آیا مشرکان، الله را می پرستیدند یا خدای دیگر را؟

آیا مشرکان، الله را می پرستیدند یا خدای دیگر را؟

۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف
*توضیح شبهه

در برخی از آیات قرآن کریم، مسئله اعتقاد و اعتراف مشرکان به خداوند بیان گردیده است.

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ)1 ؛ «و اگر از آن [کافر] ها بپرسی: «چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید؟» حتماً می گویند: «خدا»، بگو؛ «ستایش مخصوص خداست.» بلکه بیش ترشان نمی دانند»
. در حالی که در سوره کافرون به پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: (قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ وَ لا أَنا عابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ)2 ؛ «بگو: «ای کافران آنچه را (شما) می پرستید (من) نمی پرستم و آنچه را (من) می پرستم شما نمی پرستید و آنچه را (شما) پرستیدید من نمی پرستم».

یعنی معبودی که کافران می پرستند با معبودی که پیامبر صلی الله علیه و آله می پرستد، متفاوتند. حال این دو دسته از آیات چگونه قابل جمع هستند.

*پاسخ

توحید در لغت به معنای یکی قرار دادن و یگانه دانستن آمده است(1). اما در اصطلاح فلسفه، کلام، اخلاق و عرفان، به معانی گوناگونی به کار می رود که در همه آن ها یگانه دانستن خدای متعال در حیثیت خاصی لحاظ می گردد. و گاهی به عنوان مراتب توحید از آن ها یاد می شود(2).

اقسام توحید
توحید یکی از اصول مسلم همه شرایع آسمانی است که دارای مراتب می باشد.

1. توحید ذاتی

توحید ذاتی دو تفسیر دارد.

الف. خداوند یکتا و بی همتا است و برای او مثل و مانندی تصور نمی توان کرد.

ب. ذات خداوند بسیط است و هیچ گونه کثرت و ترکیبی از اجزاء در آن راه ندارد. امیرمؤمنان علی علیه السّلام در بیان این دو معنا می فرماید: او یکتاست و برای او در میان موجودات مانندی نیست و او «احدّی المعنی» است یعنی نه در خارج و نه در وهم و نه در عقل برای او، جزء متصور نیست(3) و(4). سوره توحید که بیانگر عقیده مسلمانان دربارۀ توحید است، به هر دو مرحله اشاره دارد: به قسم نخست با آیه (وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ). و به قسم دوم با آیه (قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ )(5).

2. توحید صفات ذاتی

ما به صفاتی در مورد حق تعالی اعتقاد داریم از قبیل قدرت، حیات، علم. اما سخن در توحید صفاتی بر وجود صفات نیست بلکه بحث در این است که صفات ذاتیه الهی با ذات الهی، عین یک دیگر هستند. به این معنی که مصداق ذات الهی و صفات او یکی است در مقابل کسانی (مانند اشاعره) که صفات الهی را اموری زائد بر ذات پنداشته اند(6). در قرآن کریم و در سوره توحید به توحید صفاتی اشاره شده است، (قُلْ هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ).صاحب تفسیر مجمع البیان می فرماید:أحد به کسی گفته می شود که در ذات و صفات خود تجزیه و تقسیم نمی پذیرد(7).

3. توحید در خالقیت

توحید در خالقیت به این معنی است که غیر از خدا آفریدگاری وجود ندارد و آنچه که لباس هستی می پوشد؛ مخلوق و آفریده اوست. قرآن بر این وجه از توحید تأکید دارد و می فرماید: (قُلِ اللّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهّارُ)2 ؛ «بگو: خدا آفریننده هر چیزی است؛ و او یگانه چیره است».

علاوه بر وحی، خرد نیز بر توحید در خالقیت گواهی می دهد، زیرا غیر خدا هرچه هست، ممکن و نیازمند است و طبعاً رفع نیاز و تحقق خواسته های وجودی او از جانب خدا خواهد بود. لازم به ذکر است که توحید در خالقیت، به معنای نفی قانون سببیت و علیت در جهان هستی نیست، چرا که تأثیر پدیده ها در یک دیگر، مشروط به اذن الهی بوده، و وجود سبب و نیز سببیت اشیاء - هر دو - از جانب اوست.

