می ورزند و پیامبران را بناحق می کشند، و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می کنند به قتل می رسانند، و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!»

(بَشِّرِ الْمُنافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً)2 ؛ «به منافقان بشارت ده که مجازات دردناکی در انتظار آن هاست!».(وَ بَشِّرِ الَّذِینَ کَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِیمٍ)1 ؛ «و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده!».

(اَلَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لا یُنْفِقُونَها فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ)2 ؛ «و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) می سازند، و در راه خدا انفاق نمی کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!»

(وَ إِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا وَلّی مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها کَأَنَّ فِی أُذُنَیْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِیمٍ)3 ؛ «و هنگامی که آیات ما بر او خوانده می شود مستکبرانه روی برمی گرداند گویی آن را نشنیده است گویی اصلاً گوش هایش سنگین است! او را به عذابی دردناک بشارت ده!»

(یَسْمَعُ آیاتِ اللّهِ تُتْلی عَلَیْهِ ثُمَّ یُصِرُّ مُسْتَکْبِراً کَأَنْ لَمْ یَسْمَعْها فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِیمٍ)4 ؛ «پیوسته آیات خدا را می شنود که بر او تلاوت می شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده!»

(بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ وَ اللّهُ أَعْلَمُ بِما یُوعُونَ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِیمٍ)5 ؛ «بلکه کافران پیوسته آیات الهی را انکار می کنند! و خداوند آنچه را در دل پنهان می دارند بخوبی می داند! پس آنها را به عذابی دردناک بشارت ده!»

حال جای پرسش است که:

با اینکه مسلماً خبر دادن به کسی در مورد شکنجه و مجازات شدن خبر خوبی نیست، چرا قرآن از لفظ «بشارت» که برای خبرهای مسرّت بخش بکار برده می شود، برای وعدۀ عذاب به کفار و منافقین واژه استفاده نموده است، در حالی که می توانست مانند (یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِکَهَ لا بُشْری یَوْمَئِذٍلِلْمُجْرِمِینَ)1 ؛ «(آنها به آرزوی خود می رسند،) امّا روزی که فرشتگان را می بینند، روز بشارت برای مجرمان نخواهد بود» از واژه «لابُشْری» استفاده نماید؟ آیا قرآن وعدۀ به عذاب را خبر خوبی می داند که از این واژگان استفاده نموده است؟

آیا این امر با توجه به پویایی زبان عربی، باعث ایراد به دقت قرآن در به کارگیری کلمات مناسب نمی گردد؟ بهتر است ابتدا برای روشن شدن این مسئله به بررسی مفهومی واژه «بشارت»، پرداخته شود.

مفهوم شناسی

بشارت از مادّۀ «بشر» به معنی پوست صورت گرفته شده(1) و به خبر مسرّت بخشی که به وسیلۀ آن، شادی در پوست صورت احساس می گردد و در خبر اندوه بخش نیز بکار می رود(2).

یک نکته مهم

در لغت عرب برای هر خصوصیّتی از خصوصیات معنی لفظ خاصی است که می توان از آن معنی به آن لفظ تعبیر نمود، این دقت در ساخت و کاربرد الفاظ و معانی تا حدی است که خداوند از این زبان به «عربی مبین»(3) تعبیر کرده است، از طرفی نیز قرآن در بالاترین مرحلۀ فصاحت و بلاغت است تا آنجا که تمام جن، انس و فصحای عالم را به هماوردی طلبیده و می فرماید:

(قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً)5 ؛ «بگو: «اگر انسان ها و پریان (جن و انس) اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهندآورد هرچند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند.» لذا نمی توان این کاربرد واژۀ «بشارت» برای عذاب را از روی نقص و سهو دانست و بدون تردید دارای علت خاصی می باشد.

با این وصف، مفسران در این زمینه وجوهی را احتمال داده اند از جمله:

منظور خداوند از این جابه جایی در به کار بردن الفاظ مسرت بخش به جای الفاظ دردناک برای، استهزاء، تحقیر کفار و منافقین بوده است، در این صورت این گونه سخن گفتن از باب استعاره است که معنای سرزنش از آن استشمام می شود، و به معنای حقیقی بشارت نیست، بلکه نوعی انذار و وعید به حساب می آید، که اثر تهدیدی و انذاری آن چندین برابر انذارهای معمولی است چرا که موجب اندوه و حسرت کفار و از طرفی نیز باعث تقویت روحیۀ مؤمنین و چشم روشنی آنان می گردد(4). لازم به ذکر است که این نوع سخن گفتن در زبان عربی، از باب ضرب المثل، نیز رواج داشته است مانند این قول شاعر: «تحیّه بینهم ضرب وجیع» «خوش آمد گویی بین آن ها زدن یکدیگر است»(5) ، در لغت فارسی نیز این گونه سخن گفتن استعمال می شود، مانند اینکه اگر کسی کار بدی را انجام داد در مقام تهدید و استهزاء به او می گوییم «مزد و پاداش تو را خواهیم داد»!(6).

در قرآن نیز موارد دیگری از اینگونه سخن گفتن وجود دارد که استعاره بودن این نوع سخن گویی را تأیید می نماید، مانند آیه: (قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِیرَکُمْ إِلَی النّارِ)4 ؛ «بگو: (چند روزی از زندگی دنیا و لذّات آن) بهره گیرید امّا عاقبت کار شما به سوی آتش (دوزخ) است!» که بنابر نظر راغب، واژه «تمتعوا» در اینجا از باب استعاره استعمال شده است(7).

