آیا خدا فراموش می کند یا نه ؟
۱۴ مهر ۱۴۰۵ 0 معارف*توضیح شبهه
در برخی آیات آمده است که خداوند فراموش کار نیست (وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا )(1) ؛ «و پروردگارت فراموشکار نیست» در برخی دیگر می فرماید عده ای در قیامت یا غیر قیامت مورد فراموشی واقع می شوند: (وَ لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ )(2) ؛ «و هم چون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند» و این تناقضی آشکار است.
*پاسخ
ابتدا چند مقدمه بیان می شود.
1 - صفات سلبی و ثبوتی خدا
در علم کلام اسلامی در باب صفات الهی ثابت شده است که پروردگار جهان دارای صفات ثبوتی نظیر علم، قدرت و حیات است و از طرفی هرگونه صفتی که مشتمل بر نقص باشد نظیر جهل و عجز؛ از ساحت او به دور است.
دلیل نبودن صفات نقص در خدا این است که در بحث اثبات خدا، با برهان اثبات می شود که موجودات عالم یا ممکن هستند و یا واجب الوجود و همه موجودات غیر از خدا ممکن و نیازمندند و فقط خدا واجب الوجود است یعنی در کاملترین مرتبه وجود وکمال است به گونه ای که هیچ گونه نیستی در او راه ندارد تا کاستی و نقص محسوب گردد(3). بر این اساس هر نقصی و از جمله فراموشی از ساحت او دور است.
2 - معنای نسیان
نسیان در لغت به دو معنی آمده است:
1 - فراموش کردن
2 - به معنی اهمال و بی اعتنایی. فیومی در مصباح می گوید:
نسیان مشترک است میان دو معنی یکی ترک از روی غفلت و دیگری ترک از روی عمد(4).
راغب گوید: نسیان آنست که انسان مطلب در ذهن خود را از یاد برد بواسطه ضعف قلب یا غفلت و یا از روی قصد تا از قلب او محذوف شود و از یادش برود... هر نسیانی که خداوند ذمّ کرده نسیانی است که اصل آن از روی تعمد بوده (و بی اعتنایی کرده تا از یاد رفته است)(5).
نسیان در واقع به معنای قطع توجه است که البته اقسامی دارد:
الف) فراموشی طبیعی که با رفتن مطلب از ذهن است چنان که در برخی آیات آمده است.
(فَلَمّا بَلَغا مَجْمَعَ بَیْنِهِما نَسِیا حُوتَهُما... )(6) ، «و هنگامی که به محل پیوند میان دو (دریا) رسیدند، ماهی شان را فراموش کردند...»؛ (قالَ لا تُؤاخِذْنِی بِما نَسِیتُ )(7) ، «(موسی) گفت: مرا به خاطر فراموشکاری ام مؤاخذه نکن»؛ (سَنُقْرِئُکَ فَلا تَنْسی )(8) ، «به زودی (قرآن را) بر تو می خوانیم و فراموش نمی کنی».
ب) نوعی فراموشی که به دلیل توجه به موضوعی مخالف با آنچه در خاطر است؛ حاصل می گردد چنان که در برخی آیات آمده است.
(وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ )(9) ، «و چه کسی ستمکارتر است از کسی که نشانه های پروردگارش (به او)تذکر داده شد و از آن [ها] روی گرداند و دستاورد پیشینش را فراموش کرد؟!»؛ (ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَهً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ )(10) ، «سپس هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلاً (خدا را) می خواند، فراموش می کند»؛ (وَ لکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتّی نَسُوا الذِّکْرَ )(11) ، «ولیکن آنان و پدرانشان را (از نعمت ها) برخوردار نمودی تا این که یاد (تو) را فراموش کردند».
ج) فراموشی اختیاری و عمدی که بر اساس آن کاری عمداً ترک می شود:
(فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا)3 ، «پس همان گونه که ملاقات این روزشان را فراموش کردند»؛ (نَسُوا اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقِینَ هُمُ الْفاسِقُونَ)4 ، «خدا را فراموش کردند؛ پس (خدا نیز) آنان را به فراموشی سپرد؛ به راستی که تنها منافقان نافرمان اند»؛ (قال کذلک أتَتْک آیاتُنا فنَسیتَها وکذلک الیومَ تُنسَی)(12) ، «(خدا می) فرماید: «این گونه (تو را گرد می آوریم؛ زیرا) نشانه های ما به تو رسید و آنها را به فراموشی سپردی؛ و همان گونه امروز فراموش می شوی».
3 - جریان حکمت در افعال الهی
یکی از صفات خدا صفت حکمت است به این معنی که چون افعال الهی از ذات کامل و بدون نقص او صادر می شود؛ به صورت گزاف و بدون مصلحت نیست بنابراین هر فعلی در جایگاه مناسب خود واقع می گردد پس اگر موجودی را مورد رحمت خویش قرار می دهد؛ با توجه به مصالح است و از طرفی اگر نظر رحمت خود را از کسی قطع نمود و عمداً او را فراموش کرد؛ به دلیل گناهان اوست چرا که ذات کامل الهی هرگز ظلم نمی کند و فعل بیهوده انجام نمی دهد. (وَ مَا اللّهُ یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ)1 ، «و خدا هیچ ستمی را برای بندگان نمی خواهد»؛ (وَ مَنْ یَکْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما یَکْسِبُهُ عَلی نَفْسِهِ وَ کانَ اللّهُ عَلِیماً حَکِیماً)2 ، «و هر کس که گناهی کسب کند، پس فقط آن را به زیان خودش کسب کرده است؛ و خدا دانای فرزانه است».
جمع بندی
در مورد خداوند متعال دو نوع فراموشی قابل بحث است.
1 - فراموشی به معنای رفتن مطلبی از ذهن که از قبل به آن عالم بوده است. این مورد به اصطلاح از صفات سلبیه خداست و هم عقل، خدا را از آن منزه می داند همانطور که ذکر شد و هم شریعت چنان که می فرماید: (وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلاّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ ما بَیْنَ أَیْدِینا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَیْنَ ذلِکَ وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا)3 ، «و (جبرئیل گفت:) جز به فرمان پروردگارت، فرود نمی آییم؛ آنچه پیش روی ما و آنچه پشتِ سرِ ما و آنچه میان این دو است، فقط از آنِ اوست؛ و پروردگارت فراموشکار نیست»؛ (وَ لَقَدْ خَلَقْنا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرائِقَ وَ ما کُنّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلِینَ)4 ، «و به یقین، بر فراز شما هفت راه (آسمانی) آفریدیم؛ و از آفرینش غافل نبوده ایم»؛ (وَ لا تَحْسَبَنَّ اللّهَ غافِلاً عَمّا یَعْمَلُ الظّالِمُونَ إِنَّما یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الْأَبْصارُ)5 ، «و هرگز مپندار که خدا از آنچه ستمکاران انجام می دهند، غافل است؛ (کیفر) آنان را تنها برای روزی تأخیر می اندازد که دیدگان در آن خیره می شود»
.چطور ممکن است خدای تعالی فراموش کار باشد در حالی که خالق همه چیز است؛ خالق و مالک آسمان ها، زمین و همۀ آنچه در آن ها وجود دارد، او تدبیرگر و حاکمی است که حکم و تدبیرش از بین نمی رود روزی ها، حاجات خلایق را برآورده می سازد و اگر چنین کسی دچار فراموشی شود، قادر بر انجام این امور نخواهد بود و مهم تر این که، در ارسال رسولان و نزول قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله، در زمان مصلحت و نیاز نباید دچار فراموشی شود که در این غیر این صورت جامعه بشری، رو به هلاکت می رود و این با حکمت خالق، منافات دارد پس مسلماً نسیان در وجود خداوند راهی ندارد(13).
(قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی فِی کِتابٍ لا یَضِلُّ رَبِّی وَ لا یَنْسی)2 ، «(موسی) گفت: علم آن در کتابی، نزد پروردگارم است؛ پروردگارم گمراه نمی شود و فراموش نمی کند». حساب و کتاب اقوام گذشته محفوظ است، و سرانجام به پاداش و کیفر اعمالشان خواهند رسید، نگهدارنده این حساب، خدایی است که نه اشتباه در کار او وجود دارد و نه فراموشی، با توجه به آنچه حضرت موسی علیه السّلام بیان می نماید کاملاً روشن است که نگه داشتن این حساب برای آن کس که به هر موجودی، دقیقاً نیازمندی هایش را داده و سپس آن را هدایت می کند؛ کار مشکلی نخواهد بود.
در تفاوت مفهوم جمله «لایَضِلُّ» با جمله «لایَنْسی» مفسران بیانات گوناگونی دارند، ولی ظاهر این است که «لایضل»، اشاره به نفی هرگونه اشتباه از پروردگار است، و «لاینسی» اشاره به نفی نسیان، یعنی نه در آغاز کار در حساب افراد اشتباه می کند، و نه در نگهداری حسابشان گرفتار نسیان می گردد و به این ترتیب حضرت موسی علیه السّلام ضمناً احاطه علمی پروردگار را به همه چیز خاطر نشان می کند تا فرعون متوجه این واقعیت بشود که سر سوزنی از اعمال او از دیدگاه علم خدا پنهان و بی پاداش و بی کیفر نخواهد بود.در حقیقت این احاطه علمی خداوند نتیجه سخنی است که حضرت موسی علیه السّلام قبلاً گفت(14) که خداوندی که به هر موجودی نیازمندیش را داده و او را هدایت می کند، از حال همه کس و همه چیز(15) آگاه است.
2 - فراموشی عمدی و اختیاری که به معنای قطع توجه و رحمت است
این ویژگی از دیدگاه عقل برای خدا جایز بلکه لازم است چرا که اطاعت و سرپیچی در مقابل شخص حکیم یکسان نیست و با هر کدام رفتار مناسب همان عمل انجام می شود. از دیدگاه قرآن کریم نیز بر همین نکته تاکید شده است (لا یَسْتَوِی أَصْحابُ النّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُونَ)3 ، «اهل آتش و اهل بهشت مساوی نیستند، فقط اهل بهشت کامیاب اند». بنابراین کسانی که خدا را فراموش کرده اند خدا هم آن ها را از برکات و توفیقات و مواهب خود فراموش نموده یعنی با آن ها معامله فراموشی می کند. (اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاهُ الدُّنْیا فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ)4 ، «کسانی که دینشان را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا آنان را فریب داد، پس همان گونه که ملاقات این روزشان را فراموش کردند و نشانه های ما را همواره انکار می نمودند، (ما هم) امروز آنان را به فراموشی می سپاریم».
بنابراین نسبت «نسیان» به خدا به معنی فراموشی واقعی نیست، بلکه کنایه از این است که با آنها معامله شخص فراموشکار می کند، یعنی هیچگونه سهمی از رحمت و توفیق خود برای آنها قائل نمی شود. این گونه تعبیر حتی در سخنان روزمره نیز دیده می شود که مثلاً می گوییم: «چون تو وظیفه خودرا فراموش کردی، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش تو را فراموش خواهیم کرد»، یعنی مزد و پاداشی به تو نخواهیم داد.
این معنی در روایات اهل بیت علیهم السّلام نیز وارد شده است(16).
موضوع نسیان پروردگار با «فاء تفریع» بر نسیان آن ها عطف شده است، «سَوا الله فأنساهم» یعنی فراموش کاری آن ها نسبت به فرمان الهی و ذات پاک او اثرش این است که خدا هم آن ها را از مواهب خویش محروم می سازد و این نتیجه عمل آنها است(17). علت آن که خداوند، کافران، ظالمان و فاسقان را در روز قیامت فراموش می کند، و با نظر رحمت و لطف به آن ها نگاه نمی کند، نشأت گرفته از اعمال خود ایشان است (کَذلِکَ أَتَتْکَ آیاتُنا فَنَسِیتَها وَ کَذلِکَ الْیَوْمَ تُنْسی )(18) ، «این گونه (تو را گرد می آوریم؛ زیرا) نشانه های ما به تو رسید و آنها را به فراموشی سپردی؛ و همان گونه، امروز فراموش می شوی».
از حضرت امام علی علیه السّلام روایت شده: در دنیا خدا را فراموش کردند و طاعتش ننمودند و خدا هم آنان را در آخرت به فراموشی سپرد و ثواب و نصیبی در آخرت برایشان وجود ندارد(19).
نتیجه
خدای تعالی هیچ گاه، دچار نسیان و فراموشی نمی شود زیرا اگر قائل به صفت فراموشی در ذات خداوند شویم، با کامل بودن ذات او سازگار نیست اما نکتۀ قابل توجه در آیاتی که به نسیان و فراموشی خداوند اشاره می کند،
مربوط به گروه خاصی از انسان ها یعنی کافران و فاسقان می باشد که در دنیا توجهی به اطاعت نداشتند، در روز قیامت مورد فراموشی عمدی و اختیاری خداوند واقع خواهند شد یعنی عنایت الهی و رحمت او به آنان نمی رسد.
منابع جهت مطالعه بیشتر
تفاسیر قرآن مانند مجمع البیان، المیزان، نمونه، تفسیر قرآن مهر و... ذیل آیات مربوطه همچون حشر/ 19، اعراف/ 51، توبه/ 67، طه/ 126.
پینوشتها
- ۱-مریم / 64.
- ۲-. حشر/ 19.
- ۳- ر. ک: مصباح یزدی، آموزش عقائد، ص 67-1.
- ۴-مصباح المنیر، مادۀ نسی.
- ۵- مفردات، مادۀ نسی.
- ۶- کهف / 61.
- ۷-کهف / 73.
- ۸-اعلی / 6.
- ۹- کهف / 57.
- ۱۰-زمر / 8.
- ۱۱-فرقان / 18.
- ۱۲-طه / 126 و ر. ک: مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن کریم، ج 13، ص 115.
- ۱۳- التفسیر الوسیط، ج 2، ص 1493.
- ۱۴- طه / 50.
- ۱۵-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 13، ص 221.
- ۱۶-ر. ک: تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص 239 و 240.
- ۱۷- رک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 8، ص 31؛ علامه طباطبایی، سید محمد حسین المیزان، ج 8، ص 134؛ طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج 4، ص 418؛ رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج 5، ص 253.
- ۱۸-طه / 126.
- ۱۹-تفسیر الصافی، ج 2، ص 355.
- منبع: شبهات روزآمد/ جمعی از پژوهشگران قرآنی [مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی]؛ زیر نظر محمدعلی رضایی اصفهانی.قم: انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن، 1391