4. توحید در ربوبیت

مقصود از توحید در ربوبیت این است که کارگردان جهان آفرینش خداست و اداره جهان هستی - بسان ایجاد و احداث آن - فعل خداوند یکتاست. در کارهای بشر تدبیرکردن از ایجاد جداست مثلاً فردی کارخانه ای را می سازد و دیگری آن را اداره می کند ولی در عالم آفرینش، آفریدگار و کارگردان یکی است و به این دلیل که تدبیر جهان ادامه آفریشنگری است و هرگز جدا از آن نیست.
توحید ربوبی در قرآن کریم مورد تأکید واقع شده است.

(اَللّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ)1 ؛ «خدا کسی است که آسمان ها را، بدون ستون هایی که آن ها را ببینید برافراشت؛ سپس بر تخت (جهان داری) تسلّط یافت و خورشید و ماه را رام ساخت هر کدام تا سرآمد معیّنی روان اند. کارها را تدبیر می کند؛ آیات (و نشانه های خود) را شرح می دهد؛ تا شاید شما به ملاقات پروردگارتان یقین پیدا کنید»(8).

در برخی از آیات نیز به پیوند مستحکم توحید در خالقیت و ربوبیت اشاره شده است: (یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ)3 ؛ «ای مردم! پروردگارتان را پرستش کنید، کسی که شما و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا شاید شما خود نگه دار باشید».

5. توحید در عبادات

توحید در عبادات به این معنی است که عبادت و پرستش فقط مخصوص خداست و باید از پرستش غیر خدا دوری کرد چرا که وقتی خالق و رب فقط اوست و شریکی ندارد بنابراین عبادت نیز مختص او خواهد بود.

توحید در عبادت، اصل مشترک میان تمام شرایع آسمانی است، و به یک معنی هدف از بعثت پیامبران الهی تذکر و یادآوری این اصل بوده است چنان که می فرماید: (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ)4 ؛ «و به یقین، در هر امتی فرستاده ای برانگیختیم (تا بگوید) که خدا را بپرستید؛ و از طغیان گر (ان و بت ها) دوری کنید». همه مسلمانان در نماز به توحید در عبادت گواهی داده و می گویند: (إِیّاکَ نَعْبُدُ )(9).

موضع مشرکان نسبت به مراتب توحید

در قرآن کریم مباحث مفصلی در زمینه اعتقادات مشرکان نسبت به خداوند متعال مطرح گردیده است و اجمالاً برخی مراتب شرک را به آنها نسبت داده است چنان که در برخی مراتب، اعتراف آن ها نسبت به توحید، بازگو فرموده است که به تفصیل باید به آن ها بپردازیم.

الف - توحید ذات

مشرکان عصر پیامبر صلی الله علیه و آله در توحید ذات، معتقد به شرک نبوده اند یعنی برای جهان به جز خداوند متعال خدایی را قائل نبوده اند چنان چه در آیات متعددی اعتراف آنان به ذات مقدس «الله» ذکر شده است؟

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ)2 ؛ «و اگر از آن [کافر] ها بپرسی: «چه کسی آسمان ها و زمین را آفرید؟» حتماً می گویند: «خدا»، بگو؛ «ستایش مخصوص خداست.» بلکه بیش ترشان نمی دانند».

استاد جوادی آملی می فرماید:

گرچه در بین ملل و نحل قول به تعدد خالق و رب معبود هست ولی قول به تعدد واجب بالذات نیست؛ زیرا متفکران بشری یا مادی اند که می گویند: (وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ ) (10) و یا الهی هستند که به بیش از یک واجب بالذات معتقد نیستند(11).

ب - توحید در صفات

توحید در صفات به معنای این که ذات خدا با صفات او عین یکدیگرند، بحثی است که در زمان جاهلیت و عصر پیامبر صلی الله علیه و آله مطرح نبوده است چنان که در تاریخ اسلامی ذکر شده است؛ این بحث بعد از عصر پیامبر صلی الله علیه و آله (اوائل قرن دوم هجری) مطرح گردیده است و این نوع شرک به مشرکان عصر جاهلیت نسبت داده نشده است(12).

ج - توحید در خالقیت

با مطالعه آیات قرآن کریم می توان به این نتیجه قطعی رسید که مشرکان در توحید در خالقیت هیچ تردیدی نداشتند چرا که اعتراف آنان در زمینه توحید در خالقیت در آیات متعددی مطرح شده است.

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللّهُ فَأَنّی یُؤْفَکُونَ)2 ؛ «و اگر از آن (مشرک) ها بپرسی: «چه کسی آنان را آفرید؟» قطعاً می گویند: «خدا» پس چگونه (از حق) بازگردانده می شوند؟!».

از این آیه مشخص است؛ بحث در مورد خلقت آن ها است که بلافاصله اعتراف مشرکان به خالقیت «الله» ذکر شده است(13).

اما یک سؤال مطرح است؛ اگر جامعه بت پرست، در موضوع «توحید در خالقیت» شک و تردیدی نداشت پس چرا قرآن به نکوهش آنان برخاسته و یادآور می شود که معبودهای آنان چیزی را نیافریده اند مانند:

(هذا خَلْقُ اللّهِ فَأَرُونِی ما ذا خَلَقَ الَّذِینَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظّالِمُونَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ)4 ؛ «این آفرینش خداست؛ پس به من بنمایانید آن (معبود) ها که غیر اویند چه چیزی را آفریده اند؟! بلکه ستمکاران در گمراهی آشکارند».

پاسخ این است که هدف از یادآوری خالقیت خداوند نه برای این است که آنان بت ها را خالق می دانستند، بلکه هدف این بود که آنان را از عبادت غیر خدا، بازدارد زیرا عبادت و پرستش مختص کسی است که آراسته به کمال و پیراسته از نقص باشد و چه کمالی بالاتر از صفت خالقیت که دارنده آن با قدرت خود، به همه اشیاء لباس هستی پوشانده است(14).

د - توحید در ربوبیت

از بررسی تاریخ قبل و بعد از اسلام و آیات قرآن کریم به وضوح شرک در ربوبیت را مشاهده می کنیم. مشرکان معتقد بودند که خداوند پس از آفرینش جهان، تدبیر برخی امور خلقت را به یکی از مخلوق های برتر خود سپرده است و خود کنار رفته است. این مخلوق های برتر در نظر آنان فرشتگان، جنیان، ارواح مقدسه، ستارگان و... بودند که هر کدام در نظر آنان مدبر گوشه ای از این جهان هستند(15).

شرک در ربوبیت مشرکان مورد تأکید قرآن کریم است.

(قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ)3 ؛ «بگو: «چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ یا چه کسی صاحب اختیار شنوایی و دیدگان است؟ و چه کسی زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می سازد؟ و چه کسی کار [ها] را تدبیر می کند؟» پس به زودی (مشرکان) خواهند گفت: «خدا (چنین می کند.)» و بگو: «آیا (بر گمراهی اصرار می ورزید) و خودنگه داری نمی کنید؟!»
از آیه استفاده می شود که وقتی مشرکان اعتراف دارند که جمیع تدبیرات در انسان و غیرانسان به خدا برمی گردد. پس چرا به توحید در تدبیر قائل نیستند. چرا که بت پرستان معتقد بودند که بت ها امور آنان را تدبیر می کنند و در نهایت، بت ها کارگزاران خدا هستند و بت ها را شریک خدا و در کنار خدا می دانستند پس به یک مطلب اذعان و اعتراف داشتند که همۀ این تدابیر منتهی به خدا می شود. قرآن کریم با مدنظر قراردادن این مطلب، بر آن ها احتجاج می کند که پس چرا به توحید در ربوبیت قائل نیستند چنان که در آیه بعد می فرماید:

(فَذلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنّی تُصْرَفُونَ)1 ؛ «و این خدا، پروردگارِ حقّ شماست، و بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چگونه (از حق) روی گردانیده می شوید؟!».

از برخی آیات قرآن استفاده می شود که مشرکان عصر رسالت قسمتی از سرنوشت خود را در دست معبودهای خود می دانستند: (وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَهً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا)2 ؛ «و (کافران) غیر از خدا، معبودانی را برگزیدند تا [مایه] عزّتشان باشند». حاصل آن که شرک در ربوبیت یکی از موارد شرک مشرکان عصر جاهلی بوده است.

ه -: توحید در عبادت

مشرکان چون در ربوبیت دچار شرک شده بودند طبیعتاً در عبادت نیز گرفتار شرک بودند. شرک در عبادت در آیات بسیاری از قرآن یادآوری شده است.
(وَ قالَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللّهُ ما عَبَدْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ نَحْنُ وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ کَذلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَی الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِینُ)1 ؛ «و کسانی که شرک ورزیدند، گفتند: «اگر (بر فرض) خدا می خواست، ما و پدرانمان هیچ چیزی جز او را پرستش نمی کردیم؛ و هیچ چیزی را بدون (اجازه) او ممنوع نمی کردیم.» چنین کردند کسانی که پیش از آنان بودند. و [لی] آیا بر فرستادگان (خدا، وظیفه ای) جز رساندن [پیام روشنگر و] آشکار است؟!».

و در آیۀ بعد از این، توحید در عبادت را برنامه اصلی تمام فرستادگان الهی می شمرد: (وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ)2 ؛ «و به یقین، در هر امتی فرستاده ای برانگیختیم (تا بگوید) که خدا را بپرستید؛ و از طغیان گر (ان و بت ها) دوری کنید».

در سورۀ کافرون نیز بحث در توحید عبادی است. به پیامبر صلی الله علیه و آله امر شده که به کافران بگو: من معبودهای شما را عبادت نمی کنم. شما نیز در آینده معبود مرا عبادت نخواهید کرد(16).

نتیجه گیری

تعارضی بین آیات قرآن در بحث توحید نیست چرا که در آیاتی که اعتراف و اذعان مشرکان به توحید بیان شده است، مقصود توحید در ذات و در خالقیت است و در جایی که بر مشرک بودن مشرکان و کافران تأکید شده است، بحث بر توحید در ربوبیت و عبادت است.

منابع برای مطالعه بیشتر

1. توحید در قرآن، آیت الله جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، قم.

2. منشور جاوید، آیت الله جعفر سبحانی، ج 2، (پیرامون توحید و مراتب آن)، موسسه امام صادق علیه السّلام، قم.

3. پیامبر قرآن، آیت الله مکارم شیرازی، ج 3، مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السّلام، قم.

4. آموزش عقاید، آیت الله مصباح یزدی، شرکت چاپ و نشر بین الملل.

پی‌نوشت‌ها

  • ۱-اقرب المورد، ذیل کلمه وحد.
  • ۲-مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقائد (3 جلدی)، ص 136.
  • ۳-شیخ صدوق، توحید، باب 3، حدیث 3، ص 84.
  • ۴- ر. ک: سبحانی، جعفر، منشور عقاید امامیه، ص 39.
  • ۵- همان و نیز ر. ک: منشور جاوید، ج 2، ص 232.
  • ۶-مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید، ص 136.
  • ۷- محمد بن حسن، طوسی، ج 5، ص 564 و نیز ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 20، ص 544-543.
  • ۸- ر. ک: سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج 2، ص 298-305.
  • ۹-فاتحه / 5 (در زمینه توحید عبادی ر. ک: زخرف / 45؛ آل عمران / 64؛ اعراف / 59 و 140 و...).
  • ۱۰-جاثیه / 24.
  • ۱۱-تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 2 (توحید در قرآن)، ص 210.
  • ۱۲-ر. ک: ربانی گلپایگانی، علی، درآمدی بر علم کلام، ص 274 و نیز ر. ک: سبحانی، جعفر، بحوث فی المال والنحل، ج 2، ص 90.
  • ۱۳-ر. ک: علامه طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج 18، ص 129 و نیز ج 10، ص 51؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 8، ص 278.
  • ۱۴-سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج 2، ص 257 و 256.
  • ۱۵-در زمینه مباحث تاریخی ر. ک: سیره ابن هشام، ج 1، ص 79.
  • ۱۶- ر. ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 27، ص 387؛ طوسی، محمد بن حسن، مجمع البیان، ج 10، ص 465؛ مراغی، احمد مصطفی، تفسیر مراغی، ج 30، ص 255.
  • منبع: شبهات جدید/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۹۰

کانال قرآن و حدیث را درشبکه های اجتماعی دنبال کنید.
آپارات موسسه اهل البیت علیهم السلام
کانال عکس نوشته قرآن و حدیث در اینستاگرام
تلگرام قرآن و حدیث
کانال قرآن و حدیث در ایتا
کانال قرآن و حدیث در گپ
پیام رسان سروش _ کانال قرآن و حدیث