در بعضی از آیات که عاقبت دردناک کفار و منافقین را به عاقبت شیرین و لذت بخش مؤمنان در بهشت، عطف نموده است، می تواند بشارتی برای مؤمنان باشد بر اینکه دشمنانشان به چنین سرنوشتی گرفتار می گردند، که این خبر برای مؤمنین، مسرت بخش بوده و باعث دلگرمی آن ها می شود، چنان چه در این آیه اینگونه است. (إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً وَ أَنَّ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِیماً)2 ؛ «این قرآن به راهی که استوارترین راه هاست، هدایت می کند و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می دهند، بشارت می دهد که برای آنها پاداش بزرگی است و اینکه آنها که به قیامت ایمان نمی آورند، عذاب دردناکی برای آنان آماده ساخته ایم.» که مفسران بر این عقیده اند که جملۀ «وَ أَنَّ الَّذِینَ. .» بر جملۀ اول که مشتمل بر بشارت است عطف شده است و این ادامۀ بشارت به مؤمنین بر عاقبت بد دشمنان اسلام می باشد(8).

همچنین مفسران و تأکید نموده اند اهل لغت کلمه بشارت در اصل از «بشر» به معنی صورت گرفته شده، دارای معنی وسیعی است که نه تنها بر خبرهای مسرت بخش دلالت دارد بلکه شامل هرگونه خبری که در صورت انسان اثر بگذارد و آن را مسرور یا غم آلود کند، نیز استفاده می شود، که در این صورت، اگرچه لفظ بشارت در اخبار خوشایند استعمال بیشتری دارد اما استعمال آن برای وعده به عذاب از باب استعاره و مجاز نیست بلکه بر اساس قواعد عرب به کار رفته است و اثر آن نیز در مخاطب بیشتر است(9).جمع بندی و نتیجه گیری
واژۀ «بشارت» از مادۀ «بشر» به خبر مسرت بخشی که روی پوست صورت اثر بگذارد گفته می شود و برای اخبار اندوه ناک نیز استعمال شده است. مفسران در مورد استعمال لفظ بشارت در مورد اخبار بد و دردناک سه احتمال داده اند:

اول) خداوند با اینگونه سخن گفتن، قصد تحقیر، سرزنش و استهزای کفار و منافقین را داشته است و این استعمال، نوعی مجاز است.

دوم) این نوع استعمال برای بشارت به مؤمنین در مورد عاقبت بد دشمنانشان است.

سوم) با توجه به لغت عرب، این واژه دارای معنای وسیعی است و در مورد اخبار بد نیز استعمال می گردد.

اگرچه از بین این احتمالات، احتمال سوم، دقیق تر به نظر می رسد اما احتمالات دیگر نیز نفی نمی گردند. لذا استعمال الفاظ بشارت در مورد اخبار بد، به معنای خوشایند بودن عذاب و اخبار به آن، نیست.

منابع جهت مطالعه بیشتر

1. طالقانی، سید محمود؛ پرتوی از قرآن، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1362 ش، چاپ چهارم، ج 5، ص 62.

2. کاشانی، ملا فتح الله؛ تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، تهران، کتابفروشی محمد حسن علمی، 1336 ش، ج 2، ص 192

3. طیب، سید عبدالحسین؛ أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، چاپ دوم،، 1378 ش.

4. فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر؛ مفاتیح الغیب، دار احیاء التراث العربی، بیروت، سوم، 1420 ق
5. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، 1360 ش، ذیل ماده ی بشر

6. طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، با مقدمه شیخ آغابزرگ تهرانی و تحقیق احمد قصیرعاملی، ذیل آیات مذکور در متن.

7. مغنیه، محمدجواد؛ تفسیرالکاشف، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1424 ق، چاپ اول، ذیل آیات مربوطه

8. میرزا خسروانی، علی رضا؛ تفسیر خسروی، تهران، انتشارات اسلامیه، 1390 ق، چاپ اول، تحقیق محمد باقر بهبودی

9. قمی مشهدی، محمدبن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق وبحرالغرائب، سازمان چاپ و انتشار وزارت ارشاد، تهران، 1368 ش، چاپ اول.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-المفردات فی غریب القرآن، ص 124، ذیل مادهی بشر
  • ۲-قاموس قرآن، ج 1، ص 194.
  • ۳- شعرا/ 195.
  • ۴- مکارم، تفسیر نمونه، ج 26، ص 319 و ج 21، ص 237؛ طباطبائی، ترجمه المیزان، ج 13، ص 65.
  • ۵-المفردات فی غریب القرآن، ص 126، این شعر از اشعار معدیکرب میباشد که راغب، از البصائر، ج 2، ص 201، و خزانه الأدب، ج 9، ص 252، و دیوانه، ص 149، و الممتع، ص 260، و الخصائص، ج 1، ص 368، نقل نموده است.
  • ۶- تفسیر نمونه، ج 2، ص 481.
  • ۷- المفردات فی غریب القرآن، ص 126.
  • ۸-تفسیر نمونه، ج 12، ص: 38.
  • ۹-تفسیر نمونه، ج 4، ص: 169 و لسان العرب، ج 4، ص 61.
  • منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث